#تاریخچه_نماز جلسه 15 ؛ نماز پیامبر در سفر معراج 1

گفتیم که نماز بعد از اولین سفرِ پیامبر به معراج بر مسلمان‌ها واجب شد.

در اینکه اولین سفر معراج چه سالی بود ، اختلاف نظرهایی وجود دارد که دو تا از آن نظرها را خدمت‌تان بیان می‌کنم :

یک. نظر «ابن شهرآشوب» این است که معراج پیامبر صلّی الله علیه و آله در سال نهم بعثت بوده است. [1]

دو. نظر جناب «قطب الدین راوندی» این است که معراج پیامبر ، در سال سوم بعثت بوده است و حدیثی هم از آقا امیرالمومنین در تأیید نظر خودشان می آورند که « بَعْدَ ثَلَاثِ سِنِينَ مِنْ مَبْعَثِهِ أُسْرِيَ بِهِ إِلَى بَيْتِ الْمَقْدِسِ وَ عُرِجَ بِهِ مِنْهُ إِلَى السَّمَاء » [2] بعد از سه سال که از بعثت پیامبر گذشت پیامبر به سمت بیت المقدس رفتند و از بیت المقدس به آسمان عروج کردند.

و با توجه به اینکه سوره نجم که درباره سفرِ معراج پیامبر سخن می‌گوید ، اواخرِ سال سومِ بعثت یا اوایلِ سال چهارم بعثت نازل شده ما نظر «قطب‌الدین راوندی» را می‌پذیریم.

جبرئیل در شب معراج ، پیامبر عزیزمان صلّی الله علیه و آله را همراهی کردند از مسجدالحرام تا مسجد الاقصی و از مسجد الاقصی به آسمان‌ها‌.

در آیه اول سوره اسراء آمده : « سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا »

در این سیر شبانه ، پیامبر عزیزمان از مسجد کوفه عبور می‌کردند از خداوند اجازه گرفتند به این مسجد که بسیار مقدس است و بسیاری از پیامبران الهی در آنجا اقامه نماز داشتند ؛ نزول کردند و دو رکعت نماز خواندند [3] و بعد به سیر خودشان ادامه دادند.

وقتی به آسمان‌ها رفتند هفت آسمان را عبور کردند و به عرش الهی رسیدند. [4] خداوند به پیامبر عزیزمان فرمودند : "از آبِ چشمه ی صاد که از پایه عرشِ من جاری شده وضو بگیر. [5] حضرت وضو گرفتند و آماده شدند برای اقامه نماز. خداوند فرمودند : «رویت را به سوی زمین قرار بده و به سوی حجرالاسود بایست. » [6]

شاید همین موقع بود که پیامبر عزیزمان صلّی الله علیه و آله فهمیدند به زودی قبله‌گاه مسلمان‌ها از بیت المقدس به سوی کعبه تغییر خواهد کرد!

خداوند فرمودند : « كَبِّرْنِي عَلَى عَدَدِ حُجُبِي‏ » [7] به تعداد حجاب‌هایی که می‌بینی «اللهُ اَکبر» بگو!

پیامبر عزیزمان هفت بار «اللهُ اَکبر» گفتند و با هر «اللهُ اَکبر» ایشان حجابی از جلوی چشم پیامبر برداشته شد و در ابتدای نماز سنّت شد که شش تا تکبیر مستحب گفته شود و تکبیر هفتم تکبیرة الاحرام آغازین نماز بشود.

در رابطه با نماز پیامبر در معراج در جلساتِ بعد با هم گفتگو خواهیم کرد.

#تاریخچه_نماز جلسه 16 ؛ نماز پیامبر در سفر معراج 2

در جلسه قبل بیان شد که پیامبر عزیزمان در سفر معراج از چشمه «صاد» وضو گرفتند و الله اکبر نمازشان را در محضر خداوند گفتند.

خدا به ایشان فرمودند : سوره حمد را بخوان! حضرت وقتی سوره حمدشان تمام شد ، ندا آمد که « اقْرَأْ يَا مُحَمَّدُ نِسْبَةَ رَبِّك‏ » [8] : شناسنامه پروردگارت را بخوان! و حضرت شروع کردند به خواندن سوره « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد »

وقتی این سوره تمام شد پیامبر سه بار فرمودند : « كَذَلِكَ اللَّهُ رَبِّي » [9] چنین خدایی با این اوصافش پروردگار من است. و مستحب است در نمازمان وقتی سوره توحید را می‌خوانیم بعدش بگوییم « كَذَلِكَ اللَّهُ رَبِّي ».

