قرآن
بار خدايا! من عهد و كتاب تو را گشودم. بار خدايا! نگاه كردنم در آن را عبادت، و خواندنم را همراه با انديشيدن، و انديشيدنم را همراه با عبرت گرفتن، قرار ده و مرا از كسانى قرار ده كه از اندرزهاى تو در آن، پند مىگيرند و از نافرمانى تو دورى مىكنند، و هنگام خواندن كتابت، بر دل و بر گوشم مُهر مَنِه و بر ديدهام پرده ميفكن و خواندنم را خواندنى بدون تدبّر [و انديشيدن]، قرار مده؛ بلكه مرا چنان گردان كه در آيات و احكام آن بينديشم و به شرايع دين تو چنگ زنم، و نگاه كردنم در آن را غفلتآميز، و تلاوتم را شتابزده قرار مده، كه به راستى تو دلسوز و مهربانى».
1221. الإقبال عن عليّ بن ميمون الصائغ أبي الأكراد عن الإمام الصادق قالَ: إنَّهُ كانَ مِن دُعائِهِ عليه السلام إذا أخَذَ مُصحَفَ القُرآنِ وَالجامِعَ قَبلَ أن يَقرَأَ القُرآنَ وقَبلَ أن يَنشُرَهُ، يَقولُ حينَ يَأخُذُهُ بِيَمينِهِ: بِسمِ اللَّهِ، اللَّهُمَّ إنّي أشهَدُ أنَّ هذا كِتابُكَ المُنزَلُ مِن عِندِكَ عَلى رَسولِكَ مُحَمَّدِ بنِ عَبدِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله، وكِتابُكَ النّاطِقُ عَلى لِسانِ رَسولِكَ وفيهِ حُكمُكُ وشَرايِعُ دينِكَ، أنزَلتَهُ عَلى نَبِيِّكَ وجَعَلتَهُ عَهداً مِنكَ إلى خَلقِكَ وحَبلًا مُتَّصِلًا فيما بَينَكَ وبَينَ عِبادِكَ.
اللَّهُمَّ إنّي نَشَرتُ عَهدَكَ وكِتابَكَ، اللَّهُمَّ فَاجعَل نَظَري فيهِ عِبادَةً وقِراءَتي تَفَكُّراً وفِكرِي اعتِباراً، وَاجعَلني مِمَّنِ اتَّعَظَ بِبَيانِ مَواعِظِكَ فيهِ وَاجتَنَبَ مَعاصِيَكَ، ولا تَطبَع عِندَ قَراءَتي كِتابَكَ عَلى قَلبي ولا عَلى سَمعي ولا تَجعَل عَلى بَصَري غِشاوَةً، ولا تَجعَل قِراءَتي قِراءَةً لا تَدَبُّرَ فيها، بَلِ اجعَلني أتَدَبَّرُ آياتِهِ وأحكامَهُ آخِذاً بِشَرايِعِ دينِكَ، ولا تَجعَل نَظَري فيهِ غَفلَةً ولا قِراءَتي هَذرَمَةً[1]، إنَّكَ أنتَ الرَّؤوفُ الرَّحيمُ.[2]
[1] الهَذرَمة: السرعة في الكلام والمشي ويقال للتخليط: هَذرَمة( النهاية: ج 5 ص 256« هذرم»).
[2] الإقبال: ج 1 ص 231، الاختصاص: ص 141، مكارم الأخلاق: ج 2 ص 140 ح 2350 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 98 ص 5 ح 2.
1222. الإقبال- به نقل از ابو الأكراد على بن ميمون صائغ-: از دعاى امام صادق عليه السلام پس از خواندن قسمتى از قرآن بزرگ، اين بود: «خدايا! بخشى از كتابت را كه بر پيامبرت محمّد- كه درودهاى تو و رحمتت بر او باد- فرو فرستادى و تلاوتش را برايم مقدّر فرمودى، خواندم. پس ستايش و سپاس و منّت، تو را- اى پروردگار- براى آنچه مقدّر فرمودى و از بهر توفيقى كه [در خواندن قرآن به من] دادى.
خدايا! مرا از كسانى قرار ده كه حلال تو را حلال و حرامت را حرام مىشمارد و از معاصى تو دورى مىكند و به محكم و متشابه و ناسخ و منسوخ آن، ايمان دارد، و آن را برايم شفا و رحمت و پناه و اندوخته قرار ده.
خدايا! قرآن را مونس من در قبرم و مونسم در هنگام محشور شدنم و مونسم در رستاخيزم قرار ده و به ازاى هر آيهاى كه خواندم، به من بركتى ده و در برابر هر حرفى كه مطالعه كردم، برايم يك درجه در اعلى علّيين بيفزاى. آمين، اى پروردگار جهانيان!
