باب سوم: بايسته‏هاى دعاكننده به هنگام دعا كردن‏

3/ 1 خاكسارى و خوارى و فروتنى و افتادگى نمودن‏

217. الإمام الصادق عليه السلام‏- في قَولِهِ تَعالى: «فَمَا اسْتَكانُوا لِرَبِّهِمْ وَ ما يَتَضَرَّعُونَ»-: التَّضَرُّعُ رَفعُ اليَدَينِ.

217. امام صادق عليه السلام- درباره اين سخن خداوند متعال كه: «نسبت به پروردگارشان خاكسارى نكردند و خوارى ننمودند»-: اظهار خوارى كردن، عبارت است از بلند كردن دست‏ها [به هنگام دعا].

229. الإمام عليّ عليه السلام‏- في دُعائِهِ المَعروفِ بِدُعاءِ كُمَيلٍ-: اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ سُؤالَ خاضِعٍ مُتَذَلِّلٍ خاشِعٍ، أن تُسامِحَني و تَرحَمَني ....

اللّهُمَّ و أسأَلُكَ سُؤالَ مَنِ اشتَدَّت فاقَتُهُ، و أنزَلَ بِكَ عِندَ الشَّدائِدِ حاجَتَهُ، و عَظُمَ فيما عِندَكَ رَغبَتُهُ.

229. امام على عليه السلام- در دعاى معروف به «دعاى كميل»-: بار خدايا! خاضعانه و ذليلانه و فروتنانه، از تو درخواست مى‏كنم كه مرا ببخشايى و بر من، رحم آورى ....

بار خدايا! از تو درخواست مى‏كنم، به‏سان خواهشِ كسى كه نيازمندى‏اش شدّت يافته و در سختى‏ها نيازش را به درگاه تو مى‏آورَد و به [لطف و عنايت‏] تو، سخت اميد بسته است.

230. الإمام زين العابدين عليه السلام: أدعوكَ دُعاءَ مَنِ اشتَدَّت فاقَتُهُ، و قَلَّت حيلَتُهُ، و ضَعُفَت قُوَّتُهُ، دُعاءَ الغَريقِ الغَريبِ المُضطَرِّ، الَّذي لا يَجِدُ لِكَشفِ ما هُوَ فيهِ إلّا أنتَ، يا أرحَمَ‏ الرّاحِمينَ.

230. امام زين العابدين عليه السلام: تو را مى‏خوانم به‏سانِ خواندن شخصِ سختْ نيازمند و بيچاره‏ و ناتوان، به‏سان خواندن شخصِ در حال غرق شدن كه تنها و درمانده است و براى نجات خويش از مهلكه، جز تو كسى را نمى‏يابد، اى مهربان‏ترينِ مهربانان!

3/ 2 گريستن يا حالت گريه به خود گرفتن‏

232. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: البُكاءُ مِن خَشيَةِ اللّهِ مِفتاحُ الرَّحمَةِ، و عَلامَةُ القَبولِ، و بابُ الإِجابَةِ.

232. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: گريستن از ترس خدا، كليدِ رحمت، نشانه پذيرش و دَرِ اجابت [دعا] است.

234. عنه صلى الله عليه و آله: اغتَنِمُوا الدُّعاءَ عِندَ الرِّقَّةِ؛ فَإِنَّها رَحمَةٌ.

234. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: دعا كردن در هنگام رقّت قلب را غنيمت شماريد؛ زيرا كه رقّت قلب، رحمت است.

235. الإمام عليّ عليه السلام: بُكاءُ العُيونِ و خَشيَةُ القُلوبِ مِن رَحمَةِ اللّهِ تَعالى ذِكرُهُ، فَإِذا وَجَدتُموها فَاغتَنِمُوا الدُّعاءَ، و لَو أنَّ عَبداً بَكى في امَّةٍ، لَرَحِمَ اللّهُ تَعالى تِلكَ الامَّةَ لِبُكاءِ ذلِكَ‏ العَبدِ.

235. امام على عليه السلام: گريه چشم‏ها و خشيتِ دل‏ها، از رحمت خداوند بلند نام است. بنا براين، هرگاه اينها را در خود يافتيد، دعا كردن را غنيمت شماريد. اگر در ميان يك امّت، يك بنده هم گريه كند، خداوند متعال به خاطر گريه آن‏ بنده، بر آن امّت رحم مى‏كند.

