چرا لباس تنگ برای نماز کراهت دارد؟

یکی از حکمت های اینکه چرا پوشیدن لباس تنگ یا لباسی که نقاشی و عکس در آن دارد کراهت دارد این حدیث امام صادق می باشد که فرمودند: برترین لباس تو آن است که تو را از یاد خدا غافل نسازد. " خیرُ لباسِکَ مالا یَشغَلکَ عنِ اللّه " [1]

گلچین مطالب نمازی کتاب امر به معروف و نهی از منکر؛ استاد قرائتی

نماز و دعا برای هدایت دیگران

روزى‏ مالک اشتر که پیراهنى از کرباس در بر و عمامه‏اى از کرباس بر سر داشت، از بازار کوفه عبور مى‏کرد. شخصى که او را نمى‏شناخت، با مشاهده آن لباس کم ارزش، مالک را حقیر و خوار شمرد و کلوخى به او زد. مالک اشتر بدون خشم و ناراحتى به راه خود ادامه داد. بعضى که ناظر این ماجرا بودند، به آن مرد گفتند: واى بر تو! آیا دانستى به چه کسى اهانت کردى؟

مرد جواب داد: نه!

گفتند: این مالک اشتر، دوست صمیمى‏ على علیه‏السلام‏ است.

مرد از شنیدن نام مالک به خود لرزید و از کرده خود سخت پشیمان شد. تصمیم به عذرخواهى گرفت. دنبال مالک به راه افتاد تا او را در مسجد به حال نماز یافت.

صبر کرد تا نمازش تمام شد. سپس خود را روى پاهاى مالک انداخت و همان طور که آنها را مى‏بوسید، پوزش مى‏خواست.

مالک با گشاده‏رویى و محبت به او فرمود: خوف و هراسى نداشته باش! به خدا قسم به مسجد نیامده‏ام؛ مگر آنکه براى تو طلب آمرزش کنم. «فَقَالَ لَا بَأْسَ عَلَيْكَ فَوَ اللَّهِ مَا دَخَلْتُ‏ الْمَسْجِدَ إِلَّا لِأَسْتَغْفِرَنَ‏ لَكَ» «اخلاق فلسفى، ج 1، ص 87»

(صفحه 211)

امر به نماز با شیوه درست

امام رضا 7‏ فرمود: هر کسى کارى را از شیوه خودش وارد شود، لغزشى پیدا نخواهد کرد و اگر لغزشى رخ دهد، حیله‏ها و شیطنت‏ها او را خوار نخواهد کرد. «مَنْ طَلَبَ‏ الْأَمْرَ مِنْ‏ وَجْهِهِ‏ لَمْ يَزِلَّ، فَإِنْ زَلَّ لَمْ تَخْذُلْهُ الْحِيلَةُ» «الحیاة ، ج 1، ص 349»

(صفحه 236)

نماز در نزد مردم آخرالزّمان

عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ 7 قَالَ: یکونُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ قَوْمٌ ... یَقْبِلُونَ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الصِّیامِ وَ مَا لَا یکلِمُهُمْ‏ فِی نَفْسٍ وَ لَا مَالٍ وَ لَوْ أَضَرَّتِ الصَّلَاةُ بِسَائِرِ مَا یعْمَلُونَ بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَبْدَانِهِمْ لَرَفَضُوهَا.

امام باقر علیه‏السلام‏ : در آخر الزمان، مردمى مى‏آیند که ... نماز و روزه و هر عملى را که براى جان و مالشان ضررى نداشته باشد انجام مى‏دهند، اگر نماز هم به دیگر کارهاى مربوط به مال و جانشان زیان زند، آن را کنار مى‏گذارند.‏«اصول كافي ؛ ج‏5 ؛ ص 55»

(صفحه 21)

تبلیغ فردی نماز

در تبلیغ نماز، از نقش افراد غافل نشویم. اگر یک فوتبالیست در میدان بازى در برابر چشم دیگران از خدا یاد کند و برنامه هاى نماز جماعت را در میدان ورزشى احیا کند؛ و اگر یک دانشگاهى در وسط درس کلام خود را قطع کند و به نماز اول وقت بایستد؛ و اگر مجریان سیما سخن و برنامه‏هاى خود را قطع کنند و در اول وقت به نماز بایستند، فرهنگ نماز اول وقت ترویج مى‏شود.

