معیارهای انتخاب همسر         ( 1 )

 

سیدمحمدشادمهر

 

 

 

گروه مطالعات زن و خانواده

پژوهشکده باقرالعلوم7

زمستان 1388

 

 

چکیده:

همسر ایده‌آل، معیارهایی دارد که جوانان باید بر اساس آنها همسر مورد نظر را شناسایی و انتخاب کنند. تعیین معیار برای گزینش همسر، همانند داشتن چراغ روشن برای وسیلة نقلیه در جادة تاریک است.

در این نوشتار، به معیارهای ضروری و غیر ضروری، از جمله در خصوص ایمان و دین‌داری، اخلاق نیک، عقل و هوشمندی، دانش، اصالت خانوادگی، سلامت، ثروت، زیبایی و ... اشاره می‌کنیم.

 

واژگان كليدي: همتایی، ژنتیک، اصالت خانوادگی، تناسب، شخصیت پارانوییدی، درون‌گرا و برون‌گرا.

 

مقدمه

ازدواج، مهم‌ترين انتخاب انسان در طول حيات است. ازاين‌رو، در معيارهاي انتخاب همسر، اين مهم بايد به عنوان اصلي‌ترين شاخص و فطري‌ترين معيار هميشه مدّ نظر باشد.

اگر بگوييم انتخاب همسر مهم‌ترين انتخاب است، سخن گزافي نگفته‌ايم. انتخاب همسر، يعني انتخاب صالح‌ترين، رازدارترين، همدل‌ترين، صديق‌ترين، رفيق‌ترين و سرانجام آرامش‌گر‌ترين زوج براي زندگي مشترك.[1] امام صادق(ع)، همسر را جهت‌دهندة زندگي معرفي مي‌كند و قيمت او را با معيارهاي مادي قابل ارزيابي نمي‌داند.[2]

آن حضرت، همسر صالح را از هر كالای باارزشي برتر، و زن نالايق را از هر كالاي بي‌ارزشي پست‌تر برمي‌شمارد و بر دقت مرد در انتخاب همسر تأكيد مي‌كند و مي‌فرمايد: «زن همچون گردنبندي است. پس دقت كن که چه گردنبندي برگردن خود مي‌آويزي».[3]

با توجه به اهميت اين مسئله، امام صادق(ع) فرمود: «دقت كن شخصيت خود را در چه جايگاهي قرار مي‌دهي و چه كسي را در ثروت خود شريك مي‌كني و از راز خود آگاه مي‌سازي».[4]

نقش همسر و تأثير آن در زندگي، انسان جوياي سعادت را وامي‌دارد در انتخاب همسر شتاب نكند و با دقتي بايسته، به جست‌وجوي همسري شايسته بپردازد.

انتخاب شوهر نيز براي زنان بسيار مهم و در زندگی تأثیرگذار است. به همین دلیل، در روایات در خصوص نسبت به انتخاب شوهر برای دختران دستورات مهمی آمده است.

يكي از عارفان بزرگ مي‌فرمايد: «اگر انسان نصف عمرش را صرف نمايد تا استاد شايسته‌اي پيدا كند، ارزش دارد؛ زيرا در نيمة ديگر عمرش سعادتمند خواهد شد. لذا اگر انسان نصف عمرش را صرف كند تا همسري شايسته و متناسب با خود پيدا نمايد، ارزش دارد؛ زيرا در بقية عمرش سعادتمند خواهد شد».[5]

استاد محمدتقي جعفري گفته‌اند: برتراند راسل، فيلسوف مشهور اروپايي به من نوشت: چرا اسلام اين‌قدر به ازدواج بها داده و برايش قانون وضع كرده است؟ در پاسخ او نوشتم: «مسئله انسان است؛ با ازدواج مي‌خواهد انسان به وجود آيد».[6]

وقتي مجموعة قوانين و دستورات اسلامي را دربارة ازدواج بررسي مي‌كنيم، مي‌بينيم اسلام، دربارة بسياري از مسائل ازدواج مثل مهريه، جهيزيه، ثروت، تشريفات، آداب و رسوم و... به آسانگيري و سادگي امر مي‌كند و مي‌فرمايد «خَيرُ النكاحِ اَيسرُهُ؛ بهترين ازدواج، آسان‌ترين آن است»؛ ولي دربارة انتخاب همسر، به دقت و مواظبت دستور مي‌دهد!

ازاين‌رو، در اين نوشتار به مهم‌ترين، و اصلي‌ترين معيارهاي همسرگزينيِ مشترک میان زن و مرد، با اولويت‌بندي آنها از ديدگاه ارزش‌هاي اسلامي و روان‌شناسي اشاره مي‌كنيم.

 

معيارهاي ضروري در انتخاب همسر

1. ايمان و دين‌داري

ايمان و دين‌داري، از مهم‌ترين و ضروري‌ترين مسائلي است كه بايد در انتخاب همسر به آن توجه شود؛ زيرا دو نفر كه مي‌خواهند يك عمر با هم زندگي كنند، تحت‌تأثير باورها، انديشه‌ها، رفتار و اخلاق يكديگر قرار خواهند گرفت.

همسر دين‌دار، همسرش را به تقوا، اخلاق نيك، عمل صالح و ترك گناه تشويق و ترغيب مي‌كند و اسباب سعادت و كمال او را فراهم مي‌سازد. بر عكس، همسر بي‌ايمان و بي‌تقوا، همسرش را به بدي و گناه مي‌كشاند. همسر باايمان و متعهد به احكام، اخلاق و ضوابط اسلامي، بهتر مي‌تواند مورد اعتماد باشد كه از آبرو، مال و جان همسرش دفاع كند و با رعايت ضوابط، مقررات و اخلاق اسلامي، كانون خانواده را گرم و باصفا گرداند و در تعليم و تربيت صحيح فرزندانش بكوشد.

به همين دليل، در احاديث، دين‌داري در رأس مزاياي گزينش همسر قرار گرفته است. رسول خدا(ص) فرمود: «هر كس با زني فقط براي زيبايي‌اش ازدواج كند، به مطلوب خود نخواهد رسيد و هر كس فقط براي مال ازدواج كند، خدا او را به همين امر وامي‌گذارد. پس به خواستگاري زني برويد كه دين‌دار باشد».[7] نيز از آن حضرت است كه: «با زن دين‌دار ازدواج كن، تا خدا به زندگي تو بركت دهد».[8]مفهوم کفو بودن که درسخنان پیامبر اسلام(ص) آمده است، مهمترین مصداق آن کفویت وهمتایی در ایمان به خداوند است.پیامبر اسلام(ص)فرمودند: «مرد مومن همتای زن مومن است.»[9]

به طور كلي، ايمان مذهبي از دو راه مهم بر ثبات و استواري خانواده تأثير مي‌گذارد:

الف) از راه تقويت و استوارسازي مباني اخلاقي فرد كه از نتايج آن، ايجاد يك عامل كنترل دروني است كه از توسل شخص به اقدامات ظالمانه جلوگيري مي‌كند. در روايتي از امام حسن مجتبي(ع) به اين نكته اشاره شده است: «دختر خود را به ازدواج شوهر دين‌دار و پرهيزگار درآوريد؛ زيرا چنين شخصي اگر دخترتان را دوست بدارد، او را اكرام مي‌كند و چنانچه او را نپسندد، به وي ستم روا نخواهد داشت».[10]

ب) راه دوم، تأثیر ایمان مذهبی در معنا بخشیدن به زندگی و ایجاد حس رضایت در افراد است. بي‌گمان از عوامل اصلي اختلال خانواده، توقعات فزاينده و آرمان‌گرايانة زوج‌هاي جوان از زندگي مشترك است كه برآورده نشدن آن توقعات، موجب احساس نارضايتي و در نتيجه، كوشش نامعقول و نسنجيده در جهت تغيير وضع موجود به وضع مطلوب است. افزون بر آن، بروز نابساماني‌هاي فرهنگي و اقتصادي، روابط زناشويي را به روابطي شكننده و ناپايدار مي‌كشاند كه در آن، زن و شوهر تنها به سعادت دنيوي خود مي‌انديشند[11] و بيشترين ميزان طلاق، متعلق به گروه‌هايي است كه در این گروه‌ها زن و شوهر به مرام و مسلك دين پايبندی چندانی نداشته‌اند. اين در حالي است كه ايمان به وعده‌هاي الهي، مؤثرترين عامل در راه ايجاد رضايت‌مندي و اميد به آينده و در نتيجه، سازگاري با ناملايمات و دشواري‌هاي زندگي است.

