ماهوراه و کودک و نوجوانان
ماهوراه و کودک و نوجوانان
|
به گزارش روابط عمومی فرهنگ سرای فناوری اطلاعات، این برنامه شنبه 10 خرداد از ساعت 16:30 با حضور دکتر علی اصغر رحمتی متخصص علوم و ارتباطات اجتماعی و استاد دانشگاه، دکتر شهرام اسلامی روانشناس کودک و بنیانگذار شخصیت پردازی کودک در ایران، فاروق صفی زاده دکترای تاریخ و ادیان و شهباز فضلی حقوقدان و مدرس دانشگاه برگزار شد. ماهواره چیزی است که کودک ازآن به نفع خودش استفاده می کند فاروق صفی زاده دکترای تاریخ و ادیان پرداختن به تربیت کودک و نوجوان را بسیار مهم دانست و گفت: ما ازدوران باستان متونی داریم که برای تربیت کودک نوشته شده است. در بخش هایی از کتاب اوستا که کهن ترین کتاب مقدس جهان محسوب می شود، درباره تربیت کودک اشاره شده است. امروزه تمدن و افکار جدید باعث شده است تا کودکان بیشتر ازسن خود بفهمند و آیا پاسخی برای پرسش های آنان دارید؟ شما خود برای پرسش کودک در مورد خداشناسی به خداشناسی رسیده اید؟ وی ادامه اداد: ماهواره چیزی است که کودک ازآن به نفع خودش استفاده می کند، مثلا در مورد برنامه های علمی پدر و مادر باید کودک را با اصولی که پیشینه آن است آشنا کنند و به سوالات او پاسخ دهند. جامعه خطر بزرگی است که کودکان را تهدید می کند. شبکه های خصوصی درایران ایجاد شود در ادامه علی اصغر رحمتی دکترای علوم و ارتباطات اجتماعی و استاد دانشگاه گفت: راه اندازی شبکه های خصوصی در ایران، عشق و موسیقی سه عامل مهم در جلوگیری از رو آوردن مردم به شبکه های ماهواره ای است . وی ادامه داد: ما به ایجاد شبکه های خصوصی در ایران نیاز داریم تا کودکان شکار شبکه های ماهواره ای نشوند. باید با توجه به نیازهای افراد در حوزه های مختلف مثل آشپزی، ورزش و ... شبکه های خصوصی ایجاد شوند و طبق گفته امام (ره) در فرهنگ و رسانه نیز از بخش اقتصاد خصوصی و مردم کمک بگیریم.
وی اهمیت دادن به عشق را بسیار مهم دانست و گفت: وقتی فرزندان ما عاشق می شوند به آنها احترام بگذاریم . ما دراساطیر عشق لیلی به مجنون را داریم .پس عشق واقعی را در سریال ها و فیلم های تلویزیونی بگنجانیم. عشق مادر به فرزند، عشق همسران به یکدیگر، عشق به همنوع و ..... تا مخاطبان جذب شبکه های ایرانی شوند . رحمتی درپایان به نقش موسیقی اشاره کرد و گفت: پرداختن به موسیقی های محلی به خصوص موسیقی اصیل ایرانی که جزء یکی از120 میراث معنوی فرهنگی جهان است، باعث می شود جوانان دنبال موسیقی های غربی نروند .در واقع اگر ما خوراک خوب به آنها ندهیم سراغ ماهواره می روند. فرهنگ درست استفاده کردن از ماهواره را به کودکان بیاموزید دکتر شهرام اسلامی روانشناس کودک و بنیانگذار شخصیت پردازی کودک تربیت فرزند ر ا بسیار مهم دانست و گفت: تربیت کودک در شکل گیری شخصیت و زندگی آینده او بسیارحائز اهمیت است. پدر و مادری که کودک را سالار تربیت کرده است، درآینده از او یک شخص سالار می سازد. مادر سالارهای آینده با پدر سالارهای آینده ازدواج می کنند و آمار طلاق بالا وی ادامه داد: مثلا در مورد طرز استفاده از موبایل وقتی همسرتان زنگ می زند ، در حضور فرزندتان بگویید همسرم تو مهم ترین آدم زندگی من هستی تا طرز حرف زدن و محبت را به کودک خود آموزش دهید. در استفاده ازشبکه های اجتماعی جملات علمی و آموزنده برای هم ارسال کنید. در جامعه کنونی مسائل جنسی، اعتیاد، مشکلات اقتصادی از مهم ترین عوامل طلاق و از هم پاشیدگی خانواده ها به شمار می آیند. یکی دیگر ازعوامل این است که زوج ها بلد نیستند با هم صحبت کنند. آنها یاد گرفته اند تا اتفاقات بد را مرور کنند و از کنار اتفاقات خوب به راحتی عبور می کنند. بیایید طرز حرف زدن را به کودکان خود یاد بدهیم و اعتماد به نفس را در آنان بالا ببریم تا در آینده زندگی موفقی داشته باشند. اسلامی در پایان گفت: دوست داشتن را به فرزندان خود بیاموزید. وقتی یک نوجوان در خانه ای زندگی می کند که دوستش ندارند افسرده می شود. به غیر از پدر مادر چه کسی قرار است خوشبخت زندگی کردن را آموزش دهد؟ نکات مثبت بچه را ببینید و از آن طریق با کودکان رابطه برقرار کنید . ما باید تغییر را ایجاد کنیم .شما سفیران تغییر هستید.
کانون ها دراصلاح بزهکاران موفق نبوده اند شهباز فضلی حقوقدان و مدرس دانشگاه به ذکر آماری از بزهکاران کانون اصلاح و تربیت پرداخت و گفت: در تحقیقی که در بین 110 نفر از مجرمان کانون اصلاح و تربیت صورت گرفت مشخص شد 43درصد والدین بی سواد، 4 نفرتحصیل کرده، 43درصد اعتیاد به مواد مخدر، 43 درصد والدین سختگیر و 22درصد مشوق بزه کار مثل تشویق به فروش مواد مخدر بوده اند. وی به معرفی چهار نهاد مهم در تربیت کودک اشاره کرد و گفت: خانواده، مدرسه، دوستان و رسانه های جمعی چهار نهاد مهم و تاثیرگذاردر تربیت کودک به شمار می آیند. خود والدین باید هنجار را بدانند تا بتوانند به فرزندانشان آموزش دهند.کودکی که مهر و محبت را در خانواده نبیند به سراغ دوستان می رودو اینجاست که تهدیدات زیادی در رابطه با دوستان مختلف به خصوص در سن بلوغ او را تهدید می کند.در مدرسه 71درصد هنجارهای جامعه آموزش داده نمی شود. متا سفانه از هر سه مجرمی که از کانون اصلاح و تربیت آزاد می شود، دو نفر مجددا به کانون باز می گردد و این نشان می دهدکه کانون ها در اصلاح بزهکاران موفق نبوده اند. فضلی در پایان نقش رسانه های جمعی به خصوص ماهواره را بسیار جدی دانست و گفت: تمام این نهاد ها مثل حلقه های زنجیر در تربیت کودکان به هم متصل است. |
|
|
ماهواره و تربیت نسلی بی بند و بار
یکی از برنامه ها و سیاست های جهان غرب برای مبارزه با باورهای دینی و از بین بردن نگاه تقوایی در جامعه، طراحی رسانه در عرصه بین الملل و ایجاد یک فضای مخرب بین افراد است.برنامه ریزی جهان غرب در جهت هویت زدایی، دین زدایی، خانواده ستیزی و خانواده گریزی است و بر اساس این محورها به تولید فیلم و برنامه می پردازند. نگاه اساسی فیلم هایی که توسط رسانه های غربی تولید و از طریق ماهواره به طور رایگان در اختیار خانواده ها قرار می گیرد از میان بردن نگاه عفیفانه مرد و زن در خانواده است.آنها تلاش می کنند تا زیور عفاف را به عنوان یک عامل مخرب جلوه دهند و تعهد و پایداری افراد خانواده را نسبت به هم از میان ببرند.
شبکه های ماهواره ای تلاش می کنند با نابودی شخصیت زن مسلمان، خانواده ها را فروپاشیده و نسلی بی بند و بار را برای آینده پرورش دهند. هدف اصلی فیلم ها و سریال های ماهواره زدودن تقوا، حیا، شرم، وفاداری، تعهد و حس مسئولیت در خانواده ها است.هم اکنون گفتمان اقناعی به صورت نفوذ از طریق رسانه ها بر جهان حاکم است و تبلیغات سوء طرز تفکر افراد را مورد نفوذ قرار داده و از توجه به عقلانیت بازمی دارد.امروز یکی از کارکردهای منفی رسانه ها با توجه به کثرت و قدرت آنها سلب تفکر از افراد است و اگر قرار باشد افراد به طور دائم این برنامه ها را مشاهده کنند ناخودآگاه از مسیر صحیح خارج و به اعتقادات خود بی توجه می شوند. برنامه های نامناسب ماهواره به دنبال ترویج احساس آزادی مطلق و یا همان لیبرالیسم جنسی هستند؛ لیبرالیسم جنسی به دنبال ایجاد آزادی برای روابط جنسی مطلق بوده که هدف غرب اشاعه این فرهنگ است که از دستاوردهای اومانیسم محسوب می شود.نمونه بارز ترویج مفاسد دینی، عفاف زدایی و ایجاد حس رقابت زن و شوهر نسبت به یکدیگر است یعنی آنها به جای اینکه انیس و مونس هم باشند به صورت رقیب یکدیگر نمایش داده می شوند و نسبت به هم وفاداری، تعهد و پایبندی ندارند.
برنامه های ماهواره ای به زنان و جوانان توجه ویژه ای دارند.آنها در تلاش هستند تا با نابودی شخصیت مطلوب زن مسلمان خانواده ها را فروپاشانده و نسلی بی بند و بار را برای آینده پرورش دهند.مشاهده دائم برنامه های نامناسب ماهواره افراد را دچار حالت مسخ شدگی و از دست رفتن عقلانیت می کند و خانواده های تحت الشعاع این برنامه ها از مسیر اصلی تربیتی خود که ریشه در مکتب اسلام دارد فاصله می گیرند.شبکه های ماهواره ای شبهاتی را در ذهن مخاطبان ایجاد می کنند.این شبکه ها شبهاتی را مطرح می کنند که زنان یا جوانان با سطح دانش خود قادر به پاسخگویی آن نیستند و باید مراحل طولانی را برای دریافت پاسخ و رفع این شبهه طی کنند.تبلیغات سوء شبکه های ماهواره ای اثرات مخربی در اعتقادات، تفکرات، شخصیت و تربیت خانواده ها و بویژه زنان و جوانان دارند و افراد را از تفکرات و اعتقادات صحیح خود جدا می کنند. تمام هدف این برنامه ها نابودی سلامت فکر و رفتار افراد است.
همراهی با کودکان در دنیای رسانه های گروهی
امروزه کودکان از سن کم، با رسانههای گروهی بزرگ میشوند و دوران کودکیشان، یک «کودکی همراه با رسانههای گروهی» میباشد. والدین هم باید با این واقعیت کنار بیایند و به این ترتیب، مشخص میشود که آنان به تنهایی، نفوذی بر آنچه کودکان از طریق رسانهها با آن مواجه میشوند ، ندارند.
از سنین کم، محیط اجتماعی نقش عمدهای را بازی میکند. کودکان در خانواده، استفاده از رسانههای گروهی را به همان طریقی میآموزند که لباس بر تن کردن یا دندان شستن را یاد میگیرند. دقیقا در مورد تماشای تلویزیون نیز عادات بعدی آنان، بستگی به چگونگی استفادهی والدین، خواهران و برادران از آن دارد. در اینجا میخواهیم با ارائهی چند راهنمایی، به خانوادهها کمک کنیم تا بتوانند در مورد طرز استفادهی کودکان از رسانهها راحتتر تصمیم بگیرند:
– کودکان را جدی بگیرید. آنان به رسانهها علاقهی زیادی نشان میدهند چرا که در آنها چیزهای جالبی عرضه میشود از جمله کمک میکند که مشکلات و مسائل، از منظر دیگری دیده شوند، در آنجا تصاویر و شخصیتهای داستانی نمایش داده میشوند که کودک میتواند با آنها همانندسازی کند و خود را در آن نقشها ببیند.
