مهارت های دعوت به نماز

  1. با سخن زیبا باشد.

قرآن به ما دستور داده است که به بهترین بیان با مردم حرف بزنیم؛ «قُل لِعِبادِى‏ یقُولُوا الَّتى‏ هِىَ اَحْسَن» «سوره اسراء، 53»

جالب آن است که سخن نیکو را باید نسبت به همه مردم مراعات کرد؛ خواه‏ مسلمان یا غیرمسلمان؛ «قُولُوا لِلِنّاسِ حُسْناً» «سوره بقره، 83»

در قرآن، ناسزاگفتن حتَّى به مشرکین نهى شده است. «لاتَسُبُّوا الَّذینَ یدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ» «سوره انعام، 108»

[قبل از سخن گفتن با بی نماز یا سست نماز مدتی فکر کنیم که چگونه زیبا سخن بگوئیم]

(صفحه 115)

  1. سخن مختصر باشد.

در حدیث مى‏خوانیم: «اِذا وَعَظتَ فَاَوجِز» هرگاه کسى را موعظه مى‏کنى؛ خلاصه بگو.

گاهى آثار جملات و کلمات کوتاه بیش از بحثهاى طولانى است و در ذهن بهتر مى‏ماند. براى حفظ کردن و نوشتن هم راحت‏تر است.

[جملات زیبا انتخاب کنیم و آن ار به عنوان شعار تبلیغاتی در دفعات تکرار کنیم، به عنوان مثال: در خوشی ها خدا را صدا بزن تا وقتی در سختی ها صدایش می زنی ، صدایت برایش آشنا باشد]

(صفحه 220)

  1. سخن منطقى باشد.

در سراسر قرآن، کلمات برهان، بینّه بارها به چشم مى‏خورد؛ حتَّى از کفار مى‏خواهد تا اگر منطقى دارند، عرضه کنند. «قُلْ هاتُوا بُرْهانَکم» «سوره بقره ؛ آیه 111»

سخن اگر منطقى باشد، طرفداران خود را در تاریخ و در سراسر جهان جذب مى‏کند. حتى اگر زمانى به خاطر فشار و تهدید ابرقدرتها، خورشید منطق پشت ابرها بماند، دیر یا زود ابرهاى تعصب و لجاجت و تهدید کنار مى‏رود و حق، خود را نشان خواهد داد.

(صفحه 116)

  1. از کلمات عاطفى، نرم و محبّت‏آور استفاده کنیم.

قرآن، انبیا را برادر مردم معرفى مى‏کند «اذْ قالَ لَهُمْ اَخُوهُمْ صالِح» «سوره شعرا ؛ آیه 142» و این تعبیر، بهترین اهرم براى جذب مردم است. ما اگر کسى را که خلافى انجام مى‏دهد، با کلمات: برادرم! خواهرم! صدا بزنیم، توفیق بیشترى خواهیم داشت.

خداوند به‏ موسى‏ و هارون‏ 8مى‏فرماید، هنگامى که نزد فرعون رفتید، با او به نرمى سخن بگوئید. «فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَیناً» «سوره طه ؛ آیه 44»

در آیه 43 سوره احزاب مى‏خوانیم : «هُوَ الَّذى‏ یُصَلّى‏ عَلَیکُمْ وَ مَلائِکتُهُ لِیخْرِجَکم مِنْ الظُّلُماتِ الىَ النُّور» خداوند و فرشتگان براى اینکه شما را از ظلمات به نور دعوت کنند، بر شما درود مى‏فرستند.

آرى! راه نفوذ در دلها، تأثیر در کلام، و آموزش و راهنمایى مردم باید از طریق رحمت و ملاطفت باشد.

(صفحه 117)

  1. با عمل خود، مردم را دعوت کنید.

در قرآن، بارها از کسانى که مردم را به حق دعوت مى‏کنند، ولى خود را فراموش کرده‏اند، انتقاد شدید شده است. «لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُون» «سوره صف ؛ آیه 2» حضرت شعیب به مردم مى‏فرماید: من در ترک آنچه شما را نهى مى‏کنم، پیشگام هستم. «وَ ما اُرِیدُ اَنْ اُخالِفَکُمْ اِلى ما اَنْهاکُمْ عَنْه» «سوره هود ؛ آیه 88»

حضرت على 7‏ مى‏فرماید: تا خودم کارى را انجام ندهم، سفارش آن را نمى‏کنم و تا خودم از کارى دورى نکنم، شما را از آن باز نمى‏دارم. «إِنِّی لَا أَحُثُّکمْ عَلَى طَاعَةٍ إِلَّا وَ أَسْبِقُکمْ إِلَیهَا وَ لَا أَنْهَاکمْ عَنْ‏ مَعْصِیةٍ إِلَّا وَ أَتَنَاهَى‏ قَبْلَکمْ عَنْهَا» «نهج‏البلاغه، خطبه 175»

