عبّوديت نه عبادت پرستش و اطاعت ظاهرى
عبّوديت نه عبادت
پرستش و اطاعت ظاهرى، اگر بدون تسليم و پذيرش قلبى باشد، بىارزش است. «بنده» بايد در برابر فرمان الهى و دين خدا، سليقه ها و خواسته هاى شخصى را كنار بگذارد و به نيش و نوش ديگران و خوش آمدن و بد آمدن مردم بى اعتنا باشد.
اين تسليم محض و بى چون و چرا بودن، همان «عبوديت» است كه فلسفه عبادت است. ابليس، با آن همه سابقه عبادت، چون روحيه عبوديت نداشت، در مقابل فرمان خدا درباره سجده بر آدم سرپيچى كرد و مطرود شد.
قرآن به پیامبر اکرم مى فرمايد: «فَلَا وَرَبِّكَ لَايُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيَما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَايَجِدُواْ فِى أَنْفُسِهِمْ حَرَجَاً مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيماً» «نساء، آيه 65» بخدا سوگند، ايمان واقعى به تو نمىآورند، مگر آنگاه كه در مشاجرات و نزاع هايشان تورا به داورى بپذيرند و در برابر قضاوت تو، هيچ ناراحت نشوند و تسليم بى چون و چراى حكم الهى باشند.
عبادت، بندگى خدا كردن است، نه بنده خود و تابع هوس و تمايلات خويش بودن.
نمونه كامل تسليم و عبوديت را در داستان ابراهيم و اسماعيل عليهم السلام مىبينيم، كه هم پدر، مطيع محض دستور خدا است و فرزند را به قربانگاه برده و كارد بر حلقومش مىگذارد. و هم اسماعيل، مىگويد: اى پدر، آنچه را كه فرمان است انجام بده «يا ابَتِ افْعَل ماتُوُمَر» «صافات، آيه 102»
(صفحه 40)
تداوم عبادت
رهرو آن نيست كه گه تند و گهى خسته رود رهرو آن است كه آهسته و پيوسته رود
از نظر اسلام، عبادت كوچك و كم، ولى پيوسته، ارزشمندتر از عمل نيك بزرگ ولى بى دوام است.
از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده كه: «آفَةُ الْعِبادَةِ الْفَتْرَةُ» «بحارالانوار، ج 77، ص 68» آفت عبادت، سستى و گاهى انجام دادن و گاهى ترك است.
و در احاديث بسيارى اين مضمون آمده است كه: «انَّ احَبَّ الاعْمالِ الَى اللهِ تَعالى اَدْوَمُها و انْ قَلَّ» «نهج الفصاحه، جمله 453» نزد خداوند، محبوبترين كارها، آن است كه بيشتر دوام يابد، هر چند اندك باشد!
سفارش شده كه: هر كارى را شروع كرديد، حدّاقل تا يكسال ادامه دهيد.
(صفحه 42)
فرصت عبادت
سرمايه عمر و فرصتهاى زندگى همچون ابرهاى گذران، از آسمان حيات ما مىگذرد.
امیرالمؤمنین عليه السلام فرمودند: «اِنَّ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ يَعْمَلانِ فيكَ فَاعْمَلْ فيِهما وَ يَأخُذانِ مِنْكَ فَخُذْ مِنْهُما» «الحياة، ج 1، ص 331» شب و روز در تو كار مىكنند، تو هم در آنها كار كن، و از تو مىگيرند، تو هم از آنها بگير.
راستى ... عمرى را كه مىدهيم و اين سرمايه را شب و روز خرج مىكنيم، چه به دست مىآوريم؟
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده است: «الدُّنيا ساعةُ فَاجْعَلُوها طاعَةً» «بحارالانوار، ج 77، ص 164» دنيا، ساعت و لحظهاى بيش نيست، آن را در راه اطاعتِ خدا بكار گيريد.
(صفحه 49)
شرايط صحّت عبادات
ارزش عبادت به صحّت و درستى آن است و صحّت آن، به دو عامل مهم بستگى دارد:
1- صحيح بودن هدف
2- صحيح بودن شكل آن
امّا «هدف»: كسب رضاى الهى و انجام وظيفه، بايد باشد. عبادتى كه از روى ريا، يا كسب آبرو و خوشايند مردم باشد يا انسان انتظار ستايش از غير خدا داشته باشد، شرك است. البته اگر هدف، خدا باشد و مردم متوجّه كار خالصانه انسان شوند، اشكال ندارد. «تفسير صافى، ج 2، ص 35» ريا در عبادت، علاوه بر آنكه حرام است، موجب بطلان آن نيز مىباشد.
