سه نوع مقایسه ما سه نوع مقایسه داریم
سه نوع مقایسه
ما سه نوع مقایسه داریم: صعودی مساوی نزولی (نگاه به بالا، نگاه به مساوی و نگاه به پایین)
در امور مادی مقایسه نزولی داشته باشیم.
سلمان فارسی رَحْمةُ الله علیه گفت پیامبر به من فرمود در امور مادی به پایین تر از خودت نگاه کن : «أَوْصَانِی خَلِیلِی بِسَبْعَةِ ... أَوْصَانِی أَنْ أَنْظُرَ إِلَى مَنْ هُوَ دُونِی وَ لاَ أَنْظُرَ إِلَى مَنْ هُوَ فَوْقِی» [1]
در زمان حضرت موسی بسیاری از مردم در امور مادی به فرعون نگاه می کردند و می گفتند: " یا لَیتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِی قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ " [2]
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: " مَن نَظرَ إلى ما فی أیدی النّاسِ طالَ حُزنُهُ " [3] هر که در زندگی اش به امکان مادی دیگران نظر بیندازد غم و غصه و اضطراب و نگرانی اش زیاد می شود.
در امور معنوی مقایسه صعودی داشته باشیم و به بالاتر از خودت نگاه کنیم.
امام سجاد نمازش را با امیرالمؤمنین مقایسه می کرد. ما نمازمان را با چه کسی مقایسه می کنیم؟ [4]
به پنج چیز مغرور نشو
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: عبدالله بن مسعود! به چند چیز مغرور نشو : خوبی ظاهری بین مردم (شهرت) ، علم و کارهایت و احسان به دیگران و عبادتت.
يَا اِبْنَ مَسْعُودٍ ... لاَ تَغْتَرَّنَّ بِصَلاَحِكَ وَ عِلْمِكَ وَ عَمَلِكَ وَ بِرِّكَ وَ عِبَادَتِكَ . [5]
[شیطان علم و عبادتش بیشتر از همه ما بود و عاقبت به شر شد]
تفاوت عجله و سرعت
گاهی افراد بین سرعت گرفتن در کار خیر و عجله کردن خلط میکنند در حالی که این دو با هم تفاوت ریشه ای دارند.
قرآن در عین حال که به انبیاء و مردم میفرماید عجله نکنید " سَأُرِیكُمْ آیاتِی فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ " [6] و نیز امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید: " مَعَ اَلْعَجَلَةِ تَكُونُ النَّدَامَةُ " ؛ کسی که عجله کند نادم میشود.
اما در عین حال میفرماید: " وَ سارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ " [7] بدوید، بشتابید، به سوی آمرزش. و یا " یسارِعُونَ فِی الْخَیراتِ " [8] در کار خیر و در کار مثبت سرعت بگیرید.
مرز این دو که یکی ارزش و دیگری ضدارزش، یکی بیماری و دیگری به عنوان یک صفت پسندیده است، کجاست؟ در یک جمله تفاوت این دو را برایتان بیان کنم. در هر کاری که پیش از زمان مقتضی و پیش از فراهم شدن شرایطش شتاب شود گفته میشود " عجله " . قال على (علیه السلام): إِیاكَ وَ الْعَجَلَةَ بِالْأُمُورِ قَبْلَ أَوَانِهَا. [9]
اگر در وقت مقتضی و بعد از فراهم شدن شرایطش شتاب شود گفته میشود " سرعت " .
مثال ساده: میوه ای هنوز نرسیده و فصل چیدنش نیست، مثلا فرض کنید فصل چیدن آن تیر ماه است، اگر کسی این میوه را زودتر چید این عجله میشود؛ یعنی شتاب به کاری که هنوز زمان و شرایط آن نرسیده است. حال تیر ماه که شد باید زود آن را بچینی، زیرا اگر آن را نچینی فاسد و خراب میشود اگر در وقت آن سرعت گرفتید به آن گفته میشود " سرعت " ، که امری ارزشمند و پسندیده است.
