شعرهای کودکی
یکی از راه های انتقال مفاهیم دینی به کودک و قرار دادن دوستی و علاقه به دین در ضمیر ناخودآگاه کودک، خواندن شعرهایی های است که کودکان را با آن مفاهیم از نوزادی مأنوس می کند.
شعرهای کودکی
ای نام تو بهترین سرآغاز بی نام تو نامه کی کنم باز ای یاد تو مونس روانم جز نام تو نیست بر زبانم هم قصه ی نا نموده دانی هم نامه ی نا نوشته خوانی از ظلمت خود رهاییم ده با نور خود آشناییم ده
شعری که حضرت زهرا سلام الله علیها برای امام حسن علیه السلام می خواند:
اَشبِه اَباکَ یاحَسَنُ وَاخلَع عَنِ الحَقِّ الرَّسَنَ وَاعبُد اِلهاً ذَا المِنَنِ ولا تُوالِ ذَالاِحَن
حسن جان، مانند پدرت باش وریسمان راازگردن حق بردار، خدای احسان کننده راپرستش کن وباافراد دشمن وکینه توز دوستی مکن
شعری که ام الفضل برای امام حسین علیه السلام می خواند:
یابن رسول الله
یابن کثیر الجاه فردٌ بِلا اشباه
اَعاذه الهی من امم الدّواهی
ای فرزند رسول خدا، ای فرزند شخصی والامقام، تو فردی بیمانند هستی، خدای من پناه دهد تورا، از همه سختی ها و مصائب.
جبرئيل به هنگام جنباندن گهواره امام حسين (عليه السلام) شعر ذيل را مى خواند:
لعلى (و لزهراء) و حسين و حسن ان فى الجنة نهرا من لبن
يدخل الجنة من غير حزن كل من كان محبا لهم
در بهشت نهرى است از شير، كه از آن على و فاطمه و حسين و حسن علیهم السلام است. هر كس دوست اين خاندان باشد، بدون اندوه داخل بهشت خواهد شد.
بنا به روايتى به رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) عرضه داشت
تجده عونا لك فى النوائب ناد عليا مظهر العجائب
بولايتك يا على، يا على ! كل هم و غم سينجلى
امام صادق علیه السلام در کودکی شمشیر بازی می کرد. مادر ایشان، در موقع بازی وی را تشویق می کرد و با این شعر احساسات خود را آشکار میکرد:
اِنشروا حَبا حَبا، قدطال نَما، وَجهُه بدرُ السماء.
مژده باد که کودکم راه افتاده، در حال رشد و نمو است و صورتش ماه شب چهارده.
لالايي اي گل زيباي مادر لالايي اي همه دنياي مادر لالالالالالالايي بخواب اي كودك خوب خدايي لالا كن كودك شاد و مسلمان به دين مصطفي داري تو ايمان محمد ياور طفلم تو باشي هدايت كن به آن راهي كه خواهي لالا كن وقت خوابيدن رسيده تو بايد خواب باشي تا سپيده
لالايي اي گل زيباي مادر لالايي اي همه دنياي مادر لالالالالالالايي
لالايي اي گل زيباي مادر لالايي اي همه دنياي مادر لالالالا لالالالا اي كودك ناز اصول دين نمايم بر تو آغاز بدان توحيد اول اصل دين است كه دشمن از برايش در كمين است خدا يكتاست دوتايي نباشد به ذات پاكش همتايي نباشد لالالالا لالالالالالايي كه اصل دوم است عدل الهي لالا كن تا بگويم اصل سوم نبوّت باشد و اصلاح مردم رسولان آمدند از سوي الله نمودند مردم هر قوم آگاه امامت كودكم اصل پس از آن كه باشد بعد پيغمبر امامان دوازده تن امام برگزيده زسوي حق براي ما رسيده امامان، بعد پيغمبر امينند همه از رهروان پاك دينند معاد است آخرين اصل الهي كه گويند آخرت افتد جدايي نكوكاران و بدكاران جدايند همه فرمانبر امر خدايند بهشت است جايگاه مردم خوب جهنم جايگاه اهل مغضوب لالايي اي گل زيباي مادر لالايي اي همه دنياي مادر لالالالالالالايي
لالايي اي گل زيباي مادر لالايي اي همه دنياي مادر لالا كن تا برايت قصه گويم گل باغ محمد را ببويم محمد آخرين پيغمبران است براي مسلمين مانند جان است محمد آمد و ما جان گرفتيم از او رسم و ره ايمان گرفتيم بخواب اي كودك زيبا و خوشرو بخواب اي نازنين اي گل خوشبو تو با ياد محمد ميروي خواب شوي از ياد احمد خوب سيراب تو از ياران دين مصطفايي مسلماني و از بي دين جدايي لالا كن تا سحر پيشت بمانم برايت آية قرآن بخوانم كه قرآن نازل از سوي خدا شد و با آن روح انسانها رها شد بخواب اي كودكم وقت نماز است و حالا نوبت راز و نياز است نماز از واجبات ديني ماست عبادات محمد خوب و زيباست خدا حفظت كند اي نازنينم كه روزي من نمازت را ببينم تو در هر روز هفده بار بايد بخواني تا خدا لطفت نمايد كه جز راه هدايت را نپويي و هرگز راه گمراهي نجويي
لالايي اي گل زيباي مادر لالايي اي همه دنياي مادر لالالالا لالالالالالايي لالايي اي گل زيباي مادر
لالايي اي همه دنياي مادر لالاکن تا بگويم من برايت حسين است سومين برج امامت حسين ، دلبند زهرا و علي بود پيمبر نام او را امر فرمود حسن چون زين جهان ديده فروبست حکومت حق محبوبش، حسين است حسين بر مسند حق تکیه فرمود مدينه جايگاه عدل او بود پس از مرگ معاويه به جايش يزيد، در شام مي پوئيد راهش به شهر کوفه هم مردي جفاکار ستم بنمود بر مردم چه بسيار چو عرصه تنگ شد بر مردم آنجا فرستادند نامه سوي مولا که آقا گر به شهر ما بيايي تو را ياري کنيم آن سان که خواهي لالا لالا لالا لالا لالا لالايي نخواهم بعد تو من زندگاني حسين آن دم که فرمانِ سفر داد به شهر کوفه مسلم را فرستاد که تا مردم شوند زين نکته آگاه به عزم کوفه آقا هست در راه يزيد از سوي کوفه شد خبردار که با عزم حسين شد کار دشوار نمودند بهر جنگ ، لشکر مهيا ببستند در بيابان راه مولا ز کوفه نامه آمد متنِ آن اين:
که مسلم کشته شد اندر ره دين به دشت کربلا شد خيمه برپا کمک از کوفيان مي خواست مولا ولي افسوس که آن قوم ستمکار نمودند بي وفايي هاي بسيار لالايي اي عزيز جان مادر بخواب آرام در دامان مادر لالاکن تا بگويم از جفاها ببستند آب را بر روي مولا زبان در کام طفلان خشک گرديد چون عباسِ علمدار ، آن جفا ديد به کامش زندگي گرديد چون زهر پس آن دم شد روان او سوي آن نهر ولي آن کوفيانِ دور از ايمان ابوالفضل را نمودند تير باران لالا لالا لالا لالا لالايي نترسيدند از خشم خدايي دو دستش قطع شد آن ياور دين شهيدش کرد قوم فتنه و کين بشد چون ظهر عاشورا پديدار دگر بالا گرفت آن جنگ و پيکار بدست کوفيانِ پَست و ملعون همه ياران حق خفتند در خون پس از آن جمله فرزندان زهرا روان گشتند سوي جنگ اعدا علي اکبر ، علی اصغر کجايند کنون هر دو به نزديک خدايند حسين چون دید ديگر ياوري نيست بفرمود: آنکه ياريم کند کيست؟
سوار ذوالجناحش شد به ميدان پر از خون بود هر جاي بيابان بدست شمر ذي الجوشن چنين شد جدا سر از تن آن شاه دين شد لالاکن وقت خوابيدن رسيده
تو بايد خواب باشي تا سپيده
لالایی ای گل زیبای مادر
لالایی ای همه دنیای مادر
لالا کن تا که خوابت در رباید
که مادر عقده دل را گشاید
لالالالا لالا لالا لالایی
لالالالا لالا لالا لالایی
بگویم آخرین فرزند زهرا
بود مهدی امام آخر ما
بدان آن منجی و صاحب زمان است
