آثار دنیایی سحرخیزی

آیت الله محمد علی شاه آبادی، استاد عرفان حضرت امام خمینی رحمه الله بودند.

آقای نصرالله شاه آبادی فرزند این استاد اخلاق می فرمودند : " موضوعی كه مرحوم والد به آن عنایت ویژه ای داشتند و آن را در قرب به حق مؤثر می دانستند، بیداری شب و سحرخیزی بود.

میفرمودند " اگر برای نافله شب بیدار شدید و دیدید برای نافله خواندن آمادگی روحی ندارید، بیدار بمانید. بنشینید حتی چای بخورید. انسان بر اثر همین بیداری، آمادگی برای عبادت را پیدا می كند " .

همچنین فرمود: " بیداری سحر هم برای مزاج مادی مفید است و هم برای مزاج معنوی. "

بارها در منبرهایشان می فرمود: " برای دنیایتان هم كه شده، سحرها بیدار شوید. چون بیداری سحر، وسعت رزق، زیبایی چهره و خوش اخلاقی می آورد " . [1]

چگونه می توان در نماز " حضور قلب " داشت؟
در مورد حضور قلب و چگونگى تحصیل آن مى توان هفت اصل را بیان کرد:

۱ـ باید نماز و عشق به الله از همه چیز براى ما مجذوب تر باشد؛

زیرا حضور قلب انسان تابع دلبستگی هاى قلب است، انسان به هر چه علاقه و تمایل داشت، قلب و روح به آن مجذوب مى شود، اگر مال و ثروت، جاه و مقام، زن و شهوت و فرزند و عیال محبوب انسان شد قلب او نیز به طرف آنها منعطف مى شود.

پس سعى کنیم که با توجه به ارزش نماز در آیات و روایات و ثواب هاى مترتب بر آن و ... ، عاشق آن شویم.

۲ـ اندیشه در حقارت و پستى دنیا؛

جاذبه هاى مانعِ حضور قلب، جاذبه هاى مادى است. قیودِ ماده دست و پا گیر برای پرواز قلب و پر کشیدن آن است، باید در ثروتها و انسان هائى که در اثر حوادث روزگار (همچون سیل ها و زلزله ها یا مرگ و میرها) یک ساعت بعد هیچ مى شوند اندیشید، در بى ارزشى دنیا نظاره کرد تا غُل و زنجیر مادیت باز شود، هر چه جاذبه هاى مادى کمتر شود قدرت بر تمرکز حواس بیشتر مى شود. وقتى فهمید زن و بچه و مال و ثروت و کار در برابر ربّ الارباب ناچیز؛ بلکه هیچ است، متوجه به آن مبدأ فیاضى مى شود که همه چیز در ید قدرت او است.

۳ـ توجه به قدرت خداوند در حل مشکلات؛

مى دانم که مشکلاتى براى من در زندگى هست و این مختص به من نیست؛ بلکه همه دارند حال اگر بدانم که غیر از خداوند کسى قادر به حل آنها نیست. مسلماً توجهم به مشکل گشا است نه نفس مشکل، و لذا از هجوم افکار درباره مشکلات نجات مى یابم.

۴ـ قبل از نماز آمادگى پیدا کند؛ قبل از نماز فکر کند در عظمت خالق و ضعف مخلوق، بداند با چه کسى مى خواهد سخن بگوید و به یاد آمادگى اولیاء خدا براى نماز بیافتد که رنگشان متغیر مى شد.

۵ـ آشنائى به محتواى نماز و فلسفه رکوع و سجود و قیام و قعود و آشنائى با معانى نماز؛

مگر معنى نماز بیش از نیم ساعت طول مى کشد تا فرا گیرد، شما بگوئید دو ساعت، آیا دو ساعت براى تمام عمر نمى ارزد؟!

۶ـ ترک گناه؛

از جمله عوامل مؤثر در حضور قلب و خشوع و صفا و نورانیت عبادت، ترک گناه است. گناه، قلب را از کشش حضور باز مى دارد، خصوصاً خوردن غذاى حرام که باعث تاریکى قلب مى گردد.

