بررسی    آیات    و روایات   نماز

 

 

 

استاد   کفیل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تاریخ:3/7/1390

 مقدمه: اهمیت بحث نماز

    نماز مطلبی است که اگرمحور قرار گیرد می‌تواند تمام مطالب را پوشش دهد و قرآن و روایات اکثرمطالب را به نماز گره زده‌اند.

   مثلاً خداوند می فرماید: «شراب وخمار بازی نباشد، زیرا این کار جلوی نماز شما را می‌گیرد و آیا    نمی‌خواهید دست بردارید از کارهای زشت شما را.»

و یا می فرماید: «با کفار رفت وآمد نکنید چرا که کفار نماز شما را مسخره می‌کنند.»

 «واذا نادیتم الی الصلاۃ اتخدوها هزوا ولعبا» یعنی حتی در ارتباطات سیاسی مراقب باشید.

و یا می فرماید: «نماز غیبت کننده را قبول ندارد.»

و یا در روایات می‌فرمایند: «که زنان و شواهران مراقب باشند که اگر همدیگر را اذیت کنند، نمازشان مقبول نیست»

یا نماز مانع زکات قبول نیست .

پس نماز محور است برای تمام کارها.

حضرت علی(علیه السلام) در نامه‌ای به یکی از کارگزاران خود می‌فرماید:

«کل شی  من عملک فانه تبع لصلاتک» همه کارهای تو تابع نماز است.

     مثلاً فرض کنید دو نفر را برای ارزیابی کارخانه‌ای می‌فرستند که یک نفر می‌رود و زود برمی‌گردد و نفردوم چند روز طول می‌کشد، به خاطر این است که نفراول سراغ پارچه تولید شده می‌رود ولی نفر دوم از اول خط تولید می‌رود و نماز هم محصول تولید تمام عبادات ما است و اگر نماز قبول شد خط تولیدهای زندگی اعم از شخصی و عمومی و سیاسی و... در روز قیامت مقبول است.

سؤال:چرا کسی نماز می خواند ولی ربا هم می دهد؟ بایک قضیه منطقی جواب داده می شود.

قضیه صادقانه: «ان الصلاۀ تنهی عن الفحشا و منکر»

این جمله صادق است چون قول الله است.

  عکس نقیض: «مالا تنهی عن الفحشا والمنکر فلیس بصلاۀ»  

در منطق عکس نقیض یقیناً صادق است.

پس نماز به مقداری که یاد خدا درآن است قبول و بازدارنده می‌باشد و اگر کسی صلاۀ را محقق کند به مرز عصمت می‌رسد، زیرا قرآن «ان الصلاۀ» را مطلق آورده است و می‌فرماید:«از هرگناهی انسان را دور می کند، چه از لحاظ عقلی وچه شرعی.»

 «من قبل الله من صلاۀ واحدۀ» اوراعذاب نمی کند.

   ویا اگر نمازش کامل شدخداوند تمام نمازهایش را قبو ل می کنند.

     مثلاً در مسابقه ای که 10 تیر به او می‌دهند، اگر یکی را به هدف زد تمام تیرهای او را به هدف زده حساب می‌کنند و او را قبول می‌کنند، پس هر نمازی برای انسان یک فرصت است که کیفیت نمازش را بالا ببرد.

     و یا در روایت می‌فرمایند: «این نافله را برای کسی قرار داده‌اند که نماز فریضه اش قبول شود.»

 یعنی تلاش کند که کیفیت نماز بالا باشد و جبران کیفیت را با نافله انجام می دهد.

مؤمن دعایش این است که خداوندا: «اللهم لا تجعلنی من المعارین ولاتخرجنی من التقصیر»

«خدایا مرا از کسانی که ایمان به آنها عاریه داده‌اند و ثابت نیست قرار نده و مرا از تقصیر خارج نکن» یعنی هرعبادتی که انجام دادم و همیشه احساس بدهکاری  به خدا داشته باشیم، و«ما عبدناک حتی معرفتک.»

     بالاترین درجه‌ای که قرآن برای مؤمن قرارداده است فلاح و رستگاری است                  

      «کتب علیکم الصلاۀ ... لعلکم تتقون وتقوی» و تقوی مقدمه فلاح است و خداوند فرموده:                                                                « قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ (1)الَّذينَ هُمْ في‏ صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ (2)وَ الَّذينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ (3)»                          

  « وآنها کسانی هستند که نماز می‌خوانند ولی نمازی که شرایطی داشته باشد که خشوع و ذکر و ... داشته    باشد، پس مؤمنان به عالی‌ترین مقام رسیدند.»

 ما دو دسته مخاطب داریم:

1. نماز نمی‌خوانند.

2. نماز می‌خوانند ولی:

الف) کیفیت ندارد.

 ب)  فکر کامل کردنش نیستند و ناقص است و نماز برآنها مهم نیست.

     مانند کسی که امتحان می‌دهد و مردود می‌شود ناراحت می‌شود ولی چون به نماز اهمیت نمی‌دهد و اگر در فضای معنوی نخواند اصلاً غصه نمی‌خورد.پس محور نماز پرورش است و باید این جنبه رعایت شود.

           اگر در جامعه رتبه اول‌ها نمره 15 بگیرند متوسط‌ها به راحتی 9 می‌گیرد و می‌گوید رتبه اول‌ها نمره گرفتند، پس من مشکلی ندارم. بنابراین جامعه روحانیت در ابتدا باید مراعات این مسأله را بکنند و یا کاسب ها و دیگر مشاغل هم همین‌طور است که اگر عالی‌ترین آنها مراعات کنند، حتماً مشتریان هم بالتبع مراعات می‌کنند. ولی اگر کاسب مراعات نکرد و در اول وقت نماز مغازه را تعطیل نکرد بالطبع مشتری غیر متدین هم در وقت نماز خواهد آمد.

امام باقر(علیه السلام) فرمود:«الصلاۀ وجه دینکم»، «یعنی نماز آبروی دین انسان است.»

پس باید نماز انسان، انسان را متحول کند، مانند نماز آیه الله بهجت (رحمه الله علیه) که بعضی وقت‌ها که نماز از ایشان دیدن انسان را متحول می کند.