ازاين‌روست كه در روايات اسلامي، در مقام معرفي معيارهاي گزينش همسر، توجه خاصي به عوامل دين‌داري، پرهيزگاري و اخلاق داشته‌اند. آرامش دين‌دار، وقتي با آرامش ناشي از ازدواج «من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازوجاً لتسكنوا اليها» همراه مي‌شود، ارزش‌ها بروز مي‌كند و زمينه‌ساز عشق و تقرب به خدا خواهد شد. بنابراين، كساني كه در صدد انتخاب همسرند، به ويژه افراد دين‌دار، بايد ايمان و دين‌داري را شرط ضروري بدانند و براي يافتن آن، كمال سعي و جدّيت را به عمل آورند.

والدين عزيز نيز بايد در انتخاب همسر براي فرزندان خود، موضوع ايمان و تقيّد به ضوابط و مقررات شريعت را شرطي اساسي بدانند و در يافتن چنين فردي به فرزندانشان كمك كنند.

 

2. هوشمندي و رشد عقلاني

عقل و هوشمندي، از مهم‌ترين معيارها براي همسر شايسته است. قرآن كريم نيز با استناد به اينكه خود مردم نيز بين عالم و جاهل فرق مي‌گذارند، مي‌فرمايد: «آيا آنهایی كه مي‌دانند، با آنهايي كه نمي‌دانند يكسان‌اند؟ تنها خردمندان متذّكر مي‌شوند»[12]

معيار هوشمندي در مسئله كفويت، اهميت به‌سزايي دارد. در واقع از جمله مهم‌ترين شاخص‌ها، قابليت‌ها و شايستگي‌هاي همسري، احراز كفايت‌هاي شناختي است.

از مؤلفه‌هاي اصلي ويژگي‌هاي شناختي، هوشمندي و رشد عقلاني است؛ زيرا اداره و تداوم زندگي و پيمودن راه راست و حل مشكلات زندگي، كار ساده‌اي نيست.[13]

اگر دو همسر با هم تفاهم داشته باشند و موقعيت يكديگر و شرايط و امكانات زندگي را خوب درك كنند، مي‌توانند زندگي را بر پاية صحيحي استوار سازند و به كانون خانواده، صفا و محبت و گرمي دهند و با عقل و درايت مشكلات را حل و فصل كنند.

بيشتر اختلاف‌هاي خانوادگي و كشمكش‌هاي زندگي، معلول ناداني زن و شوهر يا يكي از آنهاست. هر چه عاقل‌تر باشند، بهتر مي‌توانند همسرداري كنند و وسيلة آسايش و خوشي خود را فراهم سازند و از اختلاف‌ها و مشكلات بكاهند. همسر عاقل، گذشت و بردباري دارد و با بهانه‌هاي كوچك و جزئي زندگي را متلاشي نمي‌سازد. به علاوه، هوشمندي و عقل زن و شوهر، در فرزندانشان نيز تأثير گذار است و فرزندان خانوادة خوش‌فهم و باهوش، غالباً باهوش و زيرك مي‌شوند و بر عكس، حماقت و ناداني پدر و مادر نيز در فرزندان تأثير گذار است. همسر باهوش و عاقل، بهتر می‌تواند در آموزش و تربيت فرزندانش بكوشد.[14]

امير مؤمنان علي(ع) در اين زمينه مي‌فرمايد: «با انسان احمق و نفهم ازدواج نكنيد؛ زيرا معاشرت با او بلايي است عظيم، و فرزندانش نيز ضايع خواهند شد».[15]

كفايت عقلاني، با برخورداري از ويژگي‌هايي چون قدرت تشخيص، فهم و درك، تجزيه و تحليل درست مفاهيم، تصميم‌گيري‌هاي مناسب، بجا و حكيمانه در شرايط گوناگون، استقلال فكري، انتظار واقع‌بينانه داشتن از ديگران بر اساس ظرفيت‌ها و توانمندي‌هاي آنها، قدرت غلبه بر احساسات و هيجان‌ها و كشش‌هاي نفساني، پذيرش مسؤليت‌هاي اجتماعي، رفتار عادلانه و شجاعانه، پيروي از روية اعتدال، مقيد بودن در ايستادگي در راه خير و صلاح، برحذر بودن از حركت در مسيرهاي نادرست و گناه‌آلود، عامل بودن به باورها و گفته‌هاي صواب و منطقي، گوش دادن به سخنان و پيروي كردن از بهترين آنها و سرانجام تأثيرناپذيري از افكار نادرست و دسيسه‌هاي نفساني، قابل تشخيص خواهد بود.[16]

بنابراين، آقایان، دخترخانم‌ها و خانواده‌هاي آنها بايد از هوشمندي و عقلِ طرف مقابل اطمينان داشته باشند.

 

3. اخلاق نيك

اخلاق نيك، معيار بسيار مهمي است كه در انتخاب همسر بايد مورد توجه قرار گيرد. هماهنگي و همسويي پسران و دختران جوان در بيشتر ويژگي‌هاي اخلاقي مطلوب و منش‌ها و رفتارهاي متعالي فردي و اجتماعي، مسئله‌اي بسيار مهم و شايان توجه است.

بي‌ترديد، معيارهاي برتر اخلاقي و ويژگي‌هاي پسندیدة رفتاري نمي‌تواند خارج از حريم ارزش‌هاي الهي و منطق و معرفت ديني، براي مؤمنان مفهومي داشته باشد. زن و شوهر بايد يك عمر با هم زندگي كنند. اگر خوش‌اخلاق باشند، زندگي آنان شيرين، دلپذير، گرم و باصفا خواهد بود و با تفاهم مشكلات زندگي را حل و فصل خواهند كرد. برعكس، اگر هر دو يا يكي از آنها بداخلاق باشند، زندگي بر هر دو نفر دشوار خواهد بود و هيچ چيز نمي‌تواند تلخي آن را شيرين كند؛ زيرا از ديدگاه انسان‌شناسي ديني و عرفاني، به دليل اينكه انسان در فطرت خود شيفته كمال و جمال مطلق است، به تمامي كمال‌ها و زيبايي‌ها، به ويژه اعمال و اخلاق نيك عشق مي‌ورزد.

ازاين‌رو، خلق و خوي نيكو، به طور طبيعي موجب جلب محبت ديگران مي‌شود و قرآن كريم در آنجا كه مي‌فرمايد: «همانا كساني كه ايمان آورده و كارهاي شايسته انجام مي‌دهند، خداوند رحمان محبتي در دل آنان به يكديگر قرار مي‌دهد»،[17] به همين حقيقت اشاره دارد.

امام علي(ع) هم مي‌فرمايد: «بحُسنِ الاخلاق يطيب العيش؛ با خوش‌اخلاقي، زندگي نيكو و مطلوب مي‌شود».[18] همسر بداخلاق و ناسازگار، مايه غم و اندوه و كدورت مي‌گردد و شادابي را از آدمي مي‌ربايد. پيامبر اكرم(ص) چنين دعا مي‌فرمود: «اللهم اني اعوذ بك... من زوجه تشيبني قبل اوان مشيبي؛[19] خدايا! به تو پناه مي‌برم از همسري كه پيش از رسيدن پيري، پيرم كند».

زندگي زناشويي، فراز و نشيب‌هايي دارد كه برخورد صحيح با آنها، به روحيه‌اي قوي و اخلاقي پسنديده نيازمند است.