امید جمعه ما شیعیان است
بود غائب به حق آل احمد
بود هم نام با نام محمد
لالاکن تا که مادر گوید این را
که نرجس بوده مام پاک مولا
لالا لالا گل مادر خدا باشد تو را یاور
لالا لالا گل نازم تو هستی بال پروازم
خدای مهربان داری رفیقت وقت تنهایی
خدای قمری و بلبل خدای سوسن و سنبل
خدای بوسه مادر خدای خنده خواهر
خدای یار بی یاران خدای دست بی دستان
خداوند زمینی ها خدای آسمانی ها
لالا لالا گل مادر به یاد روی پیغمبر
همان آقای خوبیها همان مولای پاکیها
همو که داده ما را جان به نور آیه قرآن
لالا لالا گل مادر امام تو علی حیدر
علی بابای بی بابا علی مولای هر تنها
علی عشق و علی ایمان علی نقاشی قرآن
علی والا،علی مولا علی شاه و علی آقا
علی آن یار پیغمبر علی آن ساقی کوثر
بگو من غصه نادارم چو باشد مرتضی یارم
میان هر گرفتاری تو داری یاور و یاری
لالا لالا گل زیبا عزیزم نو گل مامان
لالا لالا گل صحرا به یاد حضرت زهرا
به یاد دخت پیغمبر به یاد همسر حیدر
به یاد مادر عالم نداری ای گل من غم
به یاد غنچه طاها به یاد محسن زهرا
به یاد مونس بابا به یاد زینب کبری
لالا لالا گل سوسن بخواب ای طفل ناز من
لالا لالا گل پونه چراغ روشن خونه
امام دومین ما بود ان رهبر تنها
ز زیبایی حسن نامش بود راه خدا راهش
لالا لالا گل لاله بریم تا دشت آلاله
لالا لالا لالا لالا بیا تا کربلا حالا
حسین جانم حسین جانم حسین ای جان جانانم
حسین ای اشک چشمانم حسین ای قوت جانم
لالا لالا گل رعنا بگو هر دم حسینم وا
لالا لالا گل مریم گل یاس و گل شبنم
امام چارمم سجاد درود حق به روحش باد
امام پنجمم باقر که هم یار است و هم ناظر
ببین باغ شقایق را امام پاک و صادق را
به شب نوری بود لازم که باشد حضرت کاظم
لالا لالا گل میخک گل سرخ و گل پیچک
امام هشتمین بنگر که باشد بهتر از بهتر
رضا جان نور ایمانی تو خورشید خراسانی
رضا جان ای رضا جانم تویی ماه شبستانم
لالا لالا گل داوود گل بخشنده و پر جود
جواد ای رهبر دینم به درگاه تو مسکینم
لالا لالا گل شادی تو هستی حضرت هادی
تو حسن یوسف و پروین هدایتگر به سوی دین
لالا لالا گل عنبر گل نور و گل ساغر
اما عسکری جانم تو هستی نور ایمانم
لالا لالا گل نرگس بدون مهر تو هرگز
گل روز و گل شامم گل بیداری و خوابم
تو بابای یتیمانی تو آقای غریبانی
امام بی کسان هستی تو خورشید نهان هستی
گل زیبای نیلوفر ز هر چه گل تویی بهتر
لالا لالا گل مادر بخواب با یاد آن سرور
بخواب با آیه قرآن به یاد رهبر خوبان
به خوابت نور جان بینی رخ صاحب زمان بینی
پس از آن عیدمان بینی رهایی جهان بینی
لالایی عاشورا
مدينه بود و غوغا بود
اسيرِ ديوِ سرما بود
محمد سر زد از مکه
که او خورشيدِ دلها بود
لا لا خورشيدِ من لا لا
گلِ اميدِ من لا لا
خديجه همسرِ او بود
زني خندان و خوش خو بود
براي شادي و غم ها
خديجه يارِ نيکو بود
لا لا لا شاديم لا لا
گل آزاديم لا لا
خدا يک دخترِ زيبا
به آنها داد لا لا لا
به اسمِ فاطمه زهرا
اميدِ مادر و بابا
لا لا لا کودکم لا لا
قشنگ و کوچکم لا لا
علي دامادِ پيغمبر
براي فاطمه همسر
براي دخترِ خورشيد
علي از هر کسي بهتر
چراغِ خانه ام لا لا
گلِ گلدانِ من لا لا
علي شيرِ خدا لا لا
علي مشکل گشا لا لا
شبِ تاريک نان مي برد
براي بچه ها لا لا
لا لا مشکل گشاي من
گل باغِ خداي من
حسن فرزند آنها بود
حسن مانندِ بابا بود
شهيدِ زخم دشمن شد
حسن يک کوه تنها بود
لا لا کوه بلند من
تو شيرين تر ز قند من
علي فرزند ديگر داشت
جواني کوه پيکر داشت
هميشه حضرت عباس
به لب نامِ برادر داشت
لا لا نازک بدن لا لا
عصاي دستِ من لا لا
گلِ پرپر حسينم کو
گلِ سرخ و گل شب بو
کنار رود و لب تشنه
تمامِ غنچه هاي او
لا لا لا غنچه ام لا لا
لا لا گلِ تنها
حسين و اکبرم لا لا
علي اصغرم لا لا
کجايي عمه جان زينب
سکينه دخترم لا لا
لا لا لا لا گل لاله
نکن گريه نکن ناله
لا لا لا جان من لا لا
گل باران من لا لا
لالا لالا گل پونه آقا خيلي مهربونه اگه نيستش ميون ما
زما غافل نمي مونه لا لا لالا گل لاله فقير تو کوچه ميناله
نزار و زار و بي حاله اگه آقا بياد ديگه
کسي اين جور نمي مونه
لالا لالا گل ارزن به هر کوي و به هر برزن نميمونه غم وحسرت
به هر قلبي ز مرد و زن لبا خندون زمين خرم
دلا شادون جهان گلشن لالا لالا گل سمبل برا آقا يه دسته گل لا لا لالا گل اسپند خدايا بر خودت سوگند
رساني مهدي ما را
کني ما را به ديدارش
بسي شادان، بسي خرسند
لا لا لالا گل زيره چرا خوابت نمي گيره
نمي خواهي مگر در خواب
ببيني روي ماهش رو
بپرسي حال و روزش رو
بگي يادش زقلب تو
نمي شه پاک، نمي ميره
لا لا لالا گل ميخک ببين خوابيده گنجشکه اونم مثل تو ميدونه
مياد بهار به باغ بي شک
لا لا لالا گل پسته نشو خسته، نشو خسته
آقا مياد و بابايت
برا ياريش کمر بسته
بشه مهمون دل هامون
توآيينه چشمامون
گل زهرا شکوفا شه گل زهرا شکوفا شه
لا لا لالا عزيز جان مامان بشه ترا قربان
اگر بيداري يا در خواب لالايي مي رسد پايان
ولي قصه مشتاقي هميشگي و بي پايان
لالالالالالالا
لالالالا گل لاله
ببین مامانی خوشحاله
میخونه سوره ی قرآن
میخونه هی دعا مامان
لالالالا گل پیچک
بخواب ای کودک کوچک
همه می گن میاد آقا
امام مهربون ما
لالالالا لالایی
میشه دنیای ما عالی
پر لبخند و خوشحالی
گل ریحون و نعنایی
لالالالا گل شبنم
به یاد مکه و زمزم
لالالالا گل آلو
به یاد ضامن آهو
همیشه باشی با وضو
بسم الله
به نام خدا بسم الله مشکل گشا بسم الله
ما فرزند اسلامیم گفتار ما بسم الله
داریم بر لب خود در هر کجا بسم الله
ورد زبان ما هست وقت غذا بسم الله
ما را بود نگهدار از هر بلا بسم الله
وقت مریضی ما باشد شفا بسم الله
بسم الله موقع غذا
چه روز چه شب همیشه
با آب گرم و صابون
خوب می شوییم دستامون
با یاد و نام الله
اول میگیم بسم الله
آروم غذا می جویم
وقتی که ما سیر شدیم
الحمدالله میگیم
شکر میکنیم خدا را
که آفرید غذا را
بسم الله موقع خواب
وقتی می خوای بخوابی
توی اتاق خوابی
یادت نره بسم الله
اسم قشنگ الله
اسم خدا وقتی میاد
شیطونه بیرون نمی آد
وقتی که با خدایی
از غصه ها جدایی
موقع خواب
بپر برو تورختخواب دیر شده زود بگیر بخواب
تو رختخواب بخون دعا بگو به امید خدا
تا خوابای خوب ببینی گل توی خوابت بچینی
گل که بچینی صبح می شه بیدار شو مثل همیشه
شکر خدا
یه سر دارم، دو تا گوش
با ادبم و باهوش
دو تا دست و دو تا پا
می گیرم دست بابا
دو چشم دارم یک دهن
مامان خوبم گفت به من
این سر و دست و پا را
خدا بخشیده ما را
باید که از دل و جان
نماییم شکر یزدان
