گلچین کتاب صدای سخن عشق؛ مجموعه ای از حکمت ها و حکایت های نماز

از زبان آیت الله العظمی بهجت رضوان الله علیه ؛ حامد اسلام جو


اقامه نماز بالاتر است یا اعتقاد به ولایت امیرالمومنین علیه السلام؟

از حدیث «کُلُّ شَی ءٍ مِنْ عَمَلِک تَبَعٌ لِصَلاتِکَ ؛ تمام اعمال تو تابع نمازت می‌باشد»[1] معلوم می‌شود که نماز از همه اعمال عبادی بالاتر است. اگرچه از حدیث « لَمْ ینادَ بِشَیءٍ کَما نُودِی بِالْوِلایةِ ؛ به هیچ‌چیز به اندازه ولایت فرا خوانده نشده است» استفاده می‌شود که ولایت از بین عبادات خَمْس (نماز، روزه، زکات، حج و ولایت) از همه بالاتر است.

(صفحه 16)


در روایت آمده «الصلاة قربان کل تقی» نماز نزدیک کننده هر انسان با تقوایی به خداوند است. آیا عبادات دیگر این ویژگی را ندارند؟

قُرب مراتبی دارد و بالاترین آن لقاء است و هر مرتبه از مراتب قُرب را مقربی است که بالاترین آن نماز است.

(صفحه 23)


اگر هر یک از حالت نماز رازی دارد، راز قیام در حال نماز چیست؟

قیام بنده در نماز اظهار عبودیت و سکون است و این که هیچ حرکتی از خود ندارد... قیام، «مثول العبد بین یدی مولاه» است، یعنی سراپا حاضرم برای خدمت و عبودیت، مثل چوبی که بی حرکت ایستاده است، یا مثل شاخه ای که هیچ اراده ای از خود ندارد و به هر طرف باد ببرد حرکت می کند. (صفحه 23)


چه عملی سبب خوشبختی ما در دنیا و آخرت می شود؟

بله ماها دنبال یک چیزی می گردیم برای تکاملمان که نه خدا گفته باشد نه پیغمبر و نه امام... خیال می کنیم راه سعادت یک چیزی است که نه خدا گفته نه پیغمبر نه امام. در صورتی که قاعدتاً آنچه آنها بیشتر گفته اند و بیشتر تأکید کرده اند آن موجب سعادت ماست.

چطور ممکن است که چیزی تأثیر در سعادت انسان داشته باشد و آنها از آن غفلت کرده باشند و نگفته باشند. واگذار کرده باشند به اینکه یک پیری، مرشدی، قطبی بیاید بیان بکند؟ آیا چنین چیزی ممکن است؟ ( شاگرد ایشان آیت الله شیخ جواد کربلایی بعد از نقل این مطلب فرمودند : از مهمترین آنها اهتمام به نماز است، این همه آیات قرآن در رابطه با نماز است. شاید در هیچ بابی از ابواب فقه و دستورات شرع ما این همه دستور نداشته باشیم که در مورد نماز داریم.) (صفحه 26)


آیا درست است که اسم اعظم در سوره حمد قرار دارد؟

روایت دارد که اسم اعظم در سوره ی فاتحه متفرق می باشد. اگر کسی فاتحه را به این نیت بخواند مثل این است که اسم اعظم را هم می داند . کسی که حاجتی داشته باشد و اسم اعظم را قصد بکند ، می تواند همین فاتحه که این همه آثار دارد بخواند . این بخاطر جمعیت (جامع بودن) آن است که تلخص تمام قرآن است . در روایت آمده : « کُلُّ ما فِی القرآنِ فِی الفاتِحةِ» [2]

(صفحه 35)


بی نماز معتقد به ولایت امیرالمومنین به نجات نزدیک تر است

یا با نمازی که حق را می داند و نمی پذیرد؟

مرتبه اول در اعتقاد به امامت ائمه التزام قلبی به وصایت و خلافت ائمه اطهار و سفارش رسول خدا 9به آنها به نام‌هایشان و نام پدران بزرگوارشان و مرجعیت ایشان است و مرحله بعد التزام عملی به متابعت از آنان است نه اینکه نماز بخوانیم و آنها و امامت آنان را قبول نداشته باشیم بلکه باید بدانیم که نماز را به ‌ترتیب دستور آنها باید انجام دهیم.

