دلايل عاشق شدن از نظرعلم
دلايل عاشق شدن از نظرعلم
چه زماني متوجه حضوركسي در قلب خود ميشويد؟ عشق در كيمياي ذهنتان باعث چه رويدادي ميگردد؟ و آيا عاشقشدن صرفاً طريقه اي طبيعي براي حفظ بقاي نوع بشراست؟
ما نام عشق را بر آن مي نهيم. عشق بهمانند روشناي آفتاب حس ميگردد. اما روح بخش ترين احساسات انسانها شايد همين راه حلزيباي طبيعت براي بقاي نسل آدميان و توليد مثل آنهاباشد.
مغر توسط مجموعه اي از مواد شيميايي اثربخش، ما را در دام عشق گرفتار مي آورد. تـصور بر اين است كه در حال گزينش شريكيبراي خود هستيم، در حالي كه ممكن است طعمه اي دلباخته براي دام دوست داشتني طبيعتبيش نباشيم.
آنگونه كه شما تصور ميكنيدنيست...
روان پژوهان نشان داده اند در حدود 90ثانيه تا 4 دقيقه زمان لازم است تا شما درباره عشق كسي تصميم گيرينماييد.
تحقيقات گوياي اين مطلبميباشند:
%55 از طريق زبان جسماني علاقه پديد ميآيد %38 از طريق لحن صدا و سرعت سخن گفتن فقط %8 از طريق گفتگو عاشقميشوند 3 مرحله عشق
روانشناسان براي عشق سه مرحله پيشنهادنموده اند: شهوت، مجذوبيت و تعلق. هر كدام از اين مراحل بدليل وجود هورمونها و موادشيميايي خاصي ايجاد ميشوند.
مرحله 1: شهوت
اين اولين مرحله عشق بوده و در هر دو جنسزن و مرد بدليل وجود هورمونهاي جنسي استروژن و تستسترون پديد ميآيد.
مرحله 2: مجذوبيت
زماني شگفت انگيز، هنگاميكه به عشقيحقيقي مبتلا شده ايد و بسختي ميتوانيد به ديگران فكر كنيد. دانشمندان بر اين باورندكه سه انتقال دهنده عصبي اصلي در اين مرحله دخيل ميباشند: آدرنالين، دوپامين وسروتونين
آدرنالين
مراحل ابتدايي علاقمندي به يك فرد باعثفعال شدن واكنشهاي استرس زا و افزايش سطح آدرنالين و كرتيزول در خون مي گردد. اينفرآيند تاثير فريبنده اي در فرد ايجاد ميكند: وقتي او را براي اولين بار مي بينيدبدنتان عرق مي كند، قلبتان سريعتر ميتپد و دهانتان خشكميگردد.
دوپامين
يك زوج تازه ازدواج كرده تحت معاينه مغزيقرار گرفتند و مشخص گرديد كه ميزان سطح دوپامين كه نوعي انتقال دهنده عصبي بشمارميرود در آنها بالا است. اين هورمون از طريق رهاسازي حس شديدي از لذت، باعث تحريكميل و رغبت در شخص ميگردد. اين دقيقاً همان تاثيري است كه بعد از مصرف كوكائين درمغز بوجود مي آيد!
نتايج آزمايشات دال بر وجود مقدار قابلتوجهي از دوپامين در اغلب زوجين ميباشد: افزايش انرژي، كاهش نياز به خواب و غذا،حواس متمركز و لذتي مطبوع در كوچكترين جزئيات رابطه.
سروتونين
و در انتها سروتونين، يكي از مهمترينهورمونها، كه باعث ميگردد بسيار زياد به معشوقتان فكركنيد.
آيا عشق شيوه تفكرتان را تغيير ميدهد؟
در يك بررسي علمي مشخص شد كه در مراحلاوليه ايجاد عشق ( مرحله مجذوبيت ) نحوه فكر كردن دچار دگرگوني شگرفي مي شود. ازبيست زوج جوان كه ابراز علاقه بسيار شديدي نسبت به هم مي نمودند، دعوت بعمل آمد تامشخص گردد كه آيا مكانيزم تفكر دائمي به معشوق در مغز با مكانيزمي كه باعث بروزاختلال وسواس فكري-عملي ميشود ارتباطي دارد يا خير.
با تحليل نمونه هاي خوني گرفته شده معلومگرديد كه ميزان هورمون سروتونين در زوجهاي جوان با سطوح پايين اين هورمون دربيماران وسواس فكري-عملي برابري ميكند.
عشق نياز به ناپيداييدارد
افرادي كه بتازگي عاشق هم شده اند صورتيخيالي، شاعرانه و ايده آل به شريك زندگيشان مي بخشند، محاسنشان را بزرگ نمايي نمودهو عيوبشان را مي پوشانند.
همچنين زوجهاي جوان، خودِ رابطه رانيز متعالي جلوه مي دهند و تصور ميكنند كه رابطه شان از هر زوج ديگري صميمي تر وزيباتر است. روانشناسان معتقدند كه ما به چنين نگرش خالصانه اي نيازمنديم. اين نگرشباعث ميگردد، تا زمان وارد شدن به مرحله بعدي عشق، يعني تعلق، در كنار يكديگر باقيبمانيم.
مرحله 3: تعلق
تعلق ضمانتي است كه زوجين را متعهد ميكندبراي بچه دار شدن و پرورش آنها به اندازه كافي در كنار هم زندگي كنند. دانشمندانتصور ميكنند كه دو هورمون اصلي در رابطه با ايجاد حس تعلق دخيل هستند: اكسيتوسن وواسوپرسين.
اكسيتوسين - هورموننوازش
اكسيتوسين هورموني قدرتمند است كه توسطزنان و مردان در حيم ارگاسم ترشح ميشود. اين هورمون احتمالاً حس تعلق را عميق ترنموده و باعث ميگردد زوجين بعد از اتمام رابطه جنسي بيش از پيش نسبت به هم احساسنزديكي كنند. مطابق با اين نظريه، هر قدر زوجين بيشتر رابطه جنسي برقرار كنند،پيوستگي و صميميت بين آنها نيز بيشتر خواهد شد. اكسيتوسين هنگام زايمان نيز ترشحشده و به ايجاد پيوند عاطفي قوي بين مادر و كودك، كمك شاياني مي نمايد. يكي ديگر ازوظايف اين هورمون خروج اتوماتيك شير از سينه مادر در هنگام گرسنگي كودكاست.
يك استاد روانشناسي نشان داد كه اگر ترشحطبيعي هورمون اكسيتوسين در گوسفندان و موشها متوقف شود، آنها تازه متولدين خود راپس خواهند زد.
بطور عكس، تزريق اكستوسين به موشهاي مادهاي كه هيچگاه رابطه جنسي نداشتند، باعث دوستي كردن آنها با نوزادان موشهاي ديگرگرديد. موشهاي ماده اين نوزادان را گونه اي مراقبت ميكردند كه گويي متعلق به خودشاناست.
واسوپرسين
واسوپرسين يكي ديگر از هورمونهاي مهم درمرحله تعهد بلند مدت است و بعد از رابطه جنسي ترشحميگردد.
واسوپرسين (هورمون ضد ادرار) به همراهكليه ها جهت كنترل تشنگي كار ميكند. نقش بالقوه اين هورمون در روابط بلند مدت زمانيكه محققان مشغول مشاهده رفتارهاي موشهاي صحرايي بودند مشخصگرديد.
موش هاي صحرايي در روابط جنسي كه لزوماًبراي توليد مثل نبود، بيشتر شركت ميكردند. آنها همچنين - همانند انسانها - رابطهزوجيت مستحكم تر و پايدارتري را بنا مينمودند.
زمانيكه به اين موشها داروي متوقف كنندهاثر واسوپرسين خورانده مي شد، بدليل از بين رفتن صميميت و عدم مراقبت احساسي ازجفت، ارتباط آنها با جفتشان بسرعت قطع ميگشت.
و در نهايت... چگونه عاشقشويم
شخصي كاملاً غريبه را بيابيد. به مدتنيم ساعت اطلاعاتي صميمي درباره زندگيتان در اختيار يكديگر قرار دهيد. سپس بهمدت چهار دقيقه بدون اينكه حرفي بزنيد عميقاً به چشم هاي هم خيره شويد. يكروانشناس مشهور كه در حال مطالعه دلايل عاشق شدن انسانها ميباشد، از چندين زن و مرددرخواست كرد تا سه مرحله بالا را انجام دهند و متوجه گرديد كه بسياري از زوج ها بعداز يك آزمون 34 دقيقه اي عميقاً احساس مجذوبيت مي نمودند. دو زوج مورد مطالعه ويبعدها با يكديگر ازدواج كردند.
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 13:5 توسط علی تیموری | نظر بدهید
شیوه های صحیح مطالعه کردن
متاسفانه در مدرسه و دانشگاه چيزي راجع به چگونه درس خواندن نمي آموزند . يادگيري و مطالعه ، رابطه اي تنگاتنگ و مستقيم با يكديگر دارند، تا جايي كه مي تواناين دو را لازم و ملزوم يكديگر دانست. براي اينكه ميزان يادگيري افزايش يابد بايدقبل از هرچيز مطالعه اي فعال و پويا داشت .
شيوه صحيح مطالعه ،چهار مزيت عمده زير را به دنبال دارد:
۱- زمان مطالعه را كاهش ميدهد.
۲- ميزان يادگيري را افزايش ميدهد .
۳-مدت نگهداري مطالب در حافظه را طولاني تر مي كند.
۴- بخاطر سپاري اطلاعات را آسانتر مي سازد.
براي داشتن مطالعه اي فعال وپويانوشتن نكات مهم درحين خواندن ضروري است تابراي مرورمطالب،دوباره كتاب رانخوانده ودر زماني كوتاه ازروي يادداشتهاي خودمطالب رامرور كرد .
يادداشت برداري ، بخشي مهم و حساس از مطالعه است كه بايد به آن توجهي خاص داشت . چون موفقيت شما را تا حدودي زياد تضمين خواهد كرد و مدت زمان لازم براي يادگيري را كاهش خواهد داد. خواندن بدون يادداشت برداري يك علت مهم فراموشي است.
شش روش مطالعه :
خواندن بدون نوشتن ،خط كشيدن زيرنكات مهم، حاشيه نويسي وخلاصه نويسي، كليد برداري خلاقيت و طرح شبكه اي مغز
۱-خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآيندي فعال و پويا است وبراي نيل به اين هدف بايد از تمام حواس خود براي درك صحيح مطالب استفاده كرد. بايد با چشمان خود مطالب را خواند، بايد در زمان مورد نياز مطالب را بلند بلند ادا كرد و نكات مهم را يادداشت كرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگير شده و حضوري فعال و همه جانبه در يادگيري داشت و هم در هنگام مورد نياز ، خصوصا” قبل از امتحان ، بتوان از روي نوشته ها مرور كرد و خيلي سريع مطالب مهم را مجددا” به خاطر سپرد .
۲- خط كشيدن زير نكات مهم :اين روش شايد نسبت به روش قبلي بهتر است ولي روش كاملي براي مطالعه نيست چرا كه در اين روش بعضي از افراد بجاي آنكه تمركز و توجه بروي يادگيري و درك مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط كشيدن زير نكات مهم مي گردد .حداقل روش صحيح خط كشيدن زير نكات مهم به اين صورت است كه ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را كاملا” درك كنند و سپس زير نكات مهم خط بكشند نه آنكه در كتاب بدنبال نكات مهم بگردند تا زير آن را خط بكشند .
۳- حاشيه نويسي :اين روش نسبت بدو روش قبلي بهتر است ولي بازهم روشي كامل براي درك عميق مطالب و خواندن كتب درسي نيست ولي مي تواند براي يادگيري مطالبي كه از اهميتي چندان برخوردار نيستند مورد استفاده قرار گيرد.
۴- خلاصه نويسي : در اين روش شما مطالب را ميخوانيد و آنچه را كه درك كرده ايد بصورت خلاصه بروي دفتري يادداشت مي كنيد كه اين روش براي مطالعه مناسب است و از روشهاي قبلي بهتر مي باشد چرا كه در اين روش ابتدا مطالب را درك كرده سپس آنها را يادداشت مي كنيد اما بازهم بهترين روش براي خواندن نيست .
۵- كليد برداري :كليد برداري روشي بسيار مناسب براي خواندن و نوشتن نكات مهم است . در اين روش شما بعد از درك مطالب ، بصورت كليدي نكات مهم را يادداشت مي كنيد و در واقع كلمه كليدي كوتاهترين، راحتترين ،بهترين وپرمعني ترين كلمه اي است كه با ديدن آن، مفهوم جمله تداعي شده و به خاطر آورده مي شود .
