بررسي نقش مسجد در افزايش آگاهيهاي سياسى، اجتماعی و فرهنگی جامعه
موضوع مقاله: بررسي نقش مسجد در افزايش آگاهيهاي سياسى، اجتماعی و فرهنگی جامعه
نویسنده:علی محمد بیگی روانشناس بالینی
چکیده:
مسجد با افزايش شناخت و آگاهي، تبيين، حفظ و گسترش ارزش ها و آرمان هاي اسلامي، تربيت عملي ديني و تربيت الگويي، نظام تربيتي منسجم و قوام يافته اي را ايجاد مي كند كه بر شاخصه هاي هويت ديني تأثير مي گذارد و آن ها را تقويت مي كند.(1)به اين ترتيب مسجد، سبب تقويت تشخيص ديني و تداوم دين داري مي گردد. تربيت اخلاقي، تربيت فقهي، تربيت عقيدتي، تربيت سياسي از ابعاد تربيت ديني است كه مسجد بر آنها مؤثر است.(2) از طرفی با توجه به شتاب جوامع به سوی صنعتی شدن وشیوع مشکلاتی که از پیشرفت تک بعدی جوامع نشات می گیرد لزوم مطالعه در زمینه موانعی که باعث رشد آگاهیهای جامعه در زمینه های اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی می گردد امری واجب است چرا که پیشرفت واقعی جامعه و کمال آن در گرو پیشرفت در همه زمینه ها می باشد .در زمینه بهنجاری جامعه ای سالم است که در همه زمینه ها یش پیشرفت داشته باشد وچنانچه می دانیم شاخصه پیشرفت علم آگاهی در همه زمینه ها است. از طرفی خلاء وجود مکانی که در آن به همه نیاز های آموزشی جامعه بپردازد در بعضی ازکشورها مشاهده شده است اما در جوامع اسلامی به برکت وجود مکانهایی مقدس بنام مسجد که به عنوان دانشگاه باید از آن یاد کرد این مشکل بر طرف گردیده است. ما در این مقاله سعی داریم که به برخی از اثار حضور در این دانشگاه بزرگ (مسجد) که در واقع دانشگاهی است که در آن به تمام رشته های عالم پر داخته بپردازیم وبا توجه به این که سلامت روانی افراد پیشنیازی برای ارتقاءسلامت اجتماعی سیاسی و فرهنگی جامعه می باشد ما تاکید بیشتری بر سلامت روان و جایگاه مسجد و مبانی مهمی همچون توحید و نفاق و اثار آن در این زمینه نموده ایم و راهکار هایی که هر فرد می تواند انرا به اجرا در بیاورد را ذکر نموده ایم و به این امر ایمان داریم که لازمه اجرای بهتر این راهکار ها در ک معنا و جایگاه واقعی مسجد است.
مقدمه:
مسجد خانه خدا در زمين، مركز وحي، منبع فيوضات معنوي و بركات گوناگون براي نمازگزاران و جامعه اسلامي است. بيگمان مكاني كه چنين جايگاهي نزد خداوند دارد، حضور در آن، آثار فراواني را خواهد داشت و بدون ترديد شامل حال مكلفان و حاضران در مسجد اعم از زن و مرد نيز خواهد بود.آثار حضور در مسجد چنان متنوع است كه به سختي ميتوان پيرامون تمامي آنها سخن گفت؛ چنانكه در يكي از احاديث امام علي عليهالسلام ، براي حضور در مسجد هشت اثر برشمرده شده است: «مَنِ اخْتَلَفَ اِلَي الْمَسْجِدِ اَصابَ اِحْدَي الثَّمانِ؛ اَخا مُسْتَفادا فِي اللّهِ، اَوْ عِلْما مُسْتَطْرَفا اَوْ آيَةً مُحْكَمَةً اَوْ يَسْمَعُ كَلِمَةً تَدُلُّ عَلي هُديً، اَوْ رَحْمَةً مُنْتَظَرَةً، اَوْ كَلِمَةً تَرُدُّهُ عَنْ ردي، اَوْ يَتْرُكَ ذَنْبا خَشْيَةً اَوْ حَياءً؛(وسايل الشيعه، ج3، ص480.) كسي كه به مسجد رفت و آمد ميكند، يكي از منافع هشتگانه نصيب او ميشود: برادري مفيد و با ارزش در راه خدا، يا علم و دانش نو، يا دليل و برهان محكم [براي تثبيت عقايد]، يا كلماتي كه موجب هدايت شود [ميشنود]، يا رحمت مورد انتظاري [شامل حال او ميشود]، يا مواعظي كه او را از فساد و گناه باز دارد، [ميشنود،] يا به خاطر ترس يا حيا و آبروي خود گناهي راترك ميكند.»
برخي از آثار حضور در مسجد را ميتوان به شرح زير مورد مطالعه قرارداد:
1. آثار عبادي
از مساجد به عنوان خانههاي خدا در زمين و نيز خانههاي متقيان و مؤمنان ياد شده است. اين عنوان به خوبي ماهيت عبادي مسجد را نشان ميدهد؛ اينكه مسجدها، اولاً و اساسا براي ايجاد ارتباط بين بنده و معبود او واعلام بندگي و عبوديت براي آفريدگار بنا ميشوند. بر اين اساس نيز اصليترين اثر حضور در آن در بعد عبادي خواهد بود: «وَاَقيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وادْعُوهُ مُخْلِصينَ لَهُ الدّينَ كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ»؛)اعراف/29. (هنگام عبادت و در هر مسجدي به سوي او توجّه كنيد و او را بخوانيد و دين خود را براي او خالص كنيد. همچنان كه در آغاز شما راآفريد، بار ديگر در رستاخيز باز ميگرديد.»
2. آثار علمي
كاركرد علمي مسجد در عصر رسول خدا صلياللهعليهوآله و توصيههاي ائمه عليهمالسلام در اينباره، ما را با يكي ديگر از آثار حضور در مسجد آشنا ميسازد. رسول خدا صلياللهعليهوآله فرمود: «كُلُّ جُلُوسٍ فِي الْمَسْجِدِ لَغْوٌ اِلاّ ثَلاثَةً: قِرائَةُ مُصَلٍّ اَوْ ذِكْرُ اللّهِ اَوْ سائِلٌ عَنْ عِلْمٍ؛ (بحارالانوار، ج77، ص86؛ وسايل الشيعه، ج3، ص86.) هر نشستني در مسجد بيهوده است، مگر اينكه براي سه كار باشد؛ خواندن قرآن، ذكر خدا، پرسش از علم.»
