گلچین مطالب نمازی کتاب کیمیای محبت ؛ شرح حال شیخ رجبعلی
)
ﭽ گلچین مطالب نمازی کتاب کیمیای محبت ؛ شرح حال شیخ رجبعلی خیاط ؛ محمدی ری شهریﭼ
اخلاص حتی در مقدمات نماز
جناب شیخ رجبعلی خیاط میگوید : «نفس اُعجوبه است شبی دیدم حجاب دارم [منظور، حجاب نفس و تاریکی باطن است] و طبق معمول نمی توانم حضور پیدا کنم، ریشه یابی کردم، با تقاضای عاجزانه متوجه شدم که از روز گذشته که یکی از اشراف تهران به دیدنم آمده بود، گفت: دوست دارم نماز مغرب و عشا را با شما به جماعت بخوانم من برای خوشایند او هنگامنماز عبای خود را به دوش انداختم!... » (خدا دوست ندارد حتی مقدمات نماز مثل عبا انداختن برای غیر او باشد)[1]
(صفحه 31)
پاداش آموزش نماز
یکی از دوستان شیخ رجبعلی خیاط نقل می کند که ایشان فرمود:
«در مسجد جمعه تهران شب ها می نشستم و حمد و سوره مردم را درست می کردم، شبی دو بچه با هم دعوا می کردند، یکی از آنها که مغلوب شد برای اینکه کتک نخورد آمد پهلوی من نشست،
من از فرصت استفاده کردم و حمد و سوره اش را پرسیدم و این کار آن شب همه وقت مرا گرفت. شب بعد درویشی نزد من آمد و گفت : من علم کیمیا، سیمیا، هیمیا و لیمیا دارم و آمادهام به شما بدهم، مشروط به اینکه ثواب کار دیشب خود را به من بدهی!
به او پاسخ دادم: نه اگر اینها به درد میخورد به من نمی دادی!!»
(صفحه ۴7)
نماز ظالمانه نخوان
يكی از ارادتمندان شیخ رجبعلی خیاط نقل كرده است: مدتی مشغول رياضت بودم و با كناره گيری از همسر علويهام، در اتاقی جداگانه مشغول ذكر و [نماز ] میشدم و همان جا میخوابيدم، پس از چهار پنج ماه، يكی از دوستان مشترك، مرا به ديدن جناب شيخ برد، پس از دقّ الباب، به محض اين كه شيخ مرا مشاهده كرد، بدون مقدمه گفت:
« میخواهی بگويم؟! »
من سرم را پايين انداختم، بعد شيخ متذكر شد كه:
« اين چه رفتاری است با همسرت كرده و او را ترك كردهای؟ ... اين رياضتها و اذكار را بزن گاراژ! [از این کار دست بردار] يك جعبه شيرينی بگير و برو پيش عيالت، نماز را سر وقت بخوان با تعقيبات معموله. »
(صفحه ۴۸)
معنای لا اله الا الله
شیخ رجبعلی خیاط می فرمود: نخستین سخن همه پیامبران کلمه «لا اِله اِلّا اللّه» بوده است، تا انسان حقیقت توحید را درد نکند و باور نکند که در وجود چیزی جز خداوند منشأ اثر نیست و همه چیز جز ذات مقدس حق فانی است، به کمالات انسانی دست نخواهد یافت...
وقتی می گوییم «لا اِله اِلّا اللّه» باید راست بگوییم.
تا انسان خدایان دروغین را کنار نگذارد نمیتواند موحد باشد و در گفتن «لا اِله اِلّا اللّه» راستگو باشد چیزی است که دل انسان را برُباید، هر چیزی که دل او را ربود خدای اوست.
وقتی می گوییم «لا اِله اِلّا اللّه» باید حیران او باشیم.
(صفحه ۱۴۳)
هم دنیا بخواه هم آخرت
حجت الاسلام و المسلمین سید محمد علی میلانی فرزند آیت الله میلانی تعریف می کند در جریان دیداری که با شیخ رجبعلی خیاط داشتم در خاطرم گذشت آیا می شود انسان هم دنیا داشته باشد و هم آخرت؟
ایشان بدون مقدمه رو به این جانب کرد و فرمود این دعا را زیاد بخوان : «رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً»
پروردگارا! در دنيا به ما خوبی عطا كن و در آخرت نيز نيكى مرحمت فرما .
(صفحه ۱۴۹)
وقت ملاقات با محبوب
شیخ رجبعلی خیاط میفرمود: «در بیداری سحر و ثُلثِ [یک سوم] آخر شب آثار عجیبی است. هر چیزی را که از خدا بخواهید از گدایی سحرها می توان حاصل نمود...