۶- خلاقيت و طرح شبكه اي مغز: اين روش بهترين شيوه براي يادگيري خصوصا” فراگيري مطالب درسي است .در اين روش شما مطالب را ميخوانيد بعد از درك حقيقي آنها نكات مهم را به زبان خودتان و بصورت كليدي يادداشت مي كنيد و سپس كلمات كليدي را بروي طرح شبكه اي مغز مي نويسد ( در واقع نوشته هاي خود را به بهترين شكل ممكن سازماندهي مي كنيد و نكات اصلي و فرعي را مشخص مي كنيد)تا در دفعات بعد به جاي دوباره خواني كتاب ، فقط به طرح شبكه اي مراجعه كرده وبا ديدن كلمات كليدي نوشته شده بروي طرح شبكه اي مغز ، آنها را خيلي سريع مرور كنيد . اين روش درصد موفقيت تحصيلي شما را تا حدود بسيار زيادي افزايش ميدهد و درس خواندن را بسيار آسان مي كند. و بازده مطالعه را افزايش ميدهد.
شرايط مطالعه
((بكارگيري شرايط مطالعه يعني بهره وري بيشتر از مطالعه ))
شرايط مطالعه ، مواردي هستند كه با دانستن ، بكارگيري و يا فراهم نمودن آنها ، مي توان مطالعه اي مفيدتر با بازدهي بالاتر داشت و در واقع اين شرايط به شما مي آموزند كه قبل از شروع مطالعه چه اصولي را به كار گيريد ، در حين مطالعه چه مواردي را فراهم سازيد و چگونه به اهداف مطالعاتي خود برسيد و با دانستن آنها مي توانيد با آگاهي بيشتري درس خواندن را آغاز كنيد و مطالعه اي فعالتر داشته باشيد :
۱- آغاز درست :براي موفقيت در مطالعه ،بايد درست آغازكنيد.
۲- برنامه ريزي : يكي از عوامل اصلي موفقيت ، داشتن برنامه منظم است .
۳- نظم و ترتيب: اساس هر سازماني به نظم آن بستگي دارد .
۴-حفظ آرامش: آرامش ضمير ناخود آگاه را پويا و فعال ميكند.
۵- استفاده صحيح از وقت :بنيامين فرانكلين، ((آيا زندگي را دوست داريد؟ پس وقت را تلف نكنيد زيرا زندگي از وقت تشكيل شده است .))
۶- سلامتي و تندرستي: عقل سالم در بدن سالم است .
۷- تغذيه مناسب: تغذيه صحيح نقش مهمي در سلامتي دارد.
۸- دوري از مشروبات الكلي : مصرف مشروبات الكلي موجب ضعف حافظه مي شود .
۹ – ورزش : ورزش كليد عمر طولاني است .
۱۰-خواب كافي: خواب فراگيري و حافظه را تقويت مي كند.
۱۱ –درك مطلب:آنچه در حافظه بلند مدت باقي مي ماند ، يعني مطالب است .
چند توصيه مهم كه بايدفراگيران علم ازآن مطلع باشند.
۱- حداكثر زماني كه افراد مي توانند فكر خود را بروي موضوعي متمركز كنند بيش از ۳۰ دقيقه نيست ، يعني بايد سعي شود حدود ۳۰ دقيقه بروي يك مطلب تمركز نمود و يا مطالعه داشت و حدود ۱۰ الي ۱۵ دقيقه استراحت نمود سپس مجددا” با همين روال شروع به مطالعه كرد.
۲- پيش از مطالعه از صرف غذاهاي چرب و سنگين خودداري كنيد. و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائيد چون پس از صرف غذاي سنگين بيشتر جريان خون متوجه دستگاه گوارش ميشود تا به هضم و جذب غذا كمك كند و لذا خونرساني به مغز كاهش مي يابد و از قدرت تفكر و تمركز كاسته ميشود . از مصرف الكل و دارو هم خودداري فرمائيد همچنين غذاهاي آردي مثل نان و قندي قدرت ادراك و تمركز را كم مي كند نوشابه هاي گازدارهم همينطور هستند.
۳- ذهن آدمي با هوش است اگر يادداشت برداريد خود را راحت از حفظ و بياد سپاري مطالب مي كند و نيز همزمان نمي توانيد هم مطلبي را بنويسيد و هم گوش دهيد . پس در حين مطالعه لطفا” يادداشت برداري ننمائيد
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 10:38 توسط علی تیموری | یک نظر
چجگونه و کجا مطالعه کنم
یکی از نخستین پرسشهای پیش روی جوان مشتاق مطالعه، روش صحیح مطالعه و چگونه کتاب خواندن است که پاسخ درست به آن میتواند در ایجاد انگیزه و میزان یادگیری آنها تاثیر بسزایی داشته باشد. بسیاری از مردم به دلیل بکارنگرفتن روش صحیح مطالعه، معمولا خیلی زود از مطالعه خسته میشوند و کتاب را رها میکنند و شاید مطالعه کتابی را به نیمه نرسانده، آن را کنار میگذارند. رعایت نکردن شیوه درست مطالعه و همچنین یادداشت نکردن مطالب مهم کتاب، معمولا خواننده را پس از مدتی از مطالعه کتابهای قطور و علمی، دلسرد و خسته میکند و در نتیجه آنها را از ادامه مطالعه بازمیدارد.
توصیههای که در زیر میآید نکاتی است که رعایتکردن آنهابه زعم کارشناسان مطالعه، میتواند نقش موثری در مفید واقع شدن مطالعه داشته باشد.
مکان و شرایط مطالعه مکان و شرایط ذهنی از نکات مهم یک مطالعه مفید و خوب است و در میزان یادگیری، کارآمدی، مدت و طولانی شدن مطالعه تاثیر بسزایی دارد. کارشناسان و روان شناسان معتقدند که یکی از مشکلات جوانان برای مطالعه بیتوجهی به شرایط و فضای مطالعه است که اغلب موجب خستگی و کاهش انگیزه میشود.
بهترین زمان مطالعه برای انسان، هنگام آرامش و داشتن رضایت است، زیرا داشتن دغدغه و نگرانی در هنگام مطالعه، نتایج مطلوبی برای انسان به همراه نخواهد داشت. مشغول بودن فکر و ذهن و خستگی روح و جسم، توان فرد را کاهش میدهد و در این حالت، مطالعه کتاب، جز اتلاف وقت و بیحاصلی سودی ندارد.
منفعت مطالعه کتابها هنگامی حاصل میشود که انسان بدون خستگی و دغدغه و در فضایی مملو از آرامش، صمیمت و رضایت، به مطالعه بپردازد. اتاق مطالعه را از نقاط آرام منزل و اداره انتخاب کنید بهطوریکه از نور طبیعی کافی برخوردار باشد.
اتاق مطالعه باید از صداهای مزاحم بیرون دور باشد تا حواس خواننده به بیرون هدایت نشود. انتخاب اتاق مطالعه باید بهگونهای باشد که درحد امکان هنگام روز احتیاج به روشنایی غیرطبیعی نداشته باشد.
سعی کنید هنگام شب از چراغ مطالعه استفاده نکنید زیرا چراغ مطالعه علاوه بر این که میتواند به چشم صدمه برساند، در خستگی زود هنگام چشم نیز تاثیر دارد. دمای اتاق مطالعه خود را همواره معتدل نگهدارید تا هرگز درهنگام مطالعه در اتاق احساس گرما و سرما نکنید.
زمان مطالعه زمان مطالعه برای افراد تفاوت میکند، برخی در سکوت شب و برخی نیز هنگام صبح را به عنوان زمان مطالعه انتخاب میکنند اما مطالعه هنگام صبح از هر زمان دیگر بهتر است. مطالعه کتاب را صبح زود شروع کنید زیرا ذهن انسان پس ازچندساعت استراحت و آرامش، بیش از هر زمان دیگر آماده یادگیری است.
وقتی که صبح زود را برای مطالعه انتخاب میکنید حتما قبل از آن صبحانه صرف کنید زیرا گرسنگی در کاهش میزان یادگیری و فراگیری تاثیر زیادی دارد. پس از صرف غذا نیز بلافاصله شروع به مطالعه کتاب نکنید و چند قیقه بعد از غذا مطالعه را آغاز کنید.
ورزش و نرمش و حتی حمام گرفتن نیز پیش از مطالعه در میزان یادگیری موثر است. مطالعه صبحگاهانهنگامی مفید واقع میشود کهفرد شب قبل را بهخوبی استراحت کرده باشد و خسته و خواب آلود نباشد.
برای مطالعه هرچه بهتر در هنگام صبح، سعی کنید شب را زودتر بخوابید تا بتوانید مطالعه مفیدی داشته باشید. خستگی، دستکم ۵۰درصد از توانایی ذهنی و مغزی انسان را کاهش میدهد و مطالعه در چنین وضعیتی، یادآوری مطالب فرا گرفته پیشین را نیز با اختلال روبهرو میکند.
میز و صندلی مناسب میز و صندلی مناسب و درست نشستن یکی از مهمترین شرایط مطالعه است که رعایت نکردن آن علاوه برتاثیر نامطلوب در مطالعه مشکلات جسمانی را نیر درپی خواهد داشت. نداشتن میز و صندلی مناسب در هنگام مطالعه طولانی عوارض جسمانی متعددی دارد که به گفته پزشکان، دردهای مفاصل، کمر و گردن از جملهی آن است.
هنگام خرید میز و صندلی دقت کنید، صندلی باید به گونهای باشد که زمان مطالعه پشت انسان کاملا به صندلی چسبیده باشد. میز مطالعه نیز باید طوری انتخاب شود که خواننده هنگامی که دو دست خود را روی میز قرار میدهد، حداقل فاصله کتاب و چشمان او کمتر از ۴۰سانتیمتر نباشد.
فاصله صندلی خود را با میز مطالعه طوری تنظیم کنید که کمر و گردن شما خم نشود، هنگام مطالعه باید براساس شرایط فیزیکی متعادل نشست، به گونهای که هیچ عضوی از بدن شما احساس ناراحتی نکند و اعضای بدنتان نسبت به میز و صندلی راست و مستقیم باشد. سعی کنید صندلیهای دستهدار را برای مطالعه انتخاب کنید تا هنگام مطالعه بتوانید دستهایتان را روی آن قرار دهید و خستگی دستهایتان رفع شود.
میز و صندلی کودکان و بزرگسالان باهم تفاوت دارد، برای مطالعه مفید باید از میز و صندلیهای مناسب این گروهها استفاده کرد. میز و صندلی کودکان باید به تناسب قد آنها انتخاب شود بگونهای که پاهای کودک هنگام تماس با زمین، زوایه ۹۰درجه تشکیل دهد.
صندلیهایی برای مطالعه انتخاب کنید که از هر لحاظ کاملا راحت باشد، درحد امکان از استفاده از صندلیهای بدون پوشش ابر خودداری کنید تا در هنگام مطالعه هیچ یک از اعضای بدن شما احساس ناراحتی نکند. از خواندن کتاب بصورت خوابیده و درازکش خودداری کنید.
مطالعه فردی برای این که حواس فرد در هنگام مطالعه کاملا روی مطالب کتاب متمرکز شود افراد باید کتاب را به تنهایی و به صورت فردی مطالعه کنند. مطالعه فردی در واقع دوری از صداهای مزاحم و گفت و گو است و در واقع موجب افزایش تمرکز میشود.
هر چه در محیط مطالعه افراد کمتری رفت و آمد کنند، پیشرفت و تمرکز فرد در فراگیری مطالب افزایش مییابد. مطالعه جمعی باعث میشود که هرلحظه امکان گفتوگو بین دو طرف در موضوعهای مختلف بوجود آید که این تعامل سبب عدم تمرکز در مطالعه و کاهش در پیشرفت مطالعه میشود.
مطالعه جمعی برای کتابهای درسی مانند ریاضی مناسب است و میتواند در فراگیری تاثیر مثبت داشته باشد. البته در این مورد نیز اگر دانشآموز آن بخشی از درس را تاحدودی میداند خود مطالعه کند و بخشیرا که مشکل دارد بادیگران حل و فصل کند، بر یادگیری تاثیر بیشتری دارد.
میتوانید بعد از مطالعه، با دوستان خود درباره مطالب مطالعه شده بحث کنید که این امر باعث میشود که مطالب بهتر در ذهن شما باقی بماند. گفتوگو با دوستان درباره مطالب خوانده شده نوعی مرور مطالب محسوب میشود و مطالب در ذهن باقی خواهد ماند.
هنگام مطالعه از گوش کردن موسیقی خودداری کنید زیرا هرگونه آلودگی صوتی و سر و صدا تمرکز فرد را بهم میزند. رادیو و تلویزیون دراتاق مطالعه نباید روشن باشد زیرا دراین صورت اگرچه فرد مطالب را میخواند و صفحات را ورق میزند اما هیچ گونه یادگیری صورت نمیگیرد و مطالب پس از مطالعه در ذهن خواننده باقی نمیماند.
خواندن اطلاعات مندرج در صفحهی اول قبل از شروع مطالعه فصلهای اصلی کتاب، ابتدا بهدقت عنوان کتاب، نویسنده کتاب، موضوع مطالب، ناشر کتاب و سال انتشار را بخوانید.
در مرحلهی بعد حتما فهرست مطالب کتاب را بخوانید زیرا این کار ضمن اینکه انسان را با موضوع مطالب کتاب آشنا میکند، میتواند تصویر کاملی از محتوای کتاب به دست دهد. خواندن مقدمه کتاب که میتوان آن را حاوی خلاصه کتاب تلقی کرد هرگز از دست ندهید زیرا نویسنده در آن خلاصه موضوع مطالب را به منظور آشنایی هرچه بیشتر خواننده به نگارش در آورده که مطالعه آن ضروری است.