گل پونه نعنا پونه خدای من مهربونه
به من یه بچه ای داده گل داده غنچه ای داده
خیلی قشنگه دخترم(پسرم) زبر و زرنگ دخترم(پسرم)
می خندونه مامانو می خندونه بابارو
وقتی باهم می خندیم شکر می کنیم خدارو
نماز
هر آن کس با نماز است
همیشه سر فراز است
نماز آرد سعادت
دهد جان را طراوت
به هر جا و به هر کار
خدا را در نظر دار
مشو ای طفل عاقل
ز حق یک لحظه غافل
نماز اساس دین است
نماز ستون دین است
نماز چه دلنشین است! نماز ستون دین است
قشـــــنگترین کارِ ما تو زندگی همین است
شيرين شيرين شيرينه
نماز خوندن شيرينه
نماز ستون دينه
معراج مؤمنينه
همه با هم بخونيم
جماعتش شيرينه
من بچه ای خندانم وضو را خوب می دانم
می شویم صورتم را دست راست و چپم را
مسح می کشم سرم را پای راست و چپم را
وقت سحر رسیده
سپیده زد، سپیده
صبح اومده دوباره
خاموش شده ستاره
با پاهای حنایی
خروس پر طلایی
تو کوچه و تو خونه
قوقولی قوقو میخونه
ز مسجد و مناره
اذان میگن دوباره
میره سر شیر آب
بابام پامیشه از خواب
با آب میگیره وضو
می شوید او دست و رو
میاد سر جا نماز
تمیز و پاکیزه باز
نماز می خوانم حالا
من هم کنار بابا
یک کار بهترینه
نماز ستون دینه
مانع کار زشته
تو کتابها نوشته
نماز کلید بهشت
به لوح سینه نوشت
تشکری از خداست
نماز ما تا بپاست
بیایید بخونیم نماز
در بهشت بازِ باز
بدونه خوب می مونه
هر کس نماز بخونه
قرآن
فرزندان قرآنيم
ما گلهاي خندانيم
مانند جان مي دانيم
قرآن پاك خود را
هشيار و بينا باشيم
ما بايد دانا باشيم
بايد توانا باشيم
از بهر حفظ قرآن
دلشاد باش اي قرآن
از ما فرزندان خود
قصه های قرآن
بچه خوب و دانا
آی بارک الله به تو
صاحب گنجی زیبا
تو عاشق قرآنی
تو شب مانند ماهه
قرآن کتاب راهه
عاقبتش تو چاهه
هر کی که دورشه از اون
قصه هایی است فراوان
تو جای جای قرآن
هم حضرت سلیمان
هم قصه های موسی
یا قصه های عیسی
قصه اصحاب کهف
یه دنیا درس بر ما
قصه هایی که هر یک
ای قرآن، ای راه زندگی
یاد تو آرامش دل است
ای آیاتت رمز بندگی
هر حرفت حلال مشکل است
دور از تو تحریف دشمنان
مهرت از دل کی برون کنم؟
پاینده مانی و جاودان
هر لحظه آن را فرون کنم
ای آیه آیه ات بود کلام نور رب
تا نور عترت و کلام من به راه ماست
خوانم و عمل کنم تو را به روز و شب
راه زندگی مصون ز اشتباه ماست
مهر تو چون شد پیشه ام
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست اندیشه ام
دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما
در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد دین و قرآن ما
پاینده باد این و قرآن ما
قرآن ای اعجاز مصطفی
ای همراه آل مرتضی
ما را دعوت کرده حضرتش
هم بر قرآن هم بر عترتش
از حب این دو ثقل او سرشته گلم
مهرشان برون رود تهی شود دلم
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد دین و قرآن ما
مسجد
مسجد یک خانه ی پاک
مسجد جای نماز است
جای رکوع و سجده
جای راز و نیاز است
مسجد جای پاکان است
خوبان و صالحان است
جای صحبت با خدا
خدای مهربان است
مسجد سنگر می شود
هنگام جنگ و پیکار
با دشمن ستمگر
زشت و پلید و خونخوار
مسجد اصل و اساسش
تقوا هست و طهارت
این خانه ی خدایی
جای زهد و عبادت
یک مؤمن مسلمان
در مسجد هم تمیز است
این بنده ی پاکیزه
پیش خدا عزیز است
خدا پاکیزگان را
همیشه دوست دارد
خوبان و صالحان را
همیشه دوست دارد
امام صادق(ع): عَلَیکُم بِاِتیَانِ المَساجِدِ فَاِنَّها بُیُوتُ اللهِ فِی الاَرضِ
داخل مسجـد برو ببین چه قدر باصفاست!
چشمه نور و امید خانهی خوب خـــــداست
اذان
وقت اذان رسیده پنجره ها رو باز کن
مسجدو وقتی دیدی گلدسته شو نگاه کن
عطر اذان دو باره پیچیده توی خونه
اذان میگه موذن که مردی مهربونه
اتل متل پروانه نشسته روی شانه
صدا میاد چه نازه میگه وقت نمازه
به این صدا چی میگن اذان و اقامه میگن
شیطونه ناراحته دنبال یه فرصته
میگه آهای مسلمون نماز رو بعدا بخون
هر کسی که زرنگه با شیطونه می جنگه
وقت نماز که میشه هر کاری تعطیل میشه
نماز چه قدر شیرینه اول وقت همینه
بوی عطر محمدی(صلی الله علیه وآله)
پیامبر عزیز ما
خیلی به عطر علاقه داشت
همیشه حتی در سفر
با خودش عطری بر می داشت
همیشه بوی عطر او
به جا می ماند تو کوچه ها
هر کسی رد می شد می گفت
چه بوی خوبی ای خدا
پیامبر خوب خدا
از این جاها رد شده
سراسر کوچه پر از
بوی محمد(ص) شده
هر جا می رفت آنجا می شد
باغ گل محمدی
همه با هم داد می زدند
خوش آمدی، خوش آمدی
صلوات
اول خوانیم خدا را، رسول انبیا را، علی مرتضی را،
صلی علی محمد صلوات بر محمد
صلوات را خدا گفت، جبرئیل بارها گفت، در شان مصطفی گفت
صلی علی محمد صلوات بر محمد
شاه نجف علی است، سرور دین علی است، شیر خدا علی است
صلی علی محمدصلوات بر محمد
یارب به حق زهرا، شفیع روز جزا، یعنی که خیر النساء
صلی علی محمد صلوات بر محمد
بعد از علی حسن بود، چون غنچه در چمن بود، نور دو چشم من بود
صلی علی محمد صلوات برمحمد
بوی حسین شنیدیم، چون گل شکفته دیدیم، به مدعا رسیدیم
صلی علی محمد صلوات برمحمد
زین العباد بیمار، سجاد است وتبدار یعنی که شاه کبار
صلی علی محمد صلوات برمحمد
باقر امام دین است، نور خدا یقین است، فرزند عابدین است
صلی علی محمد صلوات بر محمد
جعفر صبح صادق، هم نور وهم موافق، تاج سر خلا یق
صلی علی محمد صلوات برمحمد
موسای با سعادت، با ذکر و با عبادت، سر دار با جلالت
صلی علی محمد صلوات برمحمد
هشتم رضا امام است، از ضامنی تمام است، شاه غریب بنام است
صلی علی محمد صلوات برمحمد
ما شیعه تقی ایم، خاک ره نقی ایم، محتاج عسکری ایم
صلی علی محمد صلوات بر محمد
مهدی به تاج و نورش، با احمد ورسولش، نزدیک شد ظهورش
صلی علی محمد صلوات برمحمد
نور خدا محمد(ص)
پیغمبر خوب ما
چراغ راه مردم
رهبر ما محمد(ص)
گوییم یا محمد(ص)
ما کودکان همیشه
صل علی محمد(ص)
ما پیرو تو هستیم
ای کودک مسلمان
ای پیرو محمد(ص)
قلب تو پاک و روشن
از نور دین و ایمان
یارو نگهدار تو
باشد خدا و قران
صل علی محمد(ص)
بگو تو، یا محمد (ص)
به نام اون خدایی، که همتایی نداره احتیاجی به فکر و، راهنمایی نداره
اون که تو قلب ما کاشت، محبت نبی رو گذاشت واسه هدایت، فرزندای علی(ع) رو
درخت دین اسلام، محمد مصطفیست(ص) جوانه هاش دوازده، امام پاک و داناست
ما همه با اطاعت، میگیم که یارشونیم منتظر آخرین، امام دین میمونیم
در آسمانها احمد
پيامبرم محمد
آمنه مادر اوست
عبدالله پدر اوست
با اخلاق كريمه
دايه او حليمه
فاطمه دختر اوست
خديجه همسر اوست
صلوات بر محمد
صل علي محمد
(مجری اول) : هو هو هو صدا می آد!
