گلچین کتاب تفسیر نماز؛ استاد قرائتی

عبادت و عبوديّت‏

عبادت چيست؟

عبادت، هدف آفرينش ماست. قرآن مى ‏فرمايد: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» «سوره ذاريات، آيه 56»

كارهايى را كه انجام مى ‏دهيم، اگر براى رضاى خدا باشد، عبادت است؛ گرچه مانند كسب و كار، تحصيل علم، ازدواج و يا خدمت به مردم، براى رفع نيازهاى خود يا جامعه باشد.

(صفحه 14)

هدف انبیا ؛ ایجاد روح پرستش یا اصلاح پرستش

فطرت آنست كه زمان و مكان، جنس و نژاد، سنّ و سال در آن تأثيرى ندارد و هر انسانى از آن جهت كه انسان است آن را دارا مى ‏باشد.

قديمى ‏ترين، زيباترين و محكم‏ترين آثار ساختمانىِ بشر، مربوط به معبدها، مسجدها، بتكده ‏ها و آتشكده ‏هاست و این نشانه فطری بودن روح پرستش در انسان است.

البتّه در شكل و نوع پرستش‏ها تفاوت‏هاى زيادى ديده مى شود. يكى تفاوت در معبودها كه از پرستشِ سنگ و چوب و بت‏ها گرفته تا خداى عزيز، و يكى در شكل و شيوه عبادت كه از رقص و پايكوبى گرفته تا عميق‏ترين و لطيف‏ترين مناجات‏هاى اولياى خدا تغيير مى ‏كند.

هدف انبيا نيز ايجاد روح پرستش در انسان نبوده، بلكه اصلاح‏ پرستش در مورد شخص معبود و شكل عبادت بوده است.

(صفحه 15)

فطرت و عبادت‏

خداوند حكيم هر ميل و غريزه‏اى را در فطرت انسان قرار داده، وسيله ارضاء و تأمين آن را نيز در خارج ايجاد كرده است. اگر تشنگى در انسان پيدا مى شود، آب آفريده و اگر گرسنگى هست، غذا نيز هست. اگر غريزه جنسى در انسان قرار داده، براى او همسر خلق كرده و اگر قوّه شامّه آفريد، بوئيدنى‏ها را نيز آفريد.

يكى از احساسات عميق انسان ميل به بى‏نهايت، عشق به كمال و علاقه به بقاست و رابطه با خداوند و پرستش او، تأمين كننده اين تمايلات فطرى است.

نماز و عبادت، رابطه انسان با سرچشمه كمالات، انس با محبوب واقعى و پناهندگى به قدرت بى‏نهايت است.

(صفحه 16)

ريشه پرستش‏

كيست كه خداوند را با اوصاف و كمالاتِ بى پايانش بشناسد، اما سر تسليم و خضوع فرو نياورد؟ قرآن از طريق داستان‏ها و تاريخها، نشانه ‏هايى از قدرت و عظمت او را براى ما بيان مى ‏دارد.

مى ‏فرمايد: خداوند به مريمِ بى‏همسر فرزند داد. رود نيل را براى موسى شكافت و فرعون را در آن غرق كرد. انبيا را با دست خالى بر ابرقدرت‏هاى زمان خود پيروز كرد و بينى طاغوت‏ها را به خاك ماليد. اوست كه شما را از خاكِ بى جان آفريد و مرگ و حيات و عزّت و ذلّتِ شما بدست اوست.

كيست كه ضعف و ناتوانى و جهل و محدوديت خود و خطرات و حوادثِ پيش‏بينى شده و نشده را درك كند، ولى احساس نياز به قدرت نجات دهنده‏اى نكند و سر تسليم خم نكند؟

قرآن در لابلاى آيات، ضعف انسان را به او گوشزد مى ‏كند و مى گويد: تو هنگام تولّد هيچ نمى ‏دانستى و هيچ آگاهى نداشتى، يكپارچه ضعف بودى، چنانكه پس از قدرت هم باز رو به ضعف مى ‏روى. تو هر لحظه مورد تهديد انواع خطرات هستى.

توجه به قدرت خداوند و ضعف انسان او را از غفلت در می آورد و غرورش را می شكند و به عبادت و تذلّل در برابر آفريدگار وا می دارد.

(صفحه 17)

زیاده روی در عبادت ممنوع‏

عبادت، غذاى روح است. غذاى زياد خوردن كارساز نيست، غذاى مفيد خوردن مهّم است.

