وقتی خدا به نماز ما احتیاجی ندارد چرا باید خودمان را این قدر به زحمت بیندازیم؟

البته خداوند نیازی به عبادت ما ندارد ولی آیا عبادت فایده‌ای برای ما ندارد؟ در واقع خداوند تبارک و تعالی که بهتر از هر کس دیگری به کمال و سعادت ما آگاهی دارد و بیشتر از هر کس دیگری به آن علاقمند و بهتر از خود ما، ما را می‌شناسد، می‌داند که رشد و کمال و سعادت ما در گرو عبادت اوست؛ برای همین ما را فرمان به عبادت داده است. در ادامه بعضی از فواید و حکمت‌های واجب شدن عبادت را بیان می‌کنیم:

شرط قبولی عبادات

نماز از سویی به سایر اعمال انسان ارزش و اعتبار می‏دهد و از سوی دیگر بذر سایر اعمال نیك را در جان انسان پرورش می‏دهد. امیرمؤمنان علیAدر وصیت‌های خود در آخرین دقیقه‌های آخر عمر شریفشان فرمود: "اَللَّهَ اَللَّهَ فِي اَلصَّلاَةِ فَإِنَّهَا عَمُودُ دِینِكُم"؛ خدا را خدا را دربارۀ نماز در نظر داشته باشید، چرا كه نماز ستون دین شما است.[1]

مثل روز روشن است که وقتی ستون خیمه بشكند یا سقوط كند، هر قدر طناب‏ها و میخ‏های اطراف محكم باشد، اثری در پایداری خیمه ندارد. همچنین هنگامی كه ارتباط بندگان با خدا از طریق نماز از میان برود، سایر اعمال، اثر خود را از دست خواهند داد. از امام صادقA نقل شده است: " أَوَّلُ مَا يُحَاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلاةُ فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ سَائِرُ عَمَلِهِ وَ إِذَا رُدَّتْ رُدَّ عَلَيْهِ سَائِرُ عَمَلِهِ‏"؛ نخستین چیزی كه در قیامت از بندگان حساب می‏شود نماز است، اگر پذیرفته شد، سایر اعمالشان پذیرفته می‌شود و اگر رد شد، سایر اعمال نیز رد می‏شود.[2]

شاید علت این مسئله آن باشد كه نماز، رمز ارتباط خلق و خالق است که اگر به طور صحیح انجام گردد، قصد قربت و اخلاص كه وسیلۀ قبولی سایر اعمال است، در او زنده می‏شود وگرنه بقیۀ اعمال او ناخالص و بی‌اعتبار می‌شود.

نکته: تمام فوایدی که یاد کردیم تنها بخشی از آثار و برکات نماز است؛ تازه آن هم نمازی که شخص به طور فردی بخواند؛ حال اگر پاداش‌ها و آثار فراوان نمازهای جماعت را نیز به اینها اضافه کنیم خواهیم دید که خداوند با واجب کردن نماز چه لطف عظیمی در حق ما کرده است و ما چقدر به نماز نیازمندیم.

گفتار خود را با حدیثی نورانی و جامع از امام علی‏بن‏موسی الرضاAبه پایان می‌بریم. آن حضرت در پاسخ نامه‏ای كه آن حضرت دربارۀ فلسفۀ نماز پرسیده بودند، فرمود: "علت تشریع نماز، توجه و اقرار به ربوبیت پروردگار و مبارزه با شرك و بت‌پرستی و قیام در پیشگاه پروردگار در نهایت خضوع و تواضع و اعتراف به گناهان و تقاضای بخشش از معاصی و نهادن پیشانی بر زمین، در هر روز، برای تعظیم او است".[3]


[1]. همان، نامه 47.

[2]. شیخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج‏1، ص209.

[3]. حر عاملی، وسايل الشيعه، ج4، ص8 و 9.