#قصه_بندگی 33

بِسمِ اللّهِ الرّحمنِ الرّحیم

سلام به شما دانش آموز عزیز

دانش آموز پر مهر و محبت‌‌ ، مهربان

یک سؤال :

ما ایرانیا وقتی صحبت از محبت و مهمان نوازی می‌شود یاد کی می‌افتیم؟ یاده آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام که سلطان کرمن‌‌ ، رئوفن .

اما امروز می‌خواهم یک داستان متفاوت ز آقا برایتان تعریف کنم .

وقتی امام رضا علیه السلام ولیعهد مامون شدند از لحاظ ظاهری شکوه و عظمت پیدا کردن .

یک گروه مسافر آمدند در خانه حضرت ؛ به دربان خانه گفتند : به آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام بفرمایید ما گروهی از شیعیان جدتان امیرالمؤمنین علیه السلام هستیم به ما اجازه ورود بدهید .

امام رضای مهربونه مهمان نواز اجازه ورود ندادند .

گفتند : خوب سر آقا شلوغه‌‌ ، فردا می‌آییم .

فردا هم حضرت اجازه ندادند . ده‌‌ ، بیست‌‌ ، سی‌‌ ، چهل‌‌ ، پنجاه‌‌ ، پنجاه و نه روز پشت در خانه آقا می‌آمدند . آقا اجازه نمی‌دادند !

روز شصتم بود . اعصابشان خوردبود . اوقات‌‌شان تلخ . .

به دربان گفتند : به آقا بفرمایید دشمنان دارند ما را مسخره میکنند؛ تیکه میندازن‌‌ ، می‌گویند اینه آن آقایی که به او افتخار می‌کردید؟ راه‌تان نداد به خانه ش .

اگه ما برگردیم به شهرمون بفهمند شما به ما محل نذاشتید اونا هم به ما محل نمیزارن !

دربان رفت داخل و برگشت‌‌ ، گفت : آقا اجازه داد .

وارد شدند سلام کردند . همان طور که ایستاده بودند گفتند : آقا جون ما را مچاله کردید‌‌ ، آبرو دیگر برای ما نموند . ما چه کرده بودیم که با ما اینجوری رفتار کردید؟

حضرت فرمودند : یک دروغ بزرگ گفتید .

منم راه‌تان ندادم .

گفتند : آقا ما دروغ گفتیم ! چی گفتیم؟ حضرت فرمود : شما گفتید ما شیعه علی هستیم . شیعه علی خیلی مقامش بالاست .

نشانه‌های شیعه را ندارید !

نشانه‌های شیعه را امام صادق علیه السلام بیان کردند . یکیش اینه که نماز‌‌شان اول وقت و سر فرصت و باحوصله میخونن‌‌ ، نه نوک کلاغی .

دوم اینکه به برادران دینی‌‌شان کمک می‌کنند‌‌ ، کمک مالی‌‌ ، کمک درسی‌‌ ، هر کمکی که از دستشان بر بیاد .

حضرت فرمودند : شما دوستان ما هستید نه شیعیان .

گفتند آقا نمیدونستیم . خدا مارو ببخشه . اینجا بود که گل لبخند روی لبهای امام رضا آمدو فرمود خوش آمدید دوستان ما و ما را در آغوش خودش گرفت .

ما اگر دوست داریم جزء شیعیان حضرت علی علیه السلام باشیم نماز هامون را اول وقت بخوانیم و به برادران دینی‌مان کمک کنیم .

#قصه_بندگی 34

بِسمِ اللّهِ الرّحمنِ الرّحیم

سلام به شما دانش آموز عزیز

شما یی که اهل نمازی و با نماز‌های خوبی که میخوونی کلید بهشت تو مشتته !

دوست داری از نعمت‌های بهشتی که خدا برای شما قرار داده با هم گفتگو کنیم؟

مثلاً از درختا بگیم . درختهای بهشتی ریشه ش طلاس . تنه ش چوب نیست . مرواریده !

میوه‌هایش یک فصل نیست ؛ همیشگیه .

حتی یک میوه کرم خورده‌‌ ، نارس‌‌ ، بد مزه نداره . اگر یک میوه را بخوای لازم نیست بالای درخت بری . به محض اینکه دوست داشته باشی آن هلو را بخوری می‌آید جلوی گلوت ! هر میوه‌ای که جدا می‌شود سریع یک میوه جاشو پر می‌کند ؛ مثل دستمال کاغذی که یکی جدا می‌کنی سریع یکی جاش پر می‌شود .

یه داستان برایت بگم .

پیامبر ‌‌عزیزمان صلی الله علیه و آله رفتن سفره معراج‌‌ ، آسمونها را دیدند ؛ با پیامبرا گفتگو کردند .

حضرت ابراهیم علیه السلام فرمود : یا محمد -سلام من را به امتت برسون‌‌ ، به آنها بگو زمینه بهشت حاصلخیزه . آبش زلاله .

زمینش خیلی خیلی وسیعه .

خودشان باید درختها را بکارن . هر یک نفر یک بار که می‌گوید سبحان الله یک درخت بهشتی خدابراش میکاره . اگر بگه الحمدلله یا لا اله الله یا الله اکبر؛ با هر ذکریه درخت کاشته می‌شود .

میدونستی شمایی که داری نماز میخونی داری مدام درخت بهشتی میکاری؟

نماز با چی شروع می‌شود ؟ با الله اکبر

تو رکوع چی میگی؟ می‌گویی سبحان الله .

تو تشهد چی میگی؟ می‌گویی «اَلحمدُللّه»‌‌ ، اشهد ان لا الله الا الله .

اگر اذان و اقامه بگی این ذکرها را آنجا تکرار می‌کنی . بعد از نماز تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها را میگی .

یعنی ۱۰۰ تا درخت بهشتی برای خودت می‌کاری .

سعی کنیم تو نمازهامون این ذکرها را زیاد بگیم . و درختان زیادی بکاریم .

بهشت‌تان آباد .