فصل يازدهم: مسجد درون خانه

الإمام الصادق عليه السلام: كانَ لِعَلِيٍّ عليه السلام بَيتٌ لَيسَ فيهِ شَي‏ءٌ إلّا فِراشٌ و سَيفٌ و مُصحَفٌ، و كانَ يُصَلّي فيهِ.

امام صادق عليه السلام: على عليه السلام اتاقى داشت كه در آن، چيزى جز يك فرش و يك شمشير و يك قرآن نبود و در آنجا نماز مى‏خواند.

بحار الأنوار: ج 83 ص 366

الإمام الصادق عليه السلام: كانَ عَلِيٌّ عليه السلام قَدِ اتَّخَذَ بَيتا في دارِهِ لَيسَ بِالكَبيرِ و لا بِالصَّغيرِ، و كانَ إذا أرادَ أن يُصَلِّيَ مِن آخِرِ اللَّيلِ أخَذَ مَعَهُ صَبِيّا لا يَحتَشِمُ مِنهُ، ثُمَّ يَذهَبُ مَعَهُ إلى ذلِكَ البَيتِ فَيُصَلّي.

امام صادق عليه السلام: على عليه السلام در خانه‏اش اتاقى را كه نه چندان بزرگ بود و نه كوچك، انتخاب كرده بود كه هرگاه مى‏خواست در پايان شب نماز بگزارد، كودكى را كه از [حضورش‏] خجالت نمى‏كشيد، همراه خود به آن اتاق مى‏برد و به نماز مى‏ايستاد.

بحار الأنوار: ج 83 ص 366

المحاسن عن مِسمع: كَتَبَ إلَيَّ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام: إنّي احِبُّ لَكَ أن تَتَّخِذَ في دارِكَ مَسجِدا في بَعضِ بُيوتِكَ.

المحاسن به نقل از مَسمَع: امام صادق عليه السلام به من چنين نوشت: «دوست دارم كه يكى از اتاق‏هاى منزلت را مسجد قرار دهى ». مقصود از مسجد در اينجا، نمازخانه است؛ يعنى مكانى كه به نماز، اختصاص يافته باشد، نه معناى اصطلاحى مسجد كه احكام خاصّ آن، همچون حرمت نجس كردن، بر آن مترتّب گردد.

بحار الأنوار: ج 76 ص 162

الكافي عن أبي الجارود: سَأَلتُ أبا جَعفَرٍ عليه السلام عَنِ المَسجِدِ يَكونُ فِي البَيتِ، فَيُريدُ أهلُ البَيتِ أن يَتَوَسَّعوا بِطائِفَةٍ مِنهُ، أو يُحَوِّلوهُ إلى غَيرِ مَكانِهِ، قالَ: لا بَأسَ بِذلِكَ.

الكافى به نقل از ابو جارود: از امام باقر عليه السلام در باره نمازخانه درون خانه پرسيدم؛ چه اين كه ساكنان خانه در صددند با بخشى از فضاى آن، [ديگر قسمت‏هاى‏] خانه را توسعه دهند يا آن را به جاى ديگرى منتقل سازند. فرمود: «مانعى ندارد». (مسجد داخل خانه احکام مسجد را ندارد مثل عدم توقف جنب و حائض)

بحار الأنوار: ج 83 ص 375

ﭽ گلچین کتاب خلاصه فرودگاه فرشتگان ؛ اصغر آیتی

مهارت های پایبندی به نماز در فرزندان سن ۶ تا ۱۸ سال


دو ویژگی مهم کودک و نوجوان که به واسطه آن می توانیم آنها را به نماز علاقه مند کنیم.

۱. علاقه آنان به بازی : بازی دنیای کودک است و نوجوانان نیز به بازی علاقه مند هستند. بنابراین مربیان یکی از طریق بازی مفاهیم لازم را به کودکان آموزش می دهند در کار خود توفیق بیشتری کسب می کنند‌. [مثلاً معلمی که می خواهد به دختران سوم ابتدایی وضو را یاد بدهد اگر بگوید فردا عروسک تان را بیاورید تا آنها را وضو بدهیم بهتر می تواند وضو را آموزش دهد]

۲. الگوپذیری و روحیه تقلید گرایی:

کودک قبل از مدرسه بیشتر از پدر و مادر الگو گیری می کند ولی کودک دبستانی از بزرگسالان و افرادی که در نظر او مهم و ارزشمند هستند [مثل معلم] الگو می‌گیرد و از آنها تقلید می کند.

[پس اگر آنها به نماز اهمیت دهند و نماز را زیبا و جذاب اقامه کنند سبب علاقه کودک و نوجوان به نماز می شوند]

[صفحه 26]


کودک ابتدایی نیاز به انگیزه دهی با تایید و تشویق دارد به طوری که اگر در مقابل انجام عملی تشویق شود در احساس سازندگی به وجود می‌آید ولی انتقاد و محدود کردن است سبب حس حقارت می شود.

کودک انتظار دارد در برابر کارهای خوبی که انجام می‌دهد از طرف اطرافیان نزدیک تأیید و تشویق شود که این تشویق و تعریف و گرفتن جایزه تأثیر زیادی در تکرار آن رفتار دارد.

[خلاصه صفحه 34]