     و نماز که یاد خداست از هرچیزی بالاتر است و «لذکرالله اکبر». قطعاً یاد کردن خداوند مطلب بسیار بزرگی است و خدا هم او را یاد می‌کند چنانچه فرموده: «فاذکرونی اذکرکم.»

آیه الله بهجت فرمودند: «اگر بدانید اصلاح همه امور به اصلاح عبادت و در رأس آن نماز است که آن هم با خشوع حاصل می شود و خشوع با اعراض از لغو کارتمامی شود و فلاح حاصل می‌شود.»

  • لغوچیست؟

 هر چیز بیهوده و بی‌هدف و یا به بیان روایی، تا زمانی که کشاورز کار می‌کند تا به هدف اصلی که گندم است برسد، این کار است ومابقی لغو است ومثلاً خواب این کشاورز برای بهتر کارکردن هم جز کارهایی است که با هدف است و لذا مباحات صفحات سفیدی است که انسان از آن‌ها می‌تواند استفاد کند و درجاتش را بالا ببرد.

آیت‌الله حسن‌زاده فرمودند: «این اعضا و جوارح جاسوس‌های دل است، یعنی گوش جاسوس دل است و... پس گفته‌ها و شنیده‌ها که در دل جمع  شده است، نمی‌گذارد تا «الله اکبر» انسان با خضوع و خشوع باشد و باید مراقب لغویات زندگی باشیم و اجازه ندهیم لغویات وارد زندگی شود تا نتوانند وارد نمازمان بشود و لذا خیلی از افراد از «الله اکبر تا السلام علیکم» غیر از عادتی که دارند هیچ معرفتی کسب نکرده اند.

 

      نماز در قرآن (آیات نماز)

حدود 98 باردرقرآن است که ماده «صلاۀ» درقرآن است اعم از «صَلو» یا «صَلی».

واژه «صلاۀ» در قرآن با «واو» نوشته می‌شود یعنی «صلوۀ»، ولی در روایات رسم الخط آن «صلاۀ» است.

   ماده «صلاۀ»  از نظرصرفی و لغوی: اسم مصدر، وزن آن فعله است و ریشه آن اختلاف است و بعضی آن را «ناقص واوی» و بعضی «ناقص یائی» می‌دانند و معمولاً آن را «ناقص واوی» نامیده‌اند، ولی برخی از لغویون هم آن را «ناقص یائی» به حساب آورده‌اند، مثلاً در«مفردات راغب» آن را در ماده «صلی» مطرح کرده است و همچنین «ابن فارس» در «مقائیس اللغه». ولی درکتاب «التحقیق» علامه مصطفوی آن را «ناقص واوی» حساب کرده است. کتاب «التحقیق» 14جلد است که در مورد قرآن و لغات آن است و یا درکتاب «الغین» نوشته الخلیل آن را «ناقص واوی» فرض نموده است.

    در کتاب مقائیس«صلی» دو اصل دارد:

   1. سوختن با آتش: یصلون سعیرا، تصلیه جحیم وملازم باآتش وسوختن بودن

   2. عبادات مخصوص ونمازخواندن

و اصل معنای صلاۀ، ثناء و دعای خاص است که بعداً در عبادتی خاص مطرح شده است .

از 98 بار ذکر ماده «صلو» یا «صلی» که در قرآن آمده حدود 88 بار آن در مورد عبادت مخصوصه آمده است.

***

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

10/7/1390

 

  • §       بررسی آیات مربوط به نماز در قرآن کریم:
  • چند واژه را باید در ابتدا بررسی کنیم:
  1. صلاۀ
  2. اقامه ( قَوَمَ – قیام)
  3. تهجد (مثل و من اللیل فتهجد به نافلۀ لک)
  4. رکوع ( و راکعوا مع الراکعین)
  5. سجود
  6. عبادت (از این جهت مصداق روشن عبادت فردی نماز است.)

مقام معظم رهبری فرمودند: «نماز کامل‌ترین پاسخ به عالی‌ترین نیاز است و شامل ذکر و قرائت قرآن و واژه‌هایی از این قبیل مانند«أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ» (سوره مبارکه زمر، آیه 9)

واژه‌ایکه  باید دقیق بررسی شود واژه صلاۀ است که در رسم الخط قرآن «صلوۀ» و در فارسی «صلات» نوشته می شود.

صلاۀ اگر از ریشه «صلو» باشد همین بحث ما است که ثناء جمیل است و مورد بحث ما همین نماز است.

  • آیات مربوط به نماز را دسته بندی می کنیم: (یعنی آیاتی که در آن ماده صلاۀ آمده است.)

 حدود 98 آیه داریم که در آن ماده صلاۀ آمده است و حدود 10 آیه که در آن کلمه صلاۀ ذکر شده است ولی مربوط به نماز نیست.

«إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْليماً» (سوره مبارکه احزاب، آیه 56)

 که به معنای دعا و انزال رحمت و ثناء جمیل است.

   به عبارت دیگر ماده (ص ل و) در قرآن کریم حدود 98 بار تکرار شده است که حدود 88 مورد به معنای مورد نظر یعنی نماز گزاردن به معنای عام یعنی عبادت رسمی روزانه است.

اینکه نماز را به نماز خواندن تعبیر می کنند اشتباه است، زیرا نماز گزاردن صحیح است و چون از پنج رکن، چهار رکن آن عملی و فعلی است و فقط تکبیرالاحرام آن خواندنی است و در مفردات آمده است که مصلین در قرآن به صورت مذمت آمده است و مقیمین الصلاۀ مورد تأیید واقع شده است.

   استاد: حرف مفردات کلیت ندارد زیرا در قرآن آمده است: «خلق هلوعا.......» و در آن جا مصلین مورد تأیید واقع شده اند، پس در ترجمه فارسی واژه نماز گزاردن دقیق‌تر است، اما باید توجه داشت که لسان عربی تمام زبان ها را ترجمه می کند ولی بقیه زبان ها، عربی را نمی تواند ترجمه کند.

