462 الإمام الصادق عليه السلام: «وَ لَمَّا جاءَهُمْ» جاءَ هؤُلاءِ اليَهودَ ومَن يَليهِم مِنَ النَّواصِبِ‏ «رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ» القُرآنُ مُشتَمِلًا عَلى‏ وَصفِ فَضلِ مُحَمَّدٍ وعَلِيٍّ، وإيجابِ وِلايَتِهِما ووِلايَةِ أوليائِهِما، وعَداوَةِ أعدائِهِما «نَبَذَ فَرِيقٌ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ كِتابَ اللَّهِ» اليَهودُ التَّوراةَ، وكُتُبَ أنبِياءِ اللَّهِ عَلَيهِمُ السَّلامَ‏ «وَراءَ ظُهُورِهِمْ» وتَرَكُوا العَمَلَ بِما فيها وحَسَدوا مُحُمَّداً صلى الله عليه و آله عَلى‏ نُبُوَّتِهِ، وعَلِيّاً عَلى‏ وَصِيَّتِهِ، وجَحَدوا عَلى‏ ما وَقَفوا عَلَيهِ مِن فَضائِلِهِما «كَأَنَّهُمْ لا يَعْلَمُونَ»[1] فَعَلوا [فِعلَ‏][2] مَن جَحَدَ ذلِكَ وَالرَّدَّ لَهُ، فِعلَ مَن لا يَعلَمُ، مَعَ عِلمِهِم بِأَنَّهُ حَقٌّ.[3]

462 امام صادق عليه السلام: «پس چون برايشان آمد»، يعنى براى اين يهوديان و ناصبيان. «فرستاده‏اى از نزد خدا كه تصديق كننده آن چيزى است كه با ايشان است»، مراد از فرستاده، قرآن است كه در بر دارنده اوصاف و فضائل محمّد و على، و وجوب دوستى با آن دو و دوستى با دوستان آن دو، و دشمنى با دشمنان آنهاست. «گروهى از كسانى كه به آنها كتاب داده شده، كتاب خدا را افكندند»، [مراد از كسانى كه به آنها كتاب داده شده،] يهوداند كه تورات و ديگر كتاب‏هاى پيامبران خدا عليهم السلام را «پشت سر خود افكندند»، يعنى به آنچه در آنهاست، عمل نكردند و بر پيامبرىِ محمّد صلى الله عليه و آله و وصايت على عليه السلام حسادت ورزيدند و آنچه را از فضائل آن دو مى‏دانستند، انكار كردند. «چنان كه گويى نمى‏دانند»، يعنى در انكار و ردّ آن فضائل، مانند كسى رفتار كردند كه اصلًا اطّلاعى از آنها ندارند، در حالى كه مى‏دانستند كه حق است.


[1] البقرة: 101.

[2] أثبتناها من بحار الأنوار.

[3] التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام: ص 471 ح 304، بحار الأنوار: ج 9 ص 330 ح 17.