#قصه_بندگی 31
#قصه_بندگی 31
بِسمِ اللّهِ الرّحمنِ الرّحیم
سلام به شما نوجوان عزیز
درس روانشناسی دوست داری؟
میخواهی یک فرمول روانشناسی یادت بدهم تا رفیق شناس بشوی؟
یک نفر نگاه کرد دید مجنون با انگشتش روی خاکها مینویسد نام لیلی دم به دم !
گفت : چه میکنی؟ گفت :
مشقِ نام لیلی میکنم * خاطر خود را تسلی میکنم
گفت : هر کی هر چی را دوست داشته باشد با زبانش، با صورتش ، با دستش آن را لو میدهد .
درباره آن موضوع زیاد صحبت میکند یا اگر کسی درباره این موضوع صحبت کند خوب گوش میکند با سرش تأیید میکند .
یک سؤال :
بهترین رفیقِ شما درباره چه چیزی زیاد صحبت میکند؟
درس ، فوتبال ، سریال یا پول؟
بیاییم یک تمرین انجام بدهیم .
حضرت زهرا سلام الله علیها را با این فرمول بشناسیم .
ایشان خانه را جارو میکرد «سُبحانَ اللّه» میگفت .
غذا میپخت «اَلحَمدُلِلّه» میگفت .
گندم را آسیاب و بعد خمیر میکرد «لا اِله اِلا اللّه» میگفت .
گهواره بچههایش را تکان میداد «اَللّهُ اَکبر» میگفت .
وقتی پیامبر عزیزمان صلی الله علیه و آله دیدند ایشان زیاد زبانش معطر به ذکر خداست ، فرمود : یا زهرا یاد خدا را به این ترتیب بگو تا اثر و خواصش زیاد شود .
۳۴ مرتبه «اَللّهُ اَکبر» ، ۳۳ مرتبه «اَلحَمدُلِلّه» ، ۳۳ مرتبه «سُبحانَ اللّه» .
حضرت زهرا خیلی خوشحال شد .
یک نخ پشمی برداشت ۳۴ گِره به آن زد ؛ این شد اولین تسبیحی که ساخته شد .
وقتی حضرت حمزهی سید الشهدا علیه السلام به شهادت رسید ؛ از مزارِ ایشان اولین تسبیح تربت را درست کرد .
دانش آموزان عزیز! تسبیح یادگاری حضرت زهرا سلام الله علیها هست .
خیلی خوب هست تسبیح را در سجاده ، در جیب و در کیفِ مان داشته باشیم.
تا وقتی فرصت پیدا کردیم با تسبیح ذکر خدا بگویم .
زبانتان همیشه معطر و نورانی به یاد خدا
#قصه_بندگی 32
بِسمِ اللّهِ الرّحمنِ الرّحیم
سلام به شما نوجوان عزیز
امیدوارم که همیشه لبانتان خندان و جیب هایتان پر از پول باشد .
بچهها این چیست؟
یک کارت بانکی !
اگر کسی میلیاردها تومن پول داشته باشد ولی کارت بانکی سوخته باشد یا حسابش مسدود باشد نمیتونه از آن داراییها ش استفاده کند .
بعضیا روز قیامت میان۴۰_ ۵۰ سال نماز خواندن روزه گرفتن . حساب بانکیشان چاقه ، پر پیمونه س؛ اما اجازه برداشت ندارند ! یعنی اعمالشان قبول نشده ! حسابشان مسدود شده !
در چه صورتی اعمال ما مسدود میشود ؟
این داستان را گوش کنید .
یه فقیری با رنگ و روی زرد با لباسهای کهنه وارد مسجد پیامبر شد . داد میزد به من بینوا به من بیچاره کمک کنید .
آدمهایی که در مسجد نشسته بودند سر کیسه را شل نکردند . به او محل نگذاشتن ا انگار اصلاً نشنیدهاند . خیلی ناراحت شد و را کرد به آسمان گفت : خدایا با امید وارد مسجد پیامبر شدم اینها منو ناامید کردند .
داشت به سمت در خروجی میرفت ! دید یک آقایی در رکوعهدستشو آورد جلو . میگوید بیا انگشتر را بردار . انگشتر را از دست آقا برداشت و با خوشحالی از مسجد بیرون رفت .
آیه ۵۵ سوره مائده نازل شد : رهبر و سرپرست شما خداست و پیامبرش و این آقایی که در رکوع انگشتر خودش را به فقیر داد . پیامبر خدا داخل مسجد نبودند ، وقتی وارد شدن آیه نازل شد و فهمیدن این شخص امیرالمؤمنین بوده فرمود ند : هرکه من مولای اویم این علی مولای اوست .
پیامبر عزیزمان صلی الله علیه و آله فرمودند : اگر خدا به کسی به اندازه نوح عمر بدهد و تمامش را عبادت خدا انجام بدهد قنوت قیام رکوع و سجده اگر خدا به کسی به اندازه کوه احد طلا بدهد و همه ش را در راه خدا مصرف کند و رهبری این آقا را نپذیره حسابش مسدود میشود و خدا روز قیامت پاداشی در برابر این نمازاش به آن نمیده .
مواظب باشیم حساب بانکیمان مسدود نشه .
عبادت بیتولای علی هیچ
نوای عشق بینای علی هیچ
اگر عمر دو صد نوحت ببخشند
تمام عمر منهای علی هیچ