3. آثار اجتماعي
مسجد با افزايش شناخت و آگاهي، تبيين، حفظ و گسترش ارزش ها و آرمان هاي اسلامي، تربيت عملي ديني و تربيت الگويي، نظام تربيتي منسجم و قوام يافته اي را ايجاد مي كند كه بر شاخصه هاي هويت ديني تأثير مي گذارد و آن ها را تقويت مي كند. در اینجا چند نمونه از فواید اجتماعی وفردی حضور در مسجد را به طور مفصل ذکر می نماییم
فروتني
در نظام تربيتي اسلام، فروتني يكي از مهم ترين ويژگي هاي اخلاقي است كه در سايه غلبه بر هواي نفس و تكبر، ايجاد مي شود. مسجد نيز به عنوان پايگاهي مذهبي كه در تربيت ديني مؤثر است، اين جنبه شخصيتي ارزنده را در انسان تقويت مي كند. مسجد با شيوه هاي گوناگون سبب تقويت فروتني مي شود؛ زيرا مسجد تنها به گروه ويژه اي از مسلمانان با سطح سواد و ثروت و جايگاه اجتماعي بالا تعلق ندارد، بلكه همه قشرهاي جامعه اسلامي مي توانند براي اجراي مراسم ديني خود، در خانه خدا حاضر شوند. حضور همه طبقه هاي اجتماعي در مسجد و ارتباط آنان با يكديگر به ايجاد و روحيه فروتني در انسان كمك مي كند. در مسجد ثروتمندان با فقيران، عالمان با بيسوادان و جوانان با پيرها در ارتباطند. بي شك، كسي كه در جريان روابط اجتماعي با افراد گوناگون ارتباط داشته باشد و از نشست و برخاست با قشرهاي متوسط و ضعيف خودداري نمي كند، معمولاً از رفتارهاي متكبر به دور مي ماند. از سوي ديگر از نظر مقررات ديني در مسجد، همه افراد در يك سطح هستند و كسي حق ندارد نسبت به ديگران تكبر ورزد. آداب و مقررات مسجد براي همه يكسان است و كسي امتيازي بر ديگران ندارد و همه بايد آداب مسجد را رعايت كنند. در نماز جماعت همه به يك شكل و در يك قالب كلي نماز مي گذارند و كسي نمي تواند با تكبر و غرور خود را از ديگران برتر بداند و خارج از اين چارچوب رفتار كند. افزون بر اين كه نماز در مسجد سبب افزايش تقوا مي شود و تقوا نيز در ايجاد فروتني نقش مهمي دارد. بنابراين، با توجه به جنبه هاي آموزشي و عبادي مسجد، بايد گفت مسجد به عنوان مهم ترين پايگاه ديني با ايجاد و گسترش مفاهيم و تعاليم ديني در ايجاد فروتني نقش مؤثري دارد.
يافتن دوست خوب
يكي از مهم ترين عوامل مؤثر در شكل گيري شخصيت انسان، دوست است. اين موضوع در دين اسلام اهميت بسياري دارد. هم چنين اسلام ويژگي هاي دوست خوب را نيز بيان مي كند. مسجد پايگاهي ديني و فرهنگي است كه نمازگزاران مؤمني در آن رفت و آمد مي كنندو دوستي با اين افراد، در بينش انسان مؤثر است. با ايجاد پيوند و آشنايي ميان مؤمنان، نخبگان و صالحان جامعه، بستري مناسب براي پرورش و تربيت روحي انسان فراهم مي آيد. كسي كه با خوبان ارتباط دارد، حتي اگر به آن درجه از تكامل نرسد كه به سبب خداترسي، مرتكب گناه نشود، به سبب حيا و شرم از برادران ديني خود، راه انحراف را در پيش نمي گيرد.
بررسي آثار آموزشي مسجد
از آغاز اسلام، مسجد به عنوان يك پايگاه آموزشي، كاربردهاي گوناگوني داشته است. در سال هاي آغاز بعثت، با وجود جو اختناق و شرايط سختي كه بر مكه حاكم بود، پيامبر(ص) در دوراني، ياران خويش را در مسجدالحرام گرد مي آورد. براي آنان قرآن مي خواند و واجبات و محرمات الهي را به آنان آموزش مي داد. چنين جلسه هايي در مسجد، گاه به مناظره و گفتگوهاي طولاني علمي با سران قريش مي انجاميد. پس از هجرت پيامبر به مدينه و ساختن مسجدالنبي، فصل نويني در فعاليت هاي آموزشي مسجد آغاز شد. پيامبر(ص) بيشتر پس از نماز صبح و عشا به سخنراني و گفتگوهاي علمي مي پرداخت.(3) اين جلسه ها با حضور مردان و زنان مسلمان برپا مي شد(4)كه اين از آشكارترين جلوه هاي آموزشي مسجد در مدينه بود. تفسير قرآن و سخن گفتن پيرامون معاني آن، بخش در خور توجهي از سخنراني هاي پيامبر(ص) را تشكيل مي داد. علاوه بر جلسه هاي سخنراني پيامبر، كلاس هاي آموزشي گوناگوني نيز در مسجد تشكيل مي شد.[ التراتيب الاداريه، ج 2، ص 222] با اين توضيحات، اهميت جنبه هاي آموزشي مسجد معلوم مي شود. پيامبر(ص) مي فرمايند: هرگونه توقفي در مسجد لغو و بيهوده است، مگر براي سه دسته: كسي كه پس از نماز به تلاوت قرآن مي پردازد، آن كه سرگرم ذكر و ياد خداست و كسي كه به مباحثات علمي اشتغال داشته باشد.[ وسايل الشيعه، ج 3، ص 86، روايت 8] از ديد روايت، تشكيل جلسه هاي علمي در مسجد، نسبت به جلسه هاي دعا، جايگاه والاتري دارد و پاداش آن، ثواب عمره كامل يا حج كامل(5) و جهاد در راه خدا است(6)كه رحمت خدا آنان را فرا مي گيرد( مستدرك الوسايل، ج 3، ص 363، روايت 20، چاپ 3 از ابواب احكام المساجد)در اين ميان، طرح مباحث ديني در مسجد، فضيلت بيشتري دارد. پس از پيامبر(ص)، ائمه(ع) نيز براي حفظ جنبه هاي آموزشي مسجد، تلاش هاي ارزنده اي انجام دادند. مسجد، ابزارها و موقعيتي را در اختيار دارد كه به كمك آن مي تواند به آموزش و افزايش شناخت ديني نمازگزاران بپردازد. مسجد مكاني است كه مسلمانان براي برپايي فرائض الهي و مجالس مذهبي در آن حاضر مي شوند و اين فرصت مناسبي است تا معارف و احكام دين نشر پيدا كند. البته نقش امام جماعت در اين ميان بسيار مهم است. بدون در نظر گرفتن تاريخ بناي مسجدها، محققان و مورخان پذيرفته اند كه بيش از پيدايش مدرسه، مسجد يگانه مركز مهم آموزشي _ فرهنگي در جهان اسلام بوده است. هر چند برخي از محققان از جايگاه هاي آموزشي ديگري هم چون مكتب هاي خانگي و دارالقرّان نيز ياد كرده اند(7) ولي فعاليت هاي آموزشي در اين مراكز چنان محدود بوده است كه ما امروزه اطلاعات قابل توجهي درباره چگونگي آموزش در اين مكان ها در اختيار نداريم. حال آن كه نام مسجدهاي مهم اسلامي كه جايگاه فعاليت هاي آموزشي بوده، در تاريخ ماندگار شده است. حتي نام مدرسان اين مسجدها، همراه با اطلاعات قابل توجه ديگري درباره مطالبي كه در مسجد تدريس مي شده، در اختيار ماست. پس از پيدايش مدرسه نيز تا سال ها، مدرسه در دامان مسجد بنا مي شد. از همين رو، در بيشتر كتاب هايي كه درباره مسجد به نگارش در مي آمد، از مدرسه بسيار سخن گفته مي شد كه اين به سبب ارتباط بسيار نزديك مسجد و مدرسه است.(8).