  یعنی عبادت است نه خصوص آن چه با تکبیر شروع شود و با سلام خاتمه یابد و لذا نمی‌دانیم که در ادیان گذشته کیفت نماز به چه صورت بوده است به این دلیل که حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و اله وسلم) فرمودند:«سوره حمد مخصوص من رسول الله است و به پیامبران قبل داده نشده است.»

  و در هشت مورد به معنای دعا کردن یا رحمت نمودن و پاک کردن است و در دو مورد معنای نماز خواندن و دعا کردن محتمل است.

  • اما مواردی که«صلاۀ» به معنای دعا یا رحمت است

1و2. «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ» (سوره مبارکه توبه آیه 103)

     3و4. سوره احزاب: ان الله وملائکته «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْليماً» (سوره مبارکه احزاب، آیه 56)

       5. «وَ مِنَ الْأَعْرابِ مَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ يَتَّخِذُ ما يُنْفِقُ قُرُباتٍ عِنْدَ اللَّهِ وَ صَلَواتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّها قُرْبَةٌ لَهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللَّهُ في‏ رَحْمَتِهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ» (سوره توبه آیه99)

       6. «هُوَ الَّذي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَ مَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ كانَ بِالْمُؤْمِنينَ رَحيم» (سوره مبارکه احزاب آیه 43)

  • مواردی که هر دو معنا (نماز و دعا) متحمل است.

1. «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبيحَهُ وَ اللَّهُ عَليمٌ بِما يَفْعَلُو» (سوره مبارکه نور آیه 41)

2. «وَ ما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلاَّ مُكاءً وَ تَصْدِيَةً فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ» (سوره مبارکه انفال آیه 35)

  • آیاتی که در آن‌ها «صلاۀ» به معنای عبادت رسمی مستمر به کار رفته است، یعنی همین نماز ولی نمازی که صلحا و الهیون می‌خواندند که در آینده به این بحث می پردازیم.
  • یکی از وجوه بی رغبتی نمازگزاران، نماز خواندن بعضی از نماز خوان‌ها می‌باشد.

امام صادق(علیه السلام) فرمودند: « نماز وجه دین است و اگر زیبا نباشد نمی‌شود به واسطه آن جلب دین کرد، پس باید جهره مطلوب داشته باشد.»

  • بررسی مشکلات مربوط به نماز و توجه به راه حل آن‌ها:

نمازگزاران ما دو مشکل اساسی نسبت به نماز دارند:

 1. نمازهای ما ناقص است، زیرا جوهر اصلی نماز یاد خداست« اقم الصلاۀ الذکری». و نمازهای ما پر از یاد خدا نیست و لذا گاهی یک قسمت از ده قسمت آن پذیرفته می شود. یکی از خاصیت های نماز بازدارنده از زشتی است و اگر نماز کامل شود انسان به مرز عصمت می رسد. به عبارت دیگر اثر اساسی نماز جلوگیری از زشتی هاست« ان الصلاۀ تنهی عن الفحشاء و المنکر». لذا اگر نماز کامل باشد باید مانع از همه‌ی فحشاء و منکرات شود، پس همین نماز به اندازه ای که ارزش داشته است، مانع ا منکرات شده و این نماز باطل نیست ولی نقصان دارد.

2. نماز برای ما به عنوان کار مهمی مطرح نیست.

 

***

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

17/7/90

 

  • آیات ناظر به نماز(به معنای عبادت رسمی در اسلام که از الله اکبر شروع و با سلام ختم شود) چند دسته هستند: 

«کان یامر اهله بالصلاۀ» یعنی مضارع استمراری

  • آیاتی که در آنها به نماز امرشده است:

     1. سوره بقره آیه40 «يا بَني‏ إِسْرائيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتي‏ أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَوْفُوا بِعَهْدي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَ إِيَّايَ فَارْهَبُو»

     2. سوره بقره آیه83 « وَ إِذْ أَخَذْنا ميثاقَ بَني‏ إِسْرائيلَ لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ ذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكينِ وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلاَّ قَليلاً مِنْكُمْ وَ أَنْتُمْ مُعْرِضُونَ»

     3. سوره بقره آیه110«وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِماتعْمَلُونَ بَصير»

    «آنچه از خیر برای خودتان نزد خدا بفرستید آن را یافت خواهید کرد.»

     4. سوره انعام آیه72 « وَ أَنْ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ اتَّقُوهُ وَ هُوَ الَّذي إِلَيْهِ تُحْشَرُو»

     5. سوره بینه آیه 5 «وماامرواالالیعبدوالله»

       « واین‌ها به هیچ چیز مامور نشده‌اند مگر به عبادت خدا واقامه نماز.»

  • آیاتی که نماز را شیوه انبیاء«علیهم السلام» ومورد توصیه و سفارش ایشان و مربوط به ادیان دانسته است:

     1. سوره یونس آیه 87 «وَ أَوْحَيْنا إِلى‏ مُوسى‏ وَ أَخيهِ أَنْ تَبَوَّءا لِقَوْمِكُما بِمِصْرَ بُيُوتاً وَ اجْعَلُوا بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنين‏»

      «وحی کردیم...حال که چنین وحی کرده یعنی حضرت موسی و برادرشان موظف به نماز خواندن        هستند پس جزء شیوه انبیاء هم می شود.»

  • ترجمه آقای فولادوند و بهرام‌پور از بهترین ترجمه‌هاست، که می‌توان با مراجعه به آن کار را پیش برد و در ترجمه آقای الهی قمشه‌ای از جانب ناشران کم و زیاد شده است و لذا توصیه نمی‌شود با این وضع که از آن استفاده شود و ترجمه خوبی است، ولی چاپ آن خوب نیست و در سه جلد است و در دسترس  نیست، ولی ترجمه آقای مکارم و مشکینی خوب است و ترجمه قابل توجهی است و بعضی‌ها معتقدند که قرآن درست ترجمه نشده است و باید تفسیر درست شود نه ترجمه، و لذا تفسیر آقای جوادی آملی به این مطلب اشاره دارد و می‌توان آن را خلاصه تفسیر معرفی کرد نه ترجمه.

