#همنشین_خدا 99 ؛ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد

به نام خداوند به یاد خداوند و برای خداوند

سلام به شما معلم عزیز. دعا می‌کنم در دنیا زیارت پیامبر و در آخرت شفاعت پیامبر نصیب من و شما شود.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آن قدر برای خداوند عزیز است که خداوند تبارک و تعالی دوست دارد بندگانش، بارها و بارها در شبانه روز، در اذان، در قنوت، در رکوع، در سجده، پیامبرش را یاد کنند و بر او صلوات بفرستند. حتی در تشهد نماز این صلوات را واجب قرار داد.

می‌خواهم با هم سه فایده از این ذکر شریف را از بین روایات مرور کنیم.

یک. فرمودند: زودتر از آبی که آتش را خاموش می‌کند، صلوات گناهان ما را نابود می‌کند. « أمحَقُ لِلخَطایا مِنَ الماءِ لِلنّار ». [1]

به همین خاطر فرمودند اگر کسی گناهانش خیلی زیاد است و فکر می‌کند نمی‌تواند آنها را نابود کند زیاد صلوات بفرستد. صلوات می‌تواند تمام گناهان حق الله ما را از بین ببرد « فَإِنَّهَا تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْماً » [2].

دو. امام صادق علیه السلام فرمودند: « أَنَّ اللّهَ تَعالى قَرَنَ رَسولَهُ بِنَفسِهِ ». آن قدر خداوند پیامبرش را بالا برد تا در کنار خودش قرار داد. [3]

مثلاً یاد پیامبر یعنی صلوات را هم وزن یاد خودش یعنی « سُبحانَ الله، لا اِلهَ اِلَّا اللَّه‏ و اللَّهُ أَکبَر » قرار داد. به همین خاطر ما وقتی در رکوع یا سجده‌ خود صلوات می‌فرستیم گویا « سُبحانَ الله » می‌گوییم. آن پاداش را خداوند به ما می‌دهد. [4]

سه. ما در قبر خود، بر روی پل صراط، و در بهشت، نیاز به نور داریم و نور را باید در دنیا تهیه کنیم.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: زیاد بر من صلوات بفرستید که این صلوات تبدیل به نور می‌شود و این نور در این سه جا شما را همراهی می‌کند. « نورٌ فِی القَبرِ، و نورٌ عَلَى الصِّراطِ، و نورٌ فِی الجَنَّة ». [5]

پس این ذکر شریف را زیاد در نماز و غیر نماز بگوییم.

گوییم از دل و جان * همراه با شهیدان

با قطره‌های باران * صلوات بر محمد.

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجّلْ فَرَجَهُم.

#همنشین_خدا 100 ؛ اسلحه جنگ روانی

یا قاهِرَ العَدُوّ

به نام خدایی که بینی دشمنانش را به خاک می‌مالد.

سلام به شما معلم عزیز.

یک سؤال: آیا می‌دانید بدترین دشمنان اسلام چه کسانی هستند؟ خداوند در قرآن می‌فرماید: یهود. « لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِینَ آمَنُوا الْیهُودَ ». [6]

می‌خواهم با هم دو تا از جنگ‌های روانی آنها علیه اسلام را مرور کنیم.

یک. مسلمان‌ها ۱۳ سال در مکه و حدود ۱۷ ماه در مدینه رو به سوی بیت المقدس نماز می‌خواندند. آنها مسلمان‌ها را تحقیر می‌کردند. طعنه می‌زدند که دینِ شما تقلبی است نشانه‌اش هم این است که قبله مستقلی ندارید دنباله رو ما هستید، رو به قبله‌ی ما نماز می‌خوانید، این هم دلیلِ حقانیت ماست.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شب ها به آسمان نگاه می‌کردند و منتظر پاسخ خداوند بودند. یک روز ظهر وقتی در « مسجد بَنی سالم » دو رکعت اول نماز ظهرشان تمام شد جبرئیل شانه او را به سوی کعبه چرخاند و قبله شد کعبه.

آن مسجد هم نامش شد مسجد « ذو قِبلَتَین » یعنی مسجدی که پیامبر رو به دو قبله در این مسجد نماز خواندند. [7]

دو. بعد از تغییر قبله، یهودیان که در کتاب آسمانیشان خوانده بودند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رو به دو قبله نماز می‌خواند به جای ایمان آوردن، آمدند محضر پیامبر طعنه زدند، که: « اگر قبله‌ی بیت المقدس حق است پس نمازِ شما از این به بعد باطل است و اگر قبله کعبه حق است پس نمازهای قبلی‌ شما باطل بوده ».

