مهارت های دعوت به نماز
مهارت های دعوت به نماز
- با سخن زیبا باشد.
قرآن به ما دستور داده است که به بهترین بیان با مردم حرف بزنیم؛ «قُل لِعِبادِى یقُولُوا الَّتى هِىَ اَحْسَن» «سوره اسراء، 53»
جالب آن است که سخن نیکو را باید نسبت به همه مردم مراعات کرد؛ خواه مسلمان یا غیرمسلمان؛ «قُولُوا لِلِنّاسِ حُسْناً» «سوره بقره، 83»
در قرآن، ناسزاگفتن حتَّى به مشرکین نهى شده است. «لاتَسُبُّوا الَّذینَ یدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ» «سوره انعام، 108»
[قبل از سخن گفتن با بی نماز یا سست نماز مدتی فکر کنیم که چگونه زیبا سخن بگوئیم]
(صفحه 115)
- سخن مختصر باشد.
در حدیث مىخوانیم: «اِذا وَعَظتَ فَاَوجِز» هرگاه کسى را موعظه مىکنى؛ خلاصه بگو.
گاهى آثار جملات و کلمات کوتاه بیش از بحثهاى طولانى است و در ذهن بهتر مىماند. براى حفظ کردن و نوشتن هم راحتتر است.
[جملات زیبا انتخاب کنیم و آن ار به عنوان شعار تبلیغاتی در دفعات تکرار کنیم، به عنوان مثال: در خوشی ها خدا را صدا بزن تا وقتی در سختی ها صدایش می زنی ، صدایت برایش آشنا باشد]
(صفحه 220)
- سخن منطقى باشد.
در سراسر قرآن، کلمات برهان، بینّه بارها به چشم مىخورد؛ حتَّى از کفار مىخواهد تا اگر منطقى دارند، عرضه کنند. «قُلْ هاتُوا بُرْهانَکم» «سوره بقره ؛ آیه 111»
سخن اگر منطقى باشد، طرفداران خود را در تاریخ و در سراسر جهان جذب مىکند. حتى اگر زمانى به خاطر فشار و تهدید ابرقدرتها، خورشید منطق پشت ابرها بماند، دیر یا زود ابرهاى تعصب و لجاجت و تهدید کنار مىرود و حق، خود را نشان خواهد داد.
(صفحه 116)
- از کلمات عاطفى، نرم و محبّتآور استفاده کنیم.
قرآن، انبیا را برادر مردم معرفى مىکند «اذْ قالَ لَهُمْ اَخُوهُمْ صالِح» «سوره شعرا ؛ آیه 142» و این تعبیر، بهترین اهرم براى جذب مردم است. ما اگر کسى را که خلافى انجام مىدهد، با کلمات: برادرم! خواهرم! صدا بزنیم، توفیق بیشترى خواهیم داشت.
خداوند به موسى و هارون 8مىفرماید، هنگامى که نزد فرعون رفتید، با او به نرمى سخن بگوئید. «فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَیناً» «سوره طه ؛ آیه 44»
در آیه 43 سوره احزاب مىخوانیم : «هُوَ الَّذى یُصَلّى عَلَیکُمْ وَ مَلائِکتُهُ لِیخْرِجَکم مِنْ الظُّلُماتِ الىَ النُّور» خداوند و فرشتگان براى اینکه شما را از ظلمات به نور دعوت کنند، بر شما درود مىفرستند.
آرى! راه نفوذ در دلها، تأثیر در کلام، و آموزش و راهنمایى مردم باید از طریق رحمت و ملاطفت باشد.
(صفحه 117)
- با عمل خود، مردم را دعوت کنید.
