حمد و تحميد، در قرآن و حديث در قرآن کريم
حمد و تحميد، در قرآن و حديث
در قرآن کريم، ستايش خداوند متعال در 43 آيه به صورتهای مختلف، مورد توجّه و تأکيد قرار گرفته است. خداوند متعال، در چهارده آيه، خود را ستوده، در سيزده آيه به حمد و ثنای خود امر فرموده است. (شش بار بدون تسبيح و هفت بار همراه با تسبيح). در شانزده آيه نيز از زبان انبياء مؤمنان، فرشتگان، اهل بهشت، اهل قيامت، رعد و همه اشيا، ستايش خداوند آمده است. افزون بر اين، در هفده آيه از خداوند متعال با صفت «حميد» ياد شده است.
نکاتی در باره معنای حمد
در باره معنای «حمد» در قرآن و حديث، چند نکته قابل توجّه است:
1. در قرآن و حديث، اين واژه در فضيلت ذاتی خداوند به کار رفته است، مانند: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَکنْ لَهُ شَرِيک». (اسراء، آيه 111)
2. ستايش خداوند متعال، برآيند شناخت و معرفت اوست. از اين رو، حقيقت حمد الهی و کمال آن، ارتباط مستقيم با ميزان معرفت دارد. هر چه معرفت نسبت به جمال و کمال حق تعالی بيشتر شود، ستايشِ ستايشگر، کاملتر میگردد.
بنا بر اين، کاملترين و بهترين ستايشگرِ خداوند متعال، خودِ اوست؛ زيرا هيچ کس مانند او، ذات اقدسش را نمیشناسد. از اين رو، خداوند متعال، نه تنها سزاوارترين ستايششده است، بلکه سزاوارترين ستايشگرِ خويش نيز هست، چنان که در دعا میخوانيم: «يا خيرَ حامِدٍ و مَحمودٍ؛ ای بهترين ستاينده و ستوده شده!».
3. تفسير حمد به شکر و مفاهيمی مشابه آن در احاديث، تفسير به اعم است. اين تفسير، بیترديد به اين معنا نيست که خداوند را بدون در نظر گرفتن نعمتهايش نمیتوان ستود.
4. مقصود احاديثی که «حمد» را به «حقّ شکر» يا «تمام شکر» يا «وفای شکر» تفسير کردهاند، شکر زبانی است، بدين معنا که اگر کلمه «حمد» با معرفت بر زبان جاری گردد، وظيفه زبان در شکرگزاری حقيقتا انجام شده است. بنا بر اين، تفسيرِ ذکر شده، ضرورت شکر عملی بر نعمتهای الهی را که در احاديث ديگر مورد تأکيد قرار گرفته است، نفی نمیکند؛ بلکه حمد صادقانه، ايجاب مینمايد که حمد کننده، عملًا نيز سپاسگزار نعمتهای الهی باشد.
مرز ميان انسان و حيوان
امام زين العابدين عليه السلام فرمودند: «حمد»، مرز ميان انسان و حيوان است و اگر اين فاصله برداشته شود، انسانها از مرز انسانيت، خارج و وارد حريم چارپايان میگردند. متن فرمايش ايشان که در نخستين نيايش صحيفه سجاديه آمده، چنين است:
ستايش، از آنِ خداوندی است که اگر بندگانش را از شناخت حمدش در برابر نعمتهای پی در پی که به آنان داده و نعمتهای آشکاری که به آنان روا داشته، بازمیداشت، از نعمتهايش بهره میگرفتند، بیآن که ستايشش کنند و از روزیاش به فراوانی استفاده میکردند، بدون آنکه شکر آن را به جا آورند. و هرگاه چنين میشد، آنان از مرز انسانيت، خارج و به حيوانيت وارد میشدند و مصداق کلامی میشدند که خداوند در سخن محکمش فرموده است: «آنان چارپايانی بيش نيستند؛ بلکه گمراهترند». (فرقان، آيه 44)
به بيان ديگر، سپاسگزاری، از سپاهيان عقل است و ناسپاسی، از سپاهيان جهل، چنان که امام صادق عليه السلام در تبيين سپاهيان عقل و جهل میفرمايد:
وَ الشُّکرُ و ضِدُّهُ الکفرانُ. شکر که ضدّ آن، کفران است. (دانشنامه عقايد اسلامی، ج 1 ص 331)
چارپايان، چون عقل ندارند، سپاسگزاری را نمیفهمند. به درازگوش هر چه خدمت کنی و نعمت دهی، تشکر نخواهد کرد؛ امّا عقل، انسان را به سپاسگزاری از ولی نعمت خود، دعوت میکند. بیترديد، هر نعمتی که به انسان برسد، از جانب خداست:
«وَ ما بِکمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ. (نحل، آيه 53) و هر نعمتی که داريد، از خداست».