امام صادق عليه السلام فرمودند: وَالْعَمَلُ الْخالِصُ الَّذى لا تُريدُ انْ يَحمَدك عَلَيهِ احدٌ الَّا اللّه» «بحارالانوار، ج 70، ص 230» عمل خالص، آن است كه از احدى، بجز خداوند، انتظار مدح و ستايش نداشته باشى.
امّا «شكل كار»: عبادتى صحيح است كه به همان شكل و شيوه و صورت معين از سوى خدا و مكتب انجام گيرد، نه روى سليقه هاى شخصى يا روشهاى منحرف از دستور دين.
رسول خدا صلى الله عليه و آله مى فرمايد: «لا قَول وَ لا عَمَل وَ لا نِيَّة الا بِاصابَةِ السُّنَّةِ» «قصارالجمل، ج 2، ص 73» ارزشى براى گفته ها و عملها و نيّتها نيست، مگر آن كه طبق دستور و سنت انجام گيرد.
حضرت ابراهيم عليه السلام از خداوند درخواست مى كند كه نحوه صحيح عبادت را به ما نشان بده «وأرِنا مَناسِكنا» «بقره، آيه 128»
در اينكه نماز را كجا بايد شكسته يا تمام، آهسته يا بلند خواند، تعداد ركعتها و امثال آن، بايد متعبّد بود. اگر بخواهيد با كسى يا شهرستانى تماس تلفنى بگيريد، با يك شماره كم يا زياد، شخص ديگر جواب مى دهد يا شهر ديگرى را مىگيريد. پس در عبادات هم دقيقاً بايد به همان صورتى انجام داد كه دستور دادهاند.
(صفحه 50)
شرايط قبولى عبادات
گاهى عبادت، از كيفر مىرهاند ولى ما را محبوب خدا نمى سازد. عبادات، غير از شرايط صحّت، شرايط «قبول» و «كمال» هم دارد. يعنى آنچه كه مراعاتش، انسان را به قرب خدا و رشد معنوى مىرساند و در فرد و جمع، تأثير مىگذارد.
امیرالمؤمنین عليه السلام مى فرمايد: «كُونُوا عَلى قَبُول الْعَمَلِ اشَدَّ عِنايةً مِنكُم عَلَى الْعَمَل» «بحارالانوار، ج 71، ص 173» به قبولى عمل، بيش از اصل عمل توجّه داشته باشيد.
(صفحه 55)
برخی شرايط قبولى عبادات از اين قرار است:
1- شرط اعتقادى: ايمان به خدا
نداشتن ايمان، مايه تباهى اعمال است: «وَمَن يَكُفُرْ بِالْإِيمنِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ» «مائده، آيه 5»
كسى كه خدا را قبول ندارد، براى او هم كارى نمى كند تا انتظار پاداش داشته باشد. قرآن كريم، اعمال كافران را همچون خاكسترى مىداند كه در يك روز طوفانى در برابر باد قرار گيرد، كه چيزى از آن باقى نمىماند.
2- شرط سياسى: ولايت
رهبرى جامعه، همانند راننده در يك ماشين است. اگر همه سرنشينان، شيك و مرتب و مؤدّب باشند ولى راننده مست باشد، سقوط در پيش است. ولى اگر راننده، سالم و با تجربه باشد، هر چند مسافران، كهنه پوش و نامرتب باشند، اين سفر به مقصد مى رسد.
در حديث از امام باقر عليه السلام است: «مَنْ دانَ اللّهَ بعبادَةٍ يَجْهَدُ فيها نَفْسَهُ وَ لا امامَ لَهُ مِنَ اللّه فَسَعْيُهُ غَير مُقْبُولٍ» «وسائلالشيعه، ج 1، ص 90» كسى كه به خدا ايمان دارد و عبادتهاى طاقتفرسا هم انجام مى دهد ولى امام لايقى از طرف خدا ندارد، تلاشش بىفايده است.
در حديث مىخوانيم: «فَمَنْ لَم يَتَوَّلنا لَم يَرْفَعِ اللّهُ لَهُ عَمَلًا» «كافى، ج 1، ص 430» هر كس ولايت و رهبرى ما را نپذيرد، خدا هم اعمال او را قبول نمى كند.
البته ولایت بايد همراه تقوا باشد. امام باقر عليه السلام مى فرمايد: «وَ ما تَنالُ وِلايَتَنا الّا بِالعَمَلِ وَالوَرَعِ» «بحارالانوار، ج 71، ص 187» در خط رهبرى ما نيست، مگر آنانكه اهل عمل و تقوا باشد.
