مقدمه :

 

 لا حول و لا قوه الا بالله العلي العظيم الحمد لله الذي جعل الحمد مفتاحا لذکره و سببا لمزيد من فضله و دليلا علي آلاله و عظمته  (نهج البلاغه خطبه 157 )

ثم الصلاه و السلام علي حبيبه و خيرته ابالقاسم المصطفي محمد الطاهرين المنتجبين سيما بقيه الله في الارضين

 

 قال الله تبارک وتعالي : « يا ايها الذين آمنوا اتقوالله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون» (سوره ال عمران آيه102)

 صبح جمعه است متعلق به وجود مقدس ولي الله الاعظم امام زمان ارواح اللعالمين لتراب اقدمه الفداء انشاءالله خداوند به همه ما توفيق درک دولت آن حضرت را عنايت بفرمايد و همه ما را جزء ملازمين رکابش قرار دهد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

موضوع بحث : امام زمان (ع)

 بحث روزهاي گذشته مان که راجع به اسامي قيامت و به طور خاص راجع به يوم الحسره بود را امروز مطرح نمي کنيم و چند جمله اي را با توجه به اينکه روز جمعه است و متعلق است به امام زمان ارواحنافداه نکاتي را در رابطه با آن حضرت عرض مي کنيم نکته اولي که من راجع به امام زمان ارواحنافداه مي خواهم امروز عرض کنم رابطه بين امام زمان و امام حسين عليه السلام است رابطه بين ظهور و عاشورا رابطه بين ياران حسين و ياران امام زمان ارواحنافداه عاشورا و انتظار دو خط پشت سر هم و دنبال هم است انتظار و ظهور در امتداد عاشورا و کربلا است ما هم منتظر حسين هستيم منتهي حسين ديگري که مهدي نام دارد کما اينکه کربلاييان انتظار امام حسين عليه السلام را مي کشيدند اگر کسي نبود آن روز در خيمه حسيني ثبت نام کند امروز در کلاس انتظار بايد اسمش را بنويسد .

رابطه عاشورا و ظهور  

اگر صفات و ويژگيهايي که امام حسين عليه السلام براي يارانش شمرد اني لا اعلم اصحابا اوفي منکم (بحارالانوار ج44ص392)

اين صفات در بين ياران امام زمان هم باشد اينها هم مهدوي مي شوند کما اينکه آنها حسيني شدند پرچم برافراشته امام حسين را ،  کار شروع کرده امام حسين را ، امام زمان به پايان مي برد و به انتهاي مي رساند لذا شما در همين دعاي ندبه عنايت کنيد روي همه مصيبتهايي که براي ائمه پيش آمده روي اين يکي دست مي گذاريد اين  الطالب بدم المقتول بکربلا(دعای ندبه)

 خوب همه ائمه ما ظلم ديدند سختي کشيدند اما بخصوص من روايات را که بررسي کردم اخيرا هم ديدم يک آقايي يک کتابي نوشته در اين رابطه کتاب خوبي بود اين روابط را شايد در بيش از 25 يا 26 قسمت ايشان استخراج کرده که ارتباط بين عاشورا و کربلا و امام زمان و انتظار چيست؟ همين دعاي ندبه يک نمونه اش اين طالب بدم المقتول  ، کجاست آن کسي که انتقام خون امام حسين (ع) را بگيرد و در بعضي از نقلها هم دارد که ظهور روز عاشورا است حالا يا اين عاشورا منظور عاشوراي زماني است يا اينکه نه عاشوراي ديگري برپا خواهد شد با ظهور امام زمان ولي اين تعبير در بعضي از نقلها و بعضي از روايات آمده است شما در همين اعمال روز عاشورا نگاه کنيد نکاتي که امروز مي گويم دقت بفرمائيد در اعمال روز عاشورا مرحوم حاج شيخ عباس قمي يک عبارتي نقل مي کند مي گويد وقتي به هم مي رسيد روز عاشورا اينطور به هم تسليت بگوئيد که حالا عربي اش اين است فارسي اش هم طبيعتا انسان مي تواند به  هم بگويد مي گويد بگوئيد اين را اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسين(البلدالامين ص269)-(وسائل الشِعه ج14ص509) يعني ما به شما تسليت مي گوييم به خاطر مصيبت شهادت امام حسين خدا به ما اجر بدهد به خاطرمصیبت  شهادت امام حسين(ع)

 بعد آن که مد نظرم است اين است ادامه اش دارد و جعلنا و اياکم من الطالبين بثاره مع الامام المهدي من آل محمد صلي الله عليه و آله (وسائل الشِعه ج14ص509)

  چرا بايد ما در تسليت روز عاشورا اين دو مطلب را کنار هم بگذاريم اعظم الله اجورنا اولا سخن از مصيبت حسين است بعد جعلنا من الطالبين يعني خدا ما را از منتقمين خون حسين قرار بدهد با امام زمان که از آل پيامبر است .

