کتاب احکام دو دقیقه ای
مواردى كه با لباس نجس مىتوان نماز خواند
از شرايط لباس نمازگزار، پاك بودن است. اگر نمازگزار عمداً يا از روى فراموشى با لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل است مگر در پنج صورت:
1. نداند بدن يا لباسش نجس است و بعد از نماز متوجه نجس بودن لباس شود.
2. بهخاطر زخمى كه دربدن اوست لباسش نجس شود ونتواند عوض كند و يا تطهير كند.
3. لباس يا بدن نمازگزار به خونى نجس شده است كه مقدار آن كمتر از درهم است، اين خون نجس است ولى مىشود با آن نماز خواند.
4. ناچار باشد با لباس نجس نماز بخواند، مانند اين كه آب براى تطهير نباشد و نتواند لباسش را عوض كند.
5. لباسهاى كوچك همچون جوراب، اگر نجسباشد نمازگزار مىتواند با آن نماز بخواند.[1]
نگاههاى حرام
1. نگاه به چهره آرايش كرده زن.
2. نگاه به زيورآلات زن (نگاه به محل زينت).
3. نگاه به عكس بى حجاب زن آشنا.[2]
4. نگاه به عكسهاى مهَيّج.
5. نگاه با ريبه (ترس افتادن به حرام) به محارم.[3]
6. نگاه كردن مرد به بدن نامحرم چه با قصد لذت و چه بدون آن.[4]
7. مرد نبايد با قصد لذت به بدن مرد ديگر نگاه كند و نگاه كردن زن هم به بدن زن ديگر، با قصد لذت، حرام است.[5]
8. نگاه كردن به عورت ديگرى.[6]
9. نگاه به داخل خانه ديگران حرام است.[7]
10. نگاه تند به پدر و مادر حرام است.
11. نگاه به فيلمهاى مبتذل و فاسد حرام است و فرقى بين متأهل و مجرد نيست.[8]
12. نگاه به چيزى كه موجب ضرر به چشم است، حرام است.
خِطبه و خُطبه
دو مستحب در احكام ازدواج آمده است كه بسيار زيباست:
1. خِطبه كه خواستگارى است و مستحب است در نهايت پنهانى باشد تا در صورت عدم پسند و عدم وصلت دختر آسيب روحى نبيند.
2. خُطبه عقد ازدواج است كه بعد از خواستگارى مطرح مىشود. مستحب است آشكارا و در حضور ديگران باشد[9] تا دختر و پسر متهم نشوند.
ازدواج و محرميت
شكى نيست كه با ازدواج، برخى از نامحرمان به زن و شوهر محرم مىشوند، همچون پدر شوهر و مادر زن ولى برخى از نامحرمان، محرم نمىشوند، همچون: نامادرى به داماد و ناپدرى به عروس، عموى داماد به عروس، خواهرزن به داماد، برادرشوهر به عروس، شوهرخواهر به خواهر.
سه نكته درباره اذن شوهر
1. اذن شوهر براى خروج از خانه لازم است.[10]
2. اذن شوهر براى امور واجب همچون حج واجب، لازم نيست.
3. اگر مردى به همسرش بگويد نبايد با فلان نامحرم حرف بزنى، همسر مىتواند با رعايت حدود شرعى با او حرف بزند، البته سزاوار است زن در چنين امورى نيز رضايت شوهر خود را جلب نمايد.[11]
سه نكته در رابطه با مسائل اقتصادى خانواده
1. زن وشوهر در درآمد و مصرف و هزينه مال و ثروت خود استقلال دارند.
2. هيچ يك از زن و شوهر نمىتوانند بدون رضايت در مال يكديگر تصرف كنند.
3. نذر زن از مال خود بدون اذن شوهر باطل است.[12]
سه نكته درباره مهريه
1. مهريه يك حق است و بر اساس توافق و رضايت زن و شوهر مىباشد و مستحب است كه مقدار آن از مهر السنة (500 درهم) بيشتر نباشد.[13]
2. اداى مهريه عندالمطالبه واجب است و اگر مرد نتواند ادا نمايد، زن بايد صبر كند.
3. اگر زن مهريه اش را بخشيد، نمىتواند مطالبه كند.[14]
منكرات خانواده
در محيط خانواده گاه منكراتى روى مىدهد كه لازم است از آنها دورى شود.
به چند نمونه از آنها اشاره مىشود:
1. فضاسازى خانه با عكسهاى نيمه عريان و بدحجاب نامحرمان آشنا و ناآشنا.
2. آرايش در برابر نامحرمان.
3. استفاده از فيلمها و سى دىهاى آلوده.
4. ميهمانىهاى مختلط محرم و نامحرم.
5. گفتگوهاى حرام و غفلت زا.[15]
احكام دو دقيقه اى ؛ ص130
پوشش از نامحرمان
1. پوشش از نامحرمان واجب است و تفاوتى نمىكند كه قصد گناه داشته باشند يا خير، در ديگران تأثير بدى داشته باشد يا نه، در برابر نامحرمان فاميل باشد يا غير فاميل، در مجالس شادى باشد يا مجالس عزا و ...