اخلاق در احاديث نيز به تأكيد مطرح شده است. براي نمونه، برخي از احاديث را مي‌آوريم:

يكي از مسلمانان به نام حسين بن بشار باسطي، نامه‌اي به اين مضمون خدمت امام رضا(ع) نوشت و دربارة خواستگاري كه براي دخترش آمده بود، كسب تكليف كرد: يكي از خويشان از دخترم خواستگاري كرده، ولي بداخلاق است؛ چه كنم؟ حضرت پاسخ داد: «اگر بداخلاق است، به او دختر نده».[20]

رسول خدا(ص) نيز فرموده است: «اگر كسي براي خواستگاري نزد شما آمد كه خلق و دينش را مي‌پسنديد، با او ازدواج كنيد. اگر به اين دستور عمل نكنيد، فتنه و فساد بزرگي در زمين به وجود خواهد آمد».[21]

مولاي متقيان، اميرمؤمنان علي(ع) هم مي‌فرمايد: «رأس الايمان حسن الخلق؛ سرآمد ايمان، خوش‌اخلاقي است»[22] و در جايي ديگر، جايگاه گنج‌هاي روزي را در اخلاق نيكو مي‌داند[23]؛ چنانكه امام صادق(ع) نيك‌خلقي را عامل افزايش رزق برشمرده‌است.[24]

امام حسن مجتبي(ع) نيز مي‌فرمايد: «بهترين بهترين‌ها و نيكوترين نيكويي‌ها، خوش‌اخلاقي است».[25]

همة زوج‌هاي جوان و پير، به نگاه پرجاذبه و محبت‌آميز همديگر محتاج‌اند و دل‌هايشان با موج نگاه پرمهر يكديگر صفا مي‌يابد. همة زوج‌هاي جوان، نيازمند مشاهدة زيباترين، نيكوترين و گيراترين رفتارهاي همديگر در شرايط و موقعيت‌هاي گوناگون زندگي مشترك هستند. ازاين‌رو، براي كشف آن، با تحقيق كردن از دوستان و خويشان، و بررسي اخلاق خانواده، گفت‌وگو و معاشرت، عفت و نجابت، نيك‌خلقي، ايمان قوي، تعقل، تفكر، حكمت، درايت، طهارت و پاكي طينت، تا حدودي می‌توان به ويژگي‌هاي اخلاقي افراد پي برد.

بنابراين، از مهم‌ترين عوامل سازگاري همسران در بُعد اخلاقي آن است كه هنگام ازدواج، خوش‌اخلاقي را يكي از اصلي‌ترين ملاك‌هاي گزينش قرار دهند و با فرد خوش‌اخلاق ازدواج كنند؛ زيرا اصلاح صفات ناپسند، در صورت ريشه‌دار بودن آنها، به تلاش طاقت‌فرسا و زماني طولاني نياز دارد. بايد از همان ابتدا به صفات اخلاقي همسر توجه كرد تا در سايه انتخاب همسري خوش‌اخلاق، زندگي سعادت‌مندانه‌اي پي‌ريزي شود.

 

4. اصالت خانوادگي

در انتخاب همسر، اصالت و شرافت خانوادگي، مزيت مهمی به شمار مي‌آيد؛ زيرا اولاً: همسري كه در چنين خانواده‌اي تربيت شده باشد، غالباً شريف و بزرگوار خواهد بود. ثانياً: رفتار خانواده‌هاي شريف با عروس و دامادشان، غالباً بهتر و مؤدب‌تر از خانواده‌هاي پست و فرومايه است. آنها تقيد بيشتري به آداب و رسوم و ضوابط اخلاقي دارند و براي حفظ آبرو و شرافت خانوادگي خودشان هم كه شده، از اخلاق و رفتار زشت خودداري خواهند كرد.

پيامبر اكرم(ص) فرمود: «براي نطفه‌هاي خودتان، جايگاه خوبي انتخاب كنيد؛ زيرا دايي و خاله، يكي از دو هم‌خوابه است»[26] يا فرمود: «در انتخاب نطفه‌هايتان براي ازدواج دقت كنيد؛ زيرا زنان، شبيه برادران و خواهرانشان و خاله و دایی فرزند به دنيا می‌آورند»[27] و نيز اين حديث كه: اي مردم! از گياهاني كه بر زباله‌دان‌ها مي‌رويند، بپرهيزيد. گفته شد: يا رسول الله(ص) مقصود شما از گياه و سبزه‌اي كه بر زباله‌دان مي‌رويد، چيست؟ فرمود: زن زيبايي كه در خانوادة پست و فرومايه پرورش يابد».[28] امام صادق(ع) نيز مي‌فرمايد: «با خانوادة شايسته و پاكدامن ازدواج كنيد؛ زيرا ريشه، اثرگذار است[29]».

در مسئله انتخاب همسر، معقول نيست انسان بگويد «من مي‌خواهم با خود اين فرد ازدواج كنم و كاري به خانواده طرف مقابل ندارم»؛ زيرا:

اولاً: اين فرد، جزئي از همان خانواده و فاميل، شاخه‌اي از همان درخت است و اين شاخه از ريشه‌هاي همان درخت تغذيه كرده است. بر اين اساس، بسياري از صفات اخلاقي، روحي، عقلي و جسمي آن خانواده از راه وراثت، تربيت، محيط و عادت به او منتقل شده است.

ثانياً: اگر فرد با خانواده و فاميل همسر كاري نداشته باشد، آنان با او كار دارند. هرگز نمي‌توان همسر را از آنان، و آنها را از همسر و فرزندان جدا كرد.

ثالثاً: بدنامي يا خوشنامي آنان، تا آخر عمر همراه انسان است و در زندگي تأثير مي‌گذارد، و تحمل بدنامي براي انسان بسيار دشوار خواهد بود.

رابعاً: صفات و ويژگي‌هاي خانوادگی همسر به فرزندان منتقل مي‌شود و در آیندة فرزندان تأثیرگذار است.[30]

ازاين‌‌رو، همراه با تأكيد بر استقلال فكري و توان و مهارت فردي، توجه به وضعيت خانوادگي و ارزش‌هاي حاكم بر خانواده و تعهدات اخلاقي آنان در تربيت فرزندان سالم، مي‌تواند در ارزيابي متناسب و هم‌كفو بودن مهم و ارزشمند باشد.[31] خداوند در قرآن كريم مي‌فرمايند: «گياه سرزمين پاكيزه، به فرمان پروردگار مي‌رويد، ولي سرزمين بدطينت و شوره‌زار، جز گياه ناچيز و بي‌ارزش نمي‌روياند».[32]

اساساً فرزند، نمادي از خانوادة خود است. در روايت آمده است: «الولد سرّ ابيه؛ فرزند، وجود محض و خالص پدر است[33]» و آيينه‌اي است كه مي‌تواند پدر و مادر را در خود نشان دهد. نه تنها پدر و مادر در ويژگي‌هاي فرزند نقش دارند، بلكه دايي، عمو و دیگر خویشان نزدیک نيز نقش اساسي دارند.

اين قاعده‌اي عمومي است كه براي انتخاب آسان‌تر فرد مطلوب، راهنماي خوبي است، ولي گاهي فردي را مي‌توان يافت كه هر چند شرافت خانوادگي والايي ندارد، خود او انسان شريف و پاكي است. اما اولاً: چنين كساني در اقليت هستند. ثانياً: شناسايي آنها كار ساده‌اي نيست. پس براي اطمينان بيشتر، بايد به قاعده عمومي توسل جست تا به آرامش بيشتري رسيد.[34]

خميرمايه عنصر وجودي هر كس، همان چيزي است كه از خانواده گرفته است. رفتار انسان، نماد بيروني شخصيت اوست و شخصيت او، عمدتاً برخاسته از ويژگي‌هايي است كه از خانواده به دست آورده است. ازاين‌‌رو، طهارت و شرافت جايگاه تولد او، نقش چشمگيري در رفتار نيك وي دارد. معروف است كه «از كوزه همان برون تراود كه در اوست».

ازاين‌رو شايسته است هنگام بررسي وضعيت خانوادگي آنان و احراز تناسب و همخواني خانواده‌ها، با محور قرار دادن اصالت خانوادگي و اخلاقي، به شناخت تناسب در رفتارهاي دو جوان ازدواج نيز پرداخت.

 

5. سلامت

سلامت جسمي، عقلي، روحي و رواني نيز از جمله معيارهاي ضروري است كه بايد در انتخاب همسر مورد توجه قرار گيرد.

الف) سلامت جسمي

بي‌ترديد سلامت جسمي، يكي از نعمت‌هاي بزرگ الهي و كمال همسر شمرده مي‌شود. منظور از سلامت جسماني آن است كه فرد از ابتلا به بيماري‌هايي كه اهداف ازدواج را به مخاطره مي‌اندازد، مصون باشد. برخي از بيماري‌هاي درمان‌ناپذير جسمي، آرامش رواني خانواده را با مشكل مواجه مي‌سازد.[35]

شايسته است دختر و پسر از وضعيت جسماني، شرايط حسي ـ حركتي و سلامت عمومي يكديگر آگاهي داشته باشند. در واقع اين آگاهي پيش از عقد پيمان زوجيت، امري لازم و واجب است و از حقوق حقة طرفين شمرده مي‌شود. پنهان كردن ناتواني‌ها و بيماري‌هاي خاص و سخت‌درمان و مخفي داشتن برخي اختلال‌هاي حسي ـ حركتي كه كنترل آنها، تدابير درماني و توان‌بخشي مستمر و طولاني مي‌طلبد، مثل سرطان‌ها، ام اس (تحليل تدريجي بافت‌هاي عصبي) و صرع، نه تنها درستي پيمان زوجيت را خدشه‌دار مي‌كند و گاه مي‌تواند فسخ نكاح را در پي داشته باشد، بلكه پايه‌هاي استوار سنگر زندگي مشترك را مي‌لرزاند. زماني كه پيمان زوجيت بر صداقت استوار نباشد، به يقين آرامش به دنبال نخواهد داشت.