وسعت دید یکی از عوامل کندخوانی، تلفظ کلمات و خواندن تک تک آنها حتی بصورت بی صدا است که باید از آن پرهیز شود.
هنگام خواندن وسعت دید را میتوان تا حد دیدن بیشاز پنج کلمه در هر توقف گسترش داد. برای دیدن بیش از یک کلمه در هر بار باید از حرکت سر جلوگیری شود، بدین ترتیب تعداد توقفهای یک خواننده در پاراگراف دو خط و نیمی به حدود پنج تا شش توقف کاهش مییابد.
دقت به موضوع اصلی موقع خواندن مطالب تازه باید بهموضوع اصلی و محوری کتاب توجه داشت یعنی جملات گویا و کلمات اصلی را تشخیص داد.
دقت و درک موضوع اصلی کتاب تمرکز خواننده را افزایش داده و از حاشیه پردازی واتلاف وقت جلوگیری میکند، درنتیجه میزان یادگیری بیشتر میشود. هنگام خواندن مطالب، ذهن را باید خالی از رویا و فکر کردن به موضوعات جانبی کرد تا مطلب بطور کامل در ذهن بماند.
مطالعه با دقت کتاب را همواره بدون شتاب و عجله مطالعه کنید و تازمانی که مطلبی را به درستی فرا نگرفتهاید سراغ مطالعه مطلب دیگر نروید.
مطالب کتاب غیر درسی و درسی به هم پیوسته و مرتبط است، زمانیکه یک مطلب را خوب یاد نگرفتهاید، مطالعهو یادگیری مطالب دیگر بادشواری صورت میگیرد. مطالعه کتابها بویژه کتابهای علمی باید در کمال دقت و وسواس صورت گیرد.
جهش از مطالعه یک موضوع به موضوعی دیگر، بدون درنظر گرفتن فاصله، سبب میشود که دو مطلب درهم آمیزد و در نتیجه هیچکدام از دو مطلب به درستی در ذهن فرد باقی نماند. برای تغییر موضوع مطالعه همواره سعی کنید یک وقفه ایجاد کنید تا مطالب جدید و پیشین در هم آمیخته نشود.
یکی از عوامل عمدهای که باعث جلوگیریاز درک سریع یک متن درهنگام خواندن و مانع حفظ کردن آن مطلب میشود تداخل آموختههای قبلی و بعدی است، یعنی مطالب قبلی آموخته شده با مطالب جدید در هم میآمیزد. برای جلوگیری از بروز این حالت بهترین راه مطالعه تک موضوعی است، یعنی در مدتی که یک مطلب را میخوانید از خواندن سایر مطالب خودداری کنید و تنها ذهن خود را روی همان مطلب متمرکز کنید.
پس از استراحتی کوتاه، موضوع مطالب را تغییر دهید واین کار باعث عدم تداخل دانستهها و آموختههای جدید میشود. در صورت مشاهده خستگی از یک موضوع یا یک کتاب (درسی و غیردرسی)، کتاب دیگری را (با حفظ فاصله زمانی) محور مطالعه خود قرار دهید.
یادداشت برداری و خلاصه نویسی یادداشت برداری و خلاصه نویسی از مهمترین شیوههای درست مطالعه کردن است زیرا این کار باعث میشود که مطالب مهم کتاب همواره در دسترس باشد.
خلاصهنویسی کمک میکند که افراد حجم زیاد مطالب یک کتاب را یادداشت کنند و با مراجعه به آن در مدت بسیار کوتاهی بخوانند و به خاطر بسپارند. بسیاری از مطالب کتابهایی را که میخوانیم، فرار است و امکان دارد پس از مدتی، از حافظه و ذهن انسان پاک شود.
مطالب را در کاغذهایی که در اصطلاح به آن فیش میگویند، یادداشت کنید. یکی از ویژگیهای فیشبرداری این است که مطلب براحتی دردسترس قرار میگیرد و میتوان در هر زمان مطالب کتابی را مطالعه کرد.
دفتر و دفترچه برای یادادشت اصلا مناسب نیست زیرا بدلیل دستهبندی نبودن نوشتهها، پیدا کردن مطلب مورد نظر بسیار دشوار است. یادداشت برداری نباید بیش از اندازه باشد زیرا خواننده آماتور در صورت زیاد نوشتن از یادداشت برداری و حتی خواندن کتاب باز میماند.
برای خط کشیدن زیر مطالب مهم کتاب از مداد استفاده کنید تا امکان پاک کردن آن وجود داشته باشد. پساز یک ساعت مطالعه ۱۵دقیقه استراحت کنید و برای آرامش خود، به بیرون بروید و یا از اتاق مطالعه به فضای بیرون بنگرید و سعی کنید به فضاهای طبیعی و دور دست چشم بدوزید.
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 10:33 توسط علی تیموری | یک نظر
اهميت هوش هيجاني و ضرورت آن در فرزند پروری
“عصباني شدن آسان است - همه مي توانند عصباني شوند،اما عصباني شدن در برابر شخصِ مناسب، به ميزان مناسب، در زمان مناسب ، به دليلمناسب و به روش مناسب– آسان نيست!”
” ارسطو “
حتما تا به حال درباره IQ يا همان بهره هوشي ، خيلي چيزها شنيده ايد. و حتما شنيده ايد كه اگر كودكي IQ بالاتري داشته باشد ، حتما در بزرگسالي انسان تحصيل كرده و موفقتري خواهد بود. شايد به همين خاطر است كه تعداد زيادي از والدين ، از همان دوران قبل از مدرسه رفتن ، نگران كيفيت يادگيري فرزند دلبند خود و مدارسي كه قرار است او در آنها درس بخواند هستند. غافل از اينكه امروزه تحقيقات علمي ، نشان داده كه تنها داشتن هوش عقلانيِ زياد (كه مدارس مي خواهند از آن براي گذشتن از سد كنكور استفاده كنند) براي كسب موفقيت كافي نيست و علاوه بر IQ ، كيفيات ديگري نيز لازم است كه امروزه به آن هوش هيجاني مي گويند.
اما منظور از هوش هيجاني چيست؟
به طور خلاصه هوش هيجاني يعني : داشتن ظرفيتي براي شناخت احساسات و هيجانات خود و ديگران و استفاده از اين هيجانات به نحو مناسب ، براي برقراري ارتباط بهتر با خود و ديگران.
همانطور كه در سخنان ارسطو در ابتداي اين سخن مشاهده مي كنيد ، عصبانيت يك هيجان و يا احساس است، و فردي كه داراي هوش هيجاني بالاتري باشد مي داند اين عصبانيت را چه وقت، كجا، با چه كسي و چگونه ابراز كند تا به جاي اينكه برايش دردسر توليد كند ، راه گشا باشد.
اينجا لازم است درباره خودِ كلمه هيجان بيشتر بدانيم: هيجان كلمه اي است كه در فارسي بيشتر براي احساسات و حالات پر شور و پر انرژي از آن استفاده مي كنيم ، ولي در روانشناسي براي بيان تمام حالات احساسي و رواني مثبت و منفي و علايم جسماني همراه آن به كار مي رود. هيجانات مثل خشم، ترس، عشق و محبت، تنفر، اميد، نااميدي، نگراني، احساس حقارت، غرور، غم و اندوه، شادي، تعجب، شرم، پشيماني، دلسوزي و …
اهميت هوش هيجاني در چيست؟
دانشمندان زيادي عقيده دارند كه مي توان هوش هيجاني را در كودكان و حتي بزرگسالان پرورش و افزايش داد. اما چرا پرورش و رشد هوش هيجاني مهم است؟ به چند دليل:
۱- بمنظور برخورد با موقعيتهاي تهديد كننده و خطرناك: كودك ۳ ساله اي را درنظر بگيريد كه در معرض خطر دزيده شدن توسط يك سارق كودك است. بچه ها معمولا به طور غريزي و از راه هيجانات خود متوجه خطرناك بودن موقعيت مي شوند. اگر سارق به زور متوسل گردد ، او شروع به داد و فرياد و دست و پا زدن مي كند ( كاري كه شايد در موقعيتهاي ديگر براي شما خوشايند نباشد) كه باعث مي شود احتمال نجات خود را افزايش دهد. تحقيقات نشان مي دهد كودكان داراي هوش هيجاني بيشتر، موقعيتهاي خطرناك را سريعتر تشخيص داده و عكس العمل نشان مي دهند. و در نوجواني نيز احتمال كمتري وجود دارد كه جذب دوستان ناباب و انحرافات اجتماعي شوند.
۲- به منظور خشنودي و شادي: اگر هدف فرزندپروري، ارتقاء سطح سلامتي كودكان باشد، بنابراين بايد براي افزايش يكي از عوامل مهم در سلامتي آنان ، يعني شادي و خوشحالي در فرزندان تلاش كنيم. مطالعات نشان داده كودكان شاد و سالم در جامعه متمدن ،انسانهايي مسئوليت پذير و شهرونداني خوب خواهند بود. هر چه هوش هيجاني بالاتر باشد، هيجانات و احساسات به ما كمك مي كند تا اطلاعات مربوط به پايه و اساس سلامتي ، يعني شادي را جمع آوري كرده ، اولويت بندي و پردازش كنيم تا به نحو احسن از آن استفاده گردد. كودكان داراي هوش هيجاني با توسل به مهارت خودشناسي مي توانند به ريشه هاي پنهان شادي و يا غم خود آگاه شده ، و آن را مديريت كنند.
۳- براي كمك به ديگران: حساسيت و هوش هيجاني بالاتر به كودكان كمك مي كند تا نياز هاي ديگران را درك كرده و حداقل با همدلي به آنان كمك كنند. با پيروي از هوش هيجاني ، بچه ها مي آموزند كه احساسات و هيجانات، نيازها و تمايلات همه انسانها به يكديگر شبيه نيست. رسيدن به چنين دركي به افزايش شفقت و احترام به احساسات و تفاوتهاي فردي ديگران منجر مي گردد كه اين خود اساس همدلي (يكي از مهارتهاي هوش هيجاني) مي باشد. با پرورش هوش هيجاني فزندان ما پي مي برند انسانها زماني كامل مي شوند و احساسات بهتري خواهند داشت كه با يكديگر همكاري كنند.
۴- به منظور ايجاد حس مسئوليت پذيري: هوش هيجاني به ما كمك مي كند تا از دو طريق فرزنداني با مسئوليت پذيري بيشتر داشته باشيم. ابتدا با آموزش كودكان مبتني بر اينكه مسئوليت احساسات و هيجانات خود را بپذيرند، به جاي اينكه بر اين باور باشند كه ديگران احساسات آنان را همچون عروسكي تحت كنترل دارند. مثال: به جاي اينكه بگويد ” او باعث عصبانيت من شد“ ، بگويد:” من عصباني شدم“. مي توانيم به آنان بياموزيم ، وقتي احساسات منفي دارند، حق انتخاب نيز دارند، انتخابهايي مثل اقدام كردن، تغيير دادن، ابراز وجود به شكل كلامي يا نوشتاري، يادگيري و اتخاذ ديدگاه هاي متفاوت. به ياد داشته باشيم هيچكدام از ما بر روي محيط خود صد در صد كنترل نداريم (بچه ها كه خيلي كمتر)، ولي بر روي هيجانات خود مي توانيم كنترل داشته باشيم. با توسل به مهارتهاي هوش هيجاني مي توانند بياموزيند با استفاده از افكار خود هيجانات مثبت تري را تجربه كرده و در نتيجه رفتار مناسبتري از خود نشان دهند. رفتار مناسبتر دو نتيجه دارد، الف- از اينكه خوب عمل كرده اند احساس بهتري نسبت به خود خواهند داشت( كه به اعتماد به نفس بيشتر كمك مي كند). ب- در ديگران احساس خوبي را ايجاد مي كنند (كه در روابط اجتماعي آنان مؤثر بوده و اين نيز خود عزت نفس را ارتقاء مي دهد).
طريق دوم براي مسئوليت پذيري بيشتر اين است كه به آنان بياموزيم با استفاده از احساسات خود با روشهاي اجتماع پسندتري اقدام كنند، با دو پرسش از خود كه راهنماي اقدام مناسب خواهد شد:
۱- ” الآن چه احساسي دارم؟“ ۲- ” او يا آنان چه احساسي دارند؟“
- تحقيقات نشان داده كودكاني كه از نظر هيجاني سالم تر و باهوش تر هستند، ويژگيهاي زير را دارند: ۱- يادگيرندگان بهتري هستند. ۲- مشكلات رفتاري كمتري دارند. ۳- درباره ديگران احساسات بهتري دارند. ۴- در مقابل فشار همسالان بهتر مقاومت مي كنند. ۵- خشونت كمتري دارند و قادر به همدلي بيشتري هستند. ۶- در حل مشكلات و تعارضها بهتر عمل مي كنند. ۷- رفتارهاي خود تخريبي (مثل استفاده از مواد مخدر، صرف مشروبات الكلي، …) كمتري دارند. ۸- دوستان بهتر و بيشتري دارند. ۹- بيشتر از ديگران قادرند هيجانات و تكانه هاي خود را كنترل كنند. ۱۰- خوشحالتر، سالمتر و موفق تر از ديگران هستند.