در حدیث مى‏خوانیم: خداوند لعنت کند کسانى را که امر به معروف مى‏کنند، ولى خودشان به آنچه مى‏گویند، عمل نمى‏کنند. مردم را نهى از منکر مى‏کنند، ولى خودشان مرتکب آن گناه مى‏شوند. «لَعَنَ اللَّهُ الْآمِرِينَ بِالْمَعْرُوفِ التَّارِكِينَ‏ لَهُ وَ النَّاهِينَ عَنِ الْمُنْكَرِ الْعَامِلِينَ بِهِ‏» «نهج البلاغه ؛ خطبه 129»

این گونه افراد را مثل الاغ آسیاب در دوزخ مى‏گردانند و وقتى از او مى‏پرسند: تو چرا آمدى؟ تو که ما را از منکرات نهى مى‏کردى؟ او مى‏گوید: چون خودم مرتکب گناه مى‏شدم. «میزان الحکمة، ج 6 ، ص 27»

(صفحه 128)

  1. [کلوخ انداز را پاداش گُل است.]

بدی هاى مردم را با خوبى پاسخ دهید که این حرکت، دشمن را دوست مى‏کند. «ادْفَعْ بِالَّتى‏ هِىَ احْسَنْ فَاذَا الَّذى‏ بَینَک وَ بَینَهُ عَداوَة کانَّهُ وَلىٌّ حَمیم» «سوره فصلت ؛ آیه 34»

[اگر در مقابل امر به نماز تندی و بد اخلاقی کردند ، با رفتار زیبا پاسخ دهیم که این احتمال تأثیر را بالا می برد]

(صفحه 133)

  1. از کار انتقاد کنیم، نه از شخص‏ ؛ با جهل مبارزه کنیم و نه با جاهل؛ با گناه مبارزه کنیم و نه با گناهکار.

در روایات مى‏خوانیم: چه بسا خداوند افرادى را دوست دارد؛ اگر چه از عمل آنان ناخشنود است. «أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْعَبْدَ وَ يُبْغِضُ‏ عَمَلَهُ‏ وَ يُبْغِضُ الْعَبْدَ وَ يُحِبُّ عَمَلَهُ» «بحار الأنوار ؛ ج 36 ؛ ص 233»

در قرآن مى‏خوانیم که پیامبران به مردم مى‏گفتند: من با عمل شما مخالف هستم نه با خود شما. «إِنِّي‏ لِعَمَلِكُمْ‏ مِنَ‏ الْقالِينَ» «سوره شعرا ؛ آیه 167» (قالین یعنی دشمنی شدید)

اگر خلافکار احساس کند که شخصیت دارد و محبوب است و تنها نقطه ضعف او کار خلافش است، به راحتى آن را ترک مى‏کند. امّا اگر احساس کند که انسانى منفور، و مردود و مطرود است، هر روز به تباهى خود مى‏افزاید.

شخصى از امام کاظم 7 پرسید: یکى از یاران شما شراب خورده است. آیا از او تبرّى جویم؟ امام فرمود: از کارش تبرّى جوئید (نه از خودش).

عَنْ زَیدِ بْنِ یونُسَ الشَّحَّامِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ مُوسَى 7 الرَّجُلُ مِنْ مَوَالِیکمْ عَاصٍ‏ یشْرَبُ الْخَمْرَ وَ یرْتَکبُ الْمُوبِقَ مِنَ الذَّنْبِ نَتَبَرَّأُ مِنْهُ فَقَالَ تَبَرَّءُوا مِنْ فِعْلِهِ وَ لَا تَتَبَرَّءُوا مِنْ خَیرِهِ وَ أَبْغِضُوا عَمَلَه‏ «بحار الأنوار ؛ ج‏27 ؛ ص137»

(صفحه 134)

  1. مقایسه با دیگران ممنوع!

اگر شما فرزندت را تحقیر و او را با پسر عمویش مقایسه کردى و به او گفتى: تو فرزند بدبختى هستى و پسر عمویت از تو بهتر است؟ او هم در جواب مى‏گوید: عمویم هم از تو بهتر است. او به اصطلاح، مقابله به مثل مى‏کند و کینه پدر و پسر عمو را به دل مى‏گیرد.

