#همنشین_خدا 34 ؛ گلستان و خارستان

به نام خداوند، به یاد خداوند و برای خداوند

دعا می‌کنم که همیشه من و شما زیر آبشارِ رحمت خداوند باشیم.

می‌خواهم با هم یک مثال بزنیم تا چند روایت را بهتر بفهمیم.

همه ما از جاده‌های سرسبز، خنک و باصفای شمال لذّت می‌بریم دوست داریم این جاده‌ها را، و از جاده‌های کویری و گرمای خشک بدمان می‌آید هر چند بعضی مواقع مجبور می‌شویم از آن جاده‌ها عبور کنیم.

ما از حضور در گلستان، لذت می‌بریم و از حضور در خارستان، نفرت داریم.

همین طور که من این دو مکان را با هم مقایسه کردم در روایات ما هم دو مکان یعنی بازار و مسجد با هم مقایسه شده است.

یک. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: از بین مکان‌های روی زمین خداوند مساجد را از همه بیشتر دوست دارد و از بازارها از همه مکان ها بیشتر بدش می‌آید. [1]

دو. در روایاتِ ما آمده که مساجد خانه خداست [2] ؛ انسان وقتی وارد خانه کسی می‌شود یعنی به او خیلی نزدیک شده است با ورود به مسجد به خداوند نزدیک می‌شویم و در روایتی امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: بازارها پاتوق شیطان است[3]. یعنی در بازارها به شیطان خیلی نزدیک می‌شویم.

کار شیطان در بازارها چیست؟ کم فروشی، گران فروشی، فریب، دروغ، دزدی، احتکار و....

یک. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: « بهترینِ اهل مسجد کسی است که اولین نفر وارد شود و آخرین نفر هم خارج شود » یعنی سفارش کردند مدت زمان حضور‌تان در مسجد زیاد باشد. [4]

آقا امام باقر علیه السلام فرمودند: ابلیس با اولین نفری که وارد بازار می‌شود، وارد بازار می‌شود، و آخرِ شب آخرین نفری که خارج می‌شود، خارج می‌شود، یعنی سفارش به ما کردند از کسانی نباشید که اولین نفر وارد بازار می‌شوند و آخرین نفر خارج می‌شوند. [5]

دو. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در فضیلت حضور در مسجد فرمودند حتی اگر ذکر و نماز و قرآن هم نخواندید همان نفسی که در مسجد می‌کشید برای شما عبادت محسوب می‌شود. [6]

اما حضور بدون خرید و فروش در بازار چگونه است؟ مثلاً برویم در بازار چرخی بزنیم ببینیم چه خبر است؟

این کار علاوه بر آنکه ثواب ندارد، از آن نهی شده ایم، چون حضور بدون دلیل در پاتوق شیطان است ؛ جایی که شیطان می‌تواند تو را فریب دهد.

البته منظور ما از بیان این روایات که بیان کردیم این نبود که کسی بازار نرود.

هر گاه نیاز به خرید و فروش داریم به بازار برویم.

منظور ما این بود که قدر مسجد را بیشتر بدانیم و در مسجد بیشتر حاضر شویم و وقتی در بازار قرار داریم همه توجه ما به سمت خداوند باشد و اینکه مواظب باشیم تا فریب شیطان را نخوریم.

قرآن ستایش می‌کند از کسانی که داخل بازارند مشغول خرید و فروشند ولی این خرید و فروش آنها به گونه‌ای نیست که از یاد خداوند غافل باشند. « رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیعٌ عَنْ ذِکرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ » [7] ما هم اگر بازار رفتیم توجه کنیم که شیطان در بازار ما را از نماز و عبادت اول وقت غافل نکند.

#همنشین_خدا 35 ؛ سود یا ضرر؟

بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم

دعا‌‌ می‌کنم گفتار و رفتار ما لبخند رضایت خداوند را به همراه داشته باشد.

می‌خواهم یک مثال می‌زنم تا یک روایت را بهتر بفهمیم:

معلمان دانش آموزان را تشویق می‌کنند که اهل مطالعه باشند و علاوه بر کتاب‌های درسی، کتاب‌های مذهبی تاریخی، شعر و رُمان هم بخوانند.

حالا یک دانش آموزی، وسطِ کلاس درس یا شبِ امتحان، آمده رُمان می‌خواند !

معلّم به او می‌گوید: چرا رُمان می‌خوانی؟‌‌ می‌گوید: چون شما تشویق کردی !

معلم چه پاسخ می‌دهد؟ می‌گوید: کار تو خوب است. ولی زمانش الان نیست، این کار خوبِ تو در این زمان، تو را پیشِ من بالا نمی‌برد ؛ ارزش تو را پیش من زیاد نمی‌کند ؛ الان رُمان که می‌خوانی به درسِ تو ضربه می‌زند و امتحانت را قبول نمی‌شوی.

امام‌های عزیز که معلم‌های ما هستند ما را به انجام مستحبات تشویق و ترغیب کردند، ولی فرمودند: « إِذَا أَضَرَّتِ النَّوَافِلُ بِالْفَرَائِضِ فَارْفُضُوهَا » این مستحب اگر به واجب تو ضربه زد آن را ترک کن ! رها کن ! [8]

آقا امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: به دو دلیل، دیگر این مستحب ارزش ندارد !