[اگر هنوز اذان نگفته اند برای خواندن نماز عجله نکن و وقتی] نماز بر پا شد سرعت بگیر و خودت را به نماز برسان. سرعت در کارهایی که زمانش رسیده یک ارزش است. [10]
نماز شب را می شود در روز بخوانم؟
علامه حسن زاده آملی: در شب پنج شنبه 21 ماه رجب 1387 ه ق به استاد حضرت علامه طباطبایی عرض کردم: جناب آقا! دستور العملی که برای بین الطلوعین فرموده اید، گاهی مقدسی من گل می کند، روزه می گیرم، علاوه این که ماه مبارک رمضان در پیش است و انسان وقتی که سحر خورده دیگر در بین اطلوعین حالی برای خلوت و ذکر ندارد، آیا می شود که در این صورت دستور را در وقت دیگر انجام دهم؟
فرمودند: آقا! من هم این سؤال را از مرحوم علامه قاضی پرسیدم و ایشان در جواب فرمود: آری، می توانی به وقت دیگر افکنی و این آیه مبارکه سوره فرقان را به عنوان شاهد قرائت کرد " وَهُوَ ٱلَّذِی جَعَلَ ٱلَّیْلَ وَٱلنَّهَارَ خِلْفَةًۭ لِّمَنْ أَرَادَ أَن يَذَّكَّرَ أَوْ أَرَادَ شُكُورًۭا " [11]
ترجمه: و اوست که شب و روز را جانشین یکدیگر قرار داد برای کسی که بخواهد پند گیرد یا بخواهد شکرگزاری کند.[یعنی آنچه از عبادت را که در روز کوتاهی کرده و در شب انجام دهد و به عکس و طبق این آیه شریفه ما میتوانیم قضای نماز شب را در روز به جا بیاوریم] [12]
رابطه پر خوری و نماز
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : لا یَدْخُلُ مَلَكُوتَ السَّمَاواتِ والأرْضِ مَنْ مَلَأَ بَطْنَهُ [13]
كسى كه شكم خود را پر كند، به ملكوت آسمانها و زمین وارد نمى شود .
بنابراین اگر دوست داری در نماز به باطن و ملکوت عالم برسی از پرخوری دوری کن.
همچنین فرمودند: إِيَّاكُمْ وَ فُضُولَ المَطْعَمِ فَإِنَّهُ يَسُمُّ الْقَلْبَ بِالْقَسْوَةِ وَ يُبْطِئُ بِالْجَوَارِحِ لِلطَّاعَةِ. [14]
از خوردن بیش از حد بپرهیزید كه آن دل را سخت مى گرداند و اعضاى بدن را در اطاعت خدا تنبل مى سازد .
با قلب سخت نمی توان در نماز در محضر خدا بود و حضور قلب داشت.
بالاترین مرتبه ایمان
رسولُ اللّه ِ صلى الله علیه و آله : أفضلُ الإیمانِ أنْ تَعلمَ أنّ اللّه َمعكَ حَیثُ ما كُنتَ. [15]
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : برترین ایمان آن است كه بدانى خداوند همه جا با تو هست.
در نماز مدام به این توجه می کنیم که خدا با ماست هم حاضر است و هم ناضر است. اگر در طبقه منفی ده باشیم یا در غاری تنها باشیم باز هم می خوانیم: " ایاک نعبد و ایاک نستعین "
تشکر برای مستجاب نشدن دعاها
حاج اسماعیل دولابی : اگر پرده کنار رود و به حقایق واقف شویم بیش از آنچه برای دعاهایی که خدا اجابت کرده شاکریم، برای دعاهایی که اجابت نکرده است شاکر میشویم.
چون میفهمیم اگر آن دعاها را اجابت کرده بود چه بلایی بر سر خود آورده بودیم. [16]
در آیه 217 سوره بقره می خوانیم : وَعَسَىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ ۗ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ.
و بسا چیزی را خوش ندارید و آن برای شما خیر است، وبسا چیزی را دوست دارید و آن برای شما بد است؛ وخدا [مصلحت شما را در همه امور] می داند و شما نمی دانید.