امّا اگر به او گفتى: فرزندم! تو سال قبل از امسال بهتر بودى و او را با خودش مقایسه کردى نه با دیگران و یا به او گفتى: انسان باید هر روز از روز قبل بهتر باشد و هر چه بهتر باشى نزد خدا و خلق و والدین محبوبتر خواهى‏بود، در اصلاح فرزند خود نقش مثبتى خواهد داشت. بنابراین، در امر به معروف و نهى از منکر براى خلافکار رقیب نتراشیم تا او را حسود و حساس و انتقامجو کنیم؛ بلکه خوبیهاى او را به او بگوییم.

(صفحه 135)

  1. به حداقل اکتفا کنیم ، اگر پذیرفته شد، قدم بعدى را برداریم.

رسول خدا 9 در روزهاى اول، مردم را به یک جمله دعوت فرمود: «قُولُوا لا آله الَّا اللَّه تُفْلِحُوا!» بگویید جز خداى یکتا معبودى نیست، تا رستگار شوید. امّا قوانین سختى همچون قانون روزه، زکات و جهاد بعد از گذشت پانزده سال از بعثت نازل شد.

اگر خواستیم کسى را به نماز دعوت کنیم، تنها به آموزش واجبات اکتفا کنیم و پس از مدّتى مستحبات را به تدریج برایش بگوییم. اسلام سفارش کرده است که امام جماعت حال ضعیف‏ترین افراد را مراعات کند و نماز را طولانى نکند.

در روایات است که یک نفر مسیحى، مسلمان شد. رفیق مسلمانش سحرگاه به‏ منزل او رفت و گفت: الان وقت نماز شب است. او را از خواب بیدار و به نماز شب واداشت. همین که اذان صبح شد، گفت: اکنون وقت نماز صبح است. و بعد، نماز ظهر و عصر را خواندند؛ در حالى که مى‏گفت، نباید از نمازها و دعاى نافله و مستحبات غافل شد. این مسلمان چنان با نماز و دعا، وقتِ مسیحى تازه مسلمان را پر کرد که روز بعد گفت: اگر اسلام این است، همان بهتر که مسیحى باشم.

اگر در مساجد نمازهاى واجب بدون سخنرانى و مستحبات برگزار شود، به طور قطع مساجد شلوغ‏تر خواهد شد. بعضى از روحانیون بین دو نماز سخنرانى مى‏کنند به خیال آنکه اگر بعد از نماز دوم صحبت کنند، مردم پراکنده خواهند شد؛ غافل از آنکه اینگونه سخنرانى در حقیقت مانع شرکت بیشتر مردم در نماز مى‏شود.

(صفحه 140)

  1. مردم از افراد بد اخلاق فرار مى کنند. «لَوْ کنْتَ فَظَّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِک» «سوره آل عمران ؛ آیه 159»

نگاه ما به بی نماز، نگاه پزشک باشد به بیمار و نه نگاه انسان به دشمن. باید خوبی هاى او را نیز در نظر بگیریم. ممکن است انسان گناهى انجام دهد، ولى خوبی هایى نیز داشته باشد. اگر ابتدا خوبی هاى او را بیان کنیم و او احساس کند که ما دوست او و قدردان کمالات او هستیم، طورى که تذکّر ما به او براى تکمیل خوبی هاى اوست، به طور حتم به نتیجه خواهیم رسید.

(صفحه 148)

  1. هرگز خود را بهتر از بی نماز ندانیم‏.

حضرت على 7‏ مى‏فرماید: اى بنده خدا! در عیبجویى کسى به خاطر گناهانش، شتاب مکن! چه بسا آن گناه بخشیده شود. و درباره خود، حتى از گناه کوچکى که انجام داده‏اى، خود را در امان ندان؛ زیرا چه بسا که به خاطر آن عذاب شوى. «يَا عَبْدَ اللَّهِ لَا تَعْجَلْ فِي عَيْبِ عَبْدٍ بِذَنْبِهِ‏ فَلَعَلَّهُ‏ مَغْفُورٌ لَهُ‏ وَ لَا تَأْمَنْ عَلَى نَفْسِكَ صَغِيرَ مَعْصِيَةٍ فَلَعَلَّكَ مُعَذَّبٌ عَلَيْه» «نهج البلاغه ؛ خطبه 140»

[این تفکر در رفتار ما تاثیر می گذارد، مثلاً سخن ما به جای خشم و تندی سرشار از محبت و دلسوزی می شود و مهربانی از نگاه مان می بارد و این، احتمال اثر گذاری را بیشتر می کند]

(صفحه 152)

  1. زمان و مکان دعوت را در نظر بگیریم.

