برتری قرآن بر انجیل
الكتاب
«وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتابِ وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ»[1].[2]
«إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ».[3]
قرآن
«بى گمان، اين قرآن، بر فرزندان اسرائيل، بيشترِ آنچه را كه آنان در بارهاش اختلاف دارند، حكايت مىكند».
الحديث
469 رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: إنَّ اللَّهَ عز و جل جَعَلَ كِتابِيَ المُهَيمِنَ عَلى كُتُبِ الأَنبِياءِ عليهم السلام، النّاسِخَ لَها، ولَقَد جِئتُ بِتَحليلِ ما حَرَّموا وتَحريمِ بَعضِ ما أحَلّوا.[4]
470 عنه صلى الله عليه و آله: اعطيتُ السُّوَرَ الطِّوالَ مَكانَ التَّوراةِ، واعطيتُ المِئينَ مَكانَ الإِنجيلِ، واعطيتُ المَثانِيَ مَكانَ الزَّبورِ، وفُضِّلتُ بِالمُفَصَّلِ؛ ثَمانٌ وسِتّونَ سورَةً،[5] وهُوَ مُهَيمِنٌ عَلى سائِرِ الكُتُبِ، وَالتَّوراةِ لِموسى وَالإِنجيلِ لِعيسى وَالزَّبورِ لِداوودَ.[6]
471 الإمام زين العابدين عليه السلام- مِن دُعائِهِ عِندَ خَتمِ القُرآنِ-: اللَّهُمَّ إنَّكَ أعَنتَني عَلى خَتمِ كِتابِكَ، الَّذي أنزَلتَهُ نوراً، وجَعَلتَهُ مُهَيمِناً عَلى كُلِّ كِتابٍ أنزَلتَهُ.[7]
472 الكافي عن عليّ بن عيسى رفعه: إنَّ موسى عليه السلام ناجاهُ اللَّهُ تَبارَكَ وتَعالى، فَقالَ لَهُ في مُناجاتِهِ: ... اوصيكَ يا موسى وَصِيَّةَ الشَّفيقِ المُشفِقِ بِابنِ البَتولِ عيسَى ابنِ مَريَمَ، صاحِبِ الأَتانِ وَالبُرنُسِ وَالزَّيتِ وَالزَّيتونِ وَالمِحرابِ، ومِن بَعدِهِ بِصاحِبِ الجَمَلِ الأَحمَرِ، الطَّيِّبِ الطّاهِرِ المُطَهَّرِ، فَمَثَلُهُ في كِتابِكَ أنَّهُ مُؤمِنٌ مُهَيمِنٌ عَلَى الكُتُبِ كُلِّها[8]، وأنَّهُ راكِعٌ ساجِدٌ راغِبٌ راهِبٌ، إخوانُهُ المَساكينُ، وأنصارُهُ قَومٌ آخَرونُ.[9]
473 تفسير الطبري عن ابن عبّاس- في قَولِهِ تَعالى: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتابِ»-: وهُوَ القُرآنُ شاهِدٌ عَلَى التَّوراةِ وَالإِنجيلِ، مُصَدِّقاً لَهُما، «وَ مُهَيْمِناً
حديث
469 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداوند عز و جل، كتاب مرا حاكم بر كتابهاى پيامبران و نسخ كننده آنها قرار داد.
من با حلال كردن آنچه آنان حرام كردند و حرام كردن پارهاى از چيزهايى كه آنان حلال كردند، آمدهام.
469 رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: إنَّ اللَّهَ عز و جل جَعَلَ كِتابِيَ المُهَيمِنَ عَلى كُتُبِ الأَنبِياءِ عليهم السلام، النّاسِخَ لَها، ولَقَد جِئتُ بِتَحليلِ ما حَرَّموا وتَحريمِ بَعضِ ما أحَلّوا.[10]
470 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: سورههاى بلند، به جاى تورات به من داده شده است، صدتايىها، به جاى انجيل، و دوگانها به جاى زبور. سورههاى تفصيلى [و كوتاه] نيز- كه شصت و هشت سوره است-، افزون، به من داده شده است.[11] اين قرآن، حاكم بر ديگر كتابها است. بر تورات موسى، انجيل عيسى و زبور داوود.
471 امام زين العابدين عليه السلام- از دعاى ايشان در پايان قرائت قرآن-: بار خدايا! به من در ختم نمودن كتابت، كمك كردى؛ كتابى كه آن را به عنوان نور و روشنايى، فرو فرستادى و آن را بر همه كتابهايى كه [پيشتر] نازل كردهاى، حاكم قرار دادى.
472 الكافى- به نقل از على بن عيسى، كه سند حديث را به يكى از اهل بيت عليهم السلام مىرساند-:
خداوند- تبارك و تعالى- با موسى عليه السلام به نجوا پرداخت و در نجواهايش به او فرمود: «...
اى موسى! من به تو، به سانِ دوستى دلسوز و غمخوار، در باره پسر آن بانوى باكره، عيسى بن مريم و صاحب الاغ و بُرنُس[12] و روغن و زيتون و محراب، سفارش مىكنم، و نيز در باره صاحب شتر سرخْموى، آن مرد نيك و پاك و پاك گشته كه پس از او مىآيد (محمّد صلى الله عليه و آله)، و داستان او در كتاب تو، چنين است كه وى، مؤمن كتابهاى آسمانى و مراقب همه آنهاست.[13] نيز اهل ركوع و سجود، و اميد و بيم است. برادران او، مستمندان اند، و يارانش، مردمانى ديگر [غير از خويشانش در مكّه، بلكه از مردمان مدينه] اند».