این التزام قلبی بر اصل نماز مقدم است، زیرا فاسق تارک الصلاة (مسلمان بی نماز؛ نه کافر) اگر در راه ائمه ـ علیهم السلام ـ باشد در راه نجات است، برعکس کسی که به آنها اعتقاد نداشته باشد و از امامت انحراف داشته باشد، هلاک است، اگرچه نماز بخواند، چون اعتقادش خراب است، وای بر کسانی که مدّعی قرب به خدا هستند اما ولی او را نمی‌شناسند!

(صفحه 40)


چگونه اهل سیر و سلوک شوم و به مقامات عرفانی برسم؟

اگر کسی مقید باشد نماز را اول وقت بخواند، به جایی که باید برسد خواهد رسید.

مرحوم استاد ما میرزا سید علی آقا قاضی می فرمودند: « اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند» و یا فرمودند : « به صورت من تف بیندازد» (صفحه 42)

ترک معصیت در اعتقادات و عملیّات (ترک گناه در فکر و عمل) و نماز اول وقت کافی و وافی است برای وصول به مقامات عالیه اگر چه هزار سال باشد. (صفحه 108)


چرا خداوند برای شرکت در نماز جماعت آن همه ثواب قرار داده است ؟

اینکه شب و روز اگر نماز جماعت را اول وقت بخوانند، ثواب زیادی دارد، برای این است که علاوه بر اینکه خودشان جماعت خوانده‌اند،‌ دیگران را هم به جماعت می‌اندازند.

همین جماعت عده‌ای در اول وقت، حافظ نماز آخر وقت دیگران است که فرادی می‌خوانند؛ اگرچه [جماعت را] خیلی هم مختصر بخوانند. همین‌ها محکوم‌سازی نماز خواندن مردم است. آن‌ها می‌گویند: «بعضی این قدر به نماز در اول وقت‌ اهمیت می‌دهند، حالا ما در آخر وقت هم نماز نخوانیم؟» این، کأنّه سند نماز برای دیگران است. (صفحه 43)


نمازی را که بدون حضور قلب خوانده ام، می توانم دوباره بخوانم؟

اگر کسی نماز بدون حضور قلب بخواند و بخواهد با حضور قلب اعاده کند، (دوباره بخواند) ممکن است بگوییم که این خلاف دستور است. خلاف سنت است. به جهت این که برای تکمیل نماز و جبران آن نافله (نماز های مستحبی) را قرار داده اند و تشریع شده است.[3] ... اگر کسی از ناحیه ی حضور قلب و این جور چیزها می خواهد در نماز ترقی داشته باشد، نوافلش را ادامه دهد.

(صفحه 45)


[1] نهج‌البلاغه، ص۳۸۳؛ وسائل‌الشیعه، ج۴، ص۱۶۱.

[2] «ان كل ما في العالم في القرآن و كل ما في القرآن بأجمعه في فاتحة الكتاب، و كل ما في الفاتحة في البسملة، و كل ما في البسملة في الباء، و أنا النقطة تحت الباء» (5)؛ تمام آنچه در عالم است در قرآن است و تمام آنچه در قرآن است در سوره حمد و آنچه در سوره حمد است در بسم الله الرحمن الرحيم جمع شده است، و آنچه در بسم الله الرحمن الرحيم است در باء آن است و من نقطه تحت الباء هستم. (بروجردى سيد حسين‏، تفسير الصراط المستقيم،موسسه انصاريان‏‏، ج‏3، ص118)

ورد في الخبر عن النبي(ص) انه قال کل ما في الکتب المنزلة فهو في القرآن و کل ما في القرآن فهو في الفاتحه و کل ما في الفاتحه فهو في بسم الله الرحمن الرحيم. (کتاب مدارج قرآن و معارج انسان استاد آيت الله حسن حسن زاده آملي ، ص 3)

[3] عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ععلیه السلام قَالَ: إِنَّمَا جُعِلَتِ‏ النَّافِلَةُ لِيَتِمَّ بِهَا مَا أُفْسِدَ مِنَ الْفَرِيضَةِ. (الكافي (ط - الإسلامية) / ج‏3 / 269)