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به جابربن عبداللّه انصارى فرمود: «انَّ هذَا الدّينَ‏ لَمَتينٌ فَاوْغِل فيهِ بِرِفْقٍ وَلا تُبَغِّضُ الى‏ نَفْسِك عِبادَةَ اللَّهِ» « بحار، ج 71، ص 212»

همانا دين خدا استوار است، پس نسبت به آن مدارا كن (و زمانى كه آمادگى روحى ندارى عبادت را بر خود تحميل نكن) كه عبادت در نزد تو مبغوض شود.

در حديث ديگرى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى ‏خوانيم: «طُوبى‏ لِمَنْ عَشِقَ الْعِبادَةَ وَ عانَقَها» « بحار، ج 71، ص 212» خوشا به حال كسى كه به عبادت عشق ورزد و آن را همچون محبوبى در بر گيرد.

(صفحه 20)

ميانه‏روى در عبادت‏

به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله خبر دادند كه گروهى از امّت تو بخاطر عبادت، همسر و فرزند را رها كرده و به مسجد آمده‏اند. پيامبر فرياد برآورد كه اين راه و روش من نيست، من خودم با همسرم زندگى مى ‏كنم و در منزل ساكنم، هر كس غير از اين عمل كند از من نيست. « كافى، ج 5، ص 496»

امام صادق عليه السلام داستانِ مسلمانى را نقل مى ‏كند كه همسايه مسيحى داشت و مسلمان شد. اين مسلمان هنگام سحر او را بيدار كرد و به مسجد آورد و به او گفت: نماز شب بخوان تا صبح شود. هنگام صبح گفت: نماز صبح بجاى آور و پس از آن تا طلوع آفتاب دعا بخوان. سپس تا وقت نماز ظهر قرآن بخوان و بدين گونه يك شبانه روز او را با نماز و قرآن و دعا پر كرد. مسيحى كه به خانه بازگشت، دست از اسلام برداشت و ديگر پاى به مسجد نگذاشت. «سيرى در سيره نبوى، ص 213» آرى زياده‏روى در عبادت، مردم را فرارى مى ‏دهد.

در روايات مى ‏خوانيم: «انَّ لِلْقُلُوبِ اقْبالًا وَادْباراً» « بحار، ج 78، ص 357» روح انسان، علاقه و فرار دارد. هرگاه رو مى ‏كند و بهره‏گيرى كنيد و هرگاه آمادگى ندارد به او فشار نياوريد كه ناخودآگاه عكس العمل منفى نشان مى ‏دهد.

(صفحه 21)

فایده عبادت

عبادت، وسيله دريافت امدادها و الطاف الهى است.

«وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى‏ يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ» « سوره حجر، آيه 99» آن قدر عبادت كن تا به درجه يقين برسى.

حضرت موسى براى دريافت كتاب آسمانى تورات، چهل شبانه روز در كوه طور به عبادت و مناجات پرداخت و پيامبر گرامى اسلام براى دريافت وحى مدّت‏هاى طولانى در غار حرا به عبادت مشغول بود.

در روايات آمده است: «مَنْ اخْلَصَ الْعِبادَة لِلّهِ ارْبَعينَ صَباحاً ظَهَرتْ يَنابيعُ الْحِكْمةَ مِنْ قَلْبِهِ عَلى لِسانِهِ» «بحار، ج 53، ص 326» هر كس چهل شبانه روز تمام كارهايش رنگ عبادت و خلوص داشته باشد، خداوند چشمه ‏هاى حكمت را از قلبش بر زبانش جارى مى ‏سازد.

(صفحه 26)

فلسفه عبادت در قرآن‏

  1. یاد خدا

قرآن فلسفه نماز را ياد خدا مى ‏داند؛ «أَقِمِ الصَّلَوةَ لِذِكْرِى» «سوره طه، آيه 14» و ذكر خدا را مايه آرامش دلها؛ «أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» «سوره رعد، آيه 28» و نتيجه آرامش دل را پرواز به ملكوت. «يَآ أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِى إِلَى‏ رَبِّك» «سوره فجر، آيه 27 و 28»

  1. تشکر از خداوند

«اعْبدوُا رَبَّكُمْ الَّذى خَلَقكُم» «سوره نساء، آيه 1» پرستش كنيد پروردگارتان را كه شما را آفريد. «فَلْيَعْبُدُواْ رَبَّ هذَا الْبَيْتِ الَّذِى أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَءَامَنَهُم مِّنْ خَوْفِ» «سوره قريش، آيه 3 و 4» پس پروردگار اين خانه (كعبه) را پرستش كنند كه آنان را از گرسنگى و ناامنى نجات داد.