 ببينيد خود همين عبارتي که در روز عاشورا مردم به هم مي گويند و حالا معمول است و نقل شده ، و خود اين الطالب بدم المقتول بکربلا . در زيارت عاشورا شما حداقل دو جاي زيارت عاشورا صحبت از امام زمان مي کنيد و اسئله ان يرزقني طلب ثارک مع امام المنصور مگر نمي گوئيد خدايا از تو مي خواهيم طلب خونخواهي امام حسين را به ما نصيب کني با آن امام منصور امام زمان ارواح نافداه و در معرفي امام حسين هم شما زياد ديديد غالبا دارد من ولد الحسين از فرزندان حسين است يعني وقتي مي خواهند معرفي کنند امام زمان را انتصاب مي دهند به امام حسين از فرزندان حسين است اولين امامي که در رجعت بر مي گردد بعد از امام زمان ، حسين است . مصيبت براي حسين مي خواند صبح گريه مي کند شام گريه مي کند براي حسين گريه مي کند اين مي رساند ارتباط بين عاشورا و انتظار بين امام زمان و امام حسين عليهما السلام را .

حتي در بعضي از نقلها ديدم وقتي آن آقا ظهور کند کنار خانه کعبه يکي از حرفهايي که مي زند بعد از آنکه خودش را معرفي مي کند امام زمان اولين جمله اي که مي گويد يا اهل العالم ان جدي الحسين الذي قتلوه عطشانا شروع ميکند روضه خواني امام زمان براي جد بزرگوارش امام حسين کنار کعبه يا اهل العالم ان جدي الحسين الذي قتلوه عطشانا اين چند موردي که اشاره کردم از دعاي ندبه از زيارت عاشورا از تسليتي که در روز عاشورا به هم مي گوئيم از اينکه ظهور را بعضي روايات دارد روز عاشورا است مهدي فرزند حسين است اولين امامي که رجعت مي کند حسين است اينها مي رساند رابطه بین ظهور و عاشورا را .

توجه به اين نکات بوده است که خود امام حسين هم در فرمايشاتشان اشاره به اين مطلب دارند که ياران مهدي و ياران امام حسين وجه مشترکشان اين است که هر دو انتظار مي برند آنها انتظار حسين و اينها انتظار مهدي طبيعتا عزيزان بايد يک صفاتي مشترکي هم اينها داشته باشند بايد يک ويژگيهايي مشترکي هم داشته باشند که اينها در کنار هم و با هم رعايت بشود حالا من به دو سه تا از اين ويژگيها اشاره مي کنم و اين نکته اول را رد مي شوم و مي روم سراغ نکته دومي که مي خواهم اشاره کنم.

نکته اول :

ویژگیهای مشترک اصحاب عاشورا و اصحاب ظهور   

ویژگی اول :

يکي از اين ويژگيها که هم درباره اي ياران امام زمان آمده هم درباره اي ياران امام حسين صفت وفا است شب عاشورا امام حسين فرمودند اني لا اعلم اصحابا اوفي منکم(بحارالانوارج44ص392) من ياراني با وفادارتر از شما نمي شناسم .

حق هم اين است من گاهي گفتم  اين را،  درجنگ  احد يک کمي که کار سخت شد اکثرا فرار کردند خيلي از اصحاب پيغمبر (موسي بن عمران) به او گفتند خودت با خدايت برو بجنگ ما مي ايستيم اينجا خبر پيروزي را براي ما بياور تنهايش گذاشتند

 داوود به يارانش گفت از اين چشمه نخوريد يک مشت آب بخوريد مي خواهم شما را امتحان کنم رسيدند کنار آب خنک در جنگ داوود و طالوت و جالوت در قرآن است گفت اين آب گوارا که مي بينيد جلوي چشمتان يکي يک مشت بيشتر نخوريد اکثرا خوردند و توجه نکردند به حرف اما شما بيائيد ببينيد عباس دست زير آب مي برد و بر مي گرداند کسي هم به او نگفت نخور داوود به آنها گفت نخوريد و خوردند شما ببينيد ياران احد خيلي هايشان پيامبر را تنها گذاشتند ياران موسي همینطور .

