ـ شیوه تشویقی 1. در سخنان حضرت امیر (علیه السلام) میخوان
3 ـ شیوه تشویقی
- در سخنان حضرت امیر (علیه السلام) میخوانیم: «اُزْجُرِ الْمُسِيءَ بِثَوَابِ الْمُحْسِن»؛ (نهج البلاغه، حکمت 177) یعنی با تشویقی که از نیکوکار میکنی، خلافکار را زجر بده و او را تنبیه کن.
در روایت دیگری میخوانیم که حضرت علی علیه السلام فرمود: «نباید خوبان و بدان نزد تو یکسان باشند.[1] »
(صفحه 134)
- اگر برای خرید هر چیز به نحوی آن را با نماز گره بزنیم، مثلاً زمان خرید گوشواره را برای دختر یا خرید دوچرخه را برای پسر، زمانی قرار دهیم که فرزندمان نماز را یاد بگیرد، یا نماز را به طور صحیح بخواند و زمان آن را روز جمعه و در مسیر نماز جمعه قرار دهیم، جاذبة نماز زیاد خواهد شد.
(صفحه 156)
- من مسجدی را ميشناسم که امام جماعت آن هر سال یک خودنویس برای کسانی که در هر رشته شاگرد اول شده باشند، هدیه میدهد و تمام شاگرد اولها با مسجد، نماز و روحانی گره میخورند و به دنبال آنها، شاگردان ديگر هم به مسجد میآیند.
(صفحه 158)
- اگر درباره فرزند فقط اقتدار به خرج داد و امر کرد عقده ای می شود و اگر فقط محبت کرد لوس می شود. اگر بخواهیم نه عقده شود و نه لوس، باید هم محبت کرد و هم اقتدار به خرج داد. البته محبت باید مقدم بر اقتدار باشد، همانگونه که حضرت لقمان علیه السلام نیز ابتدا با محبت فرزندش را خطاب می کند« یا بُنّیَّ » و سپس با اقتدار می گوید : « اَقِمِ الصَّلاة» .
بنابر این باید دقت کرد که نرمی در جای خود و خشونت نیز در جای خود لازم است.
در دعای افتتاح میخوانیم: خدایا! در جایی که جای عفو است، تو مهربان ترین مهربانان هستی، و جایی که جای عقوبت و مؤاخذه است، تو سختترین عقوبت کنندهای: «أَنَّكَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ فِي مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمَةِ وَ أَشَدُّ الْمُعَاقِبِينَ فِي مَوْضِعِ النَّكَالِ وَ النَّقِمَة».[2]
اصولاً باید به مردم هم پیام رحمت و نرمی داد: «نَبِّئْ عِبادي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحيم»[3]و در عین حال باید از اهرم تهدید هم استفاده کرد: «و إِنَّ عَذابي لَشَديد». (ابراهیم: 7)
(صفحه 64)
- بخشی از نمرة افراد را در جامعه و ادارات و آموزش و پرورش و دانشگاه بر اساس توجه به نماز قرار دهیم؛ همانگونه که در روایات به ما سفارش شده که اگر کسی اهل مسجد بود، شهادت او معتبر است و اگر کسی اهل مسجد نبود، به او دختر ندهید.
در حدیث میخوانیم: «ذَكَرْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) رَجُلًا مِنْ أَصْحَابِنَا فَأَحْسَنْتُ عَلَيْهِ الثَّنَاءَ فَقَالَ لِي كَيْفَ صَلَاتُه».[4] نزد امام صادق علیه السلام از كسي به خوبی یاد كردند، امام پرسید: نماز او چگونه است؟ یعنی امام علیه السلام محور خوبیها را نماز میداند.
سزاوار است همة ما برای نماز حساب، نمره، تشویق و عنایت ویژه داشته باشیم. اگر تمام کنفرانس ها، اجلاس ها و گردهمایی ها را یا با نماز شروع کنیم، یا با نماز پایان دهیم و در مهندسی شهرک ها اول محل مسجد را انتخاب کنیم و اگر در ارزیابی کارمندان برای نماز پرسنل حسابی جداگانه باز کنیم، نماز رونق پیدا خواهد کرد.