در عين حال، ممكن است در برخي موقعيت‌ها، فرد براي مصالح مهم‌تر يا به دليل نقص جسماني خويش، بيماري طرف مقابل را ناديده گيرد و به ازدواج با او اقدام كند و اين موضوع تهديدي براي رضامندي زناشويي شمرده نشود.

بسياري از خانم‌هاي جوان كه در نهايت سلامت و هوشياري، با آگاهي و شناخت و به دور از احساسات با انديشه‌اي متعالي، ايماني قوي و اراده‌اي استوار و خلل‌ناپذير با جوانان هوشمندي كه دچار آسيب‌هاي حسي و حركتي هستند، به ويژه با آنان كه چشم‌ها و پاها و توان حركتي خود را در دفاع مقدس به يادگار گذاشته‌اند، ازدواج كرده‌اند، عموماً از بيشترين آرامش رواني و رضامندي دروني برخوردارند و از اينكه همراه و شريك زندگي يك جانباز انقلاب اسلامي هستند، به خود مي‌بالند.[36]

ب) سلامت روحي و رواني

آگاهي و اطمينان از سلامت رواني و تعادل عاطفي طرف مقابل پيش از عقد ازدواج، مسئله‌اي كاملاً مهم و حياتي است.

پنهان كردن هرگونه سابقة احتمالي مشكل رواني و اختلال شخصيت، نه‌تنها مسئوليت اخلاقي، شرعي و قانوني دارد، بلكه نگراني‌هاي فراواني در بنا نهادن و ادامة زندگي مشترك در پي خواهد داشت.[37]

نابهنجاري‌هاي حادّ رواني، همچون اضطراب، افسردگي و وسواس شديد نيز از آن رو كه سلب آرامش خانواده را در پي دارد، بايد در انتخاب همسر مورد توجه قرار گيرد و افراد پس از احراز حداقل سلامت رواني طرف مقابل، به ازدواج با او اقدام نمايند.[38]

گاه مشاهده مي‌شود خانواده‌هايي با علاقه و نيت خيرخواهانه در انديشة ازدواج فرزند جوانشان هستند كه چند صباحي دچار مشكل و اختلال شخصيت قابل ملاحظه‌اي بوده است. به طور معمول برخي از اطرافيان و آشنايان خانواده‌ها توصيه مي‌كنند اگر اين جوان، با سابقة بيماري رواني و اختلال جدي شخصيت ازدواج كند، چه‌بسا از وضعيت فعلي رهايي يابد و سلامت رواني خود را به دست آورد. متأسفانه در بيشتر موارد اين قبيل ازدواج‌ها دوام چنداني نمي‌يابد و گاه تبعات ناخوشايندي دارد. بنابراين، چنانچه يكي از طرفين ازدواج، سابقة ابتلا به ناراحتي رواني و اختلال شخصيت داشته و مدت‌ها زير نظر روان‌پزشك يا روان‌شناس تحت درمان بوده و احياناً مدتي در بيمارستان رواني بستري شده، شايسته است پيش از ازدواج، مراتب را كاملاً به اطلاع طرف مقابل برساند تا در صورت تمايل و احساس نياز كه در اغلب مواقع لازم است، در صورت امكان و آمادگي ازدواج، و نيز چگونگي زندگي مشترك و مسئوليت‌پذيري وي، با متخصصان مشورت لازم صورت گيرد. براي مثال، شخصي كه به بيماري رواني و اختلال شخصيت پارانوييدي(paranoidpersomdity)  مبتلاست، ممكن است با اصرار و كمك اطرافيان و بدون آنكه خانوادة طرف مقابل اطلاع دقيقي از ويژگي‌هاي اين نوع اختلال داشته باشد، ازدواج كند.

بدون ترديد، چنين ازدواجي به طور طبیعی نمي‌تواند زمينة آرامش زوجين را فراهم آورد و آنها زندگي موفقي را تجربه كنند؛ چراكه از جمله ويژگي‌هاي اصلي شخصيت پارانوييدي، عدم اعتماد، سوءظن گسترده و پايدار به ديگران، حساسیت زياد درباره مسائل جزئي و كم‌اهميت، برخوردها و نگرش‌هاي متعصبانه، بداخلاقي، توهم، رفتارهاي مضطربانه، مشاجره‌هاي خشم‌آلود و ارتباط نداشتن عاطفي با ديگران است.

طبيعي است صاحب چنين ويژگي‌هايي، نمي‌تواند در زندگي مشترك با همسر خود چندان موفق باشد. اين قبيل افراد (شخصيت پارانوييدي) چون عموماً تمايل دارند مشكلات خود را به عوامل بيروني و ديگران نسبت دهند، معمولاً آمادة پذيرش انتقاد و تعهدات فردي نبوده، به ندرت حاضر مي‌شوند به كلينك‌هاي درماني مراجعه كنند و تحت درمان مستمر قرار بگيرند.

اين اختلال شخصيت، در آقايان بيشتر از خانم‌ها ديده مي‌شود. در هر حال، با توجه به فراواني قابل توجه افراد مبتلا به اختلال‌هاي مختلف شخصيت در جامعه، شايسته است هنگام انتخاب همسر، به اين مهم نيز توجه شود. به همين دليل، لازم است اطمينان از سلامت روان و تعادل عاطفي فرد در ازدواج، به طور مستقيم يا با مشاوره با متخصصان به دست آيد.[39]

از نظر روان‌شناسي شخصيت، طبقه‌بندهاي متعددي درباره شخصيت افراد صورت گرفته است كه يكي از معروف‌ترين آنها، تقسيم‌بندي «درون‌گرا» و «برون‌گرا» است؛ هر چند «درون‌گرايي و برون‌گرايي» امري نسبي است، ولي در عين حال براي جلوگيري از عدم تفاهم و اختلاف، بايد سعي شود زن و شوهر از اين نظر با يكديگر تفاوت زيادي نداشته باشند.[40]

ج) سلامت عقلي

مصونيت از بيماري‌هايي كه با سلامت عقلاني افراد در تقابل است نيز عامل مؤثري در نيل به اهداف ازدواج به شمار مي‌رود. به همين دليل، رسول خدا(ص) فرمود: «از ازدواج با زن احمق بپرهيزيد؛ زيرا هم‌نشيني با او تباهي است».[41]

د) سلامت از اعتياد و آلودگي به مشروبات الکلی

اسلام از ازدواج با شخص فاسق و شراب‌خوار نهي مي‌كند. پيامبر گرامي اسلام(ص) فرمود: «هر كس دخترش را به فاسق شوهر بدهد، خويشاوندي خود را قطع كرده است»[42] و در حديث ديگري مي‌فرمايد: «دخترتان را به مشروب‌خوار ندهيد[43]»

اعتياد به مواد مخدر و مشروبات الكلي، يكي از عوامل مهم ناكامي‌ها و شكست‌هاي زندگي مشترك است. در بررسي وضعيت زيستي طرف مقابل، بايد اطمينان يافت هيچ‌گونه آلودگي و عادت نامطلوب زيستي، همچون گرايش به مشروبات الكلي، استعمال مواد مخدر و حتي سيگار در او وجود ندارد.