     2. سوره ابراهیم آیه31« قُلْ لِعِبادِيَ الَّذينَ آمَنُوا يُقيمُوا الصَّلاةَ وَ يُنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فيهِ وَ لا خِلال‏»      

v   دومشکل اساسی در رابطه نماز:

     الف) نماز‌های ما ناقص است (جوهر ندارد) و (آثار ناقص دارد)

      ب) نماز برای ما به عنوان کار مهمی مطرح نیست.

        زیرا هیچ‌گاه با نماز ترقی نکرده‌ایم، چون به نماز اهمیت  نداده‌ایم، پس عدم ترقی نشانه این است که نماز برای ما مهم نبوده است و همچنین کتاب خاصی برای نماز نخوانده‌ایم و باید توجه داشت که  کنکوری‌هایی که قبول شده‌اند، معمولاً روزانه حدود 6 الی 10 ساعت وقت گذاشته‌اند و تازه این برای ورود است و اگر ما روزانه برای هر نماز 5 دقیقه اضافه وقت بگذاریم و روی آثار نماز، کیفیت نماز تأمل کنیم، یقیناً پیشرفت کار و نماز را بهتر می‌بینیم و متأسفانه پای عمل می لنگد و برای اینکه مشکل اول حل شود، ابتدا باید مشکل دوم را حل کنیم، یعنی چه کنیم که نماز به عنوان کار مهمی برای ما مطرح شود.

باید به آثار و ثواب نماز توجه داشت؛ مثلاً می‌فرماید: « نماز کفاره گناهان است» و فرموده‌اند: «کسی که نماز می‌خواند مانند برگ هائی که از درخت می ریزد، گناهانش ریخته شود.»

   حضرت علی (علیه السلام) در خطبه 198 نهج البلاغه می‌فرمایند: «مثل نماز مثل نهری است که در کنار خانه‌ای باشد و با شستن در آن هیچ چرکی در آن نمی‌ماند.»

   باید ثواب عظیم نماز را بیان کند. در «عروۀ الوثقی» آمده است که:

 «صلاه فریضه عندالله تعدیل الف حجه والف عمره مبرورات متقبلات»

یک نماز واجب برابر با هزار حج وعمره ای است که به نیکی انجام گردد وپذیرفته شود، یعنی خدا نمازی خواسته که این قدر ارزش داشته باشدبیرزد که در مقابل چنین ثوابی می دهد ولذا باید توجه داشت که هزار حج،هزینه میلیاردی دارد،پس باید نمازی بخواند که میلیاردی ارزش داشته باشد.

     امام معصوم (علیه السلام) فرموده‌اند: «بعضی از نمازها طوری است که اگر برای همدیگر می‌خواندید، طرف   مقابل قبول نمی‌کرد، پس چگونه انتظار دارید خداوند از شما قبول کند.

 «ما اقبح بالرجل ان یاتی ستون او سبعون سنه ....» چقدر زشت است که پیرمردی 60 یا 70 سال از عمرش بگذرد و حال آنکه نماز او درست نبوده باشد...

 

***

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

24/7/90

    بحث نماز را در دو قسمت موردبررسی قرار می‌دهیم:

     1.  آیات نماز

     2. مشکلاتی که در راه پیگیری نماز وجود دارد

  • §       آیا ت مربوط به نما ز:
  • آیاتی که نماز را شیوه انبیاء مورد توصیه سفارش ایشان می‌دانند و مربوط به همه ادیان می‌دانند.
  1. سوره لقما ن آیه 17: « يا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اصْبِرْ عَلى‏ ما أَصابَكَ إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ »

  صلاۀ قبل از فرهنگ اسلام هم به عنوان عبادت رسمی وجود داشته و آیات هم براین مطلب گواه است.     

  1. سوره انبیاء آیه 73: «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إيتاءَ الزَّكاةِ وَ كانُوا لَنا عابِدينَ »
  2. سوره ابراهیم آیه40: «رَبِّ اجْعَلْني‏ مُقيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي‏ رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ »
  3. 4.     سوره مریم آیه 31: «وَ جَعَلَني‏ مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ وَ أَوْصاني‏ بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا»
  4. 5.     سوره مریم آیه 55: « وَ كانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ وَ كانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا»
  5. سوره طه آیه 123: « قالَ اهْبِطا مِنْها جَميعاً بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ فَلا يَضِلُّ وَ لا يَشْقى‏         »
  • آیاتی که نماز را شیوه‌ی پارسیان و شایستگان دانسته است.
  1. 1.     سوره بقره آیه 3: « الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ»
  2. 2.     سوره بقره آیه 177:آیه معروفی که عقائد و اخلاق و سیمای مسلمان را ترسیم کرده است

«لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيِّينَ وَ آتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ وَ السَّائِلينَ وَ فِي الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حينَ الْبَأْسِ أُولئِكَ الَّذينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُون‏»

     اگر جایی آن با لفعل ناقصه آمده اسمی را که کنا ر «لَيْسَ» آمده خبر حسا ب می کنند.

  • §       باید توجه داشت که ادبیا ت باید خودش را با قرآن تطبیق دهد، نه اینکه قرآن با ادبیات همسنگ باشد.
  • §       نکته تفسیر: قرآن مفاهیم را بررسی نمی‌کند بلکه مفاهیم را با الگوها معرفی می‌کند و لذا می‌فرماید: «نیکی کسی است که ایما ن به خدا آورده با شد.»

3.  سوره نمل آیه 3: « الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُون‏»

4.  سوره شوری آیه 38: در بیان ویژگیهای افراد شایسته

«وَ الَّذينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورى‏ بَيْنَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُون‏»

5.  سوره حج آیه 35: «الَّذينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ الصَّابِرينَ عَلى‏ ما أَصابَهُمْ وَ الْمُقيمِي الصَّلاةِ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُون‏»

6.  سوره نورآیه 37: «رِجالٌ لا تُلْهيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إيتاءِ الزَّكاةِ يَخافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصار»

  • آیاتی که از آثار متفرع بر نماز سخن می‌گوید:
  1. سوره بقره آیه 277: «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»
  2. سوره نساءآیه 162: «لكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَ الْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ الْمُقيمينَ الصَّلاةَ وَ الْمُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ الْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ أُولئِكَ سَنُؤْتيهِمْ أَجْراً عَظيماً»

« خدا که همه چیز را کم می بیند حال که نسبت به نماز بفرماید اجرعظیم، معلوم می‌شود که بسیار ثواب دارد.»