پنج نكته درباره حقوق والدين
1. رعايت حقوق والدين واجب است گرچه آنها در حق اولاد كوتاهى كرده باشند.
2. اطاعت امر پدر و مادر و رعايت ادب در صحبت كردن با آنها لازم است، حتى اگر بداخلاق باشند.
3. هديه دادن و بخشيدن چيزى به پدر و مادر مستحب است.
4. براى پدر و مادرى كه در قيد حيات نيستند، بهترين احسان اداى بدهى آنهاست، چه حق الناس و چه حق الله.
5. تندى و پرخاشگرى و بدگويى و قطع رابطه از مصاديق عاق والدين و از گناهان كبيره است.
پنج نكته در رابطه با نفقه
1. پرداخت نفقه سه گروه بر انسان واجب است: پدر و مادر، فرزندان و همسر گرچه در عده طلاق رجعى باشد.
2. نفقه پدر و مادر و فرزندان در صورتى واجب است كه فقير باشند و در غير اين صورت واجب نيست، ولى نفقه همسر واجب است گرچه نيازمند نباشد.
3. اگر انسان خرجى پدر و مادر يا فرزندان را نداده، مديون نمىباشد بلكه فقط گناه كرده است اما در مورد همسر چنين نيست و هر مقدار كه خرجى همسر را ندهد به همان مقدار شرعاً مديون است.[16]
4. آنچه از نفقه و خرجى بر مرد واجب است نيازهاى عادى زندگى همچون تهيه غذا، پوشاك و مسكن است و مخارجى همچون بدهىهاى شرعى زن مانند كفاره، خمس، رد مظالم، صدقه، هديه و نذورات بر گردن شوهر نيست.
5. اگر شوهر مخارج زندگى را به شكل روزانه يا هفتگى پرداخت نمايد و زن با صرفه جويى يا دلايل ديگر خرج نكند، نفقه، مال او مىشود و شوهر حق بازپس گيرى آن را ندارد.[17]
پنج نكته درباره مستحبات بعد از تولد
1. شستن فرزند بعد از تولد.[18]
2. اذان گفتن در گوش راست و گفتن اقامه در گوش چپ.[19]
3. ماليدن تربت امام حسين (ع) و آب فرات به سقف دهان كودك.[20]
4. نامگذارى او به اسماء خدا و پيامبر.[21]
5. عقيقه و وليمه.[22]
در چهار مسأله، حكم كودك و بزرگ يكى است
1. لزوم جبران خسارت.
2. لزوم تطهير بدن و لباس از نجاسات براى نماز.
3. در محرم بودن كودك و بزرگ.
4. لزوم جواب سلام كودك و بزرگ.[23]
در سه صورت معامله با طفل مانعى ندارد
1. طرف معامله در واقع ولىّ طفل باشد و طفل وسيله رساندن جنس يا پول گردد.[24]
2. طفل، طرف معامله است ولى يقين داشته باشيم كه اين كار با رضايت ولى انجام مىگيرد.[25]
3. اگر طفل مميز باشد و چيز كم قيمتى را كه معامله آن براى بچهها متعارف است معامله كند.[26]
[1] توضيح المسائل مراجع، ج 1، م 848.
[2] احكام بانوان، ص 33، س 44 و 45.
[3] توضيح المسائل مراجع، ج 2، م 2437 و 2438.
[4] همان، م 2433.
[5] همان، م 2438.
[6] همان، م 2436.
[7] مجمع المسائل گلپايگانى، ج 1، ص 534، م 18؛ احكام روابط زن و مرد، ص 155.
[8] جامع الاحكام صافى، ج 2، س 1329؛ اجوبة الاستفتائات، س 1199.
[9] تحريرالوسيله، ج 3، ص 423، نكاح، م 5.
[10] تحريرالوسيله، كتاب نكاح، فصل فى النشوز؛ توضيح المسائل مراجع، م 2412.
[11] احكام روابط زن و شوهر، ص 79.
[12] تحريرالوسيله، نذر، م 3؛ توضيح المسائل، م 2644.
[13] همان، ج 2، م 1؛ استفتائات مكارم، ج 2، ص 989.
[14] همان، ج 2، نكاح، مهريه، م 12.
[15] اكبرى، محمود، احكام دو دقيقه اى، 1جلد، فتيان - قم، چاپ: دوم، 1391 ه.ش.
[16] شرح لمعه، ج 6، ص 73.
[17] تحريرالوسيله، ج 2، ص 317، م 11.
[18] عروة الوثقى، ج 1، ص 456، الثالث.
[19] همان، ص 601، س 7.
[20] تحريرالوسيله، ج 2، ص 310، م 2.
[21] توضيح المسائل مراجع، م 275.
[22] تحريرالوسيله چهار جلدى، ج 3، ص 553، م 3 و 9.
[23] عروة الوثقى، ج 1، ص 715، م 30.
[24] توضيح المسائل مراجع، ج 2، م 2082.
[25] توضيح المسائل مراجع، ج 2، م 2082؛ استفتائات مكارم، ج 1، ص 162، س 584.
[26] استفتائات بهجت، ج 3، س 417.