هنگام پوشيدن جامه نو

عن ابن عبّاس: کانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله عليه و آله ... إذا لَبِسَ ثَوبا جَديدا حَمِدَ اللّهَ و صَلّی رَکعَتَينِ، و کسَا الخَلِقَ.

ابن عبّاس: پيامبر خدا ... هرگاه جامه جديدی می‏پوشيد، خدا را حمد می‏گفت و دو رکعت نماز می‏خواند، و جامه کهنه را [به فقرا] می‏پوشاند.

محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 2 ؛ حدیث 1217

فصل پنجم: حمدهای رسيده از پيامبر و اهل بيت‏

حمدهای رسيده از پيامبر خدا

الحَمدُ للّهِ حَمدا کثيرا طَيِّبا مُبارَکا فيهِ، کما يُحِبُّ رَبُّنا و يَرضی.

سپاس، خدای را؛ سپاسی فراوان و پاکيزه و با برکت؛ آن سان که پروردگار ما دوست دارد و می‏پسندد.

اللّهُمَّ لَک الحَمدُ عَلی نَعمائِک الَّتي لا تُحصی بِعَدَدٍ و لا تُکافی بِعَمَلٍ

«بار خدايا! ستايش، تو را بر نعمت‏هايی که به شمار نمی‏آيند و با عمل جبران نمی‏شوند».

الحَمدلله حَمدا أبَدا لا يُحصی عَدَدُهُ، و لا يَضمَحِلُّ سَرمَدُهُ.‏

سپاس خدای را، سپاسی ابدی که تعدادش شمردنی نباشد و زمان آن به سر نيايد.

الحَمدُ للّهِ الَّذي دَنا في عُلُوِّهِ، و عَلا في دُنُوِّهِ.

ستايش، خدای را که در عين بلندمرتبگی، نزديک است و در عين نزديکی، بلندمرتبه.

اللّهُمَّ ... لَک الحَمدُ عَلَی قِلَّةِ التَّکليفِ، و کثرَةِ التَّخفيفِ.

بار خدايا! تو را ستايش به خاطر ... تکليف آسان دادن و برداشتن تکليف دشوار.

الحَمدُ للّهِ الَّذي لَم أکن عِندَهُ مَنسِيّا.

ستايش، خدای را که در نزد او فراموش ناشده نبوده‏ام.

الحَمدُ للّهِ الخافِضِ الرّافِعِ، الضّارِّ النّافِعِ، الجَوادِ الواسِعِ...

ستايش، خدايی را که پست کننده و بالا برنده است، زيان‏بخش و سودرسان است، بخشنده و گشاينده است.

رسول اللّه صلی الله عليه و آله: مَن قالَ: «الحَمدُ للّهِ رَبِّ العالَمينَ» أربَعَ مَرّاتٍ، قالَ اللّهُ عز و جل: سَل تُعطَهُ.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: هر کس چهار مرتبه بگويد: «ستايش، خدای را که خداوند جهانيان است»، خداوند عز و جل می‏فرمايد: درخواست کن تا خواسته‏ات به تو داده شود.

محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 2 ؛ حدیث 1249.

الإمام الصادق عليه السلام: کانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله عليه و آله يَحمَدُ اللّهَ في کلِّ يَومٍ ثَلاثَمِائَةِ مَرَّةٍ و سِتّينَ مَرَّةً، عَدَدَ عُروقِ الجَسَدِ، يَقولُ: الحَمدُ للّهِ رَبِّ العالَمينَ کثيرا عَلی کلِّ حالٍ.

امام صادق عليه السلام: پيامبر خدا در هر روز، سيصد و شصت مرتبه به شمار رگ‏های بدن، خدا را می‏ستود و می‏گفت: «ستايشِ فراوان و در همه حال، خدای را که پروردگار جهانيان است».

بحار الأنوار: ج 16 ص 257

رسول اللّه صلی الله عليه و آله: مَن قالَ: «الحَمدُ للّهِ کما هُوَ أهلُهُ» فَقَد شَغَلَ کتّابَ السَّماواتِ، فَيَقولونَ: اللّهُمَّ لا نَعلَمُ الغَيبَ!

فَيَقولُ اللّهُ: اکتُبوها کما قالَها عَبدي، و عَلَيَّ ثَوابُها.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: هر کس بگويد: «ستايش، خدای را چنان که او شايسته آن است»، نويسندگانِ آسمان‏ها را به تکاپو می‏اندازد و آنها می‏گويند: بارخدايا! ما که غيب نمی‏دانيم!

و خداوند می‏فرمايد: «آن را همان گونه که بنده‏ام گفت، بنويسيد. ثوابش با من».

بحار الأنوار: ج 93 ص 212

الإمام علیّ عليه السلام: الحَمدُ للّهِ الَّذي جَعَلَ الحَمدَ مِفتاحا لِذِکرِهِ، و سَبَبا لِلمَزيدِ مِن فَضلِهِ، و دَليلًا عَلی آلائِهِ و عَظَمَتِهِ.

امام علی عليه السلام: ستايش، خدای را که ستايش را سرآغاز يادش قرار داد، و سبب افزونی بخششش، و دليل بر نعمت‏ها و بزرگی‏اش.

نهج البلاغة: الخطبة 157.