     در این آیه «الراسخون ،المومنون،الموتون» مرفوع است، ولی چرا «المتقین» منصوب است؟ منصوب است بنابر اختصا ص مانند «وامراًته حماله الحطب» یعنی در مقام مذمت و یا مدح قطع از تابیعت می‌کنند و تغییر اعراب برای جلب توجه است و این تغییر اعراب نظر «آیت الله جوادی آملی» است.

3.  سوره ما ئده آیه12: «وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ ميثاقَ بَني‏ إِسْرائيلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقيباً وَ قالَ اللَّهُ إِنِّي مَعَكُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاةَ وَ آتَيْتُمُ الزَّكاةَ وَ آمَنْتُمْ بِرُسُلي‏ وَ عَزَّرْتُمُوهُمْ وَ أَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً لَأُكَفِّرَنَّ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ لَأُدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ فَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبيل»‏

4.  سوره اعراب آیه 70 : «وَ الَّذينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتابِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ إِنَّا لا نُضيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحين‏»

  5.  سوره ما ئده آیه 55: «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُو»

     6.  سوره انفا ل آیه 3 : «الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُون»‏

7.  سوره توبه آیه 18و71 : «إِنَّما يَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ لَمْ يَخْشَ إِلاَّ اللَّهَ فَعَسى‏ أُولئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدين»18

        «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ                    یؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكيم‏»71

8.  سوره طه آیه 14: «إِنَّني‏ أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْني‏ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْر»

9.  سوره نورآیه 56 : «وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ»

     10 . سوره فاطر آیه 18،29:« وً لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى‏ وَ إِنْ تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلى‏ حِمْلِها لا يُحْمَلْ مِنْهُ شَيْ‏ءٌ وَلًوْ كانَ ذا قُرْبى‏ إِنَّما تُنْذِرُ الَّذينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ مَنْ تَزَكَّى فَإِنَّما يَتَزَكَّى لِنَفْسِهِ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصيرُ»18

«إِنَّ الَّذينَ يَتْلُونَ كِتابَ اللَّهِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً يَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ»29

     11. سوره انعام آیه 92: «وَ هذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى‏ وَ مَنْ حَوْلَها وَ الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ هُمْ عَلى‏ صَلاتِهِمْ يُحافِظُو»

  • §       چه کنیم که نماز به عنوان کار مهمی برای ما مطرح شود؟

1) توجه به آثار و ثواب نماز

2) توجه به جایگاه نماز در دین:

الف. نماز رأس اسلام است؛ انسان بدون دست و پا می‌شود، ولی بدون سر نمی‌شود.

ب. نماز وجه دین است، زیرا زییایی انسان با صورت او مقایسه می‌شود.

ج. نماز احب الاعمال الی الله است .

د. نماز نور چشم پیا مبر( صل الله علیه وآله وسلم )است .

ه. نماز عامل نزدیکی به خداست.«قربان کلً تقی»

و. نماز بهترین موضوع است.«الصلاۀ خیرُ موضوٍع»

ی. نماز عمود دین است.

       ر. نماز بهترین اعمال بعد از معرفت خداوند است وحضرت عیسی(علیه السلام)اولین تکلم او سفارش به    نماز بوده است. «و اوصانی بالصلاۀ»   

      ز. نماز اولین چیزی است که مورد سوال واقع می شود.

      چ. نهی از اموری چون شرب خمر به دلیل اینکه انسا ن را از نماز باز می‌دارد، علاوه بر ایجاد عداوت وبغضاء.«فعل انتم منتهون»

      ح. نهی از ارتباط دوستانه با اهل کتاب و کفا ر به دلیل اینکه نماز را کم توجهی به آن می‌کنند

 «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذينَ اتَّخَذُوا دينَكُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ الْكُفَّارَ أَوْلِياءَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ» 57

وَ إِذا نادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ اتَّخَذُوها هُزُواً وَ لَعِباً ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُونَ» 58

«وَ إِذا نادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ» وآن را مسخره می کنند.

     3) توجه و اهتمام ویژه شارع مقدس نسبت به نماز

        ما در عبادات فردی، بهترین‌ها را که بررسی می کنیم، قرآن، ذکر، دعا و در حا لت‌های انسان بهترین حالت قیا م، تعظیم و سجود است. خداوند روی نماز سرمایه گذاری ویژه‌ای کرده است و در قرآن بهترین سوره را حمد قرار داده است و این حمد شرط نماز است و سوره توحید هم یکی از بهترین سوره‌هاست. در بین اذکار، بهترین ذکر تسبیحا ت اربعه است و همه این‌ها در نماز جمع شده است و دقت باید داشت که چرا کعبه چهار گوش است؟ چون «بیت المعمور» هم چهار گوشه است و چون عرش چهار گوش است وچون عرش الهی براساس«سبحان الله والحمد الله ولا اله الا الله والله اکبر» بنا شده است و حال معلوم می‌شود چرا در وقت خواب تسبیحات اربعه را ثواب حج می دهند.

***

 

 

 

1/8/1390

 

   آیات دیگری که حدود 80 آیه است را می‌شود دسته‌بندی کرد.

  • آیات که  واژه «صلوة» در آن ها بکار رفته است شامل موارد زیر می باشد:
  1. ناظر به اصل نماز گذاردن و خواندن است.
  2. آیاتی که نماز را شیوه انبیاء و مورد سفارش ایشان و مربوط به ادیان مختلف بیان کرده‌اند.
  3. نماز را شیوه پارسایان بیان کرده است.
  4. آیاتی که ازآثار متفرع بر نماز صحبت کرده است.
  5. آیاتی که رسیدن به عالی‌ترین درجات و نجات از بدترین تباهی‌ها را در درجه نخست وابسته به نماز، خشوع در آن و استمرار برآن دانسته است :

الف. آیات معروف سوره اعلی:« قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى» 14«وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى»15

پاک کردنی که زمینه رشد را فراهم کند .