چند نكته درباره آثار آموزشي مسجد
الف) همان گونه كه اشاره شد، جنبه هاي آموزشي مسجد، رسالت اساسي اين نهاد در تمامي دوره ها و مكان هاست. مسجد با ويژگي هايي كه دارد، براي هميشه آموزشگاه مباني ديني و معارف اسلامي است. از اين رو مسجدي كه نقش مؤثر خود را در زمينه هاي فرهنگي _ آموزشي ايفا نكند، در حقيقت در اجراي بخش مهمي از رسالت خويش باز مانده است. بر پايه همين ارزيابي است كه اميرالمؤمنين(ع)، مسجدي را كه در آن خبري از هدايت، تبليغ و ترويج دين نباشد، مسجد خراب بر شمرده است.[9]
ب) بي ترديد شكوفايي علمي مسجد و طرح دانش هاي گوناگون در آن، كمالي براي مسجد به شمار مي آيد، ولي پرداختن به اين امور، نبايد سبب شود تا رسالت اوليه مسجدي كه پرداختن به دانش هاي ديني است، فراموش شود. از نگاه اميرالمؤمنين، يكي از رسالت هاي مهم و اساسي مسجد آن است كه به معناي حقيقي كلمه، كانون هدايت مسلمانان باشد.(10).
ج) در ميان بحث ها و علوم ديني، پرداختن به علوم قرآني در مسجد، اهميت ويژه اي دارد؛ زيرا قرآن و مسجد، پيوند ويژه اي با يكديگر دارند. پيامبر در اين باره مي فرمايد: انما نُصِبَت المساجِدُ لِلقُرآنِ؛(وسائل الشيعه، محمد بن حسن عاملي، ج 3، ص 493، باب 14 از ابواب احكام المساجد، روايت 1).مساجد را براي(خواندن و فهميدن) قرآن بنا كرده اند. و نيز: مَن اَحبَّ القُرآنَ فَليحِب المساجِد؛(مستدرك الوسائل، ميرزا حسن نوري، ج 3، ص 355، باب يك از ابواب احكام المساجد، روايت 2). دوستدار قرآن، مسجد را نيز بايد دوست داشته باشد. شواهد تاريخي نشان مي دهد كه در مسجد النبي جلسه هاي قرائت و تفسير قرآن رونق ويژه اي داشته است. عبادة بن صامت، از سوي پيامبر مأمور بود تا قرآن را به مردم آموزش دهد.
د) مطالعه تاريخي مساجد از آغاز تاكنون نشان مي دهد كه مسجد و كتاب خانه، همواره در كنار هم بوده اند. از همان آغاز كه قرآن به صورت مكتوب درآمد، مسلمانان قرآن هاي نوشته را به مسجد هديه و يا وقف مي كردند. با افزايش شمار كتاب ها، كتاب خانه هاي مسجدها نيز، رشد چشم گيري يافت. اين كتاب خانه ها نقشي بزرگ در شكوفايي فرهنگ و تمدن اسلامي داشته اند.(11) در شرايط كنوني، نمي توان مسجدي را كه بدون كتاب خانه باشد، مسجد نمونه اي ناميد. از اين رو، لازم است در زمينه تاسيس و تجهيز كتاب خانه مسجدها، گام هاي مهمي برداشته شود. براي رسيدن به اين مهم بايد به چگونگي ساختمان و بناي مسجد بسيار توجه كرد.
4. آثار سياسي
مسجد همواره در كنار كاركرد اجتماعي، عبادي و معنوي خود، كانون سياسي در جامعه مذهبي نيز بوده است. اين موضوع چه در زمان پيامبر و چه در زمان خلفاء و امام علي عليهالسلام و ديگران قابل پيگيري است و نمونههاي فراواني درباره آن ميتوان ذكر كرد. در اين دوران نه تنها آثار سياسي حضور مردان در مسجد بلكه آثار سياسي حضور زنان در مسجد نيز مشهود است. حضور زنان و مردان و تبادل اخبار و اطلاعات اجتماعي، جويا شدن از احوال هم و احوال مسلمين، تنها بخشي از اين ظرفيت بزرگي است كه مساجد دارند. فاطمه عليهاالسلام در مسجد و دفاع وي از حق ولايت علي عليهالسلام ، يكي از آنهاست. همچنين سخنراني حضرت زينب در مسجد كه از مسلمات تاريخي است.(10) اين اثر را در انقلاب اسلامي نيز ميتوان به خوبي مشاهده كرد. تربيت سياسي كه در مسجد ارائه ميشود، به دليل ماهيت مذهبي آن ميتواند نسلي را پديد آورد كه پشتوانه جامعه ديني باشند و در برابر حوادث سياسي هوشياري لازم را داشته باشند. از اين رو حضور زنان در كنار مردان در مسجد ضروري ميباشد، چرا كه اگر زنان از حضور در اين مكان محروم شوند، در واقع اين تربيت بطور ناقص انجام خواهد شد. در حالي كه بانوان به دليل تأثير عميقتر بر فرزندان و نقش تربيتي خود، در صورت برخورداري از تربيت سياسي مسجد، بلوغ سياسي را بطور شگفت انگيزي افزايش خواهند داد.
5 . آثار روحي و اخلاقي
فضاي مسجد، نوراني و الهي است. چنانچه پيامبر اكرم صلياللهعليهوآله نيز در حديثي به آن اشاره فرموده است: «ما جَلَسَ قَوْمٌ في مَسْجِدٍ مِنْ مَساجِدِ اللّهِ تَعالي يَتْلُونَ كِتابَ اللّهِ و يَتَدارَسُونَهُ بَيْنَهُمْ اِلاّ تَنَزَّلَتْ عَلَيْهِمُ السَّكينَةُ وَغَشِيَتْهُمُ الرَّحْمَةُ وَذَكَرَهُمُ اللّهُ فيمَنْ عِنْدَهُ(مستدرك الوسايل، ج3، ص363) قومي با يكديگر در مسجدي از مساجد خداوند متعال براي تلاوت و آموختن قرآن ننشينند؛ مگر آن كه آرامش برايشان نازل و رحمت الهي شامل حال آنها شود. و خداوند از آنها در ميان كساني كه نزد او هستند ياد ميكند.»