(صفحه 35)

پاداش نماز خوان کردن دیگران

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ 9مَنْ أَمَرَ بِمَعْرُوفٍ أَوْ نَهَى عَنْ مُنْکرٍ أَوْ دَلَ‏ عَلَى‏ خَیرٍ أَوْ أَشَارَ بِهِ فَهُوَ شَرِیک وَ مَنْ أَمَرَ بِسُوءٍ أَوْ دَلَّ عَلَیهِ أَوْ أَشَارَ بِهِ فَهُوَ شَرِیک.

پیامبر اکرم 9: هر کس مردم را به کار خیر دعوت کند و مردم به خاطر دعوت او آن کار را انجام دهند، دعوت کننده در پاداش شریک مى‏شود؛ بدون آنکه از اجر دیگرى کاسته شود. هر کس دیگرى را به کار خلاف و انحراف دعوت کند، در کیفر مفاسد او شریک است. «بحار الانوار ، جلد 97، ص 87»

(صفحه 35)

(بنابراین، کسى که یک نفر را اهل نماز مى‏کند، در پاداش همه نمازهای او شریک است بدون اینکه از ثواب های او کم شود.)

هر چه دعوت به نماز می کنم اثر ندارد، آیا می توانم بی خیال شوم؟

در ضمن چند نکته پاسخ می دهیم :

  1. حفظ قانون یک ارزش است؛

هر کسى که به تنهایى مشغول نماز مى شود، مستحب است اذان بگوید و فریاد «حى على الصلوة» سر دهد، هر چند که شنونده‏اى وجود نداشته باشد.

حتى اگر در چهار راه ماشینى نباشد، لازم است در هنگام چراغ قرمز بایستیم. بنابراین حفظ قانون و جلوگیرى از محو آن، یک ارزش است.

اگر همه سکوت کنند و بگویند: امر به معروف (نماز) اثرى ندارد، کم کم معروف در جامعه کمرنگ و گناهکار هر روز جسورتر و مسلمانان بیشتر عقب نشینى مى‏کنند. در این موارد باید امر و نهى در کار باشد؛ گرچه اثر نکند.

  1. تنگ کردن عرصه بر گنهکار یک ارزش است؛

ممکن است امر و نهى در افراد اثر نکند؛ ولى با نهى از منکر لذت گناه را از کام گناهکار مى‏گیریم و نمى گذاریم که با خیال راحت گناه کند. این ایجاد دلهره، عرصه را بر گناهکار تنگ مى‏کند و خود یک ارزش است.

  1. اثر فورى لازم نیست؛

گاهی اثر فورى ندارد؛ ولى در آینده اثر دارد؛ زیرا گاهى حالات انسان طورى است که حال حق شنوى ندارد، ولى تذکّر شما در زمان دیگر کار خودش را روى فکر او خواهد کرد.

  1. تمرین جرأت؛

امر و نهى کردن، حفظ روحیه جرأت است. اگر به دلیل آنکه اثر ندارد، امر و نهى نکنید، کم کم جرأت فریاد زدن و گفتن در شما کم مى‏شود.

  1. تسکین وجدان؛

کسى که بر سر گنهکار فریاد مى‏زند، هرگز در وجدان، خود را محکوم به ترس و سکوت و سازش و بى تفاوتى نمى کند.

  1. اتمام حجت؛

امر به معروف و نهى از منکر اتمام حجت بر گناهکار است تا نگوید: کسى به من تذکّر نداد. و عذرى است براى مؤمن تا به او گفته نشود: چرا فریاد نزدى؟ قرآن مى‏فرماید: گفتن، یا سبب تذکّر است و یا وسیله عذر «عْذَراً اَوْ نُذْراً ؛ سوره مرسلات ؛ آیه 6»

بزرگان، احتمال اثر را شرط وجوب امر به معروف دانسته اند؛ یعنى اگر احتمال اثر نمى‏دهى، واجب نیست؛ نه آنکه ممنوع است. تا آنجا که خداوند منع نکرده است مى‏توان پیش رفت؛ در صورت منع خداوند تکلیف عوض مى‏شود؛ نظیر آیاتى که مى‏فرماید: «فَاعْرِضْ عَنهُم : از آنان اعراض کن که فایده‏اى ندارد.» «سوره انعام ؛ آیه 68»

(صفحه 45)

بهترین راه دعوت به نماز

بهترین وسیله امر به نماز، عقیده به مبدأ و معاد است. لذا کسى که مى‏خواهد به طور ریشه‏اى مردم را به نماز وادار نماید، باید روى عقائد مردم کار کند. به کسى که وارد منزلى مى‏شود، زمانى مى‏توان گفت: این کار را بکن و این کار را نکن! که عقیده داشته باشد: منزل صاحبى دارد. حسابى در کار است. از حرکات او در منزل فیلمبردارى مى‏شود و ...