(مجری دوم): صدای چی؟
(اول) قطار قطار فرشته، رو آسمون نوشته: صل علی محمد، صلوات بر محمد
(مجری دوم) : چیک چیک چیک صدا می آد!
(اول) صدای چی؟
(مجری دوم): دونه دونه بارون، میچکه از رو ایوون، میگه بچه مسلمون، کی اومده؟ محمد (ص)
بفرست به افتخارش، صل علی محمد، صلوات بر محمد( اللهم صل علی محمدو آل محمد)
امامت
ای یار با شهامت
بگو تو از امامت
امامت خوش لقا
دارد دوازده پیشوا
اول ایشان علی
آمده بعد از نبی
دوم امام حسن
سوم امام حسین
چهارم امام سجاد
ای یار خوش گفتگو
امام پنجم بگو
از طاهران طاهر است
محمد باقر است
ششم جعفر صادق
هفتم موسی کاظم
هشتم امام رضا
رضا به حکم قضا
نهم محمد تقی
دهم علی النقی
یازدهم عسگری ست
دوازدهم صاحب است
زنده ولی غایب است
مهدی صاحب زمان
اوست خدا را نشان
ظهور کند زمانی
روشن کند جهانی
من بچـه شيـعـه هستم خـدا را مي پرستم خـــداي پــاک و دانـا، مــــهــربان و تـوانـا
پـيامبرم محـمـد (g) که با او قــرآن آمد دين را به ما رسانده، او ما را شــيعه خـوانـده
دختر او زهــرا بود فـاطــمه کبــري بود فـــداي ديــن شد جانش، لعــنت به دشمنانش
در روز عيد غدير بر ما علي (g) شد امير امـيــــر مـؤمنيــن است، امــام اوليــن اسـت
امـــام دوم مــا بــخــشنـده بود و تنها نام ايشان حسن بود، صبور و خوش سخن بود
حسين که شاه دين است امام سومين است شهــيــد کربــلا شد، تــربــت او شــفــا شد
وقــتــي که آب مي خــورم بر او سلام مي کنم
چهارم امام سجاد(g) به ما دعـاها ياد داد هــر يـک از آن دعــاها پر معـنا است و زيبـا
پنجم امام باقر (g) که علم از او شد ظاهر شــاگردهـا تربيت کرد اسـلام را تقويـت کـرد
ششم امام جـعفر (g)، براي شيـعه رهبر صــادق و راستــگو بود، خـدا هم يار او بـود
هـفتم امام کـاظم (g) صبـور بود و عالم اگر چــه در زنــدان بود، معــلم جهــان بـود
امــام هـشتم ما، امــام رضــاي والا (g) اميــد شيــعيــان است، چقــدر مهـربان است
نـهم امام جـواد (g)، رحمت حق بر او باد کـريــم و بـخشنده بود، مــاه درخشـنده بود
دهــم امــام نـقي (g)، پـاک دل و متقـي هـــادي راه ديــن بود، يــاور مومنيــن بـود
يازدهــم عسکري (g)، از همه عيبها بري در خــانه بود زنداني، شـهيد شد در جــوانـي
يــازده امام معصوم، شهــيد شدند چه مظلوم
ولـــي به امــــر خـــدا، امام آخـر مــا از چـــشـم مردم بـد غـــايــب شد و نيــامد
هزار و چندين ساله، شيـعه در انتظـاره بالاخره يـــه روزي، مي شه وقـت پــيـروزي
مهدي(عج)ظهورمي کنه،دشمن رودورمي کنه جهان مي شه پر از گل نـرگس و يــاس و سنبل
مــا بچــههاي شيــعه دعا کنيم هميشـه بــا هـم بگيم: خـــدايــــا بـيــار امــام مـا ر
دوازده امام
امام اول علی هست جانشین نبی
دوم امام حسن سرور هر مرد وزن
سوم امام حسین فدای او هر دو عین
چهارم امام سجاد سجده می کردند زیاد
پنجم امام باقر عالم بودند و طاهر
ششم امام صادق راستگو و خیلی لایق
هفتم امام کاظم خوشرو بودند و عالم
هشتم امام رضا راضی به کار خدا
نهم امام جواد بخشنده و خوش نهاد
دهم امام هادی راهنمای آزادی
یازدهم عسگری دور و برش لشگری
آخر امام زمان بیش از پدر مهربان
سلام به امیر المومنین
اى باد صبح مشکبو
سوى نجف آور تو رو
با شاه دین حیدر بگو
با حیدر صفدر بگو
با نفس پیغمبر بگو
با سید سرور بگو
با ساقى کوثر بگو
فلان(اسم کودک) سلامت مىکند
خود را غلامت مىکند
مستى ز جامت مىکند
فلان سلامت مىکند
عید غدیر
چی گفت چی گفت پیامبر
چی گفت به هر رهگذر
چی گفت به هر همسفر
عید غدیر پیامبر
گفتا به هر رهگذر
هر پسر و هر پدر
هر حاجی و همسفر
علی که بهترینه
امام اولینه
جان علی جان منه
خون علی خون منه
دشمن او دشمن من
دوست علی دوست منه
اگه منو دوست دارین دل به علی بسپارین
با هر که دشمن اوست
دشمن بشی چه نیکوست
یه روز پیامبر ما یه جا به نام غدیر
گفت به همه آدما:
هرکسی من بودهام بزرگ و رهبر او
از این به بعد علی هست امام وسرور او
از اون به بعد علی شد امام ما مومنها
عید میگیریم اون روز تا بشه دنیا دنیا
علی امام ما هست اینو همه میدونیم
ما علی رو دوست داریم شیعه اون میمونیم
غدير چشمة جوشان غدير ، آب خروشان
غدير، يه بركة خوب غدير، يه روز محبوب
غدير، يه روز زيبا يه عيدِ خوبِ خدا
غدير، عيد ولايت شده روز هدايت
پيغمبر خدا گفت نبي مصطفي گفت:
«علي امام شماست برايتان رهنماست»
امام متقينه اميرالمؤمنينه
حرف شيطون گوش نشه غدير فراموش نشه
ما بچههاي شيعه با هم ميگيم هميشه
غديرو دوست ميداريم جشناي خوب مي گيريم
یه دل دارم قلقلیه
یه دل دارم قلقلیه محب مولا علیه
من این دلو نداشتم مشقامو خوب نوشتم
بابام به من عیدی داد محبت علی داد
خوشحال و شاد و خندانم قدر مولا رو می دانم
خنده کنم من، دست بزنم من یا علی گویم، شادانم
امام علی علیه السلام
امام اول کیه؟ امام اول علي
جان پيامبر کیه ؟ جان پيامبر علي
اول مسلمان کیه ؟ اول مسلمان علي
حافظ قرآن کیه ؟ حافظ قرآن علي
همسر زهرا کیه ؟ همسر زهرا علي
يار يتيمان کیه ؟ يار يتيمان علي
ياور مولا کیه ؟ ياور مولا علي
دوست شما و ما کیه ؟ دوست شما و ما علي
من بچه شیعه هستم شاداب و شاد و خندان
امام اول من علی است شاه مردان
من بچه شیعه هستم مثل گل بهارم
این است افتخارم علی رو دوست دارم
من بچه شیعه هستم صورتم مثل ماهه
شعار من همیشه علی ولی اللهِ
شیعهی علی(ع) بوده رستگار
دشمن علی(ع) شده زشت و خوار
مهر او نشست توی قلب من
روز و شب از او گفته ام سخن
ای علی(ع)تویی رهبر و امام
صحبت تو هست بهترین کلام
مهرت ای علی(ع) از سعادت است
یاد و نام تو یک عبادت است
یار امیرالمومنین