در حديث ديگري از آن حضرت ميخوانيم كه فرمود: «مَنْ كانَتِ الْمَساجِدُ بَيْتَهُ ضَمِنَ اللّهُ لَهُ بِالرُّوحِ وَالرّاحَةِ وَالْجَوازِ عَلَي الصِّراطِ(مستدرك الوسايل، ج3، ص482). هر كس كه مسجدها خانهاش باشد، خداوند آسايش و آرامش و عبور از صراط را براي او ضمانت ميكند.» و اين گونه است كه مؤمن در مسجد، به مانند ماهي در دريا ميماند. اطمينان و آسايش حاصل از حضور در مسجد، توانايي انجام صحيح وظايف و تكاليف شرعي ديگر را نيز بدست خواهد داد. زنان به دليل اينكه بيشتر عمر خود را در خانهها صرف خانه داري و تربيت فرزندان ميكنند و بارها در مشكلات مختلف در تنگنا قرار ميگيرند، بيشتر از مردان نيازمند آرامش و يافتن محلي براي كسب راحتي رواني هستند. و البته در فضايي به نام مسجد كه اساس آن بر نورانيت، عبوديت و ارتباط خالق و مخلوق است، امكان فراهم شدن آن بيشتر است. ويژگيهايي كه در جماعت هست، در غير آن نيست. امام صادق عليهالسلام فرمود: «كانَ اَبي اِذا حَزَنَهُ اَمْرٌ جَمَعَ النِّساءَ وَالصِّبْيانَ ثُمَّ دَعا وَامَنُوا؛ هرگاه پدرم از چيزي غمگين ميشد، زنها و بچهها را فرا ميخواند و دعا ميكرد و آنها آمين ميگفتند.» با توجه به اهمیت سلامت روان در ارتقائ سلامت ورشد وارتقاء آن در زمینه های اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی واز طرفی نقش و جایگاه ارزشهای دینی در ارتقاءسلامت روان ووجود سنگری مقدس به نام مسجد در پسشبرد این امر جای دارد که به طور مفصل در این زمینه بحث گردد در ابتدا به اهمیت بهداشت روان در جا معه می پردازیم ودر ادامه به مسائلی که بهداشت روانی را به خطر می اندازد ومی توان آن مشکلات را بر طرف نمود می پردازیم.
بهداشت روانی (Mental Health)
بهداشت روانی (Mental Health) از نیازهای ضروری افراد جامعه شمرده ميشود و حاصل عملکرد مطلوب جامعه و وجود افرادی است که از حیث سلامت و بهداشت روانی در وضعیت مطلوبی قرار دارند. اما هزاره سوم میلادی در شرایطی آغاز میگردد که جهان همچنان درگیر مشکلات زيادي در ابعاد روانی است و در آستانه قرن بيست و يک، انسان مضطرب، افسرده و بحران زده، بیش از هر زمانی خود را در برابر سوالاتی اساسی در مقوله ارزشها و سلامت روانی مییابد و عامل پیدایش بسیاری از ناسازگاریها و نابهنجاریها را تضادهای ارزشی و استقرار نداشتن یک نظام ارزشی سازمان یافته در فرد میداند.نکته قابل توجه این است که بسیاری از کشورها به ابعاد زیر ساختی، در ظهور و گسترش اختلالات روانی و این که چرا گسترش اجتماعی، توفیقی در مهار اختلالات روانی به دست نیامده، توجهی نداشتهاند؟ با تأملی کوتاه در شرایط جوامع داراي گسترش ارتباطات انسانی در سطوح مختلف بین المللی، این نکته احساس می شود که با وجود تلاشهای فراوان در زمینه بهبود شرایط روانی افراد، عوامل بر هم زننده تعادل روانی روز به روز افزایش یافتهاند و احساس نیازمندی به بهداشت روانی در اجتماع گسترش روز افزونی پیدا کرده است.ادیان الهی این معضل را از دیر باز پیشبینی کرده بودند. اسلام نيز به روابط اجتماعی سالم انسانها خصوصا روابطی که از مسجد وعباد تگاها و زیار تگاها شروع شده باشد توجه دارد و خواستار این است که روابط اجتماعی به گونهای باشد که سلامت و بهداشت روان افراد به خطر نیفتد و راهکارها و سفارشهایی در این بین دارد که زمینه ساز روابط بهتر و پیوند های عاطفی و حمایتی در اجتماع هستند.
1ـ مفهوم شناسی بهداشت روان
اصطلاح «بهداشت روانی» در روانشناسی مورد مناقشه فراوانی است و این جدال از آن جا سرچشمه میگیرد که هنوز تعریفی صحیح برای بهنجاری (Normalit) نداريم. از سوی دیگر تعریفهايی از بهداشت روان ارائه شده است که برخی از آنان را برمیشماريم.روانپزشکان، سالم بودن را نداشتن علائم بیماری روانی تلقی می کنند، به عبارت دیگر، سلامتی و بیماری را در دو قطب مخالف یکدیگر قرار می دهند و برای این که فرد سالمی بیمار شود، بایستی از قطب سالم به قطب مخالف برود گلدشتاین (Goldstein,k) میگوید: «سلامت روانی تعادل بین اعضاء و محیط در رسیدن به خودشکوفایی است» (12). تعاریفی دیگر نيز در این موضوع مطرح گردیده است که باید آنان را از زوایای مختلف بررسی و نقد کرد.سازمان جهانی بهداشت (1990 م (World Helth Organization)، ضمن جلب توجه مسئولان کشورها به تامین سلامت و بهداشت روانی افراد، همواره بر این مهم تاکید دارد که میزان شیوع اختلالات روانی در کشورهای صنعتی و در حال توسعه، رو به افزایش است. دلیل این افزایش را میتوان تا حد زیادی به رشد روز افزون جمعیت، تغییرات سریع اجتماعی همچون شهرنشینی، فروپاشی خانوادههای گسترده و مشکلات اقتصادی وابسته دانست.رابطه بهداشت روان افراد با دیگر بخشها و عوامل تأثیر گذار جامعه، مستقیم است و این دو لازم و ملزوم یکدیگرند؛ چون شرایط مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و...متاثر از بهداشت روان افراد جامعه است.
بیماریهای اعتقادی دراجتماع
1 ـ شرک و پیامدهای آندر اجتماع
مهمترین انحرافی که بشر را تهدید میکند، شرک و بیگانه شدن از توحید است. این بیماری، عقیده و رفتار ناپسندی است که افراد را به گمراهی آشکار، آشفتگی و پریشان حالی میکشاند و سقوطی سهمگین در پي ميآورد. جامعهای که در آن شرک، جای توحید را بگيرد، نه تنها مهمترین منبع آرامش و سعادت را از دست میدهد، بلکه دچار انواع بیماریهای روانی دیگر میگردد؛ چون شرک، کليد بیماریهای روانی است، لذا قرآن کریم که سعادت، هدایت، روشنگری و تزکیه انسانها را بر عهده دارد برای چنین افراد و جوامعی گمراهی، تاریکی، و انحطاط را ترسیم مینماید .برای دستیابی به جامعهای بدون بیماریها و ظهور توحیدگرایی و شناخت نسبت به آن و راهکارهای مقابله با بیماری شرک، بايد موانع رسیدن به این مقصد یا کند شدن حرکت را به گونه کامل بشناسيم.
2. پوچی، از خود بیگانگی ووابستگی: امروزه بشر فرامدرن، دچار نوعی پوچی و از خود بیگانگی گردیده است. او خود را وابسته به عناصر دنیوی ميداند و بدین سبب از خود بیگانه ميگردد.احساس پوچی، از خود بیگانگی و وابستگی یکی از پیامدهای عمده شرک در افراد است، چرا که بشر در برابر معبودهاي پوشالی سر تعظیم فرو ميآورد و بدانها عشق ميورزد؛ عشقی که تنها شایسته خداوند است؛ کسي که منبع تمام کمالات و نیکیهاست. خداوند متعال در این باره میفرماید:وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِدُ مِنْ دُونِ اللّهِ أَنْدَاداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبَّاً لِلَّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّهِ جَمِيعاً وَأَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ؛ (بقره 165) «و برخى از مردم كسانى هستند كه از غير خدا، همانندهايى (معبودگونه) برمىگزينند، كه همانند دوستى خدا، آنها را دوست دارند. ولی كسانى كه ايمان آوردهاند خدا را بيشتر دوست دارند. و اگر (بر فرض) كسانى كه ستم كردند، بدانند در هنگامى كه عذاب را مشاهده مىكنند (خواهند دانست) كه تمام قدرت از آنِ خداست! و به راستى خدا سخت كيفر است.علامه طباطبایی در ذيل این آیه مینويسد: در این جا باید طوری شریک گرفتن را حکایت کند که گویای این مهم باشد که شریک گرفتن متناقض با انحصار وحدانیت خداوند است و کسی که غیر از خدا، خدای دیگری را برگزیند، بدون هیچ مجوزی، انحصار را شکسته است و تنها انگیزهاش بر این کار پیروی از هوی و هوس و توهین و بیاعتنایی به حکم عقل خودش است (13).