عاشق خواب ندارد و جز وصال محبوب چیزی نمیخواهد. وقت ملاقات و رسیدن به وصال هنگام سحر است.
هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ از یُمن دعای شب و ورد سحری بود
(صفحه ۱۹۷)
راه لذت بردن از نماز
جناب شیخ رجبعلی خیاط معتقد بود که راه انس با خدا، احسان به خلق است و در این باره می فرمود:
«اگر میخواهی از خدا بهرهمند شوی و از اُنس و مناجاتش حظّی [نسیبی] داشته باشی احسان به خلق کن.
(صفحه ۲۰۰)
هدفت از نماز چیست؟
جناب شیخ رجبعلی خیاط برای تفهیم مطالب عرفانی تمثیلات ساده و لطیفی بیان میفرمودند، مثلاً میگفتند:
عاشقی در خانه معشوقش را زد ، معشوق پرسید: نان می خواهی؟
گفت: نه.
گفت: آب می خواهی؟
گفت: نه.
گفت: پس چه میخواهی؟
گفت: من تو را میخواهم.
رفقا! باید صاحبخانه را دوست داشت نه آش و پلوی او را،
به قول سعدی:
گر از دوست چشمت بر احسان اوست تو در بند خویشی نه دربند دوست
این شعر را برای ما می خواندند و می گفتند : «فقط باید خدا را بخواهید و هر کاری میکنید فقط برای او انجام دهید عاشق خود او باشید و حتی برای ثواب هم او را عبادت نکنید [ نماز را فقط برای خدا بخوان نه برای پاداش و بهشت ]
(صفحه ۲۰۲)
نماز خائفانه بخوان
خداوند در توصیف نماز شب خوانها میفرماید : نماز شان با خوف و ترس است. (تَتَجَافَی جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَ طَمَعًا ؛ سجده آیه ۱۶) آیا میدانید آنها از چه چیزی میترسند؟
شیخ رجبعلی خیاط در توضیح این آیه فرمودند: خوف و طمع در این آیه خوف از فراق است و طمع وصال مانند امیرالمؤمنین علیه السلام که در دعای کمیل می فرماید گیرم که بر عذاب جهنم تحمل کنم اما چگونه بر جدایی تو تاب بیاورم؟ (فَهَبْنِي يَا إِلَهِي ... صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِكَ فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِكَ)
همچنین یکی از شاگردان این عارف بزرگ میگوید روزی ایشان به من گفت:
«فلانی! عروس خود را برای که آرایش میکند؟» عرض کردم : برای داماد
فرمود: «فهمیدی؟» سکوت کردم.
فرمود: شب زفاف فامیل عروس تلاش میکنند او را به بهترین شکل آرایش کنند تا مورد پسند داماد واقع شود، ولی عروس در باطن یک نگرانی دارد که دیگران متوجه نیستند، نگرانی این است که اگر در شب وصال نتوانست نظر داماد را جلب کند یا داماد حالت انزجاری از او پیدا کند، چه کند؟
بنده که نمیداند [نماز و ] کارهای او مورد قبول خداوند متعال واقع شده است یا نه، چگونه میتواند خائف و نگران نباشد؟! آیا تو خود را برای «او» آراسته میکنی یا برای «خود» و برای وجهه پیدا کردن میان مردم؟
[برخی] اموات وقتی مُردند میگویند : خدایا مرا برگردان تا عمل صالح انجام دهم. عمل صالح آن است که خدا بپسندند نه اینکه نفس تو آن را امضا کند.
[ بنابراین ایشان برای خوف نمازگزاران دو علت بیان کردند؛ یکی ترس از فراق و جدایی و دیگری ترس از مورد پسند نبودن نماز در درگاه خدا]
(صفحه ۲۳۶)
[1] امیرالمؤمنین فرمودند قبل از شروع نماز بگو : همانا نمازم و عبادتم و زندگیم و مرگم برای خدای ربالعالمین است، که او تنهاست و شریکی ندارد و به این امر شدهام و من از مسلمانانم.
«إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ» وَحْدَهُ «لا شَرِيكَ لَهُ وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا» مِنَ الْمُسْلِمِينَ. (دعائم الإسلام، ج1، ص157)
امام صادق علیه السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت کردهاند که بدرستی که شرک مخفیتر از حرکت آرام مورچه بر صخرهای سیاه در شبی ظلمانی است.
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قال ... عَنْ النَّبِيِّ :إِنَّ الشِّرْكَ أَخْفَى مِنْ دَبِيبِ النَّمْلِ عَلَى صَفَاةٍ سَوْدَاءَ فِي لَيْلَةٍ ظَلْمَاء. (تفسير القمي، ج1، ص213)