– استفادهی کودک از رسانهها را به صورت مشکل و مسالهای آزاردهنده تلقی نکنید بلکه مقتدرانه و با قدرت و همراه با حس مسوولیت دنبال کنید.
– به دوران کودکی خود رجوع کنید و از خود سوال کنید که در گذشته برای شما شخصیتهای داستانی و قصه، چه معنا و مفهومی داشتهاند. اگر در مورد این مسائل با کودکان خود صحبت کنید، آنان با کمال میل میشنوند. شاید این شیوه، کمکی باشد تا بتوانید آسوده خاطرتر برای نحوهی صحیح استفادهی کودکتان از رسانهها، تصمیم بگیرید و او را آموزش دهید.
برای آنکه کودکان بتوانند در بین امکانات و مضامین متنوع ارائه شده توسط رسانهها، راه صحیح خود را پیدا کنند ، به راهنمایی ما نیازمندند.
رسانه
در جهان رسانهها، کودکان به ما به عنوان راهنما نیاز دارند:
برای آنکه کودکان بتوانند در بین امکانات و مضامین متنوع ارائه شده توسط رسانهها، راه صحیح خود را پیدا کنند، به راهنمایی ما نیازمندند در این ارتباط ، موضوع این نیست که رسانههای گروهی محکوم شوند بلکه باید نقاط ضعف و قوت، امکانات و خطرات رسانههای گروهی مختلف شناخته شوند به این منظور، ما به عنوان افراد بزرگسال، دو کار باید انجام بدهیم:
اول اینکه خود را در علاقه و شوق و ذوق آنان نسبت به رسانهها، شریک کنیم و آن چیزی را که سبب جذب آنان به رسانهها میشود، کشف کنیم. دیگر اینکه ما در این ارتباط ، یک الگو برای کودکان خود هستیم. به همان صورتی که والدین، رسانهها را مورد استفاده قرار میدهند، کودکان نیز آن را میآموزند، چه به مفهوم مثبت و چه منفی آن. بدین منظور:
– برای آنکه کودکتان بتواند به طور مستقل از رسانهها استفاده کند، در حد امکان به او مسوولیت بیشتری دهید و در صورت لزوم محدودش کنید.
– با کودک خود در مورد اینکه او علاقهمند به تماشای چه برنامهی تلویزیونی است، صحبت کنید.
– برای آنکه متوجه شوید شخصیتها و داستانهای کارتونی و تلویزیون، چه نقشی در زندگی او دارند، او را زیر نظر بگیرید.
– همراه کودکتان، برنامههایی را که بیشتر مورد توجه اوست، نگاه کنید.
چگونه میتوانید در برابر فشار تبلیغات، مقاومت کنید؟
بعضی از والدین، این مشکل را دارند که نمیتوانند در برابر خواستههای فرزندانشان «نه» بگویند و برای آنکه کودکشان به نق زدن خود خاتمه دهد، هرچه را که میخواهد ، برایش میخرند والدینی دیگر هستند که خیلی سختگیرند و اصولاً چیزهایی که در تلویزیون تبلیغ میشود را نمیخرند. در هر دو مورد، به جای کودکان که باید بعدها خودشان در مورد چیزی تصمیم بگیرند، تصمیم گرفته شده است پس راهی را جستوجو کنید تا با هر دو موقعیت بتوانید کنار بیایید:
– نه همه چیز را به سرعت بخرید و نه به طور کامل تبلیغات را نفی کنید. در نهایت این شما هستید که نقش تصمیمگیرنده دارید و این نقش را نیز جدی بگیرید.
– سعی کنید با کودکتان در این مورد که کدامیک از آرزوها و خواستههایش منطقی و کدام غیرمنطقیست، به توافق برسید.
– تجاربی را به یاد کودکتان بیاورید که او قبلاً با محصولات مشابه داشته است: «آیا آن عروسک عالی و زیبایی که ما پس از دیدن تبلیغش از تلویزیون خریدیم، خراب نشد؟» یا «آیا همه چیز به همان صورتی کار کرد که تو تصور کرده بودی؟»
طرح این سوالات باید کودک شما را در مورد انجام خواستههایش به تفکر وادار کند.
رسانه
آیا زندگی بدون رسانهها، امکانپذیر است؟
رسانهها بخش مهمی از زندگی روزمرهی کودکان را تشکیل میدهند و طبیعتاً برای بزرگترها نیز به همینگونه است اما در کنار آن، خیلی چیزهای دیگر هم وجود دارد. بیشتر سعی کنید تلویزیون یا ضبط صوت را خاموش کنید!
بچههای پیشدبستانی، با اسباببازی معمولی هم بازی میکنند و بیشتر تمایل دارند با والدینشان بازی کنند. بنابراین به کودک خود پیشنهاد بازیهای مختلفی را بدهید که میتوانید با او بهطور مشترک انجام دهید. فقط وقتی که هوا مناسب و خوب است، به گردش و پیکنیک نروید بلکه در هوای بارانی نیز این کار را انجام دهید. اجازه دهید کودکتان یک بار خودش تصمیم بگیرد به کجا برود. اگر کودکان در خانواده، در مورد تصمیمگیریها شریک شوند ، اعتماد به نفس پیدا میکنند و این حس را بهدست میآورند که از طرف بزرگتر جدی گرفته میشوند. این مساله، پایهی مهمی برای تکامل و رشد شخصیت آنان است. کودکانی که با اعتماد به نفس در این دنیا زندگی میکنند ، کمتر تحت تاثیر رسانهها قرار میگیرند و خیلی راحت از راه به در نمیشوند و شخصیتهای کارتونی و داستانها و قصههای رسانهها، نقش قدرتمندی را در زندگیشان ایفا نمیکنند. یک دنیای نورانی و عالی بدون وجود رسانه را متصور نشوید و یا همچنین یک دنیای شیطانی با وجود رسانه را مجسم نکنید!
کودکانی که با اعتماد به نفس در این دنیا زندگی میکنند ، کمتر تحت تاثیر رسانهها قرار میگیرند و خیلی راحت از راه به در نمیشوند.
کودکان شما باید در دنیایی از عهدهی زندگی خود برآیند که خیلی قویتر و بانفوذتر از نفوذ و تاثیر رسانهها برآنان است. به کودک خود کمک کنید تا در چنین دنیایی، راه زندگی خود را بیابد و از پس آن برآید اگر اجازه دهید کودکتان با رسانههای گروهی امروزی به مقدار نیاز ارتباط برقرار کند و تجربه کسب نماید، این کار را میتوانید به بهترین نحو انجام دهید. تنها از طریق حل و فصل این موضوع و اینکه همراه آن، کودک خود را حمایت کرده و او را کمک یا راهنمایی کنید، میتوان زمینهای فراهم کرد که کودکتان، استعداد و مهارت لازم را که ما امروزه آن را قابلیت و توانایی برای استفادهی صحیح از رسانهها توصیف میکنیم، به دست آورد با کودکتان در مورد تجاربش با رسانهها، صحبت کنید.
نقش رسانه ها در گذر از آموزش دینی به تربیت دینی
انسان در زندگی اجتماعی و در برخورد با غیر خود، نیاز شدیدی به ارتباط دارد و تنها از این طریق است که نیازهای فردی و اجتماعی خود نظیر نیاز به احساس امنیت و میل به رشد را برآورده می کند. انسان از همان آغاز برای برقراری ارتباط و رساندن پیام خود به دیگران، شیوه های گوناگونی را به کار برده است؛ از اشارات، کلمات و اشاره های رمزی اولیه گرفته، تا استفاده از پیشرفته ترین و در عین حال پیچیده ترین وسایل ارتباطی مدرن امروزی.
رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی که در طول تاریخ دارای سرعت بسیار کند و ناچیزی بوده اند، در عصر حاضر تحول چشمگیری یافته اند.
پیدایش فن سینما در ابتدای قرن بیستم، ظهور رسانه های بی سیم نظیر رادیو و سپس تلویزیون، تولید و انتشار نوارهای ویدئویی و راهیابی آن به خانه ها در دهه های آخر قرن گذشته و از همه مهمتر همگانی شدن و امکان دسترسی آسان همگان بدانها و هم اکنون پدیده شگفت انگیز ماهواره و شبکه های اینترنت، از مظاهر تحول این در صنعت، عصر حاضر بوده است، که انسان تمام آنها را برای رسیدن به مقاصد مختلفی نظیر اطلاع رسانی، تعلیم و تربیت، اندیشه پروری (فرهنگسازی) هدایت و راهنمایی، افزایش آگاهی های اجتماعی و… به کار گرفته ومی گیرد. البته در همه این اهداف نیز هدفهای تربیتی نهفته است.چگونگی پذیرش و استقبال مردم و نیز تحت تأثیر واقع شدن هر کدام از آنها از این ابزار و وسایل متفاوت است؛ زیرا استقبال مردم، متأثر از عوامل گوناگونی، نظیر، اندوخته ها و یافته های فرد، دیدگاهها، اعتقادات و ارزشها و… است.
هر اندازه که رسانه ها به بهترین شکل به کار گرفته شوند ، منافع و فواید آن در زمینه کمک به رشد صحیح و سالم افراد و نیز سازگاری او با جامعه و تحول و پیشرفت صحیح آن جامعه به سوی کمال مطلوب، بیشتر خواهد بود .
نظر به این که از طرفی حوزه های معرفتی و علمی بسیار وسیع بوده و دارای سرعت چشم گیری از پیشرفت در زمینه های مختلف می باشد و به کارگیری صرف روشهای تقلیدی و نقل و انتقال معارف توسط نظام رسمی تعلیم و تربیت ، مؤثر نبوده و بر تمام ابعاد و جوانب امر پوشش کافی ندارد و از طرف دیگر، استفاده و بهره بردن از دستگاههای اطلاع رسانی و رسانه های گروهی آسان است و دارای توان بالا و امکانات وسیعی در جهت انتشار بین گروههای مختلف مردم می باشد،
بنابر این کمک گرفتن از دستگاههای اطلاع رسانی و رسانه ها برای استحکام بخشیدن به فرایند تعلیم و تربیت و تعمیق آن در زمینه های مختلف و حوزه های علمی، فنی و ادبی در خارج از مدرسه بیش از پیش ضروری است
پیامهایی که توسط رسانه ها رد و بدل می شود در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی، و فرهنگی و… است . مخاطبان این پیامها افراد و گروههایی در سطوح مختلف فرهنگی، اقتصادی، و اجتماعی اند که گاه در مسافتهای طولانی و دور از هم در سراسر جهان پراکنده اند.
اِنَّما قَلبُ الحَدَثِ کَا لاَرضِ الخالِیَةِ ما اُلقِیَ فیها مِن شَیئٍ قَبِلَتهُ.
دل نوجوان مانند زمین آماده است که هر بذری در آن افشانده شود میپذیرد.