چگونه هوش هيجاني فرزندان را افزايش دهيم؟
- قبل از هر چيز والدين خود بايد درباره احساسات و هيجانات اطلاعات بيشتر و ملموس تري پيدا كنند. توصيه مي شود در جلسات گروهي درباره انواع هيجانات مثل شادي و غم، عشق و تنفر، ترس و شجاعت و … صحبتهاي سازنده و اكتشافي داشته باشيد.
- براي بچه هاي خيلي كوچك كمك كنيد تا لغات و عباراتي كه در برگيرنده هيجانات و احساسات مي باشد را بياموزند. والدين هم بهتر است احساسات خود را بيان كنند، مثال:
” احساس بي قراري مي كنم“ ، ” احساس نااميدي مي كنم“ ،” احساس شادي مي كنم“.
- احساسات آنان را نام گذاري كنيد: ” به نظر مي رسد نااميد شده اي! “
- احساسات و هيجانات ديگران را نام گذاري كنيد( در خيابان ، تلوزيون و كتابهاي داستان): ” مثل اينكه آن خانم در فيلم احساس حسادت مي كند“.
- از بچه ها بخواهيد احساسات خود را نقاشي كنند: ” مي توني خشم خودت را نقاشي كني؟“ يا ” وقتي خيلي مي ترسي قيافه ات چه شكلي ميشه؟ آن را برايم نقاشي كن!“
- محيط و فضايي سرشار از احساس امنيت خاطر و حمايت فراهم سازيد: براي احساسات ارزش قايل شده و آنها را مورد شناسايي قرار دهيد. درباره احساسات به راحتي صحبت كنيد. از داد زدن و رفتارهاي خشن براي سركوب احساسات منفي بچه ها اجتناب كنيد. صداقت هيجاني را از طريق عشق بدون قيد و شرط تشويق كنيد.
- وقتي بچه ها بزرگتر مي شوند برايشان توضيح دهيد كه مثلا چرا خشم معمولا يك احساس ثانويه است( قبل از خشم يك احساس ديگر وجود دارد: وقتي با كارنامه خراب فرزندمان روبرو مي شويم ، اول احساس نااميدي مي كنيم ، سپس عصباني مي شويم، يا وقتي يك ماشين با سرعت جلوي اتومبيل ما مي پيچد، اول مي ترسيم بعد عصباني مي شويم و به او ناسزا مي گوييم). يا توضيح دهيد كه هيجانات منفي ما از جمع شدن نيازهاي هيجاني برآورده نشده بوجود مي آيد. همچنين درباره جنبه هاي مثبت هيجانات ظاهراٌ منفي مثل خشم ، گفتگو كنيد.
- بجاي نام گذاري بر روي فرزندان با صفات گوناگون ( دست و پا چلفتي، ديوانه، ترسو…) احساسات آنان را نام گذاري كنيد (الآن احساس خجالت مي كني، مثل اينكه خشمگين هستي، به نظر ميرسه كمي احساس ترس مي كني…)
-براي اينكه فرزندان خود را بهتر بشناسيد ، دستور دان، تنبيه، قضاوت، سخنراني، نصيحت و تهديد كارساز نيست، بلكه گوش دادن به آنان و دقيق شدن به زبان بدن (حالات و حركات اعضاي بدن و صورت) مي تواند در اين راه مؤثر باشد.
-والدين خود مهمترين الگوي رفتاري و هيجاني فرزندان هستند، اگر تصور مي كنيد از نظر احساسي و هيجاني احتياج به كمك و تقويت بيشتر داريد ، حتما از دوستان با تجربه و يا روانشناس و مشاور بهره بگيرد.
به ياد داشته باشيد كه بزه و جرم و جنايت از احساس ضعف ،احساس ناكامي، احساس تحت كنترل بودن و احساس مغبون شدن بوجود مي آيد. اسلحه و چاقو ، آتش و سنگ و يا مواد مخدر، جانشين احساس محترم بودن مي گردد. بچه هايي كه مورد احترام قرار مي گيرند نيازي به اسلحه و چاقو براي قدرتمند شدن و يا سيگار براي احساس بزرگي ندارند
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 10:21 توسط علی تیموری | نظر بدهید
مغز و رفتارهای انسان و چگونگی بیماریهای روانی
مقدمه انسان موجودي است اجتماعي او در جامعه اي زندگي مي كند كه از مردماني نظير او تشكيل شده است او مي تواند فكر كند ، گذشته را بياد آورد ، احساسات خود را نشان دهد ، دنياي اطراف خود را درك كند و مشكلات را حل نمايد و هر زمان كه لازم باشد قادر به ارتباط با ديگران است و حتي مي تواند بر رفتار ديگران منشاء اثر باشد او مي تواند طبيعت و پديده هاي گوناگون آن نظير شب و روز ، رعد و برق ، باران و سيل و غيره را بفهمد و او معمولا روشهاي علمي را در درك و استدلال بكار مي گيرد اما زمانيكه انسان دچار اختلالات رفتاري مي شود ارواح مختلف ديو ، نيروهاي مافوق طبيعت جادو ، سحر و قضا و قدر توجيه كننده اختلالات رفتاري و يا اعتقادات غلط خود بيان مي دارد . رفتار طبيعي و رفتار غير طبيعي قابل فهم است رفتار محصول كار كرد مغز است كه مهمترين عضو بدن مي باشد همچنين رفتار انسان محصول تجربه هاي گذشته و يادگيري از خانواده ، مدرسه و جامعه است. مغز مغز در حفره اي استخواني ومحكم بنام جمجمه قرار دارد وزن آن در حدود ۱۲۵۰ گرم است مغز از تعداد زيادي واحدي كوچك به نام سلول عصبي تشكيل شده است . تمام اين سلولها به يكديگر متصل بوده و بوسيله رشته هائي از خود بخشي از مغز را به بخش ديگر وصل مي كنند . آنها مي توانند پيامها را از سلولي به سلول ديگر منتقل نمايند اين انتقادات از طريق مواد خاص شيميايي صورت مي گيرد . مغز به سه قسمت اصلي تقسيم مي شود : ۱-قسمت انحنائي :
اين قسمت مسئول كاركردهاي مهمي نظير تنفس ، ضربان قلب ، فشار خون و هوشياري است ، هر نوع آسيب وارده به قسمت ممكن است باعث از بين رفتن هوشياري و بروز مرگ گردد. ۲- قسمت مركزي :
اين قسمت احساسات ( خشم ، لذت ترس و اضطراب ) و ديگر نيازهاي بدني نظير گرسنگي ، تشنگي وتمايلات جنسي را كنترل مي كند . ۳- قسمت فوقاني :
اين بخش مسئول تكلم ، زبان ، تفكر ، قضاوت ، تصميم گيري ، يادآوري و رفتار اجتماعي انسان است . مغز از ۴ هفته بعد از آبستني شروع به رشد مي كند وپس از ۳ سال تكامل آن به حداكثر مي رسد تغذيه مادر باردار و رژيم كافي براي كودك در دو سال اول زندگي نقش مهمي را در رشد طبيعي مغز دارد همچنين محركهاي مختلفي كه كودك در طول سالهاي رشد در معرض آنها قرار مي گيرد براي تكامل طبيعي مغز نقش اساسي را دارد .
رفتار ما در زمانهاي مختلف رفتارهاي متفاوتي از خود بروز مي دهيم بعضي مواقع خوشحال و بشاش و راحت هستيم ، درحاليكه در زماني ديگر مضطرب و تحريك پذير مي شويم گاهي از مصاحبت با ديگران لذت مي بريم و دوست داريم به آنها كمك كنيم ، در حاليكه گاه ترجيح مي دهيم كه تنها باشيم رفتار ما در رابطه با افراد و زمانها و موقعيت هاي متفاوت متغير است اتفاقات محيط نيز بر رفتارهاي اثر مي گذارند مرگ عزيزان باعث غمگيني ، اختلال خواب و اشتها ، بي ميلي به كار و اشتغال فكري نسبت به متوفي مي شود . اعمال ما به نحوه تفكر و احساس و نيز ادراك ما از جهان بيرون و يادآوري وقايع گذشته بستگي دارد و همچنين اعمال ما به آموخته هاي قلبي ، استدلال ، قضاوت ، اعمال ديگران و اتفاقات محيطي وابسته است گهگاه اعمال ما به تغييرات خاصي در بدن مربوط مي شود بنابراين رفتار ما مجموعه اي از تمام اعمال ما و تاثير و تاثر آن با محيط اجتماعي و فيزيكي است . گذشته ها وتجارب زيادي وجود دارد كه انسان به آنها آگاهي دارد و اعمال ارادي در ارتباط با آنها صورت مي گيرد ، اما تجارب زيادي هم هست كه انسان نه از آنها آگاه است و نه كنترلي بر آنها دارد ، مثلا افكار خاصي كه ناخوش آيند و يا غلط هستند از آگاهي بيرون رانده مي شوند اما در زمانهاي خاصي اين افكار به اشكال ديگري به آگاهي ما ميايند و بر رفتار ما تاثير مي گذارند رفتار با سن تغيير مي كند در كودكي به همه نياز ها و ناراحتي ها با گريه پاسخ مي دهيم دليل آن اين است كه هيجانات ما رشد كافي نيافته و ما ساير راههاي واكنش رفتاري را ياد نگرفته ايم . در طي دوران رشد ارتباط با ديگران باعث يادگيري از آنها مي شود ما بتدريج ياد مي گيريم هيجانات خود را كنترل كنيم و به شكل كه مورد قبول جامعه است رفتار نمائيم تمام جوامع براي درمان خود قوانين و مقرراتي دارند هر كس كه اين قوانين و مقررات را زير پا بگذارد ، غير طبيعي يا متفاوت شناخته مي شود . مثلا كسي كه برهنه وارد خيابان شود و يا كسي كه به ديگران فحاشي بكند ، فردي غير طبيعي معرفي مي شود . خلاصه اينكه رفتار فرد در ارتباط با خود او جامعه اي كه در آن زندگي مي كند ، نگرشي كه دارد ، نوع تربيت و تغييرات متفاوتي كه در طول زندگي برايش اتفاق افتاده است قابل فهم است . بسياري از رفتارهاي انسان محصول يادگيري اند ولذا قابل كنترل توسط خودشان مي باشد . ما براي بسياري از رفتارهايمان مورد تشويق قرار مي گيريم واين باعث تكرار ادامه رفتار مي شود ، از اين رو يادگيري رفتاري است كه تحت تاثير خانواده و اجتماع مي باشد چنانكه كودك اغلب رفتار والدين را تقليد مي كند و آن را ياد مي گيرد. بياد داشته باشيم : * مغز عضو مهم بدن و مسئول رفتار آدمي است . * رفتار قابل فهم است و مي توان آن را كنترل نمود . * رفتار به دلائل اختلال كاركرد مغزوفشارهاي فردي و اجتماعي دچار اختلال و آشفتگي مي شود .
بيماريهاي رواني چيست ؟ ما به دلائل مختلف در بعضي زمانها يا بعضي شرايط دچار آشفتگيهاي هيجاني مي شويم . گاهي احساس غمگيني داريم و زماني حالت تنش و اضطراب پيدا مي كنيم و در بعضي شرايط خشم و سردرگمي وجود ما را فرا مي گيرد كه اين حالت ها چندان بطول نمي انجامد چنين حالاتي در رفتارهاي روز مره ما خيلي تكرار مي شود و حتي افرادي هم هستند كه در هيچ شرايطي خشمگين نمي شوند چنين حالات و تغييراتي غير طبيعي نيست و بعنوان اوقات تلخي ، عصبانيت و ناراحتي شناخته مي شود . اما بيماري رواني چيست ؟ در چه حالتي مي توان گفت فردي مبتلا به بيماري رواني است ؟ ويژگيهائي از بيماران رواني ۱- تغييرات غير طبيعي و تفكر ، عاطفه ، حافظه ، ادراك و قضاوت فرد كه از صحبت كردن و رفتار او شناخته مي شود . ۲- اين تغييرات باعث ناراحتي و رنج خود فرد يا اطرافيان و يا دو طرف مي شود . ۳- تغييرات غير طبيعي و ناراحتي هاي حاصل از آن باعث اختلال در فعاليت هاي روزمره ، شغل و ارتباط با ديگران مي گردد. ( اختلال در فعاليت هاي شغلي و اجتماعي فرد) براي مثال بسياري از دانش آموزان موقع امتحان دچار اضطراب مي شوند آنها ناراحت قبولي يا مردود شدن و شكست در امتحان هستند آنان بدون اينكه بيمار تلقي شوند امتحان خود را بدون مشكل طي مي كنند اما تعداد معدودي به حدي مضطرب مي شوند كه نمي توانند مطالعه كنند . هر چه كه خوانده اند فراموش مي كنند و خواب راحتي ندارند اين حالت مي تواند نوعي بيماري محسوب شود . غمگيني مادر بدنبال فوت فرزندش يك حالت طبيعي تلقي مي شود ممكن است اشتهايش مختل شود اما خواب و علاقه به كار و به زندگي اشكالي پيدا نكند او پس از سه تا چهار هفته به حالت معمولي و زندگي روزمره خود بر مي گردد تنها در صورتيكه وي بطور مداوم دچار غم و ناراحتي و گريه شود ، اشتغال فكري به مرگ داشته ، به كارهاي خانه و ساير بچه هاي خود نرسد اين حالت غير طبيعي محسوب مي شود . بنابراين وقتي مي گوئيم فردي دچار بيماري رواني شده است كه او نشانه هائي از بيماري داشته باشد كه باعث مزاحمت و رنج خود او و ديگران شود و باعث اختلال در كارهاي روزمره وي گردد.