استغفار، درمان تمام دردها
آیت الله بهجت: روایت عجیب و غریبی از حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله نقل کردهاند که: " أَلا أُخْبِرُکمْ بِدآئِکمْ مِنْ دَوآئِکمْ؟ دَآؤُکـمُ الذنُـوبُ، وَ دَوآؤُکـمُ الإِسْتِغْفارُ " [17]
آیا درد و درمان شما را به شما خبر ندهم؟ درد شما گناهان، و دوا و درمانتان استغفار است " .
یعنی سرت درد میکند، " دوآؤُکمُ الإِسْتِغْفارُ " ، پایت درد میگیرد، دوای آن استغفار است، گوش و دندان درد میکند، " دوآؤُکمُ الإِسْتِغْفارُ " و... یعنی یک نسخه برای درمان همه دردها! [18]
منشأ همه دردها گناهان است و درمان همه دردها استغفار است. شما نسخه ای دارید که همه بیماریها را درمان میکند. کلیدی که همه درها را باز میکند. بعضی از کلیدها شاه کلید است، میتواند هر در بسته ای را باز کند. در امور معنوی چنین شاه کلیدی داریم.
ریشه تمام دردها و رنجها و افسردگیها و عذابها و ناراحتیها و اختلافها و دوریها و خرابیها و فتنهها و فسادها و ظلمها گناه است و درمان همه این دردها استغفار. [19]
ما همه غرق گناهیم و یک حسین داریم
پرسش: این جمله درست است: ما همه غرق گناهیم و یک حسین داریم درست است یا نه؟
پاسخ : اگر منظور این است که مثل حضرت آدم علیه السلام به واسطه امام حسین اثر گناه ما پاک شود و توبه کنیم و به خداوند نزدیک شویم.
اما اگر منظور این است که گناه را ادامه دهیم و بگوییم امام حسین علیه السلام نمی گذارد ما عذاب شویم، نه.
پیغمبر ما میفرماید: لَوْ عَصَيْتُ لَهَوَيْتُ ؛ [20] اگر من معصیت کنم، [ مثلا نماز نخوانم] سرنگون خواهم شد.
خدا با کسی تعارف ندارد. گناه اثر وضعی دارد. غفلت از خدا و نافرمانی خدا از سوی هرکس باشد، اثر خودش را دارد.
مبارزه نماز با گناه
امیر مؤمنان علیه السلام فرمودند: مَنْ كَثُرَ فِكْرُهُ فِي اَلْمَعَاصِي دَعَتْهُ إِلَيْهَا. [21] کسی که زیاد درباره گناهان فکر کنند، گناهان او را به سوی خود میکشند.
در جایی دیگر فرمودند: فِكْرُكَ فِي اَلْمَعْصِيَةِ يَحْدُوكَ عَلَى اَلْوُقُوعِ فِيهَا. [22] تفکر در معصیت، تو را به وقوع در آن تشویق میکند.
گناه اول فکرش میآید. بعد جا میگیرد، بعد تبدیل به تصمیم و عزم میشود، بعد به دنبالش میروی و وسائلش را فراهم میکنی.
چه کنیم که گناه از ما بریده و جدا شود؟
از اول نباید فکر گناه نکنیم. با یاد خدا فکر گناه را از سر خود دور کنیم. در مجالس ذکر خدا قرار بگیریم. جایی که نور میزند، تاریکی ها می رود.
[نماز از جنس ذکر و یادآوری است و هر چه یاد خدا بیشتر باشد ، فکر گناه کمتر می شود ، حضور در مسجد ، حضور در مجلس ذکر است که افکار منفی را از انسان دور می کند] [23]
کشیدن تیر از پای امیرالمؤمنین در نماز
[پرسش: چگونه در نماز از پای حضرت علی علیه السلام تیر کشیدند و ایشان متوجه نشد؟]
پاسخ : چطور به بیمار یک آمپول بی هوشی میزنند و بدنش را جراحی میکنند و نمی فهمد.