یک. « لَا قُرْبَةَ بِالنَّوَافِلِ‏ إِذَا أَضَرَّتْ بِالْفَرَائِض‏ »[9] این مستحبی که به واجب ضربه زده دیگر تو را پیش خداوند بالا نمی‌برد و به خداوند نزدیک نمی‌کند.

دو. آن سودی که از آن مستحب به دست آوردی هرگز چاله آن واجبی که ترک کردی ـ چاله ضررش ـ را پُر نمی‌کند. [10]

می‌خواهیم سه تا مثال بزنیم تا این روایت را بهتر بفهمیم:

یک. حضور در مجلس امام حسین علیه السلام از بالاترین مستحبات است اما اگر کسی تا دیر وقت در مجلس امام حسین علیه السلام حاضر شود و نماز واجبِ صبحش قضا شد دیگر آن مجلس امام حسین، آن مستحب ارزشی که باید داشته باشد را ندارد.

دو. با وضو وارد کلاس شدن مستحب است. اما وقتی زنگِ کلاس زده شده و دانش آموزان در کلاس حاضر هستند ؛ معلمی به جای اینکه به وظیفه‌ی واجبی که آموزش و پرورش به عهده‌اش گذاشته عمل کند و وارد کلاس شود به سمت وضوخانه می‌رود تا با وضو وارد کلاس شود.

در این صورت وضوی او، آن ارزشی که باید داشته باشد را ندارد. « بایستی در زنگ تفریح، وضو‌‌ می‌گرفت نه بعد از زدنِ زنگ کلاس »

سه. حضور در مسجد مخصوصاً برای نماز جماعت یا شب‌های قدر مستحب مؤکّد است اما اطاعتِ از پدر و مادر واجب است.

حالا اگر پدر و مادری گفتند ؛ ما راضی نیستیم شما در مسجد در این زمان حاضر شوی. حضور در مسجد در آن زمان، دیگر قُرب به خداوند نمی‌آورد و ما را به خداوند نزدیک نمی‌کند.

امیدوارم که اهل مستحبّات باشیم ولی مستحباتی که به واجباتِ ما ضربه می‌زند را رها کنیم.


[1] أَحَبُّ الْبِلَادِ إِلَى اللَّهِ مَسَاجِدُهَا وَ أَبْغَضُ‏ الْبِلَادِ إِلَى اللَّهِ أَسْوَاقُهَا. (مجموعة ورام، ج‏2، ص 235)

[2] عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْعِلَّةِ فِی تَعْظِیمِ الْمَسَاجِدِ فَقَالَ إِنَّمَا أُمِرَ بِتَعْظِیمِ الْمَسَاجِدِ لِأَنَّهَا بُیوتُ‏ اللَّهِ‏ فِی‏ الْأَرْضِ. (علل الشرائع، ج‏2، ص 318)

[3] مَجَالِسُ الْأَسْوَاقِ مَحَاضِرُ الشَّیطَانِ‏. (عیون الحکم و المواعظ (للیثی)، 488)

[4] قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ لِجَبْرَئِیلَ علیه السلام : أَی الْبِقَاعِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَبَارَک وَ تَعَالَى قَالَ :

الْمَسَاجِدُ، وَ أَحَبُّ أَهْلِهَا إِلَى اللَّهِ أَوَّلُهُمْ دُخُولًا إِلَیهَا وَ آخِرُهُمْ خُرُوجاً مِنْهَا.

قَالَ : فَأَی الْبِقَاعِ أَبْغَضُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى قَالَ : الْأَسْوَاقُ، وَ أَبْغَضُ أَهْلِهَا إِلَیهِ أَوَّلُهُمْ دُخُولًا إِلَیهَا، وَ آخِرُهُمْ خُرُوجاً مِنْهَا. (بحار الأنوار، ج‏81، ص 5)

[5] الإمامُ الباقرُ علیه السلام : شَرُّ بِقاعِ الأرضِ الأسواقُ، وهُو مَیدانُ إبلیسَ... فلا یزالُ مع أوَّلِ مَن یدخُلُ وآخِرِ مَن یرجِعُ. (بحار الأنوار، ص 84، ص 11)

[6] پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به ابوذر فرمودند : یا أَبَا ذَرٍّ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى یعْطِیک مَا دُمْتَ جَالِساً فِی الْمَسْجِدِ بِکلِ‏ نَفَسٍ‏ تَنَفَّسْتَ‏ فِیهِ دَرَجَةً فِی الْجَنَّةِ وَ تُصَلِّی عَلَیک الْمَلَائِکةُ وَ یکتَبُ لَک بِکلِ‏ نَفَسٍ‏ تَنَفَّسْتَ‏ فِیهِ عَشْرُ حَسَنَاتٍ وَ یمْحَى عَنْک عَشْرُ سَیئَاتٍ. (مکارم الأخلاق، ص 467)

[7] سوره نور، آیه 37.

[8](نهج البلاغه، حکمت 279)

[9] (نهج البلاغه، حکمت 39)

[10] إِنَّک إِنِ اشْتَغَلْتَ بِفَضَائِلِ النَّوَافِلِ عَنْ أَدَاءِ الْفَرَائِضِ فَلَنْ یقُومَ فَضْلٌ‏ تَکسِبُهُ‏ بِفَرْضٍ تُضَیعُهُ. (تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص 177)