گنهكار الإمام الصادق عليه السلام
گنهكار
الإمام الصادق عليه السلام: مَنِ اطَّلَعَ مِن مُؤمِنٍ عَلی ذَنبٍ أو سَيِّئَةٍ، فَأَفشی ذلِكَ عَلَيهِ و لَم يَكتُمها، و لَم يَستَغفِرِ اللّهَ لَهُ، كانَ عِندَ اللّهِ كَعامِلِها، و عَلَيهِ وِزرُ ذلِكَ الَّذي أفشاهُ عَلَيهِ، و كانَ مَغفورا لِعامِلِها، و كانَ عِقابُهُ ما أفشی عَلَيهِ فِي الدُّنيا، مَستورٌ عَلَيهِ فِي الآخِرَةِ، ثُمَّ يَجِدُ اللّهَ أكرَمَ مِن أن يُثَنِّيَ عَلَيهِ عِقابا فِي الآخِرَةِ.
امام صادق عليه السلام: هر كس بر گناهی يا بدیای از مؤمنی مطّلع شود و آن را فاش سازد و پوشيدهاش ندارد و برای او از خدا طلب آمرزش نكند، در نزد خدا، چون كننده آن گناه يا بدی است، و گناه چيزی كه فاش ساخته است، بر گردن اوست و آن مؤمن، آمرزيده میشود، و كيفرش، همان فاش شدن [و بی آبرو شدن او] در دنياست، و در آخرت، بر او پوشيده میشود، و خداوند را بزرگوارتر از آن میيابد كه دوباره، در آخرت هم او را كيفر دهد.
بحار الأنوار: ج 75 ص 216.
غيبت شونده
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: كَفّارَةُ الاغتِيابِ أن تَستَغفِرَ لِمَنِ اغتَبتَهُ.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: كفّاره غيبت، اين است كه برای شخصی كه از او غيبت كردهای، طلب آمرزش كنی.
بحار الأنوار: ج 75 ص 253.
شخصِ در حال مرگ و مُرده
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: مَا المَيِّتُ في قَبرِهِ إلّا يُشبِهُ الغَريقَ المُتَهَوِّبَ، (الهوبُ: البُعد. ) يَنتَظِرُ دَعوَةً مِن أبٍ أو امٍّ أو وَلَدٍ أو صَديقٍ ثِقَةٍ، فَإِذا لَحِقَتهُ كانَت أحَبَّ إلَيهِ مِنَ الدُّنيا و ما فيها.
و إنَّ اللّهَ عز و جل لَيُدخِلُ عَلی أهلِ القُبورِ مِن دُعاءِ أهلِ الوُدِّ أمثالَ الجِبالِ، و إنَّ هَدِيَّةَ الأَحياءِ لِلأَمواتِ الاستِغفارُ لَهُم، وَ الصَّدَقَةُ عَنهُم.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: مُرده در گور خود، بهسانِ شخص غرق شده و دور افتاده است. چشم به راه دعايی از جانب پدر يا مادر يا فرزند يا يك دوست صميمی است. هرگاه چنين دعايی به او برسد، برايش از دنيا و آنچه در دنياست، دوست داشتنیتر است.
خداوند عز و جل، بر اثر دعای عزيزان و دوستان، [بخششها و ثوابهايی] به اندازه كوهها بر اهل قبور وارد میكند، و هديه زندگان به مُردگان، آمرزشخواهی برای آنان و صدقه دادن از جانب ايشان است.
محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 4 ؛ حدیث 2805
كسانی كه نبايد برايشان آمرزش خواست
مشرك و كافر
عن إبراهيم بن أبي البلاد، عن بعض أصحابه: قالَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام: ما يَقولُ النّاسُ في قَولِ اللّهِ: «وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ»؟ قُلتُ: يَقولونَ: إنَّ إبراهيمَ وَعَدَ أباهُ لِيَستَغفِرَ لَهُ.
قالَ: لَيسَ هُوَ هكَذا، إنَّ إبراهيمَ وَعَدَهُ أن يُسلِمَ فَاستَغفَرَ لَهُ، «فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ».
ابراهيم بن ابی البلاد، از يكی از يارانش: امام صادق عليه السلام فرمود: «مردم، در باره اين سخن خداوند: «و طلب آمرزش ابراهيم برای پدرش، جز برای وعدهای كه به او داده بود، نبود»، چه میگويند؟». گفت: میگويند كه ابراهيم عليه السلام به پدرش وعده داده بود كه برايش طلب آمرزش كند.
امام عليه السلام فرمود: «چنين نيست؛ بلكه ابراهيم عليه السلام به او وعده داد كه [اگر] مسلمان (موحّد) شود، برايش طلب آمرزش كند؛ «ولی چون برايش معلوم شد او دشمن خداست، از وی بيزاری جست ...»».
بحار الأنوار: ج 11 ص 88.
كسانی كه بايد از آنان، درخواست آمرزشخواهی كرد
پدر
عن إسماعيل بن الفضل الهاشمي: قُلتُ لِجَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ عليه السلام: أخبِرني عَن يَعقوبَ عليه السلام لَمّا قالَ لَهُ بَنوهُ: «يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئِينَ* قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي» فَأَخَّرَ الاستِغفارَ لَهُم! و يوسُفَ عليه السلام لَمّا قالوا لَهُ: «تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنا وَ إِنْ كُنَّا لَخاطِئِينَ* قالَ لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ»! (يوسف: 91 و 92.)
قالَ: لِأَنَّ قَلبَ الشّابِّ أرَقُّ مِن قَلبِ الشَّيخِ، و كانَت جِنايَةُ وُلدِ يَعقوبَ عَلی يوسُفَ، و جِنايَتُهُم عَلی يَعقوبَ إنَّما كانَت بِجِنايَتِهِم عَلی يوسُفَ، فَبادَرَ يوسُفُ إلَی العَفوِ عَن حَقِّهِ، و أخَّرَ يَعقوبُ العَفوَ لِأَنَّ عَفوَهُ إنَّما كانَ عَن حَقِّ غَيرِهِ، فَأَخَّرَهُم إلَی السَّحَرِ لَيلَةَ الجُمُعَةِ.
اسماعيل بن فضل هاشمی: به امام صادق عليه السلام گفتم: بفرما كه چرا وقتی پسران يعقوب عليه السلام به او گفتند: «ای پدر! برای گناهان ما آمرزش بخواه، كه ما خطاكار بوديم، [يعقوب] گفت: به زودی، از پروردگارم برای شما آمرزش خواهم خواست» و آمرزشخواهی برای آنان را به تأخير افكند؛ ولی يوسف عليه السلام وقتی برادرانش به او گفتند: «به خدا سوگند كه خدا، تو را بر ما برتری داده است و ما خطاكار بوديم، گفت: امروز، بر شما سرزنشی نيست. خدا، شما را میآمرزد و او مهربانترينِ مهربانان است»؟
فرمود: «چون دل جوان، نازكتر از دل پيران است، و [ثانيا] جنايت فرزندان يعقوب عليه السلام [در اصل] بر يوسف عليه السلام بود و جنايتشان به يعقوب عليه السلام از آن رو بود كه به يوسف عليه السلام جنايت كردند. بنا بر اين، يوسف عليه السلام بیدرنگ، از حقّ خود گذشت كرد؛ ولی يعقوب عليه السلام بخشودن را به تأخير افكند، چون بخشودن او، در حقيقت، گذشت كردن از حقّ غير خود بود. لذا [آمرزشخواهی برای] آنان را تا سحرگاه شب جمعه به تأخير افكند.
بحار الأنوار: ج 12 ص 280.