امام علی (ع) – نامه ۳۱ نهج البلاغه
از دیدگاه روان شناسی ، نوجوانی یکی از بحرانی ترین و حساس ترین دوره های زندگی انسان به حساب میآید. این دوران که طبق یکی از نظریه های روان شناسی، سنین ۱۲ تا ۱۶ سالگی را در بر میگیرد، از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و سرنوشت آینده خوب فرد با تصمیمات درست و منطقی و همچنین سرنوشت آینده بد و نا به هنجار فرد با تصمیمات و عملکردهای نادرست و غیر اصولی این دوره گره خورده است. در مرحله نوجوانی، یک سلسله تغییرات اساسی و مهم در دستگاه روانی ایجاد شده و بر اساس آن، انسان توانایی درک و تحلیل مسائل انتزاعی را پیدا میکند . بخش عمده ای از رشد روانی و عاطفی فرد ، جامعه پذیری و تمرین نقش ها نیز در این دوران حادث میشود که اهمیت غیر قابل اغماضی در شکل گیری هویت فرد دارد . امروزه یکی از مهم ترین عوامل خارجی که بر شکل گیری هویت شخص تاثیر قابل ملاحظه ای دارد ، رسانه است . انسان قرن بیست و یکم بخش قابل ملاحظه ای از زمان بیداری خود را در کنار رسانه ها میگذراند ، با مخلوقات آن زندگی میکند ، از آن الگو میپذیرد و واقعیات زندگی خود را با آن منطبق میکند . رسانه ها انواع مختلفی دارند که شامل سینما ، اینترنت ، رادیو ، تلویزیون و شبکه های کابلی و ماهوارهای میشوند . موضوع بحث ما در این جا ، تاثیر شبکههای ماهوارهای که به صورت غیر قانونی و بدون نظارت دولت و دیگر دستگاههای نظارتی مورد استفاده خانواده ها قرار میگیرند ، بر شکل گیری هویت نوجوان ایرانی است .
ماهواره و تهاجم فرهنگی
بر اساس آمارها و گمانه زنیها در حدود ۴۰ درصد از خانوادههای ایرانی به تماشای شبکههای ماهوارهای مینشینند .[۱] بیتردید اعضای نوجوان این خانوادهها نیز بی تمایل به استفاده از این شبکهها نخواهند بود . دلیل این امر را میتوان در موارد زیر جست و جو کرد :
1- عدم وجود برنامههای جذاب و متناسب این رده سنی ، داخل کشور و از طریق کانالهای قانونی : در گذشته ای نه چندان دور ، در سالهای پس از انقلاب و علیالخصوص در دهه ۷۰ ، بخش عمده برنامه های صدا و سیما و سینمای کشور ، برنامه های کودک و نوجوان بودند که برخی از آن ها به دلیل قوت ساختاری و جذابیتهای خاص خود نه تنها کودکان و نوجوانان را مجذوب خود کردند ، بلکه پدر و مادرها و دیگر بزرگسالان را نیز پای جعبه جادویی مینشاندند . مثلا کلاه قرمزی و پسر خاله در سال ۷۳ با بلیت ۸۰ تومانی، ۱۷۱ میلیون تومان فروخت و به پربیننده ترین فیلم تاریخ سینمای ایران تبدیل شد . اما خلاء چنین برنامه هایی در رسانه های امروزی داخل کشور کاملا احساس میشود ، نتیجه این که کودکان از ابتدا رو به سوی ماهوارهها میآورند و آن را به عنوان رسانه محبوب خود بر میگزینند و تغییر این امر در دوره نوجوانی و پس از آن کار سادهای نیست . عامل دیگری که البته به طور غیر مستقیم تاثیر گذار میشود ، نبود برنامههای جذاب برای کل خانواده است که با سوق دادن خانواده به سمت تماشای برنامههای ماهوارهای ، فرزندان را نیز ناچار میکند که هم پای والدین خود به تماشای برنامههای ماهوارهای که معمولا نیز متناسب با سنشان نیست ، بنشینند .
2- موارد دیگری چون تبلیغات و حس کنجکاوی و امثالهم هم میتواند از دلایل رجوع این قشر سنی به ماهواره باشد. اما علت العلل این پدیده را باید همان نبود خوراک مناسب و جایگزین که در بالا آمد عنوان کرد .
آسیبهایی که از تماشای برنامههای ماهواره توسط نوجوانان ، آینده جامعه را تهدید میکند ما را بر آن میدارد که در فکر چاره ای برای این موضوع باشیم . آسیب هایی از جنس :
1. مساله تعارض نظام ارزشها : همان طور که پیش از این ذکر آن رفت ، دوره نوجوانی ، دوره آشنایی با ارزش ها و تمرین نقش هاست . تماشای شبکههای ماهوارهای ولی معیارها و هنجارهایی متفاوت با جامعه اسلامی ما را عرضه میکند . و سردرگمی ناشی از این موضوع با شدت بیشتری دامن گیر نوجوانان بی تجربه خواهد شد تا بزرگسالان .
2. نا به هنجاری های اخلاقی : محتوای نادرست برنامه های ماهوارهای میتواند هم باعث ایجاد مسائلی چون خود ارضایی ، خشونت طلبی ، دیگر آزاری و گوشه گیری شود و هم همان طور که در بالا آمد ، بسیاری از ضد ارزش های جامعه ما را به عنوان رفتاری معمول در نهاد شخص پایدار کند ، مسائلی مانند مصرف نوشیدنی های الکلی و ….
3. از دیگر آثار سوء مشاهدهی برنامه های ماهواره ها میتواند سوق دادن زودرس نوجوان به سوی زندگی بزرگسالی و ایجاد عقده های روانی و شکل گیری ناقص شخصیت نوجوان باشد.
4. افراط در تماشای برنامههای ماهوارهای منجر به کم تحرکی ، کاهش زمان خواب ، کاهش میزان مطالعه و افت تحصیلی و ایجاد ناراحتیهای عصبی و کاهش تمرکز خواهد شد .
اما برای مقابله با این آسیب ها چه باید کرد ؟ یک راه حل مشخص ، برخورد سخت و قانونی با استفاده کنندگان از تجهیزات ماهوارهای است . قانون ممنوعیت به کارگیری تجهیزات دریافت از ماهواره مصوب ۱۳۷۳ اشعار میدارد استفاده از تجهیزات ماهوارهای به جز در مواردی که قانون مقرر داشته ممنوع است و وزارت کشور موظف است با استفاده از نیروهای انتظامی و یا نیروی مقاومت بسیج در اسرع وقت نسبت به جمعآوری تجهیزات دریافت از ماهواره اقدام نماید . هم چنین با به کارگیری دیگر وسایل با این پدیده مقابله کند . اما وضعیت کنونی نشان میدهد که این قانون و هم چنین دیگر تدابیر به کار گرفته شده مانند پارازیت انداختن ، منطبق با حقایق جامعه کنونی نبوده است و پاسخ گو نیست . به خصوص در مورد موضوع بحث ما که نوجوانان هستند ، باید جایگزینی برای تامین نیاز های آنها تدبیر شود . علاوه بر بهبود برنامههای صدا و سیما و دیگر رسانه های هم سو و قانونی ، باید فرصت های تفریحی ، ورزشی و فرهنگی فارغ از این رسانه ها تدبیر کرد تا از تهدید مشترک تمام این رسانه ها که مسائلی مانند کم تحرکی ، افت تحصیلی ، کاهش تحرک و امثالهم هستند، اجتناب شود .
در مورد تقویت و جذاب سازی برنامه های رسانه ها هم باید به این نکته توجه شود که تا زمانی که این برنامهها در فضای گفتمانی انقلاب اسلامی و منطبق با ارزش ها ایرانی اسلامی نباشد ، و در واقع این برنامهها تنها از نظر کیفی بهبود یابند و از نظر محتوایی در تقابل با برنامههای شبکههای ماهوارهای نباشند ، این بهبود تاثیری نخواهد داشت. اولا در این صورت تنها مفهوم مورد نظر این برنامهها از شبکههای ماهوارهای به کانالهای داخلی منتقل شده است. ثانیا با توجه به واقعیتهای حال حاضر ، از نظر توانمندی های فنی و جذابیت های بصری، امکان رقابت پایاپای رسانه های داخلی با آثار غربی وجود ندارد و ساختن تقلیدهای کاریکاتور مانند از برنامههای ماهوارهای هم تاثیر عکس دارد . به نظر میرسد تنها با تکیه بر فرهنگ و هنر ملی و مذهبی خود میتوان به مقابله با هنر منحط غرب ( و اخیرا شرق ) پرداخت . کاری که پیش از این در امثال «بچه های آسمان» و «کلاه قرمزی» انجام شد. امروز هم تاریخ اساطیری ایران و الگو های اسلام میتوانند به راحتی جایگزین افسانههای کرهایی و ترکیهای شوند .
کودکان 20 برابر بیش از بزرگسالان از ماهواره اثرپذیری دارند
تاریخ انتشار : شنبه ۳۱ ثور ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۳۸
منطقی تماشای برنامه های ماهواره ای باید با تشویق به تماشای برنامه هایی با کیفیت همراه باشد.
مدیر گروه کودک شبکه پنج تلويزيون ايران با بیان اینکه کودکان 20 برابر بیش از بزرگسالان از تلویزیون اثرپذیری دارند گفت: وقتی در یک خانواده تماشای برنامههایی همچون فارسی وان جزء فرهنگ عادی خانواده میشود باید به این عارضه هم توجه کنیم که بیست برابر مادر، کودکش از آن اثر میپذیرد.
علی زارعان، کارشناس ارشد رسانه در گفتگو با خبرگزاري مهر در مورد روشهای مقابله با آسیبهای شبکه های ماهواره ای گفت: وقتی موضوعی منع می شود، باید به سرعت برای آن جایگرین مشخص کنیم. منع منطقی تماشای برنامه های ماهواره ای باید با تشویق به تماشای برنامه هایی با کیفیت همراه باشد.
وی عدم توانایی تعیین تکلیف والدین برای فرزندانشان را یکی از ضعف هایی دانست که سبب تماشای بی برنامه شبکه های ماهواره ای می شود و گفت: در بسیاری از فیلم های خارجی دیده ایم که پدر و مادر برای تنبیه کودکانشان می گویند “ حق نداری برنامه مورد علاقه ات را ببینی و تا فردا صبح نیز از اتاقت بیرون نیا” این نوع تنبیه در خانواده های ایرانی یک نوع شوخی تلقی می شود. عدم کنترل فرزندان را نباید با مهربانی یکی دانست و والدین باید بتوانند برای فرزندانشان تعیین تکلیف کنند.
زارعان ضعف دیگری که سبب افزایش مخاطبان شبکه های نازل ماهواره ای شده است را عدم تربیت سواد بصری بر شمرد و گفت: سواد بصریی عنصری کلیدی است که باید به کودکان آموزش داده شود اما متاسفانه کودکان ما کمترین بهره را از این علم دارند.
این کارشناس رسانه معتقد است: کودک ما باید بتواند یک اثر فاخر را از یک اثر ضعیف تشخیص دهند. چرا سلیقه مردم هند فیلم های هندی شد؟ این به سطح سواد بصری این جامعه برمی گردد.
اوادامه داد: کشورهایی که از سینمای ارزشمند و متعالی استقبال می کند این سواد بصری را پیدا کرده اند اما متاسفانه هم اکنون فیلم های سینمایی که در سوپر مارکت ها و ... فروخته می شود بسیار نازل است و دست کمی از فیلم های مبتذل خارج از کشور ندارد و ابتذال پنهان اثرش از ابتذال آشکار بیشتر است.
این کارشناس رسانه در پاسخ به این پرسش که آیا پدر و مادرها از این سواد بصری برخوردارهستند که به کودکانشان منتقل کنند، گفت: اگراین سواد در میان پدر و مادرها وجود ندارد نهادهای اجتماعی و فعالان کودک باید این آموزش را بدهند. برای دیدن میکروب نیاز به میکروسکوپ است و ما نیز برای مشاهده این تهاجم نیازمند عینکی به نام سواد بصری هستیم.
زارعان در توضیح این پرسش که بالابردن سواد بصری جامعه را می توان به عنوان یک راه حل بلند مدت مطرح کرد که اثر خودش را در آینده می گذارد اما در کوتاه مدت چه باید کرد؟گفت: طولانی ترین راه ها با یک قدم شروع شده اند ما باید قدم اول را برداریم و برای گام های بعدی نیز برنامه ریزی داشته باشیم.
او ادامه داد: حمایت ازآثار کودک و نوجوان یک اصل است که در تمام دنیا وجود دارد. لوح های فشرده کودکان و بازی های کامپیوتری مخصوص این رده سنی در بیشتر کشورها از مالیات معاف هستند یابه صورت نیم بها فروخته می شوند.
