رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: مَن مَشى‏ إلى‏ صَلاةٍ مَكتوبَةٍ فِي الجَماعَةِ فَهِيَ كَحَجَّةٍ، ومَن مَشى‏ إلى‏ صَلاةِ تَطَوُّعٍ فَهِيَ كَعُمرَةٍ تامَّةٍ.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر كس براى خواندن نماز جماعت واجب [به مسجد] برود، گويى به حج مى ‏رود و هر كس براى خواندن نماز مستحبى برود، گويى به عمره ‏اى كامل مى ‏رود.

شناخت نامه نماز ؛ ج 1؛ حدیث 384

رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: إنَّ صَلاةَ الرَّجُلِ مَعَ الرَّجُلِ أزكى‏ مِن صَلاتِهِ وَحدَهُ، وصَلاتُهُ مَعَ الرَّجُلَينِ أزكى‏ مِن صَلاتِهِ مَعَ الرَّجُلِ، وما كَثُرَ فَهُوَ أحَبُّ إلَى اللَّهِ تَعالى‏.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: نماز دو نفر با يكديگر، بهتر از نماز به تنهايى است و نماز با دو نفر، بهتر از نماز با يك نفر است و هر چه تعداد نمازگزاران جماعت بيشتر شود، نزد خداى متعال، محبوب‏ تر است.

شناخت نامه نماز ؛ ج 1؛ حدیث 387

لقمان‏- في وَصِيَّتِهِ لِابنِهِ-: صَلِّ في جَماعَةٍ ولَو عَلى‏ رَأسِ زُجٍ‏.

لقمان‏- در وصيّت به پسرش-: به جماعت نماز بخوان، حتّى اگر بر سر نيزه باشد.

بحار الانوار؛ ج 76 ؛ ص 271

آداب نماز

رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: صَلِّ صَلاةَ مُوَدِّعٍ كَأَنَّكَ تَراهُ، فَإِن كُنتَ لا تَراهُ فَإِنَّهُ يَراكَ.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: مانند كسى نماز بخوان كه آخرين نمازش را مى ‏خواند، گويى او (خدا) را مى‏ بينى، كه اگر تو او را نمى‏ بينى ، او تو را مى‏ بيند.

شناخت نامه نماز ؛ ج 1؛ حدیث 391

رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: اذكُرِ المَوتَ في صَلاتِكَ؛ فَإِنَّ الرَّجُلَ إذا ذَكَرَ المَوتَ في صَلاتِهِ لَحَرِيٌّ أن يُحسِنَ صَلاتَهُ. وصَلِّ صَلاةَ رَجُلٍ لا يَظُنُّ أن يُصَلِّيَ صَلاةً غَيرَها.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: در نماز، مرگ را به ياد آر كه هر گاه انسان مرگ را در نماز به ياد آورد، سزاوار است كه نمازش را نيكو بگزارد، و مانند كسى نماز بخوان كه گمان نمى ‏برد جز آن، نماز ديگرى بخواند.

شناخت نامه نماز ؛ ج 1؛ حدیث 393

رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: أيُّهَا النّاسُ! إنَّ المُصَلِّيَ إذا صَلّى‏ فَإِنَّهُ يُناجي رَبَّهُ تَبارَكَ وتَعالى‏، فَليَعلَم بِما يُناجيهِ.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: اى مردم! نمازگزار هنگام نماز، با پروردگارش- تبارك و تعالى- مناجات مى‏ كند. پس بايد بداند چه مى‏ گويد.

بحار الانوار؛ ج 71 ؛ ص 216

رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: مِن تَمامِ الصَّلاةِ سُكونُ الأَطرافِ.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: از كمالات نماز، ساكن بودن اندام بدن است.

شناخت نامه نماز ؛ ج 1؛ حدیث 419

رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: رَكعَتانِ خَفيفَتانِ فِي التَّفَكُّرِ، خَيرٌ مِن قِيامِ لَيلَةٍ.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: دو ركعت نماز مختصر با تفكّر، بهتر از يك شب به عبادت ايستادن است.

بحار الانوار؛ ج 84 ؛ ص 240

الإمام الصادق عليه السلام: مَن صَلّى‏ رَكعَتَينِ يَعلَمُ ما يَقولُ فيهِمَا، انصَرَفَ ولَيسَ بَينَهُ وبَينَ اللَّهِ ذَنبٌ.

امام صادق عليه السلام: هر كس دو ركعت نماز بگزارد و بداند كه در آن دو ركعت چه مى‏ گويد، از نماز فارغ مى ‏شود، در حالى كه هيچ گناهى ميان او و خدايش نمانده است.

بحار الانوار؛ ج 84 ؛ ص 240

رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: إنَّ الرَّجُلَينِ مِن امَّتي يَقومانِ فِي الصَّلاةِ ورُكوعُهُما وسُجودُهُما واحِدٌ، وإنَّ ما بَينَ صَلاتَيهِما مِثلُ ما بَينَ السَّماءِ وَالأَرضِ.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: دو نفر از امّتم به نماز مى‏ ايستند و ركوع و سجودى يكسان دارند، در حالى كه نمازهايشان به اندازه آسمان و زمين از هم دور اند.

بحار الانوار؛ ج 84 ؛ ص 249

الإمام عليّ عليه السلام: إنَّ رَسولَ اللَّهِ صلى الله عليه و آله أبصَرَ رَجُلًا يَعبَثُ بِلِحيَتِهِ في صَلاتِهِ، فَقالَ: إنّه لَو خَشَعَ قَلبُهُ لَخَشَعَت جَوارِحُهُ.

امام على عليه السلام: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مردى را ديد كه در نماز با ريشش بازى مى‏ كند. فرمود: اگر دلش خاشع بود، اندامش نيز خاشع مى‏ شد.

