متغیرهای موقعیتی در دعوت به نماز 3

برخی متغیرهای موقعیتی در دعوت به نماز مربوط به مسجد و نمازخانه عبارتند از:

۱. تزیین و مرتب کردن مسجد و نمازخانه همراه با فضاسازی معنوی مثل استفاده از محراب و خوشبو و معطر ساختن.

۲. تهیه امکانات مورد نیاز با رعایت زیبایی و شکل جذاب مثل فرش، زیرانداز، آب گرم و سرد ، وسایل گرمایشی و سرمایشی ، مُهر و سجاده‌ی زیبا و...

۳. تشویق نوجوانان و جوانان خوش صدا به گفتن اذان.

۴. برگزاری مراسم جنبی جذّاب مطابق با نیاز کودک نوجوان و جوان مثل کلاس های ورزشی، هنری، آموزشی در فضای مسجد یا زیر زمین آن.

۵. ارتباط صمیمانه امام جماعت و هیئت امنای مسجد با نمازگزاران به ویژه نوجوانان.

۶. حضور منظم و اول وقت امام جماعت در مسجد (هرگز نماز جماعت ، تعطیل نشود).

۷. احترام ویژه به کودکانی و نوجوانانی که به مسجد می آیند.

۸. استفاده از کفش داری یا جا کفشی مناسب برای پیشگیری از سرقت کفش ها.

۹. دوری از برخورد زشت و خشن با افراد در محیط مسجد.

۱۰. اختصاص دادن بهترین مکان اداره و مدرسه برای نمازخانه.

۱۱. تعیین موقوفات یا بودجه مستقل برای پاداش نوجوانانی که در نماز جماعت مسجد شرکت می کنند.

(صفحه ۳۰۲ تا ۳۰۴)

ﭽ گلچین کتاب پرتویی از اسرار نماز؛ استاد قرائتی ﭼ

چرا عبادت؟

عبادت، به معناى اظهار ذلّت، عالى‏ترين نوع تذلّل و كرنش در برابر خداوند است. خداوند مى ‏فرمايد: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» «ذاريات، آيه 56» هدف آفرينش هستى و جن و انس، عبادت خداوند است.

كارنامه همه انبياء و رسالت آنان نيز، دعوت مردم به پرستش خداوند بوده است: «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِى كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطغُوتَ» «نحل، آيه 36»

پس هدف از خلقت جهان و بعثت پيامبران، عبادت خدا بوده است.

روشن است كه خداى متعال، نيازى به عبادت ما ندارد، «فَإِنَّ اللَّهَ غَنِىٌّ عَنكُمْ» «زمر، آيه 7» و سود عبادت، به خود پرستندگان برمى‏گردد، همچنانكه درس‏ خواندن شاگردان به نفع خود آنان است و سودى براى معلّم ندارد.

(صفحه 19)

ريشه ‏هاى عبادت

آنچه انسان را به پرستش و بندگى خدا وادار مى ‏كند (يا بايد وادار كند) امورى است، از جمله:

1- عظمت خدا

انسان وقتى خود را در برابر عظمت و جلال خدايى مى‏بيند، ناخودآگاه در برابر او احساس خضوع و فروتنى مى ‏كند. آن سان كه در برابر يك دانشمند و شخصيت مهم، انسان خويشتن را كوچك و ناچيز شمرده، او را تعظيم و تكريم مى ‏كند.

2- احساس فقر و وابستگى‏

طبيعت انسان چنين است كه وقتى خود را نيازمند و وابسته به كسى ديد، در برابرش خضوع مى ‏كند. وجود ما بسته به اراده خداست و در همه چيز، نيازمند به اوييم. اين احساس عجز و نياز، انسان را به پرستش خدا وامى ‏دارد. خدايى كه در نهايت كمال و بى نيازى است.

3- توجّه به نعمت‏ها

انسان، همواره در برابر برخوردارى از نعمت‏ها، زبان ستايش و بندگى دارد. يادآورى نعمت‏هاى بيشمار خداوند، مى ‏تواند قوى‏ترين انگيزه براى توجه به خدا و عبادت او باشد. در مناجات‏هاى امامان معصوم، معمولًا ابتدا نعمت‏هاى خداوند، يادآورده مى ‏شود و از اين راه، محبت انسان به خدا را زنده مى ‏سازد آنگاه درخواست نياز از او مى ‏كند.

خداوند هم مى ‏فرمايد: «فَلْيَعْبُدُواْ رَبَّ هذَا الْبَيْتِ، الَّذِى أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَءَامَنَهُم مِّنْ خَوْفِ» «قريش، آيه 3 و 4» مردم پروردگار اين كعبه را بپرستند، او را كه از گرسنگى سيرشان كرد و از ترس، ايمنشان نمود.

(صفحه 20)

4- فطرت‏

پرستش، جزئى از وجود و كشش فطرى انسان است. گاهى انسان در سايه جهل يا انحراف، به پرستش سنگ و چوب و خورشيد و گاو و پول و ماشين و همسر و پرستش طاغوت‏ها كشيده مى ‏شود. انبيا، براى ايجاد حسّ پرستش نيامده‏اند، بلكه بعثت آنان، براى هدايت اين غريزه فطرى به مسير درست است.

امیرالمؤمنین عليه السلام مى ‏فرمايد: «فَبَعث اللّهُ مُحَمَّداً بِالْحقّ لِيُخرِجَ عِبادَهُ مِنْ عِبادَةِ الاؤثان الى‏ عِبادَتهِ» «نهج البلاغه، خطبه 147» خداوند، محمّد صلى الله عليه و آله را به حق فرستاد، تا بندگانش را از بت پرستى، به خدا پرستى دعوت كند.

اگر رهبرى انبيا نباشد، مسير اين غريزه منحرف مى ‏شود. آن گونه كه در نبود حضرت موسى‏ و غيبت چهل روزه‏اش، مردم با اغواى سامرى، به پرستش گوساله طلايى سامرى روى آوردند.

بيشتر آيات مربوط به عبادت در قرآن، دعوت به عبادت خدا مى ‏كند، نه اصل عبادت. زيرا روح عبادت در انسان وجود دارد. مثل ميل به غذا كه در هر كودكى هست، ولى اگر راهنمايى نشود، به جاى غذا، خاك مى‏خورد و لذّت هم مى‏ برد!

(صفحه 20)