(صفحه 175)
4 ـ شیوه مشارکتی
- در جامعه افرادی به دلایل اخلاقی، علمی، هنری، فنی و ورزشی نمودِ بیشتری دارند و به اصطلاح «چهره» هستند. به طور طبیعی، دعوت به نماز از حلقوم آنان اثر بیشتری دارد. در روایات ما آمده که بزرگان هر قومی را احترام بگذارید، زيرا جذب آنها سبب جذب دیگران میشود.
جملة معروفی است که: «النّاسُ علی دین مُلُوکِهم» و در حدیث میخوانیم: شباهت مردم به چهرههاي معروف و مسئولان در الگوگیری و تأثیر پذیری، بیش از شباهت مردم به پدران و مادران است.
(صفحه 125)
- كسي از ایران برای مسابقه ورزشی به امریکا میرفت تا قهرمان دنیا شود. به او گفتم: اگر قهرمان دنیا شدی با همان لباس ورزشی سجدة شکر طولانی انجام بده تا تمام ماهوارهها آن را نشان بدهند و به دنیا اعلام کن که مسلمانی. ... سجدة قهرمان ورزشی میتواند پیام اسلام را به دنیا برساند؛ در حالی که استادان حوزه و دانشگاه، سیاستمداران و تاجران در این صحنه نمیتوانند نقش مستقیمی ایفا کنند.
(صفحه 124)
- یکی از دلایل اینکه شور و نشاط عزاداری بیش از مسجد است، آن است که در عزاداریها، جوانان قدرت مانور و هنرنمایی دارند، ولی همین جوانان در مسجد، خودشان را بیاثر میپندارند.
اگر در مساجد نیز مسئولیتها، هیئت امنا و مؤذن به صورت گردشی انجام شود، همیشه خواهیم توانست از نیروهای تازه نفس و فعال برخوردار شویم و از خدمات و ابتکارات نو بهره بگیریم.
(صفحه 167)
- در برنامههای مسجد، هیچگونه تحقیری نسبت به نسل نو نشود و گاهی مسئولیتی از جمله گفتن اذان و اقامه یا اعلام برنامه به آنان سپرده شود. همین که کودک دید با اذان و اقامة او صدها نفر رکوع و سجود میکنند، احساس کرامت خواهد كرد.
(صفحه 146)
5 ـ شیوه آسان سازی
- در قرآن کریم میخوانیم: خداوند متعال نسبت به شما ارادة سختگیری ندارد، بلکه ارادة آسانگیری دارد: «يُريدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُريدُ بِكُمُ الْعُسْر». (بقره: 185)
(صفحه 34)
- در آموزش و در دعوت به حق، ما باید اساس را بر آسانگیری و آسانسازی قرار دهیم. مثلاً در آموزش به واجبات بسنده کنیم ( و مستحبات را وارد نکنیم) . حتی در آموزش مستحبات هم تمام ابعاد مستحبی را در نظر نگیریم؛ مثلاً اگر کسی میخواهد دربارة نماز شب صحبت کند، بگوید: نماز شب یازده رکعت است، (پنج تا دو رکعتی و یک، یک رکعتی؛ که میتوان بدون سوره، نشسته یا ایستاده هم به جا آورد). پس مستحبات نماز شب را نباید در آغاز کار مطرح کنیم و بلکه به تدریج آنها را بیان میکنیم.
(صفحه 34)
- باید آداب و رسوم و قوانینی که نه بر اساس عقل است و نه بر اساس وحی، از بین برود تا مانع حرکت نشود. مثلاً اگر مساجد ما کوچک، محکم، متعدد و در دسترس باشند، افراد بسیاری نمازشان را در مساجد خواهند خواند. ولی اگر مساجد مجلل و بزرگ و دور از دسترس باشند، برای اقامه نماز در آن، مردم احساس سنگینی خواهند کرد.
(صفحه 34)
- یکی دیگر از وظایف، در دسترس بودن امکانات برای اقامة نماز است. مثل مساجد و نماز خانه های زیبا و مجهز و...