این کارشناس رسانه بابیان این که برای مقابله با ماهواره باید رسانه های موازی آن تقویت شوند گفت: در قطر دو شبکه کودک وجود دارد و در سوریه نیر سه شبکه مخصوص رده سنی کودک و نوجوان فعالیت می کنند که نشان می دهد جوامع به چنين شبكه هايي احتياج دارند.
وی ایجاد شبکه کابلی را گزینه مناسبی برای مقابله با ماهواره ندانست و گفت: عمر انواع شبکه تلویزیونی به مفهومی که الان وجود دارد 3 تا 5 سال است و در آینده سیستمی مانند" IPTV" فراگیر می شود که می تواند در حوزه "IP" ایده هایی برای کنترل و محدودیت های شبکه به کار برد.
زارعان با اشاره به حذف شبکه های خبری مانند پرس تی وی و العالم در برخی از کشورهای غرب گفت: لابی صهیونیسم ،لابی حیرت انگیزی است که هزینه های زیادی برای حذف جریان های مخالف فکری خود می کند و مانیز باید باهمان تدبیر و قدرت به مقابله آن رویم.
این کارشناس رسانه معتقد است: برای تاثیر گذاری پیام باید از روش های مختلف ارسال شود. دشمن پیام خود را از طریق سه هزار شبکه ماهواره ای ارسال می کند که در هر شبکه بخشی از این پیام ها نهفته است.
زارعان اضافه می کند: برای بررسی پیامد های یک سال شبکه های ماهواره ای 30 قرن زمان لازم است تا متوجه شویم این یک سال برنامه چه تاثیراتی بر جامعه گذاشته است.
او به تاثیر شبکه "فارسی1" بر خانوادهها اشاره کرد و گفت : شبکه هايي نظير "فارسی1" تخیل را فعال میکند یعنی خیالانگیزی فساد را تقویت میکند و این خیالانگیزی فساد از خود فساد هم برای ذهن مخاطب خطرناکتر است.
زارعان با بیان این که کمپانی که این شبکه را راه اندازی کرده است کار خود را با "فارسی1" تمام نمیکند گفت: مطمئن باشید انواع دیگر اینگونه شبکهها هم با روشهای مختلف ساخته میشوند.
وی با اشاره به این که کودکان بیست برابر بیش از بزرگسالان از تلویزیون اثرپذیری دارند، گفت: این اثرپذیری نباید مورد غفلت قرار بگیرد؛ وقتی در یک خانواده تماشای برنامههایی مانند "فارسی1" جزو فرهنگ عادی خانواده میشود، باید به این عارضه هم توجه کنیم که بیست برابر مادری که یک سریال از این شبکه را میبیند، کودکش از آن اثر میپذیرد.
وی افزود: شاید کودک اثر محتوایی یا داستانی سریالها را نگیرد، اما بسیاری از ظواهر و ماجراها برایش عادی میشود و بعد نمیتوان او را قانع کرد که اینها در اخلاقیات ما نیست.
شبکه های ماهواره ای و تلاش برای تزلزل در خانواده ها
برنامهريزي جهان غرب در جهت هويت زدايي، دين زدايي، خانوادهستيزي و خانواده گريزي است و بر اساس اين محورها به توليد فيلم و برنامه ميپردازد. نگاه اساسي فيلمهايي كه توسط رسانههاي غربي توليد و از طريق ماهواره به طور رايگان در اختيار خانوادهها قرار ميگيرد از ميان بردن نگاه عفيفانه مرد و زن در خانواده است.آنها تلاش ميكنند تا زيور عفاف را به عنوان يك عامل مخرب جلوه دهند و تعهد و پايداري افراد خانواده را نسبت به هم از ميان ببرند.آمار نشان ميدهد که در کشور ما بيشترين مخاطبان تلويزيون را زنان تشکيل ميدهند. همين باعث شده برنامههاي اين نوع شبکهها با هدفقراردادن شخصيت زن و القا کردن فرهنگ غربي به او، سير تغيير و تحول فرهنگ در ايران را سرعت بخشند؛ تهاجمي فرهنگي که ميتواند بنيان خانواده را بهشدت تضعيف کند و بهدنبال خود، پيامدهاي جبرانناپذيري به بدنه اجتماع و فرهنگ ايران وارد آورد.مقدسترين نهاد در كشور ما نهاد "خانواده " است.اين نهاد از صلابت و قدرت برخوردار است، از اين رو برخي از سريالهاي ماهوارهاي، محور خانواده را مورد هدف قرار داده و تلاش ميكنند تا روابط بين فردي را متزلزل كرده و عدم اعتماد بين افراد خانواده را به وجود آورند.سازندگان سريالهاي ماهوارهاي ميخواهند با رواج اختلال جنسي، نهاد خانواده را متلاشي كنند، از دست دادن نهاد خانواده منجر به از دست دادن سرمايههاي اجتماعي است.نگاهي به عملکرد شبکههايي مانند «فارسيوان»، «زمزمه» و «من و تو» بر روي سيگنالهاي ماهوارهاي و همچنين فعاليت آنها در فضاي مجازي، بويژه شبکه تلويزيوني-اينترنتي «زنان تيوي» نشان ميدهد که آنها در پي تغيير آداب رسوم، اعتقادات و روشهاي زندگي در ميان مردم (بخصوص بانوان) هستند.ارتباطهاي جنسي آزاد بين دختر و پسر قبل از ازدواج، از بين بردن حريم بين محرم و نامحرم، داشتن فرزند نامشروع که امري طبيعي تلقي ميشود، داشتن دوستهاي مرد با داشتن همسر، ترويج اشرافيگري، ترويج چشم و همچشمي، ترويج گذراندن وقت به خودآرايي و پايبند بودن به مد روز بهشکل افراطي، برگزاري مهمانيهاي آنچناني و از همه مهمتر، پايبند نبودن به اصول زندگي مشترک و طلاقهاي بيشمار بر اثر آشنايي با جنس مخالفِ ديگر و اعتنا نکردن به وضعيت کودکان، همه و همه حکايت از اين دارد که استعمار نوين با روش جنگ نرم به مبارزه با فرهنگ و تمدنِ چندهزارساله ايرانيان آمده و ابتدا هسته اجتماع، يعني خانواده و بعد، شخصيت زنان را که قلب اين خانوادهها هستند، نشانه گرفته است.تأثير برنامههاي ماهواره بر فرهنگ خانوادهها ناشي از قدرت نفوذ و تأثيرگذاري رسانه در جامعه است.رسانههاي ديداري و شنيداري بخشي از منش و اخلاق افراد جامعه را تحت تأثير خود قرار ميدهند.اگر خانوادهها به صورت مداوم و مستمر مخاطب برنامههاي ماهواره باشند، قطعاً تأثير بسيار عميقي بر آنها خواهد گذاشت، بويژه دختر و پسر جواني كه آمادگي پذيرش افكار مختلف را دارند.شبكههاي ماهوارهاي با رويكرد تخريب فرهنگ كشورهاي در حال توسعه، قصد دارند در برنامههاي خود اين رويكرد تخريبي را القا كنند. تبليغات سوء شبكههاي ماهوارهاي اثرات مخربي در اعتقادات، تفكرات، شخصيت و تربيت خانوادهها و بويژه زنان و جوانان دارند و افراد را از تفكرات و اعتقادت صحيح خود جدا ميكنند. تمام هدف اين برنامهها نابودي سلامت فكر و رفتار افراد است.مشاهده دائم برنامههاي نامناسب ماهواره افراد را دچار حالت مسخ شدگي و از دست رفتن عقلانيت ميكند و خانوادههاي تحت الشعاع اين برنامهها از مسير اصلي تربيتي خود كه ريشه در مكتب اسلام دارد فاصله ميگيرند.
● کودکان گوشه نشین
کودک نیاز به بازی های گروهی و کسب مهارت های اجتماعی دارد. تماشای بی وقفه برنامه ها و سرگرمی های نامناسب ماهواره در طولانی مدت موجب انزواطلبی کودک شده و اثرات منفی آن بر روح و اعصاب به افت تحصیلی او منجر می شود.
متاسفانه برخی خانواده ها بر این باورند که اگر شبکه های مبتذل ماهواره ای را قفل کنند می توانند براحتی و با فراغ بال در طول روز در برابر دید کودک به تماشای فیلم ها، مسابقات یا برنامه های مستند این رسانه بیگانه بنشینند، غافل از آن که بنا به شگرد تصویرگران و مبلغان ماهواره ای در آنونس یا میان برنامه برخی فیلم ها صحنه های مبتذلی گنجانده و پخش می شود که کودک بلافاصله قادر به ثبت، ضبط و پردازش آن در ذهن خواهد بود.
کودکانی که حتی برای چند ثانیه این تصاویر را می بینند به دلیل کنجکاوی های غریزی دچار فشارها و هیجانات جنسی کاذب شده و برای تخلیه این انرژی منفی شروع به پرخاشگری یا ستیزه جویی کرده یا به جهت آن که هنوز کنترلی بر امیال خود ندارند دچار عادات نامناسب می شوند.
چه لقب و شعار زيبا و ارزشمندي است اين"اولين شبكه ي كودك به زبان پارسي"!
افسوس و صد افسوس
از اينكه شبكه اي كه تنها 6 ماه راه اندازي شده به اندازه ي كافي مخاطب پيدا كرده كه ما برايش ارزش قائل شويم و مقاله بنويسيم و نقدش كنيم!
اين شبكه ي وابسته به صهيونيسم (persiantoon)كارتون ها و انيميشن هاي ساخته شده در كمپاني هايي مانند والت ديزني و پيكسار و... را كه در بطن خود فراماسونري را جاي داده اند بدون سانسور قسمت هاي مستهجن و آن دسته از قسمت هايي كه در آن ها نمادهاي ماسونري وجود دارد پخش مي كند.
این انیمیشن ها که اکثرا توسط شرکت های صهیونیستی تولید می شود با هدف ترویج مفاهیم ضدارزشی، تغییر در سبک زندگی و نهادینه کردن نگرش های غلط در ذهن کودکان و البته کسب منافع اقتصادی فراوان تولید می شوند.
در انیمیشن هایی که توسط صدا و سیما پخش می شود سعی شده با سانسور و دوبله تا جای ممکن از تاثیرات ضدارزشی آنها کاسته شود ولی شبکه پرشین تون هیچ سانسوری را در پخش این انیمیشن ها اعمال نمی کند.
حتی دوبله های صورت گرفته توسط شرکت های دوبله و پخش خصوصی نیز برای گرفتن مجوز مجبور به سانسور بعضی از بخش های این انیمیش ها هستند ولی این شبکه با پخش این دوبله های حرفه ای، بخش های سانسور شده را به زبان اصلی پخش می کند.
پايان...
والدین از مربیان پنهان فرزندانشان چه میدانند؟
بلوغ زودرس کودکان با دیدن برنامه های ماهواره ای
اگر باور داشته باشیم که ذهن کودکانمان با چه سرعت و دقتی از عناصر موجود در محیط زندگیشان رنگ میگیرند، ممکن است به گونهای دیگر به این موجودات لطیف و آنچه که به عنوان وسائل سرگرمی آنها معرفی شدهاند، نگاه کنیم.
جام جم سرا:نمیتوان تصور کرد فرزندی در یک خانواده به دنیا بیاید و پدر و مادر وی همه تلاشهای خود را برای موفقیت او به کار نگیرند.گاهی این تلاشها به شکلی است که همهی فعالیتهای والدین در سایهی رشد و پیشرفت فرزندشان قرار میگیرد، آنهم در دنیای پرهیاهوی فعلی که همراه با پیشرفت تکنولوژی کار را برای تربیت نسل آینده و کودکان دشوارتر کرده است.
هماکنون وجود ماهوارهها در خانوادهها معضلی شده، به هر کجا که بروی پیدا میشود و این مسأله تربیت فرزندان را با مشکل روبرو ساخته است.
