حضور در نماز

اللّه اكبر

خدا برتر و بزرگتر از فكر و خيال ما و برتر از توصيف با قلم و بيان ماست. عظمت او، فراتر از درك و شناخت تصوّر ماست.

پديده‏ ها و انسان را از نيستى به وجود آورده، همه را روزى داده، هدايت كرده، بازگشت همه به سوى اوست و جان و هستى همه جانداران و جمادات، در دست قدرت اوست. اوست كه عزّت مى‏بخشد و ذليل مى ‏كند، بى نياز است و همه به او محتاجند.

انسان‏ها را در رحم مادران، تصويرگرى مى ‏كند، غرائز هدايتگر را در فطرت آنها به وديعت مى‏گذارد، بيمارى‏ها را شفا مى ‏دهد، ناتوانان را توان مى‏بخشد، همه چيز مردنى و فانى است مگر ذات او. در قيامت، حساب و كتاب و پاداش و كيفر همه، با اوست. آن روز معلوم خواهد شد كه همه كاره اوست و ديگران را كارى ساخته نيست و آنانكه به درگاه غير او روى آورده‏اند، باخته و زيان كرده ‏اند ...

نمازمان با نام چنين خداى عظيمى شروع مى ‏شود.

(صفحه 144)

«اللّه‏اكبر!»

اين شعار، در طول نمازها تكرار مى ‏شود و رمز رشد و تربيت ما در ابعاد معنوى، در سايه همين تكرارهاست.

اگر خدا در نظر ما بزرگتر باشد و «اللّه اكبر» از عمق جانمان و از روى ايمان و باور، برآيد، ديگر دنيا و جاذبه ‏هايش، قدرت‏ها و جلوه‏ هايشان، در نظر ما كوچك و بى جلوه خواهد شد و مثل رهبر انقلاب (قدس سرّه) حتى به آمريكا هم مى‏گويد: هيچ غلطى نمى ‏تواند بكند. یعنی رضاى او، در نظر ما از هر چيزى برتر خواهد بود.

امام صادق عليه السلام مى ‏فرمايد: همين كه در شروع نماز، تكبير مى‏گويى، بايد تمام هستى نزد تو كوچك باشد، جز «او». وگرنه، خطاب مى ‏شود: تو دروغگويى!

اگر در فكر نمازگزار، چيز ديگرى بزرگ باشد، دروغگو به حساب مى ‏آيد، همآن گونه كه منافقان به زبان، به پيامبرى رسول خدا صلى الله عليه و آله گواهى مى‏ دادند، ولى به حرف خود ايمان نداشتند. خداوند آنان را دروغگو ناميد: «وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنفِقِينَ لَكذِبُونَ» «منافقون، آيه 1» چرا كه اين گونه دوگانگى زبان و عقيده، نوعى نفاق است.

از اين رو، امام صادق عليه السلام مى ‏فرمايد: خداوند به چنين نمازگزاران خطاب مى ‏كند: «اتَخْدَعُنى؟ وَ عِزَّتى وَ جَلالى لاحْرِمَنّكَ حَلاوَةَ ذِكرى لاحْجَبنَّكَ عَنْ قُربى وَالْمَسَرَّةَ بمناجاتى» «محجةالبيضاء، ج 1، ص 385» آيا با من حيله و نيرنگ مى‏كنى؟ سوگند به عزّت و جلال خودم، شيرينى ذكر و ياد خود را از تو مى‏گيرم و تو را از مقام قرب خويش و لذّت مناجاتم، محروم مى‏كنم.

مرحوم فيض كاشانى پس از نقل اين حديث، مى‏گويد: هرگاه در نماز، حلاوت و شيرينى مناجات را يافتيد، بدانيد كه تكبير شما مورد قبول و تصديق خداوند متعال است، و اگر چنين نبود، بدانيد كه خداوند شما را از درگاه خويش رانده و گفته شما را تصديق نكرده و ما را دروغگو مى‏داند. «محجةالبيضاء، ج 1، ص 385»

(صفحه 151)

سوره حمد

«بِسْمِ اللَّه الْرَّحْمنِ الْرَّحِيمِ»

با نام و يارى خداى بخشنده و مهربان، خدايى كه لطفش همگانى و هميشگى است.

