معنای «رحمان» و «رحیم»
معنای «رحمان» و «رحیم» در بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم
نویسندگان معمولاً برای اینکه مطالبشان را بتوانند منتقل کنند گاهی از روش «اجمال و تفصیل» استفاده می کنند و کل کتاب را در یک صفحه فشرده می کند و فشرده شده اش را منتقل می کنند.
اینکه گفته میشود : «همه قرآن در سوره حمد و سوره حمد در بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم فشرده شده است»، گزافهگویی نیست و واقعیت دارد.
رحمت در «رحمان» اعطایی و امانی است و رحمت در «رحیم» رحمت پاداشی است و دین حرکت از «رحمتِ رحمانی» است به سوی «رحمتِ رحیم».
تمام آنچه خدا در اختیار ما قرار داده رحمت امانتی است، اما همین رحمت برای یک کسی می شود عذاب، می شود جهنم. برای کسی می شود نعمت، می شود بهشت.
«رحمت رحمان» قوس نزول است، یعنی ریزش امکانات از خدا به سوی بنده و «رحمت رحیم» قوس صعود است یعنی اگر آنها درست استفاده کنیم به سوی خداوند بالا میرویم.
(جلد 1 ؛ خلاصه ای از صفحه ۱۸۷ و ۱۹۰.)
کشتی آب میخواهد وگرنه در خشکی هیچ حرکتی ندارد. نماز کشتی است و «ایمان به غیب» مثل آب است.
کشتی نماز بایستی در دریای «ایمان به غیب» قرار گیرد تا به حرکت درآید و انسان را به ساحل نجات برساند.
قرآن می فرماید : «اَلذینَ یُؤمنونَ بِالغَیبِ وَ یُقیمونَ الصّلاة» (سوره بقره ، آیه 3) اقامه نماز، بدون ایمان به غیب سودی نخواهد داشت.
[در روایات، خداوند، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، روز قیامت و فرشتگان ، غیب معرفی شده اند]
(جلد ۱ ؛ خلاصه ای از صفحه ۱۵۰.)
برای نماز ، اول دستشویی می روید و خودتان را از نجاست پاک میکنید بعد وضو می گیرید و طهارت انجام می دهید و نماز می خوانید ، یعنی اول ازاله بعد اقامه.
«طاغوت» عین نجاست است و «الله» عین طهارت. با کفر به طاغوت ، نجاست را از خود دور میکنیم و با ایمان به خدا طهارت را به دست میآوریم.
در آیت الکرسی میخوانیم: «فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انفِصَامَ لَهَا.» ﭘﺲ ﻫﺮ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻃﺎﻏﻮﺕ [ ﻛﻪ ﺷﻴﻄﺎﻥ ، ﺑﺖ ﻭ ﻫﺮ ﻃﻐﻴﺎﻥﮔﺮی ﺍﺳﺖ ] ﻛﻔﺮ ﻭﺭﺯﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺑﻴﺎﻭﺭﺩ ، بیﺗﺮﺩﻳﺪ ﺑﻪ ﻣﺤﻜﻢ ﺗﺮﻳﻦ ﺩﺳﺘﮕﻴﺮﻩ ای که گسستنی ﻧﻴﺴﺖ ، ﭼﻨﮓ ﺯﺩﻩ ﺍﺳﺖ. (سوره بقره ، آیه 256)
(جلد 1 ، خلاصهای از صفحه ۱۵۰ و ۱۵۱.)
حضرت علی علیه السلام در خطبه ۱۹۲ نهج البلاغه می فرماید : «وَ لَكِنَّ اَللَّهَ سُبْحَانَهُ يَبْتَلِي خَلْقَهُ بِبَعْضِ مَا يَجْهَلُونَ أَصْلَهُ تَمْيِيزاً بِالاِخْتِبَارِ لَهُمْ» خدا بندگان خود را امتحان میکند به چیزی که نسبت به اصل آن غافل و جاهلاند.
وقتی خدا ملائکه را امر به سجده بر آدم نمود آنان نسبت به اصل و حقیقت آدم جاهل بودند.
به کسانی که میگویند : «ما تا نداریم چرا باید وضو بگیریم؟ یا چرا اینگونه وضو بگیریم [و نماز بخوانیم] ، آن را انجام نمی دهیم».
باید گفت : «اگر علت آن را بدانید ، دیگر از علم خود اطاعت کرده اید نه از خدا ! مطیع معلومات خود شده اید نه مطیع فرمان خدا!!»
پس امتحان اصلی، امتحانِ اطاعت است نه عبادت. امتحان خدا مثل معلمی است که میداند شاگرد کجای کتاب را خوانده و کجا را نخوانده و از آنجایی سوال میکند که شاگرد نخوانده است.