خداوند فرمودند : در مقابل پروردگارت خم شو! حضرت به رکوع رفتند ، خداوند فرمودند : بگو « سُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِه‏ » ، پاک و منزه است پروردگارِ باشکوه من و من او را حمد می‌کنم.

پیامبر عزیزمان این ذکر را سه بار فرمودند و مستحب است که ما در رکوع نماز هایمان این ذکر را سه مرتبه بگوییم.

بعد خداوند فرمودند : بلند شو بایست!

وقتی پیامبر ایستاد ، با گوششان صدای سُبحان الله ، اَلحمدُلِله و لا إله إلّا الله فرشتگان را می‌شنیدند!

حضرت فرمودند : « سَمِعَ اللهُ لِمَن حَمِدَه » خدا می‌شنود حمد هر کسی که او را حمد کند. [10]

یکی از معانیش این است که خداوند ذکر‌های شما را می‌شنود و یکی دیگر از معانیش این است که هر کسی حمد الهی را به جا بیاورد خداوند سخن او را می‌شنود ؛ یعنی دعای او را مستجاب می‌کند.

بعد خداوند فرمودند : حالا به سجده برو و بگو « سُبْحَانَ رَبِّيَ الْأَعْلَى وَ بِحَمْدِهِ » پاک و منزه است خدایی که برتر است و من او را سپاس و ستایش می‌کنم. پیامبر عزیزمان ، این ذکر را در سجده شان سه بار فرمودند و مستحب است که ما هم سه بار در سجده نمازمان این ذکر را بگوییم.

وقتی از سجده اول بلند شدند و نشستند ، جلوه‌ای از عظمت و شکوه پروروگار را دیدند که دوباره خودِ حضرت به سجده رفتند و این ذکر سجده را سه بار گفتند.

بعد از آن خداوند فرمودند : دوباره بایست و مانند رکعت اول سوره حمد را بخوان.

وقتی سوره حمد تمام شد ندا آمد که «سوره إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْر را بخوان!» « فَإِنَّهَا نِسْبَتُكَ وَ نِسْبَةُ أَهْلِ بَيْتِكَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة » [11] این شناسنامه تو و خاندان توست تا روز قیامت.

چون در سوره قدر سخن از کسانی می‌آید که در شب قدر فرشتگان بر آنها نازل می‌شوند و آن افراد خود پیامبر یا جانشینان آنها تا روز قیامت خواهند بود.

وقتی سوره قدر تمام شد پیامبر عزیزمان صلّی الله علیه و آله به رکوع و سجده رفتند و بعد از دو تا سجده نشستند و جمله جمله ی تشهد و سلام را از خداوند دریافت کردند و عین آن جملات را بیان کردند.

به دستور خدا بر رسالت خودشان شهادت دادند « وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُه‏ » به دستور خداوند بر خودشان و خاندانشان صلوات فرستادند که « اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمد » و بعد سلام نماز را دادند و نماز را به پایان رساندند.

باید توجه داشته باشیم که تک تک جملاتِ نماز و عبادات ما توقیفی است یعنی باید خود خداوند بیان کنند که چه جمله‌ای را بگویید و چه حرکات و سکناتی را در عبادات داشته باشید! مستحب است ما در نمازمان سوره توحید و سوره قدر را بخوانیم که بسیار سفارش شده است.

وقتی پیامبر عزیزمان در درگاه خدا بودند در رکعت اول سوره توحید را خواندند و در رکعت دوم سوره قدر و مستحب است که ما وقتی در زمین هستیم و عبادات خدا را می خواهیم انجام بدهیم در رکعت اول سوره « اِنَّا أَنْزَلْناهُ » را بخوانیم و در رکعت دوم سوره توحید را بخوانیم. [12]

امام رضا علیه السلام در تمام نمازهای واجب خود عادت داشتند که این دو سوره را تلاوت کنند. [13]

#تاریخچه_نماز جلسه 17 ؛ نماز پیامبر در سفر معراج 3

در جلسه قبل بیان شد که پیامبر عزیزمان دو رکعت نماز در پیشگاه خداوند در شب معراج خواندند.

وقتی نماز پیامبر تمام شد خداوند فرمودند : ای محمد! برای امت تو پنجاه دو رکعت در شبانه روز واجب کردم.