امروزه متأسفانه درصد قابل توجهي از كشمکش‌هاي خانوادگي و جدايي‌ها، ناشي از اعتياد مستمر شوهران است. با كمال تأسف، در كشور ما صدها هزار نفر كه بسياري از ايشان متاهل‌اند، در اسارت اعتياد به مواد مخدر قرار دارند. ترك اعتياد نيز هر چند مقدور است، كار ساده‌اي نيست و مستلزم درمان‌هاي جامع، توان‌بخشي مستمر و بازپروري فكري و شخصيتي است. افراد معتاد عموماً شخصيتي خودشيفته و انفعالي دارند و كمتر صادقانه سخن مي‌گويند. پنهان كردن سابقة اعتياد هنگام ازدواج، امري كاملاً ناپسند است.[44]

بنابراين، دختر و پسر بايد مواظب باشند در دام چنين همسراني نيفتند و والدين آنها نيز بكوشند فرزندانشان را در چنين دام‌هاي خطرناكي گرفتار نسازند.[45]

 

منابع:

  1. قرآن كريم.
  2. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، جلد110، بيروت: مؤسسة الوفاء، 1404 ق.
  3. كليني، محمد بن يعقوب، اصول كافي، تهران: دارالكتب الاسلاميه، 1365.
  4. حر عاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعه، بيروت: دار احياء التراث العربي.
  5. طبرسي، حسن بن فضل، مكارم الاخلاق، قم: انتشارات شريف رضي، 1412 ق.
  6. اميني، ابراهيم، جوان و همسرگزيني، قم: مؤسسه بوستان كتاب، 1385.
  7. افروز، غلامعلي، مباني روان‌شناختي ازدواج، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1380.
  8. محمدي ري‌شهري، محمد، ميزان الحكمة، قم: دارالحديث، 1377.
  9. مظاهري، علي‌اكبر، جوانان و انتخاب همسر، قم: انتشارات پارسايان، 1386.
  10. شمس‌الدين، سيدمهدي، انتخاب همسر و ازدواج، قم: انتشارات شفق.
  11. حسين‌زاده، علي، همسران سازگار، قم: انتشارت مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1386.
  12. عابديني، مطهره، انتخاب همسر، دفتر اول، تهران: انتشارات پيام رسان، بهار 1387.
  13. ملكي نغعي مقدم، محمديوسف، ازدواج و مديريت خانواده، تهران: انتشارات هستي‌نما، 1385.
  14. دهنوي، حسين، گلبرگ زندگي، قم: خادم‌الرضا، 1388.
  15. حسيني، داوود، ؟؟؟اسم كتاب؟؟؟، قم: مؤسسة بوستان كتاب، 1376.
  16. حسين‌خاني نائيني، هادي، مقاله «فرايند همسر گزيني».
  17. متقي هندي، كنزل العمال، جلد 16.
  18. آمدي، غررالحكم و درر الحكم.
  19. دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، ماهنامة حوراء، شماره 26.

 

 

 

 

 

 

معیارهای انتخاب همسر         ( 2)

 

سیدمحمدشادمهر

 

 

 

گروه مطالعات زن و خانواده

پژوهشکده باقرالعلوم7

زمستان 1388

 

 

چكيده:

از مهم‌ترین عوامل ازدواج موفق، انتخاب صحیح و رعایت معیارهای انتخاب است که در مقاله پيشين به آن اشاره شد. در این نوشتار، به معیارهایی پرداخته می شود که وجود آنها مفید واثر گذار است اما درصورت فقدان آن ها چنانچه معیارهای ضروری موجود باشد می توان از این معیارها چشم پوشی کرد.از جمله این معیارها  تحصیلات، زیبایی،درآمد کافی، تناسب سنی و همتایی همسران می باشد.

 

واژگان كليدي: جمال، سنّ زیستی، سنّ تقویمی و هم‌کفو بودن.

 

معیارهای مناسب ومفید اما قابل چشم‌پوشي:

1. دانش و تحصيلات

يكي ديگر از معيارهاي تأثيرگذار در بهتر شدن زندگي مشترك، همتايي در دانش است؛ به اين معنا كه در انتخاب همسر آينده، ميزان دانش و سواد او را در نظر بگيريم. قرآن كريم نيز با استناد به اينكه خود مردم هم بين عالم و جاهل فرق مي‌گذارند، مي‌فرمايد: «آیا آنهايي كه مي‌دانند، با آنهايي كه نمي‌دانند، يكسان‌اند؟ تنها خردمندان متذكر مي‌شوند».[46]

دانش براي انسان، كمال واقعي است و براي همسر مزیت به شمار مي‌آيد؛ زيرا يكي از اهداف ازدواج، تداوم نسل است و از طرفي، خوبي و بدي نسل آينده، به طور مستقيم با خوبي و بدي نسل حاضر ارتباط دارد. اگر نسل حاضر با بينش و توان علمي مناسب فرزندان خود را تربيت كند، فرزنداني با تربيت اسلامي و با فرهنگي غني تحويل جامعه خواهد داد.

بنابراين، سواد و دانش همسر آينده ـ زن يا مرد ـ در پرورش فرزندان تأثير مثبت دارد. به همين دليل، بهتر است در انتخاب همسر، ميزان دانش او را نيز به عنوان يكي از معيارها در نظر بگيريم. اگر هدف، زندگي خوب همراه با آسايش و تفاهم باشد، بايد همسرِ باسواد و با معلومات را انتخاب كرد؛ زيرا دانش آموزي، وظيفه هر مسلمان، اعم از زن و مرد است. البته بايد گفت تنها سواد و تحصيلات كلاسيك در اين همتايي مورد نظر نيست، بلكه ممكن است فرد، تحصيلات كلاسيك چنداني نداشته باشد، ولي در مسير علم‌آموزي و دانش بوده، اندوختة خوبي از اطلاعات و معلومات مورد نياز فراهم كرده باشد.[47]

البته، تحصيلات را نمي‌توان معيار فهم و عقل دانست. چه‌بسا افراد بي‌سواد يا كم‌سوادي كه از عقل و درايت كافي برخوردارند و براي زندگي كردن از افراد باسواد مناسب‌ترند و برعكس، چه بسيارند افراد باسواد و تحصيل‌كرده‌اي كه عقل و تدبير كافي ندارند و از اين نظر از افراد بي‌سواد پايين‌ترند. البته اگر فرد واجدالشرایط، دارای ایمان، دین‌داری، عقل، اخلاق، عفت و شرافت خانوادگی بود، بي‌گمان تحصیلات علمی نیز کمال شمرده مي‌شود و به يقين فرد تحصیل‌کرده، بر بی‌سواد برتري دارد.[48]

 

2. زيبايي و جمال

زيبايي در همسر، مزيتي واقعي است و نمي‌توان آن را ناديده گرفت. بسياري از افراد، زيبايي همسر را عامل بسيار مؤثري در خوشبختي خود به شمار مي‌آورند و آن را در آرامش و سازگاري خانواده بسيار سودمند مي‌دانند. اين ديدگاه، برخاسته از حس زيبايي‌دوستي آدمي است كه بر اساس آن، همواره يكي از معيارهاي انتخاب همسر را زيبايي او مي‌داند و هر چند آن را به زبان نياورد، به اين ويژگي در گزينش توجه مي‌كند. البته زیبایی همسر برای آقایان بیشتر از خانم‌ها اهمیت دارد. در خانم‌ها این معیار کمرنگ‌تر از آقایان بوده، بیشتر اقتدار، استقلال فکری، نقش حمایتگری و قدرت مدیریت مرد بر آنها مهم است.

منابع ديني همگام با حس طبيعي انسان، زيبايي را از ويژگي‌هاي مطلوب همسر دانسته و توجه به آن را سبب استواري و دوام زندگي مشترك برشمرده‌اند. رسول خدا(ص) فرمود: «هنگامي كه خواستيد از زني خواستگاري كنيد، چنانچه از زيبايي صورتش مي‌پرسيد، از مويش نيز سؤال كنيد؛ زيرا مو نيز يكي از دو جمال شمرده مي‌شود[49]».

ديدگاه افراد در تشخيص زيبايي، مختلف، و شاخص‌های زيبايي نزد افراد متفاوت است،[50] بلكه تا حدودي به سليقة افراد بستگي دارد؛ حتي ممكن است فردي در نظر كسي زيبا باشد و در نظر ديگري زشت. پس صفت زيبايي نسبي است و لازم نيست در حد عالي باشد، بلكه مهم آن است كه همسران، يكديگر را از نظر قيافة ظاهري و اندام بپسندند و از یکدیگر خوششان بيايد و دلخواه هم باشند. زيبايي همسر در حفظ و تقويت عفت و ايمان همسرش تأثير دارد. اگر فرد، از زيبايي اندام و چهره همسرش راضي باشد، غالباً چشم، فكر و عملش، متوجه ديگران نخواهد شد.

