نماز، وسيله محو گناهان

قرآن، در كنار فرمان نماز، مى‏فرمايد:

« إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ ؛ هود ۱۱۴»

همانا كارهاى نيك، گناهان را محو مى‏كند و از بين مى‏برد.

حضرت على عليه السلام مى‏فرمايد: اگر بعد از گناه، دو ركعت نماز خوانده و از خداوند، عافيت درخواست شود، اثر آن گناه محو مى‏شود. « مَا أَهَمَّنِي ذَنْبٌ أُمْهِلْتُ بَعْدَهُ حَتَّى أُصَلِّيَ رَكْعَتَيْنِ وَ أَسْأَلَ اللَّهَ الْعَافِيَة ؛ نهج‏البلاغه، حكمت 299 »

آرى گناه كه در اثر غفلت از ياد خدا سر مى‏زند، با نماز و عبادت كه مايه انس و ارتباط با خداوند است، زدوده مى‏شود و مغفرت، جاى معصيت را مى‏گيرد. (نکته ۶۳)


نماز، روح انسان را بيمه مى‏كند

در سوره معارج مى‏خوانيم: « إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً إِلاَّ الْمُصَلِّينَ الَّذينَ هُمْ عَلى‏ صَلاتِهِمْ دائِمُون‏ ؛ معارج، 20- 23»

انسان در برابر تلخى‏ها و شرور بى صبر است و در برابر لذّت‏ها و خوبى‏ها تنگ‏نظر و بخيل، مگر نمازگزارانى كه نسبت به انجام آن هميشه مراقبند.

آرى ارتباط دائمى با قدرت بى‏نهايت، به انسان قدرت مى‏دهد، روحيّه توكّل را بالا برده و انسان را موجودى شكست‏ناپذير مى‏سازد.

ناگفته پيداست كه اين آثار براى نماز پيوسته و همراه با توجّه است، نه نمازهاى غافلانه و موسمى. (نکته ۶۷)


نماز و سلام‏

سياست خارجى ما را در نماز، يكى‏ « غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِم‏ » تعيين مى‏كند و يكى‏ «السلام علينا و على عباداللَّه الصالحين»

هر مسلمان در هر كجاى زمين كه هست هر روز پنج بار بايد به تمام همفكرانش سلام كند «السلام علينا و على عباداللَّه الصالحين» سلام بر بندگان صالح خدا،

سلام بر سرمايه‏داران هرگز،

سلام بر قدرتمندان هرگز،

سلام فقط بر عباد صالح خدا.

سلام بر طرفداران مكتب حقّ‏ «عباد اللَّه الصالحين» (نکته ۶۸)


نماز و نظافت‏

اوّلين واجب هر مسلمان به هنگام صبح و برخاستن از خواب، وضو گرفتن و شستن دست و صورت است و اين عمل كه در طول روز براى هر نماز تكرار مى‏شود، مايه نظافت و شادابى نمازگزار مى‏گردد.

نمازگزار بايد لباس و بدنش پاك باشد، اگر ذرّه‏اى آلودگى و نجاست به بدن يا لباس او باشد، نمازش باطل است. (غير از بعضى موارد استثنايى)

نمازگزارى كه مى‏داند هر ركعت نماز با مسواك، برابر با هفتاد ركعت است مسواك را ترك نمى‏كند.

نمازگزارى كه مى‏داند با حال جنابت نمازش باطل است، به فكر غسل مى‏افتد و غسل او را به فكر ساختن حمّام مى‏اندازد و وجود حمام رابطه او را با شستشو زياد مى‏كند. (نکته ۷۵)


نماز و انتخاب دوست‏

در حديث است: يكى از بركات مسجد و نماز، پيدا كردن دوست خوب است. « بحار، ج 83، ص 351»

انسان در زندگى اجتماعى خود نياز به دوست دارد و نقش مثبت يا منفى دوست در زندگى انسان بر كسى پوشيده نيست. مسجد بهترين مركز دوست‏يابى است.

