قصد قربت قصد قربت
قصد قربت
قصد قربت، يعنى نزديكى به مقام پروردگار، و ناگفته پيداست كه وقتى مى گويند: فلانى به فلان مقامِ كشورى نزديك است، مراد نزديكى مكانى و جسمى و فيزيكى نيست وگرنه پيشخدمتها از همه نزديكترند، بلكه مراد از نزديكى، نزديكى معنوى و مقامى و انس است.
قصد قربت، يعنى كار را براى خدا انجام بده و از نيش و نوشها نهراس. قرآن در وصفِ مؤمنان واقعى مى فرمايد: «يُجاهِدوُنَ فى سَبيلِ اللَّهِ وَ لايَخافُونَ لَوْمَةَ لائمٍ» «سوره مائده، آيه 54» در راه خدا جهاد مى كنند و از سرزش ملامتكنندگان هراسى ندارند.
قصد قربت، يعنى حق را بگو و از احدى جز او پروا نداشته باش. چنانكه قرآن مبلّغين الهى را چنين توصيف مى كند: «الَّذينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ احَداً الَّا اللَّه» «سوره احزاب، آيه 39» آنانكه پيامهاى الهى را تبليغ مى كنند و از او خشيت دارند و از كسى جز خدا نمى ترسند.
به قول علّامه شهيد مطهّرى، قصد قربت يك شرط ذاتى است، نه قراردادى و اعتبارى، شرط تكوينى است نه تشريفاتى. « ولاها و ولايتها، ص 290- 293» اگر گفتيم: شرط رسيدن به مكّه پيمودن راه مكّه است، اين شرط طبيعى و ذاتى است نه قراردادى، و شرط رسيدن به مقام قرب الهى، داشتن قصد قربت است و اين شرط ذاتى است.
(صفحه 62 و 73 و 74)
امتياز نيّت بر عمل
امتيازى كه نيّت كار بر نفس كار دارد، اين است كه در انجام كار، گاهى ريا و خودنمائى مطرح است امّا در نيتّ چون يك امر درونى است و آثار ظاهرى ندارد، ريا و سمعه و امثال آن راه ندارد. امتياز ديگر نيتّ بر عمل آنست كه هميشه و همه جا ممكن است و شرايط خاصى نمى طلبد امّا انجام يك عمل نياز به شرايط و امكاناتِ فراوانى دارد.
(صفحه 78)
معرفت، مقدّمه قصد قربت
بهترين راهِ رسيدن به قصد قربت و نيّت پاك، معرفت و شناخت است.
اگر بدانيم محبوبيّت پيداكردن نزد مردم بدست خداست. «سوره ابراهيم، آيه 37»
اگر بدانيم عزّت و قدرت تنها بدست اوست. «سوره بقره، آيه 165»
اگر بدانيم نفع و ضرر ما بدست ديگران نيست. «مناجات شعبانيه»
اگر بدانيم كار براى خدا، گاهى دو برابر، گاهى ده برابر و گاهى هفتصد برابر پاداش دارد، براى غير او كار نمى كنيم.
اگر بدانيم روزى را در پيش داريم كه احدى به فرياد احدى نمى رسد و تنها كسانى نجات مى يابند كه قلب سليم داشته باشند. «سوره شعراء، آيه 89»
و اگر بدانيم با نيّت فاسد چه ارزشهايى را از دست مى دهيم، خود را براى انجام كار خالص و با قصد قربت آماده مى كنيم.
(صفحه 81)
آثار نيّت فاسد
1- مستجاب نشدن دعا.
امام سجّاد عليه السلام مى فرمايد: نيّت سوء سبب قبول نشدن دعاهاست. «بحار، ج 70، ص 375»
2- محروميّت از رزق.
امام صادق عليه السلام فرمود: چه بسا مؤمنى كه نيّت گناه مى كند و خداوند او را از رزق محروم مى كند.
3- سبب شقاوت است.
حضرت على عليه السلام مى فرمايد: «مِنَ الشّقاءِ فَسادُ النِّيَّة» «غررالحكم، حديث 1610» نيّت فاسد نشانه شقاوت است.
4- بركت از عمر و زندگى مى رود.
حضرت على عليه السلام مى فرمايد: «عِنْدَ فَسادَ النِّيَّة تَرْتَفِعُ الْبَرَكَة» «غررالحكم، حديث 1615» خداوند بركت را از كسى كه نيتش سالم نيست برمى دارد.
(صفحه 82)
تكبيرة الاحرام
زائران خانه خدا، اوّلين كلام واجبشان گفتن لبيّك است كه با گفتن آن وارد اعمال حج مى شوند و يك سرى چيزها بر آنها حرام مى شود. نماز نيز با گفتن اللّهاكبر شروع مى شود و امورى را بر نمازگزار حرام مى كند، مانند خوردن، آشاميدن و حرف زدن، لذا به تكبير اوّل نماز تكبيرةالاحرام مى گويند.
«اللّه اكبر»، اوّلين كلمه واجب به هنگام صبح است. (یعنی نماز صبح بر مسلمانان واجب است و اولین جمله واجب آن الله اکبر است).