اما بايد به اين مسئله توجه داشت كه زيبايي بايد در كنار ديگر صفات و معيارها مورد توجه و بررسي قرار گيرد، نه به طور مستقل؛ يعني زيبايي بدون دين‌داري، عفت و اخلاق، نه تنها امتياز نيست، بلكه آفتي است خطرناك! اگر كسي دين، اخلاق، عفت و شرافت خانوادگي داشته باشد، آن‌گاه زيبايي برايش كمال، ارزش و امتياز شمرده مي‌شود.[51]

رسول خدا(ص) مي‌فرمايد: «زن را تنها براي مال و جمالش انتخاب نكنيد. مالش موجب طغيان و جمالش مايه تباهي است. در ازدواج دين و ايمان زن را اصل قرار دهید».[52]

حضرت علي(ع) مي‌فرمايد: «كسي كه با زني فقط براي زيبايي‌اش ازدواج كند، خداوند زيبايي او را عذابي بر مرد قرار خواهد داد».[53]

كسي كه ايمان، دين‌داري، عفت و ارزش‌هاي اصيل و حقيقي را زيربناي زندگي قرار دهد و زيبايي را به عنوان امتياز تكميلي در كنار آنها برشمرد، گذشت زمان نمي‌تواند آن زندگي را فرسوده كند؛ زيرا خداوند محبت مؤمنان نيكوكار را در قلب‌هاي ديگران قرار مي‌دهد.[54]

خداي مهربان، به پاداش دين‌داري همسران باايمان، چنان محبت و اشتياق شديدي در قلب‌هاي پاك آنان قرار مي‌دهد كه هيچ عاملي، حتي سپري شدن دوران جواني و شادابي، نمي‌تواند آن را سرد كند و از بين ببرد. بنابراين، صرف ارزش نهادن به زيبايي چهره و جذابيت شكل ظاهر، نمي‌تواند معيار اساسی براي انتخاب همسر باشد؛ زيرا مقبوليت شكل ظاهر، هرگز نمي‌تواند تضمين‌كننده آرامش روان و امنيت‌خاطر در زندگي مشترك گردد.

اسلام همراه با توجه به عنصر زيبايي همسر و ارائه شاخص‌هايي براي آن، زيبايي را عنصر اصلي در انتخاب همسر نمي‌داند. از بررسي روايات متعدد در خصوص اين ويژگي همسر، چند حالت به نظر مي‌رسد. مهم‌ترين حالت ممكن، جمع ميان زيبايي و دين‌داري در همسر است. از رسول خدا(ص) نقل شده است كه فرمود: «هر كه براي دين‌داري و زيبايي با زني ازدواج كند، اين كار مانع فقر و تنگدستي او خواهد بود».[55]

اما در موقعيتي كه جمع زيبايي و ايمان ميسر نشود، اسلام دين‌داري فرد را ترجيح داده است. رسول خدا(ص) فرمود: «هر كه با زني تنها به دليل زيبايي‌اش ازدواج كند، دلخواه خود را در او نبيند،... پس بر شما باد به ازدواج با زنان دين‌دار».[56]

شايد منظور آن حضرت از اينكه فرمود: «دلخواه خود را نبيند»، آن باشد كه اخلاق ناپسند زن زيباي بداخلاق، پرتوقع، ناسپاس و بدزبان، موجب مي‌شود زيبايي او تحت‌الشعاعِ ويژگي‌هاي اخلاقي‌اش قرار گيرد و از او با وجود همة زيبايي‌هايش، در نگاه همسر چهره‌اي منفور و کریه ترسيم نمايد.[57]

با توجه به اهميت فرزند در اسلام و نقش او در استواري خانواده، در تعدادي از روايات، قابليت باروري زن به عنوان معيار اصلي براي همسرگزيني و مقدم بر معيار زيبايي مورد تأكيد قرار گرفته است. بر اساس اين دسته از روايات، زن فرزندزا، حتي اگر از زيبايي كم‌بهره باشد، بر زن نازا حتي اگر زيبا باشد، برتري دارد.[58] ازاين‌رو، با وجود اهميت ويژگي زيبايي ظاهري همسر، اين معيار، خصوصيتي ضروري و غير قابل گذشت نيست و گاه مي‌توان براي مصالح مهم‌تر، امتياز كمتري براي آن در نظر گرفت.

 

3.درآمد مالی کافی

مال و ثروت بد نيست، ولي در انتخاب همسر نبايد به عنوان هدف و انگيزه اصلی به شمار آيد؛ زيرا ثروتمندي، كمال ذاتي انسان نيست و براي سازگاري زن و شوهر و انس و محبت و صفاي خانوادگي و نيل به هدف عالي ازدواج،مال و ثروت نقش اصلی ندارند.

براي رسيدن به هدف كمال، كمالات ذاتي همچون ايمان و تقوا، دين‌داري، اخلاق نيك، عقل و هوش، دانش، عفت، نجابت و شرافت خانوادگي كاملاً ضروري است. در انتخاب همسر، بايد اين معيارها حتماً مورد توجه قرار گيرد و در صورت دوران امر بين اين معيارها و ثروت، معيارهاي ضروري ترجيح دارند؛ البته پس از داشتن شرايط ضروري، درآمد مناسب و کافی نيز مزيت شمرده مي‌شود.

گفتني است بهتر است خانوادة زن و شوهر از نظر امور اقتصادي تقريباً در يك سطح باشند تا سازگاري بيشتري در بين آنها باشد؛ زيرا در صورتي كه در سطح متفاوتی باشند، غالباً با مشكلات اخلاقي و ناسازگاري و توقعات تحمل‌ناشدني روبه‌رو خواهند شد كه زندگي را دشوار مي‌كند؛ البته اين موضوع عمومیت ندارد و هستند افرادي كه با وجود تفاوت در ثروت، سازگاري هم دارند. اين موضوع، به ميزان ايمان، عقل، فهم و شرافت خانوادگي افراد بستگي دارد.[59] با این همه، برخورداری از حداقل تمکن مالی برای تشکیل زندگی مشترک، مسئله‌ای تأثیرگذار است و زن و شوهر پس از ازدواج، بايد بتوانند بدون نیاز به دیگران، اقتصاد خانواده را اداره کنند.

خداوند متعال، ضعف بنيه اقتصادي مرد و زن را نه تنها مانع ازدواج نمي‌داند، بلكه وعده داده است كه كاستي‌هاي اقتصادي همسران را جبران مي‌كند. ازاين‌رو، در آية 32 سورة نور مي‌فرمايد: «وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاء يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ؛ پسران و دختران بي‌همسر و  غلامان و كنيزان شايستة خود را همسر دهيد (و از فقر نترسيد). اگر تنگدست باشند، خداوند از فضل خود بي‌نيازشان مي‌گرداند».[60]

در نتيجه، هر چند تمكن مالي براي آغاز زندگي مشترك لازم است، خداوند ازدواج را مشروط به آن نكرده و خود تأمين مالي زندگي جديد را بر عهده گرفته است. زندگي پدران و مادران ما كه معمولاً با كمترين امكانات آغاز شد و سپس توسعه يافت، شاهد خوبي بر اين وعدة الهي است.[61]

با اينكه ثروت و تمكن مالي مي‌تواند در پيوند زناشويي مؤثر واقع شود، اين عامل در صورتي سودمند و كاراست كه با معيارهاي ضروري انتخاب همسر، همچون دين‌داري، اخلاق، هوش و... همراه باشد؛ در غير اين صورت، ثروت كاركرد خود را از دست مي‌دهد و حتي گاه به مثابه عامل سلب آرامش و فروپاشي خانواده عمل كند.

 

4. تناسب سنّي

يكي از مباحث مورد توجه در ازدواج، مسئله سن و تفاوت سني افراد است. تناسب ميان زن و مرد، آنها را از نظر نيازها و علاقه‌ها به هم نزديك مي‌كند و طبيعتاً در چنين شرايطي، توقعات و انتظاراتشان از يكديگر نيز واقع‌بينانه‌تر خواهد بود.

زندگي زناشويي، به ويژه تمايلات جنسي مشابه، بيشتر در زن و مردي كه از نظر سني با يكديگر تناسب داشته باشند، وجود خواهد داشت و زن و مرد بهتر مي‌توانند به نيازهاي طبيعي يكديگر پاسخ دهند. اما با توجه به متغيرهاي گوناگون، نمي‌توان عدد مشخصي را به عنوان سن مطلوب ازدواج تعيين كرد. البته دخترها به طور متوسط دو تا سه سال زودتر از پسرها بلوغ جنسي را تجربه مي‌كنند.[62] بنابراين، بهتر است پسر دست‌كم دو تا پنج سال از دختر بزرگ‌تر باشد.