(صفحه 55)
3- شرط اخلاقى: تقوا
داستان فرزندان آدم در قرآن آمده است. هر دو قربانى كردند. قربانى يكى پذيرفته شد و ديگرى نه. خدا مى فرمايد: «إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ» «مائده، آيه 27» خدا تنها از اهل تقوا مىپذيرد.
شخصى هنگام عبور از بازار، دو قرص نان سرقت كرد و دو انار از مغازهاى ديگر. سپس آن انار و نان را به فقير داد. به او گفتند: اين چه كارى است؟ گفت: خداوند هر گناه را يك كيفر ولى ثواب را ده برابر پاداش مى دهد. من با آن دو نان و دو انار، چهار گناه كردم ولى به فقير كه دادم، چهل ثواب بردم. چهار گناه از چهل ثواب كه كم شود، سى و شش ثواب باقى مىماند.
به او گفتند: پاداش ده برابر، براى كسى است كه كارش بر اساس تقوا باشد. انفاق از مال غصبى پاداش ندارد. مگر نخواندهاى كه: «إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ»!
4- شرط اقتصادى: اداى حق مردم
امام رضا عليه السلام مى فرمايد: «مَنْ صَلّى و لم يُزَكِ لَمْ تُقْبَلْ صَلوتُه» «بحارالانوار، ج 96، ص 12» هر كس نماز بخواند ولى زكات نپردازد، نمازش قبول نمى شود.
در حديث ديگرى امیرالمؤمنین عليه السلام به كميل مى فرمايد: هر گاه غذاى تو از راه حلال و درآمد صحيح نباشد، خداوند، تسبيح گفتن و شكر كردن تو را قبول نمى كند. «سفينةالبحار، ج 1، واژه حلّ»
(صفحه 55)
5- شرط اجتماعى: خيرخواهى نسبت به ديگران
هر سخن و عملى كه به گسستن روابط خوب منجر شود مثل «غيبت»، «قطع رابطه»، «بد خلقى» و ... از اوصاف و اعمالى هستند كه موجب قبول نشدن عبادت مى شوند.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «مَنِ اغْتابَ مُسْلِماً اوْ مُسْلِمةً لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ صَلاتَهُ وَ لاصِيامَهُ ارْبَعينَ يَوماً وَلَيْلَةً الّا انْ يَغْفِرَ لَه صاحِبهُ» «جامع السعادات، ج 2، ص 234» كسى كه غيبت زن و مرد مسلمانى را بكند، تا چهل روز نماز و روزهاش را خدا نمىپذيرد، مگر آنكه آن شخص، او را ببخشد.
و نيز، آن حضرت فرمود: «يا اباذَر! اياكَ وَ هِجْرانَ اخيكَ، فَانَّ الْعَمَلَ لا يُتَقَبَّلُ مَعَ الْهِجْرانِ» «مكارم الاخلاق، ص 554 » اى ابوذر! از دورى و قطع رابطه با برادر دينى بپرهيز، چرا كه عمل اين گونه اشخاص پذيرفته نيست.
امام صادق عليه السلام مى فرمايد: «لا يَقْبَلُ اللّهُ مِنْ مُؤمِنٍ عَملًا وَ هُوَ مُضْمِرٌ عَلى اخيِه سُوءً» «اصول كافى، ج 2، ص 361» هر مؤمنى كه نسبت به برادر دينىاش، نيّت بدى داشته باشد، خداوند عمل او را قبول نمى كند.
و نيز، آن حضرت فرمود: «انَّ سُوء الخُلقِ يُفْسِدُ العَمَلَ كَما يُفْسِد الخِّلُ العَسَلَ» «اصول كافى، ج 2، ص 321» بد اخلاقى با مردم، چنان عمل را فاسد مى كند، كه سركه، عسل را.
(صفحه 55)
6- شرط خانوادگى: خوشرفتارى
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرموده است: «مَنْ كانَ لَهُ امْرئةٌ تُوذيهِ لَم يَقْبَلِ اللَّهُ صَلاتَها وَ لا حَسَنَةً مِنْ عَمَلِها ... وَ عَلَى الرَّجُل مِثْلُ ذلِكَ» «وسائلالشيعه، ج 14، ص 116» هر كس زن بد رفتار و اذيت كنندهاى داشته باشد، خداوند نماز و كارهاى نيك آن زن را نمىپذيرد. (مرد نيز همچنين است)
امام صادق عليه السلام فرمود: «مَنْ نَظَر الى أبَويهِ نَظَرَ ماقتٍ وَ هُما ظالِمانِ لَهُ لَم يَقْبَلِ اللّهُ لَهُ صَلاةً» «اصول كافى، ج 2، ص 349» نماز فرزندانى كه با خشم به پدر و مادر خود نگاه مىكنند قبول نمى شود، گر چه والدين، نسبت به آنان كوتاهى و ظلمى كرده باشند.