بر اين اساس، از منظر عقل، هيچ کس شايستهتر از خداوند متعال برای حمد و شکر نيست.
بنا بر اين، هر چه انسان از عقل بيشتری برخوردار باشد و از حيواناتْ بيشتر فاصله بگيرد، حمد و شکر زبانی و عملی او نسبت خداوند متعال، افزونتر میگردد و هر چه به مرز حيوانيت نزديکتر شود، از حمد و شکر او کاسته میشود.
فصل يکم: تفسير حمد
سپاس گفتنِ نعمتها
الإمام علیّ عليه السلام في کتابِهِ إلی مَلِک الرّومِ حينَ سَأَلَهُ عَن تَفسيرِ فاتِحَةِ الکتابِ: أمّا قَولُهُ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ» فَذلِک ثَناءٌ مِنّا عَلی رَبِّنا تَبارَک و تَعالی بِما أنعَمَ عَلَينا ....
امام علی عليه السلام در نامهاش به پادشاه روم که از ايشان، در باره تفسير «فاتحة الکتاب» پرسيده بود: امّا سخن خداوند «ستايش، خدای را که پروردگار جهانيان است»، سپاسگزاری ماست از پروردگارمان تبارک و تعالی برای نعمتهايی که به ما ارزانی داشته است.
بحار الأنوار: ج 92 ص 259
الإمام الرضا عليه السلام: إنَّ قَولَهُ عز و جل: «الْحَمْدُ لِلَّهِ» إنَّما هُوَ أداءٌ لِما أوجَبَ اللّهُ عز و جل عَلی خَلقِهِ مِنَ الشُّکرِ، و شُکرٌ لِما وَفَّقَ عَبدَهُ مِنَ الخَيرِ.
امام رضا عليه السلام: سخن خداوند: «ستايش خدای را»، در واقع، به جا آوردن وظيفه سپاسگزاری است كه خداوند عز و جل بر عهده خلقش نهاده است و شكرگزاری برای كار نيكی است كه خداوند، توفيق انجام دادن آن را به بندهاش داده است.
بحار الأنوار: ج 85 ص 54
اصل سپاسگزاری
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: «الحَمدُ للّهِ» رَأسُ الشُّکرِ، ما شَکرَ اللّهَ عَبدٌ لا يَحمَدُهُ.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: «ستايش، خدای را»، اصل سپاسگزاری است و بندهای که خدا را سپاس نگويد، او را ستايش نکرده است.
محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 2 ؛ حدیث 1046
حقّ سپاسگزاری
عن حمّاد بن عثمان: خَرَجَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام مِنَ المَسجِدِ و قَد ضاعَت دابَّتُهُ، فَقالَ: لَئِن رَدَّهَا اللّهُ عَلَيَّ لَأَشکرَنَّ اللّهَ حَقَّ شُکرِهِ. قالَ: فَما لَبِثَ أن اتِيَ بِها، فَقالَ: الحَمدُ للّهِ.