اما اينها مطمئن بودند به شهادت مي رسند اينها مي دانستند سر انجام کار را .

 موسي تقاضا کرد بمانيد ،  پيغمبراسلام  فرمود کجا فرار مي کنيد بمانيد ......

اما امام حسين(ع) مي گفت برويد فليخذ کل رجل منکم بيد رجل من اهل بيته فتفرقوا في سواد هذا اليل و زورني  و هولاء القوم(لهوف ص90) شب عاشورا فرمود هر کس دست يکي را بگيرد برود تنها هم نرود دست يکي را هم بگيرد فليخذ کل رجل بيد رجل من اهل بيته دست يکي از فاميلهايش زن و بچه اش را بگيرد برود.

 جمعي فرمود فردي فرمود به نافع بن هلال فرمود برو اينجايي که داري مي بيني راه باز است تپه است کسي هم نيست اما گفتند اکلتني سوا فارقتک(بحارالانوار ج44ص394) درندگان ما را قطعه قطعه کنند اگر ما شما را تنها بگذاريم اني لا اعلم اصحابا اوفي منکم من نمي شناسم ياراني باوفاتر از شما .

 درباره امام زمان(ع) هم خودش در آن نامه به شيخ مفيد نوشت ولو ان اشياءنا علي اجتماع من القلوب في الوفا بالعهد(بحارالانوار ج53ص177) اين پيامي است که امام زمان به شيخ مفيد داد

 در دعاي عهد هم مي خوانيم يابن الحسن ما اجدد له في صبيحه يومي هذا عهدا و عقدا در دعاي ندبه هم مي گوييم در پيام امام زمان هم هست ياران من بايد وفا دار باشند بمانند به پيمانشان متعهد باشند آن طرفش مطمئن است آن که ما دستگيري مي کنيم ما عنايت مي کنيم ما کمک مي کنيم اما وفادار باشند بمانند اين يکي از ويژگيهاي مشترک ياران امام زمان و ياران امام حسين عليهما السلام هست که من شاهد هم آوردم اني لا اعلم اصحابا اوفي منکم ولو ان اشياءنا علي اجتماع من القلوب في الوفا بالعهد هم در فرمايشات امام زمان آمده هم در فرمايشات امام حسين(ع).

اين صفت وفا ،  شما زيارت ابالفضل العباس(ع) را باز کنيد در مفاتيح اين زيارتي که وجود مقدس امام معصوم خوانده امام صادق چه مي گويد آنجا که می فرماید  : عموجان اشهد لک بتسليم و تصديق و الوفاء و النصيحه(مفاتيح الجنان زيارت حضرت عباس ص714) عموي بزرگوارم من شهادت مي دهم تو چهار ويژگي داشتي بتسليم تسليم محض امامت بودي و التصديق او را تصديق کردي هيچگاه حاضر نشدي حرفش را نفي کني و الوفا وفادار بودي ايستادي و النصيحه خير خواه بودي اين اولين ويژگي ياران امام زمان و ياران امام حسين

ویژگی دوم :

ويژگي دوم که باز در روايات آمده ، ثبات قدم ، استواري و استقامت بوده است .

  امام سجاد به ابا خالد کابلي فرمودند: طوبي لثابتين(بحارالانوار ج52ص145) خوشا به حال آنهايي که در ولايت و پيروي امام زمان ثابت باشند استوار باشند بمانند ثابت قدم باشند ياران امام حسين هم همينطور بودند ثابت قدم بودند استوار بودند.

« من المومنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضي نحبه ومنهم من ينتظر»(سوره احزاب آيه23) مکرر امام حسين اين آيه را می خواندند وقتی  بالاي سر شهدا مي آمدند روز عاشورا روز ثبات قدم استواري ايستادن دفاع کردن رها نکردن صحنه بود ،  اين يکي از ويژگيهاي ياران امام زمان و ياران امام حسين(ع) است.