اوّلين كلمهاى است كه نوزاد مسلمان در آغاز تولد به عنوان اذان و اقامه مى شنود و آخرين كلمهاى است كه بر مرده خوانده مى شود (در نماز ميّت) و سپس وارد قبر مى شود.
(صفحه 85)
360 مرتبه «اللّه اكبر»
«اللّهاكبر» بيشترين ذكرى است كه هم در مقدّمات نماز، هم در خود نماز و هم در تعقيبات آن گفته مى شود، بدين صورت كه:
1- هر 5 نماز اذان دارد و هر اذان 6 مرتبه «اللّهاكبر» (مجموعاً 30 مرتبه)
2- هر 5 نماز اقامه دارد و هر اقامه 4 مرتبه «اللّهاكبر» (مجموعاً 20 مرتبه)
3- قبل از تكبيرةالاحرام، در هر 5 نماز، 6 تكبير مستحبّ است و تكبير هفتم همان تكبيرةالاحرام واجب است، (مجموعاً 30 مرتبه)
4- تكبيرةالاحرامِ آغاز نمازها كه در مجموع 5 تكبير مى شود.
5- قبل از هر ركوع در 17 ركعت، يك تكبير. (مجموعاً 17 مرتبه)
6- در هر ركعت نماز دو سجده داريم كه براى هر سجده دو تكبير مستحبّ است، يكى قبل و يكى بعد از آن. (مجموعاً 68 مرتبه)
7- هر نماز يك قنوت دارد و قبل از هر قنوت يك تكبير دارد. (مجموعاً 5 مرتبه).
8- در پايان هر يك از نمازهاى 5 گانه 3 تكبير وارد شده است. (مجموعاً 15 مرتبه)
9- بعد از هر نماز 34 مرتبه تكبير به عنوان تسبيحات حضرت زهرا مى گوييم. (مجموعاً 170 مرتبه)
اگر انسان با ايمان و توجّه كامل هر روز بيش از 360 مرتبه بگويد: خدا بزرگتر است، ديگر از هيچ قدرت و ابرقدرت و توطئهاى هراس ندارد.
(صفحه 85)
آداب تکبیر در نماز
1- هنگام گفتن تكبير اقامه نماز، دو دست را تا مقابل گوشها بالا بياوريم، بطورى كه وقتى دستها مقابل گوش رسيد تكبير تمام شده باشد. امام رضا عليه السلام فرمود: حركت دستها در موقع تكبير در توجّه و ابتهال به خدا و حضور قلب مؤثر است.
2- انگشتان دست موقع تكبير بهم چسبيده باشد و بالا رود.
3- كف دستها رو به قبله باشد.
(صفحه 88)
معناى تكبير
اللّهاكبر، يعنى خدا برتر از همه موجوداتِ حسّى، ذهنى، مُلكى و ملكوتى است.
اللّهاكبر، يعنى خدا برتر از آنست كه كسى بتواند او را توصيف كند.
اى برتر از خيال و قياس و گمان و وهم | وز هرچه گفتهايم و شنيديم و خواندهايم | |
مجلس تمام گشت و به پايان رسيد عمر | ما همچنان در اوّل وصف تو ماندهايم | |
امام صادق عليه السلام مى فرمايد: چون تكبير مى گويى بايد همه چيز نزد تو كوچك شود جز او. «سرّالصلوة، ص 78»
(صفحه 89)
سوره حمد
پس از گفتن تكبيرةالاحرام، بايد سوره حمد خوانده شود و اگر اين سوره در نماز خوانده نشود، نماز باطل است. «لا صلوة الّا بفاتحة الكتاب» «مستدركالوسائل، حديث 4365»
نام ديگر اين سوره، فاتحةالكتاب است، زيرا قرآن با اين سوره آغاز مى شود. از این نامگذارى، معلوم مى شود تمام آيات قرآن در زمان پيامبراكرم جمعآورى و به صورت كتاب درآمده و به امر ايشان در آغاز و ابتداى كتاب قرار داده شده است.
سوره حمد، تنها سورهاى است كه بر هر مسلمانى واجب است حداقل روزى ده بار آنرا در نمازهاى پنجگانه خود بخواند. و بنا به روايتی از رسول اكرم صلى الله عليه و آله بهترين سوره هاى قرآن است. «تفسير كنزالدقائق»
در اهميت اين سوره همين بس كه در روايات آمده: اگر هفتاد مرتبه اين سوره را بر مرده خوانديد و زنده شد تعجب نكنيد. «بحار، ج 92، ص 257»
سوره حمد مايه شفا است. هم شفا از دردهاى جسمانى و هم شفا از بيمارىهاى روحى.
(صفحه 94)
«بِسماللّه الرّحمن الرّحيم»
در ميان مردم و اقوام مختلف رسم است كه كارهاى مهّم را با نام يكى از بزرگان خويش كه مورد احترام و علاقه آنهاست، شروع مى كنند، تا آن كار با ميمنت و مباركى آغاز شود و به انجام رسد.