3. انحطاط و سقوط سهمگین
فرجام جامعهای که تکیه گاهش، غیر خدا باشد و فرامین غير الهي بر آن حکم براند، نابودی است و جامعه تنها با ایمان به خدا و تکیه بر او، ميتواند به جاودانگی و سرفرازی برسد، خداوند با تشبیهی زیبا، حال کسانی را که به او شرک ورزیدند، چنین ترسیم مینماید:حُنَفَاءَ لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ وَمَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّماءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحيقٍF؛ (حج 31) «در حالى كه حقگرا براى خدا هستيد ومشرك به او نيستيد؛ و هر كس به خدا شرك ورزد، پس گويى از آسمان فروافتد و پرندگان او را بربايند؛ يا باد او را به مكان دور دستى فرو اندازد.
4.فساد اخلاقی و فرهنگی: ریشه اصلی تمام مفاسد، روی آوردن به شرک و انحراف از مسیر توحید میباشد.
ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ * قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلُ كَانَ أَكْثَرُهُم مُّشْرِكِينَ؛ (روم 41 ـ 42) به سبب آن چه دستهاى مردم فراهم آورده است، فساد در خشكى و دريا ظاهر شده است، تاسزاىِ بعضى از آن چه را كه كردهاند به آنان بچشاند؛ باشدكه بازگردند بگودر زمين بگرديد و بنگريد فرجام كسانى كه پيشتر بودندو بيشترشان مشرك بودند، چگونه بود.
5. سلطه گری و سلطهپذیری: در مقاطع مختلف تاریخ همواره افرادی میزیستند که به خاطر در خطر قرار داشتن منافع نامشروعشان، حاضر به تسلیم در برابر توحید نبودند و از دستورات طاغوت اطاعت ميکردند.قرآن کریم ماجرای قیام حضرت موسی به عنوان نماد توحیدگرایی و سلطه ناپذیری، در برابر حکومت خودکامه و سلطهگر فرعون و امت سلطه پذیر و مشرک را این گونه ترسیم مینماید.و يقيناً موسى را با نشانههاى (معجزه آساى) مان و دليلى آشكار فرستاديم به سوى فرعون و اشراف او؛ ولى اشراف از فرمان فرعون پيروى كردند؛ در حالى كه فرمان فرعون، هدايتگر نبود روز رستاخيز، (فرعون) در پيشاپيش قومش خواهد رفت و آنان را وارد آتش مىكند؛ و كسانى كه وارد شدهاند، چه بد ورودگاهى (براى آنان) است! (فرعونيان) در اين دنياو روز رستاخيز، لعنتى در پى آنان روانه شده است؛ و آنچه (به آنان) بخشيده شد، چه بد عطايى است! اين [مطالباز اَخبار بزرگ آبادىهاست! آن را براى تو حكايت مىكنيم، كه برخى از آنها هنوز برپاست و (برخى) دِرو شدهاند (و آثارشان از ميان رفته است)» (هود / 96 ـ 100(
6ـ نفاق وپیامدهای آن دراجتماع
نفاق در كاربرد اسلامي به معناي تظاهر به اسلام و ايمان و پنهان داشتن كفر است، از اينرو در تعاريف اصطلاحي آن گفتهاند كه نفاق در برابر ايمان و به معناي بياعتقادي به حق است (14) در جاي ديگر آمده است كه نفاق، گفتن شهادتين و رعايت شئون ظاهري اسلام است؛ در حالي كه گوينده در باطن اعتقادي به اسلام ندارد .
7. ترويج فساد و خود كامگي: فساد و خودكامگي از پيامدهاي مهم نفاق در اجتماع است. كساني كه تخم نفاق در قلوبشان جاي گرفته است، به مقتضاي نفاقشان، فساد و خودكامگي را در جامعه ترويج ميدهند. اينان كسانياند كه با اعمالشان، قصد فريب خداوند متعال را دارند (نساء/ 142) و اين به خاطر مرضي است كه در دل دارند. در طبيعت آنان، آفت و مرض و در عقلشان، انحراف وجود دارد و همين مرض قلبي به فزوني فساد و خودكامگي آنان منجر ميگردد و بدين سبب روز به روز بر شكشان افزوده ميشود و اين انحراف و فساد به سرنوشت نهايي آنان، يعني وصول به دركات جهنم ميانجامد (. (15
اينان براي آنكه خودكامگي و فسادشان را توجيه كنند، ادله واهي ميآورند و آنقدر بر اين دليلها پافشاري ميكنند كه خودشان آنان را باور ميكنند و بدانها اعتقاد و ايمان ميآورند (16 (
8.کارشکنی، خیانت و توطئه: منافقان، در طول تاریخ به کارشکنی، خیانت و توطئه مشهور گشتهاند. و از همين راه ضربات سهمگینی به جامعه اسلامی وارد آوردهاند. پيشينه این خیانتها و کارشکنیها بسیار طولانی است: چه در عصر پیامبر و چه بعد از آن، همواره این روش ننگین وجود داشت و منافقان از آن برای رسیدن به اهداف شوم خود سود ميبردند.لاَ تَجْعَلُوا دُعَاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَاءِ بَعْضِكُم بَعْضاً قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنكُمْ لِوَاذاً فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ؛ (نور 63) «فراخوان فرستاده (خدا) را در ميان خودتان همانند فراخوان برخى شما برخى [ديگر] را قرار ندهيد؛ كه به يقين خدا مىداند كسانى را كه از ميان شما مخفيانه بيرون مىروند. پس كسانى كه از فرمان او سرپيچى مىكنند، بايد بر حذر باشند كه (بلا و) فتنهاى به آنان در رسد، يا عذاب دردناكى به آنان برسد.