 شما ملاحظه بفرمائيد وقتي حبيب بن مظاهر آمد بالاي سر مسلم بن عوسجه در حاليکه خود امام حسين عليه السلام هم حضور داشت تا سوال کرد سفارشي نداري راجع به خودت راجع به زندگيت گفت چرا : اوصيک بهذا الرجل (بحارالانوار ج45ص20)جان تو و جان امام حسين اوصيک بهذا بر تو باد دفاع از اباعبدالله.

 اين را ثبات قدم مي گويند اين را استواري مي گويند که برير روز عاشورا وقتي آمد ميدان برير معلم قرآن است آقا عاشورا صحنه عجيبي است برادر در مقابل برادر ایستاد شاگرد در مقابل شاگرد در  اين صحنه ها فاميل در مقابل فاميل  ، عمر بن غرزه و علي بن غرزه برادر هستند در دو سپاه يکي اين طرف يکي آن طرف.

 خيلي آدم بايد حواسش جمع باشد عزيزان اگر در خيمه حسيني نبوديد در خيمه انتظار اسمتان را بنويسيد عاشورا و انتظار در راستاي هم هست در ادامه هم است استمرار هم هست همينهايي که بودند بعضي هايشان فاميلهاي مادري ابالفضل العباس بودند امان نامه آورد شمر گاهي اتفاق افتاده بود شاگرد در مقابل استاد رفيق در مقابل رفيق قره بن قيس وقتي آمد پيش حبيب بن مظاهر حبيب مي گويد من تعجب کردم اين هم محلي ما بود مي شناختمش در سپاه عمر سعد چه مي کند.

 برير روز عاشورا آمده ميدان يک کسي آمد به جنگش به نام معقل که مي شناخت اين را گفت برير من تو را مي شناسم تو معلم قرآن هستي تو به بچه هاي ما قرآن ياد دادي تو اينجا چه مي کني گفت اينجا چه مي کنم خوب معلوم است اين پسر فاطمه است اين نوه رسول الله است تو در سپاه عمرسعد چه مي کني تو آمدي ايستادي براي کشتن پسر پيغمبر شروع کردند براي هم تبليغات کردن يک وقتي برير گفت من با تو حاضرم مباهله کنم بيا همديگر را نفرين کنيم هر کدام ناحق هستيم از بين برويم نفرين کردند و با هم جنگيدند همان اوايل جنگ معقل به درک واصل شد و صداي الله اکبر برير در ميدان بلند شد بعضي از تواريخ ديدم نوشتند يک کسي آنجا بود اين صحنه را تماشا مي کرد وقتي ديد نفرين برير به اجابت رسيد سوار اسبش شد از صحنه جدا شد رفت گفت من نمي ايستم معلوم مي شود اينها بر حق هستند معلوم مي شود اينها حرفشان  درست است سپاه عمر سعد را رها کرد .

حالا عرضم اينجاست ياران امام زمان و ياران امام حسين صفات مشترکي دارند يک وفاداري دوم ثبات قدم استواري علي بن مظاهر آمد خدمت امام حسين عليه السلام يابن رسول الله من مي خواهم بمانم کنار شما با خانم جوانش آمده بود آقا فرمود همسرت را ببر برسان به خانواده اش چون قبيله بني اسد نزديک بودند به کربلا خودت بمان آمد پيش همسرش گفت :اباعبدالله به من اجازه داده بمانم شما آماده شو من شما را ببرم تحويل خانواده ات بدهم ، نوشتند آنچنان اين زن پيشانيش را کوبيد به اين چوبه خيمه گفت براي چه من بروم؟ زينب بماند رباب بماند فرزندان اهل بيت بماند يا با هم مي رويم يا با همان مي مانيم برو از مولايت امام حسين اجازه بگير من هم بمانم يا با هم برويم مي گويد آمدم خدمت آقا گفتم همسرم حاضر نيست برگردد يابن رسول الله ساعد الله قلبک يا اباعبدالله ، فرمود بماند اينها ياران امام بودند کم بودند اما استوار بودند ثابت قدم بودند ببين آقا« مثل کلمه طيبه کشجره الطيبه اصلها ثابت و فرعها في السماء»(سوره ابراهيم آيه24) شما يک بار قرآن را ببينيد ما شبهاي احيا يک جمله اي مي گوييم در دعاهايمان مي گوييم بکل مومن مدحته(مفاتيح الجنان دعای بک يا الله) مي گوييم اللهم اني اسئلک بحق هذا القرآن شبهاي احيا مي گوييم : ديگر خدايا به حق اين قرآن و به حق من ارسلته به به حق پيغمبري که اين قرآن را به او دادي و به حق کل مومن مدحته فيه