خدايا! بر محمّد، پيامبرت و برگزيدهات و همنجوايت و راهنمايت و دعوت كننده به راهت، و بر امير مؤمنان، دوست و جانشين تو پس از پيامبرت، و بر اوصياى آن دو- كه پاسداران دين تو و امانتداران حقّ تو و سرپرستان خلق تو اند، درود فرست. سلام و رحمت و بركات خدا بر همه ايشان باد!».
1222. الإقبال عن عليّ بن ميمون الصائغ أبي الأكراد عن الإمام الصادق- إنَّه كانَ مِن دُعائِهِ عِندَ الفَراغِ مِن قِراءَةِ بَعضِ القُرآنِ العَظيمِ-: اللَّهُمَّ إنّي قَرَأتُ بَعضَ ما قَضَيتَ لي مِن كِتابِكَ الَّذي أنزَلتَهُ عَلى نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُكَ عَلَيهِ ورَحمَتُكَ، فَلَكَ الحَمدُ رَبَّنا ولَكَ الشُّكرُ وَالمِنَّةُ عَلى ما قَدَّرتَ ووَفَّقتَ.
اللَّهُمَّ اجعَلني مِمَّن يُحِلَّ حَلالَكَ ويُحَرِّمُ حَرامَكَ ويَجتَنِبُ مَعاصِيَكَ، ويُؤمِنُ بِمُحكَمِهِ ومُتَشابِهِهِ وناسِخِهِ ومَنسوخِهِ، وَاجعَلهُ لي شِفاءً ورَحمَةً وحِرزاً وذُخراً.
اللَّهُمَّ اجعَلهُ لي انساً في قَبري وانساً في حَشري وانساً في نَشري، وَاجعَل لي بَرَكَةً بِكُلِّ آيَةٍ قَرَأتُها، وَارفَع لي بِكُلِّ حَرفٍ دَرَستُهُ دَرَجَةً في أعلى عِلِّيّينَ آمينَ يا رَبَّ العالَمينَ.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ نَبِيِّكَ وصَفِيِّكَ ونَجِيِّكَ ودَليلِكَ وَالدّاعي إلى سَبيلِكَ، وعَلى أميرِ المُؤمِنينَ وَلِيِّكَ وخَليفَتِكَ مِن بَعدِ رَسولِكَ، وعَلى أوصِيائِهِمَا المُستَحفَظينَ دينَكَ المُستَودَعينَ حَقَّكَ المُستَرعَينَ خَلقَكَ، وعَلَيهِم أجمَعينَ السَّلامُ ورَحمَةُ اللَّهِ وبَرَكاتُهُ.[1]
[1] الإقبال: ج 1 ص 233، مكارم الأخلاق: ج 2 ص 141 ح 235 من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام نحوه، الاختصاص: ص 141، بحار الأنوار: ج 98 ص 7.
1223. الكافى: امام صادق عليه السلام هنگام خواندن كتاب خداوند عز و جل، اين دعا را مىخواند: «بار خدايا، اى پروردگار ما! تو را ستايش، كه تو در قدرت و سلطنت استوار، يگانهاى. تو را ستايش، كه تو در عزّت و كبريا، برترينى و بر فراز آسمانها و عرش بزرگى. اى پروردگار ما! تو را ستايش، كه تو در علم خويش، خودكفايى، و هر صاحب علمى، به تو نيازمند است. اى پروردگار ما! تو را ستايش، اى فرو فرستنده آيات و قرآن بزرگ! اى پروردگار ما! تو را ستايش، از بهر آن كه حكمت و قرآن بزرگ و روشن را به ما آموختى.
خدايا! پيش از آن كه ما به آموختن آن رغبت نشان دهيم، تو آن را به ما آموختى، و پيش از آن كه به سودمندى آن رغبت نماييم، آن را به ما ارزانى داشتى. بار خدايا! حال كه چنين بندهنوازى و فضل و بخششى و لطف و محبّتى به ما كردى و بر ما بى آن كه ما را در اين كار، حركت و چارهگرى و قدرتى باشد، منّت نهادى- بار خدايا-، خوش تلاوت كردن آن و حفظ نمودن آياتش را، و ايمان داشتن به متشابهاتش، و عمل كردن به محكماتش را نيز محبوبِ ما گردان، و وسيله تأويل آن را، و راهنمايى و تدبيرش را، و بينايى با نور آن را به ما عنايت فرما.