(جلد ۱ ؛ صفحه ۳۰.)
اگر ۱۰ عدد سنجاق را در طول هم قرار دهیم ، هیچ اتصال و جاذبهای نسبت به یکدیگر ندارند ، اما اگر در رأس آنها آهنربایی قرار داده شود در رشته تسبیح مانند سنجاق ها ، هر سنجاق نسبت به سنجاق بعدی جاذبه دارد. البته قدرت جاذبه این سنجاق ها، همه از آهنربا است و خودشان هیچ قدرتی ندارند.
در ذکر «لا حولَ ولا قوةَ الا بِاللّه» بیان میکنیم که : «همه مخلوق ها مانند سنجاق هایی هستند که قدرت خود را از «الله» گرفته اند و بدون آن بدون اتصال به آن هیچ و فقر محض هستند»
(جلد ۱ ؛ خلاصه ای از صفحه ۳۶.)
ماهی طوری آفریده شده که در آب خوش باشد. اگر آن را از آب بگیرند مثل این است که هوا را از ما بگیرند و زیر آب برویم. در این صورت آرامش ما گرفته می شود و احساس خفگی می کنیم.
نیاز قلب ما به یاد و توجه به خدا مثل نیاز ماهی به آب است هر وقت دل به یاد خدا بود آرام میگیرد. «أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (سوره رعد ، آیه ۲۸)
در روایت داریم که مومن در مسجد مثل ماهی در آب است [یعنی در مسجد به آرامش می رسد] «المؤمن فی المسجد کالسمک فی الماء»
(جلد ۱ ؛ خلاصهای از صفحه ۴۸.)
ما برای آب و نان پول می پردازیم ولی برای هوا نه؟ برای نان روزانه پول میدهیم و برای آب ماهانه، اما برای هوا سالانه یک ریال هم نمی دهیم! کدام قیمتی تر است هوا یا آب یا نان؟
انسان وقتی نان می خورد می گوید «اَلحَمدُلِلّه» وقتی آب می خورد می گوید «الهی شکر» اما آیا شده وقتی هوا تنفس می کنید بگویید «اَلحَمدُلِلّه»
اصلاً وقتی هم میگویید «اَلحَمدُلِلّه» باز تنفس میکنید ، پس برای یک نفس خودتان هم نمیتوان خدا را حمد کنید.
بنده همان به که ز تقصیر خویش عُـذر به درگاه خـدای آورد
ونـه سـزاوار خداونـدیـــش کس نتواند که به جای آورد
اگر انسان به نعمت های خدا توجه کند با هفده رکعت نماز در شبانه روز خود از خدا طلبکار نمی داند، بلکه همیشه بدهکار می داند.
(جلد ۱ ؛ خلاصهای از صفحه ۵۰ همراه با مقداری اضافات)
اگر کودک عملی انجام دهد که در شأن او نباشد مادرش ناراحت میشود، با همه محبتی که به فرزند دارد او را تنبیه میکند، اگر از تنبیه نتیجه نگرفت محبت او کمرنگ می شود و حتی ممکن است نفرت پیدا کند.
اگر انسان هم عملی انجام دهد که در شأن نباشد و خدا نپسندد [مثلاً نماز را ترک کند] خدا با همه محبتی که دارد او را تنبیه میکند تا رفتارش را اصلاح کند و اگر از تنبیه نتیجه نگرفت، محبت خدا به او کمرنگ می شود و حتی ممکن است نفرت پیدا کند.
(جلد ۱ ؛ خلاصه ای از صفحه ۶۶.)
برای دوختن بایستی هم سوزن داشت هم نخ. سوزن بدون نخ نمیدوزد و نخ بدون سوزن فایدهای ندارد. نماز، سوزن است و ولایت، نخ.
در غدیر سوزن مردم را نخ کردند بعد از رحلت پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله نخ از «چشمه سوزن» در رفت.
به قول شاعر:
یک عمر دوختیم و نخ از چشمه رفته بود ما یک نظر به «چشمه سوزن» نمیکنیم
کسانی که غدیر را جدی نگرفتند نماز میخوانند چه نمازی! اول وقت، با جماعت، با قرائت صحیح، با نوافل و مستحبات. میدوزند اما بدون نخ. حالا ندوز، کی بدوز!
مواظب باش دلت هوای او را نکند. او که در سوزن نخ ندارد شیطان تشویقش می کند که تند تند بدوز، زیاد بدوز.
چون می داند آخرش هیچی ندوخته است.
شیطان به نماز شیعه کار دارد، وسوسه می کند که سهلانگار باشد، کاهل باشد، نماز را اول وقت عقب بینداز، چون می داند سوزن او با نخ همراه است.