گشتی در کانالهای ماهوارهای جدا از برنامههای مستهجن آن نشان میدهد که برنامههای ویژهی کودکان در این شبکههای ماهوارهای روزبه روز در حال افزایش است و حتی برخی برنامههای بزرگسالان بطور عمد بصورت انیمیشن و فانتزی ساخته میشود تا کودکان را نیز همراه خود کنند.
جالب این است که برنامههای ویژهی کودکان به مراتب بسیار حرفهایتر ساخته شده و دوبلهها، حرفهایی هم دارند، برنامههایی که میلیاردها دلار صرف ساخته شدن آنها شده و حتی کانالهایی با فرکانسهای بسیار قوی هم برای آنها در نظر گرفته میشود.
هزینههای میلیارد دلاری برای ساخت انیمیشن و حتی سریال ویژه کودکان به منظور سرگرمی کودکان ما ساخته شده که سئوال اینجاست آیا این هزینهها از سر دلسوزی بوده؟ آیا تا به حال دقت کردهاید که محتوای این کارتونها چیست؟
آیا کودکی که همراه پدر و مادرش سریالهای ماهوارهای را میبیند، گاهی با نقش دختران و پسران هم سن و سال خودش همزاد پنداری نمیکند؟
آیا پدر و مادر کودکی که او در سریالهای ماهواره میبیند، شبیه پدر و مادر خودش رفتار میکنند؟
آیا تسخیر ذهن نوجوان توسط رسانهها و ایجاد اعتیاد به دیدن برنامههای آن، بیرغبتی نسبت به فعالیتهای اجتماعی، کم شدن علاقه به مطالعه کتابهای مفید و موثر به علت اعتیاد به دیدن صحنههای مستهجن که نفس تشنه آن است، بلوغ زودرس و دچار شدن به انواع بیماریهای روحی و جسمی، گرفتن فرصت اندیشیدن از آنها که همهی این امور به طرز شگفتآوری توسط متفکران این رسانهها برنامهریزی شده است، کافی نیست؟
آیا بهتر نیست که کارشناسان و مشاوران ما در زمینهی مسائل کودک، به فکر راه چاره باشند...؟
آیا خانوادهها برنامههایی برای استفادهی صحیح خود و کودکانشان از این امکانات دارند...؟
کودکان در سنین 3 تا 5 سالگی فقط بیننده هستند و قدرت تشخیص میان خوب و بد را ندارند و هر آنچه برای او به نمایش بگذاریم میبیند و به عنوان یک حرکت پسندیده میپذیرد. آنها قدرت تفکیک خوب، بد و یا افسانه بودن را ندارند و این باعث میشود تا ارزشهای آنها در دنیای واقعی تغییر کند.
سایه روشن تأثیر ماهواره بر بنیان خانواده
«رضا دستجردی» استادیار روانشناسی دانشگاه علوم پزشکی بیرجند در این باره اظهار می کند: متأسفانه شبکههای ماهوارهای ارزشهایی را تبلیغ میکنند که منطبق با اجتماع نیست و منجر میشود فرد در سطح کلان با دوگانگیهایی مواجه شود.
وی با بیان اینکه بسیاری از فیلمها روابطی را ترویج میکنند که خارج از عرف و شرع است، می افزاید: تصاویر، فیلمها و برنامههای تبلیغاتی ماهواره پیامدی جز سست شدن بنیان خانواده را در پی ندارد.
این استادیار روانشناسی دانشگاه علوم پزشکی بیرجند اظهار می کند: نوجوانی یکی از بحرانیترین و حساسترین دورههای زندگی انسان به حساب میآید که فرد به اوج غریزه میرسد، اما بسیاری از خانوادهها که متوجه این امر نبوده و براحتی از ماهواره استفاده میکنند، باید بدانند بیبند و باری جنسی و تبلیغ لذتهای جنسی مهمترین برنامههای ماهواره است که منجر میشود نوجوان یا جوان قدرت کنترل خود را از دست داده و جذب این برنامهها شوند.
دستجردی با اشاره به اینکه بیشتر سریالها و برنامههای ماهوارهای براحتی و بدون هیچ سانسوری، مسائل جنسی را مطرح و نمایشمیدهند، می گوید: این شیوهی ارائهی اطلاعات حتی در آگهیهای بازرگانی ماهوارهای نیز به وفور دیده میشود و متأسفانه بارها مشاهده شده فرزندان کوچک خانواده نیز بدون هیچ محدودیتی و در کنار والدین خود این صحنهها را تماشا میکنند و این در حالی است که هیچگونه ظرفیتی برای پذیرش این قبیل اطلاعات ندارند، در نتیجه تحتتأثیر آن قرار میگیرند.
استادیار روانشناسی دانشگاه علوم پزشکی بیرجند تصریح می کند: زنان خانهدار بسیاری نیز مصرانه سریالها و دیگر برنامههای ماهوارهای را دنبال کرده و با اشتیاق از شخصیتهای داستان، نوع پوشش آنان یا برخوردشان با همسر و فرزندانشان در محافل خانوادگی و مهمانیها صحبت میکنند بدون آنکه متوجه واکنش فرزندان در مقابل رفتارشان یا تبعات ناشی از تماشای این سریالها باشند.
وی با بیان اینکه بلوغ زودرس یکی از نتایج منفی فیلمهای ماهوارهای است، اظهار می کند: اگر نوجوان یا جوانی صحنههای مبتذل ببیند و شرایط ازدواج را نداشته باشد، میکوشد عطش خود را از راههای دیگر فرو نشاند.
تغییر سبک زندگی مهمترین آسیب شبکههای ماهوارهای
حجت الاسلام والمسلمین «سیدحسن سیدی» کارشناس مذهبی نیز اظهار می کند: شکی نیست یکی از ابزارهای جنگ نرم دشمن در شرایط کنونی توسعهی شبکههای ماهوارهای است و بیشتر این شبکهها در پی به انحراف کشیدن خانوادهها و جوانان و فرزندان نه تنها در ایران بلکه در سراسر جهان است.
وی با اشاره به اینکه مهمترین آسیب شبکههای ماهوارهای در خانوادهها تغییر سبک زندگی است، می گوید: هدف غرب از ترویج ماهواره این است تا سبک زندگی ایران اسلامی مردم را عوض کنند که متأسفانه در برخی موارد موفقیتهایی نیز کسب کردهاند.
سیدی ادامه می دهد: البته باید توجه داشت انحراف ایجاد کردن و به فساد کشیدن افراد جامعه تنها در حوزه مسائل اخلاقی و جنسی نیست که این بخشی از تلاش بیگانگان و دشمنان اسلام است، بلکه در همهی حوزهها خصوصاً مسائل عقیدتی نیز تلاش گستردهای دارند و هزینههای فراوانی صرف میکنند.
وی می افزاید: هزاران شبکهی ماهوارهای و حدود 3000 شبکه قابل دریافت در ایران که دنبال مقاصد شومی هستند تا جوامع را به نابودی بکشند، دنبال بیارزش کردن هویت انسانها بوده و باورهای مذهبی مردم را هدف قرار میدهند و ضعیف میکنند، هویت انسانها را مخدوش کرده و زندگی انسانی انسانهای جوامع را به زندگی حیوانی مبدل میکنند.
مسئول نهاد رهبری دانشگاه علوم پزشکی بیرجند با بیان اینکه امروزه متأسفانه برنامههایی تهیه میشود که مخاطب آنها بیشتر جوانان و نوجوانان و بعضاً کودکان هستند، اظهار می کند: این برنامهها به گونهای تهیه می شود که جذابیت دارد اما در پی این جذابیت مسائل انحرافی و ضد اخلاقی را دنبال میکنند.
آسیبهایی که ماهواره بر زندگی خانواده دارد
سیدی، سست شدن کانون خانواده و فروپاشی این نهاد، ترویج فساد و بد اخلاقی در خانواده و در پی آن جامعه، از میان رفتن اعتماد به نفس در جوانان، از دست دادن امید به آینده و ایجاد یأس و ناامیدی، بیهویت جلوه دادن جایگاه انسانی انسانها، ایجاد اختلاف فراوان در میان خانوادهها به خاطر ایجاد توقعات کاذب، بیبند و بارهای اخلاقی و خشونت و از میان بردن وحدت و یگانگی امتها را از جمله آسیبهایی که ماهواره بر زندگی خانوادگی میگذارد، برمی شمرد.
وی ادامه می دهد: بدبین کردن مردم به نظام و مسئولان، ترویج فرهنگ بیدینی و بیغیرتی، به سخره گرفتن مبانی ناب دینی و ایجاد بیهویتی دینی، تغییر سبک زندگی اسلامی ایرانی، ترویج فرهنگ اسراف و ضربه زدن به روح و روان و جسم انسانها از دیگر آثار مخرب ماهواره است.
این کارشناس مذهبی می افزاید: با توجه به هجمه گستره رسانهای و ماهوارهای اینجاست که وظیفه افراد و موسسات تأثیرگذار نمود پیدا میکند و هر کسی توان مقابله با این جنگ تمام عیار دشمن را دارد باید به میدان نبرد پا گذاشته و همهی هستی خود را همچون دوران دفاع مقدس به صحنه آورد.
سیدی می گوید:علاوه بر نهاد خانواده، مدارس، نشریات و رسانهی ملی و صدا و سیما نیز نقش برجسته و مهمی در فرهنگسازی و واکسینه کردن افراد جامعه و خانوادهها دارد تا بیشتر پیرامون اثرات مخرب این پدیده جذاب انحرافی اطلاعرسانی کنند.
وی ادامه می دهد: دانشگاه، نخبگان، روحانیون، مساجد و موسسات ملی و مذهبی نیز وظیفه دارند از این مقوله مهم غفلت نکنند و به دور از هیاهوهای سیاسی و حزبی و گروهی به وظیفهی خطیر خود که همان رسالت نبی مکرم اسلام است، اهمیت دهند.
مصونسازی در برابر آسیبهای ماهواره
«محمدرضا اسدییونسی» دکترای روانشناسی تربیتی در خراسانجنوبی نیز با بیان اینکه ماهواره و رسانه شمشیر دولبه هستند که هم آثار مخربی دارند، هم مثبت، کی گوید: اثرات مضر و مخرب برنامهها و فیلمهای ماهواره بیشتر از فوائد آن است.
وی می افزاید: با توجه به اینکه تا پایان نوجوانی هویت فرد شکل میگیرد، از اینرو توصیه میشود والدین توجه جدیتری به استفاده نوجوانان از ماهواره داشته باشند.
دکترای روانشناسی تربیتی با بیان اینکه نگاه به تربیت باید متفاوت باشد و خانوادهها نیز باید آموزشهای لازم در استفاده از رسانههاببینند، می گوید: والدین باید توجه داشته باشند به عنوان پدر و مادر چه میزان ارزشهای دینی را به فرزندان انتقال دادهاند؟
اسدییونسی ادامه می دهد: امروز باید توجه کنیم بیشتر از آنکه نگران ماهواره باشیم باید نگران انتقال ارزشهای نادرست آن باشیم.
وی اظهار می کند: صدا وسیما باید با استفاده از نخبگان به دنبال برنامههایی باشد که ارزشهای درست را منتقل و باورهای دینی ومذهبی را در مردم بهویژه نسل جوان تقویت کند.
به گفته وی شکاف میان فرزندان و والدین، سست شدن روابط میان زن و شوهر و اختلافات خانوادگی پیامدهای استفاده ازماهواره است.