236. الإمام الباقر عليه السلام: إنَّ التَّضَرُّعَ وَ الصَّلاةَ مِنَ اللّهِ تَعالى بِمَكانٍ، إذا كانَ العَبدُ ساجِدا للّهِ، فَإِن سالَت دُموعُهُ، فَهُنالِكَ تَنزِلُ الرَّحمَةُ، فَاغتَنِموا في تِلكَ السّاعَةِ المَسأَلَةَ و طَلَبَ الحاجَةِ.

236. امام باقر عليه السلام: تضرّع و نماز، جايگاهى بلند در نزد خداوند متعال دارند. هرگاه بنده در پيشگاه خدا به سجده افتاده باشد، چنانچه اشك‏هايش جارى گردد، رحمت فرود مى‏آيد. پس، درخواست كردن و حاجت‏طلبى را در آن لحظه، غنيمت شمريد.

239. الكافي عن سعيد بن يسار بيّاع السابري: قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام: إنّي أتَباكى فِي الدُّعاءِ، و لَيسَ لي بُكاءٌ؟

قالَ: نَعَم، و لَو مِثلَ رَأسِ الذُّبابِ.

239. الكافى- به نقل از سعيد بن يسار بيّاع سابرى-: به امام صادق عليه السلام گفتم: آيا در هنگام دعا كه گريه‏ام نمى‏آيد، حالت گريه به خود بگيرم؟

فرمود: «آرى، هرچند به اندازه سرِ مگسى باشد [، اشكى بريز]».

240. الكافي عن إسحاق بن عمّار: قُلتُ لأَبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام: أكونُ أدعو فَأَشتَهِي البُكاءَ و لا يَجيئُني، و رُبَّما ذَكَرتُ بَعضَ مَن ماتَ مِن أهلي فَأَرِقُّ و أبكي، فَهَل يَجوزُ ذلِكَ؟

فَقالَ: نَعَم، فَتَذَكَّرهُم، فَإِذا رَقَقتَ فَابكِ، وَ ادعُ رَبَّكَ تَبارَكَ و تَعالى.

240. الكافى- به نقل از اسحاق بن عمّار-: به امام صادق عليه السلام گفتم: دعا مى‏كنم و ميل دارم گريه كنم، امّا گريه‏ام نمى‏آيد. گاه به ياد يكى از كسانم كه مُرده است، مى‏افتم و دلم مى‏سوزد و مى‏گِريم. آيا اين، جايز است؟

فرمود: «آرى. آنها را به ياد آور و دچار رقّت قلب كه شدى، گريه كن و به‏ درگاه پروردگارت تبارك و تعالى، دعا نما.

3/ 3 نهانى‏

244. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: خَيرُ الدُّعاءِ الخَفِيُّ، قالَ تَعالى: «ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً».

244. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: بهترين دعا، دعاى در نهان است. خداوند متعال مى‏فرمايد: «پروردگارتان را به زارى و نهانى بخوانيد».

245. عنه صلى الله عليه و آله: دُعاءُ السِّرِّ يَزيدُ عَلَى الجَهرِ سَبعينَ ضِعفا، و أثنَى اللّهُ سُبحانَهُ عَلى زَكَرِيّا عليه السلام بِقَولِهِ: «إِذْ نادى‏ رَبَّهُ نِداءً خَفِيًّا».

245. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: دعاى نهانى، هفتاد برابر دعاى آشكار، ارزش دارد. خداوند سبحان، حضرت زكريا عليه السلام را چنين ستوده است: «آنگاه كه پروردگارش را نهانى ندا داد».

247. عنه صلى الله عليه و آله: إنّي لَمّا اسرِيَ بِي إلَى السَّماءِ ... نوديتُ ... يا مُحَمَّدُ، و مَن كَثُرَت هُمومُهُ مِن امَّتِكَ، فَليَدعُني سِرّا.

247. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: آن شب كه مرا به آسمان بردند ... به من ندا آمد كه: «... اى محمّد! هرگاه كسى از امّتت غم‏هايش بسيار شد، نهانى مرا بخواند».

248. الإمام الصادق عليه السلام: ما يَعلَمُ عِظَمَ ثَوابِ الدُّعاءِ و تَسبيحِ العَبدِ فيما بَينَهُ و بَينَ نَفسِهِ، إلَّا اللّهُ تَبارَكَ و تَعالى.

248. امام صادق عليه السلام: بزرگىِ ثواب دعا و تسبيحى را كه بنده در خلوت خويش مى‏كند، جز خداوند تبارك و تعالى كسى نمى‏داند.