عبادت بی تولای علی هیچ نوای عشق منهای علی هیچ
اگر عمر دو صد نوحت ببخشند تمام عمر منهای علی هیچ
(جلد ۱ ؛ نقل به مضمون از صفحه ۱۲۲ به همراه اندکی اضافات.)
مأمون ـ لعنت خدا بر او ـ به امام رضا علیه السلام نامه نوشت و پرسید: «چرا نماز ها برای پنج وقت قرار داده شده است و چرا این پنج وقت؟»
حضرت جواب داد : «نماز صبح» برای شروع کار روزانه است و «نماز ظهر» برای خاتمه کار نیم روز اول ، «نماز عصر» برای شروع کار نیمروز دوم و «نماز مغرب» برای خاتمه کار نیمروز دوم و «نماز عشا» برای خاتمه کار شبانهروز است.
حضرت در ادامه فرمود : «اول وقت نماز صبح، طلوع فجر است و هر کسی می تواند نگاه کند و سپیده را ببیند ، نماز ظهر هم به همین نحو» (اخبار الرّضا ، جلد ۲ ، صفحه ۲۳۰)
در سال ما چهار فصل داریم : بهار، تابستان ، پاییز ، زمستان.
در یک شبانه روز نیز چهار فصل داریم : از اول طلوع فجر تا قبل از ظهر بهار است. پیش از ظهر تا ساعاتی بعد از ظهر تابستان. از آن موقع تا مقداری از شب پاییز است و از آن طرف تا آخر شب زمستان است.
همانطور که بهار بهترین است، اول روز ـ بین الطلوعین ـ هم بهترین زمان است که روزی در آن وقت قسمت میشود و مهمترین زمان برای تفکر نیز است. پس نماز صبح به عنوان شروع کار است نه فقط یک تکلیفِ واجب که بعد از آن بگیریم بخوابیم. نماز صبح را اول اذان بخوانید و تا موقع آفتاب نخوابید.
(جلد 2 ؛ خلاصه ای از صفحه ۳۳.)
امور مادی مثل حوض هستند و امور معنوی مثل چاه.
شما اگر به مهمانتان از آب حوض بدهید هفت، هشت نفر، بیست نفر که آب بر داشتند یا وضو گرفتن یا خوردند آب تمام میشود اما چاه چطور؟
اگر همه هم بیایند از این آب بردارند آبش زیادتر می شود که کمتر نمیشود.
زیارت [و نماز مستحبی] مثل آب چاه است هرچه از آن بردارید [و پاداش آن را به دیگران هدیه دهید] آبش بیشتر می شود. پس هر که را میتوانید در نیت کار خوب خود شریک کنید. [مثلاً نماز مستحبی را به همه امامان ، صالحان، شهیدان و همه دوستان اهل بیت هدیه کنید و طبق روایات به همه پاداش یکسان میرسد بدون آنکه از پاداش شما چیزی کم شود]
(جلد ۲ ؛ خلاصه ای از صفحه ۴۶.)
برخی از مرضها که در رحم به جنین وارد میشود در آنجا برای او درد و عذاب ندارد، بلکه پس از تولد درد و رنج و عذاب آن مرض به سراغ او میآید مثلاً اگر پای جنین یا دستگاه گوارش ناقص و معیوب باشد چون در رحم ، به آنها احتیاجی ندارد متوجه مرض و نقص و عذابشان می شود ولی پس از تولد، وقتی میخواهد در این دنیا راه رود ، یا عمل گوارش غذا را انجام دهد تازه درد و عذاب آن نقص و مرض را احساس می کند. به عبارت دیگر وقوع بیماری در یک زمان و بروز درد و رنج آن در زمان دیگری رخ می دهد.
گناهان مثل ترک نماز و ظلم به دیگران در این دنیا از انسان سر می زند اما آثارش در آخرت احساس میشود و انسان را عذاب می دهد.
[طبق آیات قرآن بی نماز، کور وارد محشر می شود. او از خدا می پرسد: «چرا مرا نابینا محشور کردی در حالی که در دنیا بینایی داشتم؟» در جواب می شنود: «همان گونه كه آيات ما به تو رسيد و تو آنها را فراموش كردى، امروز هم ما تو را فراموش می کنیم و مشکل تو را حل نمی کنم.»
یعنی کوری آخرت نتیجه عمل دنیایی توست مثل کوری در دنیا که نتیجه اشتباهات جنین در رحم مادر است، البته دومی سرزنش ندارد چون اختیار نداشته و کوتاهی نکرده ولی اولی با اختیار خودش نماز را ترک کرده است]
«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى ـ قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً ـ قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى» «سوره طه : آیه ۱۲۴»