9.شایعهسازی و جنگروانی: انتشار شایعات دروغ و آکنده ساختن جامعه از تهمتها و دروغها، از دیگر پیامدهای حضور نفاق در جامعه است (17). منافقان در شرائط حساس و سرنوشتساز جامعه، سعی با انتشار شایعات دلهرهآور، ميکوشند ميان مردم وحشت ایجاد کنند، براي نمونه، در شرايط حساس جنگ احد در صدر اسلام، شایعه کشته شدن پیامبر را پخش نمودند تا روحیه مسلمانان را در آن موقیت حساس تضعیف کنند و ترس و ناامیدی را در بین آنان جاري سازند(18)
10.. شبهه افکنی: بهترین شیوه در تضعیف باورهای اعتقادی ـ دینی مسلمانان، شبهه افکنی است.کسانی که نفاق در قلوبشان جای گرفته بود، همواره برآن بودند که شبهاتی را میان مسلمانان بپراکنند تا اعتقادات آنان ضعیف گردد.منافقان در عصر پیامبر از این ترفند بهره ميبردند. آنان در آستانه جنگ بدر، برای بازداشتن مسلمانان از شرکت در جنگ، وعدههای پیروزی خداوند به مسلمانان را پوشالی و فریب معرفی مینمودند (19)
در جنگ خندق، هنگام حفر خندق، مسلمانان با صخره عظیمی روبرو شدند. در این حال منافقان به مسلمانان گفتند: آیا از آرزوها و وعدههای باطلی که محمد به شما میدهد، تعجب نمیکنید؟! به گوش شما میگوید از مدینه، قصرهای حیره، مدائن و کسری را میبیند و به زودی آن قصرها به دست شما فتح میشود؛ در حالی که شما خندق را حفر میکنید و قدرت ندارید خود را ظاهر سازید (20).در جنگ احد، در حالی که مسلمانان بر کشتههای خود میگریستند، منافقان از این فرصت به نحو کامل استفاده کردند و با شبهه اندازي کوشيدند، تردیدی در قلوب مسلمانان نسبت به حقانیت مذهب و عقیده بر انگیزند.
11.ـ بدعت و خرافه فکنی و پیامدهای آن دراجتماع
موضوع بدعت و خرافهفکنی گاه دستاویزی برای دنیاطلبان و فرومایگان میشود از این طریق مانند خوره دین را متلاشی میکنند. اغلب بدعتجویان، از برخی اطلاقها و وسعت کلام شرع، سوء استفاده میکنند و امیال نفسانی خود را در قالب دین معرفی مینمایند.بدعتجویان به اختیار خود کاري ميکنند و راه را برای بدعتهای دیگر ميگشایند و حتی بعد از فراگیر شدن بدعت، دامنهاش را به نصوص هم ميکشانند. وظیفه علماء و بزرگان دین، مقابله با این انحرافات عقیدتی است، همان گونه که پیامبر عظیم الشان اسلام فرمود: «اذا ظهرت البدع فی امتی فلیظهر العالم علمه، فمن لم یفعل فعلیه لعنة الله»؛ «هرگاه بدعت درامت من ظاهر گردید، پس بر عالم لازم است که علمش را آشکار نماید (و جلوی بدعتها را بگیرد)، پس اگر چنین نکرد، لعنت خدا بر او باد». در جای دیگر نيز روایتی به همین مضمون از حضرت نقل شده است (21)هم چنين در روایات فراوانی، اهل بدعت مورد مذمت و سرزنش قرار گرفتهاند و معصومان به دوری از آنان دستور دادهاند.
12.. شیطان، سلسلهجنبانزنجیرهی خرافهفکنی: در طول تاریخ، خرافهگویی همواره دستمایه مشرکان و فرصت طلبان بوده است و از آن برای رسیدن به اهداف شوم خود، بهرهها بردهاند.خرافهگویی در دورهها و جوامع مختلف، با توجه به اقتضای زمان و مکان، شکل و حالت خاصي داشته است (22,23,24,25)
راهکارهای تامین بهداشت روانی در برابربیماریهای اعتقادی در اجتماع
1ـ گسترش فرهنگ پرستش خدای مهرگستر( توحیدگرایی(
جهانبینی درست و توحیدگرایی ساختار ذهنی افراد را وسعت ميبخشد و قابلیت، ظرفیت و توان تفسیر و تحلیل شناختی افراد را بهبود میبخشد و به دین ترتیب توانایی کل نگری اشخاص افزایش مییابد. این شناختها باعث میشود انسان، جهان هستی را مجموعهای بیارتباط، تصادفی، بینظم و بدون علت نداند، بلکه جهان را پدیدههای نظاممند، پیچیده و دارای قانون ببيند که حتی در پس پدیدههای به ظاهر ناخوشایند و متناقض آن، نوعی اراده، تدبیر و معنا نهفته است. و بدین ترتیب در انسان معتقد به دین، احساس آشفتگی و رها شدگی ايجاد نميشود.با اعتقاد به توحید، اعتقاد به مصلحت الهی در افراد شکل میگیرد و اين باعث میشود شخص در برابر واقعیات زندگی و وقایع غیر قابل کنترل (مانند: بیماری، بلایای طبیعی، از دست دادن عزیزان و بسیاری از عوامل فشار زای بیرونی) به سادگی دچار آشفتگی روانی نگردد و انسجام شخصیتی و بهداشت روانی خود را حفظ کند و از خطرات بیماریهای روانی در امان بماندحال این جا یک سوال مطرح می کنیم و آن اینکه در کجا به راستی می توان توحید را به واقع معنا کرد وبه ان رسید آیا ان مکان غیر از مسجد می تواند باشد خانه ای بهتر از خانه خدا می تواند باشد.در اینجا به چند نمونه از آثا ر توحید اشاره می کنیم.
الف.توحید، رمز انسجامنظام:
قرآن کریم، توحید را رمز انسجام و یکپارچگی نظام و شرک و بیگانگی از توحید را منشأ اختلافات و فروپاشی نظام بر میشمرد.أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلاَفاً كَثِيراً؛ (نساء 82) «و آيا در قرآن تدبّر نمىكنند؟ و اگر بر فرض از طرف غير خدا بود، حتماً در آن اختلاف فراوانى مىيافتنددر کتاب الهی، تضاد و اختلافی یافت نمیشود و از هر گونه تناقض عاری است؛ چرا که آفرينندهاش خداوند یگانه است که آن را برای سعادت و کمال جوامع بشری نازل فرموده است و لازمه این هدف آن است که این کتاب، انسجام جوامع را در نظر داشته باشد و بشر با اندیشیدن و عمل بدان، موجبات وحدت و انسجام نظام خویش را فراهمآورد (13)
ب.نفی هرکژی وکژاندیشی با حرکت توحیدی
بشر باید برای نجات خود از وسوسههای شیطانها و کژاندیشان و هدایت و رسيدن به صراط مستقیم، دست به دامان لطف پروردگار یگانه بزند و به ذات پاک او تمسک جوید؛ چرا که هدایت و سعادت وی در گرو قرآن و فرامین خداوند یگانه است و این قرآن است که هر گونه کژی و کژاندیشی را نفی کرده و بشریت را به صداقت و راستی فرا میخواند.جای تعجبی نیست؛ تعجب از این است که افرادی که پیامبر را میان خود میبینند و دائماً با عالم وحی در تماس هستند، چگونه ممکن است گمراه شوند. مسلماً اگر چنین اشخاصی گمراه شوند، مقصر اصلی خود آنان هستند و مجازاتشان بسیار دردناک خواهد بود. این حاکی از آن است که جايی که تفکر توحیدی حکمفرمایی کند، کژی و کژاندیشی جایگاهی نخواهد داشت،چون توحید، باکژگرایی تناقض دارد وهمواره با صداقت و راستی همراه است (27)
ج.ایمان به حضورهستیگستر خدا، نفی زمینه تهدید و تطمیع: بندگانی که به توحید و حضور هستیگستر خدا ایمان دارند، با تهدیدها و تطمیعها تسلیم نمیگردند، چون خدا را یار و یاور و اعتماد و ایمان به او توشه راه خویش ميدانند.مسلمانان در صدر اسلام، همواره مورد تهدید و تطمیع قرار میگرفتند، اما نه تنها تسلیم خواستههای دشمنان نمیشدند؛ بلکه استقامت و پایمردی از خود نشان ميدادند و به تمام امیال کاذب دنیوی، پشت ميکردند.