یکى از یاران‏ حضرت على 7‏ را مار گزید. حضرت به او فرمود: آیا مى‏دانى چرا تو را مار گزید؟ گفت: نه! فرمود: آیا یادت هست که قنبر نزد فلان ستمگر رفت و تو به احترام من، به قنبر احترام گذاشتى و براى او قیام و از او ستایش کردى؟ ستمگر از تو پرسید: آیا در حضور من براى غلام على احترام مى‏نهى؟! گفتى: چرا برنخیزم، در حالى که فرشتگان الهى بال هاى خود را به احترام او مى‏گسترانند. ستمگر همین که این همه ستایش را براى خادم على 7 شنید، کینه‏اش برافروخت و قنبر را تحت آزار خود قرار داد. کیفر زمان نشناسى تو، همین مار بود. «سفینة البحار، جلد 1، ص 592»

چه بسیار حرکاتى از ما سر مى ‏زند که ما خیال مى‏کنیم معروف است؛ ولى چون شرایط زمانى و مکانى را در نظر نگرفته ایم در واقع غیر معروف انجام داده ایم.

همین امروز، گروهى از مؤمنان بازار نزدم آمدند و از امام جماعت بازار که با نافله‏هاى نماز ظهر و عصر نمازش را طولانى مى‏کند و به همین خاطر گروه زیادى در نماز شرکت نمى‏کنند، گلایه‏ها داشتند. این امام جماعت محترم به خیال خود، نوافل مى‏خواند؛ ولى این معروفى است که مردم را از شرکت بیشتر در نماز واجب باز مى‏دارد.

(صفحه 156)

  1. مخفیانه باشد.

در قرآن مى‏خوانیم: «لاخیرَ فى‏ کثِیرٍ مِنْ نَجْواهُمْ الَّا مَنْ امَرَ بِصَدَقَةٍ اوْ مَعْرُوفٍ اوْ اصْلاحٍ بَینَ الّناس ؛ در بسیارى از گفتگوهاى در گوشى، خیرى نیست جز آن‏ سخنان مخفى که امر به معروف و نهى از منکر و یا اصلاح بین مردم باشد. «سوره نساء ؛ آیه 114»

از این آیه معلوم مى‏شود که سزاوار است سفارش به کارهاى نیک (مثل نماز) محرمانه باشد تا آبروى مردم حفظ شود.

در حدیث مى‏خوانیم: هر کس برادر دینى خود را مخفیانه موعظه کند، او را آراسته است؛ ولى هر کس او را آشکارا موعظه کند، شرمنده‏اش کرده است. «مَنْ وَعَظَ أَخَاهُ سِرّاً فَقَدْ زَانَهُ وَ مَنْ‏ وَعَظَهُ‏ عَلَانِيَةً فَقَدْ شَانَهُ» «بحار الأنوار ، ج 75، ص 374»

(صفحه 194 و 212)

  1. در انتقاد و نهى از منکر، تنها نقطه ضعف را مطرح نکیند، از خوبیها نیز بگویید.

قرآن کریم در نهى از شراب، اول از منافع آن سخن گفته است و بعد مى‏فرماید: «ضررش از نفعش بیشتر است» شما هم مى‏توانید هنگام نهى از منکر، ابتدا نقاط قوت را بگویید و سپس تذکّر دهید: «کسى که این کمالات را دارد، چرا این منکر را انجام مى‏دهد؟ [و نماز را ترک می کند یا تند و با عجله می خواند]»

(صفحه 199)

  1. با تکریم و احترام رفتار کنیم.

گاهى انسان بی نماز خود را بدبخت و محروم مى‏پندارد و با خود مى‏گوید:

چون قامت ما براى غرق است در کم و زیاد او چه فرق است

این گونه افراد هر روز به گناه بیشترى گرفتار مى‏شوند. کسانى که نهى از منکر مى‏کنند، باید این افراد را بازسازى کنند. به آنها از عفو الهى و از پذیرفتن توبه و لطفى که خداوند به توبه‏کنندگان دارد، بگویند. خاطراتى از توبه‏کنندگان بگویند تا گناه او را به یأس نکشاند. باید به او تذکّر داد که یأس از گناهان کبیره است. باید به او شخصیت داد. گذشته‏هاى او را فراموش کرد. باید به یاد داشته باشیم که خود ما نیز امثال این خلافها را داشته‏ایم و خداوند آنها را کتمان کرده است. باید به او گفت: ساحرانى که به دعوت فرعون براى شکست دادن موسى‏ 7 در دربار فرعونى اجتماع کرده و به هدیه او چشم دوخته بودند و به عزّت او قسم مى‏خوردند، چگونه با دیدن معجزه موسى‏ 7 تغییر جهان‏بینى و ایدئولوژى دادند؛ به فرعون و قدرت و مال او پشت پا زدند، به استقبال هر گونه تهدید و خطر رفتند؛ و بالاخره هم شهید شدند.

مى‏توانیم با تکریم و احترام، شخصیت متزلزل فرد را بازسازى کنیم و او را به راه حق راهنمایى کنیم.