در قرآن، بارها از کسانى که مردم را به حق دعوت مىکنند، ولى خود را فراموش کردهاند، انتقاد شدید شده است. «لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُون» «سوره صف ؛ آیه 2» حضرت شعیب به مردم مىفرماید: من در ترک آنچه شما را نهى مىکنم، پیشگام هستم. «وَ ما اُرِیدُ اَنْ اُخالِفَکُمْ اِلى ما اَنْهاکُمْ عَنْه» «سوره هود ؛ آیه 88»
حضرت على 7 مىفرماید: تا خودم کارى را انجام ندهم، سفارش آن را نمىکنم و تا خودم از کارى دورى نکنم، شما را از آن باز نمىدارم. «إِنِّی لَا أَحُثُّکمْ عَلَى طَاعَةٍ إِلَّا وَ أَسْبِقُکمْ إِلَیهَا وَ لَا أَنْهَاکمْ عَنْ مَعْصِیةٍ إِلَّا وَ أَتَنَاهَى قَبْلَکمْ عَنْهَا» «نهجالبلاغه، خطبه 175»
در حدیث مىخوانیم: خداوند لعنت کند کسانى را که امر به معروف مىکنند، ولى خودشان به آنچه مىگویند، عمل نمىکنند. مردم را نهى از منکر مىکنند، ولى خودشان مرتکب آن گناه مىشوند. «لَعَنَ اللَّهُ الْآمِرِينَ بِالْمَعْرُوفِ التَّارِكِينَ لَهُ وَ النَّاهِينَ عَنِ الْمُنْكَرِ الْعَامِلِينَ بِهِ» «نهج البلاغه ؛ خطبه 129»
این گونه افراد را مثل الاغ آسیاب در دوزخ مىگردانند و وقتى از او مىپرسند: تو چرا آمدى؟ تو که ما را از منکرات نهى مىکردى؟ او مىگوید: چون خودم مرتکب گناه مىشدم. «میزان الحکمة، ج 6 ، ص 27»
(صفحه 128)
- [کلوخ انداز را پاداش گُل است.]
بدی هاى مردم را با خوبى پاسخ دهید که این حرکت، دشمن را دوست مىکند. «ادْفَعْ بِالَّتى هِىَ احْسَنْ فَاذَا الَّذى بَینَک وَ بَینَهُ عَداوَة کانَّهُ وَلىٌّ حَمیم» «سوره فصلت ؛ آیه 34»
[اگر در مقابل امر به نماز تندی و بد اخلاقی کردند ، با رفتار زیبا پاسخ دهیم که این احتمال تأثیر را بالا می برد]
(صفحه 133)
- از کار انتقاد کنیم، نه از شخص ؛ با جهل مبارزه کنیم و نه با جاهل؛ با گناه مبارزه کنیم و نه با گناهکار.
در روایات مىخوانیم: چه بسا خداوند افرادى را دوست دارد؛ اگر چه از عمل آنان ناخشنود است. «أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْعَبْدَ وَ يُبْغِضُ عَمَلَهُ وَ يُبْغِضُ الْعَبْدَ وَ يُحِبُّ عَمَلَهُ» «بحار الأنوار ؛ ج 36 ؛ ص 233»
در قرآن مىخوانیم که پیامبران به مردم مىگفتند: من با عمل شما مخالف هستم نه با خود شما. «إِنِّي لِعَمَلِكُمْ مِنَ الْقالِينَ» «سوره شعرا ؛ آیه 167» (قالین یعنی دشمنی شدید)
اگر خلافکار احساس کند که شخصیت دارد و محبوب است و تنها نقطه ضعف او کار خلافش است، به راحتى آن را ترک مىکند. امّا اگر احساس کند که انسانى منفور، و مردود و مطرود است، هر روز به تباهى خود مىافزاید.
شخصى از امام کاظم 7 پرسید: یکى از یاران شما شراب خورده است. آیا از او تبرّى جویم؟ امام فرمود: از کارش تبرّى جوئید (نه از خودش).
عَنْ زَیدِ بْنِ یونُسَ الشَّحَّامِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ مُوسَى 7 الرَّجُلُ مِنْ مَوَالِیکمْ عَاصٍ یشْرَبُ الْخَمْرَ وَ یرْتَکبُ الْمُوبِقَ مِنَ الذَّنْبِ نَتَبَرَّأُ مِنْهُ فَقَالَ تَبَرَّءُوا مِنْ فِعْلِهِ وَ لَا تَتَبَرَّءُوا مِنْ خَیرِهِ وَ أَبْغِضُوا عَمَلَه «بحار الأنوار ؛ ج27 ؛ ص137»
(صفحه 134)
- مقایسه با دیگران ممنوع!
اگر شما فرزندت را تحقیر و او را با پسر عمویش مقایسه کردى و به او گفتى: تو فرزند بدبختى هستى و پسر عمویت از تو بهتر است؟ او هم در جواب مىگوید: عمویم هم از تو بهتر است. او به اصطلاح، مقابله به مثل مىکند و کینه پدر و پسر عمو را به دل مىگیرد.
امّا اگر به او گفتى: فرزندم! تو سال قبل از امسال بهتر بودى و او را با خودش مقایسه کردى نه با دیگران و یا به او گفتى: انسان باید هر روز از روز قبل بهتر باشد و هر چه بهتر باشى نزد خدا و خلق و والدین محبوبتر خواهىبود، در اصلاح فرزند خود نقش مثبتى خواهد داشت. بنابراین، در امر به معروف و نهى از منکر براى خلافکار رقیب نتراشیم تا او را حسود و حساس و انتقامجو کنیم؛ بلکه خوبیهاى او را به او بگوییم.