نشانه هاي بيماري رواني ۱- اختلال در كاركردهاي بدني الف- خواب : بيمار دير به خواب مي رود . گاه مي نشيند و گاه در رختخواب دراز مي كشد و نگران است كه چرا خوابش نمي برد گاه نيمه شب بيدار مي شود و مجددا به خواب نمي رود بعضي مواقع سر تاسر شب را باين ناراحتي طي مي كند و يا اصلا به خواب نمي رود وصبح هم سر حال نيست هر يك از اين ناراحتي ممكن است به تنهائي يا با يكديگر وجود داشته باشد . ب- اشتها و مصرف غذا : بيمار اشتها ندارد و كمتر از معمول خود مي خورد يا اينكه اشتها دارد و از خوردن غذا لدت نمي برد او همچنين كاهش وزن پيدا مي كند . ج- ميل جنسي بيمار كاهش مي يابد و ممكن است دچار بي ميلي جنسي ، ناتواني جنسي و يا انزال زودرس شود . ۲- دگرگوني در كاركرد رواني الف- رفتار :
بيمار رفتارهاي خاص و عجيب وغريب پيدا مي كند . رفتارهاي او باعث ناراحتي افراد خانواده و ديگران شده و يا آنها را در شرايط بسيار سختي قرار مي دهد رفتار ش ممكن است براي خود و ديگران خطر آفرين باشد ممكن است رفتاري پر تحرك ، بيقرار و يا بي هدف داشته باشد و ديگران را بدون دليل كتك كاري كرده و يا اذيت و آزار نمايد . برعكس ممكن است خيلي گرفته و آرام باشد ، هيچ نوع فعاليتي از خود نشان ندهد و براي ساعتها و روزها در نقطه اي بنشيند يا دراز بكشد و حتي براي نيازهاي اصلي بدنش مثل خوردن يا دفع ادرار تكان نخورد در چنين مواقعي بيمار اگر بخواهد مي تواند كار خاصي را انجام دهد و يا دست و پاي خود را تكان بدهد گاه نيز خنده ها يا رفتارهاي احمقانه و يا كودكانه اي را از خود نشان مي دهد .
ب- تكلم ( وتفكر):
بيما يا بيش از اندازه صحبت مي كند و صحبت هايش غير ضروري است و يا خيلي كم حرف مي زند و گاه اصلا حرف نمي زند گاه كلام بي ربط شده و فهميده نمي شود ، زماني نيز صحبت هاي خاص و اعتقادات نادرستي را كه مورد تائيد ديگران نيست مطرح مي كند براي مثال بيمار مي گويد : كسي او را جادو كرده است او پيغمبر است كرم در زير پوستش خانه كرده است ، هر غذائي كه به او داده مي شود مسموم است ، كسي در آسمان با او در تماس است اين اعتقادات نادرست كه مورد تائيد اطرافيان نيست ، هذيان نام دارد . ج- هيجانات ( عواطف ):
بيمار ممكن است در رابطه با شرايط خاص به شكلي غير طبيعي يا افراطي هيجاني شود . گاه عاطفه نامتناسب دارد و يا هيچ نوع عاطفه اي در جاي خود از خود نشان نمي دهد مثلا مثل مجسمه يك جا نشسته ، با خودش حرف مي زند ، مي خندد يا گريه مي كند ، بدون اينكه دليل مشخصي داشته باشد غمگيني ، افسردگي ، سرخوشي ، ترس واضطراب بدون دليل و طولاني نيز ممكن است ديده شود . د- ادراك : بيمار ممكن است در فهم تحريكاتي كه از حواس پنجگانه اش دريافت مي شود ، دچار اختلال شود و آنها را نادرست يا با سوء تعبير دريافت دارد او صداهائي را مي شنود كه ديگران نمي شنوند و مي گويند دشمنانش مي آيند كه او را بكشند تصاويري را روي ديوار يا آسمان مي بيند كه فكر مي كند شيطان است . بيمار رواني مي تواند چيزهائي را ببيند كه وجود ندارد و يا توسط ديگران ديده نمي شود صداهائي را مي تواند بشنود كه از جائي نمي آيند و چيزهائي را روي پوست خود احساس كند كه وجود ندارد . بنابراين بدون وجود عامل و تحريك خارجي چيزي را احساس و درك مي كند ، به اين حالت تو هم گفته مي شود . مثلا كسي او را صدا مي زند ، صدائي او را تهديد مي كند ويا شيطان با او حرف مي زند . وقتي او افرادي را مي بيند كه مي خواهند او را اذيت كنند ممكن است حمله يا فرار كند بيماري كه توهم دارد با خودش صحبت مي كند مي خندد ، تغييرقيافه مي دهد ، شكلك در مي آورد و با دستهايش را در داخل گوشهايش مي گذارد كه صدا نشوند . هـ- حافظه :
بيمار حافظه اش را از دست داده و وقايع مهم را فراموش مي نمايد در اينحالت آن چيزي را كه چند دقيقه پيش ديده و يا شنيده و يا عمل كرده است فراموش مي كند او به ياد نمي آورد كه مداد ، لباس يا ساير وسائل خود را كجا گذاشته است ( حافظه نزديك) نمي تواند به ياد بياورد كه در چند روز گذشته با چه كساني رفت و آمد داشته و يا چند هفته پيش چه كساني را ديده است ممكن است حافظه دور را از دست داده و نتواند بياد بياورد كه حتي اسم بچه هايش چيست و خواهر و برادرش كجا زندگي مي كنند گاه بيمار راه معمولي را هم گم مي كند اختلال حافظه مي تواند بدليل ضربه و يا عرضه مغزي و يا حالات هيجاني باشد . د- هوش و قضاوت :
در بعضي بيماريهاي رواني هوش و توان تصميم گيري دچار اختلال مي شود و مهارتهاي استدلالي اش كاهش مي يابد او در كارهاي روزمره دچار اشتباهات زيادي مي شود قادر به انجام محاسبات ساده رياضي نيست و مثل افراد كودن و خنگ عمل مي كند . ز- سطح هوشياري :
در بعضي اختلالات رواني كه بيشتر ناشي از ضايعات عضوي مغزي است سطح هوشياري بيمار كاهش مي يابد فرد در شناخت اطرافيان دچار اشكال مي شود و از نظر تشخيص زمان و مكان اختلال پيدا مي كند خواب آلودگي مستمر و اغما مراحل ديگري از اختلال سطح هوشياري است .
۳-دگرگوني در فعاليتهاي فردي و اجتماعي الف- فعاليتهاي فردي : بيمار به نيازهاي بدني و بهداشت فردي خود توجهي نمي كند ، خود را نمي شويد ، حمام نمي رود سرو صورت خود را مرتب نمي كند ، لباسهايش را عوض نمي كند و معمولا كثيف باقي مي ماند ، اغلب ديده مي شود كه در حالات شديد بيمار پا برهنه راه مي رود و يا بي جا لخت مي شود . ب- فعاليتهاي اجتماعي : بيمار با خانواده ، دوستان ، هم كلاسيها و ساير اطرافيان رفتاري غريب پيدا مي كند به ديگران توهين ، فحاشي ، اذيت وآزار و حمله و خشونت مي كند در بين جمع به شكلي نامناسب عمل مي كند كه باعث تعجب ديگران و مغشوش شدن جمع و جلسه مي شود گاه ممكن است آنچنان بي پروا عمل كند كه باعث ناراحتي و يا خنده و تمسخر ديگران شود .
انواع اختلالات رواني بيماريهاي رواني انواع مختلف دارند ، بعضي شديد و بعضي خفيف است . بيماريهاي رواني را مي توان به شرح زير تقسيم كرد . ۱-سايكوزها كه نوع شديد اختلال رواني است . ۲- نوروزها كه نوع خفيف اختلالات رواني است . ۳- ساير اختلالات الف- صرع ب- عقب ماندگي ذهني ج- مشكلات رفتاري دوران كودكي
سايكوزها ( روان پريشي): سايكوز نوع شديد اختلال رواني است كه در آن معمولا بيمار رفتار و صحبت هاي غير طبيعي پيدا مي كند . كاركرد جسي و رواني او به حدي دچار اختلال مي شود كه باعث بهم ريختگي فعاليتهاي فردي و اجتماعي اش مي گردد . قطع رابطه بيمار با واقعيت و با مردم باعث مي گردد كه مردم به او برچسب ديوان بزنند . چنين بيماري از بيماري خود آگاه نيست و از درمان خودداري مي كند . در سايكوزها گاه ضايعه ، مشخصي در مغز مشاهده نمي شود زمان بيماريهاي جسمي نظير ضايعه ضربه و تومر مغزي و گاه بيماري افزايش فشار خون و ديابت آن را ايجاد مي كند .
نوروزها ( روان نژندي ها ) نوروزها بيماريهاي رواني خفيف مي باشند كه معمولا در آنها بيمار در برابر فشارهاي رواني واكنش هيجاني شديد يا طولاني از خود نشان مي دهد . در اين بيماريها نشانه هايي نظير اضطراب ، ترس ، اندوه ، دردهاي مبهم ، دردهاي آشكار و ساير علائم جسمي بوجود مي آيد . اين بيماران از نشانه ها و مشكلات خود در اين مورد آگاه هستند و تقاضاي كمك براي درمان و كنترل اين علائم را دارند .
صرع صرع بصورت حمله اي بيمار را دچار مي كند و باعث اختلال در هوشبري ، افتادن به زمين و حركات موزون اندامها مي گردد . كودكان و نوجوانان بيش از ديگران باين ناراحتي دچار مي شوند . درباره ناراحتي هاي رواني كودكان در بخش جداگانه اي صحبت مي شود .
بياد داشته باشيد : * در بيماريهاي رواني دگرگونيهاي غيرطبيعي در كاركردهاي جسمي و رواني وجود دارد و فعاليت هاي فردي و اجتماعي بيمار دچار اختلال مي شود . * بيماري هاي رواني انواع مختلف دارد . * تعدادي از اين بيماريها شديد است كه به آن سايكوز گفته مي شود ، در سايكوز صحبت و رفتار بيمار عجيب و غريب مي شود بيمار ارتباط با واقعيت را از دست مي دهد به نيازهاي فردي خود بي تفاوت مي شود كار نمي كند و با وجود شدت بيماري به آن آگاهي ندارد . * نوروز به فرم سبك تر بيماريهاي رواني گفته مي شود كه در آن بيمار ارتباط با واقعيت را از دست نمي دهد اختلال در كاركرد بيمار باعث ناراحتي وي شده و نمي تواند براحتي و با رضايت كارهاي روزمره خود را انجام دهد بيمار دچار نوروز به علائم بيماري آگاهي داشته و سعي در جلب كمك دارد . * صرع و عقب ماندگي ذهني از موارد ديگر بيماريهاي رواني است كه مربوط به ضايعه عضوي مغز است .
علل بيماريهاي رواني بيماريهاي رواني به دلائل مختلف ايجاد مي گردند . ۱-تغيير مغزي :
هر نوع تغييري كه در ساختار يا كاركرد مغز ايجاد مي شود ، مي تواند باعث بيماري رواني گردد . تغييرا بيوشيميائي در سطح سلولهاي عصبي عامل اكثر اختلالات رواني شديد و سايكوزها است در اينگونه مواقع مغز در معاينه معمولي طبيعي است . ضايعات ساختماني مغز به دلائل زير نيز مي تواند باعث اختلال رواني شود . عفونت ، ضربه ، نرسيدن خون ، خونريزي ، تومر ، مصرف طولاني الكل ، كمبود غذائي ، صرع درمان نشده و بيماريهاي پيش رونده مغزي . ۲- عوامل ارثي:
فقط در تعدادي از بيماريهاي رواني ديده مي شود همان كه افراد ديگري هم از فاميل بيمار به بيماري مبتلا باشند . بنابراين گفته مي شود كه استعداد ابتلاء به بيماري رواني از والدين به كودكان منتقل مي شود ، اما بروز و ظهور بيماري با عوامل زيادي ارتباط دارد كه ممكن است فرد مستعد مبتلا به بيماري شود و يا نشود . ۳- تجارب دوران كودكي :
براي رشد سالم يك فرد محبت و عشق متعادل ، راهنمائي مناسب ، تشويق و نظم و انضباط از ضروريات دوران كودكي اوست اگر در درون كودكي چنين عواملي نباشد و يا اينكه كودك مكرراً در معرض تجارب ناخوشايندي قرار گيرد ، امكان اينكه در آينده دچار ناراحتي رواني شود زياد است. ۴- فضاي خانوادگي :
نزاع خانوادگي سوء تفاهم مستمر در بين اعضاي خانواده ، عدم وجود صميمت وصداقت باعث ايجاد اثرات نامساعد بر افراد و بخصوص كودك مي شود . چنين افرادي در برخورد با فشارهاي رواني و مشكلات بعدي دچار اختلال رواني مي شوند زيرا كه در طول دوران زندگي گذشته مهارهاي لازم براي تطابق و كنترل هيجانات خود پيدا نكرده اند. ۵- عوامل خاص :
اگر فرد در جامعه امكانات و واجبات يك زندگي معمولي را نداشته باشد . دچار رنج و ناراحتي مي شود و ممكن است مبتلا به بيماري رواني شود فقر ، بيكاري ، ضعف ، ايمان ، بي عدالتي ، نا امني و چشم هم چشمي هاي شديد ممكن است باعث آشفتگي رواني گردد.
