احكام معصومين (ع)

ائمه معصومين (ع) به جهت قداست و شرافتى كه دارند داراى احكام خاصى مى‏باشند، به چند نمونه از آنها اشاره مى‏شود:

1. نماز خواندن در حرم ائمه (ع) همچون نماز خواندن در مساجد است بلكه بهتر، درباره نماز خواندن در حرم حضرت على (ع) آمده است كه برابر دويست هزار نماز در مكان‏هاى ديگر است.[1]

2. توقف افراد ناپاك همچون جنب وحائض ونفساء در حرم ائمه (ع) جايز نيست.[2]

3. نجس كردن حرم ائمه (ع) حرام و تطهير جايى كه نجس شده است واجب است.[3]

4. بى احترامى به آنها و آنچه به نام آنهاست حرام است.

5. زيارت‏معصومين (ع) ويژگى‏هاى خاص خود را دارد. همچون: نماز زيارت، غسل زيارت، زيارت‏هاى ويژه همچون امين الله و جامعه كبيره و ...

شب‏هاى قدر

مقدس‏ترين شب سال، شب قدر است كه اعمال و آداب بسيارى دارد و مهم‏ترين آن توبه و استغفار است. برخى از مردم فكر مى‏كنند خوابيدن‏

در شبهاى مقدس همچون شبهاى‏قدر گناه و حرام است در حالى كه هيچ مجتهدى فتوى به حرمت خوابيدن در چنين شب‏هايى را نداده است. مهم بيدار بودن نيست، بلكه مهم ايجاد تحول معنوى و بازنگرى به خود است.

آنچه بايد در اين شبها رعايت شود اين است كه شب زنده دار بايد به گونه‏اى برنامه ريزى كند كه نماز صبح او قضا نشود.

بسيارى از شب زنده‏داران، اين شب‏ها را به انجام مستحبات مى‏گذرانند و بهتر است در اين شب‏ها، نمازهاى قضا شده را بجا آورند.

همچنين اعمال زير در شب‏هاى قدر مستحب است:

1. غسل مقارن غروب آفتاب كه نماز مغرب و عشا را با آن غسل و وضويى كه مى‏گيرد بخواند.

2. شب زنده‏دارى به توبه و دعا و نماز.

3. خواندن صد ركعت نماز كه فضيلت بسيارى دارد[4] و بهتر آن است كه به جاى خواندن نماز صد ركعتى، صد ركعت از نمازهاى قضاى خود را بخواند، چرا كه چنين فرصتهايى كمتر به دست مى‏آيد.

بسيارى از شب‏زنده داران، اين شب‏ها را به مستحبات مى‏گذرانند ولى از نماز صبح كه واجب است غافل مى‏شوند.

4. زيارت امام حسين (ع)[5] و اعمال ديگرى كه در كتاب مفاتيح الجنان ذكر شده است.

روز قدس‏

پيامبر اسلام (ص) مدت 13 سال پس از بعثت در مكه و چند ماه بعد از هجرت در مدينه به امر خدا به سوى «بيت المقدس» نماز مى‏خواند، ولى بعد از آن قبله تغيير يافت و مسلمانان مأمور شدند به سوى «كعبه» نماز بگذارند.[6]

آن روز درحالى‏كه پيامبر دو ركعت نماز ظهر را در مسجد «بنى سالم» (ذوقبلتين) كه در شمال غربى مدينه منوره واقع شده و از مشهورترين مساجد مدينه به شمار مى‏رود، به سوى بيت المقدس خوانده بود، جبرئيل مأمور شد بازوى پيامبر را بگيرد و روى او را به كعبه برگرداند.[7]

مسجدالاقصى به جهت ارزش و فضيلت خود، داراى احكام خاصى است. در اينجا به چند نمونه از آنها اشاره مى‏شود:

1. ثواب نماز در آن مسجد برابر با هزار نماز در ساير مكانها است.

امام على (ع) فرمود:

صلاةٌ فى بيت المقدس الف صلاة[8]

نماز در بيت المقدس برابر هزار نماز در مكان‏هاى ديگر است.

2. با فضيلت ترين مساجد، مسجد الحرام (كه يك نماز در آن برابر يك ميليون نماز است)، مسجد النبى (برابر ده هزار نماز)، مسجد كوفه و

مسجد الاقصى (برابر هزار نماز) و بعد از آن مسجد جامع هر شهر (برابر صد نماز) است.[9]

چند نكته احكامى به تناسب روز قدس‏

1. توجه به قبله در مواردى واجب است همچون خواندن نماز، رو به قبله كردن محتضر، دفن ميت، ذبح حيوانات و ... و در مواردى مستحب است همچون حال دعا، قرائت قرآن، ذكر، تعقيبات نماز، سجده شكر، (بلكه در حال نشستن مطلقاً مستحب است انسان رو به قبله بنشيند) و در مواردى حرام است مانند رو به قبله بودن به هنگام تخلى و قضاى حاجت و ...[10] و متأسفانه گاهى ناآگاهانه دستشويى برخى از خانه‏ها رو به قبله است و بر مسلمانان لازم است حرمت قبله را حفظ نمايند.