(صفحه 55)
نشان قبولى
قرآن، ثمره نماز را، باز داشتن از فحشاء و منكر مىداند «إِنَّ الصَّلَوةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَالْمُنكَرِ» «عنكبوت، آيه 45»
امام صادق عليه السلام مى فرمايد: «مَنْ اَحَبَّ اَنْ يَعْلَمَ اقُبِلَتْ صَلاتُه امْ لَمْ تُقْبَل، فَلْينظُر هَلْ مَنَعتْهُ صَلاتُه عَنِ الْفَحشاءِ وَالمنكر؟ فَبقَدرِ ما ضَعَتْهُ قُبِلَتْ مِنه» «بحارالانوار، ج 82، ص 198» هر كس دوست دارد بداند نمازش قبول شده يا نه، ببيند كه آيا نمازش او را از گناه و زشتى باز داشته يا نه؟ پس به هر قدر كه نمازش او را از گناه باز داشته، به همان اندازه نمازش قبول شده است.
(صفحه 60)
شرايط كمال عبادات
امورى جزء شرايط كمال عبادت است. یعنی نشان دهنده ارزش والاتر و محتواى بهتر و تأثير بيشتر عبادات است.
1- مشكلتر باشد
قرآن، از كسانى كه در دوران سختى، پيامبر خدا را يارى و پيروى كردند ستايش مى كند. «توبه، آيه 117» امام مجتبى عليه السلام با آنكه مركب سوارى داشت، ولى پياده به سفر حج مىرفت تا پاداش بيشترى داشته باشد. قرآن، از نماز شب خوانانى تمجيد مى كند كه خود را از بستر نرم و گرم جدا كرده به نيايش و نماز مىپردازند. «سجده، آيه 15 و 16»
امام امیرالمؤمنین عليه السلام فرموده است: «اَفْضَلُ الاعمالِ ما اكْرَهْتَ نَفْسَكَ عَلَيْهِ» «قصارالجمل، ج 2، ص 74» برترين كارها آن است كه خود را بر انجام آن وادار كنى.
2- سبقت داشته باشد
قرآن، بطور مكرّر، فرمانِ «سارعوا» و «سابقوا» دارد. در جايى مى فرمايد: «لَا يَسْتَوِى مِنكُم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ الْفَتْحِ وَقتَلَ أُوْلئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِّنَ الَّذِينَ أَنفَقُواْ مِن بَعْدُ وَقتَلُواْ وَكُلّاً وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى» «حديد، آيه 10» مسلمانانى كه پيش از فتح مكه، انفاق و جهاد كردند، پاداش بيشترى دارند از آنانكه پس از فتح مكه انفاق و مبارزه كردند. گر چه خداوند به هر دو گروه، وعده پاداش داده است.
امیرالمؤمنین عليه السلام فرمود: «لايتمّ المعروفُ الّا بثلاثِ خصالٍ: تَعْجيله وَ تَصْغيِرهُ وَ سترهُ» «قصارالجمل، ج 2، ص 30» كار خير، زمانى ارزش بيشتر دارد كه هم زودتر انجام بگيرد، هم انجام دهنده آن را كوچك پندارد (و به آن مغرور نشود) و هم پنهانى و دور از تظاهر انجام گيرد.
از اين رو، بهترين نماز، نماز اوّل وقت است. در اذان مىگوييم: «حَىَّ عَلَى الصَّلاةِ، حَىَّ عَلَى الْفَلاحِ، حَىَّ عَلى خَيْرالْعَمَلِ». بسوى نماز و رستگارى و بهترين كارها بشتاب ...!
3- در شرايط دشوار انجام شود
مثلاً آنانكه در محيط فاسد و سلطه ظالم، خود و دين خود را حفظ مىكنند (مانند همسر فرعون) از مقام بالاترى برخوردارند چون فداكارى بيشترى انجام می دهند.
4- با بصيرت و یقین باشد
در حديث آمده است: «انّ الْعَمَلَ الدائم الْقَليل عَلى الْيَقينِ، افْضَلُ عِنْدَاللّهِ مِنّ العَمَل الكَثير عَلى غَيْرِ يَقينٍ» «اصول كافى، ج 1، ص 57» عمل اندك ولى هميشگى بر اساس «يقين»، برتر است نزد خداوند، از كار بسيار بدون يقين و بصيرت.
(صفحه 61)