             ب. سوره مومنون آیات 1الی 11 : « قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ»1، «الَّذينَ هُمْ في‏ صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ»2

            و بعد صفات متعدد دیگری را بیان می کند که: « وَ الَّذينَ هُمْ لِلزَّكاةِ فاعِلُون......»

           «وَ الَّذينَ هُمْ عَلى‏ صَلَواتِهِمْ يُحافِظُونَ»9: یعنی اول و آخر آن نماز است و بعد خداوند می‌فرماید:

           « أُولئِكَ هُمُ الْوارِثُونَ»10، « الَّذينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فيها خالِدُونَ»11

          «آنان که وارث فردوس می شوند کسانی هستند که با نماز زندگی می کنند.»

  • هر عملی که نگاه آخرتی به آن نباشد لغو است.

   عالی‌ترین درجه در قرآن فلاح است (مانند آیه روزه که غایت آن را تقوی معرفی کرده و تقوی غایت آن                                    فلاح و رستگاری است) عالی‌ترین قله ای که قرآن ترسیم کرده است فلاح است.

            ج. سوره معارج آیه 19تا35: « إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً (19)إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً (20)وَ إِذا              مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً (21)إِلاَّ الْمُصَلِّينَ (22)الَّذينَ هُمْ عَلى‏ صَلاتِهِمْ دائِمُونَ (23)وَ الَّذينَ في‏ أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ (24)ِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ (25)وَ الَّذينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ (26)وَ الَّذينَ هُمْ مِنْ عَذابِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ (27)إِنَّ عَذابَ رَبِّهِمْ غَيْرُ مَأْمُونٍ (28)وَ الَّذينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ (29)إِلاَّ عَلى‏ أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومينَ (30)فَمَنِ ابْتَغى‏ وَراءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ (31)وَ الَّذينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ (32)وَ الَّذينَ هُمْ بِشَهاداتِهِمْ قائِمُونَ (33)وَ الَّذينَ هُمْ عَلى‏ صَلاتِهِمْ يُحافِظُونَ (34)أُولئِكَ في‏ جَنَّاتٍ مُكْرَمُونَ(35)»

              انسان «هلوع» است؛ یعنی وقتی شر به او می‌رسد داد و فریاد می‌زند و وقتی مالی به او                          می‌رسد به دیگران چیزی نمی‌دهد و عطا نمی ‌کند و باید توجه داشت که این کم‌ظرفیتی است، ولی         نمازگزاران این گونه نیستند و نماز به میزانی که یاد خدا در آن باشد، انتساب به خدا می‌آورد .

      6. آیاتی که برپایی نماز را اولین ویژگی صالحان می‌داند.

        « كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَنْ تَوَلاَّهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ وَ يَهْديهِ إِلى‏ عَذابِ السَّعيرِ» (سوره حج آیه4)

       7. آیاتی که از آثار سوء ترک نماز و بی اعتنائی به آن پرده برمی‌دارد :

      الف. سوره توبه آیه 54 : « وَ ما مَنَعَهُمْ أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقاتُهُمْ إِلاَّ أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ لا يَأْتُونَ الصَّلاةَ     إِلاَّ وَ هُمْ كُسالى‏ وَ لا يُنْفِقُونَ إِلاَّ وَ هُمْ كارِهُو»

«آن که از آن‌ها قبول نمی‌شود اثر کسل نماز خواندنشان است»

      ب. سوره مریم آیه 59 : « فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّ»«بعد از آن گروه جایگزینانی آمدند که دو ویژه گی داشتند نماز را ضایع کردند و آنچه را که خواستند انجام دادند ، اینها به زودی ملاقات می کنند هلاکت را.»

مقام معظم رهبری(مدظله العالی) وقتی عبرت‌های عاشورا را بیان می‌کردند به این آیه استناد کردند که یاد خدا از بین رفت و هر کس تابع شهوات خودش شد و لذا محبت خدا را به شهادت رساندند.

      ج. سوره مبارکه مدثر آیه 38-44: « كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَةٌ (38)إِلاَّ أَصْحابَ الْيَمينِ (39)في جَنَّاتٍ يَتَساءَلُونَ (40)عَنِ الْمُجْرِمينَ (41)ما سَلَكَكُمْ في‏ سَقَرَ (42)قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ (43)وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكينَ (44)»

امیرالمومنین علی (علیه السلام) در خطبه 199نهج البلاغه که در بخش اول آن راجع به نماز و اهمیت آن صحبت می‌کنند و به این آیات استناد می‌کنند.

  د. سوره مبارکه قیامت آیات 26تا35 : « كَلاَّ إِذا بَلَغَتِ التَّراقِيَ (26)وَ قيلَ مَنْ راقٍ (27)وَ ظَنَّ أَنَّهُ الْفِراقُ(28)وَ الْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ (29)إِلى‏ رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَساقُ (30)فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى (31)وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى (32)ثُمَّ ذَهَبَ إِلى‏ أَهْلِهِ يَتَمَطَّى (33)أَوْلى‏ لَكَ فَأَوْلى‏ (34)ثُمَّ أَوْلى‏ لَكَ فَأَوْلى‏ (35)»

«چه کسی است که بتواند مداوا کند و باور می‌کند که جدائی حاصل می‌شود و پاها به پاها کشیده می‌شود و سوق افراد در این روز به سوی خداست ولی این شخص نه در صدقه داده و نه نماز خوانده و با حالت ناز به سوی اهلش رفته، پس مرگ بر تو باد و آنچه که خوش نداری بر تو باد.»

  • پس بعد از تصدیق خدا نماز اولین چیزی است که مطرح می شود .