 اين مومن مدحته في چه کساني هستند؟ آسيه ثابت قدم بود کنار موسي ايستاد در مقابل فرعون مومن آل فرعون حبيب نجار مادر موسي اينها ثابت قدمها بودند

 اگر شب احيا ما خدا را قسم مي دهيم بکل مومن مدحته فيه اينها مدحته هستند علي بن مظاهرها مسلم بن عوسجه ها حبيب بن مظاهرها ،  آمد گفت آقا همسرم نمي رود آقا فرمود بماند آمد به همسرش گفت باشد اباعبدالله اجازه دادند که شما بمانيد گفت پس حالا که من هم قبول کرده بمانم تو هم قرار است بروي ميدان و شهيد بشوي ما هم دنبال اين خانواده به اسارت برويم و تو اولين کسي هستي که طبيعتا تو قبل از من بروي ملاقات پيغمبر مي روي بايد يک قول به من بدهي زن جواني که حاضر شده شوهرش را ميدان بفرستد خيلي کار مشکلي است آقا ببينيد بچه شهيد شاب قتلوه في المعرکه وهمسر جوان ، حالا که من حاضر شدم تو بروي ميدان يک قول بده و آن اين است که پيش جدت رسول الله شفاعت مرا بکني و از من ياد کني.

 اين است که عرض مي کنم دومين ويژگي ياران امام زمان ارواح نافداه و امام حسين عليه السلام عبارت است از ثبات قدم و استواري .

ويژگي سوم :

 ياران اباعبدالله ولايت پذير بودند شما همين وجود مقدس ابالفضل العباس عليه السلام را نگاه کنيد شب عاشورا عصر تاسوعا امان نامه مي آيد بر مي گرداند برادر از او مي خواهد برو از دشمن مهلت بگير چشم مي رود مهلت مي گيرد صبح عاشورا مي آيد برادر ميدان بروم مي فرمايد انت صاحب لوائي(بحارالانوار ج45 ص21) تو صاحب پرچم من هستي.

 بمان بمان که اين بچه ها آرام باشند مي ماند عصر عاشورا مي آيد برو آب بياور چشم مي روم آب مي آورم ببينيد شما يک جا بگويد نه اين پيشنهادي که شما مي دهيد نه يک چيز ديگر شما گفتيد برو آب بياور يکي ديگر برود آب بياورد يا اصلا حالا که ممکن است نگذارند آب بياورم من مي خواهم بروم ميدان هر آنچه برادر مي گويد اين همان ولايت پذيري است تنظيم امام ترسيم امام برنامه ريزي که امام عليه السلام مديريتي که امام در عاشورا دارد همه اينها تن در مي دهند ياران مهدي هم بايد اينطور باشند ولايت پذير باشند که این يکي از مسائل مهمي است که در روايات ما روي اين مسئله تاکيد شده توصيه شده که نسبت به ولي خدا و حجت خدا هم معرفت داشته باشيد هم عمل کنيد هم اطاعت کنيد هم پيروي کنيد هم تخطی نکنيد هم مقدم نشويد بر آنها.

ذيل آيه« يا حسرتا علي ما فرطتم في جنب الله» که سوره زمر است آيه 56 بعضي ها حسرت مي خورند روز قيامت به خاطر کوتاهيهايي که کردند در بعضي روايات دارد اميرالمومنين مي فرمايد اين حسرت ولايت ماست انا الحسره الناس يوم القيامه وقتي مي آيند ارزش و جايگاه ولايت ما را مي بينند حسرت مي خورند پس ياران مهدي و ياران امام حسين بايد همانطور که آنها ولايت پذير بودند اينها هم ولايت پذير باشند.

ويژگي چهارم :

که اين بحث را جمع کنم مسئله صفت رضا ، راضي بودن به رضاي الهي .                اصحاب اباعبدالله خود اباعبدالله هميشه ابراز رضایت الهی  بر زبانشان جاري بود.

 ياران مهدي هم بايد صفت رضا که بالاترين صفت در ميان صفتهاي اخلاقي و ارزشهاي اخلاقي است را دارا باشند .  در روايت داريم راحت و آرامش در رضاست نگراني و اندوه در عدم رضا و راضي نبودن به رضاي الهي ست .