حضرت‏ على 7‏ مى‏فرماید: اصلاح بعضى از طریق احترام به آنان است؛ همان‏گونه که راه اصلاح گروه دیگرى از طریق تأدیب است. «اسْتِصْلَاحُ الْأَخْيَارِ بِإِكْرَامِهِمْ‏ وَ الْأَشْرَارِ بِتَأْدِيبِهِمْ» «بحار الأنوار ؛ ج 75، ص 82»

(صفحه 199 و 208)

  1. همه عیب ها را یکجا نگوئیم‏.

در نهى از منکر و انتقاد، سعى کنیم که طرف را به رگبار نبندیم. اگر مادرى از تحصیل دخترش ناراحت است، هنگام تذکّر نگوید: در درس عقب ماندى؛ در خیاطى بد دوختى؛ غذا را شور کردى؛ لباست را نشستى و ... این گونه نهى از منکر براى بسیارى از افراد قابل تحمّل نیست. [اگر قرائت نمازش صحیح نیست ؛ نماز صبح بیدار نمی شود، ذکر رکوع و سجده را در حال حرکت می گوید ، کم کم به دنبال اصلاح باشیم]

(صفحه 201)

  1. به در بگو تا دیوار بشنود.

خداوند به پیامبر اکرم 9 مى‏فرماید: اگر پدر یا مادرت نزد تو به پیرى رسیدند، تو با آنان درشتى نکن! «امَّا یبْلُغَنَّ عِنْدَک الْکبَرَ احَدُهُمَا اوْ کلاهُمَا فَلاتَقُلْ لَّهُمَا افٍّ» «سوره اسراء ؛ آیه 23»

این در حالى است که همه مى‏دانیم پیامبر در کودکى پدر و مادر خود را از دست داده بود. گاهى غیرمستقیم و به اصطلاح «به در بگو تا دیوار بشنود» از شیوه‏هاى موفق است.

[مثلا شخصی در مهمانی به دوستش بگوید: من چه کنم تا نماز صبح راحت از خواب بیدار شوم و دیگری راه آن را بیان کند تا افرادی که نماز صبح خواب می مانند آن را بشنوند]

(صفحه 202)

  1. براى رونق مساجد که یکى از معروفهاست باید برنامه‏اى داشته باشیم که همه مردم از مساجد خاطره خوشى داشته باشند. مثلًا: اگر گواهینامه پزشکان را در مراسمى که در مسجد گرفته مى‏شود عطا کنیم.

اگر عقد دختران را به دور از تجمّلات در مسجد بگیریم. اگر جوائز مسابقات را در مسجد بدهیم.

اگر هر انسانى از مسجد خاطره شادى داشته باشد، مسجدها از غمکده بیرون آمده و مورد استقبال قرار مى‏گرفت.

و اگر کنار کادوها، هدایا، عیدى‏ها، سوغاتى‏ها، چشم روشنى‏ها، و امثال آن جمله‏اى از سفارش به نماز یا پندى نسبت به رها کردن منکرها (بی نمازی) بنویسیم زودتر و بهتر نتیجه خواهیم گرفت آرى اول باید مردم را جذب کرد سپس به آنان امر و نهى نمود.

(صفحه 207)

  1. ثواب نماز و گناه بی نمازی را بیان کنیم.

یکى از راه‏هایى که مى‏توان به وسیله آن انگیزه انجام معروفها و ترک منکرات را در مردم زیاد کرد، بیان پاداشهاى کارهاى معروف و کیفرهاى منکر است. در قرآن و روایات صدها جمله در این باره به چشم مى‏خورد. علماى ما کتابهایى به نام‏ ثواب و عقاب‏ نوشته‏اند.

آشنایى به کیفر گناهان، و همچنین آشنایى با الطاف الهى نسبت به کسانى که خود را از گناه دور مى‏دارند، بسیار سازنده است.

(صفحه 222)

  1. شرط بگذاریم.

اگر در پذیرش، شروطى قرار دهیم، همه معروف‏ها انجام مى‏شود. همه مى‏دانند که اکثر زمین هاى مشهد ملک امام رضا 7 است. بویژه بازار رضا که در کنار حرم است. اى کاش هنگام اجاره دادن این مکانها به تجّار شرط مى‏کردیم که چند دقیقه هنگام نماز ظهر، بازار بسته شود، از قدرت خودمان براى احیاى معروف و محو منکر استفاده نکردیم.