2. با فضيلت ترين مساجد بعد از مسجد الحرام و مسجد النبى، مسجد الاقصى است كه اولين قبله گاه مسلمانان بوده است.

3. سازش با بيگانگان عليه منافع مسلمانان از گناهان كبيره است.[11]

4. اگر دشمن بر بلاد مسلمانان و سرحدات آن هجوم نمايد، واجب است بر جميع مسلمانان دفاع از آن به هر صورت كه ممكن باشد.[12]

5. اگر در داخل ممالك اسلامى نقشه‏اى از طرف اجانب كشيده شده كه خوف آن باشد كه تسلط بر ممالك اسلامى پيدا كنند، واجب است بر مسلمانان با هر وسيله‏اى كه ممكن است نقشه آنها را بر هم بزنند و از نفوذ آنها جلوگيرى كنند، همچون اعتراض و تظاهرات و ...

6. اگر به واسطه نفوذ سياسى يا اقتصادى و تجارى اجانب خوف آن باشد كه تسلط بر بلاد مسلمين پيدا كنند، بر مسلمانان دفاع واجب است به هر نحو كه ممكن است.[13]

7. اگر بعضى رؤساى ممالك اسلامى با بعضى وكلاى مجلس موجب بسط نفوذ اجانب شود، چه نفوذ سياسى يا اقتصادى يا نظامى كه مخالف مصالح اسلام و مسلمين است، به واسطه اين خيانت از مقامى كه دارد، هر مقامى كه باشد، منعزل است؛ اگر فرض شود كه احراز آن مقام به حق بوده است، و بر مسلمانان لازم است او را مجازات كنند به هر نحو كه ممكن شود.[14]

8. يادگرفتن و ياد دادن علوم و صنايعى كه مورد نياز عموم است و همچنين علوم و صنايعى كه سبب قوّت و شوكت جامعه مسلمين و برترى قواى دفاعى آنها بر كفّار مى‏شود بر همه، واجب مؤكد است به وجوب كفايى و بايد مسلمانان به نحوى قوى شوند كه قطع طمع كفّار را از بلاد و نواميس و اعراض و اموال و معادن و ثروت خود بنمايند.[15]

شرط تأثير در امر به معروف و نهى از منكر

مسئوليت‏هاى دينى دو نوعند: بخشى از آنها شكل ثابت و معينى دارند، مانند نماز، و برخى ديگر شكل و قالب خاصى ندارند. مهم شرط تأثيرگذارى است. در اين راستا، به چند نمونه از آنها اشاره مى‏شود:

الف) امر به معروف و نهى از منكر، با خواهش و استدعا.

ب) امر به معروف و نهى از منكر، همراه با موعظه و نصيحت.

ج) تكرار امر به معروف و نهى از منكر.

د) امر به معروف و نهى از منكر، در حضور جمع در صورتى كه آشكارا گناه كرده است.

ه) امر به معروف و نهى از منكر، به صورت دسته جمعى.

و) كم‏كردن رابطه؛ و يا هرشيوه ديگرى كه بوسيله آن بتوان بر شخص گنهكار تأثير گذاشت. لذا بايد از اين شيوه‏ها براى اقامه معروف و جلوگيرى از گناه استفاده كرد.[16]

سه نكته در زمينه امر به معروف و نهى از منكر

امر به معروف و نهى از منكر، بسيج عمومى و همگانى است براى ريشه‏كن كردن فساد وتأمين سلامت جامعه. در اين رابطه چند نكته مطرح است:

1. امر به معروف و نهى از منكر در واجبات و محرمات واجب است و در مستحبات و مكروهات مستحب است.[17]

2. امر به معروف و نهى از منكر، مختص به هيچ صنف و گروهى نيست و بر همه اقشار جامعه واجب است.

3. واجب شدن امر به معروف و نهى از منكر شرايطى دارد: الف) شناخت صحيح معروف ومنكر؛ ب) احتمال تأثير در مخاطب؛ ج) تصميم مخاطب بر تكرار عمل؛ د) نداشتن مفسده و ضرر جانى، عرضى و مالى.[18]


[1] توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 500، م 895؛ عروة الوثقى، ج 1، ص 452، م 5؛ تحريرالوسيله، ج 1، ص 151 و 596 ..

[2] ( 2) توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 517؛ تحريرالوسيله، ج 1، القول فى احكام الجنب، ص 38.

[3] همان، م 904.

[4] مفاتيح الجنان، ص 461.

[5] مفاتيح الجنان، ص 441.

[6] تفسير نمونه، ج 1، ص 479.

[7] همان، ص 480.

[8] معتبر، ج 1، ص 65؛ نهايه طوسى، ص 108.

[9] عروة الوثقى، ج 1، ص 452، م 4، فى امكنة المكرومه.

[10] همان، ص 548.

[11] توضيح المسائل مراجع، م 2826.

[12] همان.

[13] توضيح المسائل مراجع، م 2829.

[14] همان، م 2833.

[15] همان، ص 735.

[16] توضيح المسائل مراجع، ج 2، ص 759، م 2806 الى 2815.

[17] همان، م 2786.

[18] توضيح المسائل مراجع، ج 2، ص 756، م 2791.