خوب اين بخش اول عرايض من که تقديم شد راجع به وجود مقدس امام زمان و امام حسين که هر دو فرزندان رسول خدا حضرت محمد صلي الله عليه و آله و قيام امام زمان در راستاي نهضت عاشوراي حسيني است.

 اما نکته دوم :

نکته دومي که عرض کنم و ديگر مقدمه روضه مان هم باشد آن است که يکي از مسائلي که بايد ما در دوران غيبت روي آن توجه داشته باشيم مسئله ارتباط و توسل به امام زمان ارواح نافداه است البته از آسيبهايي که متاسفانه در مسئله مهدويت دچارش شديم ادعاهاي ملاقات گرايي ادعاهاي ارتباطهاي نادرست که متاسفانه بعضي ها از اين طريق مي خواهند دکان باز کنند خودشان را مطرح کنند يا مي خواهند سروصدايي ايجاد کنند اين را من کاري ندارم آن جاي خودش بايد بحث بشود اما شما اين کتاب عبقري الحسان که اخيرا ترجمه خوبي هم از آن شده و فارسي هم ترجمه شده و تلخيص شده تنقيح شده اگر ملاحظه اي بفرمائيد مرحوم آقاي نهاوندي که هنوز هم آن شبستان صحن گوهرشاد به اسم ايشان معروف است مي گويند شبستان نهاوندي شيخ علي اکبر نهاوندي ايشان کتابي دارد عبقري الحسان که نامش را از همان نام سوره الرحمن گرفته اين کتاب با تنقيح و ترجمه چاپ شده ايشان در آن کتاب مي گويد در دوران غيبت 7 نوع رابطه با امام زمان ممکن است 7 نوع رابطه براي هر کدامش هم داستانها و جرياناتي مي آورد که حالا من همه اين 7 نوع را نمي خواهم بگويم ايشان مي گويد يک :کساني که خدمت آقا رسيدند و هنگام رسيدن آقا را شناختند

 دو : کساني که خدمت آقا رسيدند و آقا را نشناختند

 سه : کساني که در رويا آقا را ديدند و پيامي از ايشان دريافت کردند

چهار:  کساني که آقا به آنها طوقي نوشت نامه نوشت مثل شيخ مفيد

پنجم : کساني که در مکاشفاتشان و در حالات ويژه شان امام را درک کردند و مشکلشان حل شد ششم : کساني که توسل به امام پيدا کردند و با توسل به امام مشکل و در واقع گرفتاريشان حل شد

و هفتم کساني که مدتي ملازم رکاب امام بودند و متوجه اين مسئله نشدند

هفت شاخه کرده ايشان ارتباط با امام زمان ارواح نافداه که حالا من يکي دو موردش را اشاره مي کنم و بحث را جمع مي کنم .

در حالات مرحوم آقاي نجفي اصفهاني رضوان الله تعالي عليه ايشان نقل مي کند که مي گويد من در يکي از سالهايي که مشرف بودم به مکه مکرمه آمدم از مکه بيرون در بيابانهاي اطراف عبادت کنم نماز بخوانم جاهايي که بالاخره پيغمبر حضور پيدا کرده مي گويد در يکي از روزهايي که مشغول نماز و عبادت بودم اين شيخ بزرگوار و اين شخصيت گران سنگ مي گويد يک وقت ديدم يکي از اين تندروها از اين وهابيها در حاليکه يک نيزه اي دستش است به طرف من حمله ور شد يقين کردم کشته مي شوم با اين نگاهي که ايشان داشت و با اين تنديي                      که مي آمد به طرف من می گوید من دیدم که هیچ راهي ندارم بيابان است و من و تنها و اين شمشير به دست و نيزه به دست يک وقت گفتم يابن الحسن ما فقط شما را داريم آقا خودت اگر صلاح مي داني ما را نجات بده مي گويد پاي اين بنده خدا همانطور که از بلندي داشت مي آمد گير کرد به يک سنگي غلطيد روي اين کوه و افتاد کف دره رفتم بالاي سرش ديدم به درک واصل شده قبل از آن که موفق بشود ضربه اي به من بزند.

 خوب اين مورد براي خيلي هاي ما پيش مي آيد يعني که گاهي توسل به امام پيدا مي کنيم و امام عليه السلام عنايت مي کند خودش فرمود ما ياد شما را از خاطر نمي بريم ما به ياد شما هستيم ما به اندوه شما اندوهناک مي شويم به شادي شما شاد مي شويم.