۷ـ دور کردن عوامل پراکندگى حواس؛

مثل این که انسان در میان جمعیتى به نماز ایستد و افراد از جلو چشم او عبور کنند، یا در زمان و مکانى است که ذهن مشوش است، در مکانى که ترس از درنده اى دارد، یا در زمانى که منتظر حادثه اى مثل باران و برف است، یا در مقابل عکس و یا در جائى که تزئین شده. اینها همگى عامل حواس پرتى هستند، اگر هم مجبور شد باید چشم به سجده گاه خود بدوزد.

از بزرگى نقل شده که: " در باغ [خود] نماز مى خواند، پرنده اى آمد و از این شاخه به آن شاخه پرید و چشم و فکر او را به دنبال خود از این شاخه به آن شاخه برد، [آن بزرگ] در رکعات نماز شک کرد که چند رکعت خوانده، باغ را در راه خدا داد و گفت: این باغ را که مانع توجه من است نمى خواهم " . [2].

نیت نماز

علامه حسن زاده : زمانی به یکی از اساتید مان اصرار کردیم که به ما توصیه ای کند، فرمودند: از امروز قول بدهید توبه کنید، نماز هایتان از روی عادت نباشد، برای حور [زنان بهشتی] و غِلامان [پسران زیبای که خادم بهشتیان هستند] نباشد، بلکه به خاطر ترس از جهنم هم نباشد.

عمل باید اَحسن باشد که : " لِیبلُوَکُم اَیکُمْ اَحسَنُ عَمَلاً " [3] [خدا شما را آفرید] تا شما را بیازماید که کدام تان از جهت عمل نیکوتر هستید.

گناه را مراتب است از گناه پیش پا افتاده چون سرقت، کِذب [دروغ] ، قمار و مثل آن، تا پله پله انسان به جایی می رسد که عبادتش را گناه می بیند. [یعنی همانگونه که در گناه، انسان خود را خطاکار می داند ، از عبادت هم احساس خطا دارد]

سعدی گوید: عابدان از گناه توبه کنند * عارفان از عبادت استغفار [4]

ثوبان می‌گوید: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم هرگاه نمازش را به پایان می‌برد، سه بار استغفار و طلب آمرزش می‌کرد.

" كانَ رَسولُ اللّهِ صلى اللّه عليه و آله إذَا انصَرَفَ مِن صَلاتِهِ اِستَغفَرَ ثَلاثًا " . [5]

پیامبر اکرم که بهترین نمازها را می خواندند نمازشان را در مقابل بزرگی خدا خیلی ناچیز و کوچک و پایین میدیدند و بدین جهت استغفار می‌کردند.

فرستادن صلوات بر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در نماز

تمام فقهای اهل بیت صلوات را در تشهد اول و دوم نماز واجب می دانند، و در غیر آن مستحب.

در کتب اهل سنت نیز روایاتی که دالّ بر وجوب است کم نیست. از جمله، در روایتی، " عایشه " می گوید: " سَمِعْتُ رَسُولَ اللّهِ(صلی الله علیه وآله) یقُولُ: لایقْبَلُ صَلاةٌ اِلاّ بِطَهُور، وَ بِالصَّلاةِ عَلَی " ؛ (نماز بدون طهارت و درود بر من، قبول نخواهد شد. [6]

از فقهای اهل سنت " شافعی " آن را در تشهد دوم واجب می داند، و " احمد " در یکی از دو روایت که از او نقل شده، و جمعی دیگر از فقهاء، ولی بعضی مانند " ابو حنیفه " آن را واجب نشمرده اند. [7] [8]


[1] عارف كامل ، ص ۴۸.

[2] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ، مکارم شیرازى‏ ، ج ۲ ، ص ۱۸۵.

[3] سوره ملک : آیه ۲.

[4] هزار و یک نکته ، علامه حسن زاده ، ص ۴۲۷.

[5] حکم النبی الأعظم صلی الله علیه و آله و سلم ، ج ۵ ، ص 295.

[6] بحار الانوار ، ج ۸۲ ، ص: ۲۷۸.

[7] تذکره علامه ، ج ۱ ، ص: ۱۲۶.

[8] تفسیر نمونه ، ج ۱۷ ، ص ۴۴۸.