البتّه هركس بر اساس افكار و عقايد صحيح يا فاسد خود عمل مى كند. بعضى با نام بتها و طاغوتها و بعضى با نام و ياد خدا و به دست اولياى خدا كارهاى خود را شروع مى كنند. چنانكه امروز رسم شده ساختمانهاى مهم را، افراد مهمّ اولين كلنگش را بر زمين مى زنند، در جنگ خندق نيز پيامبراكرم براى حفر خندق، اوّلين كلنگ را خود به زمين زدند.
بسماللّه، نه تنها در ابتداى قرآن بلكه در آغاز تمام كتابهاى آسمانى بوده است. وقتى كشتى حضرت نوح در ميان امواج طوفان به راه افتاد، نوح به ياران خود گفت: سوار شويد كه: «بسماللّه مجراها و مرساها» «سوره هود، آيه 41» حركت و توقف اين كشتى با نام خداست.
(صفحه 95)
شروع هر کار با «بِسماللّه الرّحمن الرّحيم»
حضرت سليمان نيز وقتى ملكه سبا را به سوى خدا دعوت كرد، دعوتنامه خود را با جمله «بسماللّهالرحمن الرحيم» آغاز كرد.
حضرت على عليه السلام مى فرمود: «بسماللّه» مايه بركت كارها و ترك آن موجب نافرجامى امور است. «بحار، ج 76، ص 385»
همچنين به شخصى كه جمله «بسماللّه» را مى نوشت فرمود: «جَوِّدها» آنرا نيكو بنويس. «كنزالعمّال، حديث 29558»
به زبان آوردنِ «بسماللّه» در شروع هر كارى سفارش شده است؛ غذاخوردن، خوابيدن، سوارشدن بر مركب، نكاح و زناشويى و بسيارى از كارهاى ديگر. حتى اگى حيوانى بدونِ گفتن «بسماللّه» ذبح شود مصرف گوشت آن حرام است. و اين رمز آن است كه خوراكِ انسانِ هدفدار و موحّد نيز بايد جهت الهى داشته باشد.
(صفحه 97)
چرا هر كارى را با «بسماللّه» شروع كنيم؟
همانگونه كه محصولات يك كارخانه آرم و علامت مخصوص آن كارخانه را دارد و مثلًا يك كارخانه چينىسازى علامت خود را روى تمام ظروف مى زند، چه ظرفهاى بزرگ و چه كوچك، و يا هر كشورى پرچمى مخصوص به خود دارد كه هم بر فراز ادارات و پادگانها برافراشته است و هم بر فراز كشتىها و هم بر روى ميز ادارى كارمندان، نام خدا و ياد خدا نيز آرم و نشانه مسلمانى است و جمله «بسماللّه» علامت و رمز اين مسلمانى است و در هر كارى، چه بزرگ و چه كوچك و در هر مكانى، چه مسجد و چه كارخانه و در هر زمانى، چه صبح و چه شام، اين كلام مبارك بر زبان مسلمان جارى است و لذا در حديث مى خوانيم: «بسماللّه» را فراموش نكن، حتى در نوشتن يك بيت شعر.
(صفحه 97)
آيا «بسم اللّه الرحمن الرحيم» جزء سوره حمد و يك آيه مستقل است؟
به اعتقاد اهل بيت رسول اللّه صلوات اللَّه عليهم اجمعين، كه صد سال سابقه بر رهبران فقهىِ مذاهب اهل تسنّن دارند و در راه خدا به شهادت رسيده و در قرآن نيز بر عصمت و پاكى آنها تصريح شده، جمله «بسم اللّه الرّحمن الرّحيم» خود آيهاى مستقل و جزء سوره است.
علامه شهيد مطهرى در تفسير سوره حمد، ابنعباس، عاصم، كسائى، ابنعمر، ابنزبير، عطاء، طاووس، فخر رازى و سيوطى را از جمله كسانى معرفى مى كند كه بسماللّه را جزء سوره مى دانستهاند.
فخر رازى در تفسير خود شانزده دليل مى آورد كه بسماللّه جزء سوره حمد است و آلوسى در تفسير خود و احمدبن حنبل نيز در مُسند خود بسماللّه جزء سوره مى دانند.
امامان معصوم عليهم السلام اصرار داشتند كه در نماز «بسماللّه» را بلند بگويند و امام باقر عليه السلام در مورد كسانى كه آيه بسماللّه را در نماز نمى خواندند و يا جزء سوره نمى شمردند فرمود: «سَرقوا اكرم آية» «مسند احمد، ج 3، ص 177» بهترين آيه قرآن را به سرقت بردند! چنانكه معاويه روزى در نماز بسماللّه را نگفت، مردم به او اعتراض كرده و گفتند «أسَرَقْتَ امْ نَسيتَ؟!» آيه را دزديدى يا فراموش كردى؟ « مستدرك حاكم، ج 3، ص 2332»
البتّه در ابتداى سوره برائت (سوره توبه)، بسماللّه نيامده است كه به فرموده حضرت على عليه السلام بخاطر آن است كه بسماللّه كلمه امان و رحمت است و با اعلام برائت از مشركين سازگار نيست.
(صفحه 98)