ديگران، يا لطفى ندارند، يا هميشه ندارند، يا به همه ندارند، يا هدفشان مهربانى نيست. ولى خداوند، حتى آفريدنش بر اساس لطف و مهربانى است: «إِلَّا مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَلِذلِكَ خَلَقَهُمْ» «هود، آيه 119»

اگر آب دريا به توپى نفوذ نكرد، دريا تقصيرى ندارد، توپ، دربسته است. اگر نور خورشيد، از ديوراى عبور نكرد، بخاطر عدم قابليّت ديوار است نه نور. رحمت الهى گسترده است، ولى گاهى كسانى با كار و فكر باطل خود، رحمت را به روى خود مى‏بندند.

بسم الله، در رأس تمام كتاب‏هاى آسمانى بوده، «تفسير صافى، ج 1، ص 51» و پيامبران نيز، شروع كارشان به نام اللّه بوده است مثل حضرت نوح در به حركت در آوردن كشتى که گفت «بسم اللّه مجريها و مُرسيها» اين كار، انسان را در پناه و حفاظت خدا قرار مى ‏دهد.

امام صادق عليه السلام فرمود: بسم الله، تاج سوره ‏هاست. «تفسير قرطبى، ج 1، تفسير بسم‏الله» و نشانه امان و رحمت است. و در اوّل سوره برائت كه بسم الله نيامده، چون برائت و بيزارى از كفّار است و اين نبايد همراه با رحمت باشد. «تفسير مجمع البيان، ج 1، در تفسير بسم اللّه‏» در حديث است كه هر كار را، حتى نوشتن يك بيعت شعر را با بسم الله انجام دهيد، و اينكه: هر كارى با ياد خدا نباشد، به اتمام نمى ‏رسد. «تفسير صافى، ج 1، ص 52»

(صفحه 153)

«الْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعلَمِينَ»

حمد و ستايش، مخصوص خداوندى است كه همه جهانيان را پرورش مى ‏دهد.

براى پرورش جسم، نظام آفرينش و حركت زمين و خورشيد و هوا و گياه و دريا و نعمت‏هاى مادى را قرار داده است و براى پرورش روح، انبياء و كتاب‏هاى آسمانى و حوادث عبرت‏آموز تلخ و شيرين و ... را قرار داده است.

نظام استوار و متقن خلقت، در كوه ها و گياهان و اتم وكهكشان وآب وخاك و فصول سال وشب و روز، و دستگاه هاى بدن و غرائز گوناگون و هدايت‏هاى مختلف، همه مظاهر ربوبيّت او براى عالميان است.

هر يك از اجزاء بدن و اعضاى پيكر ما، چنان دقت و پيچيدگى و نظم شگفتى دارد كه بهت آور است. كيفيّت چشم و گوش و قلب و دستگاه تنفس و رگها و اعصاب و حوّاس پنجگانه و ... چنان است كه تدبير عجيب الهى را نشان مى ‏دهد.

جمله «الحمدللّه ربّ العالمين‏»، غفلت‏ها را از بين مى‏ برد، نعمت‏ها را به ياد مى‏آورد و ما را متوجّه و متذّكر ربوبيّت الهى مى ‏كند.

خدا، ربّ عالمين است. پروردگار تمام هستى، تمام مخلوقات، و همه چيز: «وَ هُوَ رَبُّ كُلِّ شَىْ‏ء» «انعام، آيه 164»

ربّ همه چيز است، نه آن گونه كه در جاهليّت مى ‏پنداشتند و براى هر چيزى، يك «ربّ النوع» مى ‏شناختند. خدا، همه موجودات و حيوانات و پديده ها را تحت پرورش دارد، مالك و مدير و مدبّر همه است، هم مى ‏آفريند، هم اداره و تربيت مى ‏كند.

(صفحه 155)