وی با بیان اینکه مصونسازی در برابر آسیبهای ماهواره و اینترنت برنامهریزی اساسی را میطلبد، می گوید: خانواده، مدرسه، آموزش و پرورش، دانشگاه و صدا وسیما باید راهکارهایی برای مصونسازی ارائه دهند.(ایسنا)
مچ اندازی کودکان و شبکه های ماهواره ای
از سری نوشتههای مخاطب گرامی جوان پیر
روزی در سیمای کشورم ایران ، مستندی پخش می شد پیرامون تاثیربرنامه های جنسی و ترویج بی بند و باری بر کودکان . در این برنامه ، کودکانی را معرفی می کرد که از کودکی با دیدن این برنامه ها کاملاً تحت تاثیر قرار گرفته بودند و فطرت انسانی شان کم کم در معرض نابودی 90 درصدی بود. دیگر دختر چهار ساله معصوم نبود بلکه لباس ها و آرایش های عجیب و غریبی داشت و با انواع و اقسام مسائل آشنا شده بود و تن نمایی می کرد و ارزش مندی آن را قلباً باور داشت .
بچگی یک دوران استثنایی در عمر بشر است . این را گرچه نمی توانم علمی ثابت کنم اما شواهد بسیاری در ذهن دارم که بچگی را و مهمترین دوران عمر انسان می دانم . بچه ها یک لوح سفید اند که با عقل خود کار نمی کنند و بیشتر در عالم خیال و وهم و امور بسیط انسانی هستند. هر آنچه می بینند اگر تکرار شود قطعاً آن را تکرار خواهند کرد چرا که در مرحله ی تقلید اند . این پدر و مادر هستند که باید در دروان تاریخ ساز بچگی ، فرزندشان را با حساسیت های ویژه ای بار بیاورند .
دوران کودکی دورانی بسیار مهم در زندگی انسان است . منظور این جانب از دوران کودکی ، معنای اصطلاحی و روان شناسی آن نیست ، منظورم ، زمان تشکیل نطفه تا قبل از بلوغ است . اگر این دوران با رعایت همه ی جوانب تربیتی و فطری سپری شد، آن وقت است که تنور داغ است برای پختن انسانی کامل . به جرات می توان گفت که کودکی و دوران بعد از بلوغ تا بیست سالگی ، شالوده و اساس یک انسان است اما متاسفانه تربیت های غلط اکثر پدر و مادرهای سرزمین مان ، بدترین وضعی را که باید برای بچه ها و نوجوانان تا قبل از بیست سالگی پدید آورد ، پدید می آورد .
یادم هست در بچگی ، کارتون ها و سریال هایی پخش می شد که اخلاق و مهربانی و رفاقت و عدالت و ده ها فضیلت را نشان می داد . حتی در دوران کودکی یک بار کارتونی پخش می شد که دقیقاً نقیصه ی مرا نشان داد که فکر کردم پدرم به صدا و سیما رفته و سفارش ساخت کارتون را داده است! در کودکی ، پدرم مرا توصیه می کرد شب ها موقع نماز با اینکه نمی دانستم اذان چیست و چه معناهایی دارد ، اذان بگویم و پس از مدتی پسر همسایه هم با دیدن این رفتار اذان می گفت . یادم داده بود نماز را بدون وضو می خواندم ولی می خواندم . گرچه پدرم با شیوه های بهتری هم می توانست مرا تشویق کند ولی بالاخره فضا این زوری بود. صدای اذان در ظهر و شب ، موقع نماز در خانه پخش می شد . کتب علمی و دینی در خانه بود. در بچگی و نوجوانی سریال هایی از شبکه ی سوم سیما پخش می شد که « روزنامه » محور قصه ی آن بود . آن سریال ها ، چنان تاثیری بر من داشتند که هفته نامه ای درست کرده بودم ، روزنامه می خواندم و همراه پدرم جدول حل می کردم . فضای خانه ی ما این طوری بود و من کودک چه بخواهم و چه نخواهم تحت تاثیر قرار گرفته بودم . حال با این اوصاف دوست دارم برگردم و اشتباهات بزرگم را جبران کنم و حسرت کودکی از دست رفته ام را می خورم .
حال باید پرسید بچه های امروزی چطور وقت خود را می گذرانند؟ پخش کردن صحنه های بی شرمانه ی شبکه های ماهواره ای آنهم در دوران کودکی چه به سر کودکان پاک خدادادی می آورد ؟ همگی، قلب پاک کودکان را که دیده اید ؟ این جانب که کودکی ام آن طور گذشت که شرح آن آمد ، الان بسیار از خودم و عمری که رفت در تاسف ام چه برسد به کودکانی که از کوچکی در فضای این امورات عمرشان را سپری می کنند.
در آمریکا و کشورهای غربی در عین رعایت اخلاق مخصوص خودشان و البته بی بند و باری هایی که بخشی از آنها ( و نه همه ی آنها) را دچار کرده است هرگز اجازه نمی دهند کودکان درگیر مسائل بی بندو باری جنسی شوند و بلوغ زود رس پیدا کنند و در ساخت فیلم های بی شرمانه شان نقش بازی کنند.
پدران و مادران سرزمین ایران! کمی به فکر فرزندان خود باشید! چرا باید فرزندان خود را به دست این گرگ های مخوف شهوت بسپارید و گریه ها و شکوه های کودکان تان را در دنیای دوم یعنی آخرت ، تماشا کنید ؟
|
|
برنامه کودک ماهواره یا رسانه ملی؟
کودکان خود را به برنامه های کودک می سپاریم و به سراغ کارهای خود می رویم اما آیا واقعا رسانه برنامه های خوبی برای آنها دارد...
کودکان موجوداتی ظریف و حساس هستند و دوران کودکی دورانی مهم و تاثیر گذار در زندگی هر انسانی تلقی می شود. طبق نظریه بسیاری از کارشناسان و روانشناسان کودک، سالهای اولیه زندگی، دورانی مهم و سرنوشت ساز در تعیین افکار و شخصیت افراد، محسوب می شوند. چرا که در این دوران وجود کودک همچون خمیری نرم و دست نخورده است که می توان به راحتی هر نقش و شکلی را بر آن ایجاد کرد. در واقع باید اینطور بیان کرد که روح کودکان مثل لوحی سفید و پاک است که پذیرای هر نقشی می تواند باشد. بنابراین بسیار مهم است که در دوران کودکی بر نحوه گذران لحظات زندگی کودکانمان،دقت و نظارتی عمیق و همه جانبه داشته باشیم.
آنچه مشخص است اینکه در عصر فعلی، به دلیل تغییراتی که در الگوی زندگی افراد نسبت به گذشته رخ داده است، سیستم تفریحی و بازی کودکان نیز دچار تغییراتی شده است. این بدان معناست که در گذشته اغلب کودکان،دوران کودکی خویش را در فضای خانه هایی به سر می بردند که دارای حیاطی کوچک و یا بزرگ بود. به این ترتیب بیشترین زمان کودکان نسل قبل، به بازی در محیطی باز و همراه با سایر کودکان سپری می شد. در شرایط فعلی اغلب کودکان از تک فرزندی رنج می برند و چاره ای جز تحمل این مسئله ندارند. از طرفی به دلیل سکونت والدین در آپارتمان و پذیرش زندگی به سبک آپارتمان نشینی، کودکان ناچارند تا در محیطی بسته و نسبتا محدود، به سرگرم سازی و گذران اوقات فراغت بپردازند.
این مسائل در کنار یکسری از اقتضائات زندگی امروز و قرار گرفتن در معرض تولیدات مدرنیته، موجب شده تا وسایل و ابزارهای سرگرمی کودکان،شکل تازه ای داشته باشند. بسیاری از کودکان امروز را در حالتی می بینیم که دستگاه دیجیتالی کوچکی را در میان دستان کوچکترشان گرفته اند و چشمانشان خیره به صفحه کامپیوترهای جیبی است که انواع و اقسام بازیها را برایشان به نمایش می گذارد. از طرف دیگر تماشای تلویزیون و فیلم های انیمیشنی نیز،بخش دیگری از اوقات کودکان را به خود اختصاص داده اند.
اگر از کنار اثرات سوء تماس دائمی کودکان با بازیهای رایانه ای و تماشای تلویزیون بگذریم، از تاثیرات عمیق و تدریجی این وسایل بر اذهان معصوم کودکان،نمی توان به راحتی گذشت.
مسلما اغلب ما در برخورد با یک بازی رایانه ای یا فیلم کارتونی، تنها ظاهر زیبا،جذاب و فریبنده انرا در نظر می گیریم در حالیکه توجه به ریشه و محتوای درونی این برنامه ها، از اهمیتی دو چندان برخوردار است. این برنامه ها به راحتی می توانند تاثیرات گسترده و سریعی را بر ذهن کودکان برجای گذارند. تاثیراتی که شاید اغلب والدین هرگز متوجه آنها نباشند.چرا که این اثرات به تدریج و با گذر زمان، نمایان می شوند.
بسیاری از کودکان امروز را در حالتی می بینیم که دستگاه دیجیتالی کوچکی را در میان دستان کوچکترشان گرفته اند و چشمانشان خیره به صفحه کامپیوترهای جیبی است که انواع و اقسام بازیها را برایشان به نمایش می گذارد
در حال حاضر، سخن از آسیب شناسی برنامه های کودکان و بررسی ابعاد و موارد مربوط به این موضوع، بسیار است.در موارد متعدد، بارها دیده و شنیده ایم که کارشناسان مختلف از نحوه برنامه سازی مفید برای کودکان سخن گفته اند. همچنین نقدهای مربوط به کارتون های خارجی را هم احتمالا خوانده ایم. اما سوال اینجاست که به راستی برنامه های کودک تلویزیون داخلی یا به عبارتی همان رسانه ملی خودمان، تا چه حدی به رعایت این نکات در تولید برنامه های مربوط به کودکان،دقت داشته اند؟
در نگاهی گذرا به برنامه های کودک داخلی، متوجه می شویم که برخی از این برنامه ها از نقاط ضعف بارز و مشهودی برخوردارند.
اولین مسئله ای که به گونه ای واضح و پررنگ در برنامه های کودک رسانه ملی دیده می شوند، حضور موسیقی به عنوان سرگرمی اصلی این برنامه هاست به طوریکه که تقریبا نیمی از این برنامه ها با پخش موسیقی سپری می شوند. ای کاش این موسیقی از کیفیتی برخوردار بود که این امکان وجود داشت تا انرا موسیقی متناسب با روحیه کودکانه قلمداد کرد. متاسفانه موسیقی موجود در اغلب این برنامه ها، بیشتر تداعی کننده مجالس رقص و آوازی است که مربوط به گروه سنی بزرگسال می شود و واقعا جای این سوال باقیست که این موسیقی های تند،رینگ دار و دارای کیفیت غنایی، چه سنخیتی با دنیای کودکان دارند که دائما برای انها پخش می شوند؟
در کنار بحث موسیقی لازم است این نکته نیز بیان شود که برخی از شخصیت های عروسکی حاضر در برنامه های تلویزیون، نحوه کلام و سخن گفتن و به کارگیری کلماتشان، تناسبی با دنیای بچه گانه ندارد
در کنار بحث موسیقی لازم است این نکته نیز بیان شود که برخی از شخصیت های عروسکی حاضر در برنامه های تلویزیون، نحوه کلام و سخن گفتن و به کارگیری کلماتشان، تناسبی با دنیای بچه گانه ندارد. معلوم نیست که یک گربه عروسکی چرا دائما به بیان اصطلاحات و تکیه کلام های مربوط به بزرگسالان می پردازد که بعضا معنای جالب و درستی هم ندارند؟ آیا نباید نظارتی دقیق تر بر متن این گفتگوها صورت گیرد یا برای عده ای، این تصور پیش آمده که اگر برخی از کلمات از دهان یک عروسک خارج شوند، قبح و زشتی آنها دیده نمی شود؟
همه اینها در حالیست که وقتی تنها یک ساعت به تماشای برخی از شبکه های ماهواره ای که مخصوص به کودکان می باشند و از کشورهای قطر،لبنان،عربستان و عراق پخش می شوند،بنشینید، متوجه خواهید شد که در فضایی قرار گرفته اید که دارای تفاوتهای بسیاری با فضای برنامه های کودکانه تلویزیون ملی است. این موضوعی جدی و قابل توجه است که به نظر می رسد مسئولین مربوطه باید به آن توجه ویژه ای مبذول دارند.