عوامل موثر در بروز ، تشديد و دوام بيماري هاي رواني :
شامل موارد زیر می باشد:
-موثر در بروز ، تشديد و دوام بيماري هاي رواني -خانواده ناسالم
-بيماريها و اختلالات مغزي
-مشكلات اجتماعي
-مثل بيكاري
-بيماريهاي رواني
- عوامل ارثی
- بي عدالتي -كشمكش و فشارهاي مختلف
-تجارب ناخوشايند كودكي
بياد داشته باشيد : * بيماري رواني به دلائل مختلف ايجاد مي گردد . عوامل زيستي و محيطي ( خانه و اجتماع ) در اين مورد نقش مهمي دارند . * معمولا براي بروز بيماريهاي رواني بيشتر از يك عامل وجود داشته باشد . * عوامل ارثي به تنهائي باعث بيماري نمي شود .
درمان اختلالات رواني در مباحث قبل ديديم كه اختلالات رواني انواع مختلف دارند و با شدتهاي متاوتي افراد را مبتلا مي سازند .مدت بيماري ممكن است كوتاه و يا طولاني باشد ودرمان نيز متفاوت است معمولا گفته مي شود كه بيماريهاي رواني درماني ندارند اما اين مطلب صحيح نيست اين تفكر غلط برخاسته از مشاهده بيماران رواني مزمن در بيمارستان هاي رواني و يا روشهاي درماني غلط است در ۳۰ سال گذشته در درمان گروهي از بيماريابي رواني ، روشهاي درماني موفق پيدا شده است كه مي توان آنها را با روشهاي موفق درماني در بيماريهاي جسمي نظير سل ، جذم ، مالاريا و تيفوئيد مقايسه نمود .
روشهاي درماني مختلف در بيماريهاي رواني عبارتست از : ۱- دارو درماني :
دارو درماني روش درمان راحت و مناسبي براي درمان اختلالات رواني شديد و حاد مثل سايكوز و صرع مي باشد . گاه با شروع سريع درمان و ادامه مرتب وصحيح آن بهبودي كامل بدست مي آيد . داروها بصورت قرص ، كپسول و نوع تزريقي مي باشند . ۲- شوك درماني ( الكتروشوك ):
روش درماني مفيدي در بعضي از بيماريهاي رواني شديد نظير افسردگي شديد و بعضي سايكوزها غير قابل كنترل و خطرناك است . اگر الكترو شوك بموقع و بجا استفاده شود براي بيمار مفيد تر و كم ضرورتر از ساير روشهاي درماني است . ۳- دروان ياري ، روان درماني :
همچنانكه در بخش هاي قبلي گفته شده ، افراد بهنگام روبرو شدن با فشارهاي رواني دچار آشفتگي رواني مي شوند . اين افراد با روشهاي بسيار ساده اي نظير گوش دادن به بيان مشكلات صحبت با خانواده آنها ، حمايت رواني و ايجاد تغيير محيط زندگي براي اينكه قدرت سازيش بيشتري پيدا نمايند ، بهبود چشمگيري پيدا مي كنند . ۴- درمانهاي اجتماعي ( نوتواني ) :
بيماران با بيماري طولاني ( مزمن ) بطور كامل بهبودي نمي يابند و نمي توانند بطور مستقل زندگي كنند اين بيماران با اقدامات ساده اي نظير فعاليت هاي تفريحي و ورزشي ، آموزش كارهاي ساده و تكراري ( سبد بافي ) ، جدا نكردنشان از زندگي معمولي ، برگشت سريع به محيط خانواه و اجتماع و آموزش راه و رسم زندگي خانوادگي و اجتماعي ، بهبود چشمگيري پيدا مي نمايند . با علاقه و توجه به بيماران در اين موارد كمك هاي بسياري مي توان در جهت سرعت بخشيدن به بهبودي آنها صورت داد . بياد داشته باشيد : * درمانهاي مختلفي براي اختلالات رواني وجود دارد دارو درماني ، الكترو شوك و روان ياري از اين جمله است . * همكاري ، كمك ، عشق و محبت ، حمايت و تشويق از نكات مهم تسريع در بهبودي بيمار است. * درمان زودتر ، بهبودي كاملتري را بدنبال دارد . * بيمار بايد هر چه زودتر كار خود را مجدداً شروع نمايد . * بيمار بايد بطور مرتب به پزشك مراجعه كند .
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 10:15 توسط علی تیموری | نظر بدهید
تاملی بر انحرافات و منحرفین جنسی
مقدمه: در مورد اینکه انحراف جنسی چیست؟ و منحرف جنسی کیست؟ در کشورهای غربی تحقیقات و پژوهشهای بسیاری صورت گرفته و می گیرد و نتایج این پژوهشها در محافل علمی و رسانه های غربی به طور گسترده ای مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.
اما متاسفانه در ایران به خاطر پیشینه تاریخی و فرهنگی و ممنوعیت های مذهبی و شرعی، عرصه جنسیت و رفتار جنسی به صورت یک تابو درآمده است که صحبت کردن و نوشتن در مورد آن کار چندان ساده ای نیست. اما به دلیل اهمیت موضوع و نقش تعیین کننده ای که ویژگی های جنسی و رفتار جنسی سالم در زندگی انسان بر جای می گذارد در این مقاله برآنیم که ابعاد و جنبه های رفتار جنسی منحرفانه، انحراف جنسی، تعریف انحراف و منحرف جنسی از دیدگاههای مختلف، تاریخچه و بحث نظرات صاحبنظران، کارشناسان انحرافات و مسائل اجتماعی را شرح می دهیم:
تاریخچه تحقیقات : نخستین تحقیق عمده در مورد رفتار جنسی توسط آلفرت کینسی در دهه های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ در آمریکا صورت گرفت. در این تحقیق کینسی و پژوهشگران همکارش با مخالفت از سوی بسیاری از سازمانهای مذهبی روبرو گردیدند. ولی وی همچنان بر مطالعات خود پافشاری نمود. عمل وی در روزنامه ها و کنگره های مختلف به عنوان کاری غیراخلاقی محکوم گشت وی سرانجام توانست تاریخچه زندگی جنسی ۱۸۰۰۰ نفر را که نمونه نسبتاً گویایی از جمعیت سفیدپوستان آمریکا بود به دست آورد. نتایج مطالعات کینسی برای اکثر مردم شگفت آور و تکان دهنده بود زیرا تفاوت زیادی را میان انتظارات عموم مردم در مورد رفتار جنسی رایج در آن زمان و رفتار جنسی واقعی آشکار ساخت. در واقع زمانی که مرحله آزادسازی روابط جنسی در دهه ۱۹۲۰ آغاز گردید و بسیاری از جوانان خود را از قوانین سخت اخلاقی که بر نسلهای پیشین حاکم بود، آزاد احساس کردند، به همین دلیل رفتار جنسی تا حد زیادی تغییر کرد اما مسائل مربوط به تمایلات به گونه ای که اکنون معمول گردیده است علنا مورد بحث قرار نمی گرفت و افرادی که در فعالیتهای جنسی که هنوز، از نظر عموم به شدت ناپسند شمرده می شدند شرکت داشتند آنها را پنهان می کردند بی آنکه کاملا آگاه باشند دیگران تا چه اندازه به اعمال مشابهی مشغول هستند. اما در واقع می شود گفت که دوران آزادمنشانه تر دهه ۱۹۶۰ نگرشهای اعلام شده را با واقعیتهای رفتار جنسی نزدیکتر کرد. تحقیقات کنسی آخرین تحقیق گسترده در این زمینه است. اما آنگونه که پیداست و تحقیقات پراکنده دیگر نشان می دهند بیشتر جوامع غربی و بعضاً شرقی دیر یا زود به نقطه ای خواهند رسید که سوئد در اوائل دهه ۱۹۷۰ به آن رسید. هنگامی که حدود ۹۵ درصد مردان و زنان در آن کشور دارای تجربه آمیزش جنسی قبل از ازدواج بوده اند.
در اینجا لازم می دانم برای درک بهتر مفهوم انحراف جنسی به تعریف رابطه جنسی و انحراف جسمی بپردازیم. الف- روابط جنسی ۱- تعریف اخلاقی: علاقه دو جنس مخالف به یکدیگر بر طبق اصول و موازین صحیح اجتماعی – بر اساس سن، نژاد، طبقه اجتماعی، تحصیلات (ازدواج) ۲- تعریف علمی، علاقه جنسی دو جنس مخالف به یکدیگر بدون اینکه این علاقه با هیچ گونه خصوصایت غیرعادی و ناموزون همراه باشد. ب- انحراف جنسی از دیدگاههای مختلف ۱- فروید انحراف جنسی را عمل می داند که به منظور ارضای میل جنسی انجام می گیرد اما هدف از آن عمل تولید و تناسل نیست. ۲- ولی روانشناسان با انتقاد از این تعریف می گویند تعریف مذکور بسیار وسیع بوده و بسیاری از افرادی را نیز که منحرف نیستند در بر می گیرد. آنها اعتقاد دارند انحراف جنسی عبارتست از عملی که به منظور ارضای تمایلات جنسی انجام می گیرد ولی عمل مذکور برخلاف عرف معمول بوده و اکثریت مردم به انجام آن عمل همگاهی ندارند و منحرف جنسی به عمل انحرافی اعتیاد پیدا می کند. در واقع می توان گفت: منحرف جنسی شخصی است که تحت تاثیر بد آموزیهای محیط قرار گرفته بدون اینکه هدف توالد و تناسل داشته باشند و بدون توجه به هنجارهای موجود به اعمالی دست می زند که یک نوع عمل جنسی است پس به طور کلی هر گاه عمل جنسی از معیار و مقیاس عادی خارج شود اصطلاح انحراف جنسی مطرح است. به طور کلی روانشناسان برای منحرفین جنسی ویژگی یکسانی را بر شمرده اند که عبارتند از: ۱- منحرفین جنسی اشخاصی هستند که هدف آنها از زندگی جنسی بهره برداری و احساس لذت مانند افراد عادی مردم نیست و عشق جنسی آنها از نوع (عشق هتروسکشول) نبوده و به عبارت دیگر هدف از لذت جنسی آنها با اهداف سایر افراد عادی مردم در این خصوص اختلاف دارند. ۲- این اشخاص دارای اختلالات و ناراحتیهای عصبی هستند و این عوامل تا حدی در دگرگون کردن شخصیت آنها نیز تاثیر خواهد گذاشت. ۳- ارتکاب انحرافات و جرایم جنسی به ندرت تابع اراده بوده و زیادتر تابع فعل و انفعالات شدید روانی است. ۴- با وصف موارد فوق کمتر دیده شده است که منحرفین جنسی مرتکب اعمال شدید و خطرناک جنسی شده باشند. با توجه به مطالب فوق باید گفت، مجرمین جنسی نمونه ای از توده عظیمی از اشخاص هستند که دارای اعمال و رفتار و عادات ناموزون و غیرعادی و یا به عبارت دیگر انحرافات جنسی هستند و قسمت اعظم این توده عظیم در اجتماعات هیچگاه شناخته نمی شوند و اعمال آنها برای پلیس کشف نمی شود و علل انحراف عده ای از این اشخاص که شاید تعدادشان بسیار قلیل و یا شاید هم زیاد باشد بیماری های عصبی و روانی است. جنس و طبقه منحرفین جنس اما مسئله مهم دیگری که کمابیش مورد بحث قرار دارد بحث بر سر این است که منحرفین جنسی از چه جنس و طبقه ای هستند. هر چند پاسخ به این سوال نسبتا مشکل، و نمی توان جواب قطعی داد اما آنچه که در این تحقیق با توجه به مطالعات و ارقام و آمار موجود در این زمینه وجود دارد مطالب زیر را به طور نسبی می توان بیان کرد. ۱- بیشتر انحرافات و جرائم جنسی به مردها نسبت داده شده است و دانشمندان مربوطه معتقدند آنقدر که مردها مرتکب این انحرافات و جرائم می شوند، زنان کمتر دامن خود را به این اعمال می آلایند. دلیل این امر آنست که اولا احساسات و سلوک جنسی زن و مرد کاملا متفاوت است و زنان بهتر از مردان می توانند خود را کنترل و محافظت کند، این انحرافات در خفا و پنهانی محفوظ می ماند. و ابراز نمی شوند ولی معهذا باید دانست که اگر زن مبتلا به انحرافات جنسی باشد، اعمال و آثار انحرافی او فوق العاده از مردها شدیدتر و خطرناکتر است. اما مسئله بعدی مربوط به طبقه است. متاسفانه به علت عدم دسترسی به آمار و ارقام گوناگون که به این مسئله ربط داشته باشد نتوانستم جامعه خودمان را از این نظر بررسی کنم و مسئله دیگر اینکه اصطلاح انحراف جنسی مقوله بسیار وسیعی است که هر کدام از اجزا این مقوله در میان قشر و طبقه بخصوصی نمایان تر است. بعنوان مثال بسیاری از انحرافات اخلاقی و جنسی در میان طبقات بالای جامعه و بسیاری نیز متعلق به طبقات پایین جامعه می باشد. اگر رویه دیگری که یکی از مقوله های مهم و بغرنج انحراف جنسی است