3/ 3 نافرمانى از پدر و مادر و آزردن آنها

771. الإمام الصادق عليه السلام: الذُّنوبُ الَّتي تُغَيِّرُ النِّعَمَ البَغيُ، ... وَ الَّتي تَرُدُّ الدُّعاءَ و تُظلِمُ‏[1] الهَواءَ عُقوقُ الوالِدَينِ.

771. امام صادق عليه السلام: گناهانى كه نعمت‏ها را زوال مى‏آورند، ستم كردن ... است و آنهايى كه دعا را رد مى‏كنند و فضا را تاريك مى‏گردانند، نافرمانى از پدر و مادر و آزردن آنهاست.

3/ 4 بريدن از خويشاوندان‏

772. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: قَطيعَةُ الرَّحِمِ تَحجُبُ الدُّعاءَ.[2]

772. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: بريدن پيوند خويشاوندى، مانع اجابت دعا مى‏شود.

773. الإمام الباقر عليه السلام: أوحَى اللّهُ إلى موسَى بنِ عِمرانَ: لا تَزنِ فَأَحجُبَ عَنكَ نورَ وَجهي، و تُغلَقَ أبوابُ السَّماواتِ دونَ دُعائِكَ.

773. امام باقر عليه السلام: خداوند به موسى بن عمران وحى فرمود كه: «زنا مكن، كه پرتو رويم را از تو باز مى‏دارم و درهاى آسمانها به روى دعايت بسته مى‏شوند».

3/ 6 شرابخوارى‏

774. المعجم الكبير عن القاسم أبي عبد الرحمن: سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ فِي الخَمرِ: مَن وَضَعَها عَلى كَفِّهِ لَم تُقبَل لَهُ دَعوَةٌ، و مَن أدمَنَ عَلى شُربِها سُقِيَ مِنَ الخَبالِ‏.[3]

774. المعجم الكبير- به نقل از ابو عبد الرحمن، قاسم-: از پيامبر خدا شنيدم كه درباره شراب مى‏فرمايد: «هر كه آن را در كف بگيرد، هيچ دعايى از او پذيرفته نمى‏شود، و هر كه بر نوشيدن آن مداومت ورزد، از چركابه اهل دوزخ‏[4] به او نوشانده مى‏شود».

3/ 7 ترك امر به معروف و نهى از منكر

775. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: يا أيُّهَا النّاسُ! إنَّ اللّهَ عز و جل يَقولُ: مُروا بِالمَعروفِ، وَ انهَوا عَنِ المُنكَرِ مِن قَبلِ أن تَدعوني فَلا اجيبَكُم، و تَسأَلوني فَلا اعطِيَكُم، و تَستَنصِروني فَلا أنصُرَكُم.[5]

775. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: اى مردم! خداوند عز و جل مى‏فرمايد: «امر به معروف و نهى از منكر كنيد، پيش از آن كه مرا بخوانيد و پاسختان ندهم، يا از من بخواهيد و عطايتان نكنم، يا از من يارى طلبيد و يارى‏تان نرسانم».

777. الإمام عليّ عليه السلام: لا تَترُكُوا الأَمرَ بِالمَعروفِ وَ النَّهيَ عَنِ المُنكَرِ، فَيُوَلِّيَ اللّهُ أمرَكُم شِرارَكُم، ثُمَّ تَدعونَ فَلا يُستَجابُ لَكُم عَلَيهِم.

777. امام على عليه السلام: امر به معروف و نهى از منكر را ترك نكنيد كه خداوند، امور شما را به دست بَدانتان مى‏سپارد، و آنگاه نفرينشان مى‏كنيد؛ امّا نفرينتان پذيرفته نمى‏شود.