[قبل از ثبت نام دانش آموزان و دانشجویان در مدرسه و دانشگاه، قبل از بله گفتن در زمان عقد ازدواج ، قبل از بخشیدن مجرم در دادگاه و... زمان های مناسب برای شرط های نمازی است]

(صفحه 258)

  1. شیوه تکرار

میان تربیت و تعلیم تفاوتهاى فراوانى است. یکى از آنها این است که در تربیت، تکرار یک اصل ضرورى است؛ ولى در تعلیم و آموزش همین که شاگرد مسأله را فهمید، تکرار کردن لازم نیست.

چون برنامه اسلام تنها آموزشى نیست، بلکه تربیتى هم هست لذا باید تکرار شود، ما در هر شبانه روز چند بار نماز مى‏خوانیم.

یاد خدا غذاى روح است که باید همچون غذاى جسم تکرار شود.

بسیارى از کسانى که گرفتار گناه شده‏اند، با یک تذکّر از کار خود دست بر نمى‏دارند؛ لذا باید به هر انسانى تذکّر داد و حتى به بعضى چند بار تذکّر داد. شما در مراجعه به پزشک وقتى کسالت دارید، آن قدر به پزشکها مراجعه مى‏کنید تا سالم مى‏شوید. هیچ مریضى نمى‏گوید: چون به یک پزشک مراجعه کردم و مفید نبود، دیگر به سراغ هیچ پزشکى نمى‏روم و دارویى نمى‏خورم.

(صفحه 235)

علنى کردنِ نماز

با اینکه کار خیر هر چه مخفى تر باشد، پاداش آن بیشتر است، ولى گاهى باید براى رضاى خدا کارهاى خیر را علنى کرد؛ البته حساب تظاهر به خوبیها براى خدا، از ریا و خودنمایى جداست.

اگر مى‏بینیم گناه علنى کیفر بیشترى دارد، براى آن است که جامعه را براى فساد آماده مى‏کند.

اگر مى‏بینیم که نماز جماعت و تظاهر به خیر اجر بیشترى دارد، به خاطر همین زمینه سازیهاست.

اکنون که افراد فاسد، گناه خود را علنى انجام مى‏دهند، چرا اهل ایمان کارهاى خود را مخفى مى‏کنند؟ زنان بى‏حجاب خود را در خیابانها به نمایش مى‏گذارند؛ اما زنان با حجاب در مساجد بزرگ کنار خیابان، پشت دیوارهاى ضخیم و دور از چشم مردم به عبادت مى‏ایستند. باید خوبیها در معرض دید قرار گیرد تا فضاى جامعه، فضاى معروف شود. [نماز جماعت در پارک ها و گقتن اذان در مکان های عمومی و مراسمات دعای توسل و ... آشکار کردن عبادت است]

(صفحه 244)

توجه به زمان‏ در دعوت به نماز

گاهى امر به نماز و نهى از بی نمازی در زمانى بى اثر، ولى در زمان دیگر مؤثر است.

در روایات مى‏خوانیم: هنگام مسافرت، همسر خود را به تقوى سفارش کنید؛ زیرا در آستانه جدایى، علاقه ها اوج مى‏گیرد و زمینه پذیرش در انسان زیاد مى‏شود.

در حدیث دیگرى مى‏خوانیم: در زمانى که غضبناک هستید، کسى را ادب نکنید [و امر به نماز نکنید] ؛ زیرا در معرض افراط هستید. «نَهَى رَسُولُ اللَّهِ ص عَنِ الْأَدَبِ عِنْدَ الْغَضَبِ‏» «بحار الأنوار ؛ ج‏76 ؛ ص102»

شرکت کنندگان در جلسه ختم، براى شنیدن موعظه [و شنیدن روایات نماز] آمادگى روحى خوبى دارند.

زمانى که معلم نمره خوب به شاگردى مى‏دهد، اگر او را [با شگردی] امر نماز کند، اثر بیشترى دارد. زمانى که انسان هدیه‏اى براى کسى مى‏فرستد محبوبیّت بیشترى در دل او دارد، سخنش مؤثرتر است.

حضرت یوسف‏ 7 در زندان متوجه شد که دیگر زندانیها مشرک هستند. ابتدا به آنان چیزى نگفت؛ اما وقتى بعضى از آنان خوابى دیدند، نیاز به تفسیر و تعبیر داشتند و از رفتار یوسف هم آثار بزرگوارى را دیده بودند، نزد او آمدند تا خوابشان را تعبیر کند.

