عدالت مهدوی و امنیت (قسمت دوم)
عدالت مهدوی و امنیت (قسمت دوم)
در حوزه سیاست و مباحث مرتبط با امنیت نمیتوان از تعامل موضوع عدالت با امنیت غافل شد. این نکته در بیان بسیاری از معصومان(ع) آمده است...
علی(ع)، عدالت را رمز بقا، استحکام و ترقی نظام سیاسی و ضامن ثبات و امنیت واقعی و منافی خشونت بهشمار میآورد. امام(ع)، عدل را «رستگاری و کرامت»، «برترین فضایل»، «بهترین خصلت»، «بالاترین موهبت الهی»[45]، «فضیلت سلطان»، «سپر و نگهدارنده دولتها»، «مایه اصلاح رعیت»، «باعث افزایش برکات»، «مایه حیات آدمی و حیات احکام» و «مأنوس خلایق» ذکر مینمایند. او حکومت را مشروط به «عدالت گستری» دانسته و نظام آمریت را مبتنی بر «عدل» میداند. از این دیدگاه «ملاک حکمرانی و قویترین بنیان، عدل است»؛ بنیانی که «قوام عالم به آن مبتنی است».[46]
مسئله مهم در سیره علی(ع) این است که ایشان هیچ وقت برای حفظ امنیت و نظام سیاسی، از عدالت به نفع امنیت عقب ننشستهاند، بلکه بر عکس، رعایت عدالت را ضامن امنیت، حفظ نظام، مایه روشنی چشم زمامداران و رسوخ محبت آنان در دل مردم میدانند. امام(ع) در نامه به مالک اشتر میفرماید:
تحقیقاً بهترین چیز (نور چشم) برای حاکمان، اقامة عدالت و استقرار عدالت در سطح کشور و جذب قلوب ملت است و این حاصل نشود مگر به سلامت سینههایشان [خالی بودن از کینه و بغض حاکمان].[47]
پس اگر زمامداران عادلپیشه باشند، قلبها به سوی آنان جذب و عقدهها از دلها بیرون میرود. این خود تضمینکنندة استحکام ارکان دولت و پیوند محکم آن با ملت است. عدلمحوری نظام سیاسی باعث میشود مردم برای رسیدن به آرمانها و خواستههای خود راههای منطقی را برگزینند. در غیر این صورت، نومیدی از عدالت، انسانها را به نیرنگ، سوء استفاده، خلافکاری، تضعیف اخلاق عمومی و از هم پاشیدگی اجتماعی خواهد کشانید که خواه ناخواه، نتیجه آن ناپایداری امنیت و ثبات سیاسی نظام حاکمه و دولت است.
از دید امام(ع) رعایت عدالت از سوی رهبران و کارگزاران نظام اسلامی در سطوح مختلف سامانة سیاسی، نتایج مثبت فراوانی را دارد. این آثار برای شخص رهبران عبارت است[48]:
استقلال و توان، نافذ شدن حکم، ارزشمندی و بزرگ مقداری، بینیازی از یاران و اطرافیان، مورد ستایش قرار گرفتن زمان حکمرانی آنها و بالارفتن شأن، عظمت و عزت ایشان.
امام علی(ع) معتقد است، «هیچ چیزی مانند عدالت، دولتها را محافظت نمیکند» و عدل چنان سپر محکمی است که رعایت آن موجب تداوم قدرت و اقتدار نظام سیاسی میگردد.[49]
مهمترین و فراگیرترین اثر عدالت در سازندگی و اصلاح جامعه است؛ چرا که «عدل سبب انتظام امور مردم و جامعه میباشد» و «هیچ چیز به اندازه عدالت نمیتواند مردم را اصلاح نماید»، اجرای عدالت «مخالفتها را از بین میبرد و دوستی و محبت ایجاد میکند»[50] و در عمران و آبادانی کشور (توسعه اقتصادی، صنعتی) تأثیر بسزایی دارد.[51] اگر عدالت در جامعه اجرا نشود، ظلم و ستم جای آن را خواهد گرفت و ظلم جز آوارگی و بدبختی و در نهایت، خشونت اثری نخواهد داشت. حضرت خطاب به یکی از والیان خود میفرماید:
استعمل العدل، و احذر العسف والحیف، فان العسف یعود بالجلاء، الحیف یدعو الی السیف.[52]
کار را به عدالت کن و از ستم و بیداد بپرهیز که ستم رعیت را به آوارگی وا میدارد و بیدادگری شمشیر در میان آورد.