3/ 8 سبُك شمردن نماز

778. رسول اللّه صلى الله عليه و آله‏- لِفاطِمَةَ عليها السلام-: يا فاطِمَةُ، مَن تَهاوَنَ بِصَلاتِهِ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ ابتَلاهُ اللّهُ بِخَمسَ عَشرَةَ خَصلَةً: سِتٌّ مِنها فِي دارِ الدُّنيا ... فَأَمَّا اللَّواتي تُصيبُهُ في دارِ الدُّنيا ... و لا يَرتَفِعُ دُعاؤُهُ إلَى السَّماءِ، وَ السّادِسَةُ لَيسَ لَهُ حَظٌّ في دُعاءِ الصّالِحينَ.

778. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله- به فاطمه عليها السلام-: اى فاطمه! هر كس، از مرد و زن، نمازش را سبك بشمارد، خداوند او را به پانزده چيز مبتلا مى‏كند: شش‏تاى آنها در سراى دنياست ... و آن شش چيزى كه در سراى دنيا به او مى‏رسد، اين است كه: ... و [پنجم‏] دعايش به آسمان بالا نمى‏رود، و ششم، براى او در دعاى نيكان، بهره‏اى نيست.

3/ 9 سخن‏چينى‏

779. بحار الأنوار: رُوِيَ أنَّ موسَى عليه السلام استَسقى لِبَني إسرائيلَ حينَ أصابَهُم قَحطٌ. فَأَوحَى اللّهُ تَعالى إلَيهِ: إنّي لا أستَجيبُ لَكَ و لا لِمَن مَعَكَ و فيكُم نَمّامٌ قَد أصَرَّ عَلَى النَّميمَةِ.

779. بحار الأنوار: روايت شده است كه موسى عليه السلام براى بنى اسرائيل كه دچار قحطى شده بودند، طلب باران كرد؛ امّا خداوند متعال به او وحى فرمود كه: «با وجود سخن‏چينى كه در ميان شما هست و به سخن‏چينى‏اش ادامه مى‏دهد، نه دعاى تو و نه دعاى همراهانت را اجابت نمى‏كنم».

780. الإمام الصادق عليه السلام: بَيتُ الغِناءِ لا تُؤمَنُ فيهِ الفَجيعَةُ، و لا تُجابُ فيهِ الدَّعوَةُ، و لا يَدخُلُهُ‏ المَلَكُ. [ المَلائكَةُ]

3/ 10 آوازه‏خوانى‏

781. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: لا تَدخُلُ المَلائِكَةُ بَيتا فيهِ خَمرٌ أو دَفٌّ أو طُنبورٌ أو نَردٌ[6]، و لا يُستَجابُ دُعاؤُهُم و يَرفَعُ اللّهُ عَنهُمُ البَرَكَةَ.

781. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: فرشتگان به خانه‏اى كه در آن شراب يا دف‏[7] يا تنبور[8] يا نرد[9] باشد، وارد نمى‏شوند، و دعاى اهل آن خانه مستجاب نمى‏شود و خداوند بركت را از آنان مى‏برد.

3/ 11 وفا نكردن به عهد خدا

قرآن

«يا بَنِي إِسْرائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَ إِيَّايَ فَارْهَبُونِ».[10]

«اى بنى اسرائيل! نعمت مرا كه به شما ارزانى داشتم، به ياد آوريد و به عهد من وفا كنيد تا به عهد [م با] شما وفا كنم، و تنها از من بيم داريد».

782. تفسير القمّي عن جميل عن الإمام الصادق عليه السلام: قالَ لَهُ رَجُلٌ: جُعِلتُ فِداكَ، إنَّ اللّهَ يَقولُ: «ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ» و إنّا نَدعو فَلا يُستَجابُ لَنا!

قالَ: لِأَنَّكُم لا تَفونَ اللّهَ بِعَهدِهِ، و إنَّ اللّهَ يَقولُ: «أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ»، وَ اللّهِ لَو وَفَيتُم للّهِ لَوَفَى اللّهُ لَكُم.

782. تفسير القمّى- به نقل از جميل-: مردى به امام صادق عليه السلام گفت: قربانت گردم! خداوند مى‏فرمايد: «مرا بخوانيد تا پاسختان دهم»، و ما مى‏خوانيم و پاسخ داده نمى‏شويم.