(صفحه 135)
- به حداقل اکتفا کنیم ، اگر پذیرفته شد، قدم بعدى را برداریم.
رسول خدا 9 در روزهاى اول، مردم را به یک جمله دعوت فرمود: «قُولُوا لا آله الَّا اللَّه تُفْلِحُوا!» بگویید جز خداى یکتا معبودى نیست، تا رستگار شوید. امّا قوانین سختى همچون قانون روزه، زکات و جهاد بعد از گذشت پانزده سال از بعثت نازل شد.
اگر خواستیم کسى را به نماز دعوت کنیم، تنها به آموزش واجبات اکتفا کنیم و پس از مدّتى مستحبات را به تدریج برایش بگوییم. اسلام سفارش کرده است که امام جماعت حال ضعیفترین افراد را مراعات کند و نماز را طولانى نکند.
در روایات است که یک نفر مسیحى، مسلمان شد. رفیق مسلمانش سحرگاه به منزل او رفت و گفت: الان وقت نماز شب است. او را از خواب بیدار و به نماز شب واداشت. همین که اذان صبح شد، گفت: اکنون وقت نماز صبح است. و بعد، نماز ظهر و عصر را خواندند؛ در حالى که مىگفت، نباید از نمازها و دعاى نافله و مستحبات غافل شد. این مسلمان چنان با نماز و دعا، وقتِ مسیحى تازه مسلمان را پر کرد که روز بعد گفت: اگر اسلام این است، همان بهتر که مسیحى باشم.
اگر در مساجد نمازهاى واجب بدون سخنرانى و مستحبات برگزار شود، به طور قطع مساجد شلوغتر خواهد شد. بعضى از روحانیون بین دو نماز سخنرانى مىکنند به خیال آنکه اگر بعد از نماز دوم صحبت کنند، مردم پراکنده خواهند شد؛ غافل از آنکه اینگونه سخنرانى در حقیقت مانع شرکت بیشتر مردم در نماز مىشود.
(صفحه 140)
- مردم از افراد بد اخلاق فرار مى کنند. «لَوْ کنْتَ فَظَّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِک» «سوره آل عمران ؛ آیه 159»
نگاه ما به بی نماز، نگاه پزشک باشد به بیمار و نه نگاه انسان به دشمن. باید خوبی هاى او را نیز در نظر بگیریم. ممکن است انسان گناهى انجام دهد، ولى خوبی هایى نیز داشته باشد. اگر ابتدا خوبی هاى او را بیان کنیم و او احساس کند که ما دوست او و قدردان کمالات او هستیم، طورى که تذکّر ما به او براى تکمیل خوبی هاى اوست، به طور حتم به نتیجه خواهیم رسید.
(صفحه 148)
- هرگز خود را بهتر از بی نماز ندانیم.
حضرت على 7 مىفرماید: اى بنده خدا! در عیبجویى کسى به خاطر گناهانش، شتاب مکن! چه بسا آن گناه بخشیده شود. و درباره خود، حتى از گناه کوچکى که انجام دادهاى، خود را در امان ندان؛ زیرا چه بسا که به خاطر آن عذاب شوى. «يَا عَبْدَ اللَّهِ لَا تَعْجَلْ فِي عَيْبِ عَبْدٍ بِذَنْبِهِ فَلَعَلَّهُ مَغْفُورٌ لَهُ وَ لَا تَأْمَنْ عَلَى نَفْسِكَ صَغِيرَ مَعْصِيَةٍ فَلَعَلَّكَ مُعَذَّبٌ عَلَيْه» «نهج البلاغه ؛ خطبه 140»
[این تفکر در رفتار ما تاثیر می گذارد، مثلاً سخن ما به جای خشم و تندی سرشار از محبت و دلسوزی می شود و مهربانی از نگاه مان می بارد و این، احتمال اثر گذاری را بیشتر می کند]
(صفحه 152)
- زمان و مکان دعوت را در نظر بگیریم.