(صفحه 27)

نماز در كلام امیرالمؤمنین عليه السلام‏

«انَّ اللَّهَ جَعَلَ الذّكْرَ جَلاءً لِلْقُلُوبِ تَسْمَعُ بِهِ بَعْدَالْوَقَرَة وَ تُبْصِرُ بِه بَعْدَ العَشوة» «نهج‏البلاغه، خطبه 222» خداوند ذكر و يادش را صيقل روحها قرار داد تا گوشهاى سنگين با ياد خدا شنوا و چشم‏هاى بسته با ياد او بينا شوند.

آنگاه حضرت در مورد بركات نماز مى ‏فرمايد: «و انَّها لَتَحُتُّ الذُّنُوبَ حَتَّ الْوَرَق وَ تُطلِقُها اطْلاقَ الرَّبَق» « نهج‏البلاغه، خطبه 199» نماز گناهان را مثل برگ درختان مى ‏ريزد و انسان را از ريسمان گناه آزاد مى ‏كند.

آنگاه در ادامه، تشبيهى جالب از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل مى ‏فرمايد كه: نماز همچون جوى آبى است كه انسان روزى پنج مرتبه خود را در آن شستشو دهد، آيا ديگر آلودگى باقى مى ‏ماند؟

(صفحه 28)

آثار و بركات عبوديّت و بندگى‏

1- احساس غرور و افتخار

در اين دنياى ناچيز، اگر مخاطب انسان شخصى بزرگ و دانشمند باشد، انسان به وجود او افتخار و از مصاحبت با او احساس غرور مى ‏كند و از اينكه زمانى شاگرد فلان استاد بوده است بر خود مى ‏بالد.

امام زين العابدين عليه السلام در مناجات خود مى گويد: «الهى‏ كَفى‏ بى‏ عِزّاً انْ اكُونَ لَك عَبْداً» «بحار، ج 77، ص 402» همين افتخار مرا بس كه بنده تو باشم.

چه افتخارى از اين بالاتر كه انسان با خالق خود سخن بگويد و او كلام انسان را بشنود و بپذيرد!

2- احساس قدرت‏

كودك مادامى كه دستش در دست پدرى قوى و مهربان است احساسِ قدرت مى ‏كند، امّا اگر تنها شود هر لحظه ترس و دلهره دارد كه ديگران او را آزار دهند.

انسانى كه متّصل به خدا شد، در برابر ابرقدرت‏ها و طاغوت‏ها و مستكبرين احساس قدرت مى ‏كند.

3- احساس عزّت‏

عزّت به معنى نفوذناپذيرى است. در مكتب انبيا تمام عزّت‏ها از آنِ خداست، چنانكه همه قدرت‏ها از اوست. لذا قرآن از كسانى كه به سراغ غير خدا مى ‏روند انتقاد مى ‏كند كه آيا از غير خدا عزّت مى ‏خواهيد؟ «سوره نساء، آيه 139»

4- عامل تربيت‏

گرچه نماز يك ارتباط روحى و معنوى است و هدف از آن ياد خداست، اما اسلام خواسته با این عبادت انسان را تربيت كند و لذا شرايط زيادى را براى آن قرار داده‏ است، شرايط صحيح بودنِ نماز، شرايط قبولى و شرايط كمال.

پاك بودن بدن و لباس، رو به قبله بودن، درست خواندن كلمات، مباح بودنِ مكان و لباس نمازگزار از شرايط صحّت نماز است.

چنانكه توجّه و حضور قلب، پذيرفتن رهبرى امامان معصوم و اداى واجباتِ مالى چون خمس و زكات، شرط قبولى نماز است و انجام آن در اوّل وقت، در مسجد، به جماعت، با لباس تميز و عطر زده، مسواك زده و رعايت نظم صفوف و امثال آن از شرايط كمال نماز است. دقت در اين شرايط بخوبى مى ‏رساند كه هر يك از آنها نقش مؤثرى در تربيت انسان‏ها دارد.

(صفحه 30)