بیا یار امیرالمومنین باش
مسلمانی امین و راستین باش
امام خویش اگر دانی علی را
به کار نیک خود، او را امین باش
برای اعتلای نام اسلام
هماره پاسدار مرز دین باش
نگویم نیستی کوشا درین راه
ولیکن بهتر از این بیش از این باش
به هر گامی به راه زندگانی
به یاد لحظه های واپسین باش
سبک مشمار قدر خویشتن را
به کردار و به گفتارت وزین باش
ز بد بینی و خود خواهی بپرهیز
همیشه نیک خواه و نیک بین باش
ز شوخی های بیجایت مرنجان
قلوب دوستانت را متین باش
نگهدار احترام عالمان را
هماره با بزرگان همنشین باش
چو محصول خردمندان کتاب است
ز خرمنهای دانش خوشه چین باش
بگیر از دامن قرآن و عترت
تو هم یک تن ز اصحاب یمین باش
"و کل شیئ احصیناه" بشنو
طرفدار امامان مبین باش
نور خدا زهرا بود آیت حق زهرا بود
پرستار بابایش بعد از مادر زهرا بود
یاور دین زهرا بود جان جهان زهرا بود
توی شهر مدینه حجت حق زهرا بود
برای همسر خود همکار خوب زهرا بود
برای فرزندانش چه مهربان زهرا بود
میان بیت الأحزان تک و تنها زهرا بود
فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
پیمیر خوب ما، محمد مصطفی
اینجوری گفت به زهرا
فاطمه جان منی
نور چشمان منی
فاطمه! مهدی ما
مهدی آل عبا
مهدی خوب خدا
مهدی صلح و صفا
اون که هم نامِ منه
اون که یک بت شکنه
اون که یه روزی میاد
اون که خوبی رو می خواد
اون که یاور خداست
اون که دوست بچه هاست
اون که از گل بهتره
از همه زیباتره
فاطمه! فرزند توست
شادی و لبخند توست
بچه های مسلمان
بچه های شیعیان
درسی میدم براتون
تا بشه راهنماتون
محبت اهل بیت
باشه توی دلاتون
یاوری امامتون
باشه همیشه یادتون
فاطمه، یاور علی
نور دو چشمان نبی
سختی کشید تو زندگی
به جرم یاری علی
دشمن او خیلی بد
منزلشو آتیش زد
شهید نمود محسنش
غم رو نشونده تو دلش
اما بگم که زهرا
با اینکه بوده تنها
تا وقتی زندگی کرد
علی رو یاوری کرد
چی گفت پیمبر به ما
چی گفت رسول خدا
درباره ی فاطمه
چی گفت بزرگتر ما
گفت که پاره تنم
فاطمه است، دخترم
هرکس بیازارد دلش
آزرده او پیمبرش
پس هر که آزارد مرا
آزرده است خدا را
کسی که اینچنین است
ملعون عالمین است
بچه های مهربان
گلهای شاد و خندان
فاطمه است یگانه
دردانه ی زمانه
قدرش رو خوب بدونید
درسشو خوب بخونید
درسای او یه گنجه
دشمن درد و رنجه
جدایی از شیطونه
رهایی از زندونه
لطف خدا شاملتون
مهر علی و فاطمه تو دلتون
نور خدا یارتون
خدا نگهدارتون
کربلا
به کربلا رسیدم
دویدم و دویدم
لبهای تشنه دیدم
کنار نهر آبی
با یک دل شکسته
یه باغبون خسته
زانو زده نشسته
کنار آب خسته
اگه طاقت بیاره
کوچولوی شش ماهه
آهای آهای ستاره
عموجونش تو راهه
خواب باباشو دیده
یه دختر سه ساله
امام مظلوم من
اشک میریزه میناله
وقتی که تنها موندی
کاشکی کنارت بودم
رفیق راهت بودم
امام حسین و کربلا
حسین عزیز دلها
وقتی رسید کربلا
گفت که اگه بمیرم
ظلم نمی پذیرم
آمده ام به کربلا
زنده کنم دین خدا
خوبیا رو صدا کنم
آمده ام فدا کنم
علی اصغرم را
سه ساله دخترم را
قاسم و اکبرم را
دست برادرم را
سرباز امام حسین(علیه السلام)
امام حسین خوبم
از تو میخوام بخونم
هر وقت که نامت میاد
داغ تو یادم میاد
تربت تو حسین جان
بوی خدایی داره
سیاهی هیات ها
عجب صفایی داره
وقتی روصه میخونن
دلا همه می سوزن
اشک برایت ای ارباب
گناه رو می کنه آب
آب خنک(روان) بنوشم
با یاد تو ای ارباب
آرزومه تا رجعت
سینه زدم تو هیات
آرزومه همیشه
سر باز تو بمونم
تو راه صاحب زمون
به لطف تو بمونم
حضرت رقیه(سلام الله علیها)
دل پریشونم
روضه می خونم
تا که حل بشه کارم
زودتر ای پدر
بیا از سفر
تا به لب نفس دارم
ستاره سحرم
می خوام بیام بغلت
چند شب منتظرم
ولی شکسته پرم
بابا حسین مظلوم
بابا حسین مظلوم
بابا حسین مظلوم
حالا که پدر
اومدی با سر
کاشکی صبح نشه امشب
سخت موندم
کبود تنم
جون خواهرت زینب
بابا حسین مظلوم
بابا حسین مظلوم
بابا حسین مظلوم
پیش پای تو
به هوای تو
خون جگرم شدم بابا
حضرت علی اصغر (علیه السلام)
عطش داره می باره
اصغر هنوز بیداره
تا وقتی من زنده ام
نگید بابا بی یاره
غنچه ی ناز بابا
صندوق راز بابا
« هل من معین » شنیده
شده سرباز بابا
شش ماهی که شهیده
اینجوری کی شنیده
بی حال شد از تشنگی
کی گلوشو ...
شش ماهه ی امامم
بر تو هزار سلامم
داغ تو بر دل ماست
منتظر قیامم
به یاد وتر موتور
زیارتی ازین دور
صدق قدم طلب کن
پیش امام منصور
حضرت عباس(علیه السلام)
آنروز حسین گل یاس
اینطور گفت به عباس
سردار با وفایم
سقای بچه هایم
این بچه ها تشنه اند
غمگین و دل خسته اند
عباس شتابان دوید
تا که به میدان رسید
با دشمنان بجنگید
مشک را به آب رسانید
گفت به آب، عباس
آقا غریب و تنهاست
از تو نمی خورم من
بر لب نمی زنم من
زیرا حسین زهرا
فرزند پاک مولا
در بین سیل غمها
لب تشنه است و تنها
بین تمام آدما آدم خوبا،آدم بدا
یه مردی بود مرد خدا اسمش؛آقا امام رضا(ع)
اون که خدا دوستش داره قشنگه مثل ستاره
به خاطر دعای اون بارون میاد از آسمون
اون که برای بچه ها عزیزه مثل یک بابا
با دشمناش مهربونه دلش مثل آسمونه
چه نوری چه رنگی چه صحن قشنگی
چه عطر و گلابی چه موج و چه آبی
چه صحن تمیزی غریب و عزیزی
تو پاکی تو نوری نه پنهان نه دوری
تو مهر و صفایی امام رضایی
ولادت امام رضا علیه السلام
يه گنبد طلايي يه آسمون صداقت
پنجره هاي فولاد دستاي استجابت
يه گنبد و يه بارگاه ستاره ها دور ماه
شفا مي ده به مردم يه مرد خوب و آگاه
زيارتش كه كردي با عشق و با طهارت
نشون ميده به دوستاش يه عالمه كرامت
از راه دور با شادي با اون دلاي كوچك
همه مي گيم رضا جان تولدت مبارك
بغ بغ بغو بغ بغ بغو کبوتر امام رضا!