249. عنه عليه السلام: قالَ لُقمانُ لِابنِهِ: ... عَلَيكَ بِقِراءَةِ كِتابِ اللّهِ عز و جل ما دُمتَ راكِبا، و عَلَيكَ بِالتَّسبيحِ ما دُمتَ عامِلًا، و عَلَيكَ بِالدُّعاءِ ما دُمتَ خالِيا.

249. امام صادق عليه السلام: لقمان به فرزندش گفت: «... وقتى بر مَركب خويش سوارى، به خواندن كتاب خدا بپرداز، وقتى سرگرم كار هستى، تسبيح بگو و هرگاه تنها بودى، به دعا مشغول شو».

3/ 4 با صداى آهسته‏

«وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ».[1]

«و هرگاه بندگانم از تو درباره من مى‏پرسند، [بگو:] من، نزديكم».

«وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلِينَ».[2]

«و پروردگارت را هر صبح و شام، در دل خود، به زارى و ترس، بى‏آن كه صدايت را بلند كنى، ياد كن و از غافلان مباش».

3/ 6 بلند كردن دست‏ها

262. الإمام الحسين عليه السلام: كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَرفَعُ يَدَيهِ إذَا ابتَهَلَ و دَعا، كَما يَستَطعِمُ المِسكينُ.

262. امام حسين عليه السلام: پيامبر خدا، هرگاه درخواست و دعايى مى‏كرد، دستانش را همچون مستمندى كه غذا مى‏طلبد، دراز مى‏كرد.

269. تهذيب الأحكام عن أبي بصير عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام‏: إنَّ أميرَ المُؤمِنينَ عليه السلام قالَ: إذا فَرَغَ أحَدُكُم مِنَ الصَّلاةِ، فَليَرفَع يَدَيهِ إلَى السَّماءِ، وَ ليَنصَب فِي الدُّعاءِ.

فَقالَ ابنُ سَبَأٍ: يا أميرَ المُؤمِنينَ! أ لَيسَ اللّهُ في كُلِّ مَكانٍ؟

فَقالَ عليه السلام: بَلى. قالَ: فَلِمَ يَرفَعُ يَدَيهِ إلَى السَّماءِ؟

قالَ: أما تَقرَأُ فِي القُرآنِ: «وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ»[3]؟ فَمِن أينَ يُطلَبُ الرِّزقُ إلّا مِن مَوضِعِهِ! و مَوضِعُ الرِّزقِ و ما وَعَدَ اللّهُ السَّماءُ.

269. تهذيب الأحكام- به نقل از ابو بصير-: امام صادق عليه السلام از پدرانش نقل كرد كه امير مؤمنان فرمود: «هرگاه يكى از شما نمازش را تمام كرد، دستانش را به سوى آسمان بردارد و تا مى‏تواند، دعا كند».

ابن سبأ گفت: اى امير مؤمنان! مگر خدا در همه جا نيست؟

فرمود: «چرا».

گفت: پس، چرا دستانش را به سوى آسمان بلند كند؟

فرمود: «مگر در قرآن نخوانده‏اى كه: «و در آسمان است روزىِ شما و آنچه وعده داده مى‏شويد»؟ بنا بر اين، روزى را جز از جايگاهش، كجا بايد طلبيد؟ جايگاه روزى و هم آنچه خداوند وعده داده، آسمان است».

3/ 7 بلند همّتى و بزرگىِ درخواست‏

273. عنه صلى الله عليه و آله: اسأَلُوا اللّهَ و أجزِلوا؛ فَإِنَّهُ لا يَتَعاظَمُهُ شَي‏ءٌ.

273. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: از خدا بخواهيد و فراوان ـ پر و پیمان ـ بخواهيد؛ زيرا هيچ چيز براى او سنگين نيست.

274. عنه صلى الله عليه و آله: إنَّ اللّهَ عز و جل يَعجَبُ مِن سائِلٍ يَسأَلُ غَيرَ الجَنَّةِ.[4]

274. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداوند عز و جل از درخواست كننده‏اى كه چيزى جز بهشت درخواست كند، تعجب مى‏كند.

275. عنه صلى الله عليه و آله: سَلُوا اللّهَ الفِردَوسَ؛ فَإِنَّها سُرَّةُ الجَنَّةِ.[5]

275. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: از خداوند، فردوس را تقاضا كنيد كه آنجا، نافِ (وسط) بهشت است.


[1] البقرة: 186.

[2] الأعراف: 205.

[3] الذاريات: 22.

[4] تاريخ بغداد: ج 9 ص 267.

[5] المستدرك على الصحيحين: ج 2 ص 402 ح 3402.