در خصوص موضوع همتايي در سن، نكات زير قابل توجه است:

1. اگر تفاوت سن زن و شوهر زياد باشد و حدود ده تا پانزده سال فاصله سني داشته باشند، بايد به موضوع مهم رضايتمندي جنسي زوجين در طول زندگي زناشويي در سال‌هاي آتي توجه داشت. يكي از دلايلي كه بر تناسب سن تأكيد مي‌شود، اين است كه اين تناسب موجب مي‌شود زوجين مشكلات كمتري با هم داشته باشند. اگر زن و مرد تناسب سني داشته باشند و از نظر تجربه در زندگي و فهم اجتماعي نيز متناسب باشند، مي‌توانند يكديگر را بهتر درك كنند و در اداره زندگي و حل مشكلات به تفاهم برسند.

2. درباره مسئله «سن»، افزون بر سن تقويمي يا شناسنامه‌اي، سن زيستي و سن رواني نيز همواره مورد توجه است. همة انسان‌ها و افراد هم سن و سال، با توجه به ساختار ژنتيكي و رشد و تحول زيستي آنان، به ويژه در دوران اوليه رشد، با هم تفاوت دارند. براي مثال، جواني را مي‌بينيم كه در 25 سالگي، بيشتر موهاي سرش سفيد شده است و اين امر به اين دليل است كه همواره سن زيستي انسان با سن تقويمي او همخواني ندارد.

سن رواني نيز به اين معناست كه گستردة انرژي حياتي و ميزان پويايي و سرزندگي افراد در سنين مشابه با هم تفاوت دارد. سن حقيقي انسان، آميزه‌اي از سن تقويمي، سن زيستي و سن رواني است، ولي نكته قابل توجه این است که پويايي فكر و نشاط دروني، مي‌تواند بيشترين نقش را در سرزندگي فرد داشته باشد.[63]

مسئله مهم ديگر در مورد سن و تفاوت سني خانم و آقا كه مي‌تواند مورد توجه قرار گيرد، به ويژه زماني كه مرد چندين سال بزرگ‌تر از زن باشد، رضامندي متقابل زن و شوهر در زندگي مشترك زناشويي است. رضامندي زناشویی از سوي زوجين (به ويژه خانم‌ها) در زندگي مشترك امري بسيار مهم و درخور توجه است.

بنابراين، هنگام ازدواج، در مواردي كه مرد ده تا پانزده سال يا بيشتر از زن بزرگ‌تر است، بايد به موضوع مهم رضامندي غريزي و متقابل زوجين در طول حيات مشترك و زندگي زناشويي در سال‌هاي آتي توجه داشت. چه بسيار اختلاف‌هاي جدي خانوادگي، همسرگريزي، همسرستيزي، ارتكاب رفتارهاي سازش‌نايافته و آسيب‌پذيرهاي فردي و خانوادگي که در نتيجة عدم رضامندي متقابل در روابط مستمر و طولاني زناشويي پديدار مي‌شود.[64]

چنانچه زوجين از نظر معيارهاي اصلي انتخاب همسر، همچون اخلاق، ايمان و... هماهنگي لازم را داشته باشند و با آگاهي از پيامدهاي ناهمساني سني ازدواج كنند، صرف ناهمساني سني نمي‌تواند زمينه‌ساز اختلاف‌ و ناسازگاري شود. چنان‌كه زندگی خانوادگی رسول خدا(ص) در 25 سالگي با خديجة چهل‌ساله آغاز شده است. جهت‌گيري كلي دين اسلام درباره موضوع سن همسران، بسيار انعطاف‌پذير است. ازاين‌رو، در متون اسلامي نفياً يا اثباتاً تأكيدي بر اين هنجار ديده نمي‌شود.

نتیجه آنكه، صِرف هم‌سن بودن دختر و پسر يا چند سال بزرگ‌تر بودن دختر از پسر هنگام ازدواج، نبايد مسئلة اساسی و کلیدی پنداشته شود و بازدارندة ازدواج باشد. اما نباید این نکته فراموش شود که بیشتر بودن سن مرد از زن در مسأله ازدواج نقش مهمی در نشاط و شادابی و توافق زوجین دارد.

 

5. تناسب

يكي از عوامل سازگاري دختر و پسر، همتا و متناسب بودن آنان است. زن و شوهر اگر در زمینة شرافت خانوادگي، ثروت، سطح دانش و تحصيلات، علاقه‌ها و اهداف، انديشه‌هاي سياسي، دين‌داري و تقيّد به ضوابط اسلامي و نوع زندگي خانوادگي، تناسب و هماهنگي داشته باشند، مشكلاتشان كمتر خواهد بود.

اين مشابهت‌ها و تناسب‌ها موجب مي‌شود قدر مشترك‌هاي دو همسر، بيشتر و دايرة وجودي آنها به يكديگر منطبق‌تر شود و استواري زندگيشان افزون‌تر گردد.

ازدواج، نوعي تركيب ميان دو انسان و دو خانواده است. هر قدر بين اين دو عنصر، هماهنگي، هم‌فكري، تناسب و هماهنگي روحي اخلاقي و جسمي باشد، اين تركيب استوارتر، پرثمره‌تر، شيرين‌تر، لذت‌بخش‌تر و جاودانه‌تر خواهد بود و هر چه اين تناسب و هماهنگي كمتر باشد، زندگي سست‌تر، تلخ‌تر و ناپايدارتر است.

ناگفته نماند که همتايي، هماهنگي و تناسب كامل ميان همسران، امكان‌پذير نيست؛ زيرا هر انساني داراي روح، اخلاق، تربيت، محيط و خانوادة مخصوص به خود است و با ديگري فرق مي‌كند، ولي بايد كوشيد تا حد امكان فاصله‌ها كمتر باشد.

 

نتيجه

با توجه به آنچه بيان شد، شناخت كامل و همه‌جانبه از كسي كه به همسري برگزيده می‌شود، ضروري است. تعيين معيار براي همسرگزيني، همانند داشتن چراغ روشن براي وسيلة نقليه در جاده تاريك است كه عموماً اوليا و به ويژه جوانان به اين مسئله در سرنوشت انسان بي‌توجه‌اند.

چه بسيارند خانواده‌هايي كه طرفين هدف مشخصي از ازدواج ندارند يا در اثر نداشتن معيار روشن، به صورت تصادفي در زير يك سقف قرار مي‌گيرند و در نتيجه، از استواري لازم برخوردار نيستند و با كوچك‌ترين لغزشي سقوط مي‌كنند. بنابراين، به پايداري و موفقيت ازدواجي كه فقط با معيار «زيبايي» يا «ثروت» شكل گرفته باشد، چندان اميدي نيست.

معيار در همة ابعاد زندگيِ دختر يا پسر قابل تعيين است. از جمله از نظر ميزان دين‌داري، اخلاق، اصل و نسب خانوادگي، سطح تحصيلات، سن و سال، تمكن مالي، زيبايي، افكار سياسي، اجتماعي، فرهنگ ملي و... . روان‌شناسان و متخصصان خانواده معتقدند: هر اندازه زن و مرد پيش از ازدواج اطلاعات صحيح‌تر و دقيق‌تري از يكديگر داشته باشند، بهتر مي‌توانند موفقيت يا شكست زناشويي خود را پيش‌بيني كنند.

همچنين پژوهش‌ها نشان مي‌دهد تا حدود زيادي خوشبختي و بدبختي زن و مرد را از ابتداي زندگي مشتركشان مي‌توان پيشگويي كرد و به بيان ديگر، بسياري از مشكلات آنها قابل پيشگيري خواهد بود. ازاين‌رو، امروزه آموزش و آگاهي پيش از ازدواج براي زوج‌هاي جوان، ضرورتي مسلّم پنداشته مي‌شود. هر اندازه دختر و پسر اطلاعات بيشتري از خود و همسر آينده‌شان داشته باشند، با مشكلات و ناسازگاي‌هاي كمتري مواجه خواهند بود.

بنابراين، بر جوانان ضروري است پيش از ازدواج، دقت و عاقبت‌انديشي كنند و بكوشند همسري خوب و شايسته بیابند و از اينكه اين مرحله از ازدواج طولاني شود، نگران نباشند. معيارها را به خوبي بسنجند و به معيارهاي ضروري و اساسي توجه كامل داشته باشند. تحقيق كافي به عمل آورند و اطلاعات لازم را كسب نمايند. با پدر و مادر و مشاور خود مشورت کنند و با بررسي همة جوانب تصميم نهايي را بگيرند؛ زيرا ازدواج، مهم‌ترين رخداد زندگي است. اگر در آن بي‌دقتي يا شتاب‌زده عمل کنند، و اگر در انتخاب معيارها احساس بر عقل پیشی گیرد و انتخاب‌ در پرتو انديشه نباشد، ضرر خواهند كرد.[65]

پس بياييد عاقلانه انتخاب و عاشقانه زندگي كنيم.