د.توحید، رمز آزادی وسلطه ناپذیری انسان: توحید گرایان، هیچ گاه خود را اسیر و بنده شرک و سلطهپذیری و امیال دنیوی نميکنند و همواره با این پدیدهها مبارزه ميکنند و فقط به تنها معبودشان تمسک میجویند (طلاق2 ـ 3) و در مشکلات از او ياري میجویند. خداوند متعال به پیامبراکرم در برابر روگرداندن برخی از افراد از حق و چنگ زدن به دامان سلطه گران، میفرماید:
فَإِن تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللّهُ لاَإِلهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ )توبه129) «و اگر (مردم) روى برتافتند، پس بگو: خدايى كه هيچ معبودى جز او نيست مرا بس است؛ تنها بر او توكّل كردم؛ و او پروردگار تخت بزرگ (جهاندارى و تدبير هستى) است.
2ـ راهکارهای درمان نفاق ودوروییدراجتماع
الف) وظیفه حاکم شرع در برابرمنافقان: گرچه اهل نفاق، مستحق عذاب دنیوی و اخرویاند، ولی اگر دشمنی خود را ظاهر سازند و علیه مسلمانان، آشکارا به جنگ و مبارزه بپردازند، حکم بغات و محاربان را دارند و این حکم شامل تمام طاغوتها و فاسداني نيز که در جامعه اسلامی رعب و وحشت ایجاد میکنند، میشود. مجازات شرعی آنان نيز به تشخیص و اجازه رهبر حکومت اسلامی، مطابق جنایت آنان، اجرا میگردد.
ب. خود درماني نفاق: درمان نوع دیگری از نفاق، به خود شخص برمیگردد. رفع این عوامل دشوار و نیازمند تمرین و ریاضت است، اما اگر انسان به عواقب سوء نفاق بیندیشد، در خواهد یافت که باعث رنج و هلاکت خویش و ضرر دیگران شده است و خود را در دنیا دچار حزن و سرگردانی کرده است و آخرت خویش را از دست داده و هم موجبات خشم خداوند را فراهم آورده است.این نوع درمان بیشتر براي افرادی مفيد است که ضعف ایمان دارند و نادانی باعث ابتلای آنها به نفاق گردیده است؛ اين روش حتی در مورد افرادی که مدعی آگاهیاند، میتواند مفيد باشد. اگر چنین شخصی، تواناییها و ویژگیهای نهفته در خود را باز یابد و بداند که با کمک اراده، و در سايه تمرین و ممارست، ميتواند موفق شود، به سرعت میتواند این رذیله شوم را درمان نماید (28)
6. آثار معنوي و اخروي
در روايات از ثوابها و اجرهاي متعدّد براي حاضران در مساجد، فراوان ياد شده است از جمله:
1. «اِنَّ فِي التَّوْراةِ مَكْتُوبا: اِنَّ بُيُوتي فِي الاَْرْضِ الْمَساجِدُ فَطُوبي لِمَنْ تَطَهَّرَ في بَيْتِهِ ثُمَّ زارَني في بَيْتي وَحَقٌّ عَلَي الْمَزُورِ اَنْ يُكْرِمَ الزّائِرَ؛وسايل الشيعة، ج3، ص482. در تورات نوشته شده است كه [خداوند ميفرمايد:] مسجدها خانههاي من در زمين هستند. خوشا به حال كسي كه خود را در خانهاش تميز كند و در خانه من به زيارتم بيايد و حق زائر اين است كه ميزبان او را محترم شمارد.»
2. قال رسول اللّه صلياللهعليهوآله : «اَلْمَساجِدُ سُوقٌ مِنْ اَسْواقِ الاْخِرَةِ قِراهَا الْمَغْفِرَةُ وَتُحْفَتُهَا الْجَنَّةُ)مستدرك، ج3، ص361؛ بحارالانوار، ج81، ص4؛ امالي طوسي، ص139.( مساجد بازاري از بازارهاي آخرتند. آمرزش [و بخشش [از وسايل پذيرايي آنها است و هديه آنها بهشت است.»
3. قال رسول اللّه صلياللهعليهوآله : «سَبْعَةٌ يُظِلُّهُمُ اللّهُ في ظِلِّهِ يَوْمَ لا ظِلَّ اِلاّ ظِلُّهُ:... رَجُلٌ قَلْبُهُ مُتَعَلَّقٌ بِالْمَسْجِدِ اِذا خَرَجَ مِنْهُ حَتّي يَعُودَ اِلَيْهِ)وسايل الشيعة، ج3، ص481( هفت گروه در قيامت مورد توجه خدا قرار ميگيرند... كه از جمله آنهاست،شخصي كه وقتي از مسجد خارج ميشود تا زمان برگشت، توجهاش به مسجد باشد.»
4. قال الصادق عليهالسلام : «لا يَرْجِعُ صاحِبُ الْمَسْجِدِ بِاَقَلّ مِنْ اِحْدي ثَلاثِ خِصالٍ: اِمّا دُعاءٌ يَدْعُو بِهِ يُدْخِلُهُ اللّهُ بِهِ الْجَنَّةَ وَاِمّا دُعاءٌ يَدْعُوا بِهِ فَيَصْرِفُ اللّهُ عَنْهُ بِهِ بَلاءَ الدُّنْيا...؛ اهل مسجد به كمتر از يكي از سه ويژگي باز نميگردد: يا دعايي ميكند كه خداوند به بركت آن، او را به بهشت ميبرد، يا دعايي ميكند كه به سبب آن بلاي دنيا را از او دور ميكند و يا...» اين همه نشان ميدهد، حضور در مسجد، علاوه بر آثار دنيوي، از جنبه اخروي و كمالات معنوي نيز ـ به عنوان عاملي تأثيرگذار ـ مورد توجّه است. نقل است كه شيخ الرئيس ابوعلي سينا براي ابو سعيد ابوالخير نوشت: چه لزومي دارد، مردم همه در مسجد اجتماع كنند، با اينكه خداوند از رگ گردن به انسان نزديكتر است. هرجا كه باشي اگر رابطهات با خدا برقرار باشد، نتيجه خواهي گرفت. وي در پاسخ نوشت: اگر چند چراغ در يكجا روشن باشد، اگر يكي از آنها خاموش شد، چراغهاي ديگر روشن است، ولي اگر همان چراغها هر كدام در يك اطاق باشد، اگر يكي از آنها خاموش شد، آن اتاق در تاريكي فرو خواهد رفت. انسانها نيز اينگونهاند؛ تربيت سياسي كه در مسجد ارائه ميشود، به دليل ماهيت مذهبي آن ميتواند نسلي را پديد آورد كه پشتوانه جامعه ديني باشند و در برابر حوادث سياسي هوشياري لازم را داشته باشند. بعضي گناهكارند، اگر تنها باشند، شايد موفق به كسب فيوضات الهي نشوند، ولي اگر در جمع باشند، شايد خداوند به بركت افراد ديگر، آنها را هم مشمول بركات خود سازد.
