وعده‌های موسی به فرعون

گفته اند: روزی موسی به نزد فرعون آمد و گفت: آیا به رب العالمین ایمان می‌آوری و تسلیم میشوی؟ در این صورت جوانی تو پایدار شود و هرگز پیر نشوی و حکومتی داشته باشی که هرگز زایل نشود تا زمانی که بمیری.

فرعون پیشنهاد او را پسندید و آن را با هامان در میان نهاد، اما هامان، این مشاور شیطان صفت، فرعون را از این کار منصرف کرد و در پاسخ وی گفت: من تو را صاحب عقل و صاحب رأی می‌دانستم، آیا تو که رب و معبود مردم هستی می‌خواهی بنده و مربوب دیگری واقع شوی و بندگی غیر خود کنی؟! [۲] و این گونه او را از ایمان به خدا باز داشت. در انتخاب مشاور و رفیق بیشتر دقت کنیم.

----------

[۲]: بحار الأنوار، ج۱۳، ص ۱۴۶ ؛ النور المبین فی قصص الأنبیاء و المرسلین، ص ۲۵۰.

[جلد 2 ؛ صفحه ۲۰۵]

مهار خشم

امیر المؤمنین علیه السلام فرمودند:

أحضر الناس جوابا من لم یغضب؛ [۳] حاضر جواب ترین مردم، کسی است که خشمگین نشود.

أقدر الناس علی الصواب من لم یغضب؛ [۴] تواناترین مردم بر راه صحیح و درست، کسی است که خشمگین نگشته باشد.

----------

[۳]: غرر الحکم، ح ۲۹۵۰.

[۴]: غرر الحکم، ح ۳۰۴۷.

[جلد 2 ؛ صفحه ۲۰۵]

💥 خباثت شمر 💥

🖤 شمر بن ذی الجوشن و سنان بن انس، در آخرین لحظه‌های زندگی امام حسین علیه السلام که دیگر رمقی نداشت و از تشنگی زبانش را می‌چرخاند، نزد حسین علیه السلام آمدند و شمر، با پا به سینه آن حضرت زد و گفت:

🖤 «ای پسر ابوتراب! آیا تو ادعا نمی کنی که پدرت بر حوض پیامبر ایستاده است و هر که را دوست دارد، سیراب می‌کند؟ پس شکیبایی کن تا این که آب را از دست او بگیری!»

🖤 سپس به سنان بن انس گفت: سرش را از پشت جدا کن! او گفت: به خدا سوگند، این کار را نمی کنم، که جدش محمد، طرف دعوایم خواهد بود.

🖤 شمر، از این سخن و تعلل او خشمگین شد. خود بر سینه حسین علیه السلام نشست و محاسنش را گرفت و تصمیم به کشتن او گرفت.

🖤 امام حسین علیه السلام لبخندی زد و به شمر فرمود: «أتقتلنی، أو لا تعلم من أنا، مرا می‌کشی؟! آیا نمی دانی من کیستم؟ »

شمر گفت: «أعرف حق المعرفة. امک فاطمة الزهراء، وأبوک علی المرتضی، و جدک محمد المصطفی و...»

🖤 «تو را کاملا می‌شناسم. مادرت، فاطمه زهرا و پدرت، علی مرتضی و جدت، محمد مصطفی و پشتیبانت، خدای بلندمرتبه والاست. تو را میکشم و هیچ باکی ندارم. »

🖤 سپس آن جنایتکار دوازده ضربه با شمشیرش به او زد و سپس سر حسین علیه السلام را از پیکر جدا کرد.

📚 بحار الأنوار، ج ۴۵، ص ۵۶.

برای ادای قرض

دعای بسیار مجرب برای ادای قرض که مورد توصیه علما خصوصا

آیت الله بهجت رحمه الله بوده و افراد زیادی با تکرار آن در روز، بعد از مدتی دینشان ادا شده است:

از حضرت علی علیه السلام نقل شده است که فرمود: خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از قرضی که داشتم شکایت کردم. حضرت فرمودند: ای علی، بگو:

اللهم أغننی بحلالک عن حرامک وبفضلک عمن سواک؛ پروردگارا، مرا به حلال خود از حرامت، و به فضل خود از هرکس جز خودت بی نیاز فرما! »

پس اگر قرضی به بزرگی کوه صبیر داشته باشی، خداوند ادا می‌کند و کوه صبیر، کوهی است در یمن، که بالاتر و بزرگ تر از آن در یمن نیست. [۱]

----------

[۱]: الأمالی (للصدوق)، ص ۳۸۸.

[جلد 2 ؛ صفحه ۲۱۳]