را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل علمی و اجتماعی قرار دهیم متوجه خواهیم شد که فقر اقتصادی از عوامل مهم و موثر این پدیده است. اما حالا که بحث انحراف جنسی و نوع طبقه مورد بحث است مراجعه می کنیم به تحقیقات دکتر برونر که علل انحرافات جنسی را نسبت به امکانات مادی شان به طریق زیر بررسی می کند. ۱- تنگدستی ۵% عادی متوسط الحال بودن ۳۵% ۲- فقر نداشتن ۲۲% مرفه بودن ۳۴% زندگی تجملی ۴% حال این سوال پیش می آید چه عاملی در به وجود آمدن انحراف جنسی موثر است و چه چیزی باعث به وجود آمدن انحراف جنسی می شود در این مورد نظرات گوناگون وجود دارد که به مرور آنها می تواند ما را در یافتن پاسخ یاری دهد. ۱- بعضی از ما عوامل بیولوژی را مرجع و منشا انحرافات جنسی دانسته، و اعتقاد دارند که انحرافات جنسی نتیجه امراض عقلی، التهابات مغزی و پسیکوباتی جنسی است ۲- برخی دیگر انحراف جنسی را در اثر عوامل جسمی قبل از دوران بلوغ از قبیل اختلال در وظایف غدد می دانند ۳- عده ای انحرافات جنسی را اکتسابی دانسته آن را نتیجه عوامل خارجی محیط می دانند که معلول ناتوانی و عدم هماهنگی مجرم با مقتضیات و شرایط اجتماعی است. ۴- روانکاوان تاکید کرده اند که منشا انحرافات جنسی عوامل اکتسابی است بدین ترتیب که فرد در زمان کودکی به رفتار جنسی غیرعادی گرفتار می شود و به عللی آن را ادامه می دهد. ۵- فروید عقیده دارد عقده اودیپ منشا بسیاری از انحرافات جنسی است. ژان ژاک روسو در کتاب قراردادهای اجتماعی، رابطه جرائم و انحرافات جنسی عنوان کرده است که انسان ذاتاً خوب است و اگر فردی فاسد می شود این فساد ناشی از شرایط اجتماعی است. کارتل چمن جنایت کار معروف آمریکایی مهمترین انگیزه های جرم را قدرت طلبی، غریزه جنسی و انحراف جنسی و ماجراجویی می داند و از این طریق به انگیزه های جنسی که به طرق مختلف در ساختمان و عناصر متشکله آن موثرند پی برد. البته باید دانست که روانکاوان مکتب فروید زیادتر از سایر دانشمندان به اصول عقاید فوق متکی بوده و معتقدند که جرائم غیر جنسی در بسیاری از مواقع از انگیزه ها و اهداف غیر مرئی و پنهانی جنسی افراد شروع می شوند. عده ای دیگر از دانشمندان معتقدند که گرچه نمی توان تاثیر عوامل و انگیزه های جنسی را در جرائم غیر جنسی در وقوع جرائم غیر جنسی همیشگی و ثابت نبوده بلکه وجه تصادفی و اتفاقی دارد. استدلال این گروه این است هر گاه چگونگی و کیفیت وقوع جرم غیر جنسی مورد بررسی قرار دهیم به تجربه خواهیم دید که این جرائم و جنایات با وضع عصبی و روانی مرتکبین رابطه مستقیم دارد. به عبارت دیگر وقوع این جرائم مولد کیفیت عصبی مرتکبین آن جرم است. همچنین می افزایند اگر ما به صورت دقیق جرائم غیر جنسی را مورد مطالعه قرار دهیم خواهیم دید که آن جرم از نوع جرائم غیرجنسی به شمار خواهد آمد ولی هر گاه به انگیزه مجرم زیادتر از روش ارتکاب و چگونگی عمل او توجه کنیم یقیناً آن جرم در زمره جرائم جنسی طبقه بندی خواهد شد. انتقاد و نقد ادعاهای گروه دوم که علل جرم را تشریح کرده اند. اما در مورد نظریه تصادفی بودن انگیزه جنسی در وقوع جرایم غیر جنسی باید گفت اولا اصولا بسیاری از جرائم به طور ناگهانی و تصادفی به وقوع می پیوندد و تعداد جرائم از پیش تعیین شده بسیار اندک است. حتی اگر جرمهای تصادفی از جرمهای از پیش تعیین شده بیشتر نباشد کمتر نخواهد بود. ثانیا هر گاه ما روش ارتکاب جرم را در بسیاری از جرائم غیرجنسی مورد مطالعه قرار دهیم آن جرم در زمره جرائم غیرجنسی و اگر هدف و انگیزه جرم را مورد توجه قرار دهیم آن جرم را جز جرائم جنسی طبقه بندی خواهد شد. رابعاً گر چه تاثیر وضع غیرعادی عسبی را در وقوع جرائم نمی توان انکار کرد ولی این مطلب دلیل آن نیست که انگیزه ها و عوامل جنسی نتوانند از راه مختل کردن اعصاب در وقوع جرائم غیرجنسی عرض اندام کنند. خامساً اگر علل وقوع جرائم را از لحاظ عوامل محیطی مطالعه کنیم، فقر به عنوان عاملی مهم توجه ما را جلب می کند. بنابراین اگر فقر به عنوان یک محرومیت اجتماعی بعلت نداشتن وسیله برای رفع احتیاجات مادی علت پیدایش جرم محسوب شود می توان گفت که هر گاه اهمیت نیازهای جنسی پیش از احتیاجات مادی نباشد حداقل در عرض آن قرار دارد. و هر گاه فقر به عنوان یک محرومیت اجتماعی باعث پیدایش جرم شود محرومیت جنسی نیز به تبع آن باعث پیدایش جرم می شود. سادساً جرائم جنسی هر گاه به فرض بعید در وقوع سایر جرائم تاثیر نداشته باشند لااقل در مطالعه آمار جرائم می بینیم که این جرم از لحاظ کمیت در درجات اول اهمیت قرار خواهد داشت و از نظر کیفیت نیز شاید بعد از قتل نفس هیچ جرمی از لحاظ ضرر اجتماعی و هتک حیثیت و شرف قابل قیاس با این نوع جرم نباشد. سابعاً: احتیاجات جنسی افراد بشر یکی از مهمترین معضلات و مسائل اجتماعی را به وجود می آورد که هرگاه دولتها توجه کافی به آن نکنند یقیناً جرائم و جنایات دیگری را به طور غیرمستقیم بوجود خواهد آورد. اما سوالی که مطرح است این است آیا انحرافات جنسی درمانی خواهد داشت یا خیر. آیا تاکنون پیشنهادی در این زمینه داده شده است و اگر چنین پیشنهادی وجود دارد و مسئولین امر راه را از چاه باز می شناسند پس علت چیست که این معزل بزرگ، همچنان عرض اندام می کند. جواب این سوالات و سوالاتی از این قبیل در حیطه مقاله ما نیست. ولی به ذکر نظرات بول دوریو دانشمند و کارشناس امور جنسی آمریکا می پردازیم. وی معتقد است که یگانه و بهترین راه مبارزه با جرائم جنسی فقط آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت است. وی می افزاید این تعلیم تربیت در بدایت امر در مورد والدین اطفال اعمال شود تا آنها به رموز پرورش فرزندان خود آشنا شوند و در مرحله دوم اطفال باید مورد آموزش و پرورش قرار بگیرند تا بتوانند بوسیله تعلیم و تربیت بر عادات ناپسند خود فائق آیند. و در مرحله سوم باید منحرفین جنسی مورد آموزش و پرورش قرار بگیرند تا ضمن تعلیم و تربیت به آنها فرصت داده شود به معالجه خویش بپردازند و پس از تزکیه کامل اعمال و رفتار خود به عنوان افراد مفیدی به اجتماع ملحق شوند. انحرافات جنسی انواع گوناگون دارد ولی در اینجا با توجه به اهمیت آنها به چند مورد اشاره می کنیم. ۱- فحشا: برآوردن خواهشهای جنسی در برابر پول است. فحشای مردان، زنان، کودکان و فحشای قانونی که توسط حکومتهای ملی و محلی در بعضی کشورها پذیرفته شده است. در این آمیزش جنسی تنها رابطه میان، که دلیل اصلی او برای ارزانی داشتن دسترسی جنسی به حامی اش است پولی است که به امر پرداخت می شود.
انواع روسپی: لازم به ذکر است که روسپیگری با فروپاشی اجتماعات کوچک محلی توسعه نواحی شهری بزرگ و غیر شخصی و تجاری شدن روابط اجتماعی ارتباط مستقیم دارند. روسپیان اساسا از زمینه اجتماعی فقیرتر برمی خیزند اما تعدادی از زنان طبقه متوسط نیز در میان آنها وجود دارند. پل.ج. گلداستن انواع روسپیگری را بر حسب تعهد شغلی و زمینه شغلی طبقه بندی کرده است. ۱- روسپیگری موقتی : بسیاری از زنان فقط به طور موقتی به روسپیگری اشتغال دارند و چند باری پیش از آنکه روسپیگری را برای مدتی طولانی یا برای همیشه ترک کنند به خودفروشی می پردازند. ۲- روسپیان اتفاقی – کسانی هستند که غالباً در مقابل در اختیار گذاشتن خود پول قبول می کنند اما به طور نامنظم و برای کمک به درآمدشان از سایر منابع! ۳-فاحشه ها : و دسته آخر که به طور منظم و مستمر به روسپیگری اشتغال دارند و منبع اصلی درآمدشان را روسپیگری تشکیل می دهد. که عبارتند از زنان خیابانی، زنان تلفنی، زنان خانگی، زنان فاحشه خانه،
لازم به ذکر است که بیشتر زنان مورد مطالعه گلدستین به طور منظم به معامله پایاپای جنسی اشتغال داشتند مانند: ارائه خدمات جنسی در عوض تلویزیون – پوشاک – وسایل الکتریکی – تعمیرات ماشین. ۴- آزار جنسی :در محل کار زنان بسیار معمول است. آزار جنسی در محل کار می تواند به عنوان استفاده از اقتدار شغلی یا قدرت به منظور تحمیل خواسته های جنسی تعریف شود. و ممکن است شکلهای خشنی به خود بگیرد، مانند هنگامی که به یک کارمند زن گفته می شود که با یک برخورد جنسی رضایت دهد یا اخراج خواهد شد: این موضوع در اکثر جوامع وجود دارد به گونه ای که از هر ده زن در انگلستان هفت زن در دوره زندگی شغلی خود به مدتی طولانی دچار آزار جنسی قرار گرفته است. البته آزار جنسی تا اندازه ای زیرکانه تر است برای مثال فهماندن به زن که پذیرفتن خواهشهای جنسی پاداشهای دیگری به همراه خواهد آورد. و یا عدم پذیرفتن این خواهشها نوعی مجازات مانند جلوگیری از ترفیع یا اخراج را به دنبال خواهد داشت. تصمیم در مورد اینکه کجا و با چه کسی روابط جنسی داشته باشیم از اعمال کنترل بر زندگی خودمان است و آزار جنسی این حق انتخاب را سلب می کند. ۵- سادیسم: در محاوره عمومی اصطلاح سادیسم به عنوان زجر و ظلم اطلاق میگردد در جرم شناسی و روانشناسی، فردی که از راه آزار دادن شریک جنسی لذت برده و جنون آزار دارد سادیسم نامیده میشود. آزار ممکن است بدنی مانند گاز گرفتن، شلاق زدن، کتک زدن، زخمی نمودن و یا به صورت شفاهی مانند فحش دادن، تحقیر کردن و غیره می باشد. ۶- مازوشیسم: شخص وقتی آزار می بیند لذت جنسی به او دست می دهد. فعالیت های مازوشیستی ممکن است به صورت خیال آزار دیدن و یا به صورت اعمال زجرآور مختلف از قبیل فرو کردن سنجاق و یا سوزن به بدن، سوزاندن دست با آتش – زخمی کردن بدن و مشاهده خون و شفاهی مانند فحش و تحقیر باشد. مازوشیسم در زنان بیشتر از مردان است. ۷- فتیشیسم – بت پرستی جنسی – مبتلایان به انحراف جنسی بت پرستی به جای آنکه با جنس مخالف خود عشق ورزند و با خود او تماس عادی و طبیعی حاصل کند یکی از اعضای بدن مانند مو، گوش، دست و غیره و یا با شیئی که به معشوق تعلق دارد مانند لباس زیر، کفش، دستمال، عطر و چیزهای دیگر تهیج جنسی میشود، انحراف فتیشیسم در مردان بیش از زنان است
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 20:40 توسط علی تیموری | نظر بدهید
انزال زودرس و روش درمان آن
یکی از مشکلاتی که تعداد زیادی از مرد ها از آن رنج می برند ارضای سریع یا انزال زود رس است کارشناسان عقیده دارند که بیش از یک سوم مردان با این مشکل دست به گریبانند.در ایران شاید به دلیل مسا ئل مذهبی کمتر به مواردی از این قبیل پرداخته می شود و اگر کسی هم مشکلی در این زمینه ها داشته باشد فقط باید به مراکز مربوطه مراجعه کند یعنی در کتاب ها و مجلات کمتر متوان مقالاتی را در این زمینه ها پیدا کرد .
