نماز تحیت مسجد مرحوم
نماز تحیت مسجد
مرحوم آیت الله ایزدی نجف آبادی نقل می کردند: از آنجا که همیشه مقید به نماز جماعت بودند، در نماز جماعت مرحوم حاج سید محمد تقی خوانساری در مسجد گذر قلعه می شدند. هر وقت هم که آقای خوانساری حاضر نمی شدند، ایشان امامت جمعیت نماز خوان را به عهده می گرفتند. در واقع به انجام شعایر دینی خیلی مقید بودند. به طور مثال درباره اداب مسجد آمده است که چنان چه کسی به مسجدی وارد شود، مستحب است که دو رکعت نماز به عنوان تحیت مسجد بخواند. من به این خصلت یا عادت امام (رحمة الله علیه) خیلی توجه کردم. ایشان هر وقت که به مسجدی وارد می شدند، دو رکعت نماز تحیت می خواندند.
امیر رضا ستوده، پا به پای آفتاب، ج2، ص292.
مناعت طبع
حجت الاسلام و المسلمین توسلی می گوید: امام در یکی از سفرها که مصادف بود با ماه رمضان، در مسجدی دور افتاده، متروک و بسیار کوچک، که بیش از یک اتاق گلی نداشت به اقامه جماعت می پرداخت. این در حالی بود که عده ای از علما به ایشان پیشنهاد کردند که در مسجد جامع شهر اقامه جماعت بفرمایید. اما آن بزرگوار قبول نکرده و فرموده بودند: «در مسجد جامع کسی هست که اقامه جماعت کند، ولی در این مسجد کسی نیست که اقامه جماعت کند. از این روی این مسجد را باید احیا کرد.»
داستان هایی از زندگانی علما، ج3، ص12.
6. نماز اول وقت
ترک بازار برای نماز
خود حضرت امام خمینی در خاطرات خویش می فرمایند: من در مکه که مشرف بودم یک روزی می خواستم یک کتابی بخرم که برای آن کتاب فروش هم فایده داشت، ایستاده بودم اذان گفتند، یک دفعه رها کرد گفت: که «سنت الحَنفیّه» دیگر با من حرف نزد رفت سراغ نماز، در مدینه، بازار را که من دیدم بسته بود. یعنی باز بود لکن هیچ کس نبود، می رفتند سراغ نماز. چرا شما نمی روید به سراغ نماز؟ (نماز اول وقت سنت پیامبر و معصومین بوده و ما شیعیان در نماز اول وقت از دیگران سزاوار تر هستیم)
عباس عزیزی، 420 داستان درباره نماز امام خمینی، ص 23
اول وقت بخوانید
خانم صدیقه مصطفوی (دختر امام) از حالات عرفانی حضرت امام چنین می گویند: امام چندین بار به من و همشیره ها می فرمود: «راه اخرت سخت است، گناه نکنید، ترک گناه اسانتر از عذاب خداست، نماز را حتی اگر در پیاده رو خیابان باشد، اول وقت بخوانید.»
مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام، فصل صبر، ص49.
سستی در نماز اول وقت
خانم زهرا مصطفوی می گوید: یک شب ساعت هفت بود که رفتم منزل امام. وقتی خلاصه اخبار را شنیدم بعد با عجله گفتم: بلند شوم نمازم را بخوانم.
وقتی نمازم را خواندم و برگشتم خدمت امام، آقا گفتند: «من احساس می کنم مسؤولم اگر به تو نگویم. من مطلبی را می خواهم به تو بگویم (فکر می کنم دستشان را زدند روی سینه شان.) گفتند: اگر نگویم می ترسم مسؤول باشم. شما چرا این قدر اهمال می کنی به نمازت؟»
گفتم: من بیرون بودم، دانشکده علوم بودم. بعد از آن جا هم جای دیگری رفتم بعد از آن جا به منزل آمده ام.
امام گفتند: «نه برنامه ات را جوری کن که نمازت اول وقت باشد. می دانی نماز ستون دین است و اگر نماز قبول نشود به هیچ عبادتی نگاه نمی کنند.» من گفتم: خداوند وقت وسیع برای ما قرار داده است. ما خودمان نباید ضیقش کنیم. من فکر می کردم اهمال به این است که ما گاهی بخوانیم، گاهی نخوانیم، نه این که به اصطلاح نماز در اول مغرب نباشد و ساعت هفت و نیم یا هشت باشد. ولی امام گفتند: «نه خیر عدم اهمال و خفیف نشمردن به این است که شما هر کجا هستید نماز اول وقتتان را بخوانید.» آن وقت یک مثالی از یک فردی زدند که اسم او در خاطرم نیست، آقا می گفتند: «یک کسی این طور بوده که در خیابان اگر داشت می رفت و صدای اذان را می شنید از ماشین پیاده می شد، کنار خیابان نمازش را می خواند.»
برداشت هایی از سیره امام خمینی (رضوان الله علیه)، ج3، ص68.