آیا شوق دیدار خدا و ملاقات با خدا [توسط امیرالمؤمنین در نماز] که به اندازه یک آمپول اثر ندارد؟ [24]
پاداش نماز بر اساس میزان عقل
راوی میگوید: نزد امام صادق علیه السلام از عبادت و دینداری و فضائل شخصی سخن راندم. حضرت فرمودند: " کَیفَ عَقلُه ؛ عقل او چگونه است؟ " گفتم: " نمی دانم " . فرمودند: " إِنَّ ٱلثَّوَابَ عَلَىٰ قَدْرِ ٱلْعَقْلِ ؛ پاداش، به اندازه عقل است. "
آنگاه فرمودند: مردی از بنی اسرائیل در جزیره ای سرسبز، پر درخت و پر آب، خدا را بندگی میکرد. فرشته ای از فرشتگان از کنار او گذشت. آنگاه گفت: " پروردگارا! پاداش این بنده را به من نشان ده " . خداوند پاداش بنده را به فرشته نشان داد؛ اما آن پاداش به نظر فرشته کم آمد.
خداوند بر فرشته وحی فرستاد که او را همراهی کن. فرشته به صورت انسانی نزد او آمد. مرد عابد از فرشته پرسید: " کیستی؟ " . گفت: " مردی عبادت پیشهام که خبر جایگاه و عبادت این مکان به من رسید. آمدهام به همراه تو خدا را عبادت کنم " . آن روز را با مرد بنی اسرائیلی سپری کرد. چون روز دیگر شد، فرشته به وی گفت: " مکان تو پاکیزه است و تنها برای عبادت مناسب است " . مرد عابد گفت: " مکان ما عیبی دارد. " فرشته پرسید: " آن عیب چیست؟ " گفت: " پروردگار ما چار پایانی ندارد. اگر خداوند، الاغی داشت، در این مکان آن را میچراندیم؛ چرا که این علفها تلف میشود! " فرشته گفت:
" خداوند، الاغ میخواهد چه کند؟ " مرد عابد گفت: " اگر خدا الاغی داشت، این علفها هرز نمیرفت " . آن گاه، خداوند بر فرشته وحی فرستاد که " إِنَّمَا أُثِيبُهُ عَلَىٰ قَدْرِ عَقْلِهِ ؛ همانا او را به اندازه عقلش پاداش میدهم. " [25]
[1] سلسله سخنرانی های استاد رفیعی ؛ ج ۱ ، ص: ۹۶.
[2] قصص ، آیه ۷۹.
[3] أعلام الدین ؛ ج ۱ ؛ ص: ۲۹۴
[4] سلسله سخنرانی های استاد رفیعی ؛ ج ۱ ، ص: ۹۶.
[5] بحارالانوار ، ج ۷۴ ، ص ۱۰۳.
[6] انبیاء ، آیه ۳۷.
[7] آل عمران ، آیه ۱۳۳.
[8] مومنون ، آیه ۶۱.
[9] بحارالانوار ، ج ۷۴ ، ص ۲۶۵.
[10] سلسله سخنرانی های استاد رفیعی ؛ ج ۱ ، ص: ۱۵۱.
[11] فرقان ؛ آیه 62.
[12] کتاب هزار و یک حکایت قرآنی حکایت ۲۰۱.
[13] مجموعة ورّام ؛ ج 1 ؛ ص: 100.
[14] بحار الأنوار ؛ ج ۱۰۰ ؛ ص: ۲۷.
[15] نهج الفصاحه ، ص 229.
[16] کتاب مصباح الهدی ص: ۶۹.
[17] بحارالانوار ، ج۹۰ ، ص۲۸۲.
[18] در محضر بهجت ، ج۱ ، ص ۳۴۴.
[19] استغفار راه رهایی از تنگناها ؛ ص: ۵۳.
[20] بحار الأنوار ، ج ۲۲ ، ص ، ۴۵۵.
[21] غرر الحکم ، ح ۸۵۶۱.
[22] غرر الحکم ، ص ۵۱۸.
[23] استغفار راه رهایی از تنگناها ؛ ص: ۵۹.
[24] استغفار راه رهایی از تنگناها ؛ ص: ۷۳.
[25] الکافی ، ج ۱ ، ص ۱۲. ح ۸.