علت بی اعتنایی برخی به نماز و راه‌های درمان آن چیست؟

شناخت و تشخیص مشکل، اولین و مهمترین مرحله حل مشکل و گره گشایی از آن است که در پرتو آن می‌توان درمان صحیح ارائه کرد. برای بی اعتنایی به نماز نیز ابتدا شناخت علت و سپس ارائه درمان مناسب می‌تواند کمک شایانی به حل این مشکل ایفا نماید که به صورت مختصر به برخی از آنها اشاره می‌کنیم.


3. تن پروري و تنبلي

اساساً افراد تنبل و تن پرور، اراده قوي نسبت به انجام امور معنوي ندارند و در مسير زندگي خود با مشکل رو به رو هستند. اينگونه افراد داراي روح کوچک هستند و همواره در بند خواسته‌ها‌ي تن مي باشند.

درمان

ترک پرخوابي و پرخوري که باعث کسالت و ضعيف شدن اراده شده و اشتياقي براي عبادت نمي‌ماند. براي ترک اين عادت از خداي متعال استعانت بجوييم و از ورزش و نرمش براي رفع کسالت استفاده کنيم. از شهوت‌راني و بزهکاري دوري کنيم؛ زيرا افراد شهوت‌ران، داري اراده‌اي ضعيف هستند و از آن‌جايي که پرستش و عبادت، خواسته و نياز روح آدمي است، افراد شهوت‌ران به دليل اسير و گرفتار جسم بودن، نمي‌تواند به خواسته‌هاي روح پاسخ مثبت دهد.

4. سهل انگاری

يکي از اسباب ترک نماز، سهل انگاري و مسامحه کاري است. منشأ اين عامل، چیزی جز تنبلي و بي حالي نيست؛ زيرا مشاهده مي‌شود که انسان با اينکه در بهترين وضعيت روحي و جسمي به سر مي‌برد؛ ولی باز نسبت به امور معنوي مخصوصاً نماز بي­توجه است، به راحتي آن را ترک مي‌کند و احساس نمي‌کند که عمل مهمي را ترک کرده است.

درمان

از علل اصلي بي­توجهي و سهل انگاري در نماز، اهميت ندادن به عبادت و در حقيقت، مهم جلوه نکردن نماز براي آدمي است. براي رفع سهل انگاري، بايد به نماز اهميت داد و آفات ترک آن را شناخت و دانست که عذاب خدا برای سهل انگاران دردناک و عظیم است.

5. احساس خجالت و خودنمايي

بعضي‌ مي‌گويند: از نماز خواندن خجالت مي‌کشيم؛ چون تا به حال نماز نخوانديم و اگر اکنون بخوانيم، شايد مورد طعن و مسخره پدر و مادر و دوستان قرار بگيريم. برخی دیگر با خواندن نماز، احساس مي‌کنند که در زمره ريارکاران قرار گرفته‌اند.

درمان

اگرچه هر مسلمانی بر اساس وظیفه دینی خود موظف است افراد نمازخوان را مورد تشويق قرار دهند، ولی باید دانست که همواره گام برداشتن در مسیر صحیح و پیمودن راه رستگاری، موافقان و مخالفان خود را داشته و خواهد داشت. همانگونه که قرآن کریم نیز گویای این حقیقت است.[1] آنچه به نظر مهم و کارگشا می‌رسد، اهمیت ندادن به رفتار و گفتار دیگران، با تکیه بر احساس انجام وظیفه شرعی و به دست آوردن رضایت و محبت الهی است.


[1] . به عنوان نمونه، نگاه کنید: سوره بقره: 14و15، سوره حجر: 97-99. سوره طه: 130.