تفسیر اذکار و افعال نماز
تفسیر اذکار و افعال نماز
نيّت
اوّلين ركن نماز نيّت است. نيّت، يعنى آنكه بدانيم چه مى كنيم و چه مى گوييم و براى كه و چه حركت مى نمائيم.
ارزشِ هر كارى به نيّت و انگيزه آن است، نه فقط صِرف عمل. لذا حساب كسى كه بخاطر حفظ نظم و احترام به قانون، پشت چراغ قرمز مى ايستد از حساب كسى كه از ترس پليس يا جريمه مى ايستد جداست. اصولًا چيزى كه يك كار را عبادت مى كند، نيّتِ الهى آن كار است كه بدون آن، هرچه هم ظاهر كار خوب و صحيح باشد، امّا ارزش عبادت ندارد.
پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايند: «انَّمَا الْاعْمالُ بِالنّيَّات» «بحار، ج 70، ص 210» كارها به واسطه انگيزه ها ارزش پيدا مى كند وبا آنها سنجيده مى شود.
(صفحه 60)
نيّت خالص
نيّت خالص آن است كه انسان فقط براى رضای خدا كار كند و از مردم انتظار تشكّر يا پاداش نداشته باشد. نانى كه اهل بيت رسول خدا عليهم السلام در چند شب پىدرپى هنگام افطار به يتيم و اسير و فقير دادند، ارزش مادّىِ زيادى نداشت، اما چون خالصانه بود خداوند بخاطر آن يك سوره نازل كرد. «سوره انسان، آيه 9»
در تاريخ مى خوانيم كه كسى در جبهه كشته شد و همه گفتند: او شهيد است، اما حضرت فرمودند: او «قَتيل الحِمار» است، يعنى كشته راه الاغ! مردم تعجّب كردند، اما حضرت فرمود: هدف او از آمدن به جبهه، خدا نبود، بلكه چون ديد دشمن سوار بر الاغ خوبى است، با خود گفت: او را مى كشم و الاغش را به غنيمت مى برم، اما موفق نشد و آن كافر اين مسلمان را كشت، پس او «قَتيل الحِمار» است. «محجّةالبيضاء، ج 8، ص 104»
خالص كردن نيت، كارى بس دقيق و مشكل است. لذا در روايت آمده است: ريا و شرك از حركت مورچه سياه در شب تاريك بر سنگ سياه، آرامتر و دقيقتر است. «بحار، ج 72، ص 93»
نيّت به قدرى ارزش دارد كه اگر انسان نتواند كار خيرى را انجام دهد، امّا نيّت آنرا داشته باشد كه انجام دهد، خداوند پاداش آنرا به او مى دهد. « محجّةالبيضاء، ج 8، ص 104»
(صفحه 61)
خدا را براى خدا بخوانيم
قرآن از كسانى كه خدا را بخاطر خود مى خوانند و فقط در مشكلات به سراغ او مى روند و در غير آن خدا را فراموش و يا حتى انكار مى كنند، به شدت انتقاد كرده است: «فَاذا رَكِبوُا فِى الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدّينَ فَلمَّا نَجَّاهُمْ الىَ الْبرِّ اذاهُمْ يُشْرِكوُن» «سوره عنكبوت، آيه 65» هرگاه بر كشتى سوار و در آستانه غرق شدن قرار گيرند، با اخلاص خدا را مى خوانند، اما همين كه به خشكى پا گذاشتند و نجات يافتند مشرك مى شوند.
هر دم که سرت به درد آید نالان شوی و سوی من آیی
چون درد سرت شفا بدادم یاغی شوی و دگر نیایی
به هرحال، كار براى خود، نفسپرستى است. كار براى مردم، بتپرستى است. كار براى خدا و خلق، دوگانهپرستى است. و كارِ خود و خلق را براى خدا كردن، خداپرستى است.