فرمود: «علّتش آن است كه شما به عهد خدا وفا نمى‏كنيد. خدا مى‏فرمايد: «به عهد من وفا كنيد تا به عهد [م با] شما وفا كنم». به خدا سوگند، اگر با خدا وفا مى‏كرديد، قطعا خدا با شما وفا مى‏كرد».

0در قرآن لا ینال عهدی الظالمین ؛ عهد به ولایت و ادای نماز تفسیر شده. )

3/ 12 متوسّل شدن به غير خدا

784. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: يَقولُ اللّهُ عز و جل: ما مِن مَخلوقٍ يَعتَصِمُ [بِمَخلوقٍ‏] دوني، إلّا قَطَّعتُ أسبابَ السَّماواتِ و أسبابَ الأَرضِ مِن دونِهِ؛ فَإِن سَأَلَني لَم اعطِهِ، و إن دَعاني لَم اجِبهُ. و ما مِن مَخلوقٍ يَعتَصِمُ بي دونَ خَلقي إلّا ضَمَّنتُ السَّماواتِ وَ الأَرضَ رِزقَهُ؛ فَإِن دَعاني أجَبتُهُ، و إن سَأَلَني أعطَيتُهُ، و إنِ استَغفَرَني غَفَرتُ لَهُ.

784. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداى عز و جل مى‏فرمايد: «هيچ مخلوقى نيست كه به غير من چنگ زند، مگر آن كه اسباب آسمان‏ها و اسباب زمين را از او قطع مى‏كنم. پس اگر از من خواست، به او نمى‏دهم و اگر مرا خواند، پاسخش نمى‏دهم؛ و هيچ مخلوقى نيست كه به من، و نه خلق من، چنگ زند، مگر آن كه آسمان‏ها و زمين را ضامن روزىِ او مى‏گردانم. پس اگر مرا خوانْد، پاسخش مى‏دهم و اگر از من خواست، به او مى‏دهم، و اگر از من آمرزش طلبيد، او را مى‏آمرزم».


[1] إظلام الهواء إمّا كناية عن التحيّر في الامور، أو شدّة البليّة، أو ظهور آثار غضب اللّه في الجوّ( مرآة العقول: ج 11 ص 341).

[2] نزهة الناظر: ص 37 ح 115.

[3] المعجم الكبير: ج 19 ص 374 ح 879.

[4] در متن عربى،« خَبال» آمده است به معناى: افشره دوزخيان، شيرابه‏اى كه از بدن فاسدشده اهل دوزخ جارى مى‏شود. خَبال در اصل به معناى تباهى است، چه در كردار، يا بدن و يا عقل. به معناى سمّ كشنده هم آمده است( النهاية: ج 2 ص 8).

[5] مسند ابن حنبل: ج 9 ص 504 ح 25310.

[6] الدَّفّ: آلة طرب يُنقَر عليها. و الطُّنبور: آلة من آلات اللعب و اللهو و الطرب ذات عنق و أوتار. و النرد: لعبة ذات صندوق و حجارة و فصّين، تعتمد على الحظّ و تُنقَل فيها الحجارة على حسب ما يأتي به الفَصّ( الزَّهَر) و تُعرف عند العامّة بالطاولة.( المعجم الوسيط: ص 289 و ص 567 و ص 912).

[7] دف، وسيله شادى كه در آن مى‏نوازند. طبلى كه يك و يا دو طرفش پوستى نازك مى‏كشند و با زدن انگشتان بر آن، مى‏نوازند.

[8] تنبور، از وسايل لهو و لعب و شادى است كه داراى يك كاسه و دسته و تعدادى تار( دو، سه، شش و ...) است.

[9] نرد، وسيله بازى است. داراى تخته‏اى است كه دو قسمت راست و چپ دارد و با دو طاس و سى مهره بر روى آن بازى مى‏كنند.

[10] البقرة: 40.