در مسیر بازگشت وقتی پیامبر عزیزمان صلّی الله علیه و آله به حضرت موسی علیه السلام رسید ؛ حضرت موسی پرسید : چه خبر ؟ پیامبر عزیزمان فرمودند پنجاه تا دو رکعت بر من و امتم واجب شده است.

حضرت موسی فرمودند : ای احمد! برگرد و از خداوندت تخفیف بخواه « فَإِنَّ أُمَّتَكَ لَا تُطِيقُ ذَلِك‏ » [14] امت تو توانایی پنجاه تا دو رکعت در شبانه روز ندارد !

به قول بنده شخصی ۹۰ دقیقه فوتبال می‌بیند ، ده دقیقه هم تحلیلش را می‌بیند می‌شود صد دقیقه.

اما اگر بخواهد پنجاه تا دو رکعت بخواند که بشود صد دقیقه سرش درد می‌گیرد ، کمرش درد می‌گیرد ، پایش درد می‌گیرد و می‌گوید حالش را ندارم!

پیامبر عزیزمان برگشتند و درخواست تخفیف کردند. خداوند فرمودند : چهل تا دو رکعت نماز بخوانند!

وقتی به حضرت موسی اطلاع دادند حضرت فرمود : باز هم برگرد و تخفیف بگیر! خداوند فرمودند : سی تا دو رکعت بخوانند!

حضرت موسی فرمود دوباره تخفیف بگیر! شد بیست تا دو رکعت! . . . حضرت موسی فرمود : باز هم برو از خدایت تخفیف بگیر! خداوند فرمودند :ده نماز و در دفعه آخر فرمودند پنج تا دو رکعت بخوانند!

یعنی خداوند متعال به خاطر گُل روی پیامبر چهل و پنج تا ۲ رکعت را بخشید.

حضرت موسی فرمودند : باز هم دوباره تخفیف بگیر! پیامبر عزیزمان فرمودند : « إِنِّي لَأَسْتَحْيِي أَنْ أَعُودَ إِلَى رَبِّي‏ » [15] من حیا می‌کنم که برگردم باز هم درخواست تخفیف کنم! خودم و امتم بر این پنج نماز صبر می‌کنیم.

امام صادق علیه السلام بعد از بیان این مطالب فرمودند : « جَزَى اللَّهُ مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ عَنَّا خَيْراً » [16] خداوند حضرت موسی را جزای خیر دهد که تخفیف گرفت برای امت پیامبر.

ممکن است بعضی‌ها این سؤال برایشان پیش بیاید که چرا خود پیامبر عزیزمان اول درخواست تخفیف نکردند ؟ چرا خداوند خودش از اول همان پنج تا نماز را واجب نکرد ؟

باید توجه داشته باشیم همانطور که پدر و مادر گاهی اوقات با هم گفت و گو می‌کنند و در ظاهر این گفتگوی شان نکات تربیتی را به فرزندشان منتقل می‌کنند ، در گفتگوی حضرت موسی و پیامبر عزیزمان و بازگشت پیامبر به سوی خدا یک اثر تربیتی وجود دارد و آن هم این است که مسلمان‌ها بفهمند خداوند اراده کرده به آنها تخفیف بدهد و کار را بر آنها آسان بگیرد و این‌ها تلاش کنند بر همین پنج تا نمازشان مواظبت داشته باشند.

وقتی پیامبر عزیزمان صلّی الله علیه و آله به زمین برگشتند جبرئیل از طرف خدا پیغامی آورد که ای محمد! « مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها » [17] طبق این قاعده اگر کسی از امت تو این پنج تا نماز را خوب مواظبت کند من به اندازه پنجاه تا نماز دو رکعتی به او پاداش می‌دهم و آن اندازه او را رشد می‌دهم.

اگر هواپیمایی با سرعت هشتصد کیلومتر بخواهد حرکت کند مسیر تهران- مشهد را یک ساعته می‌رود. ولی اگر ماشینی بخواهد با سرعت هشتصد کیلومتر برود آن مسیر را ده ساعته می‌رود. پس معلوم است که مسیر ده ساعته خیلی زمان‌ نیاز دارد.

پیامبر عزیز ما دوست داشتند پنجاه تا ۲ رکعت بر امت واجب می‌شد و آنها طاقتش را داشتند تا سرعت رشدشان به سمت خدا بیشتر می‌شد.

جبرئیل این خبر خوش را آورد که اگر بر این ۵ نماز مواظبت کنند ؛ من به اندازه پنجاه نماز آنها را رشد می‌دهم و به سوی خودم نزدیک شان می‌کنم.