(صفحه 64)
عبادت آزادگان
در مناجات مى خوانيم: «الهى ما عَبَدْتُك خَوْفاً مِنْ نارِك وَ لا طَمَعاً فى جَنَّتِك بَلْ وَجَدْتُك اهْلًا لِلْعِبادَة فَعَبْدتُك» «بحار، ج 70، ص 186» خداوندا! عبادتِ من نه از ترس دوزخ و نه به طمع بهشت توست، بلكه بخاطر آنست كه تو را شايسته عبادت و بندگى يافتم پس تو را عبادت كردم.
در كلمات معصومين آمده است: «انَّ قَوماً عَبَدوُا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْك عِبادَةُ التُّجارِ وَ انَّ قَوْماً عَبَدوُا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْك عِبادَةُ الْعَبيدِ و انَّ قَوماً عَبَدوُاللَّهَ شُكْراً فَتِلْك عِبادَةُ الْاحْرارِ» «بحار، ج 41، ص 14»
آرى، اين تجّارند كه به طمع سود كار مى كنند و اين بردگانند كه از روى ترس كار مى كنند، آزادگان و احرار بخاطر شكر نعمتهاى الهى او را عبادت مى كنند.
به قول حافظ:
در ضمير ما نمى گنجد بغير از دوست كس | هر دو عالم را به دشمن دِهكه ما را دوست بس | |
|
|
(صفحه 66)
كيفيّت يا كمّيت
اسلام به چگونگى كار و هدف و انگيزه آن توجّه بسيار كرده است. قرآن از عملِ بهتر ستايش مى كند نه عملِ بيشتر، و مى فرمايد:
خداوند شما را در بوته امتحان قرار مى دهد تا مشخّص شود كدام شما بهترين عمل را بجاى آورد. «لِيَبْلُوَكُمْ ايّكُم احْسَنُ عَمَلًا» «سوره هود، آيه 7»
حضرت على عليه السلام در ركوع انگشترش را به فقيرى داد و آيهاى از قرآن بخاطر آن نازل شد. مردم گمان كردهاند نازل شدن يك آيه بخاطر يك انگشتر، از آن جهت بوده كه انگشتر قيمتى بوده و لذا گفتهاند: قيمت انگشتر به مقدار خراج و مالياتِ شامات و سوريه بوده است. در حالى كه انگشترى با چنين قيمت هرگز با زهد على عليه السلام سازگار نيست، چنانكه با عدل على هم نمى سازد كه او چنين انگشترى در دست كند و بعضى در فقر و ندارى باشند.
اما حقيقت آنست كه نزولِ آيه «انَّما وَلِيّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَالَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيموُنَ الصَّلوةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ» «سوره مائده، آيه 55» بخاطر كيفيت عمل بود نه كميّت آن، بخاطر اخلاص وقصد قربت بود، نه وزن و حجم و قيمتِ انگشتر.
(صفحه 68)
قصد شهرت
نيّت خالص آن است كه انسان فقط براى رضای خدا كار كند و از مردم انتظار تشكّر يا پاداش نداشته باشد. بهلول گروهى را ديد كه مسجدى مى سازند و ادعا مى كنند كه براى خداست، او بر سنگى نوشت: بانى اين مسجد بهلول است و آنرا شبانه بر سر در مسجد نصب كرد. روز بعد كه كارگران سنگ را ديدند به هارونالرشيد ماجرا را گفتند، او بهلول را حاضر كرد و پرسيد: چرا مسجدى را كه من مى سازم به نام خودت كردهاى؟
بهلول گفت: اگر تو مسجد را براى خدا مى سازى بگذار نام من بر آن باشد خدا كه مى داند بانى مسجد كيست، او كه در پاداش دادن اشتباه نمى كند. اگر براى خداست چه نام من باشد چه نام تو اين كه مهم نيست.
بهلول با اين كار به او فهماند كه قصد قربت ندارد، بلكه قصد شهرت و نام دارد.
(صفحه 69)