بحار الانوار؛ ج 84 ؛ ص 266

الإمام الباقر عليه السلام: إذا قُمتَ فِي الصَّلاةِ فَعَلَيكَ بِالإِقبالِ عَلى‏ صَلاتِكَ، فَإِنَّما يُحسَبُ لَكَ مِنها ما أقبَلتَ عَلَيهِ.

امام باقر عليه السلام: هنگامى كه به نماز مى‏ ايستى، پيوسته با توجّه باش؛ چرا كه از نماز، آنچه را به آن توجّه دارى، به حساب مى ‏آيد.

بحار الانوار؛ ج 84 ؛ ص 201

مصباح الشريعة- فيما نَسَبُه إلَى الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام-: إذَا استَقبَلتَ القِبلَةَ فَانسَ الدُّنيا وما فيها والخَلقَ وما هُم فيهِ، وعايِن بِسِرِّكَ عَظَمَةَ اللَّهِ، واذكُر وُقوفَكَ بَينَ يَدَيهِ يَوم تَبلو كُلُّ نَفسٍ ما أسلَفَت ورُدّوا إلَى اللَّهِ مَولاهُمُ الحَقِّ، وقِف عَلى‏ قَدَمِ الخَوفِ والرَّجاءِ.

فَإِذا كَبَّرتَ فَاستَصغِر ما بَينَ السَّماواتِ العُلى‏ والثَّرى‏ دونَ كِبريائِهِ، فَإِنَّ اللَّهَ إذَا اطَّلَعَ عَلى‏ قَلبِ العَبدِ وهُوَ يُكَبِّرُ وفي قَلبِهِ عارِضٌ عَن حَقيقَةِ تَكبيرِهِ قالَ: «يا كاذِبُ‏ أتَخدَعُني؟! وعِزَّتي وجَلالي! لَأَحرِمَنَّكَ حَلاوَةَ ذِكري، ولَأَحجُبَنَّكَ عَن قُربي والمُسارَّةِ بِمُناجاتي».

واعلَم أنَّهُ غَيرُ مُحتاجٍ إلى‏ خِدمَتِكَ وهُوَ غَنيٌّ عَن عِبادَتِكَ ودُعائِكَ، وإنَّما دَعاك بِفَضلِهِ لِيَرحَمَكَ ويُبعِدَكَ عَن عُقوبَتِهِ، ويَنشُرَ عَلَيكَ مِن بَرَكاتِ حَنانيَّتِهِ، ويَهديَكَ إلى‏ سَبيلِ رِضاهُ، ويَفتَحَ لَكَ بابَ مَغفِرَتِهِ.

مصباح الشريعة- در آنچه به امام صادق عليه السلام نسبت داده است-: هنگامى كه به قبله رو كردى، دنيا و آنچه را در آن است و مردم و آنچه را در پى آن هستند، فراموش كن و بزرگى خدا را به چشم دل، نظاره كن و ايستادنت را در پيشگاهش به ياد آر، در آن روز كه هر كس از آنچه پيش فرستاده، آگاه مى ‏شود و به سوى مولاى حقيقى‏ اش باز گردانده مى ‏شود، و با گام ترس و اميد در پيشگاهش بايست.

پس هنگامى كه خدا را بزرگ شمردى (تكبير گفتى)، آنچه را در ميان آسمان برين و خاك زيرين است، كوچك بشمار. بى گمان، خداوند، آن هنگام كه از دل كسى آگاه مى ‏شود كه او را [به زبان‏] بزرگ شمرده اما حقيقت آن را نپذيرفته است، مى‏ گويد: «اى دروغگو! آيا با من حيله مى‏ كنى؟ به عزّت و جلالم سوگند، تو را از شيرينى ذكرم محروم مى ‏سازم و از نزديكى ‏ات به درگاهم و شادمانى مناجاتم، مانع مى‏ شوم».

بدان كه خدا به خدمت تو احتياجى ندارد و از عبادت و دعاى تو بى‏نياز است و تنها براى اين دعوتت كرده كه تو را ببخشايد و از مجازاتش دور كند و بركت ‏هاى رحمت ‏مدارش را به تو مژده دهد و راه رضايتش را به تو بنمايد و درِ آمرزشش را براى تو بگشايد.

بحار الانوار؛ ج 84 ؛ ص 230

الإمام الصادق عليه السلام: إنّي لَاحِبُّ لِلرَّجُلِ المُؤمِنِ مِنكُم إذا قامَ في صَلاتِهِ أن يُقبِلَ بَقَلبِهِ إلَى اللَّهِ تَعالى‏ ولا يَشغَلَهُ بِأَمرِ الدُّنيا، فَلَيسَ مِن مُؤمِنٍ يُقبِلُ بِقَلبِهِ في صَلاتِهِ إلَى اللَّهِ إلّا أقبَلَ اللَّهُ إلَيهِ بِوَجهِهِ، وأقبَلَ بِقُلوبِ المُؤمِنينَ إلَيهِ بِالمَحَبَّةِ لَهُ بَعدَ حُبِّ اللَّهِ إيّاهُ.

امام صادق عليه السلام: همانا من دوست دارم با ايمان شما، هنگامى كه به نماز واجب مى ‏ايستد، دلش را به سوى خدا كند و به كار دنيايى مشغول ندارد. هيچ با ايمانى در نماز، دل به سوى خدا نمى ‏كند، مگر اين كه خداوند به او رو مى ‏آورد و دل‏ هاى مؤمنان را به او علاقه ‏مند مى ‏سازد، پس از آن كه خود نيز او را دوست دارد.

بحار الانوار؛ ج 84 ؛ ص 240