      ه. علق آیه 9تا14 : « أَ رَأَيْتَ الَّذي يَنْهى‏ (9)عَبْداً إِذا صَلَّى (10)أَ رَأَيْتَ إِنْ كانَ عَلَى الْهُدى‏ (11)أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوى‏ (12)أَ رَأَيْتَ إِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى (13) لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى‏ (14)»

«أَ رَأَيْتَ» در اینجا به معنای «اَخیرنی» است که بگو آن که نهی می‌کند، نهی می‌کند بنده‌ای را که نماز    می‌خواند، اگر این شخص بر هدایت باشد و امر به  تقوی کند ، آن شخص نهی کننده این را نمی‌داند که خدا او را می‌بیند و این توجه به علم خدا تهدید است؛ یعنی کسی که نسبت به نماز، نمازگزاران صحبت ناروا و نهی می‌کند از جانب خدا مورد تهدید است.

     و. سوره ماعون 3-7 : « وَ لا يَحُضُّ عَلى‏ طَعامِ الْمِسْكينِ (3) فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ (4) الَّذينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ (5) الَّذينَ هُمْ يُراؤُنَ (6) وَ يَمْنَعُونَ الْماعُونَ (7) »

       8.  آیاتی که از نمازهای خاص سخن می گوید( با واژه صلوة ):

        الف. نماز خوف ( سوره نساء آیه 102 ):« وَ إِذا كُنْتَ فيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ فَلْتَقُمْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَ لْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرائِكُمْ وَ لْتَأْتِ طائِفَةٌ أُخْرى‏ لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ وَ لْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَ أَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الَّذينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَ أَمْتِعَتِكُمْ فَيَميلُونَ عَلَيْكُمْ مَيْلَةً واحِدَةً وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِنْ كانَ بِكُمْ أَذىً مِنْ مَطَرٍ أَوْ كُنْتُمْ مَرْضى‏ أَنْ تَضَعُوا أَسْلِحَتَكُمْ وَ خُذُوا حِذْرَكُمْ إِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْكافِرينَ عَذاباً مُهيناً »

         ب. سوره نساء آیه 103: « فَإِذا قَضَيْتُمُ الصَّلاةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِكُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقيمُوا الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنينَ كِتاباً مَوْقُ »

       ج. نماز وسطی (سوره بقره آیه 238): « حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى‏ وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتي »

که شیعه مراد از «وسطی» را نماز ظهر می‌داند و آیت الله تبریزی می‌فرمودند: «که اگر نماز وسطی را عصر بیان شده در روایات از باب تقیه بوده است.»

و پیامبر به نماز زوال سفارش نموده است و نسبت به نافله های آن و نماز عصر را در فارسی نماز پسین می گویند .

         د. نماز مسافر (سوره  نساء آیه 101) :« وَ إِذا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذينَ كَفَرُوا إِنَّ الْكافِرينَ كانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُبيناً»

یعنی مسافرت داشتن، پس گناه ندارد که نماز را قصد کنید، اگر می‌ترسید که کافران شما را مورد فتنه قرار دهند؛ یعنی نماز مسافر در صورت خوف از کفار شکسته است، یعنی این حکم ترخیص را نشان می‌دهد نه حکم عزیمت، ولی با توجه به روایات معتبر « فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ » برای رفع شبهه ذهنیت است؛ یعنی حتماً باید این کار را بکنید. پس این  گونه می شود آیا گناه ندارد که نماز شکسته بخوانیم؟ خیر حتماً باید شکسته بخوانید.

        و.نماز جمعه (سوره جمعه آیات 9-10) :« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى‏ ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيْعَ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (9) فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (10)»

که از نماز جمعه با یاد خدا صحبت شده است و علامه مجلسی فرموده‌اند: «که کل سوره جمعه در رابطه با نماز جمعه است.»

        ه. نماز شب(سوره مزمل آیه 20): « إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنى‏ مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طائِفَةٌ مِنَ الَّذينَ مَعَكَ وَ اللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتابَ عَلَيْكُمْ فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضى‏ وَ آخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ آخَرُونَ يُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَيْراً وَ أَعْظَمَ أَجْراً وَ اسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ»

که پیامبریک سوم از شب را عبادت می کردند ودر آخر آیه می فرماید:« أَقيمُوا الصَّلاةَ ...» که اینجا بحث نماز شب را بیان کرده است .

آیات دیگری هم از نماز شب بیان شده و ناظر به آن است ولی از لفظ «صلاۀ» نیست.

        ی. نماز طواف( آیه 125سوره بقره):« وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهيمَ مُصَلًّى وَ عَهِدْنا إِلى‏ إِبْراهيمَ وَ إِسْماعيلَ أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفينَ وَ الْعاكِفينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ».

***

 

 

 

8/8/1390

 

9. آیاتی که به بیان برخی از احکام نماز پرداخته است:

الف. اشاره به اوقات نماز :

سوره مبارکه هود آیه 114 :« وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ ذلِكَ ذِكْرى‏ لِلذَّاكِرينَ»

      نماز در دو طرف روز (صبح و مغرب) و عشاء اشاره دارد و عبارت «إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ »اشاره به این است که نماز اثر کارهای زشت را از بین می‌برد و نظیر تفهمی«عن‌ الفحشا والمنکر» است.                                     عنددلوک الشمس

      سوره اسراء آیه 78 : « أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى‏ غَسَقِ اللَّيْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُودا»

نماز ظهر (دلوک شمس)، فاصله زوال خورشید (عصرو مغرب و عشا) و « قُرْآنَ الْفَجْرِ » عطف است بر الصلاة که نماز صبح است .

    در روایت حضرت مزمت کرده‌اند کسانی را که نماز صبح را وقتی می‌خوانند که ستاره در آسمان نیست.

     از آیات قرآن چند دسته فرشته به دست می آید:

ü      «اله معقبات» (سوره رعد آیه11 ): « لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وال‏ »

ü      هرکس تعقیب کننده ای است که «يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ».

ü      «رقیب عتید» ( مراقب آماده است ).

ü      «بایدی سَفره» که حاملان وحی هستند.

و در روایات نیز گاهی 10 فرشته برای انسان ترسیم شده است. کتاب‌های آقای رجالی تهرانی درباره این موضوع نوشته‌های خوبی دارند.