آنها می‌گفتند: شما از حق به باطل رفتید یا از باطل به حق؟

پیامبر از آنها سؤال پرسید که: « شما یهودیان می‌گویید خداوند شنبه‌ها ماهیگیری را بر شما حرام کرد و یکشنبه‌ها حلال، شما از حق به باطل رفتید یا از باطل به حق؟ کدام کارتان حق بود؟ »

یهودی‌ها گفتند: زمان ممکن است کارِ حقی را باطل کند و کار باطلی را حق. بنابراین نگرفتن ماهی در شنبه‌ها حق بوده و گرفتن ماهی در یکشنبه‌ها حق. هر دو در زمان خود، حق بود.

حضرت فرمودند: طبق استدلال شما هر دو قبله‌ی ما هم حق بوده.

بیت المقدس در زمان قبل، کعبه از الآن به بعد و هر دو قبله چون به دستور خداوند بوده نمازهای قبلی و بعدی ما صحیح است. [8]

یادمان باشد اسلحه دشمن در جنگ روانی تحقیر و سرزنش و طعنه است و اسلحه ما استدلالِ قوی و محکم.

#همنشین_خدا 101 ؛ صاحب خونه مهمون نمی‌خواهی؟

به نام الله به یاد الله و برای الله

سلام به شما معلم عزیز.

از عرش صدای ربنا‌‌ می‌آید * آوای خوشِ خداوند خدا‌‌ می‌آید

فریاد که درب خانه را باز کنید * مهمان خداوند سوی خداوند می‌آید

آقا امام مجتبی علیه السلام وقتی کنار در مسجد قرار‌‌ می‌گرفت با خداوند این طور صحبت‌‌ می‌کرد، من و شما هم یاد بگیریم جملات را هنگام ورود به مسجد بگوییم.

می‌فرمودند: « إِلَهِی ضَیفُک بِبَابِک » خدا جون ! مهمانت آمده در خانه ات، صاحب خانه مهمان نمی‌خواهی؟[9]

از این جملات آقا بنده‌‌ می‌خواهم پنج نکته را استفاده کنم:

یک. مهمان به مهمان دیگر حتی اگر اذیت کند حق ندارد بگویید چرا آمده ای به این خانه، دفعه‌ی بعد نیا.

همه‌ی ما مهمان‌های خدا هستیم به همین خاطر اگر نوزادی فرش مسجد را کثیف کرد، نوجوانِ پر هیجانی سر و صدا کرد، کودکی صدایش را بلند کرد، هیچ نمازگزاری حق ندارد از گُل نازک تر به آنها بگوید، به آنها حرفِ تلخ بزند، چون همان‌گونه که ما مهمان خدا هستیم، آنها هم مهمان خداوند هستند.

دو. آیا می‌دانید خدای کریم از ورودِ مهمان چقدر خوشحال‌‌ می‌شود؟ همان مقدار که یعقوب بعد از سال ها که به یوسفش رسید خوشحال شد، خداوند هم از ورود نمازگزار به مسجد این مقدار خوشحال‌‌ می‌شود.

« تَبَشبَشَ اللّهُ بِهِ کما یتَبَشبَشُ أهلُ الغائِبِ بِطَلعَتِهِ » [10]

سه. کریم هیچ گاه در خانه‌اش را به روی مهمان نمی‌بندد، حتی اگر مهمان او را اذیت کرده باشد تازه منّت مهمانش را هم می‌کشد که بفرما داخل خانه. خداوند هم‌منت بندگان گناه‌کارش را‌‌ می‌کشد که بفرمایید مهمانی منزل ما.

ای بنده‌ی آلوده ام * در بر رویت بکشوده ام

چشم انتظارت بوده ام * از چه نمی‌آیی بیا

چهار. می‌دانید خداوند کدام مهمان را بیشتر تحویل‌‌ می‌گیرد؟ بیشتر به او احترام می‌کند؟ آن کسی که وقتی به درّه‌ی گناه دارد نزدیک‌‌ می‌شود ترمز دستی را بکشد. « إِنَّ أَکرَمَکمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکمْ » [11]

پنج. زشت است مهمان دیر به خانه میزبان برود و وقتی غذایش را خورد، سریع برگردد. مهمانی که صاحب خانه را دوست دارد زودتر می‌آید و دیرتر برمی‌گردد.

خداوند هم مهمانی را دوست دارد که بیشتر در خانه‌اش بنشیند.

« أَحَبُّ أَهْلِهَا إِلَى اللَّهِ أَوَّلُهُمْ دُخُولًا، وَ آخِرُهُمْ خُرُوجاً مِنْهَا » [12]

سعی کنیم زیاد در خانه خداوند بنشینیم و مهمان او باشیم.