وقتی که پرواز میکنی به دور گنبد طلا
دعا بخون برای من تو از امام رضا(ع)بخواه
خدا نصیب من کنه گنبد و صحن و بارگاه
خیلی دلم میخواد یه روز بیام پیش امام رضا(ع)
بال و پرامو وا کنم به دور گنبد طلا
زیارت امام رضا(علیه السلام)
سلام ای هشتمتین دژ امامت
سرور جانم به قربان مقامت
خدا را شاکرم از این سعادت
که من عازم شدم بهر زیارت
دو چشمم روشن از آن بارگاهت
به مژگانم بروبم خاک راهت
قدم بر صحن و ایوانت نهادم
دعا بر مسلمین آمد به یادم
به گردا گردت ای حضرت بپویم
ز اشک خود ضریحت را بشویم
طلب کن بار دیگر من بیایم
به پابوس تو پیشانی بسایم
زیارت آمدم شاه خراسان
که مشکل را کنی تو بر من آسان
عزیز موسی کاظم، رضا جا
به در بار تو من خادم، رضا جان
رضا(ع)که نور خداست امام هشتم ماست
رئوف و مهربونه دردامونو میدونه
میکنه مارو دعوت میریم مشهد زیارت
اونجا مثل بهشته پر شده از فرشته
با پدر و مادرم وقتی که میریم حرم
کنار درمیمونیم اذن دخول میخونیم
دست میذاریم رو سینه به اون ماه مدینه
با ادب و احترام میگیم به آقا سلام
قربون قبر پاکت چه عطری داره خاکت
کاشکی میشد که من هم اینجا کبوتر بشم
پر بکشم تا خدا توی حریم رضا(ع)
سلام به امام زمان عچل الله
ای گل گل ها سلام
مهدی زهرا سلام
اقای مهربونم
دردو بلات به جونم
مکه ای کربلایی
نمیدونم کجایی
اما تا زنده هستم
منتظرت نشستم
دوستت دارم همیشه
دلم برات تنگ میشه
جمعه ظهور
یه روز جمعه ی خوب
وقت طلوع آفتاب
سواری از شهر نور
صورتش عین بلور
دستش پر از عدالت
قلبش پر از شجاعت
میاد و غوغا می کنه
ظالمو رسوا می کنه
وقتی بیاد بهار می شه
هر کی خوابه بیدار میشه
برای اینکه زود بیاد
بگم باید چی کار کنیم
زشتی ها رو پارو کنیم
راهش آب و جارو کنی
سلام من به مهدی و به قلب آسمانیش
سلام من به پاکی و به لطف و مهربانیش
سلام من به لحظهای که می رسد ظهور او
سلام من به لحظهای که میرسد عبور او
سلام من به بوسهای که میرسد به دست او
سلام من به حضرتی که داده مهر و آبرو
سلام من به قد او سلام من به قامتش
سلام من به دست او به قدرت امامتش
مانند خورشید در پشت ابری
هم باشهامت هم کوه صبری
هم پاک و زیبا هم مهربانی
یعنی امام و صاحب زمانی
هر روز و هر شب در یاد مایی
هم با محبت هم با دعایی
آن چهره ات را میدیدم ای کاش
مهدی(عج)خوبم در قلب من باش
سرود گل نرگس
گل نرگس، گل نرگس که کنم بوی تو را حس(2بار)
تو بیا دل از همه بستان تو بخوان قرآن به گلستان
مهدی مهدی یا مهدی مهدی مهدی یا مهدی(2بار)
تو همان نور خدایی که عیان در همه جایی(2بار)
چه سود من هم بنشینم گل رخسار تو ببینم
مهدی مهدی یا مهدی مهدی مهدی یا مهدی(2بار)
دو جهان دل به تو بازد مه شعبان به تو نازد(2بار)
تو مه تاینده ی نرگس به لبانت خنده ی نرگس
مهدی مهدی یا مهدی مهدی مهدی یا مهدی(2بار)
شب میلاد تو عالم شده خرم شده خرم(2بار)
زمیان باطل رود امشب تو به جاء الحق بگشا لب
مهدی مهدی یا مهدی مهدی مهدی یا مهدی(2بار)
همه مشتاق لقایت همه در زیر لوایت(2بار)
تو چراغ بزم امیدی شب ما را صبح سپیدی
مهدی مهدی یا مهدی مهدی مهدی یا مهدی(2بار)
چه شود رخ بنمایی زهمه دل بربایی(2بار)
به صفای عدل جهانی همه را از غم برهانی
مهدی مهدی یا مهدی مهدی مهدی یا مهدی(2بار)
سلام
ما بچه ها، غنچه ها
نوگل باغ خدا
وقتی رسیدیم خونه
هیچ نگیریم بهونه
اول قبل از کلام
به همه می گیم سلام
سلام پیام خداست
فرموده ی مصطفاست
سلام گلهای زیبا چادر بهسر با حیا
دلم میخواد که باشم دوست شما بچهها
وقتی که بیرون میرم منم چادر میپوشم
مثل یه دختر خوب در حفظ اون میکوشم
حجاب برای دختر نشونه وقاره
هرکی که با حجابه خدا دوستش میداره
وقتی چادر میپوشیم فرشته ها میخندن
دست و پای شیطونو با خوشحالی میبندن
ما دوست داریم خدا رو چون خیلی مهربونه
گوش میکنیم به حرفاش بی عذر و بیبهونه
همیشه با متانت همیشه با حجابیم
ما نوگلای خندان فرزند انقلابیم
این شعر رو میتونید با ریتم شعر خونه مادر بزرگه اجرا کنید
صبور باش
صبور و باحوصـله باش هول نشو و شتاب نکن
کاری که صبر نیاز داره با عجلــــــه خراب نکن
یک دو سه چهار پنچ، شیییش همه با هم پیش به سوی فردایییی خوب و به از پیش.
میگوید ما را غافل منشین میخواند مـــــــا را بانگی دلنشین یک دو سه چهار پنچ شیش پیش
اتل متل توتوله
اتل متل توتوله گاو حسن چه جوره
حسن میگه پدر جون راه طویله دوره
پدر میگه حسن جون گاوه در انتظاره
خدای مهربون هم از تنبلا بیزاره
توی کتاب نوشته تنبلی کار زشته
بدو پسر بدوشش زنده بمان به کوشش
شیر دوشیدی دعا کن کار برای خدا کن
اتل متل توتوله 2
اتل متل توتوله دو تا بچه کوتوله
تو کوچه ها می رفتند با هم دیگه می گفتند
هر کی که درس نخونه آخر سال می مونه
تبنلی
گل همه رنگش خوبه
بچه زرنگش خوبه
تو یک کتاب نوشته
تنبلی کار زشته
تنبل همیشه خوابه
جاش توی رختخوابه
وقتی خروس می خونه
بچه ی خوب می دونه
باید بلند شه از خواب
بخنده مثل آفتاب
مثل گلا وا بشه
تمیز و زیبا بشه
گریه نکن جان دلم بچه خوب و خوشگلم
گریه کنی چشمای تو پف میکنه میاد جلو
قرمز و بد نما میشه نم نمی تا به تا میشه
به جای گریه خنده کن صورت خود تابنده کن
کتاب
کتابم و کتابم
کتاب قصه هایم
پر از نوشته هستم
بخوان نوشته هایم
هزار قصه دارم
از آفتاب و فردا
ز روزهای روشن
ز صبح پاک و زیبا
بیا زمن بیاموز
که با تو دوست هستم
چراغ راهنمایم
بیا بگیر دستم
کتابم و کتابم
کتاب داستانم
مرا نگو نگهدار
که خوب و خوش زبانم
من یار مهربانم
من یار مهربانم دانا و خوش بیانم
گویم سخن فراوان با آنکه بی زبانم
پَنَدت دهم فراوان من یار پند دانم
من دوستی هنرمند با سود و بی زیانم
از من مباش غافل من یار مهربانم
ما كودكانيم
شيرين زبانيم
تنها و با هم
كتاب ميخوانيم
گفتار ما خوب
هر كار ما خوب
با هر كسي هست
رفتار ما خوب حمام
توی ده شلمرود توپولی تک وتنها بود، توپولی نگو، بلا بگو تنبلِ تنبلا بگو موی بلند، روی سیاه، ناخن دراز، واه واه واه، نه فلفلی، نه قلقلی، نه مرغ زرد کاکلی هیچکس باهاش رفیق نبود، تنها روی سه پایه نشسته بود توسایه باباش می گفت: توپولی می آیی بریم حموم؟ نه نمیام، نه نمیام سرتو می خوای اصلاح کنم؟ نه نمی خوام، نه نمی خوام الاغ خوب کد خدا یورتمه میرفت تو کوچه ها - الاغ خوب و نا زنین، سر در هوا، سم در زمین یالت بلند و پر مو، دمت مثال جارو یکمی به من سواری می دی؟ نه که نمی دم چرا نمی دی؟ باید برم بار بیارم، دیرم شده، عجله دارم اما تو چی؟ موی بلند، روی سیاه، ناخن دراز، واه و واه و واه غاز پرید تو استخر، - تو اردکی یا غازی؟ من غاز خوش بیانم میای بریم به بازی؟ نه که نمی یام چرا نمی یای؟ چون که من از صبح تا غروب کنار جوب، دنبال کار و شست و شو اما تو چی؟ موی بلند، روی سیاه، ناخن دراز، واه و واه و واه درواشد و یه جوجه، پرید اومد تو کوچه - جوجه کوچولو، تپل مپلو، میای با هم بازی کنیم؟ مامان جوجه: قدقدقدا، برو خونتون ترو به خدا جوجه ریزه میزه، ببین چقدر تمیزه اما تو چی؟ موی بلند، روی سیاه، ناخن دراز، واه واه واه - آی فلفلی! آی قلقلی! میان با هم بازی کنیم؟ فلفلی گفت: نه نمیایم چرا نمیاین؟ قلقلی گفت: منو داداشمو بابام وعموم هفته ای دو بار می ریم حموم اما تو چی؟ موی بلند، روی سیاه، ناخن دراز، واه واه واه باباش اومد:
توپولی میای بریم حموم؟ میام، میام -سرتو میخوای اصلاح کنم؟ میخوام، میخوام توپولی نگو یه دسته گل، ترو تمیز وتپل ومپل توی ده شلمرود، توپولی دیگه تنها نبود
مسواک
پیامبر گرامی
داده به ما پیامی
پیامت را شنیدم
از جان و دل خریدم
ای کودک مسلمان
نوگل باغ قرآ
صبح و ظهر و قبل از خواب
مسواک بزن به دندان
تا باشی شاد و خندان
خوشحال و شادو راحت
نظافت عزیز نازنینم فرشته شیرینم باید کنی رعایت تمیزی و نظافت دیگه نکن بی تابی حمام برو حسابی بشوی دست و رویت شانه بزن به مویت بزن همیشه مسواک تا دندونات بشه پاک فدای شکل ماهت همیشه باش سلامت برو به جنگ سستی همیشه تندرستی
بهداشت اتل متل توتوله ببین بهداشت چه خوبه نه خرج داره نه زحمت با اون هستی سلامت آی کودک ناز نازی سرگرم شادی و بازی بهداشت سلامتی داره در زندگی گل می کاره آی بچه ها آی بچه ها گل های توی باغچه ها بشنوید این حرف خدا خدای خوب و آشنا پاکیزگی جزو دینه حرفی اگه هست همینه
بچه ی خوب تمیزه
اتل متل توتوله بچه ی خوب چه جوره؟
بچه ی خوب تمیزه پیش همه عزیزه
دستش را خوب می شوره با آب پاک و صابون
گوش می کنه همیشه به حرفای مامان جون
مامان می گه عزیزم ای بچه ی تمیزم
اگه می خوای عزیز بشی باید خیلی تمیز باشی
دندوناتو پاک بکنی همیشه مسواک بکنی
شیر
شیر تا بخوای مفیده مانند برف سفیده
کامل تر از این غذا هیچ کس ندیده هیچ جا
شیر بخوریم سیر می شیم قوی مثل شیر می شیم
هر روز اگه بنوشیم هیچ وقت مریض نمی شیم
مادر من مادر من، تو یاری و یاور من مادر مهربونم، قدر تو رو میدونم
میشینه توی خونه برام کتاب میخونه مادر من مادر من، تو یاری و یاور من
سرچشمه محبت، ناجی عشق و وحدت تویی معلم من، همدم و مونس من
مادر من مادر من، تو یاری و یاور من مادر چه مهربونه، درد منومیدونه بی عذر و بی بهونه، برام قصه میخونه و با منی همیشه، من برگم و تو ریشه
فرشته زمینی، چه خوب و نازنینی توی کتاب نوشته، زیر پاهات بهشته
پدر
گل و گلدون و شکر از راه دور می یاد پدر
پسرم(دخترم) مثل منه چشماشو دوخته به در
تق تق تق تق بر در زد بابا از بيرون آمد
رفتم در را وا كردم شادي را پيدا كردم
وقتي بابا را ديدم فوري او را بوسيدم
بابا آمد نان آورد با لبخندش جان آورد
بابا آمد به به به مامان خنديد قه قه قه
با او روشن شد خانه او شمع و ما پروانه
پدر بزرگ خوبم
همیشه مهربونه
وقتی که پیشم باشه
برام کتاب می خونه
مادر بزرگ نازم
خیلی برام عزیزه
هرچی غذا می پزه
خوشمزه و لذیذه
وقتی با اونها باشم
غصه و غم ندارم
دنیا برام قشنگه
هیچ چیزی کم ندارم.
پدر بزرگ
حیوانات
حیوونا خیلی هستن وحشی واهلی هستن
گاو، بچه اش گوساله بز، بچه اش بزغاله
گوسفند و میش و بره می چرند توی دره
اسب و شتر تو صحرا بار می برند به هرجا
روباه وشیر و پلنگ حیوونای رنگارنگ
تو دشت وکوه و بیشه پیدا می شه همیشه
الاغ
الاغه کجاست؟ تو مزرعه کارش چیه؟ بار می بره! کجا؟ به انبار می بره بار می بره، بدو بدو
بارش چیه؟ گندم و جو گندمه می شه نان ما جو مال کیست؟ الاغ مهربان ما
کلاغ کلاغه کجاست؟ روی درخت چی می خوره؟ گردوی سخت! به گردوها نوک می زنه می گه همش مال منه صداش می ره تا کجا؟ تا لونه ی گنجشکا گنجشکا جیک جیک می کنن چی می گن؟ برگ درختا خیسه کلاغه چقدر خسیسه
خرگوش
آقا خرگوش چه نازه گوشاش چقدر درازه موهاش سفید و نرمه مثل بخاری گرمه دستاشو پیش میاره رو همدیگه می ذاره میخوره برگ کاهو میدوه مثل آهو اصلاً صدا نداره به هیشکی کار نداره
موش و خرگوش
یه روز یه آقا خرگوشه رسید به بچه موشه موشه دوید تو سوراخ خرگوشه گفت: آخ وایسا وایسا کارت دارم من خرگوشم بی آزارم بیا از سوراخت بیرون نمی خوای مهمون یواش موشه اومد بیرون یه نگاهی کرد به مهمون دید که گوشاش درازه دهنش بازه شاید می خواد بخوردم یا با خودش ببردم پس میرم پیش مامان آن جا می مونم مادر موشه عاقل بود زنی باهوش و کامل بود یه نگاهی کرد به مهمون گفت: ای بچه جون این خرگوشه خیلی خوب و مهربونه پس برو پیشش سلام کن بیارش خونه
جوجه
جوجه جوجه طلائی نوکت سرخ و حنائی تخم خود را شکستی چگونه بیرون جستی گفتا جایم تنگ بود دیوارش از سنگ بود نه پنجره،نه در داشت نه کسی ز من خبر داشت دادم به خود یک تکان مثل رستم پهلوان تخم خود را شکستم اینگونه بیرون جستم
زنبور
زنبورِ زرد و قرمز هی می کنه وز و وز دنبال گل می گرده یک گل ناز قرمز یواش می آد کنارم می شینه روی دستم شاید خیال می کنه من گل و غنچه هستم
توپ قلقلی
ای توپ قلقلی بدو كوچولوی توپولی بدو
بپر بالا بیا پایین
برو تو هوا بخور زمین
توپ قشنگم می دونی كه خیلی ناز و شیطونی؟
پر می كشی توی هوا قل می خوری روی زمین
میری بالا میای پایین
دویدم و دویدم به نهر آب رسیدم گیوه مو ور کشیدم از روی آب پریدم دویدم و دویدم پرنده ها رو دیدم صداشونو شنیدم به جنگلا رسیدم دویدم و دویدم سر کویی رسیدم دو تا خاتونی دیدم یکیش به من نگاه کرد یکیش منو صدا کرد یکیش به من گفت حسنی تو مثل بچه ی منی آمدی این بالا چرا؟ گرمه هوا، حالا چرا؟ یکیش به من گفت حسنی آبت نبود، نونت نبود یکیش به من آب داد یکیش به من نون داد آب مال من، نون مال من سنگک و تافتون مال من پخته و تُرد و خشخاشی بَه بَه از این شاطر باشی رشته به رشته پخته نون برشته پخته چه نونی و چه نونی تا نخوری ندونی نونو خودم خوردم آبو دادم به زمین زمین به من علف داد روی زمین تَرَک تَرَک ... چوپون کجاست؟ زیز بَرَک هی بزی میکشه سَرَک: علف داری؟ بالا تَرَک علف داری؟ بالا تَرَک