یوسف این زمان را براى نهى از منکر مناسب دید و پرسید: آیا چند ارباب و خدا داشتن بهتر است یا ایمان به خداى یکتاى قهار! «ءَأرْبَابٌ مُتِفَرِّقُونَ خَیرٌ اَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهّار» (سوره یوسف ؛ آیه 39)

(صفحه 246)

سکوت معنا دار

در مواردى، باید با نگاه و سکوتِ معنادار نهى ازمنکر کرد؛ زیرا حضرت‏ على 7 مى‏فرماید: چه بسا سکوتى که رساتر از سخن باشد. « رُبَّ سُكُوتٍ‏ أَبْلَغُ‏ مِنْ‏ كَلَامٍ‏» (فهرست غرر الحکم ، ص 162)

شخصى براى طلب خود نزد بدهکار مى‏رفت و به او مى‏گفت: «بدهى خود را بپرداز!» بدهکار هر روز طفره مى‏رفت. سرانجام طلبکار عصبانى شد و ماجرا را به امام گفت. امام فرمود: راه مطالبه آن است که نزد او بروى و براى زمان طولانى بنشینى، ولى حرف نزنى.» این سکوت، از تقاضاى تو، مؤثرتر خواهد بود. «لَيْسَ‏ هَذَا طَرِيقَ‏ التَّقَاضِي وَ لَكِنْ إِذَا أَتَيْتَهُ أَطِلِ الْجُلُوسَ وَ الْزَمِ السُّكُوت‏» (وسائل الشیعه ؛ ج 13، ص 100)

در مسائل تربیتى نیز سکوت والدین و استاد یا نگاه با معناى آنان، نقش بسزائى دارد. [مثلاً در جواب پرسش فرزند یا دوستی که نمازش قضا شده یا نماز نوک کلاغی یا آخر وقت می خواند سکوت کنیم و به او بفهمانیم که این به جهت کوتاهی او در نمازش می باشد.]

(صفحه 249)

اخم کردن‏ به بی نماز

گاهى در برابر منکرات باید چهره در هم کشید و اخم کرد. پیامبر اکرم 9 دستور دادند: گناهکاران را با قیافه عبوس ملاقات کنید! «أَمَرَنَا رَسُولُ اللَّهِ 9 أَنْ نَلْقَى‏ أَهْلَ‏ الْمَعَاصِي‏ بِوُجُوهٍ‏ مُكْفَهِرَّةٍ» (وسائل الشیعه ؛ ج 11، ص 413)

در حدیث مى‏خوانیم:

فرشتگانى که مأمور عذاب منطقه‏اى بودند، عابدى را در حال گریه و تضرع‏ دیدند. به خداوند گفتند: «با این همه ناله و گریه به درگاه تو، او را هم عذاب کنیم؟»

خطاب آمد که: «همه را عذاب کنید! زیرا در میان این مردم حتى یک نفر نیست که براى رضاى من در برابر گناهان، قیافه اش تغییر کند». (بحار الأنوار ؛ ج 97، ص 86 و 88)

روزى اسحاق بن عمار خدمت‏ امام صادق 7 رسید. حضرت که او را دیدند، اخم کردند. از امام سؤال شد: «چرا به او اخم کردید؟»

فرمود: «او براى مراجعان دربان گذاشته بود تا فقرا و شیعیان ما نتوانند براحتى به او دسترسى پیدا کنند.» «اصول کافى 3، باب المصافحة، حدیث 14» [اگر تعداد زیادی اخم کنند و به گونه ای بفهمانند که سبب آن ترک یا سستی نماز است یا اخم از شخص محبوبی باشد تاثیر گذار است. البته باید روحیات شخص را در نظر گرفت ، چون گاهی رفاقت و نصیحت تأثیر بیشتری دارد]

(صفحه 250)

تشویق نمازگزاران

حضرت على 7 مى‏فرمایند: «ازْجُرِ الْمُسِي‏ءَ بِثَوَابِ الْمُحْسِنِ‏» ؛ بدکار را با پاداش دادن به نیکو کار زجر بده (و تتنبه کن).

در تشویق نیکوکار دو اثر نهفته است؛ یکى اینکه: نیکوکار به کار خود جدى و دلگرم مى‏شود، دیگر اینکه: بدکار به فکر اصلاح خود مى‏افتد.

البته، لازم نیست که تشویق همیشه جنبه مادى داشته باشد. بوسیدن دست کارگر و تجلیل از بزرگان، ساده ترین راه تشویق است.

وقتى در مسجد افراد با فضیلت در صف اول قرار گیرند، این خود یک تشویق‏ عملى است. روایاتى که مى‏فرماید: «نگاه به عالم یا بودن در خانه عالم، ثواب دارد.» تشویقى عملى از علم و عالم است. پیامبر اکرم در پایان جنگ احد فرمود: «من به شهیدى که بیشتر قرآن حفظ کرده است، زودتر نماز مى‏خوانم.»