یکى از یاران حضرت على 7 را مار گزید. حضرت به او فرمود: آیا مىدانى چرا تو را مار گزید؟ گفت: نه! فرمود: آیا یادت هست که قنبر نزد فلان ستمگر رفت و تو به احترام من، به قنبر احترام گذاشتى و براى او قیام و از او ستایش کردى؟ ستمگر از تو پرسید: آیا در حضور من براى غلام على احترام مىنهى؟! گفتى: چرا برنخیزم، در حالى که فرشتگان الهى بال هاى خود را به احترام او مىگسترانند. ستمگر همین که این همه ستایش را براى خادم على 7 شنید، کینهاش برافروخت و قنبر را تحت آزار خود قرار داد. کیفر زمان نشناسى تو، همین مار بود. «سفینة البحار، جلد 1، ص 592»
چه بسیار حرکاتى از ما سر مى زند که ما خیال مىکنیم معروف است؛ ولى چون شرایط زمانى و مکانى را در نظر نگرفته ایم در واقع غیر معروف انجام داده ایم.
همین امروز، گروهى از مؤمنان بازار نزدم آمدند و از امام جماعت بازار که با نافلههاى نماز ظهر و عصر نمازش را طولانى مىکند و به همین خاطر گروه زیادى در نماز شرکت نمىکنند، گلایهها داشتند. این امام جماعت محترم به خیال خود، نوافل مىخواند؛ ولى این معروفى است که مردم را از شرکت بیشتر در نماز واجب باز مىدارد.
(صفحه 156)
- مخفیانه باشد.
در قرآن مىخوانیم: «لاخیرَ فى کثِیرٍ مِنْ نَجْواهُمْ الَّا مَنْ امَرَ بِصَدَقَةٍ اوْ مَعْرُوفٍ اوْ اصْلاحٍ بَینَ الّناس ؛ در بسیارى از گفتگوهاى در گوشى، خیرى نیست جز آن سخنان مخفى که امر به معروف و نهى از منکر و یا اصلاح بین مردم باشد. «سوره نساء ؛ آیه 114»
از این آیه معلوم مىشود که سزاوار است سفارش به کارهاى نیک (مثل نماز) محرمانه باشد تا آبروى مردم حفظ شود.
در حدیث مىخوانیم: هر کس برادر دینى خود را مخفیانه موعظه کند، او را آراسته است؛ ولى هر کس او را آشکارا موعظه کند، شرمندهاش کرده است. «مَنْ وَعَظَ أَخَاهُ سِرّاً فَقَدْ زَانَهُ وَ مَنْ وَعَظَهُ عَلَانِيَةً فَقَدْ شَانَهُ» «بحار الأنوار ، ج 75، ص 374»
(صفحه 194 و 212)
- در انتقاد و نهى از منکر، تنها نقطه ضعف را مطرح نکیند، از خوبیها نیز بگویید.
قرآن کریم در نهى از شراب، اول از منافع آن سخن گفته است و بعد مىفرماید: «ضررش از نفعش بیشتر است» شما هم مىتوانید هنگام نهى از منکر، ابتدا نقاط قوت را بگویید و سپس تذکّر دهید: «کسى که این کمالات را دارد، چرا این منکر را انجام مىدهد؟ [و نماز را ترک می کند یا تند و با عجله می خواند]»
(صفحه 199)
- با تکریم و احترام رفتار کنیم.
گاهى انسان بی نماز خود را بدبخت و محروم مىپندارد و با خود مىگوید:
چون قامت ما براى غرق است در کم و زیاد او چه فرق است
این گونه افراد هر روز به گناه بیشترى گرفتار مىشوند. کسانى که نهى از منکر مىکنند، باید این افراد را بازسازى کنند. به آنها از عفو الهى و از پذیرفتن توبه و لطفى که خداوند به توبهکنندگان دارد، بگویند. خاطراتى از توبهکنندگان بگویند تا گناه او را به یأس نکشاند. باید به او تذکّر داد که یأس از گناهان کبیره است. باید به او شخصیت داد. گذشتههاى او را فراموش کرد. باید به یاد داشته باشیم که خود ما نیز امثال این خلافها را داشتهایم و خداوند آنها را کتمان کرده است. باید به او گفت: ساحرانى که به دعوت فرعون براى شکست دادن موسى 7 در دربار فرعونى اجتماع کرده و به هدیه او چشم دوخته بودند و به عزّت او قسم مىخوردند، چگونه با دیدن معجزه موسى 7 تغییر جهانبینى و ایدئولوژى دادند؛ به فرعون و قدرت و مال او پشت پا زدند، به استقبال هر گونه تهدید و خطر رفتند؛ و بالاخره هم شهید شدند.
مىتوانیم با تکریم و احترام، شخصیت متزلزل فرد را بازسازى کنیم و او را به راه حق راهنمایى کنیم.