اگر او اعتقاد داشته باشد این خانه بى‏صاحب و بى‏حساب است و من آزاد هستم. حسابرسى و کنترل و فیلمبردارى هم در کار نیست‏. فکر مى‏کند که هر چه نچاپد، از کیسه‏اش رفته است و هر چه عیاشى نکند، باخته است.

اگر انسان معتقد شد این جهان صاحبى چون خداوند و حسابى چون قیامت دارد؛ تمام کارهاى او حتى بر افکار و نیّات او ناظرى نظارت مى‏کند؛ همین ایمان و بینش، او را در جهان تبدیل به یک انسان وارسته و متقى مى‏سازد.

(صفحه 50)

من که خدا را قبول دارم ، چرا نماز بخوانم؟

خداوند در قرآن درباره بعضى مى‏فرماید: «لا يُؤْمِنُ بِاللّهِ الْعَظيم «سوره حاقّه ؛ آیه 32» ایمان ندارند. و درباره گروه دیگرى مى‏فرماید: «نَسُوا اللّه» «سوره حشر؛ آیه 19» خدا را فراموش مى‏کنند و یا «نَسُوا يَوْمَ الْحِساب» «سوره صاد؛ آیه 26» قیامت را به فراموشى مى‏سپارند.

بعضى افراد ایمان دارند و حتى مى‏توانند ساعت‏ها در اثبات خدا و معاد سخنرانى کنند؛ یا مقاله‏اى بنویسند؛ ولى فراموش کارند؛ لذا هم ایمان لازم است و هم توجه و یادآوری.

دلیل و راز و رمز نماز آن است که انسان (علاوه بر یاد خدا) به یاد خدا هم باشد. «اَقِمِ الصَّلوةَ لِذِکری» «سوره طه؛ آیه ۱9»

(صفحه 51)

آیا می دانید بی نماز ها پیامبر اکرم 9 را ناراحت می کنند؟

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ 7 :‏ مَا لَكُمْ تَسُوءُونَ رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَكَيْفَ نَسُوؤُهُ فَقَالَ أَ مَا تَعْلَمُونَ أَنَّ أَعْمَالَكُمْ تُعْرَضُ عَلَيْهِ فَإِذَا رَأَى فِيهَا مَعْصِيَةً سَاءَهُ ذَلِكَ فَلَا تَسُوءُوا رَسُولَ اللَّهِ ص وَ سُرُّوهُ‏.

امام صادق 7 به یارانش فرمود: «چرا رسول خدا صلى الله علیه و آله را ناراحت مى‏کنید؟ یکى از آنان پرسید: «چگونه ناراحت مى‏کنیم؟»

امام فرمود: «هر گناهى را که انجام مى‏دهید، به رسول خدا 9 عرضه مى‏کنید و آن حضرت ناراحت مى‏شود. «بحار الأنوار ؛ ج‏23 ؛ ص 349» قرآن هم به این مطلب اشاره کرده است؛ «قُلِ اعْمَلُوا فَسَیرَى اللَّهُ عَمَلَکم وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤمِنُون» «سوره توبه ؛ آیه 105»

(صفحه 51)

احکام امر به نماز و نهی از بی نمازی در تحریر الوسیله امام خمینى 1:

  1. اگر کلام از شخص خاصى اثر دارد و نه دیگران، امر به نماز و نهى از بی نمازی نسبت به آن شخص واجب عینى است.
  2. در امر به نماز قصد قربت لازم نیست؛ حتى اگر براى ریا و خودنمائى باشد واجب ادا مى‏شود.
  3. اگر (بی نماز) با اشاره، دست از خلاف بر مى‏دارد، برخورد شدید و بیش از اشاره که توهین به او باشد، جایز نیست.
  4. اگر نهى ما از حجم گناه کم مى‏کند، ولى گناه را ریشه کن نمى کند، باز هم واجب است. (مثلاً سبب می شود که گاهی نماز را بخواند)
  5. اگر نهى مکرر (بی نماز) مؤثر است (و سبب نماز خوان شدن می شود) ، تکرار واجب است.
  6. اگر سکوت ما سبب جرأت بیشتر بی نمازان مى‏شود، سکوت حرام است.
  7. اگر امر و نهى ما در خلافکار اثرى ندارد، ولى در دیگران مؤثر است، امر و نهى واجب است.
  8. اگر امر به نماز و نهى از بی نمازی اثر معکوس داشته باشد، واجب نیست؛ مثل افراد لجوجى که اگر نهى کنید، بدتر مى‏کنند.
  9. در امر به نماز و نهى از بی نمازی لازم نیست که صد در صد به نتیجه برسیم؛ حتى اگر یک درصد اثر داشت، واجب است.

