شکستن یخ آیت الله خوانساری 5 فرمودند
شکستن یخ
آیت الله خوانساری 5 فرمودند: یک سال در قم برف زیادی آمده بود. امام خمینی 5 نصف شب میآمد کنار حوض مدرسه و به هر زحمتی بود یخ آن را میشکست، وضو میگرفت و میرفت در یکی از کلاسهای مدرسه، مشغول نماز شب میشد.
(نکته 274)
دعای نماز وِتر
آیت الله جوادی آملی «حفظه الله» : دینی که میگوید هنگام سحر در نماز شب حداقل چهل نفر را دعا کن، همان دین میگوید روز هم به فکر حل مشکل چهل مؤمن باش.
(نکته 280)
کم ز خروسی مباش
حضرت لقمان 7 به پسرش میگفت:
فرزند عزیزم! مبادا خروس از تو هوشیارتر باشد ... در سحرگاهان به آوای بلند ندا سر میدهد در حالیکه تو در خوابی!! «ارشاد القلوب، ج 1، ص 72»
کم ز خروسی مباش مشت پری بیش نیست از سر شب تا سحر ذکر خدا میکند.
(نکته 282 و 283)
ﭽ گلچین کتاب زیبایی های نماز ؛ استاد فرحزادﭼ
تفاوت نماز خوان و نماز دوست
فاصله بین نمازخوان و نماز دوست بسیار زیاد است. پیامبر عظیم الشان صَلّی اللّه عَلیه وَ آلِه فرمودند: دو نفر از امت به من نماز میایستند. رکوع و سجود آنها همانند هم است، اما فاصله نماز آنها از زمین تا آسمان است. إِنَّ الرَّجُلَيْنِ مِنْ أُمَّتِي يَقُومَانِ فِي الصَّلَاةِ وَ رُكُوعُهُمَا وَ سُجُودُهُمَا وَاحِدٌ وَ إِنَّ مَا بَيْنَ صَلَاتَيْهِمَا مِثْلُ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ. [بحار الانوار، ج ۸۱، ص ۲۴۹] یعنی یک نماز روح و جان دارد، و یک نماز پیکر بدون جان است. یک نماز معراج و ملاقات خداست، و یک نماز هم ممکن است از بالای سر فراتر نرود.
(خلاصه ای از صفحه 20)
پوست نماز و مغز نماز
انجام صورت و ظاهر عبادت لازم است، اما کافی نیست. پوست بادام قابل خوردن نیست، ولی باید باشد، اگر این پوسته نباشد، آن مغز حفظ نمی شود. اما آنچه قابل خوردن است و ارزش غذایی دارد، مغز بادام است.
پوسته نماز باید باشد، خیلی هم صحیح و مرتب. ولی توجه داشته باشیم که بر اساس روایات و آیات قرآن حقیقت و جان و مغز و روح نماز، محبت و حضور قلب و اتصال قلبی است.
پیغمبر خدا صَلّی اللّه عَلیه وَ آلِه فرمودند: «أَفْضَلُ النَّاسِ مَنْ عَشِقَ الْعِبَادَةَ فَعَانَقَهَا وَ أَحَبَّهَا بِقَلْبِهِ وَ بَاشَرَهَا بِجَسَدِهِ» [بحار الانوار، ج ۶۷، ص ۲۵۳] بهترین مردم کسی است که به عبادت عشق بورزد، آن را در آغوش کشد و از دل دوست داشته باشد.
باید به عبادت دل ببندیم و عاشق آن باشیم. عشق به تنهایی هم کافی نیست. میفرمایند: هم پوسته را و هم مغز را بیاورد. « وَ بَاشَرَهَا بِجَسَدِهِ ؛ با بدنش انجام دهد!»
(خلاصه ای از صفحه 23 و 25)
عشق به نماز
شدت و اوج محبت را عشق میگویند. اصلا خود کلمه عشق هم عربی است و در «نهج البلاغه» هم آمده است. اما برخلاف کلمه محبت، بسیار کم آمده است. یکی از مواردی که کلمه عشق به کار رفته است، کلام پیغمبر خدا صَلّی اللّه عَلیه وَ آلِه است که فرمودند:
«أَفْضَلُ النَّاسِ مَنْ عَشِقَ الْعِبَادَةَ فَعَانَقَهَا وَ أَحَبَّهَا بِقَلْبِهِ وَ بَاشَرَهَا بِجَسَدِهِ» ؛ [بحار الانوار، ج ۶۷، ص ۲۵۳] بهترین مردم کسی است که به عبادت عشق بورزد، آن را در آغوش کشد و از دل دوست داشته باشد و با جوارحش آن را به جا آورد.
افق چه کسانی از همه بالاتر است؟ برترین انسانهای روی زمین چه کسانی هستند؟ فرمود: آنهایی که عاشق عبادت هستند، نه این که فقط عبادت صوری و ظاهری به جا میآورند. نه کسی که خم و راست میشود، ولی دل نمی بندد، بلکه کسانی که به عبادت خود عشق میورزند و عاشق عبادت هستند.
(خلاصه ای از صفحه 24 )
حضور قلبی مهمتر از تلاش بدنی
امام جواد علیه السلام در بیانی کلیدی و کاربردی میفرمایند: الْقَصْدُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِالْقُلُوبِ أَبْلَغُ مِنْ إِتْعَابِ الْجَوَارِحِ بِالْأَعْمَالِ ؛ [بحار الأنوار، ج ۷۵، ص ۳۶۴]
یعنی اگر انسان با قلب خود، و با عشق و معرفت و محبت خود به طرف خدا برود، این او را بیشتر و سریعتر به خدا میرساند، تا این که اعمال ظاهری را به جا بیاورد، و خود را به رنج و تعب بیندازد، ولی دل همراه آن نباشد و قلب او جای دیگر باشد.