از این سخنان نتیجه گرفته میشود که از دیدگاه امام علی(ع)، عدالتورزی زمامداران باعث برچیده شدن خشونتگرایی و شورش مردم علیه حکومت میگردد و به جای احساس نومیدی و سرخوردگی و تنفّر از حکومت، اطمینان، آرامش و محبّت به نظام سیاسی در دل ایشان جای میگیرد. با افزایش محبت و وفاداری مردم به نظام، تشتت، تفرقه، ناامنی و ناپایداری، به سوی وحدت عمومی، امنیت و ثبات واقعی تغییر جهت خواهد داد. همین معانی در سخنان دیگر معصومان(ع) نیز آمده است. حضرت فاطمه(س) در خطبة فدک میفرماید:
خدای سبحان، ایمان و اعتقاد به توحید را برای پاکیزه نگهداشتن از آلودگی و شرک واجب کرد و عدالت را برای تأمین اطمینان و آرامش دلها لازم نمود، اطاعت مردم از حکومت را مایة انتظام ملت قرار داد، و با امامت و رهبری، تفرقة آنها را رفع کرد، و نیز عدالت در احکام را برای تأمین اُنس و همبستگی و پرهیز از اختلاف و تفرقه قرار داد.[53]
همچنانکه امام سجاد به والی و سلطان میفرماید:
حق مردم بر تو آن است که بدانی ایشان به دلیل ضعف خود و قوّت تو زیر فرمان روایی و رهبری تو قرار گرفتهاند. پس واجب است که با آنها عدالت پیشه کنی و برایشان همانند پدری مهربان باشی و از نادانیهایشان گذشت نمایی و در عقوبت و مجازاتشان عجله نکنی و ضروری است دربارة نیروی فرادستی خود نسبت به آنان، که عطیّة الهی است، شکر خدا را به جای آوری.[54]
از سوی دیگر، استبداد، سرکوبگری و خودکامگی، در روایات منشأ ناامنی و بروز شورش و بیثباتی سیاسی، اجتماعی و از میان رفتن حکومت به شمار آمده است. از این رو، برای اعمال بهینه قدرت سیاسی و دستیابی به آرمانهای والای حکومت ـ مانند امنیت ـ برخورد دوستانه و مودتآمیز، بدون کاربرد خشونت و سرکوبگری مردم توصیه شده است. لذا با نهی شدید استبداد ورزی، بر رعایت عدالت در حقوق متقابل مردم و حکومت پافشاری گردیده است. اگر عدالت متعامل با امنیت است، بدیهی است ظلم نیز مقارن با ناامنی و بیثباتی است. امام علی(ع) در نهجالبلاغه، یکی از نشانههای ظلم را سرکوب کردن (تغلب) زیردست میداند و چیرگی فرد نسبت به فرودستان را از نشانههای ستمگری میداند.[55]
امام(ع) در بسیاری از سخنانش، استبداد، خودکامگی و خشونت کارگزاران نظام سیاسی را با مردم به شدت نهی کرده و برخورد ملاطفتآمیز و عادلانه با آنها را سفارش اکید فرموده است. وی از این مشی به عنوان عامل بقا و ماندگاری حکومت و نومیدی دشمنان یاد میکند و در همین راستا در خطبه 207، حقوق میان حکومت و مردم را دوسویه دانسته و این حقوق و رعایت آن را مایة انتظام در روابط مردم و عزت دین آنان به شمار آورده است. آن حضرت صلاح مردم را در صلاحیت حکومتها و صلاح حکومتها را در استواری و استقامت مردم میداند.[56]
روشن است که چنین امامت و حکومتی چه در عصر علوی و چه در عصر مهدوی، دستاورد آن عدالت و امنیت و حیات طیبه و کامل است و با ظلم، تغلب (چیرگی و سرکوب) و همچنین اعمال خشونت منافات داشته و حکومت به حق و عدل، و با رویه ملایمت و ملاطفتجویانه را توصیه میکند.