(صفحه 63 ؛ الفاظ تحریر الوسیله از «معروف» به نماز و «منکر» به بی نمازی تغییر داده شده است)

آیا می توانیم رفت و آمد با فامیل بی نماز را ترک کنیم؟

در تحریر الوسیله امام خمینى 1 چندین مسأله در این باره آمده است که وظیفه ما را مشخص می کند:

  1. اگر رفت و آمد با بی نماز از مقدار بی نمازی مى‏کاهد، این آمد و رفت واجب است.
  2. اگر آمد و رفت با بی نماز در بعضى افراد خانه اثر (خوبِ) موقّت مى‏گذارد، باز هم واجب است.
  3. اگر قطع رابطه بی نماز را از ترک نماز باز مى‏دارد، این قطع رابطه واجب است.
  4. اگر رفت و آمد با کسى او را در ترک نماز جسورتر مى‏کند، این رفت و آمد حرام است.
  5. اگر شک داریم که آمد و رفت با بی نماز او را از ترک نماز باز مى‏دارد یا در گناه ‏کردن جسورتر مى‏کند، باز هم به خاطر قانون صله رحم و دید و بازدید باید رفت و آمد داشته باشیم.

(صفحه 64 ؛ الفاظ تحریر الوسیله از «گنه کار» به بی نماز تغییر داده شده است)

دعوت ناموفق به نماز

افرادى امر به نماز مى‏کنند، ولى موفق نمى شوند و این شکست براى همیشه در روح آنان اثر منفى مى‏گذارد؛ طورى که همیشه با خود مى‏گویند: «فایده ندارد؛ زیرا در فلان وقت گفتم و اثرى نکرد.»

این افراد نیز باید بدانند که اولًا: شما در همان دفعه‏اى که به ظاهر شکست خوردى، پاداش بزرگى از طرف خداوند دریافت کردى.

ثانیاً: شاید در برابر تذکّر شما سرسختى نشان بدهند و گوش به سخن شما ندهند، ولى حرف در درون هر فرد، [اِن شاءَ اللّه] دیر یا زود اثر خواهد گذاشت.

به علاوه، شکست در یک یا چند مورد، دلیل بر ترک این وظیفه الهى نیست. مگر شما اگر به نسخه پزشکى عمل کردى و نتیجه‏اى نگرفتى، براى همیشه بیمارى را تحمل مى‏کنى؟ یا پزشک و نسخه را آن قدر تغییر مى‏دهى، تا به نتیجه برسى؟!

(صفحه 81)

توقع بی جا در دعوت به نماز

گاهى انسان به نتیجه نمى رسد، ولى باید امر و نهى کند. مگر حضرت نوح چقدر به نتیجه رسید؟ مگر روز عاشورا که شخص امام حسین 7 موعظه کرد و مردم را از بزرگترین منکرات (شهید کردن امام) باز داشت، چقدر اثر کرد؟ همیشه تأثیر لازم نیست. گاهى براى اتمام حجت، لازم است موعظه کنیم؛ به قول قرآن کریم: «عْذَراً اَوْ نُذْراً ؛ سوره مرسلات ؛ آیه 6»

به نظر مى‏رسد که ترک امر به نماز به خاطر توقع اشتباهی است که «سخن ما باید همین امروز اثر کند و به ما هم هیچ لطمه‏اى وارد نشود.»

(صفحه 106)

با توجه به آیه 112 سوره توبه کسانى در امر به معروف (نماز) موفق‏ترند که خودشال صفات برجسته‏اى داشته باشند و اهل توبه و سجده و رکوع و قیام باشند. «التّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ الْسابِحُونَ الرّاکعُونَ السّاجِدُونَ الامِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النّاهُونَ عَن الْمُنْکر»

(صفحه 124)


[1] مستدرک الوسائل ، ج ۳ ، ص ۳۲۴.