حضرت على 7 مىفرماید: اصلاح بعضى از طریق احترام به آنان است؛ همانگونه که راه اصلاح گروه دیگرى از طریق تأدیب است. «اسْتِصْلَاحُ الْأَخْيَارِ بِإِكْرَامِهِمْ وَ الْأَشْرَارِ بِتَأْدِيبِهِمْ» «بحار الأنوار ؛ ج 75، ص 82»
(صفحه 199 و 208)
- همه عیب ها را یکجا نگوئیم.
در نهى از منکر و انتقاد، سعى کنیم که طرف را به رگبار نبندیم. اگر مادرى از تحصیل دخترش ناراحت است، هنگام تذکّر نگوید: در درس عقب ماندى؛ در خیاطى بد دوختى؛ غذا را شور کردى؛ لباست را نشستى و ... این گونه نهى از منکر براى بسیارى از افراد قابل تحمّل نیست. [اگر قرائت نمازش صحیح نیست ؛ نماز صبح بیدار نمی شود، ذکر رکوع و سجده را در حال حرکت می گوید ، کم کم به دنبال اصلاح باشیم]
(صفحه 201)
- به در بگو تا دیوار بشنود.
خداوند به پیامبر اکرم 9 مىفرماید: اگر پدر یا مادرت نزد تو به پیرى رسیدند، تو با آنان درشتى نکن! «امَّا یبْلُغَنَّ عِنْدَک الْکبَرَ احَدُهُمَا اوْ کلاهُمَا فَلاتَقُلْ لَّهُمَا افٍّ» «سوره اسراء ؛ آیه 23»
این در حالى است که همه مىدانیم پیامبر در کودکى پدر و مادر خود را از دست داده بود. گاهى غیرمستقیم و به اصطلاح «به در بگو تا دیوار بشنود» از شیوههاى موفق است.
[مثلا شخصی در مهمانی به دوستش بگوید: من چه کنم تا نماز صبح راحت از خواب بیدار شوم و دیگری راه آن را بیان کند تا افرادی که نماز صبح خواب می مانند آن را بشنوند]
(صفحه 202)
- براى رونق مساجد که یکى از معروفهاست باید برنامهاى داشته باشیم که همه مردم از مساجد خاطره خوشى داشته باشند. مثلًا: اگر گواهینامه پزشکان را در مراسمى که در مسجد گرفته مىشود عطا کنیم.
اگر عقد دختران را به دور از تجمّلات در مسجد بگیریم. اگر جوائز مسابقات را در مسجد بدهیم.
اگر هر انسانى از مسجد خاطره شادى داشته باشد، مسجدها از غمکده بیرون آمده و مورد استقبال قرار مىگرفت.
و اگر کنار کادوها، هدایا، عیدىها، سوغاتىها، چشم روشنىها، و امثال آن جملهاى از سفارش به نماز یا پندى نسبت به رها کردن منکرها (بی نمازی) بنویسیم زودتر و بهتر نتیجه خواهیم گرفت آرى اول باید مردم را جذب کرد سپس به آنان امر و نهى نمود.
(صفحه 207)
- ثواب نماز و گناه بی نمازی را بیان کنیم.
یکى از راههایى که مىتوان به وسیله آن انگیزه انجام معروفها و ترک منکرات را در مردم زیاد کرد، بیان پاداشهاى کارهاى معروف و کیفرهاى منکر است. در قرآن و روایات صدها جمله در این باره به چشم مىخورد. علماى ما کتابهایى به نام ثواب و عقاب نوشتهاند.
آشنایى به کیفر گناهان، و همچنین آشنایى با الطاف الهى نسبت به کسانى که خود را از گناه دور مىدارند، بسیار سازنده است.
(صفحه 222)
- شرط بگذاریم.
اگر در پذیرش، شروطى قرار دهیم، همه معروفها انجام مىشود. همه مىدانند که اکثر زمین هاى مشهد ملک امام رضا 7 است. بویژه بازار رضا که در کنار حرم است. اى کاش هنگام اجاره دادن این مکانها به تجّار شرط مىکردیم که چند دقیقه هنگام نماز ظهر، بازار بسته شود، از قدرت خودمان براى احیاى معروف و محو منکر استفاده نکردیم.
[قبل از ثبت نام دانش آموزان و دانشجویان در مدرسه و دانشگاه، قبل از بله گفتن در زمان عقد ازدواج ، قبل از بخشیدن مجرم در دادگاه و... زمان های مناسب برای شرط های نمازی است]
(صفحه 258)
- شیوه تکرار
میان تربیت و تعلیم تفاوتهاى فراوانى است. یکى از آنها این است که در تربیت، تکرار یک اصل ضرورى است؛ ولى در تعلیم و آموزش همین که شاگرد مسأله را فهمید، تکرار کردن لازم نیست.