گاهي هم عده اي توفيق داشتند در خدمت امام و رکاب امام مستقيم رسيدند در اين کتابي که از سخنرانيهاي حضرت آيه الله ناصري که در اصفهان ايشان گاهي تلويزيون سخنرانيهايشان را مي گذارد چاپ شده به نام آب حيات کتاب خوبي است يک جلد مجموعه سخنرانيها راجع به امام زمان ارواح نافداه هست هم شبهات را ايشان مطرح کرده هم بعضي از نکاتي که بوده در اين کتاب آب حيات .

ايشان نقل مي کند از ملا زين العابدين سلماسي از شاگردان شيخ انصاري مي گويد آمدم کربلا و يک شب چراغ بغدادي دستم در کوچه هاي کربلا مي رفتم ديدم شيخ انصاري دارد مي رود تعجب کردم شيخ و کربلا و چراغ را فتيله اش را کشيدم پائين متوجه من نشود آهسته مي گويد تعقيب کردم ديدم آمد مرحوم شيخ جلوي يک خانه اي وارد شد در دالان خانه شروع کرد زيارت جامعه کبيره خواندن السلام عليکم يا اهل بيت النبوه و موعظ الرساله و مختلف اللملائکه تعجب کردم بابا زيارت جامعه در حرم ائمه مي خواندند بالاي سر امام مي خواندند اين خانه کيست؟ چيزي نگفتم از کربلا آمدم نجف شيخ هم آمد مدتي گذشت يک روز که سر ايشان خلوت شد و سر درس کسي نبود بعد از درس رفتم خدمت ايشان گفتم آقا کربلا چه مي کرديد؟ در آن خانه جامعه کبيره مي خوانديد خيلي تعجب کرد برافروخته شد مگر تو آنجا بودي گفتم بله آقا من دنبال کردم و ديدم شما را که آنجا مشغول اين زيارت بوديد فرمودند من هميشه که گرفتار مي شوم متوسل مي شوم به شخصيت بزرگوار اميرالمومنين عليه السلام آن شب وقتي متوسل شدم به آقا فرمودند فرزندم مهدي کربلاست فلان خانه فلان آدرس و لذا من آمدم آنجا خدمت آقا رسيدم و مطالبم را مطرح کردم ولي تا زنده هستم راضي نيستم اين مسئله را و اين داستان را براي کسي و جايي نقل کني خوب ببينيد اين قضايا و مسائل که حالا ايشان هم بعد از مرگش شيخ مطرح کردند. براي بسياري از شخصيتها و علامه حلي ها مقدس اردبيلي ها منتهي عرض کردم اجازه دکان باز کردن ندادند اين رواياتي که هم مي گويند آقا نپذيريد ادعا را منظور همين است که کسي بخواهد از اين طريق براي خودش منسبي جايگاهي نه بيشتر اين شخصيتهاي ما که اين مسائل براي آنها پيش آمده کتون بودند مطرح نکردند بعدها مشخص شده والا به تعبير آقا شيخ عباس قمي رضوان الله تعالي عليه مي گويد من وقتي کتاب سيد بن طاووس را خواندم کشف المحجه را فهميدم ان بابه الي الحجه مفتوح ايشان با امام زمان ارتباط دارد از اين کتاب و از اين نوع گفتار سيد بن طاووس در کتاب کشف المحجه که اين کتاب هم ترجمه شده فهميدم باب سيد به امام زمان مفتوح است و باز خود صاحب النجم الثاقب هم جريانهاي متعددي از اين دست را نقل مي کند اميد داريم انشاءالله خداوند تبارک و تعالي به همه ما توفيق عنايت کند که بتوانيم هم با امامان ارتباط داشته باشيم و هم ياران خوب و وفاداري در رکاب آن حضرت باشيم.

