از نظمی که داشت حیرت می کردم.
از نظمی که داشت حیرت می کردم. هیچ وقت نشد کسی را معطل خود کند اگر قرار و یا برنامه ای داشت، گاهی نیم ساعت زودتر مهیای رفتن میشد تا قبل از وقت، آنجا باشد.
وقتی میخواستیم به جایی برویم زودتر از بقیه لباس می پوشید و مینشست تا بقیه آماده شوند.
تا قبل از آن که بیماری گ، او را از پا بیاندازد، به هر زحمتی بود خودش کارهایش را انجام می داد.
ما بچه ها که در خدمتگزاری آماده بودیم، اما حتی به اندازه آوردن یک لیوان آب هم از ما درخواستی نداشت.
راوی: حجت الاسلام علی مصباح ، حجتالاسلام مجتبی مصباح
منبع : کتاب خط ها و خاطره ها (گذری بر زندگی علامه محمدتقی مصباح) خاطره شماره ۲۱۸ و ۲۲۴.
+ نوشته شده در جمعه ۲۵ مهر ۱۴۰۴ ساعت توسط هدیه به شهیدان مدافع حرم صلوات
|