كسانى كه به مسجد مى‏روند براى بندگى خدا مى‏روند. حيله‏ها و خودنمايى‏ها را كنار مى‏گذارندو انسان مى‏تواند در ميان مردم مسجد، دوست خود را انتخاب كند.

اگر شخصى اهل نماز نبود، چرا با او دوست شويم؟ او كه با خدا قهر است، با من نيز دوست نخواهد بود. او كه الطاف خدا را فراموش مى‏كند، خدمات مرا هم فراموش خواهد كرد. او كه با مؤمنين وفادار نيست، چگونه اطمينان دارى با تو وفادار بماند؟

(نکته ۷۷)


نماز و آبرو

كسانى هستند كه در محله خود حاضر به كار خلاف نيستند، چون مردم او و بستگانش را مى‏شناسند، ولى اگر همين اشخاص به منطقه ناشناسى هجرت كنند، خلاف براى آنان سنگينى قبلى را ندارد.

شركت در نماز، انسان را وابسته به مسجد و اسلام و مردم مى‏كند و براى مسجدى سيمائى از تقوى مى‏سازد كه با اين عنوان حتّى‏المقدور حاضر به خلاف نيست، مى‏داند كه كار خلاف، آبروى مذهبى او را مى‏برد، لباس قدسى و محبوبيّت را از تنش بيرون مى‏آورد، ولى افرادى كه از مردم و اسلام و مسجد بريده‏اند، خلاف كارى برايشان خيلى سختى ندارد، او عنوان مذهبى پيدا نكرده تا غم از دست دادنش را بخورد.

آرى، كسى كه لباس سفيد بپوشد خودش روى زمين آلوده نمى‏نشيند. (نکته ۸۳)


زينت مسجد

قرآن مى‏فرمايد: « اَلْمالُ وَ الْبَنُونَ زينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا ؛ كهف، 46» مال وفرزند زينت دنياست. در جاى ديگر مى‏فرمايد: « خُذُوا زينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِد ؛ اعراف، 31» هرگاه به مسجد مى‏رويد با خودتان زينت هم ببريد.

از جمع اين دو آيه مى‏فهميم كه هم فرزندان خود را با مسجد آشنا كنيم و هم مقدارى پول همراه خود ببريم تا اگر فقيرى تقاضا كرد، كمكش كنيم. البتّه پوشيدن لباس تميز، استعمال بوى خوش و داشتن وقار و آرامش و انتخاب امام جماعت لايق نيز مى‏توانند مصداق زينت باشند. (نکته ۸۸)


هيچ عملى در تاريخ اين همه گواه و شاهد نداشته‏

شخص رسول اكرم و ائمه معصومين عليهم السلام و تمام اصحاب و ياران و تمام مؤمنين و مسلمين، بر فراز تمام مناره‏ها، بام‏ها، مسجدها، خانه‏ها، مدارس، راديوها، تلويزيون‏ها، قارّه‏ها، شهرها، روستاها، مردها و زن‏ها، پيرها و جوان‏ها و هر كس در طول تاريخ اسلام اذان و اقامه‏اى گفته شهادت داده كه نماز بهترين عمل است: «حىّ على خيرالعمل»

هيچ كار خيرى اين همه گواه و حلقوم و ناله فرياد براى بهترين‏ بودنش بكار نرفته است. (نکته ۹۲)


نماز و تسبيح‏

در ركوع و سجود، با گفتن «سبحان اللَّه‏» يا «سبحان ربّى الاعلى و بحمده‏» يا «سبحان ربّى العظيم و بحمده‏» خداوند را تسبيح مى‏كنيم.

بگذار لااقل از ذرّات خاك، شن، جمادات، گياهان و ستارگان عقب نباشيم. اگر به گفته قرآن همه چيز در حال تسبيح است چرا ما نباشيم؟! « يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْض‏ ؛ جمعه، 1»

تسبيح گوى او نه بنى آدمند و بس‏

هر بلبلى كه زمزمه بر شاخسار كرد.

