برتر از نماز و اعتکاف در مسجد الحرام

ابن عباس که از اصحاب خوب امیر مؤمنان علیه السلام است، می‌گوید: من مسجد الحرام در محضر امام مجتبی بودم طواف می‌کردیم. امام مجتبی معتکف بودند. کسی به محضر امام آمد و گفت: من به فلانی بدهکار هستم. شما به من کمک کنید تا بتوانم بدهی خود را بپردازم.

حضرت فرمودند: ﴿ وَ اللَّهِ مَا عِنْدِى مَالُ ﴾؛ به خدا سوگند دست من خالی است. چیزی ندارم. به امام گفت: اگر پولی ندارید؛ بیایید به نزد این طلب کار برویم شما به او بگویید به من مهلت بده. اگر مهلت ندهد، من فردا به زندان می‌روم از آبرو و موقعیت خود استفاده کنید.

حضرت که معتکف بودند و در حال طواف، طواف را رها کردند و برای شفاعت این آقا از مسجد الحرام بیرون رفتند. ابن عباس می‌گوید:

من به امام گفتم: مگر شما معتکف نبودید؟ فرمودند: بله، ولی از پیامبر خدا شنیدم که می‌فرمودند:

﴿ مَنْ سَعى فی حاجةِ أَخِیهِ المُسْلِمِ فَكَانّما عَبَدَ اللّهَ عَزَّ وَ جَلَّ تِسْعَةَ آلَافِ سَنَة صائماً نَهارَهُ قائماً لَیلَهُ ﴾؛ اگر کسی حاجت مؤمنی را بر آورد، گویا نه هزار سال خدا را عبادت کرده است؛ روز‌ها به روزه داری و شب‌ها به نماز و عبادت. [1]

[البته باید توجه داشت خدمت به مردم با این همه پاداش جای دو رکعت نماز واجب را نمی گیرد، و منظور از نه هزار سال نماز در روایت، نماز مستحبی است]


[1] من لا یحضره الفقیه ، ج ۲ ، ص ۱۹۰ وسائل الشیعة ، ج ۱۰ ، ص ۵۵۰