چون برنامه اسلام تنها آموزشى نیست، بلکه تربیتى هم هست لذا باید تکرار شود، ما در هر شبانه روز چند بار نماز مىخوانیم.
یاد خدا غذاى روح است که باید همچون غذاى جسم تکرار شود.
بسیارى از کسانى که گرفتار گناه شدهاند، با یک تذکّر از کار خود دست بر نمىدارند؛ لذا باید به هر انسانى تذکّر داد و حتى به بعضى چند بار تذکّر داد. شما در مراجعه به پزشک وقتى کسالت دارید، آن قدر به پزشکها مراجعه مىکنید تا سالم مىشوید. هیچ مریضى نمىگوید: چون به یک پزشک مراجعه کردم و مفید نبود، دیگر به سراغ هیچ پزشکى نمىروم و دارویى نمىخورم.
(صفحه 235)
علنى کردنِ نماز
با اینکه کار خیر هر چه مخفى تر باشد، پاداش آن بیشتر است، ولى گاهى باید براى رضاى خدا کارهاى خیر را علنى کرد؛ البته حساب تظاهر به خوبیها براى خدا، از ریا و خودنمایى جداست.
اگر مىبینیم گناه علنى کیفر بیشترى دارد، براى آن است که جامعه را براى فساد آماده مىکند.
اگر مىبینیم که نماز جماعت و تظاهر به خیر اجر بیشترى دارد، به خاطر همین زمینه سازیهاست.
اکنون که افراد فاسد، گناه خود را علنى انجام مىدهند، چرا اهل ایمان کارهاى خود را مخفى مىکنند؟ زنان بىحجاب خود را در خیابانها به نمایش مىگذارند؛ اما زنان با حجاب در مساجد بزرگ کنار خیابان، پشت دیوارهاى ضخیم و دور از چشم مردم به عبادت مىایستند. باید خوبیها در معرض دید قرار گیرد تا فضاى جامعه، فضاى معروف شود. [نماز جماعت در پارک ها و گقتن اذان در مکان های عمومی و مراسمات دعای توسل و ... آشکار کردن عبادت است]
(صفحه 244)
توجه به زمان در دعوت به نماز
گاهى امر به نماز و نهى از بی نمازی در زمانى بى اثر، ولى در زمان دیگر مؤثر است.
در روایات مىخوانیم: هنگام مسافرت، همسر خود را به تقوى سفارش کنید؛ زیرا در آستانه جدایى، علاقه ها اوج مىگیرد و زمینه پذیرش در انسان زیاد مىشود.
در حدیث دیگرى مىخوانیم: در زمانى که غضبناک هستید، کسى را ادب نکنید [و امر به نماز نکنید] ؛ زیرا در معرض افراط هستید. «نَهَى رَسُولُ اللَّهِ ص عَنِ الْأَدَبِ عِنْدَ الْغَضَبِ» «بحار الأنوار ؛ ج76 ؛ ص102»
شرکت کنندگان در جلسه ختم، براى شنیدن موعظه [و شنیدن روایات نماز] آمادگى روحى خوبى دارند.
زمانى که معلم نمره خوب به شاگردى مىدهد، اگر او را [با شگردی] امر نماز کند، اثر بیشترى دارد. زمانى که انسان هدیهاى براى کسى مىفرستد محبوبیّت بیشترى در دل او دارد، سخنش مؤثرتر است.
حضرت یوسف 7 در زندان متوجه شد که دیگر زندانیها مشرک هستند. ابتدا به آنان چیزى نگفت؛ اما وقتى بعضى از آنان خوابى دیدند، نیاز به تفسیر و تعبیر داشتند و از رفتار یوسف هم آثار بزرگوارى را دیده بودند، نزد او آمدند تا خوابشان را تعبیر کند.