الإمام علیّ عليه السلام: الحَمدُ للّهِ الَّذي لا يَبلُغُ مِدحَتَهُ القائِلونَ، و لا يُحصي نَعماءَهُ العادّونَ، و لا يُؤَدّي حَقَّهُ المُجتَهِدونَ...

امام علی عليه السلام: ستايش، خدای را که گويندگان از پسِ ستايش او برنمی‏آيند، و شمارندگان، از شمارش نعمت‏های او ناتوان‏اند، و کوشندگان، حقّ او را نمی‏گزارند.‏

نهج البلاغة: الخطبة 1.

الإمام علیّ عليه السلام: الحَمدُ للّهِ الَّذي لا يَفِرُهُ‏ المَنعُ وَ الجُمودُ، و لا يُکديهِ‏ الإِعطاءُ وَ الجودُ، إذ کلُّ مُعطٍ مُنتَقِصٌ سِواهُ، و کلُّ مانِعٍ مَذمومٌ ما خَلاهُ، و هُوَ المَنّانُ بِفَوائِدِ النِّعَمِ. (لا يَفِرُه: أي لا يُكثِرُه) (لا يُکديهِ ؛ أكدی: بخِلَ أو قلّ خيره أو قلّل عطاءه)

امام علی عليه السلام: ستايش، خدای را که دريغ ورزيدن و نبخشيدن چيزی، بر دارايی او نمی‏افزايد، و دَهِش و بخشش نيز از او نمی‏کاهد؛ زيرا هر دهنده‏ای از آنچه دارد، کاسته می‏شود جز او، و هر دريغ کننده‏ای در خور نکوهش است مگر او، و اوست عطا کننده نعمت‏های سودمند.

نهج البلاغة: الخطبة 91.

الإمام علیّ عليه السلام: الحَمدُ للّهِ الَّذي لَم يَخلُ مِن فَضلِهِ المُقيمونَ عَلی مَعصِيَتِهِ، و لَم يُجازِهِ لِأَصغَرِ نِعَمِهِ المُجتَهِدونَ في طاعَتِهِ...

امام علی عليه السلام: ستايش، خدای را که مرتکبان نافرمانی او نيز از لطفش بی‏بهره نيستند، و کوشندگان در طاعتش کوچک‏ترين نعمت او را جبران نتوانند کرد.

بحار الأنوار: ج 94 ص 232.

الإمام علیّ عليه السلام: الحَمدُ للّهِ رَبِّ العالَمينَ، الَّذي لَم يَضُرَّهُ بِالمَعصِيَةِ المُتَکبِّرونَ، و لَم يَنفَعهُ بِالطّاعَةِ المُتَعَبِّدونَ.

امام علی عليه السلام: ستايش، خدای را که پروردگار جهانيان است؛ خدايی که گردن‏فرازان با نافرمانی خود، زيانی به او نمی‏رسانند، و عبادت‏پيشگان با فرمانبری خود، سودی به او نمی‏رسانند.

بحار الأنوار: ج 94 ص 231.

الإمام علیّ عليه السلام: أحمَدُهُ حَمدا أستَزيدُهُ في نِعمَتِهِ، و أستَجيرُ بِهِ مِن نِقمَتِهِ...

امام علی عليه السلام: او را می‏ستايم ستايشی که بر نعمتش به من بيفزايد، و با آن از خشم و کيفرش به او پناه برم.

بحار الأنوار: ج 94 ص 232.

الإمام علیّ عليه السلام: اللّهُمَّ لَک الحَمدُ عَلی ما تَأخُذُ و تُعطي، و عَلی ما تُعافي و تَبتَلي.

امام علی عليه السلام: بار خدايا! تو را ستايش به خاطر آنچه می‏ستانی و می‏دهی، و عافيت می‏بخشی و مبتلا می‏کنی.

نهج البلاغة: الخطبة 160.

بخش پنجم: تهليل: (گفتن «لا إله إلّا اللّه»)

واژه‏شناسی «تهليل»

واژه تهليل، مصدر است از ريشه «هلل» و به معنای بلند کردن صداست، سپس اين معنا توسّع يافته و بر هر لفظ مشتمل بر حروف «هاء» و «لام» که با صدای بلد ادا گردد، اطلاق شده است و در توسّعی ديگر، بر کاربردی مشابه نيز «تهليل» اطلاق شده است، آنجا که حتّی بالا بردن صدا هم در کار نباشد، و از اين باب است که کلمه توحيد (يعنی «لا إله إلّا اللّه) «تهليل» ناميده می‏شود.

همچنين، گاه با مصدر جعلی «هَيلَلَة»، به کلمه توحيد اشاره می‏شود. جوهری در اين باره می‏نويسد: هلّل الرجل، يعنی: آن مرد «لا اله إلّا اللّه» گفت. گفته می‏شود: «قد أکثرت من الهيلله»، يعنی بسيار «لا اله إلّا اللّه» گفتم.

تهليل، در قرآن و حديث‏

واژه «تهليل» در احاديث اسلامی، فراوان به کار رفته است؛ ليکن در قرآن به کار نرفته است؛ امّا جمله «لا إلهَ إلَا اللّهُ»، دو بار، جمله «لا إلهَ إلّا هو» سی بار، جمله «لا إلهَ إلّا أنا»، سه بار و «لا إلهَ إلّا أنت»، يک بار در قرآن آمده است.