 

 


منابع:

  1. قرآن كريم.
  2. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، جلد110، بيروت: مؤسسة الوفاء، 1404 ق.
  3. كليني، محمد بن يعقوب، اصول كافي، تهران: دارالكتب الاسلاميه، 1365.
  4. حر عاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعه، بيروت: دار احياء التراث العربي.
  5. طبرسي، حسن بن فضل، مكارم الاخلاق، قم: انتشارات شريف رضي، 1412 ق.
  6. اميني، ابراهيم، جوان و همسرگزيني، قم: مؤسسه بوستان كتاب، 1385.
  7. افروز، غلامعلي، مباني روان‌شناختي ازدواج، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1380.
  8. محمدي ري‌شهري، محمد، ميزان الحكمة، قم: دارالحديث، 1377.
  9. مظاهري، علي‌اكبر، جوانان و انتخاب همسر، قم: انتشارات پارسايان، 1386.
  10. شمس‌الدين، سيدمهدي، انتخاب همسر و ازدواج، قم: انتشارات شفق.
  11. حسين‌زاده، علي، همسران سازگار، قم: انتشارت مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1386.
  12. عابديني، مطهره، انتخاب همسر، دفتر اول، تهران: انتشارات پيام رسان، بهار 1387.
  13. ملكي نغعي مقدم، محمديوسف، ازدواج و مديريت خانواده، تهران: انتشارات هستي‌نما، 1385.
  14. دهنوي، حسين، گلبرگ زندگي، قم: خادم‌الرضا، 1388.
  15. حسيني، داوود، ؟؟؟اسم كتاب؟؟؟، قم: مؤسسة بوستان كتاب، 1376.
  16. حسين‌خاني نائيني، هادي، مقاله «فرايند همسر گزيني».
  17. متقي هندي، كنزل العمال، جلد 16.
  18. آمدي، غررالحكم و درر الحكم.
  19. دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، ماهنامة حوراء، شماره 26.

 

 

 

 



[1]. غلامعلي افروز، مباني روان‌شناختي ازدواج، ص33.

[2]. محمديوسف ملكي نغعي مقدم، ازدواج و مديريت خانواده، ص50.

[3]. محمد بن يعقوب كليني، اصول كافي، ج5، ص332.

[4]. همان، ص223.

[5]. علي‌اكبر مظاهري، جوانان و انتخاب همسر، ص4.

[6]. همان، ص1.

[7]. «من تزوّج امراه لا يزوّجها اِلاّ لجمالها لم يرفیها ما يحّب ومن تزوّجها لها لايزوّجها اِلاّ له وكله الله اليه فعليكم بذات الدين». (همان، ج14، ص35)

[8]. «اتي رجل النبي(ص) يستأمره في النكاح فقال رسول الله: انکح وعليك بذات الدين تربت يداك». (همان، ص30)

[9] وسایل ج 14 ص44

[10]. رضي‌الدين طبرسي، مكارم الاخلاق، ص204؛ محمدباقر مجلسي، بحار الانوار، ج100، ص373.

[11]. مطهره عابديني، انتخاب همسر، ص72.

[12]. «هل يستوي الذين يعلمون والذين لايعلمون انّما یتذكر اولو الالباب». (زمر، 9)

[13]. غلامعلي افروز، مباني روان‌شناختي ازدواج، ص45.

[14]. ابراهيم اميني، جوان و همسرگزيني، ص113.

[15]. «اياكم وتزويج الحمقاء فان صحبتها بلاء وولدها ضياع». (شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، ج14، ص56)

[16]. غلامعلي افروز، مباني روان‌شناختي ازدواج، ص44.

[17]. مريم، 96.

[18]. الواسطي، عيون الحكم والمواعظ، ص188.

[19]. كليني، الكافي، ج5، ص326.

[20]. حسين بن بشار باسطي، قال: «كتبت الي ابن الحسن الرضا(ع) انّ لي قرابه قد خطب اليّ وفي خلقه سوء قال: لا تزوّجه ان كان سيئي الخلق». (شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، ج14، ص54)

[21]. «اذا جائكم من ترضون خلقه ودينه فزوّجوه الاّ تفعلوه تكن فتنه في الارض وفساد كبير». (همان، ج14، ص51)

[22]. غلامعلي افروز، مباني روان‌شناختي ازدواج، ص56.

[23]. «في سعه الاخلاق كنوز الارزاق». (كليني، الكافي، ج8، ص22)

[24]. «حسن الخلق يزيد في الرزق». (همان)

[25]. غلامعلي افروز، مباني روان‌شناختي ازدواج، ص56.

[26]. «اختارو لنطفكم فان الخال احد الضجيعين». (شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، ج14، ص29)

[27]. متقي هندي، كنزل العمال، ج16، ص295.

[28]. «ايها الناس اياكم و خضراء الدّمن قبل يا رسول الله وما خضراء الدّمن؟ قال: الامرأه الحسناء في منبت السوء». (همان، ص29)

[29]. «تزوّجوا في الحجز الصالح فان العرق دساس». (حسن بن فضل طبرسي، مكارم الاخلاق، ص226)

[30]. علي‌اكبر مظاهري، جوانان و انتخاب همسر، ص116.

[31]. غلامعلي افروز، مباني روان‌شناختي ازدواج، ص57.

[32]. اعراف، 58.

[33]. علي اربلي، كشف الغمه، ج2، ص65.

[34]. علي حسين‌‌زاده، همسران سازگار، ص57.

[35]. ابراهيم اميني، جوان و همسر‌گزيني، ص133.

[36]. غلامعلي افروز، مباني روان‌شناختي ازدواج، ص37.

[37]. همان، ص 47.

[38]. هادي حسين‌خاني نائيني، هادي، مقاله «فرايند همسرگزيني»، ص23.

[39]. غلامعلي افروز، مباني روان‌شناختي ازدواج، ص48.

[40]. مطهره عابديني، انتخاب همسر، ص78.

[41]. محمدباقر مجلسي، بحار الانوار، ج103، ص237.

[42]. «من تزوّج كريمته من فاسق فقد قطع رحمه». (حسن بن فضل طبرسي، مكارم الاخلاق، ص234)

[43]. «شارب الخمر لا يزوّج اذا خطب». (شيخ حر عاملي ، وسائل الشيعه، ج14، ص53)

[44]. غلامعلي افروز، مباني روان‌شناختي ازدواج، ص49.

[45] . ابراهيم اميني، جوان و همسرگزيني، ص135.

[46] . «هل يستوي الذين يعلمون والذين لا يعلمون انما يتذكر اولو الالباب». (زمر، 9)

[47]. مطهره عابديني، انتخاب همسر، ص73.

[48]. ابراهيم اميني، جوان و همسرگزيني، ص130.

[49]. «اذا اراد احدكم ان يزوّج المراه فلیسأل عن شعرها كما یسال عن وجهها فانّ الشعر احد الجمالين». (محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج103، ص237)

[50]. علي حسين‌‌زاده، همسران سازگار، ص280.

[51]. مطهره عابديني، انتخاب همسر، ص78.

[52]. مستدرك الوسائل، قسمت نكاح، باب 13.

[53]. «قال علي(ع) من تزوّج امراه لجمالها جعل الله جمالها وبال عليه». (شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، ج20، ص52)

[54]. «الذين امنوا وعملوا الصالحات سيجعل لهم الرحّمن ودّّا». (مريم، 96)

[55]. محمد محمدي ري شهري، ميزان الحكمة، ج5، ص2254.

[56]. محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج100، ص231 ـ 237.

[57]. هادي حسين خاني نائيني، مقاله «فرايند همسرگزيني».

[58]. حسن بن فضل طبرسي، مكارم الاخلاق، ص202.

[59]. ابراهيم اميني، جوان و همسرگزيني، ص131.

[60]. محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج100، ص235.

[61]. هادي حسين خاني نائيني، مقاله «فرايند همسرگزيني»، ص35.

[62]. غلامعلي افروز، مباني روان‌شناختي ازدواج، ص37.

[63]. مطهره عابديني ، انتخاب همسر، ص75.

[64]. غلامعلي افروز، مباني روان‌شناختي ازدواج.

[65]. حسين دهنوي، گلبرگ زندگي.