یوسف این زمان را براى نهى از منکر مناسب دید و پرسید: آیا چند ارباب و خدا داشتن بهتر است یا ایمان به خداى یکتاى قهار! «ءَأرْبَابٌ مُتِفَرِّقُونَ خَیرٌ اَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهّار» (سوره یوسف ؛ آیه 39)
(صفحه 246)
سکوت معنا دار
در مواردى، باید با نگاه و سکوتِ معنادار نهى ازمنکر کرد؛ زیرا حضرت على 7 مىفرماید: چه بسا سکوتى که رساتر از سخن باشد. « رُبَّ سُكُوتٍ أَبْلَغُ مِنْ كَلَامٍ» (فهرست غرر الحکم ، ص 162)
شخصى براى طلب خود نزد بدهکار مىرفت و به او مىگفت: «بدهى خود را بپرداز!» بدهکار هر روز طفره مىرفت. سرانجام طلبکار عصبانى شد و ماجرا را به امام گفت. امام فرمود: راه مطالبه آن است که نزد او بروى و براى زمان طولانى بنشینى، ولى حرف نزنى.» این سکوت، از تقاضاى تو، مؤثرتر خواهد بود. «لَيْسَ هَذَا طَرِيقَ التَّقَاضِي وَ لَكِنْ إِذَا أَتَيْتَهُ أَطِلِ الْجُلُوسَ وَ الْزَمِ السُّكُوت» (وسائل الشیعه ؛ ج 13، ص 100)
در مسائل تربیتى نیز سکوت والدین و استاد یا نگاه با معناى آنان، نقش بسزائى دارد. [مثلاً در جواب پرسش فرزند یا دوستی که نمازش قضا شده یا نماز نوک کلاغی یا آخر وقت می خواند سکوت کنیم و به او بفهمانیم که این به جهت کوتاهی او در نمازش می باشد.]
(صفحه 249)
اخم کردن به بی نماز
گاهى در برابر منکرات باید چهره در هم کشید و اخم کرد. پیامبر اکرم 9 دستور دادند: گناهکاران را با قیافه عبوس ملاقات کنید! «أَمَرَنَا رَسُولُ اللَّهِ 9 أَنْ نَلْقَى أَهْلَ الْمَعَاصِي بِوُجُوهٍ مُكْفَهِرَّةٍ» (وسائل الشیعه ؛ ج 11، ص 413)
در حدیث مىخوانیم:
فرشتگانى که مأمور عذاب منطقهاى بودند، عابدى را در حال گریه و تضرع دیدند. به خداوند گفتند: «با این همه ناله و گریه به درگاه تو، او را هم عذاب کنیم؟»
خطاب آمد که: «همه را عذاب کنید! زیرا در میان این مردم حتى یک نفر نیست که براى رضاى من در برابر گناهان، قیافه اش تغییر کند». (بحار الأنوار ؛ ج 97، ص 86 و 88)
روزى اسحاق بن عمار خدمت امام صادق 7 رسید. حضرت که او را دیدند، اخم کردند. از امام سؤال شد: «چرا به او اخم کردید؟»
فرمود: «او براى مراجعان دربان گذاشته بود تا فقرا و شیعیان ما نتوانند براحتى به او دسترسى پیدا کنند.» «اصول کافى 3، باب المصافحة، حدیث 14» [اگر تعداد زیادی اخم کنند و به گونه ای بفهمانند که سبب آن ترک یا سستی نماز است یا اخم از شخص محبوبی باشد تاثیر گذار است. البته باید روحیات شخص را در نظر گرفت ، چون گاهی رفاقت و نصیحت تأثیر بیشتری دارد]
(صفحه 250)
تشویق نمازگزاران
حضرت على 7 مىفرمایند: «ازْجُرِ الْمُسِيءَ بِثَوَابِ الْمُحْسِنِ» ؛ بدکار را با پاداش دادن به نیکو کار زجر بده (و تتنبه کن).
در تشویق نیکوکار دو اثر نهفته است؛ یکى اینکه: نیکوکار به کار خود جدى و دلگرم مىشود، دیگر اینکه: بدکار به فکر اصلاح خود مىافتد.
البته، لازم نیست که تشویق همیشه جنبه مادى داشته باشد. بوسیدن دست کارگر و تجلیل از بزرگان، ساده ترین راه تشویق است.
وقتى در مسجد افراد با فضیلت در صف اول قرار گیرند، این خود یک تشویق عملى است. روایاتى که مىفرماید: «نگاه به عالم یا بودن در خانه عالم، ثواب دارد.» تشویقى عملى از علم و عالم است. پیامبر اکرم در پایان جنگ احد فرمود: «من به شهیدى که بیشتر قرآن حفظ کرده است، زودتر نماز مىخوانم.»