نتجه گیری:
قرآن در آيات متعددي به بهداشت رواني انسان در ابعاد فردي و اجتماعي توجه كرده و راهكارهاي مؤثري را توصيه كرده است.مسجد به عنوان يك مركز ديني براي عموم، نقش اساسي در شكلگيري اجتماعات مسلمين دارد. از اين جهت بطور طبيعي مسجد ميتواند كاركرد اجتماعي نيز داشته باشد. حضور زنان و مردان و تبادل اخبار و اطلاعات اجتماعي، جويا شدن از احوال هم و احوال مسلمين، تنها بخشي از اين ظرفيت بزرگي است كه مساجد دارند. در اين مكانها مؤمنان فرصت مييابند با جمعي آشنا شوند كه از نظر دين و عبوديت با آنان همرنگ هستند و توان ايجاد گروههاي اجتماعي هماهنگ را دارند. بنابراين آنان ميتوانند از بين اهل مسجد برادران يا خواهران مناسبي، از حيث ديني، براي خود بيابند كه طبعا آثار آن در ابعاد اجتماعي بروز خواهد كرد. ودر گرو این وحدت و یکپارچگی و دوری از تفرقه که به برکت وجود مسجد ناشی می مشود زمینه پیشرفت جامعه در زمینه های سیاسی ،فرهنگی واجتماعی فراهم می گردد.امام صادق عليهالسلام فرمود: «لا يَرْجِعُ صاحِبُ الْمَسْجِدِ باَقَلّ مِنْ اِحْدي ثَلاثِ خِصالٍ:... وَاِمّا اَخٌ يَسْتَفيدُهُ فِي اللّهِ؛)وسايل الشيعه، ج3، ص477( اهل مسجد به كمتر از يكي از سه چيز از مسجد بر نميگردد [كه يكي از آنها [دوستي است كه از او در مسير خدا استفاده ميكند.» زنان و مردان با حضور در مساجد، ميتوانند از يك اجتماع سالم ديني بهرهمند شوند. طبق روايتي كه از امام علي عليهالسلام نقل شد، تأثيرات رفتاري كه حضور در مسجد برجاي ميگذارد، ميتواند جامعه ديني را از فساد و گناه پاك كرده و مسلمين را به سمت يك جامعه سالم هدايت كند: «اَوْ كَلِمَةً تَرُدُّهُ عَنْ رِدي اَوْ يَتْرُكُ ذَنْبا خَشْيَةً اَوْ حَياءً؛ يا كلماتي ميشنود كه او را از فساد و گناه باز ميدارد. و يا به خاطر ترس از خدا يا حيا و آبرو، گناهي را ترك ميكند.» بر اين اساس حضور در مسجد، ميتواند نقش بازدارنده در ارتكاب جرايم و گناهان نيز داشته باشد. وجامعه ای که در ان گناه نباشد نه تنها در زمینه اجتماعی سیاسی و فرهنگی رشد می کند وس آمد دیگر جوامع می گردد بلکه در سای زمینه ها نیز سر آمد می گردد.
1. حميد نگارش، هويت ديني و انقطاع فرهنگي، صص 26- 56، نمايندگي ولي فقيه در سپاه، مركز تحقيقات اسلامي.
2. محمدمهدي پورعلي فرد، نكته هايي درباره روش تربيت ديني نسل جوان و نوجوانان، ج 1، فصل 3، 4، 5 و 6.
3. احمد بن علي بن ابوطالب طبرسي، احتجاج، نشر مرتضي، مشهد، 1403 ه.ق، صص 29- 38.
4.محمداسماعيل بخاري، صحيح بخاري، ج 1، كتاب العلم، باب 75، ش 96.
5.زيد العابدين بن علي عاملي، منية المريد، ص 106.
[6]. محمد بن عبدالله زركشي، اعلام المساجد باحكام المساجد، ص 328.
7. تاريخ احمد شبلي، آموزش در اسلام، ترجمه: محمدحسين ساكت، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، تهران، 1363
8. محمد زمان تبريزي، فرائد الفوائد در احوال مدارس و مساجد، تصحيح و تحقيق: رسول جعفريان، تهران،
9. نهج البلاغه، تنظيم: صبحي صالح، ص 540، حكمت شماره 369، مركز البحوث الاسلامية، ايران، 1359، افست از چاپ بيروت، 1387 ه. ق.
10. شيخ صدوق، من لايحضره الفقيه، ج 1، باب فضل المساجد و حرمت ها، ص 237، حديث 713.
11 محمد مكلي السباعي، نقش كتاب خانه هاي مساجد در فرهنگ و تمدن اسلامي، ترجمه علي شكويي، تهران، 1373، سازمان مدارك انقلاب اسلامي
12کاپلا
13طباطبایی، محمد حسین المیزان فی تفسیر القرآن، موسسه الاعلمی، بیروت، ق 1417.
14. محقق اردبیلی، زبدة البیان فی احکام القرآن، مکتبة المرتضویة لاحیاء الآثار الجعفریة، تهران.
.15قبلان، عبد الامیر، المنافقون فی القرآن، مطبعة النعمان، نجف، 1308 ق.
.16مدرسی، محمد تقی، کلی نواجه النفاق، دار محبی الحسین7، تهران، 1378ش.
17.خاتمی، سید احمد ، سیمای نفاق در قرآن، شفق، قم، 1379 ش.
.18یعقوبی، ابن واضح، تاریخ الیعقوبی، دار صادر، بیروت.
19یوسفی غروی، تاریخ تحقیقی اسلام، ترجمه: حسینعلی عربی، موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی;، قم، 1382 ق.
..20طبري، محمد بن جرير، تاريخ طبري (تاريخ الامم و الملوك)، تحقيق: محمد ابوالفضل ابراهيم، دارالتراث، بيروت، 1387.
21الهندی، ابن حسام الدین، کنز العمال فی سنن الاقول، والافعال، تحقیق: صفوه السقاءوبکری حیانی، موسسة الرساله، بیروت، 1413 ق.
.22 مراغی، احمد مصطفی، المراغی(تفسیر المراغی)، داراحیاءالتراث العربی، بیروت، 1985 م.
.23 مغنیه، محمد جواد، الکاشف (التفسیر الکاشف)، دارالعلم للملایین، بیروت، 1981 م.
.24 مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، تفسیر نمونه، دارالکتب اسلامیة، تهران، 1373 ش.
.25 میبدی، ابوالفضل رشیدالدین، کشف الاسرارو عده الابرار (تفسیر خواجه عبدالله انصاری) انتشارات امیر کبیر، دمشق، 1361 ش.
.26الهندی، ابن حسام الدین، کنز العمال فی سنن الاقول، والافعال، تحقیق: صفوه السقاءوبکری حیانی، موسسة الرساله، بیروت، 1413 ق.
…27سيد قطب (1933 م)، في ظلال القرآن، بيروت، دار احياء التراث العربي، الطبعة الخامسة، 1386 ق ـ 1967 م، هشت جلد.
.28حسینی، سید محمد، دوچهرهگان (نفاق، آفت دین و اجتماع)، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، 1377