از طرفی،استفاده از فضاهایی شاد، متنوع و رنگارنگ در این برنامه ها به وفور دیده می شود و به طور کلی می توان گفت که الگوهای بسیار مناسبی را می توان در میان این برنامه ها یافت که بتوان کودک را لحظاتی با آرامش خاطر، به تماشای این برنامه ها نشاند.
اولین مسئله ای که به گونه ای واضح و پررنگ در برنامه های کودک رسانه ملی دیده می شوند، حضور موسیقی به عنوان سرگرمی اصلی این برنامه هاست به طوریکه که تقریبا نیمی از این برنامه ها با پخش موسیق سپری می شوند
آیا بهتر نیست که کارشناسان و مشاوران ما در زمینه مسائل کودک، به نحوه تهیه برنامه های کودک نظارتی دقیق و جدی داشته باشند؟آیا شایسته است که در جامعه ای اسلامی، بخش اعظم برنامه های کودک، به پخش آهنگهای تند و نا مناسب بپردازند؟
اگر باور داشته باشیم که ذهن کودکانمان با چه سرعت و دقتی از عناصر موجود در محیط زندگی شان رنگ می گیرند، ممکن است به گونه ای دیگر به این موجودات لطیف و آنچه که به عنوان وسائل سرگرمی آنها معرفی شده اند، نگاه کنیم.
صالحین ماهواره/
نقش برنامه های ماهواره بر بلوغ زودرس
زندگی بدون "سازندگی" مفهومی عاری از تلاش و مسئولیت دارد و برای چنین زندگی نمی توان هدفی متصور شد در این صورت قطعا جامعه مبتلا به "روزمرگی" شده و به ناچار اهداف خیالی و پوچ چون قارچ های سمی در آن رشد و نمو می کنند.
خبرگزاری بسیج-گروه اجتماعی: یک جامعه سالم، متأثر از خانواده سالم، پرورش دهنده افرادی سالم است. حال و روز یک جامعه برداشت ماحصل تلاش گذشتگان است و آینده نه چندان دور آن بستگی به حال جوانانی دارد که اکنون میراث دار داشته ها هستند، جوانانی که در کنار سازندگان جامعه امروز، راه روش زندگی و سازندگی را فرا می گیرند.
زندگی بدون "سازندگی" مفهومی عاری از تلاش و مسئولیت دارد و برای چنین زندگی نمی توان هدفی متصور شد! در این صورت قطعا جامعه مبتلا به "روزمرگی" شده و به ناچار اهداف خیالی و پوچ چون قارچ های سمی در آن رشد و نمو می کنند.
وقتی والدین " بد سرپرستان فرهنگی" می شوند!
این که نیروی انسانی متخصص، متفکر و متعهد، سرمایه ای بزرگ و در عین حال قدرتی بس عظیم برای استقلال همه جانبه و ثبات قدم به سوی پیشرفت یک جامعه است، بر کسی پوشیده نیست و دشمنان نظام ما هم به خوبی دریافته اند که موفقیت جامعه کنونی ایران برگرفته از( استحکام کانون گرم خانواده است) از این رو در قدم نخست، تمامی اعضای تشکیل دهنده یک خانواده را اعم از والدین و فرزندان و پل های ارتباطی بین آنها که همان انتقال صحیح فرهنگ، سنن، اعتقادات مذهبی و ارزش های بومی است، مورد هدف قرار داده اند با تا والدین را به "بدسرپرستان فرهنگی" و فرزندان را به " مهاجران فرهنگی" تبدیل کنند.
این "بد سرپرستی فرهنگی" والدین و از طرفی "مهاجرت فرارگونه " جوانان از فرهنگ بومی - مذهبی خود، شکاف عظیمی در راه پیشرفت جامعه به سوی آرمان های ملی باز می کند، چرا که آنها "بیگانگان فرهنگ خودی" خواهند شد که در پی کسب حداکثر هویتی اند که از آنان نه استقلال می خواهد و نه پیشرفت ... بلکه داستانش ، خواسته اش... وابستگی است و بهای آن چیزی جز از دست رفتن نیروی جوانی، حراج هویت و سستی اراده نخواهد بود.
حال که در عصر ارتباطات و رسانه هستیم، مهم ترین ابزار دشمن برای سلطه فرهنگ بیگانه که ما از آن به عنوان " فرهنگ غربی" یا " فرهنگ مهاجم" یا می کنیم، ابر رسانه ها یا همان شبکه های ماهواره ای هستند.
کودکان قربانیان بی گناه رسانه های مهاجم
اگر برنامه های شبکه های ماهواره ای برای همه اعضای خانواده تورهای فکری پهن کرده و با پیام های ضدفرهنگی به دنبال اهداف خود هستند، بیشترین سرمایه گذاری را بر روی فکر کودکان انجام کرده و فطرت پاک فرزندان را مورد آماج حملات خود قرار داده اند و این امر به گونه ای طراحی شده است که والدین نیز در این میدان بیشترین نقش را ایفا کنند.
پدر یا مادری که بدون توجه به سن کودک و عدم تشخیص و تمیز او بین داستان پردازی و واقعیت، کنترل تلویزیون را در دست گرفته و شبکه های مختلف را آنقدر می کاوند تا فیلمی مهیج و اکشن ببیند یا اینکه بنابر تصور خود با انتخاب یک سریال خانوادگی اوقات فراغت خوشی را برای همه اعضای خانواده فراهم کند و یا خیلی سطحی تر با گوش دادن به یک شوی موسیقی حال و هوای خانه را تغییر دهد ؟ خواسته و ناخواسته آب در آسیاب دشمن می ریزد.
... اما آنچه می تواند که دشمنان برای آن برنامه ریزی کرده اند، فراتر این بحث هاست. باید با کودکان با زبان خودشان صحبت کرد تا انگیزه هایشان را برای همراهی بیشتر جلب کرد، به همین خاطر است که شاهد رشد قارچ گونه برنامه های ویژه کودکان در شبکه های ماهواره ای هستیم، حتی می بینیم که برخی از برنامه های بزرگسالان در فانتیزی های انیمیشن کودکانه جای گرفته اند، چرا که دیدن کارتون و خارج شدن از دنیای واقعی لذت بیشتری دارد!
حالا این را اضافه کنید به این حقیقت که کودک تا سنین 5 یا 6 سالگی قدرت تشخیص یا تفکیک واقعیت از افسانه را ندارد و آنچه می بیند برایش حکم یک"آموزش" را دارد و ماهواره آموزشگاهی که به او ارزش های جدید، سبک زندگی جدید ، علایق جدید و ارتباط جدید را یاد می دهد در این جاست که کودک با دیدن و شنیدن صحنه ها و دیالوگ هایی که در محیط پیرامونش نبوده است، در دنیای قرار می گیرد که به زیبایی ! در قالب داستان و بازی، ارزش های دنیای واقعی او را دستخوش تغییر می کند.
زوال دوران کودکی با برنامه های ماهواره ای
باید در نظر داشت که کودک اثر محتوایی یا داستانی سریالها را نمی گیرد، اما بسیاری از ظواهر و ماجراها برایش عادی میشود و بعد نمیتوان او را قانع کرد که اینها در اخلاقیات ما نیست.
از آنجایی که بیشترین تمرکز برنامه های رسانه های غربی توجه به مسائل جنسی در غالب موسیقی، نمایش،سریال و حتی کارتون ... است نخستین چیزی که توجه کودک را جلب می کند، تفاوت های جنسیتی و ارتباطاتی است که در تمام ابعاد برایش مجهول است و باید آن را کشف کند!
این امر باعث ایجاد بلوغ زودرس در کودکان می شود. در تعریف علمی بلوغ زودرس (early puberty ) پدیدهاى فیزیولوژیک است که هم در پسران و هم در دختران دیده مى شود که فرد زودتر از هم سالان خود علائم و آثار بلوغ را ظاهر مى سازد و البته شیوع آن در دختران بالاتر است.
جامعه ایده آل، جامعه ای است که پسرها و دخترها در سنینی با مفهوم غریزه جنسی آشنا شوند که حس نیاز به آن را درک کنند و تا ازدواج فاصله زیادی نداشته باشند، اگر شرایطی ایجاد شود که دخترها و پسرها زودتر از زمان طبیعی با غریزه جنسی آشنا شوند و سال ها بعد از آن، زمینه ازدواج برایشان فراهم نشود، چه اتفاقاتی خواهد افتاد؟
در ایران میانگین سن بلوغ جنسی پسرها 16 و دخترها 14 بوده است و این درحالی است که در سال 89 این میانگین سنی برای پسرها به 12 و برای دخترها به 14 سال کاهش یافته است!
کودک 12 ساله ای که به بلوغ جنسی می رسد، اما هنوز به سن رشد عقلی نرسیده است، چگونه می تواند آتش تند غریزه را در خود کنترل کند؟ آیا آتش کنترل نشده کودک، حال و آینده و شخصیت او را نمی سوزاند! چه میزان می توان پیش بینی کرد چنین کودکی دست به خطاهای بزرگ نزند ، خطاهایی که زشتی آن برایش قابل درک نخواهد بود و یا اینکه راهی برای رفع آن جز انجام خطرهای جبران ناپذیر وجود نداشته است؟
اینچنین کودکانی به راستی قربانیان بی گناهی هستند که از نظر عقلانی آمادگی پذیرش چنین وضعیتی نیستند و پدر و مادر بدون توجه آنها را به سوی رفتارهای پر خطر سوق داده اند.
تقلید رفتارهای جنسی، بدون درک درست از این عریزه
بدون شک تماشای صحنه های جنسی مانند تماشای زنان نیمه برهنه و ... یکی از اصلی ترین عوامل بلوغ زودرس در کودکان است، کودکی که ساعت ها پای تلویزیون نشسته و حرکات خارج از عرف و زشت را در کمترین پرده پوشی می بیند، در ضمیر ناخودآگاه خود نه تنها هوس رانی را زشت نخواهد پنداشت بلکه آن را قسمتی از زندگی دانسته و به آنها روی آورده و در بزرگسالی هم به آن معتاد خواهد بود.
گاهی تقلید کورکورانه و کودکانه آنچه در فیلم ها می بینند، بدون درک صحیح از غیریزه جنسی، آرام آرام، کودکان را به سمت لذت هایی می برد که نتیجه اش همان " بلوغ زودرس" خواهد شد. حتی گاهی موسیقی هایی که شاید در نظر اول چیزی به جز آهنگ تند و رقص آور نباشد!چنان با با تصاویری که همراه است مخاطب را نوجوان را تحریک می کند که انگیزه و جسارت دست زدن به اعمال جنسی را در او زیاد می کند.
غرب در آتشی که خود به پا کرده است
مشاهده آثار اینگونه فیلم ها و موسیقی ها را می توان در نوع رفتار و مشکلات نوجوانان کشورهای غربی دید و آن را دست مایه عبرت قرار داد، به طوری که متفکران غربی چون " نیل پست من" از استاتید دانشگاه نیویورک درباره آثار رسانه بر اندیشه، اخلاق و رفتار کودک، کتابی با عنوان " زوال دوران کودکی" نوشته است و در آن به بالا رفتن میزان جرایم اشاره کرده است و می گوید: ( در فاصله بین سال های 1950 تا 1979 فاصله و شکاف بین میزان جرائم خردسالان و بزرگسالان کم تر شده و این نشان دهنده افزایش ارتکاب جرائم توسط کودکان و اطفال خردسال است تا جایی که افزایش تعداد کودکان مجرم و مرتکبین به جرائم سنگین مثل قتل، سرقت مسلحانه، تجاوز جنسی منجر به قتل و ... رقمی معادل 110000 درصد را نشان می دهد! افزایش تعداد جرائم سبک تر نظیر سرقت اتومبیل، دزدی از مغازه ها و منازل در همین فاصله ، حدود 8300 درصد بوده است.