با کمال تأسف، اگر انسان در هر خیابانی تصمیم به خوردن چیزی بگیرد، انواع غذاها، ساندویچها، آبمیوهها، شکلاتها، بستنیها، فالودهها، آجیلها، بیسکویتها، با چند متر راه رفتن همه در اختیار انسان است؛ اما گاهی در بعضی مناطق باید چند کیلومتر رفت تا به مسجد رسید!
با کمال تأسف انواع سیگارها در دسترس است تا بتوانیم ریة خود را با دود تلخ از بین ببریم، ولی مسجد و نمازخانه که بتوانیم در آنجا روح خود را با خدا آشنا کنیم در دسترس نیست!
چرا باید هر چند قدم به یک بانک برسیم، ولی هر چند خیابان، یک مسجد پيدا نكنيم!؟
مگر خداوند متعال اولین بنای زمین را مکه، قبلهگاه عالم قرار نداد!؟ «إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذي بِبَكَّةَ مُبارَكا». (آل عمران: 96)
(صفحه 181)
- مراد ما از دسترسی به مساجد و امکانات، مساجد بزرگ، مجلل و پرهزینه نیست، بلکه مساجد ساده، محکم و کوچک، ولی در دسترس. امام خمینی فرمود: مسجد سنگر است؛ سنگر باید محکم و در دسترس باشد. ناگفته پیداست که در دسترس بودن امکانات، افزون بر مسجد، وجود فرش و امکان سرد و گرم کردن، امکان پارکینگ، و نیازهای اولیه نیز میباشد.
(صفحه 181)
6 ـ شیوه تحکیم و تصحیح اعتقادات
- قبل از دعوت دیگران به نماز، به تقویت اعتقاد به مبدأ و معاد بپردازیم. قرآن ميفرمايد اگر میخواهید مردم نسبت به نماز سر سنگین نباشند، آنها را با قیامت آشنا کنید: « وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِين ؛ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَ أَنَّهُمْ إِلَيْهِ راجِعُون». (بقره: 45 و 46)
(صفحه 69)
- اگر بدانيم که اين خانه صاحب و حسابي دارد (مبدأ و معادي دارد) و تمام هستي و اعضاي بدن و فرشتگان و اولياي خدا همه بر كار ما نظارهگر هستند، رفتار و گفتارمان را اصلاح خواهیم کرد. لذا در آيات بسياري از قرآن، قبل از مسأله نماز، خداوند به مسأله ايمان به مبدأ و معاد اشاره كرده است. لقمان هم قبل از توصية نماز به فرزندش، به مسأله توحيد و معاد اشاره ميكند.[5] در خود نماز و در سوره حمد، اول با خدا و صفات او آشنا ميشويم (رحمن، رحيم، ربالعالمين، مالك يوم الدين) و بعد ميگوييم: اينچنين خدايي شایستة پرستش و یاریجویی است: «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعين»
(صفحه 68)
7 ـ شیوه احساسات فطری
- اولین مایه برای دعوت به نماز، استفاده از احساسات و فطرت است. در انسان احساساتی وجود دارد که اگر بیدار شوند، انسان به سمت تشکر از خدا میرود.
احساس تشکر: بهترین راه برای زندهکردن احساسات انسانها نسبت به خدا، توجه به نعمتهاست.
امام سجاد می فرماید خداوند به موسی وحی فرمود: «حَبِّبْنِي إِلَى خَلْقِي، وَ حَبِّبْ خَلْقِي إِلَيَّ» : ای موسی مرا دوست بدار و کاری بکن که مردم مرا نیز دوست داشته باشد. موسی عرض کرد: چگونه محبت تو را در دل بندگان ایجاد نموده و تقویت نمایم؟ خداوند پاسخ داد: «ذَكِّرْهُمْ آلَائِي وَ نَعْمَائِي لِيُحِبُّونِي» برای آنها نعمت ها و الطافم را بازگو کن تا مرا دوست داشته باشند. (مستدرک الوسائل ؛ ج 12؛ ص 240)
اگر انسان به یاد خدا و نعمتهای او باشد، از بیاعتنایی، غفلت و ترک نماز خود شرمنده میشود. اگر فرزندی نسبت به والدین بیاعتنا باشد، بهترین راه آن است که خدمات والدین به او گوشزد شود؛ چرا كه یاد خدمات، فرزند را شرمنده ميكند و به اطاعت از پدر و مادر وا میدارد.