[1] العِباداتُ لَم يُشرَع مِنها مُدَّةَ مُقامِهِ بِمَكَّةَ إلَّاالطَّهارَةُ وَالصَّلاةُ ، وكانَت فَرضاً عَلَيهِ وسُنَّةً لِامَّتِهِ ، ثُمَّ فُرِضَتِ الصَّلَواتُ الخَمسُ بَعدَ إسرائِهِ وذلِكَ فِي السَّنَةِ التّاسِعَةِ مِن نُبُوَّتِه‏. ( المناقب لابن شهرآشوب ، ج 1 ، ص 43 )

[2] بحار الأنوار ، ج‏ 18 ، ص 379.

[3] همچنین در مسجد کوفه مکانی به نام «دکّةُ المِعراج» وجود دارد که پیامبر در آنجا نماز مستحبی خواندند و اقامه نماز در آن مکان مستحب است.

إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه و آله لَمّا أَسرى‏ اللَّهُ بِهِ قالَ لَهُ جَبرَئِيلُ عليه السلام : تَدرِي أَينَ أَنتَ يا رَسُولَ اللَّهِ السَّاعَةَ ؟ أَنتَ مُقابِلُ مَسجِدِ كُوفانَ.

قالَ : فَاستَأذِن لِي رَبِّي حَتَّى آتِيَهُ فَأُصَلِّيَ فِيهِ رَكعَتَينِ ، فَاستَأذَنَ اللَّهَ عز و جل فَأَذِنَ لَهُ. ( بحار الأنوار ، ج 100 ، ص 398 )

[4] وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به عرش الهی نزدیک شدند، جبرئیل به ایشان فرمودند : شما تنهایی به سیر ادامه دهید چون من دیگر نمی توانم نزدیک شوم و اگر به اندازه بند انشگت نزدیک تر شوم می سوزم.

فَلَمَّا بَلَغَ إِلَی‌ سِدْرَةِ اَلْمُنْتَهَی‌ فَانْتَهَی‌ إِلَی‌ اَلْحُجُبِ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ تَقَدَّمْ يَا رَسُولَ اَللَّهِ لَيْسَ لِي أَنْ أَجُوزَ هَذَا اَلْمَكَانَ وَ لَوْ دَنَوْتُ أَنْمُلَةً لاَحْتَرَقْتُ. (بحار الأنوار، ج ۱۸، ص ۳۸۲)

[5] يَا مُحَمَّدُ! ادْنُ مِنْ صَادٍ ، فَاغْسِلْ مَسَاجِدَكَ وَ طَهِّرْهَا ، وَ صَلِّ لِرَبِّك ‏. ( الكافي ، طبع دارالحدیث ، ج‏ 6 ، ص 643 )

امام کاظم علیه السلام : [صَاد] عَيْنٌ تَنْفَجِرُ مِنْ رُكْنٍ مِنْ أَرْكَانِ الْعَرْشِ يُقَالُ لَهُ مَاءُ الْحَيَاةِ وَ هُوَ مَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ ص وَ الْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ إِنَّمَا أَمَرَهُ أَنْ يَتَوَضَّأَ وَ يَقْرَأَ وَ يُصَلِّيَ. (علل الشرائع ؛ ج‏2 ؛ ص335)

[6] همان.

[7] همان.

[8] الكافي ، طبع دارالحدیث ، ج‏ 6 ، ص 643.

[9] همان.

[10] همان.

[11] همان.

[12] یکی از دلایل استحباب عمل امام رضا علیه السلام هست که در ادامه بیان شد.

[13] كانَ قِراءَتُهُ في جَميعِ المَفروضاتِ ، فِي الاولى‏ الحَمدَ و «إِنَّا أَنْزَلْناهُ» ، وفِي الثّانِيَةِ الحَمدَ و «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ». ( عيون أخبار الرضا ، ج 2 ، ص 182 )

[14] من لا يحضره الفقيه ، ج‏ 1 ، ص 197.

[15] همان.

[16] همان.

[17]. . . لقول اللَّه عزّ وجلّ مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها ، ألا ترى أنّه عليه السلام لمّا هبط إلى الأرض نزل عليه جبرئيل فقال : يا محمّد ، إنّ ربّك يقرئك السلام ويقول : إنّها خمسٌ بخمسين‏. ( من لا يحضره الفقيه ، ج‏ 1 ، ص 198. )