... وی در بخشی دیگر از کتابش می نویسد: ( امروزه نوجوانان و اطفال ده تا سیزده ساله را می بنیم که به گونه ای بی سابقه در ارتکاب جرائمی که ویژه بزرگسالان بوده بی محابا وارد شده اند. در سال 1981 پلیس نیویورک چهار نوجوان را به دلیل تجاوز جنسی به یک دختر هفت ساله بازداشت کرد این پسر بچه ها یکی سیزده ساله ، دو نفر یازده ساله و چهارمی نه ساله بود!! در شهر " ورمونت" دستگیری دو خردسال، به اتهام تجاوز جنسی به عنف و شکنجه و سپس قتل یک دختر بچه دوازده ساله ! دستگاه قانون گزاری ایالتی را بر آن داشت تا قوانین خشن تر و شدید تری را در مورد گروه های سنی پایین تر تصویب کنند!
آری خود صاحبان این تفکر و فرهنگ در آتشی که به پا ساخته اند می سوزند و هر از گاهی نخبگان آنها دمی میزنند اما حریق گسترده تر از آن است که بشود به راحتی خاموش کرد.
راه کارها ...
اما خوشبختانه جامعه ما هنوز درگیر این مسئله به صورت حاد نشده است در حالی که برنامه ریزی دشمنان برای ما کمتر از آنچه در کشورهای خود رخ داده است، نخواهد بود از این رو والدین باید در انتخاب برنامه ها و موسیقی هایی که نوجوانانشان به تماشای آن می نشینند گزینشی درست داشته باشند تا علاوه بر اینکه از دوران کودکی بیشترین استفاده را می کنند، نیروی جوانی را برای زندگی سالم و موفق به کار گیرند.
بلوغ زودرس علاوه بر موارد یاد شده می تواند به عنوان یک بیماری که شاید بیشترین نمود و بروز را در عصر ما دارد مورد توجه قرار گیرد و والدین و خانواده ها می باید در این زمینه اطلاعات کافی داشته باشند و تحت هر شرایطی اگر کودکشان با آن مواجه شد بدانند عوارضش چه خواهد بود و چگونه آن را کنترل کنند.
پرفسور علی گرجی در این زمینه معتقد است که: افرادی که دچار بلوغ زودرس میشوند از نظر روانی دچار مشکلات زیادی خواهند شد. رشد اندامها و بروز علائم بلوغ در نوجوانان کم سن در مقایسه با سایر همسالان، باعث ایجاد اضطراب شدید در این کودکان و والدین آنها میشود.همچنین مشکلات رفتاری و هیجانی همچون تغییر در تعاملات اجتماعی و عدم تمرکز در مدرسه در افرادی که بلوغ زودرس را تجربه می کنند؛ مشاهده می شود.
اختلالات خلقی و شخصیتی در افرادی که دچار بلوغ زودرس میشوند بیشتر مشاهده میشود، بلوغ زودرس فرد را زودتر از موعد با استرسهای مربوط به دوره جوانی روبه رو میکند، ارتباطات اجتماعی او را تحت تاثیر قرار میدهد و حتی در برخی موارد موجب انزوای نوجوان میشود.
اینکه وجود حریم های بیش از حد و خجالت باعث می شود که فرزندانی که به بلوغ زودرس دچار شده اند نتوانند مشکلات خود را با والدین خود در میان بگذارند اضطراب مضاعفی را بر آنها تحمیل میکند.
نوجوانانی که بلوغ زودرس را تجربه می کنند احتمال مبتلا شدن به اضطراب و افسردگی نسبت به همتایان خود را بیشتر دارا هستند. آنها حتی ممکن است دچار آزار جسمانی دیدن، سیگار گشیدن، تجربه های جنسی زود هنگام شده و همچنین با کاهش عملکرد تحصیلی مواجه شوند.
در دخترانی که بلوغ زودرس داشته اند عزت نفس پایین و تصویر بدنی نادرست نیز مشاهده می شود. بلوغ دیررس نیز مشکلاتی را از جمله کاهش دوستی های آنها در مدرسه و اعتماد به نفس پایین را برای فرزند ما ممکن است ایجاد کند.
وی در درباره نحوه برخورد والدین با چنین عارضه ای آورده است: والدین باید انتظار چنین علائمی را داشته باشند و آن را پیگیری کنند و قبل از اینکه فرزندان این اطلاعات را از همکلاسیها و دوستان خود بهطور ناقص و نامفهوم دریافت کنند والدین با آنها ارتباط بگیرند و همه آنچه لازم است بدانند به شکل درست در اختیار آنها قرار دهند.
ایجاد رابطه صمیمانه با فرزندان از سوی والدین و همچنین توجه به نقش معلمان در جلوگیری از بروز رفتارهای نابهنجار و مخرب میتواند به کاهش چنین آسیبهایی در نوجوان کمک کند. اطمینان دادن به فرزندان در مورد طبیعی بودن آنان نقش کلیدی در پیشگیری از اضطراب دارد.
منابع:
مقاله روزنامه اطلاعات، عوارض بلوغ زودرس و دیررس 27 بهمن 92
عباسی ولدی، محسن، بشقاب های سفره پشت بام مان ، چاپ ششم بهار 1393
نمي توان تصور کرد که فرزندي در يک خانواده بدنيا بيايد و پدر و مادر وي تمام تلاش هاي خود را براي موفقيت او بکار نگيرند. گاهي اين تلاش ها به شکلي است که تمام فعاليت هاي والدين در سايه رشد و پيشرفت فرزندشان قرار مي گيرد، آنهم در دنياي پرهياهوي فعلي که همراه با پيشرفت تکنولوژي کار را براي تربيت نسل آينده و کودکان سخت تر هم کرده است.
در حال حاضر سر و صداي حاکي از موفقيت جامعه ايران که بدليل همبستگي و پايداري کانون گرم خانواده ها و تربيت درست کودکان شکل گرفته به جوامع غرب رسيده تا آنها هم ثبات خانواده را در دستور کار خود قرار داده و براي پيشبرد اهداف خود بخصوص در ايران تيرهاي زهر آلود خود را به سمت همين کانون خانواده نشانه روند .زيرا مي دانند هميشه يک جامعه سالم متاثر از خانواده هاي سالم است .
در اين بين فطرت پاک کودکان بيشتر از بقيه مورد آماج حملات قرار مي گيرد و اين حملات بگونه اي طراحي مي شوند تا پدر و مادر کودک ناخواسته در اين حملات براي آسيب زدن به فطرت کودک سهم بسزايي هم داشته باشند.
تلويزيون به عنوان يکي از فراگيرترين رسانه هاست که عمدتا خانواده ها کمترين نگراني را درباره برنامه هاي آن دارند . اما اکنون فارغ از نقدهايي که به برنامه سازان تلويزيون و حتي ساير رسانه ها به خصوص در حوزه کودک وارد است که نياز به مجالي ديگر جهت آسيب شناسي جدي آن مي باشد، در اينجا تاثيرات منفي رسانه هايي را بيان مي کنيم که به مدد پيشرفت تکنولوژي و حمايت همين خانواده ها به آغوش گرم خانواده وارد مي شوند تا با استفاده از غفلت پدرها و مادراني که بقولي تمام هم و غم شان کودکان شان هستند ، اولين آسيب هاي طراحي شده به پاک ترين ومعصوم ترين افراد جامعه وارد شود. آسيب هايي که شايد ديگر مجالي براي بازسازي آن فراهم نشود.
اگر سري به خانواده ها بزنيم تقريبا بخش اعظم و قابل توجهي از اين خانواده ها به خصوص جواناني که تازه تشکيل خانواده داده و اتفاقا داراي فرزندي هم شده اند ماهواره از ضروريات زندگي شان شده تا جايي که برخي عنوان مي کنند ابزاري است براي پر کردن اوقات فراغت!
گشتي در کانالهاي ماهواره اي جدا از برنامه هاي مستهجن آن که در اين مبحث قصد پرداخت به آن را نداريم نشان مي دهد که برنامه هاي ويژه کودکان در اين شبکه هاي ماهواره اي روزبه روز در حال افزايش است و حتي برخي از برنامه هاي بزرگسالان بطور عمد بصورت انيميشن و فانتزي ساخته مي شود تا کودکان را هم همراه خود کنند.
جالب اين است که برنامه هاي ويژه کودکان به مراتب بسيار حرفه اي تر هم ساخته شده و دوبله هاي حرفه اي هم دارند برنامه هايي که ميلياردها دلار صرف ساخته شدن آنها شده و حتي کانالهاي با فرکانسهاي بسيار قوي هم براي آنها در نظر گرفته مي شود.
هزينه هاي ميليارد دلاري براي ساخت انيميشن و حتي سريال ويژه کودکان به منظور سرگرمي کودکان ما ساخته شده و اين هزينه ها از سر دلسوزي بوده ؟ آيا تا بحال دقت کرده ايد که محتواي اين کارتونها چه هستند ؟
کودک درسنين 3 تا 5 سالگي فقط بيننده است و قدرت تشخيص بين خوب و بد را ندارد و هر آنچه براي او به نمايش بگذاريم مي بيند و به عنوان يک حرکت پسنديده مي پذيرد. آنها قدرت تفکيک خوب، بد و يا افسانه بودن را ندارند و اين باعث مي شود تا ارزش هاي آنها در دنياي واقعي تغيير کند.
کودکان چيزي را که مي بينند و يا مي شنوند به عنوان يک باور واقعي مي پذيرند بويژه زماني که اين باور با ابزارهاي جذاب تري هم بيان شود.
اين کارتون ها موريانه وار در ذهن کودکان رسوخ مي کنند تا فرهنگي در ذهن آنها شکل بگيرد جداي از فرهنگ بومي کشورمان. و حتما اين سئوال براي کودک پيش مي آيد که چرا من دختر خاله مو طلايي که دامن کوتاه داشته باشد ندارم؟ آيا دقت کرده ايد در کودکان و شخصيت ها در اين کارتون ها که صدا وسيماي خودمان هم گاهي پخش مي کند پسر ها در اين کارتونها دوست دختر دارند و...!؟ و سئوالهايي از اين قبيل که نشان از آغاز دوگانگي فرهنگ کودک دارد آنهم در زماني که شخصيت کودک در حال شکل گيري است.
اين کارتون ها موريانه وار در ذهن کودکان رسوخ مي کنند تا فرهنگي در ذهن آنها شکل بگيرد جداي از فرهنگ بومي کشورمان.
شوهاي تلويزيوني با پوشش هاي زننده همراه تيزر هاي تبليغاتي که نمايش بدن هاي عريان و....از اساس جدانشدني اين برنامه ها هستند به اضافه تصويرهاي مستهجن که بطور اتفاقي بر صفحه تلويزيون نقش مي بندد و امکان هرگونه عکس العمل را از ما مي گيرد و ....را در نظر بگيريد و حتما آگاهي هم داريد که هرچقدر اين برنامه ها را کنترل کنيد بدليل حس قوي کنجکاوي کودک امکان دسترسي به هر کانال ماهواره اي آنهم با هر شرايطي امکان پذير است.
خوب اين سهل انگاري پدرو مادر به ماهواره هم ختم نمي شود .اخيرا باب شده که کودکان در کنار مداد،پاکن ، کتاب ،کيف و ... يک عدد گوشي موبايل با امکانات کامل از جمله داشتن بلوتوث هم با خود حمل مي کنند تا اين فرزند بقول پدر ومادرشان چيزي از بقيه کم نداشته باشد.
يعني به لطف پدر ومادر همان تصاوير مستهجن از داخل منزل به مدارس و بصورت يک بسته کامل بدور از چشم مسئولين در بين همکلاسي ها رد و بدل مي شود.
اين گونه است که به مدد خانواده، ماهواره و عدم برنامه ريزي صحيح مسئولين يک کودک 8-9 ساله که آينده ساز اين کشور است، هر آنچه نبايد بداند با تعاريف و باورهاي غربي مي آموزد.