فَقالَ لَهُ قائِلٌ: جُعِلتُ فِداک، أ لَيسَ قُلتَ: لَأَشکرَنَّ اللّهَ حقَّ شُکرِهِ؟!
فَقالَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام: أ لَم تَسمَعني قُلتُ: الحَمدُ للّهِ؟
حمّاد بن عثمان: امام صادق عليه السلام از مسجد بيرون آمد. ديد که مرکبش گم شده است. فرمود: «اگر خدا آن را به من بازگردانَد، خدای را چنان که حقّ سپاسگزاری اوست، سپاس خواهم گفت».
طولی نکشيد که آن را آوردند. امام عليه السلام فرمود: «ستايش، خدای را».
گويندهای گفت: فدايت شوم! مگر نفرمودی: «خدای را چنان که حقّ سپاسگزاری اوست، سپاس خواهم گفت»؟!
امام صادق عليه السلام فرمود: «مگر نشنيدی که گفتم: ستايش، خدای را؟».
بحار الأنوار: ج 71 ص 33
عن أبي بصير: قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام: هَل لِلشُّكرِ حَدٌّ إذا فَعَلَهُ العَبدُ كانَ شاكِرا؟ قالَ: نَعَم، قُلتُ: ما هُوَ؟ قالَ: يَحمَدُ اللّهَ عَلی كُلِّ نِعمَةٍ عَلَيهِ في أهلٍ و مالٍ، و إن كانَ فيما أنعَمَ عَلَيهِ في مالِهِ حَقٌّ أدّاهُ.
ابو بصير: به امام صادق عليه السلام گفتم: آيا برای سپاسگزاری از خدا، حدّی هست كه هرگاه بنده آن را به جا آورَد، سپاسگزار باشد؟
فرمود: «آری». گفتم: آن حد چيست؟
فرمود: «خدای را بر هر نعمتی كه با خانواده و اموالش به او داده است، ستايش گويد و اگر در اموالی كه به او ارزانی داشته، حقّی داشته باشد، آن را بپردازد».
بحار الأنوار: ج 71 ص 29
به جا آوردن سپاسگزاری کامل
الإمام زين العابدين عليه السلام: مَن قالَ: «الحَمدُ للّهِ» فَقَد أدّی شُکرَ کلِّ نِعمَةٍ للّهِ عز و جل عَلَيهِ.
امام زين العابدين عليه السلام: هر کس بگويد: «ستايش، خدای را»، شکر هر نعمتی را که خداوند عز و جل به او داده، به جا آورده است.
بحار الأنوار: ج 71 ص 44
الإمام الصادق عليه السلام: ما أنعَمَ اللّهُ عَلی عَبدٍ بِنِعمَةٍ صَغُرَت أو كَبُرَت فَقالَ: «الحَمدُ للّهِ» إلّا أدّی شُكرَها.
امام صادق عليه السلام: هر نعمتی، كوچك يا بزرگ، كه خداوند به بندهای ارزانی میدارد، اگر بنده بگويد: «ستايش، خدای را»، بیگمان، شكر آن نعمت را به جا آورده است.
بحار الأنوار: ج 71 ص 32.
الإمام الصادق عليه السلام: مَن قالَ أربَعَ مَرّاتٍ إذا أصبَحَ: «الحَمدُ للّهِ رَبِّ العالَمينَ» فَقَد أدّی شُکرَ يَومِهِ، و مَن قالَها إذا أمسی فَقَد أدّی شُکرَ لَيلَتِهِ.
امام صادق عليه السلام: هر کس چون صبح کند، چهار مرتبه بگويد: «ستايش، خدای را که پروردگارِ جهانيان است»، شکر آن روزش را به جا آورده است، و هر کس چون شب کند، همين گونه بگويد، شکر آن شبِ خود را نيز به جا آورده است.
بحار الأنوار: ج 86 ص 162