ذرات هستى، تسبيح خدا مى‏كنند گرچه به گفته قرآن ما تسبيح آنها را نمى‏فهميم.

در قرآن مى‏خوانيم كه هُدهُد نزد سليمان آمد و از خورشيد پرستى مردم منطقه‏اى كه رهبرى آنها را زنى به عهده داشت ناله كرد! اگر هُدهُد توحيد و شرك را مى‏فهمد و بدى آن را درك مى‏كند و زن و مرد را تشخيص مى‏دهد و گزارش آن را به حضرت سليمان مى‏دهد، چه مانعى دارد سبحان اللَّه هم بگويد؟

مگر قرآن نمى‏گويد: مورچه‏اى به باقى مورچگان گفت: به لانه‏هاى خود برويد كه اين سليمان و لشكر او هستند كه شما را ناآگاه پايمال مى‏كنند. چه مانعى دارد مورچه‏اى كه نام افراد را مى‏داند سبحان اللَّه هم بگويد. (نکته ۱۰۱)


نماز همتاى رهبرى است‏

در قرآن دوبار كلمه «و من ذرّيتى‏» بكار رفته است كه هر دوبار از زبان مبارك حضرت ابراهيم است.

يك بار زمانى كه بعد از آزمايشات بسيار سنگين از طرف خداوند به مقام رهبرى رسيد، فوراً از خدا خواست كه ذريّه من هم رهبر شوند. ولى در جواب شنيد ظالم رهبر نمى‏شود (اگر از ذريه تو ظلمى سر زند رهبر نخواهد شد) «إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً، قالَ وَ مِنْ‏ ذُرِّيَّتِي‏ ؛ بقره ۱۲۴» بار ديگر در دعائى كه براى اقامه نماز داشت فرمود: «رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ‏ ذُرِّيَّتِي‏ :ابراهیم ۴۰» يعنى خداوندا ذريّه و نسل مرا نيز از بر پا كننده‏گان نماز قرار بده. بنابراين مقام نماز در نزد ابراهيم مثل مقام رهبرى و همتاى آن است.

(نکته ۱۰۴)


نماز با ما سخن مى‏گويد

طبق آيات و روايات، كارهاى انسان در برزخ و قيامت در برابر او مجسّم مى‏شود. كار خوب در قالب نيكو و كار زشت در قالب زشت. زشتى و زيبايى كارها بدست خود ماست.

در روايات مى‏خوانيم نماز خوب را فرشته در قيافه زيبا بالا مى‏برد و نماز مى‏گويد: «حفظك اللَّه كما حفظتنى» خدا ترا حفظ كند همان گونه كه تو مرا حفظ كردى. ولى نمازى كه با شرائط و دستوراتش اقامه نشود، فرشته آن را به صورت تاريك بالا مى‏برد و نماز مى‏گويد: «ضيّعك اللَّه كما ضيّعتنى» خداوند تو را ضايع كند، همان گونه كه تو مرا ضايع كردى. « اسرارالصلوة امام خمينى، ص 6- 8»

(نکته ۱۱۱)


نماز و مراعات ضعفا

رسول خدا صلى الله عليه و آله حضرت على عليه السلام را به عنوان نماينده خود به سوى يمن فرستاد. هنگام عزيمت، حضرت پرسيد: نحوه نماز من با مردم چگونه باشد؟

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: با مردم به گونه‏اى نماز بخوان كه‏ ضعيف‏ترين آنها بتواند با تو همراه باشد و بر آنان رحمت‏آر. (قنوت و ركوع و سجده‏هاى طولانى بر مردم فشار است) « قَدْ سَأَلْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص حِينَ وَجَّهَنِي إِلَى الْيَمَنِ كَيْفَ أُصَلِّي بِهِمْ فَقَالَ صَلِّ بِهِمْ كَصَلَاةِ أَضْعَفِهِمْ وَ كُنْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيما ؛ نهج‏البلاغه، نامه 53» (نکته ۱۱۳)