امام صادق 7 در جلو چشم مردم چنان از هشام تجلیل مىکرد که همه را به تعجب بر مىانگیخت. از سوى دیگر در قرآن مىخوانیم: به جنازه منافقان نماز نخوانید! بر سر قبرشان نروید! گواهى آنان را نپذیرید و .... [بوسیدن فرزند بعد از اقامه نماز ، دعای مورد علاقه او مثل قبولی در امتحان با صدایی که بشنود ، تعریف از نماز او نزد دیگران و خریدن کادو و... نمونه هایی از تشویق نمازی است]
(صفحه 261)
احیای مسجد
از بزرگترین معروف ها در زمان ما احیاى مساجد و بازسازى عمرانى و فرهنگى آن است. خادم مسجد باید از افراد محبوب و سرشناس و از مقامات عالى باشد. در هر محله باید افراد خوش صدا براى اذان به مساجد جذب شوند. تحصیل کرده هاى هر منطقه یک ساعتى در مسجد به مردم خدمات رایگان ارائه دهند، مریضى که راه به جائى ندارد با خود بگوید شب به مسجد مىروم و پزشک رایگان مرا مىبیند، بدهکار خود را با وام از صندوق مسجد دلگرم کند و هر فردى که بناى سفر دارد و مشکل خانواده و یا سرویس رفت و آمد مدرسه فرزند و یا نگرانى از سرقت دارد با خود بگوید بسیج و مردم مسجد ناظر بر خانه و زندگى من هستند اگر هر مشکلى داشتم مردم برادر من و نیروهاى حزب اللهى بازوى من هستند با این گونه برنامه ها مسجد احیا خواهد شد.
(صفحه 285)
درمان خجالت با اذان
شخصى از من پرسید: «من گرفتار خجالت هستم. داروى آن چیست؟»
گفتم: «بهترین دارو، تمرین است؛ براى مثال کسى که از سخنرانى خجالت مىکشد، اگر در منزل اذان بگوید، کمکم خجالتش از بین مىرود.»
(صفحه 286)
ترس از شروع نماز
ترس یکى از مسائل روحى و روانى است که سرچشمه و زمینه منکرات زیادى (مثل ترک نماز) مىشود.
شخصى به من گفت:" از راننده اتوبوس تقاضا کردم تا براى نماز در کنار جاده بایستد و او اعتنایى نکرد. آیا باز هم من مسؤولم؟"
گفتم:" بله، زیرا تقاضا فایده ندارد. باید چنان فریادى بزنى که گویى چمدان پول یا فرزندت از ماشین افتاده است.
همهجا تقاضا اثر ندارد، بلکه فریاد و تعصب و سوز و گداز و روحیه و شهامت لازم است.
حضرت امیر علیهالسلام مىفرماید: از هر کارى وحشت دارید، خود را در آن بیندازید، زیرا گاهی ترسیدن از چیزی از خود آن چیز سخت تر است. «إِذَا هِبْتَ أَمْراً فَقَعْ فِیهِ فَإِنَّ شِدَّةَ تَوَقِّیهِ أَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنْهُ» (بحار الأنوار ؛ ج 71 ؛ ص 362) [اگر بی نماز هستید و از شروع کردن می ترسید با توکل بر خدا شروع کنید، خواهید دید که این ترس وسوسه شیطان بوده است.]
(صفحه 287)
سستی و ترک نماز به خاطر اکثریت
برخلاف گمان بعضى که کارایى و شجاعت را تنها در میدان جنگ مىدانند، شجاع واقعى کسى است که وقتى حق را با استدلال و منطق شناخت، از تنهایى نهراسد. حضرت على 7 در خطبه 201 نهجالبلاغه مىفرماید:" لَا تَسْتَوْحِشُوا فِي طَرِيقِ الْهُدَى لِقِلَّةِ أَهْلِهِ "؛" در راه حق، از کمى طرفداران نترسید."
قرآن مجید دهها بار از پیروى اکثریت نکوهش کرده و حتى به پیامبر 9 هشدار دادهاست که: «وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبيلِ اللَّه» (سوره انعام : آیه 116) " اگر از اکثریت مردم پیروى کنى، تو را گمراه مىکنند." البته، مراد ما آنجاست كه اكثريت در برابر حق و ضدمنطق باشد؛ ولى اگر كلامى يا راهى حق و منطقى بود و اكثريت مردم از آن طرفدارى كردند، حسابش جداست. [اگر در جمعی بودید که آنها نماز یا نماز اول وقت را ترک کردند و یا حتی مسخره کردند، شما با یاری خدا وظیفه خود را انجام دهید و بدانید آنها در دل جرأت و شجاعت شما را تحسین می کنند هر چند در ظاهر سکوت یا سرزنش کنند]
(صفحه 297)