در عبادت باید حضور قلب باشد، نه صرف یک سری حرکات فیزیکی.
فراوان اند افرادی که سر کلاس درس مینشینند، اما دل نمیدهند. آنها هرچند نگاه میکنند، حضور فیزیکی هم دارند، ولی بهره قابل توجهی نمی برند.
سعدی میگوید:
هرگز حدیث حاضر غایب شنیده ای من در میان جمع و دلم جای دیگر است
البته با نماز بدون حضور قلب اسقاط تکلیف میشود. یعنی حداقل نمره را به آنها میدهند. آنها را در جهنم قرار نمی دهند، بهشت هم میبرند، ولی آن نماز ، معراج نیست.
(خلاصه ای از صفحه 27 و 29)
قدرت نماز در ریزش گناهان
آثار و برکات نماز بسیار فوق العاده است. قرآن از نماز تعبیر به حسنات کرده و فرموده است: إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ ؛ [سوره هود، آیه ۱۱۴] خوبیها بدیها را از بین میبرد.
امیر المؤمنین علیه السلام میفرماید: مَا أَهَمَّنِي ذَنْبٌ أُمْهِلْتُ فِيهِ حَتَّى أُصَلِّيَ رَكْعَتَيْنِ ؛ [بحارالانوار، ج ۸۸، ص ۳۸۲] من از آن گناهی که بعد از آن خدا به من مهلت بدهد دو رکعت نماز بخوانم، خوفی ندارم.
چون با خدا ارتباط برقرار کردم، این ارتباط آن ظلمت و تاریکی گناه را محو میکند. البته منظور حق الناس نیست. حق الناس و بدهی مردم را باید داد. اگر من به کسی سیلی زدم، بعد دو رکعت نماز بخوانم؛ آن را پاک نمی کند. ولی کسی که در خفا گناهی انجام داده است و به خود ظلم کرده است، این با دو رکعت نماز قابل جبران است.
(خلاصه ای از صفحه 37 )
پناهگاه امیرالمؤمنین
نماز کلید حل مشکلات است. میگویند: ابو علی سینا اگر مشکلات علمی پیدا میکرد، میرفت دو رکعت نماز میخواند و با خدا ارتباط برقرار میکرد و مشکل علمی او حل میشد. خود قرآن فرموده است: «وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ» [سوره بقره، آیه ۴۵] از صبر و نماز یاری جویید.
درباره روحیات حضرت امیر علیه السلام آمده است: «كَانَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلَامُ إِذَا هَالَهُ شَيْءٌ، فَزِعَ إِلَى الصَّلَاةِ» ؛ [وسائل الشیعة، ج ۸ ص ۱۳۸] هرگاه امر مهمی برای حضرت پیش میآمد، به نماز پناه میبردند.
چطور همه ما به اهل بیت علیهم السلام پناه میبریم، اما همه آنها به نماز پناه میبردند، به خدا پناهنده میشدند. برای حل مشکلات علمی، معنوی، مادی، اقتصادی، آرامش، به نماز پناه ببرید. واقعا به آدم آرامش می دهد.
(خلاصه ای از صفحه 44 )
آرامش مقدمه حضور قلب
یکی از چیزهایی که مرحوم آقای دولابی خیلی سفارش میکردند، این بود که میفرمودند: قبل از نماز، وقتی با آرامش وضو گرفتید، در سجاده و محل نماز خود بنشینید، یک کمی بدن شما آرام بگیرد تا فکر و خیالها از بین برود.
این نشستن قبل از نماز خیلی به آدم کمک میکند. مملکت بدن مثل حوضی است که آب آن متلاطم است. وقتی تلاطم این حوض از بین رفت و سکون و آرامش به وجود آمد، آشغالها ته نشین میشود و آب شفاف و صاف و زلال بالا میآید.
می فرمودند: استغفار قبل از نماز خیلی مؤثر است. مراقب باشیم کارهایی که دغدغه و حواس پرتی میآورد نداشته باشیم. مثلاً بچه از مدرسه آمده است، گرسنه و تشنه است، غذای او را بدهید. خود شما اگر احتیاج به دستشویی دارید، انجام دهید. اینها خیلی به انسان آرامش می دهد و در توجه و حضور قلب در نماز مؤثر است.
(خلاصه ای از صفحه 45)
آماده کردن فضا برای کسب حضور قلب
آماده کردن فضا در حضور قلب بسیار اثر دارد. به یاد دارم خیلی مواقع که برای نماز به محضر آیت الله بهاء الدینی رضوان الله علیه میرفتیم، ایشان قبل از نماز میآمدند و مینشستند. قبل از نماز گاهی افراد نیازمند میآمدند. ایشان قبل از نماز به آنها کمک میکردند تا فکرشان در نماز راحت باشد، یا اگر [آنها] میخواهند جایی دیگر بروند بروند تا در نماز ما را مشغول نکنند.
بچه ای که دارد فریاد میزند، گرسنه است، تشنه است، با بهانه میگیرد، مزاحم نماز ما میشود. خیلی مواقع دوستان ما بچههای کوچک خود را [به نماز جماعت] میآوردند. آقا میفرمودند: بروید در کمد ببینید گزی، شکلاتی، سوهانی هست، چیزی به این بچهها بدهید. یعنی این بچه که نماز را متوجه نمی شود، مشغول اینها بشود و نماز ما را از بین نبرند.
(خلاصه ای از صفحه 47)