 خدايا به همه ما توفيق درک حکومت امام زمان و دولت حضرتش را عنايت بفرما

ذکر مصیبت :

 خوب صبح جمعه است و متعلق به وجود مقدس امام زمان ارواح نافداه من هم اجازه بدهيد دو سه جمله از عموجانش ابالفضل العباس ذکر مصيبت کنم اين طور نقل شده است که امام زمان ارواح نافداه جايي که روضه عباس خوانده شود عنايت دارد و اين حرف هم درست است بعضي از جاهاي ديگر من ديدم اين تعابير را مرحوم علامه اميني در جلد 7 الغدير اشعاري را نقل مي کند از ابن ارندس خيلي جالب است اين اشعار مرحوم علامه مي نويسد هر کجا اين اشعار خوانده بشود امام زمان حاضر مي شود مي گويد مجرب است تعبير يک آدم عادي نيست تعبير علامه اميني است در جلد 7 الغدير وقتي اشعار ابن ارندس را نقل مي کند ميگويد هر کجا اين اشعار آن اشعاري که ايقتل حسين ظمان بکربلا يک بيتش اين است مي گويد هر کجا اين اشعار خوانده شد امام زمان حاضر شد آنوقت شيخ عبدالزهراي کعبي مي گويد من امتحان کردم يک بار اين اشعار ابن ارندس کامل که علامه اميني مي گويد يک جايي خواندم و اواخر اشعار ديدم وجود مقدس امام زمان در جلسه نشسته اند و اشک مي ريزند اين تعبير مال علامه اميني است اشعار ابن ارندس را وقتي نقل مي کند مي گويد جايي خوانده شود امام زمان ارواح نافداه حضور پيدا مي کند ما هم امروز يابن الحسن متوسل مي شويم به عموجان شما ابالفضل العباس

 السلام عليک ايها العبد الصالح المطيع لله و لرسوله و لاميرالمومنين عبد صالح خدا مطيع محض امام حسين مطيع محض اميرالمومنين مطيع محض رسول خدا بعضي از ارباب تاريخ و مقتل بعضي از اهل ذوق نوشتند امام حسين روز عاشورا در کنار ابالفضل العباس و به مناسبت مصيبت عباس چند جا گريه کرده من اين مراحل گريه امام حسين را براي شما امروز بشمارم همين باشد روضه من با شما يکي نوشتند عصر تاسوعا وقتي امان نامه را عباس برگرداند فرمود شمر خدا خودت را لعنت کند و امان نامه اي را که آوردي اشک در چشمان اباعبدالله حلقه زد عباسم برادرم مي دانستم وفاداري اما براي ديگران هم ثابت شد اين وفاداري يکي شب عاشورا وقتي عباس را فرستاد برود از دشمن مهلت بگيرد برادر را در آغوش گرفت عباسم بنفسي انت حسين به قربان تو برو امشب را از دشمن براي ما مهلت بگير سومين جايي که اباعبدالله اشک ريخت صبح عاشوراست همين طور که ايستاده يک وقت عباس آمد صاحب لواء آمد برادر اجازه بده ميدان بروم او را در آغوش گرفت اشک ريخت برادرم تو بمان تو بماني زينبم آرام است تو بماني بچه هايم آرام هستند تو بماني من راحت تر کنار بدن اکبر و قاسم مي روم چون تو نگهبان خيمه ها هستي

 جاي چهارمي که اشک ريخت عصر عاشورا آن لحظه اي که آمد او را فرستاد برود آب بياورد همين طور که مي رفت اشک مي ريخت اباعبدالله عليه السلام

 جاي پنجم آن جايي بود که صدا زد يا اخا ادرک اخا اينجا ديگر با ناله گريه کرد اينجا ديگر اباعبدالله ندانست چه کند حرکت کرد به طرف خيمه اما نقل مقتل اين است همين طور که مي آمد گاهي بر مي گشت خيمه هايش را نگاه مي کرد طفره بينه و بين الخيام متقسموا وقتي کنار بدن اکبر مي آمد اينطور نگاه نمي کرد چون عباس بود مطمئن بود خيمه هايش را حفظ مي کند اما حالا عباس خودش صدا زده خودش را رساند کنار بدن برادر جاي بعدي که گريه کرد کنار بدن عباس بود ديد نه دست در بدن دارد نه سر و بدن سالمي دارد خون چهره عباس را گرفته اما آخرين جا با زينب گريه کرد آنجايي بود که از کنار علقمه برگشت بان الانکسار في وجه الحسين بچه ها دويدند زينب دويد برادر چه شده؟ صدا زد وا عباسا زينب هم آمد بچه ها هم آمدند با اباعبدالله با هم شروع کردن گريه کردن براي عباس رفت به طرف خيمه عباس عمود خيمه را خواباند يعني بچه ها ديگر منتظر نمانيد ديگر اين خيمه سالار ندارد و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون.