فضيلت تسبيحِ ساخته شده از تربت امام حسين
فضيلت تسبيحِ ساخته شده از تربت امام حسين
الإمام الصادق عليه السلام: مَن أدارَ الحُجَيرَ مِن تُربَةِ الحُسَينِ عليه السلام فَاستَغفَرَ بِهِ مَرَّةً واحِدَةً، کتِبَ لَهُ بِالواحِدَةِ سَبعونَ مَرَّةً، و إن أمسَک السُّبحَةَ في يَدِهِ و لَم يُسَبِّح بِها فَفي کلِّ حَبَّةٍ سَبعُ مَرّاتٍ.
امام صادق عليه السلام: هر کس تسبيح ساخته شده از تربت حسين عليه السلام را بچرخاند و با آن يک مرتبه استغفار بگويد، برای هر بار آن، هفتاد بار نوشته شود، و اگر تسبيح را در دستش بگيرد و با آن ذکر نگويد، برای هر دانه آن، هفت بار نوشته میشود.
بحار الأنوار: ج 101 ص 136.
الإمام الصادق عليه السلام و قَد سُئِلَ عَنِ استِعمالِ التُّربَتَينِ مِن طينِ قَبرِ حَمزَةَ و قَبرِ الحُسَينِ عليه السلام وَ التَّفاضُلِ بَينَهُما: السُّبحَةُ الَّتي هِيَ مِن طينِ قَبرِ الحُسَينِ عليه السلام تُسَبِّحُ بِيَدِ الرَّجُلِ مِن غَيرِ أن يُسَبِّحَ.
امام صادق عليه السلام در پاسخ به پرسش از به کار بردن تسبيح ساخته شده از تربت حمزه و تربت حسين عليه السلام و فرق ميان آن دو: تسبيحی که از گِل قبر حسين عليه السلام باشد، خود، در دست انسان، تسبيح میگويد، بدون آن که شخص، تسبيح بگويد.
بحار الأنوار: ج 101 ص 133.
الإمام الرضا عليه السلام: مَن أدارَ الطّينَ مِنَ التُّربَةِ فَقالَ: «سُبحانَ اللّهِ، وَ الحَمدُ للّهِ، و لا إلهَ إلَا اللّهُ، وَ اللّهُ أکبَرُ» مَعَ کلِّ حَبَّةٍ مِنها، کتَبَ اللّهُ لَهُ بِها سِتَّةَ آلافِ حَسَنَةٍ، و مَحا عَنهُ سِتَّةَ آلافِ سَيِّئَةٍ، و رَفَعَ لَهُ سِتَّةَ آلافِ دَرَجَةٍ، و أثبَتَ لَهُ مِنَ الشَّفاعَةِ مِثلَها.
امام رضا عليه السلام: هر کس تسبيح تربت [حسين عليه السلام] را بچرخاند و بگويد: «سبحان اللّه، و الحمد للّه، و لا إلهَ إلَا اللّهُ، و اللّهُ أکبَر؛ پاکا خدا، و ستايش، خدای را، و معبودی جز خدا نيست، و خدا، بزرگتر است!»، با [گفتن] هر دانهای از آن، خداوند، شش هزار نيکی برايش مینويسد و شش هزار بدی را از او پاک کند و شش هزار درجه او را بالا میبَرد، و همين اندازه برايش شفاعت ثبت میکند.
بحار الأنوار: ج 101 ص 133.
فصل يازدهم: چيزهايی که ثواب تسبيحگويی دارند
نَفس کشيدن کسی که نيّت خواندن نماز شب داشته، امّا خوابش برده است
الإمام الصادق عليه السلام: إنَّ العَبدَ لَيَنوي مِن نَهارِهِ أن يُصَلِّيَ بِاللَّيلِ فَتَغلِبُهُ عَينُهُ فَيَنامُ، فَيُثبِتُ اللّهُ لَهُ صَلاتَهُ، و يَکتُبُ نَفَسَهُ تَسبيحا، و يَجعَلُ نَومَهُ عَلَيهِ صَدَقَةً.
امام صادق عليه السلام: بنده، در روز نيّت میکند که شب، نماز [شب] بخواند، امّا خوابش میبَرد. خداوند، نمازش را برای او ثبت میکند و نفس کشيدنش را تسبيح مینويسد و خوابش را برای او، صدقه قرار میدهد.
بحار الأنوار: ج 70 ص 206.
ناله مؤمن
رسول الله صلی الله عليه و آله: إنَّ المُؤمِنَ إذا حُمَّ حُمّی واحِدَةً تَناثَرَتِ الذُّنوبُ مِنهُ کوَرَقِ الشَّجَرِ فَإِن أنَّ عَلی فِراشِهِ فَأَنينُهُ تَسبيحٌ و صِياحُهُ تَهليلٌ و تَقَلُّبُهُ عَلی فِراشِهِ کمَن يَضرِبُ بِسَيفِهِ في سَبيلِ اللّهِ.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: مؤمن، هرگاه تب کند، گناهانش، همانند برگ درخت، فرو میريزد و اگر در بسترش [از درد و تب] ناله کند، ناله او تسبيح است و فرياد زدنش [از درد]، «لا إله إلّا اللّه» است و غلت خوردنش (/ به خود پيچيدنش) در بستر، همانند کسی است که در راه خدا، شمشير زند.
بحار الأنوار: ج 81 ص 205.
بخش چهارم: تحميد (گفتنِ «الحمد للّه»)
واژهشناسی «حمد» و «تحميد»
واژه «تحميد»، از ريشه «حمد» به معنای ستايش (در مقابل «ذم» به معنای نکوهش) است. اين مادّه (حمد)، هنگامی که به باب تفعيل برود، معمولًا بر مبالغه دلالت میکند و از اين رو، «محمّد» به معنای «بسيار ستوده» است.
خليل بن احمد فراهيدی، «حمد» و «تحميد» را چنين معنا میکند:
حمد، نقيض ذمّ (نکوهش) است. گفته میشود: «بلوته فأحمدته»، يعنی: او را آزمودم و او را ستودنی و پسنديده کردار يافتم و او را بر آنها ستودم ... «تحميد»، يعنی ستودن بسيار خداوند با ستايشهای نيکو .... «حمد»، يعنی: ثنا گفتن.
برخی از لغتشناسان در مقام فرق ميان «حمد» و «مدح» گفتهاند که حمد، اخصّ از مدح است؛ زيرا مدح، مربوط به صفت جميل اختياری و غير اختياری میشود؛ ولی حمد، تنها مربوط به صفت جميل اختياری است.
راغب اصفهانی، در تبيين تفاوت ميان حمد و مدح و شکر میگويد:
حمد کردن خداوند متعال به معنای ثنا گفتن و ستودن او به فضيلت است. حمد، اخصّ از مدح و اعم از شکر است؛ چون در باره اعمال و رفتار نيکی که به اختيار از انسان سر میزند و برای صفات و خصالی که در او نهاده شده است، کلمه مدح به کار میرود. برای مثال، انسان به خاطر قامت بلند و زيبايی چهرهاش مدح میشود، چنان که برای بخشندگی و سخاوت و دانش، مدح میگردد، در صورتی که حمد، مربوط به دومی میشود، نه اوّلی، و شکر هم جز در برابر نعمت، گفته نمیشود. پس هر شکری حمد است؛ ولی هر حمدی شکر نيست. نيز هر حمدی مدح است، امّا هر مدحی حمد نيست.
(مفردات ألفاظ القرآن: ص 256)
حمد و تحميد، در قرآن و حديث
در قرآن کريم، ستايش خداوند متعال در 43 آيه به صورتهای مختلف، مورد توجّه و تأکيد قرار گرفته است. خداوند متعال، در چهارده آيه، خود را ستوده، در سيزده آيه به حمد و ثنای خود امر فرموده است. (شش بار بدون تسبيح و هفت بار همراه با تسبيح). در شانزده آيه نيز از زبان انبياء مؤمنان، فرشتگان، اهل بهشت، اهل قيامت، رعد و همه اشيا، ستايش خداوند آمده است. افزون بر اين، در هفده آيه از خداوند متعال با صفت «حميد» ياد شده است.