امام صادق‏ 7 در جلو چشم مردم چنان از هشام تجلیل مى‏کرد که همه را به تعجب بر مى‏انگیخت. از سوى دیگر در قرآن مى‏خوانیم: به جنازه منافقان نماز نخوانید! بر سر قبرشان نروید! گواهى آنان را نپذیرید و .... [بوسیدن فرزند بعد از اقامه نماز ، دعای مورد علاقه او مثل قبولی در امتحان با صدایی که بشنود ، تعریف از نماز او نزد دیگران و خریدن کادو و... نمونه هایی از تشویق نمازی است]

(صفحه 261)

احیای مسجد

از بزرگترین معروف ها در زمان ما احیاى مساجد و بازسازى عمرانى و فرهنگى آن است. خادم مسجد باید از افراد محبوب و سرشناس و از مقامات عالى باشد. در هر محله باید افراد خوش صدا براى اذان به مساجد جذب شوند. تحصیل کرده هاى هر منطقه یک ساعتى در مسجد به مردم خدمات رایگان ارائه دهند، مریضى که راه به جائى ندارد با خود بگوید شب به مسجد مى‏روم و پزشک رایگان مرا مى‏بیند، بدهکار خود را با وام از صندوق مسجد دلگرم کند و هر فردى که بناى سفر دارد و مشکل خانواده و یا سرویس رفت و آمد مدرسه فرزند و یا نگرانى از سرقت دارد با خود بگوید بسیج و مردم مسجد ناظر بر خانه و زندگى من هستند اگر هر مشکلى داشتم مردم برادر من و نیروهاى حزب اللهى بازوى من هستند با این گونه برنامه ها مسجد احیا خواهد شد.

(صفحه 285)

درمان خجالت با اذان

شخصى از من پرسید: «من گرفتار خجالت هستم. داروى آن چیست؟»

گفتم: «بهترین دارو، تمرین است؛ براى مثال کسى که از سخنرانى خجالت مى‏کشد، اگر در منزل اذان بگوید، کم‏کم خجالتش از بین مى‏رود.»

(صفحه 286)

ترس از شروع نماز

ترس یکى از مسائل روحى و روانى است که سرچشمه و زمینه منکرات زیادى (مثل ترک نماز) مى‏شود.

شخصى به من گفت:" از راننده اتوبوس تقاضا کردم تا براى نماز در کنار جاده‏ بایستد و او اعتنایى نکرد. آیا باز هم من مسؤولم؟"

گفتم:" بله، زیرا تقاضا فایده ندارد. باید چنان فریادى بزنى که گویى چمدان پول یا فرزندت از ماشین افتاده است.

همه‏جا تقاضا اثر ندارد، بلکه فریاد و تعصب و سوز و گداز و روحیه و شهامت لازم است.

حضرت امیر علیه‏السلام‏ مى‏فرماید: از هر کارى وحشت دارید، خود را در آن بیندازید، زیرا گاهی ترسیدن از چیزی از خود آن چیز سخت تر است. «إِذَا هِبْتَ‏ أَمْراً فَقَعْ‏ فِیهِ‏ فَإِنَّ شِدَّةَ تَوَقِّیهِ‏ أَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنْهُ» (بحار الأنوار ؛ ج 71 ؛ ص 362) [اگر بی نماز هستید و از شروع کردن می ترسید با توکل بر خدا شروع کنید، خواهید دید که این ترس وسوسه شیطان بوده است.]

(صفحه 287)

سستی و ترک نماز به خاطر اکثریت‏

برخلاف گمان بعضى که کارایى و شجاعت را تنها در میدان جنگ مى‏دانند، شجاع واقعى کسى است که وقتى حق را با استدلال و منطق شناخت، از تنهایى نهراسد. حضرت على 7 در خطبه 201 نهج‏البلاغه مى‏فرماید:" لَا تَسْتَوْحِشُوا فِي‏ طَرِيقِ‏ الْهُدَى لِقِلَّةِ أَهْلِهِ "؛" در راه حق، از کمى طرفداران نترسید."

قرآن مجید ده‏ها بار از پیروى اکثریت نکوهش کرده و حتى به پیامبر 9 هشدار داده‏است که: «وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبيلِ اللَّه‏» (سوره انعام : آیه 116) " اگر از اکثریت مردم پیروى کنى، تو را گمراه مى‏کنند." البته، مراد ما آنجاست كه اكثريت در برابر حق و ضدمنطق باشد؛ ولى اگر كلامى يا راهى حق و منطقى بود و اكثريت مردم از آن طرفدارى كردند، حسابش جداست‏. [اگر در جمعی بودید که آنها نماز یا نماز اول وقت را ترک کردند و یا حتی مسخره کردند، شما با یاری خدا وظیفه خود را انجام دهید و بدانید آنها در دل جرأت و شجاعت شما را تحسین می کنند هر چند در ظاهر سکوت یا سرزنش کنند]

(صفحه 297)