     سوره نور آیه 58 : « يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْكُمُ الَّذينَ مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ وَ الَّذينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلاثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلاةِ الْفَجْرِ وَ حينَ تَضَعُونَ ثِيابَكُمْ مِنَ الظَّهيرَةِ وَ مِنْ بَعْدِ صَلاۀ الْعِشاءِ ثَلاثُ عَوْراتٍ لَكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَ لا عَلَيْهِمْ جُناحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُمْ بَعْضُكُمْ عَلى‏ بَعْضٍ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآياتِ وَ اللَّهُ عَليمٌ حَكيم‏»

«عبدها و کنیزهای شما و فرزندان که به بلوغ نرسیده‌اند نبایند « مِنْ قَبْلِ صَلاةِ الْفَجْرِ » و آن موقعی که لباسهایتان را در می آورید و من بعد « صَلاۀ الْعِشاءِ.»

        ب. کیفیت وضو و غسل و تیمم و برخی از احکام آنها:

آیه 43سور نساء: « يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى‏ حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ وَ لا جُنُباً إِلاَّ عابِري سَبيلٍ حَتَّى‏ تَغْتَسِلُوا وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضى‏ أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْديكُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَفُوًّا غَفُور »

 یعنی تا زما نی که جنب هستید نزدیک نماز نشوید.

سوره مائده آیه 6 :« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَ إِنْ كُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضى‏ أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْديكُمْ مِنْهُ ما يُريدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لكِنْ يُريدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَ لِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون‏»

بحث وضو و غسل و تیمم و کیفیت آن و بعضی از موارد تیمم بیان شده است .

  ج.اشاره به قبله و مسجد.   

     سوره بقره آیه144:« قَدْ نَرى‏ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ وَ إِنَّ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُون‏ »  

    از 142 تا150سوره بقره آیات قبله بیان شده است.                        

       در سوره توبه108واژه صلاۀ وجود ندارد، ولی در رابطه با نماز« لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ » است و اشاره به          مسجد دارد: « لا تَقُمْ فيهِ أَبَداً لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى‏ مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فيهِ فيهِ رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرين‏»

      10. آیاتی که می‌فرماید برداشته شدن توبیخ از مشرکان و پذیرفتن ایشان به جمع مومنان را پس از توبه، به نماز گزاردن آن‌ها منوط می‌کند.

        الف. سوره توبه 5آیه :« فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ وَ احْصُرُوهُمْ وَ اقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَخَلُّوا سَبيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيم‏»

« بکشید هر جا دست به آنها پیدا کردید و در هر کمین گاه به کمین آنها بنشیند اما اگر توبه کردند و نماز خواندند و زکات پرداختند آنها را رها کنید.»

        ب. آیه 11سوره توبه :« فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّينِ وَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ  يَعْلَمُون‏»

      11.آیاتی که به استعانت نماز فرمان می دهند:

         الف.سوره بقره آیه 153: « يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرين»

 بالای صد مورد بحث صبر و جایگاه آن در قرآن آمده است.

         ب.سوره بقره 45آیه: « وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعين‏ّّّ»

        12.آیاتی که با توجه دادن به اهمیت نماز ، سایرامور را تنظیم می کند:

        الف. سوره مائده آیات 57و58:« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذينَ اتَّخَذُوا دينَكُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ الْكُفَّارَ أَوْلِياءَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ (57)وَ إِذا نادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ اتَّخَذُوها هُزُواً وَ لَعِباً ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُونَ (58)»

 «کسانی که دین شما را مسخره می گیرند از کفار ، آنها را دوست خود قرار ندهید زیرا وقتی بحث نماز را مطرح می کنید نماز را مسخره می کنند.»

وخدا می‌فرمایند کفار را اولیاء و دوست خود قرار ندهید، زیرا نماز را مسخره می کنند؛ یعنی با کسی که نماز را مسخره می کند رابطه صمیمی نداشته باشید و این معیار است و فرقی بین کافر و غیر کافر نیست .

         ب. آیات 90و91 سوره مائده :

« وَ قالَ الْمَلَأُ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَئِنِ اتَّبَعْتُمْ شُعَيْباً إِنَّكُمْ إِذاً لَخاسِرُونَ (90)فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا في‏ دارِهِمْ جاثِمينَ (91)»

نهی از خمر و میسر مطرح است، زیرا خوردن شراب غیر از اینکه کینه توزی بر شما می‌آورد، شما را از یاد خدا و از نماز باز می دارد، آیا دست بر می‌دارید.

       ج. سوره نساء  آیه142 درتوصیف منافقین می فرماید : « إِنَّ الْمُنافِقينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى‏ يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلاَّ قَليلا»

«خدا دارد آنها را فریب می دهد وحال آنکه فکر می کنند خدا را دارند فریب می دهند.»

چه بسا خدا به شخصی که گناه می کند نعمت می دهد و این مکر خداست .

منافقین وقتی نماز می خوانند کسل هستند و به مردم عمل خود را نشان می دهند و یاد خدا برای دنیاست.

      د. سوره مائده آیه 106 : :« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا شَهادَةُ بَيْنِكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حينَ الْوَصِيَّةِ اثْنانِ ذَوا عَدْلٍ مِنْكُمْ أَوْ آخَرانِ مِنْ غَيْرِكُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَأَصابَتْكُمْ مُصيبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُما مِنْ بَعْدِ الصَّلاةِ فَيُقْسِمانِ بِاللَّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لا نَشْتَري بِهِ ثَمَناً وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى‏ وَ لا نَكْتُمُ شَهادَةَ اللَّهِ إِنَّا إِذاً لَمِنَ الْآثِمينَ»

شهادت شما موقع  مرگ در وصیت نامه 2نفر است ، ( اگر در مسافرت قرار گرفتند و در حین سفر دچار مرگ شدید 2 نفر را شاهد بگیرید برای وصیت نامه ، اما موقعیتی بگیرید که شاهدان به عدالت سخن بگویند و اینها را نگه دارید ، بعد از نماز و اینها به خدا قسم بخورند : به عبارت دیگر شهادت آنها که وصیت نامه را دیده اند و شنیده اند بعد از  نماز از آنها بخواهید که حرف خود را بزنند یعنی زمینه دروغ را ازبین می برد  .

***