خدايا! همچنان كه آن را شفايى براى دوستانت، و مايه بدبختىِ دشمنانت، و سبب كورىِ نافرمانانت، و روشنايى براى فرمانبردارانت فرو فرستادى- بار خدايا-، آن را براى ما دژى در برابر عذابت، و نگهدارنده از خشمت، و جلوگير از نافرمانىات، و مصون دارنده از ناخشنودىات، و راهنما به طاعتت قرار بده، و نيز نورى براى آن روزى كه تو را ديدار مىكنيم تا در ميان خلقَت، از آن نور بهره گيريم، و به وسيله آن، از صراط تو بگذريم، و به بهشتت راه يابيم.
خدايا! به تو پناه مىبريم از بدبختى در حمل آن، و بى توجّهى در به كار بستن آن، و انحراف از فرمان آن، و تجاوز از راه آن، و كوتاهى نمودن در حقّ آن.
خدايا! سنگينى آن را از ما بردار، و ما را مستوجب پاداش آن گردان، و سپاسگزارى از آن را به ما الهام فرما، و چنانمان قرار ده كه از آن، نگهبانى و محافظت كنيم.
خدايا! ما را چنان قرار ده كه از حلال آن، پيروى كنيم، و از حرامش دورى نماييم، و حدود آن را برپا داريم، و فرايض آن را به جا آوريم.
خدايا! شيرينى تلاوت آن را، و كوشايى در پرداختن به آن را، و ترس در هنگام خواندن آن را، و قدرت به كار بستن آن در هر لحظه از شب و روز را روزىِ ما گردان.
خدايا! ما را از خواب به اندك آن، كفايت كن، و در ساعت [مخصوص] شب، از خوابِ خفتگان بيدارمان كن، و در اوقاتى كه دعا مستجاب مىشود، ما را از چرت، بيدار گردان.
خدايا! براى دلهاى ما در برابر شگفتىهاى بىپايان آن (قرآن)، تيزفهمى، و در هنگام تكرار كردنش لذّت، و در وقت بازخوانىاش عبرت آموختن، و هنگام درك كردنش سودى آشكار، قرار ده.
خدايا! به تو پناه مىبريم از نفوذ نكردن قرآن در دلهاى ما، و از اين كه آن را بالش خواب خود سازيم،[1] و پشت سرمان افكنيم، و پناه مىبريم به تو از اين كه دلهايمان در برابر اندرزهايى كه به ما دادى، سخت باشد [و آنها را نپذيرند].
[1] يعنى شب با آن بخوابيم و آن را نخوانيم و نيمههاى شب به تلاوتش نپردازيم.
خدايا! ما را از آيات گوناگون آن، بهرهمند ساز، و به مَثَلهايى كه در آن آوردهاى،
متذكّر گردان، و به بركت تأويل آن، بدىها را از ما بزداى، و پاداش نيكىهاى ما را دو چندان ساز، و به پاداش آن، درجات ما را بالا ببر، و پس از مردن، آن را مايه شادمانى ما قرار ده.
خدايا! قرآن را براى ما توشهاى قرار ده كه در هنگام ايستادن در برابرت [در قيامت]، بِدان ما را نيرو بخشى، و راهى روشن قرار ده كه از آن به سوى تو آييم، و دانشى سودمند كه به وسيله آن، نعمتهاى تو را سپاس گزاريم، و خشوع راستينى كه به وسيله آن، نامهاى تو را به پاكى بستاييم؛ زيرا تو آن را حجّتى بر ما قرار دادى كه به وسيله آن، بهانه را از ما گرفتى، و با فرستادن آن، محبّتى به ما نمودى كه زبان ما از گزاردن سپاس آن، ناتوان است.
خدايا! آن را براى ما سرپرستى قرار ده كه از لغزش، نگاهمان دارد، و راهنمايى كه به كار نيك، هدايتمان كند، و معاون و هدايتگرى كه از منحرف شدن، بازمان دارد، و دستيارى كه در خستگى، نيرويمان بخشد، تا اين كه ما را به بهترين آرزويمان برساند.
بار خدايا! آن را براى ما شفيعى در روز ديدار (قيامت)، و سلاحى در روز ارتقا [ى درجات]، و وكيل مدافعى در روز داورى، و نورى در روز تاريكى قرار ده؛ روزى كه نه زمينى است و نه آسمانى؛ روزى كه هر كوشندهاى پاداش كوشش خود را دريافت مىكند.
خدايا! آن را براى ما وسيله سيرابى در روز تشنگى قرار ده و نيز مايه رهايى در روز پاداش از آتش سوزانى كه به هر كس در آن سوزد و به شعلهاش گرفتار آيد، رحم نمىكند.
خدايا! آن را براى ما بُرهانى در ملأ عام، در آن روز كه اهل آسمانها و زمين گرد مىآيند، قرار ده.
خدايا! منزلگاههاى شهيدان، و زندگى نيكبختان، و همرَهى با پيامبران را روزىِ ما كن. به راستى كه تو شنواى دعايى.