بزیه کجاست؟ تو صحرا حالش خوبه؟ نه والا گشنه و تشنه مونده رمق بهش نمونده آقا بزیه! بع، بع! علف داری؟ نع، نع! علف می خوای؟ چرا نمی خوام؟ بدو و بیا؟ الان میام علفو دادم به بزی بزی به من هیزم داد شاطر باشی به تنهایی نشسته بود تو نونوایی دو تا تقار پر از خمیر تنور خاموش، نونا فطیر - شاطر باشی نونت کو؟ سنگک و تافتونت کو؟ دو روزه هیزم ندارم نون واسه مردم ندارم این از آتیش، اون از خمیر هیزم خشک بیار و بگیر هیزمو دادم به نونوا نونوا به من آتیش داد زرگره توی پنج دری مشغول کار زرگری هی به کوره دم می دَمید آتیش نداشت، کم می دمید تنها چرا نشستی؟ منتظر چی هستی؟ آتیشو بگیر قاطیش کن کوره رو پُر آتیش کن آتیشو دادم به زرگر زرگر به من قیچی داد خیاطه خیلی خسته بود کنج دکان نشسته بود پارچه ها رو روفو می کرد نَم می زد و اُتو می کرد متر دراز به گردنش دست چپش به سوزنش مشتریه قَباش تَنِش مشغول قیچی کردنش سوزن چی شد؟ نوکش شکست قیچی چی شد؟ خراب شد قیچی رو دادم به خیاط خیاط به من قَبا داد بچه ها توی مکتب منظم و مرتب توپولی هی سوال می کرد قلقلی قال ممقال می کرد فلفلی فریاد زد؟ آهای! حسنی به مکتب نمی آی؟ السون و ولسون؟ خودتو به ما برسون
دویدم و دویدم به بچه ها رسیدم
قبا رو دادم به ملّا ملا به من کتاب داد -
بابام کجاست؟ همین جاهاست صبح سحر پشت الاغ سوار شده رفته به باغ غروب یه بار هندونه بار زده برگشته خونه حسنی کجاست؟ تو مکتبه بیا بابا جون نصفِ شبه
ترگلکم، ور گلکم، نازنینم، بگو ببینم
آبت چی شد؟ نونت چی شد؟ نه آب دارم، نه نون دارم اما به جاش کتاب دارم کتابو دادم به بابام بابام دو تا خرما داد یکیشو خودم خوردم یکیشو دادم به فلفلی فلفلی گفت: بازم می خوام رفتم به بابام گفتم یه خرما دیگه خواستم بابام به خنده افتاد من پریدم تو طاقچه فلفلی رفت تو باغچه آتیش به پنبه افتاد گربه به دنبه افتاد سگ به شکمبه افتاد مادر بزرگ خوبم، کِرّی به خنده افتاد
تو که ماه بلند آسمونی منم ستاره میشم دو، دو، دو، دو، دورتُ میگیرم اگه ستاره بشی دورمُ بگیری، منم ابر میشم رو، رو، رو، رو، روتُ میگیرم اگه ابر بشی رومُ بگیری، منم بارون میشم چیک چیک چیک چیک چیک چیک چیک چیک میبارم اگه بارون بشی چیک چیک بباری، منم سبزه میشم س س سر در میآرم تو که سبزه میشی سر در میاری، منم گل میشم و پهلوت میشم تو که گل میشی و پلهوم میشینی، منم بلبل میشم چه چه چهچه میخونم
لی لی حوضک
دست کودک را بگیرید با انگشت دست دیگر كف دست كودك را قلقلك دهید و بگویید: «لی لی لی لی حوضک»
انگشت کوچک کودک را در کف دست یخوابانید: «گنجشکه اومد آب بخوره، افتاد تو حوضک»
انگشت دوم را در کف دست یخوابانید: «این دوید و درش کرد»
انگشت سوم را در کف دست یخوابانید: «این ماچی بر سرش کرد»
انگشت چهارم را در کف دست یخوابانید: «این نازی بر پرش کرد»
انگشت پنجم را نشان دهید و بگوید: «این کله گنده آمد گفتش بده ببینم،
همین که داد ببینه، گنجشک پرید رو چینه».
«لی لی لی لی حوضک»، «گنجشکه اومد آب بخوره»، «یادش اومد روزه اس»
اولی گفت: افطاری بیاین خونه ی ما.
دومی گفت: قدم روی چشمای ما.
سومی گفت: ثواب داره، آره بچه ها.
چهارمی گفت: پس سحری تونم با ما.
پنجمی گفت: به خاطر همه خوبیا، همه نعمتا، با هم بگیم: شکر خدا.
5 تا انگشت ایستاده بودند و نماز می خواندند:
اولی گفت: وای مسجد ما خشگله
دومی گفت: حرف زدی و نماز تو باطله
سومی گفت: تو هم که حرف زدی بابا
چهارمی گفت: من یکی که حرف نزدم شکر خدا
اون که جلو ایستاده بود حرفاشونو گوش داده بود، داد زد و گفت:
نه دراز و نه کوتوله، نمازو خودم قبوله
«لی لی لی لی حوضک»، «بزغاله خواست آب بخوره، افتاد تو حوضک»،
«ماهیه گفت: چه کار کنم؟»، «گرگه جلو آمد و گفت: باید او را شکار کنم»، «کلاغه گفت: باید که قار و قار کنم، قار و قار و قار و قار قار، زنگوله پا! خبردار!»،
«زنگوله پا خبر شد، گرگه چه در به در شد، بزغاله جان در آمد».
«لی لی لی لی حوضک»، «گنجیشکه آمد آب بخوره افتاد تو حوضک»، «این یکی درش آورد»، «این یکی آبش داد»، «این یکی نونش داد»، «این گفت: کی هلش داد؟»،
«منه منه کله گنده».
چند نفر بودند مي خواستند با هم بروند به مشهد، زيارت امام رضا(ع):
اولي گفت: ديلينگ ديلينگ، زنگ زد و ما بيدار شديم
دومي گفت: تلق تولوق، همه سوار قطار شديم (سريع بايد گفته شود)
سومي گفت: شکر خدا، داريم ميريم زيارت امام رضا(ع)
چهارمي گفت: نبات و زرشک و زعفرون، دعا واسه بچه هامون
انگشت شست گفت: چه کنم، چي کار کنم؟ (بچگونه و غمگين)
چون که بليت ندارم (سريع گفته شود)، به اين سفر نمي رم؟؟ (دست به بالا، حالت نميروم)
کاشکي کبوتر بودم، پر و پر و پر ميپريدم
مي رفتم تو حرم امام رضا
انگشت شست چشم هاشو بست، رفت تو حرم امام رضا(ع)
بيا ما هم چشمامون رو ببنديم؛ ببينيم رفتيم تو حرم امام رضا(ع)
پنج تا انگشت بودند که روی یک دست زندگی میکردند. در یک روز بارانی...
اولی گفت: وای داره بارون میآد؛
دومی گفت: شُرشُر ناودون میآد؛
سومی گفت: چتر نداریم بریم خونه، تر میشیم؛
چهارمی گفت: کوچک و کوچکتر میشیم؛
انگشت شست گفت نمیریم، روی سرمان چتر میگیریم، دستو با هم بچرخانیم، تا زیر بارون نمانیم.
در این بازی هر دو دست کودک نقش دارند. یک دست باران میشود و روی انگشتان دست دیگر میبارد. با چرخاندن دستی که اولی و دومی و ... روی آن زندگی میکنند، باران بر پشت دست میبارد.
پنج تا انگشت بودند، که روی یک دست زندگی می کردند. یک روز...
اولی گفت: ما زنبوریم، ویز ویز؛
دومی گفت: نیش میزنیم، جیز جیز؛
سومی گفت: می نشینیم روی گل؛ چهارمی گفت: چی بهتر از بوی گل؟؛
انگشت شست گفت که بابا شیره ی گل شیرینه، آن عسلی که بچه ها دوستش دارن، همینه.
دست بچه را مشت کنید و توی دستِ خود بگیرید. هنگام گفتن ویز ویز و جیز جیز، کف دست او را غلغک بدهید. در پایان، کف دستش را که عسل شیرین است به دهان ببرید.
پنج نفر توی یک خانه زندگی میکردند. یک روز...
اولی گفت: وقت نماز بچه ها، وقت دعا؛
دومی گفت: برای چی ؟ چرا نماز، دعا چرا؟؛
سومی گفت: برای تشکر از خدا؛ چهارمی گفت: خدای مهربونی که دست و دهان و چشم و پا داده به ما؛
انگشت شست خم شد و سجده کرد و گفت خدایا دوست داریم تو خیلی مهربونی،
ما بچه ها مثل گلیم تو مثل باغبونی.
بعد از اجرای این بازی دستهای کودک را به حالت قنوت نگه دارید و از نعمتهای خدا سپاسگزاری کنید.
تاب تاب تاب بازی
تاب تاب تاب بازی، ای بهترین همبازی، برات دارم یه رازی
مراقب خودت باش، اینقدر سریع می تازی، اگه سریع تر بری، می ترسم که ببازی
آخه تو زندگیت رو، با دست خود می سازی، تو وقتی که گیر داری، یا تو وقت بی نیازی
یه خورده هم بکن تو، باهاش راز و نیازی، اونوقت دیگه نداری، احتیاجی به قاضی
می دونم بعضی وقتا، خدا رو جا میندازی، خدا رو جا بندازی، به خوبیات بنازی
اونوقت خدا نمیشه، از اخلاق تو راضی، تاب تاب تاب بازی
تاب تاب همبازی، خدا جونم چه نازی دلم می خواد تو بازی، به من نگاه بندازی بهم بگی خدایا، یواشکی یه رازی
تاب تاب عباسی، خدا من رو نیازی می خام پناهم باشی، تا آخر این بازی
ا
+ نوشته شده در جمعه ۱۰ شهریور ۱۳۹۶ ساعت توسط هدیه به شهیدان مدافع حرم صلوات
|