(صفحه 80 و 84)
- احساس نیاز: انسان اگر نیاز خود را به چیزی احساس کند، به سراغش میرود. ما چون به نور احساس نیاز داشتیم، به سراغ تولید برق رفتيم؛ چون به سلامتی نیاز داریم، به سراغ پزشک و دارو میرویم؛ چون به آب، نان، همسر و اتومبیل نیاز داریم، به سراغ آنها میرویم. اما آیا ما نسبت به خدا احساس نیاز نداریم!؟
قرآن در اينباره میفرماید: «آنگاه که در کشتی گرفتار موج شدید، خالصانه خدا را میخوانید؛ ولی همین که کشتی به ساحل نشست و احساس نیاز شما تمام شد، آن نالههای خالصانه فراموش میشود: «فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُون». (عنکبوت: 65)
(صفحه 86)
8 ـ شیوه آگاه سازی و پاسخ به شبهات
- امام رضا علیه السلام فرمودند: «فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ كَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا» «اگر مردم زیباییهای کلام ما را بدانند، از ما پیروی خواهند کرد». (عيون أخبار الرضا، ج1، ص307)
(صفحه 20)
- کسانی که نماز نمی خوانند افراد متفاوتی هستند، عده ای در عقیده به خدا مشکل دارند که باید عقایدشان درست شود، عده در عقیده به خدا مشکل ندارند بلکه از اهمیت و جایگاه نماز آگاه نیستند که باید اهمیت نماز به آنها گفته شود، عده ای اهمیت نماز را می دانند ولی تنبل اند که باید تنبلی آنها مداوا شود.
(صفحه 49)
9 ـ شیوه دوستی
- يكي از بسترهاي غفلت از نماز، دوستان ناباب هستند. قرآن فلسفه نماز را ياد خدا «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري»[6] بیان میکند و در جاي ديگر در مورد دوست ناباب از قول انسان گنهکار ميفرمايد:
او مرا از ياد خدا گمراه كرد: «لَقَدْ أَضَلَّني عَنِ الذِّكْر». (فرقان: 29) (و نماز بزرگترین یاد خداست)
(صفحه 77)
- افرادی که دوست نا اهل بگیرند، در قیامت نه نوک یک انگشت و تمام یک انگشت و نه انگشتان یک دست، بلکه انگشتان دو دست خود را گاز میگیرند و میگویند: ای کاش با فلانی رفیق نمیشدیم: «يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْه ... يا وَيْلَتى لَيْتَني لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَليلاً [7]»
دوست بد ممکن است در یک لحظه اثر نگذارد، ولی مثل دود میماند که اگر در اتاقی ماند، اتاق را کمکم سیاه میکند. شاعر میگوید:
تـا توانی میگریز از یار بد یار بد بدتر بود از مار بد
مار بد تنها تو را بر جان زند یار بد بر دین و بر ایمان زند
(صفحه 118)
[1]. (لَا يَكُنِ الْمُحْسِنُ وَ الْمُسِيءُ عِنْدَكَ سَوَاءً فَإِنَّ ذَلِكَ يُزَهِّدُ الْمُحْسِنَ فِي الْإِحْسَانِ وَ يُتَابِعُ الْمُسِيءَ إِلَى الْإِسَاءَةِ ، غرر الحكم و درر الكلم، ص759)
[2]. (مصباح المتهجد ، ج2، ص578)
[3]. (حجر: 49)
[4]. (الكافي (ط ـ الإسلامية)، ج3، ص487)
[5]. (لقمان: 13- 17)
[6]. (طه: 14)
[7]. (فرقان: 28)