[1] امیرالمؤمنین علیه السلام : الصَّلاةُ عَلَى النَّبی صلى الله علیه و آله أمحَقُ لِلخَطایا مِنَ الماءِ لِلنّار. (بحار الأنوار، ج 94 ص 57)

[2] قَالَ الرِّضَا علیه السلام مَنْ لَمْ یقْدِرْ عَلَى مَا یکفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ فَلْیکثِرْ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ فَإِنَّهَا تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْماً. (بحار الأنوار، ج‏91، ص47)

[3] امام صادق علیه السلام : مَن ذَکرَ اللّهَ کتِبَت لَهُ عَشرُ حَسَناتٍ، و مَن ذَکرَ رَسولَ اللّهِ صلى الله علیه و آله کتِبَت لَهُ عَشرُ حَسَناتٍ، لِأَنَّ اللّهَ تَعالى قَرَنَ رَسولَهُ بِنَفسِهِ. (بحار الأنوار، ج 94 ص 54)

[4] قَالَ الرِّضَا علیه السلام : الصَّلَاةُ عَلَى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ تَعْدِلُ‏ عِنْدَ اللَّهِ‏ عَزَّ وَ جَلَّ التَّسْبِیحَ‏ وَ التَّهْلِیلَ وَ التَّکبِیرَ. (بحار الأنوار، ج‏91، ص47)

[5] پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله : أکثِرُوا الصَّلاةَ عَلَی، فَإِنَّ الصَّلاةَ عَلَی نورٌ فِی القَبرِ، و نورٌ عَلَى الصِّراطِ، و نورٌ فِی الجَنَّة. (مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏5، ص : 333)

[6] سوره مائده، آیه 82.

[7] امام صادق علیه السلام : فلمَّا أصبَحَ وحَضَرَ وَقتُ صلاةِ الظُّهرِ کانَ فی مَسجِدِ بنی سالِمٍ قد صَلّى‏ مِن الظُّهرِ رَکعَتَینِ فَنَزَلَ علَیهِ جَبرائیلُ علیه السلام فَأخَذَ بِعَضُدَیهِ وحَوَّلَهُ إلَى الکعبَةِ وأنزَلَ علَیهِ :

«قَدْ نَرى‏ تَقَلُّبَ وَجْهِک فِی السَّماءِ فَلَنُوَلِّینَّک‏.... (میزان الحکمة، ج‏ 9، ص 261)

[8] پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله : أَ فَتَرَکتُمُ الْحَقَّ إِلَى الْبَاطِلِ أَوِ الْبَاطِلَ إِلَى الْحَقِّ أَوِ الْبَاطِلَ إِلَى الْبَاطِلِ أَوِ الْحَقَّ إِلَى الْحَقِّ؟ قُولُوا کیفَ شِئْتُمْ؟ فَهُوَ قَوْلُ مُحَمَّدٍ وَ جَوَابُهُ لَکمْ قَالُوا بَلْ تَرْک الْعَمَلِ فِی السَّبْتِ حَقٌّ وَ الْعَمَلُ بَعْدَهُ حَقٌّ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَکذَلِک قِبْلَةُ بَیتِ الْمَقْدِسِ فِی وَقْتِهِ حَقٌّ ثُمَّ قِبْلَةُ الْکعْبَةِ فِی وَقْتِهِ حَق‏. (الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسی)، ج‏1، ص 41)

[9] کانَ علیه السلام إِذَا بَلَغَ بَابَ الْمَسْجِدِ رَفَعَ رَأْسَهُ وَ یقُولُ إِلَهِی ضَیفُک بِبَابِک. (بحار الأنوار، ج‏43، ص 339)

[10] پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله : لا یتَوَضَّأُ أحَدٌ فَیحسِنُ وُضوءَهُ و یسبِغُهُ ثُمَّ یأتِی المَسجِدَ لا یریدُ إلَّا الصَّلاةَ فیهِ إلّا تَبَشبَشَ اللّهُ بِهِ کما یتَبَشبَشُ أهلُ الغائِبِ بِطَلعَتِهِ. (محمدی ری شهری، الصلاة فی الكتاب و السنة، ص 46).

[11] سوره حجرات، آیه 13.

[12] قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ لِجَبْرَئِیلَ علیه السلام : یا جَبْرَئِیلُ، أَی الْبِقَاعِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؟ قَالَ : الْمَسَاجِدُ، وَ أَحَبُّ أَهْلِهَا إِلَى اللَّهِ أَوَّلُهُمْ دُخُولًا، وَ آخِرُهُمْ خُرُوجاً مِنْهَا. (الکافی، ج‏3، ص 489)