472 الكافي عن عليّ بن عيسى رفعه: إنَّ موسى عليه السلام ناجاهُ اللَّهُ تَبارَكَ وتَعالى، فَقالَ لَهُ في مُناجاتِهِ: ... اوصيكَ يا موسى وَصِيَّةَ الشَّفيقِ المُشفِقِ بِابنِ البَتولِ عيسَى ابنِ مَريَمَ، صاحِبِ الأَتانِ وَالبُرنُسِ وَالزَّيتِ وَالزَّيتونِ وَالمِحرابِ، ومِن بَعدِهِ بِصاحِبِ الجَمَلِ الأَحمَرِ، الطَّيِّبِ الطّاهِرِ المُطَهَّرِ، فَمَثَلُهُ في كِتابِكَ أنَّهُ مُؤمِنٌ مُهَيمِنٌ عَلَى الكُتُبِ كُلِّها[14]، وأنَّهُ راكِعٌ ساجِدٌ راغِبٌ راهِبٌ، إخوانُهُ المَساكينُ، وأنصارُهُ قَومٌ آخَرونُ.[15]
[1] المائدة: 48.
[2] النمل: 76.
[3] ( 4)*. در توضيح واژه« مهيمن» در اصل آيه بايد گفت كه همينه چيزى بر چيز ديگر، به معناى آن است كه شىء مُهَيمن، در نگهدارى و مراقبت و انواع تصرّف، بر شىء ديگر، تسلّط دارد. پس قرآنى كه خداوند بلندمرتبه، آن را بيانگر هر چيزى دانسته است، نسبت به ساير كتب آسمانى، همين ويژگى( هيمنه) را داراست؛ يعنى اصول ثابت و غير متغيّر آنها را حفظ كرده و فروعى را كه شايسته تغيير و تبديل بودهاند، نَسخ نموده است، تا مناسب وضعيت انسان در پيمودن راه پيشرفت و تكامل وى در گذر زمان باشد. از اين رو، خداوند فرمود:« قطعاً اين قرآن، به آيينى كه البتّه پايدارتر است، راه مىنمايد» و فرمود:« هر حكمى را نسخ كنيم، يا آن را به[ دست] فراموشى بسپاريم، بهتر از آن يا مانندش را مىآوريم» و نيز فرمود:« همانها كه از اين فرستاده، پيامبر درس نخوانده- كه[ نام] او را نزد خود، در تورات و انجيل، نوشته مىيابند- پيروى مىكنند.[ پيامبرى است كه] آنان را به كار پسنديده فرمان مىدهد و از كار ناپسند، باز مىدارد و براى آنان، چيزهاى پاكيزه را حلال مىكند و چيزهاى ناپاك را برايشان حرام مىگردانَد و از[ دوش] آنان، قيد و بندهايى را كه بر ايشان بوده است، بر مىدارد. پس كسانى كه به او ايمان آوردند و بزرگش داشتند و يارىاش كردند و از نورى كه با او نازل شده است، پيروى كردند، آنان، همان رستگاران اند».
بنا بر اين، جمله« و مهميناً عليه» در متن آيه، متمِّم توضيحى جمله« تصديق كننده كتابهاى پيشين است» است؛ زيرا اگر اين جمله وجود نداشت، ممكن بود اين توهّم پيش آيد كه تصديق تورات و انجيل توسّط قرآن، به معناى تصديق قوانين و احكام موجود در اين دو كتاب است و بى هيچ تغيير و تبديلى، آنها را باقى مىگذارد و به آنها دست نمىزند؛ امّا توصيف قرآن به هيمنه داشتن، روشن
[4] الاحتجاج: ج 1 ص 112 ح 29 عن ابن عبّاس، بحار الأنوار: ج 9 ص 292 ح 3.
[5] راجع: ج 3 ص 118 بيان ح 892.
[6] الكافي: ج 2 ص 601 ح 10 عن سعد الإسكاف.
[7] الصحيفة السجّاديّة: ص 157 الدعاء 42، مصباح المتهجّد: ص 519 ح 603، الإقبال: ج 1 ص 450، المصباح للكفعمي: ص 617.
[8] إشارة إلى الآية:\i« وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ ...\E\i وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ»\E المائدة: 48.
[9] الكافي: ج 8 ص 43 ح 8، تحف العقول: ص 490، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 42، أعلام الدين: ص 218، بحار الأنوار: ج 77 ص 32 ح 7.
[10] الاحتجاج: ج 1 ص 112 ح 29 عن ابن عبّاس، بحار الأنوار: ج 9 ص 292 ح 3.
[11] ر. ك: ج 3، ص 118، بيان حديث 892.
[12] بُرنُس: جامهاى بلند و كلاهدار كه بيشتر به رنگ سياه بود و گويى حضرت عيسى عليه السلام و پس از ايشان، راهبان و كشيشان به تن مىكردهاند.
[13] اشاره است به آيه شريف:« ما اين كتاب( قرآن) را به حق به سوى تو فرو فرستاديم، در حالى كهتصديق كننده كتابهاى پيشين و حاكم بر آنهاست».
[14] إشارة إلى الآية:\i« وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ ...\E\i وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ»\E المائدة: 48.
[15] الكافي: ج 8 ص 43 ح 8، تحف العقول: ص 490، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 42، أعلام الدين: ص 218، بحار الأنوار: ج 77 ص 32 ح 7.