لذا بنده با آگاهی از این موضوع سعی کرده ام یک مقاله نسبتا جامعی را در وبلاگ قرار دهم تا افراد بیشتری به آن دسترسی داشته باشند .به امید اینکه مورد استفاده واقع شود.
انزال زود رس به چه معناست ؟
از نظر علم روانشناسي : انزالي كه بر خلاف ميل شخص و بدون كنترل او انجام ميگرد را انزال زود رس گويند كه بر طبق آن فرد از زمان انزال و كيفيت رابطه ناراضي است و اين نارضايتي ميتواند يك طرفه يا دو طرفه باشد ، به طوريكه حتي اگر شريك جنسي فرد از زمان انزال ناراضي باشد ، انزال را زود رس گويند . ( مثلا اگر مرد در ۸ دقيقه ارضاء ميشود و زن در ۱۰ دقيقه ، انزال را زود رس گويند اما اگر مرد در ۲۰ دقيقه ارضاء شود و زن در ۱۰ دقيقه ، مورد را مربوط به انزال زود رس نميدانند )
از نظر علم پزشكي : انزال كمتر از دو دقيقه كه بدون كنترل شخص انجام گيرد را انزال زود رس گويند .
دلايل ايجاد انزال زود رس در مردان :
۱ – عوامل رواني بازدارنده ( عواملي مانند اضطراب در حين سكس ، احساس گناه يا افسرده گي ميتوانند موجب انزال زود رس شوند )
۲ - فاصله زياد بين روابط جنسي ( وقتي كه احساسات جنسي بين زوجين متراكم ميشود ، معمولا كنترل يك باره آنها سخت ميشود و منجر به انزال زود رس ميشود ! )
۳ – تجربه جنسي كم ( بيشتر افراد در اوايل زندگي زناشويي دچار اين مشكل ميشوند و به مرور زمان با تجربه بيشتر مشكلشان رفع ميگردد )
۴ - عوامل پزشكي بازدارنده ( عواملي نظير آسيب جسمي ، تداخلات دارويي در هنگام درمان بعضي بيماري ها و مشكلات هورموني از جمله عوامل پزشكي هستند كه منجر به انزال زود رس ميشود )
روش هاي درمان انزال زود رس :
۱ – درمان هاي موضعي : استفاده از كرم هاي بيحس كننده مانند ژل ليدوكابين ۲% و اسپري هاي بيحس كننده ميتواند در بهبود انزال زود رس موثر باشد . ( ژل ۲% ليدوكابين + كرم پريلو كابين ۲.۵% + كشيدن كاندوم بر روي آلت تناسلي باعث افزايش زمان انزال ميشود و استفاده از اسپري هاي بيحس كننده به دليل ايجاد حالت تكرر بعد از مصرف زياد توصيه نميشود )
۲- درمان هاي دارويي : دارو هاي مهار كننده بازجذب سرتونين و ضد افسرده گي در درمان انزال زود رس موثر اند ، بر فرض مثال ميتوان به داروهاي خانواده اس اس آر آي ، اشاره كرد كه شامل داپوكستين ، فلوكستين ، پاروكستين و سرتالين ميباشند و همچنين گه گاه داروي وياگرا را توصيه ميكنند . ( درمان هاي دارويي را در مراحل حاد بيماري كه بيماري از فاز پزشكي وارد فاز رواني شديد شده و موجبات مشكلات عديده در روابط فرد شده است ، تجويز ميشوند و استفاده بدون نظر پزشك از اين داروها به دلايل ماهيت هاي اعتياد آور و شرطي كننده و گه گاه تكرر جنسي و همچنين آمار بالاي خودكشي در اثر استفاده از داروهاي ضد افسرده گي ، توصيه نميشود ، لذا در صورت تمايل به استفاده از اين روش حتما قبلا با يك متخصص سايكوتراپ يا روانكاو مشورت كنيد )
۳ – درمان هاي رفتاري : اين نوع درمان ها از موثر ترين و سالم و بدون عارضه ترين نوع درمانها ميباشند و بر طبق آنها فرد به جاي استفاده از دارو يا مواد مصنوعي با استفاده از روش هاي آموزشي رفتاري ، سعي ميكند كه رفتار و احساسات جنسي خود را كنترل كند ( در بيشتر مواقع اين روشها اولين پيشنهاد براي درمان ميباشند ) ، اين روشها به هفت بخش تقسيم ميشوند كه شامل :
تكنيك ماستر و جانسون : اين روش شامل يادگيري ، تشخيص و كنترل احساسات و رفتارهايي است كه منجر ميشود فرد به اوج نقطه لذت جنسي برسد و انزال صورت گيرد ، اين روش نياز به اراده و تمرين زياد دارد ، اما از جمله موثرترين روشهاي درماني است كه تاكنون براي درمان انزال زود رس شناخته شده است ، بر طبق آن فرد در ابتدا توسط خود يا شريك جنسي اش ، تحريك ميشود و هر بار كه به نزديكي نقطه اوج لذت جنسي ميرسند ، عمل تحريك را متوقف و بعد از چند لحظه كه احساسات فروكش كرد ، دوباره اقدام مينمايند ، بعد از چند روز تمرين اوليه ، سكس به روشي كه مرد در زير و زن در بالا قرار ميگيرد عمل تكرار ميشود به اين صورت كه مرد در زمان نزديك شدن به اوج نقطه جنسي با آگاه كردن زن كه در اينجا كنترل عمليات جنسي را در دست گرفته ، او را باخبر ميسازد تا رابطه را كنترل كند ، بر طبق اين روش كه از جمله بهترين روشهاي درماني است ، فرد بعد از چندين هفته تمرين و ممارست ، به مرحله اي ميرسد كه كنترل رابطه جنسي برايش شرطي ميشود و ميتواند با كنترل احساسات سكسي خود ، هم زمان رابطه جنسي اش را زياد كند و هم شريك جنسي اش را ارضاء كند . ( كليه اصول اين روش بر پايه تحريك و توقف قبل از نقطه اوج لذت جنسي ميباشد ، لذا از جمله بهترين روشها براي افزايش مهارت جنسي محسوب ميشود )
تكنيك فشار : بر طبق اين روش با فشار دادن انتها يا سر آلت تناسلي قبل از انزال ، از انزال جلوگيري ميشود كه دليل جلوگيري كردن آن اين است كه با فشار آوردن به اين نقاط فشار خون در اين نقاط كم ميشود و درنتيجه نعوظ يا اركيسون كم ميشود و انزال دير انجام مي پزيرد .
خود ارضائي قبل از انجام سكس ( اين روش به دليل منحرف كردن سكس توسط استمناء هاي غير طبيعي خيلي توصيه نميشود )
پوزسيون خوب هنگام مقاربت : روش هاي معمول ( مرد در بالا ) كمك خيلي زيادي به درمان انزال زود رس نميكند ، براي درمان ميبايست از روشهاي جنسي كه در آن مرد به پشت خوابيده و زن در رو عمليات جنسي را با فعاليت زياد كنترل ميكند از جمله بهترين روشها براي درمان ميباشند .
تعدد مقاربت : زياد كردن تعداد سكس در طول هفته و روز ميتواند به در مان زود انزالي كند به طوريكه اگر هفته اي دو بار سكس داريد و آن را تبديل به هفته اي ۴ الي ۶ بار برسانيد ، بعد از چند هفته مشكل زود انزاليتان تا حدودي رفع ميشود .
اورال سكس : سكس زباني يا به اصطلاح عامه ساك زدن قبل از مقاربت ميتواند كمك زيادي به آرام شدن آلت مردانه در هنگام سكس شود و به درمان زود انزالي كمك كند .
استفاده از كاندوم : استفاده از كاندوم و بخصوص از نوع بيحس كننده آن كه در بازار به فرواني موجود است ، ميتوان به دليل كمتر كردن ميزان تماس آلت جنسي مردانه ، باعث رفع زود انزالي شود .
۴ - درمان هاي رواني – عاطفي : يكي از بهترين ها و موثرترين روشها براي رفع انزال زود رس و افزايش لذت در روابط زناشويي ، جايگزيني عشق بازي در رابطه جنسي است ، بديهي است كه در زمانيكه عشق بازي در رابطه جنسي برقرار باشد و دو طرف در حال عشق بازي بايكديگر اند ، ديگر زود انزالي معني خود را از دست ميدهد ! كارهايي مثل نوازش ، تحريك كلامي و بدني زن قبل از دخول و كارهايي مانند توجه و دادن احساس قدرت به مرد در رابطه كه در پست هاي قبلي وبلاگ نوشتم ، ميتوانند به اين مهم كمك كنند . ( به طور خلاصه اگر زن و مرد در هنگام سكس مشغول عشق بازي باشند به دليل اينكه رضايت جنسي هر دو طرف ايجاد ميشود ، زود انزالي به طور كلي برطرف ميشود )
۵ – درمان هاي سنتي و گياهي : دمكرده گل شقايق و دارچين و همچنين سياه دانه و بخته سنجد در روغن زيتون باعث دير انزالي يا به اصطلاح سفتي كمر ميشود ، همچنين ماليدن حنا هم در بعضي از متون قديمي آمده شده ( صحت علمي روشهاي فوق تاييد نشده و بيشتر تجربي اند ! تا علمي ! )
جمع بندي و نتيجه گيري :
زود انزالي در اصل مشكل يا بيماري محسوب نميشود و ميتوان گفت كه اين وسواس فكري افراد و اضطراب آنها از داشتن يك رابطه با كيفيت است كه منجر بروز اين امر ميشود ، لذا كاهش اضطراب و حفظ آرامش در كنار كنترل بدن و احساسات با تمرين بيشتر بهترين راه كار براي پيشگيري و درمان اين مشكل اند و از همه بهتر و مهمتر اضافه كردن عشق بازي به رابطه جنسي است كه اگر با حركاتي چون نوازش + تحريك سينه ، لاله گوش و كليتوريس ( چوچوله ) + استفاده از كلمات عاشقانه در هنگام سكس ، همراه شوند ديگر معنايي به عنوان زود انزالي و عدم رضايت جنسي بين زوجين معني پيدا نميكند .
در پايان جا دارد به چند حديث كه در مورد زود انزالي روايت شده اند اشاره و درنهايت اطاله كلام كنم :
حضرت محمد ( ص ) ميفرمايند : « چون كسي خواهد كه با زن خود جماع كند به روش مرغان به نزد او نرود ، بلكه اول با او دستبازي و خوش طبعي كند و بعد از آن جماع كند »
تفسير حديث : حضرت (ص ) فرموده اند كه همان اول كار فوري نرويد سراغ دخول ، بلكه با نوازش كردن و تحريك لمسي و زباني همسرتان را براي دخول آماده كنيد و بعد به انجام مقاربت بپردازيد . ( اگر فقط همين حديث را اجرا كنيد و سر لوحه زندگي سكسي تان بكنيد به عالم و آدم قسم كه ديگر مشكلي به نام عدم رضايت جنسي ، تكراري شدن براي همديگر و زود انزالي دچار نمي شويد ! حال برويد و بگوييد كه اسلام ديني است خرافي و با مقتضيات زمان هماهنگ نيست ! )
حضرت علي ( ع ) ميفرمايند : « هركسي كه ميخواهد با زن خود نزديكي كند ، تعجيل نكند كه زنان را كارها ميباشد »
تفسير حديث : حضرت به مانند پيامبر بزرگوار اسلام تاكيد دارند كه عجله در سكس نادرست است و بهتر است قبل از انجام عمل دخول با عشق بازي همسر را براي انجام اين كار آماده كرد ، اين را علم روز دنيا هم ثابت كرده كه اگر سكسي اين چنين شروع و خاتمه يابد به دليل ارضاء شدن زن و ايچاد مهرو عطوفت بين زوجين ، موجبات پايداري زندگي زناشويي فراهم ميشود .
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 20:59 توسط علی تیموری | نظر بدهید
+ نوشته شده در سه شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۶ ساعت توسط هدیه به شهیدان مدافع حرم صلوات
|