5. عدالت و امنیت، دستاورد فراگیر حکومت مهدوی
بنابر روایات، بشر در دوران حیات زمینی خود، تا قیام قائم آل محمد(عج)، اسیر پراکندگی، دشمنی و جنگ خواهد بود. این دوران که میتوان آن را دوران پراکندگی، نابرابری و ناامنی نامید، با ختم شدن به ظهور مهدی موعود و طلوع خورشید عدالت و امنیت، فرجامی خوش خواهد یافت. بنا به آیه 55 سورة نور، پارسایان، به رهبری امام عصر(عج) خلیفة خدا شوند و دین حاکم گردد. در این صورت، بنا به وعده الهی، امنیت جای ترس را میگیرد و بندگان خدا به خشنودی و خوشبختی حقیقی دست خواهند یافت. اثر این عدالت و امنیت فراگیر، چنان است که طبیعت نیز بر سر مهر خواهد آمد و با پیشه کردن عدالت، همة گنجهای خود را برای انسان رو خواهد کرد.
نکتة قابل تأمل آن است؛ با این که اخبار و روایات بیانگر هرج و مرج و چیرگی بیعدالتی و ناامنی در عصر پیش از ظهور است، ولی به نظر میرسد این شرایط بهصورت مطلق در همه جهان حاکم نباشد. لذا این باور انحرافی که میبایستی برای شتاب بخشیدن به ظهور حضرت، به افزایش فساد و ناامنی کمک کرد، کاملاً مردود و مخالف اسلام است. مگر نه اینکه خود امام عصر(عج)، حضور خود را در عصر غیبت به خورشید پشت ابر تشبیه مینماید،[57] یا در روایتی دیگر میفرماید:
«بهدرستیکه من مایه امان اهل زمین هستم؛ همچنانکه ستارگان مایة امنیت اهل آسمانها هستند».[58]
دهها روایت از پیامبر و امامان وارد شده که خود و اهل بیت را مایه امان ساکنان زمین به شمار آوردهاند.[59] بدین ترتیب، حضور امام عصر(عج)، چه بهصورت غایب و چه بهصورت ظاهر و در زمان قیام، مایه بارش فیض و نعمات الهی به سوی مردم است. طبیعی است که در دوره حکومت مهدوی این جریان به کمال خود خواهد رسید و همة موانع موجود بر سر اتصال فیض میان خداوند و مردم ـ از طریق امام برطرف خواهد شد. البته آن هنگام، مردم این واسطه خیر و نعمت نامرئی را به صورت مرئی و آشکارا دیده و لمس خواهند کرد.
همة امامان شیعه در زمان خود چنین واسطة فیضی بودهاند، اما متأسفانه بهدلیل اختناق زمانه و سرکوب خودکامگان چیره از یک سو و هواپرستی و گمراهی مردم از سوی دیگر، نتوانستند بشریت را به کمال و غایت تکامل الهی و انسانی خویش رهنمون سازند. بنابراین میتوان گفت، میان امام عصر(عج) و دیگر امامان معصوم(ع) در این زمینه تفاوتی نیست، ولی به خواست خداوند، امام موعود کسی است که رسالت پیامبر(ص) و طرح اصلاحی دیگر معصومان در اکمال دین و دستیابی به عدالت و امنیت و دیگر فضایل را به نتیجه نهایی میرساند. روایاتی که اثباتگر این مدعا است بسیار فروانند. مثلاً امام زینالعابدین(ع) میفرماید:
ما امام مسلمانان و براهین الهی بر جهانیان و سرور مؤمنانیم. ما رهبر شریفترین مسلمانان و... مایة اَمان ساکنان زمین هستیم؛ همانگونه که ستارگان مایة امان و حفظ آسمانها هستند. ما کسانی هستیم که خداوند بهواسطه ما آسمان را از سقوط به روی زمین نگه داشته است و این به اجازه خداوند بستگی دارد. خداوند توسط ما زمین را از اینکه اهلش را نابود کند، نگه داشته است و بهواسطه ما باران میفرستد و رحمت خویش را بر مردم میگستراند و بهواسطه ما برکات زمین خارج و ظاهر میشود و اگر ما بر روی کره خاکی نبودیم، زمین اهل خود را فرو میبرد.[60]
امامان پاک ما به دلیل جو اختناق حاکم بر زمان خویش، آرمانهای خود را در دوره قیام قائم(ع) جستوجو میکردند؛ همچنانکه امام علی(ع) دربارة عدالتگستری و ایمنی عصر ظهور و سرشاری آن دوره از عدالت و امنیت دیگر برکتها میفرمایند:
ولو قام قائمنا لانزلت السماء قطرها و لاخرجت الارض نباتها و ذهبت من قلوب العباد و اصطلحت السبع والبهائم حتی تمشی المرأه بین العراق الی الشام لاتضع قدمیها الا علی النبات و علی رأسها زینتها، ولایهیجها سبع و لاتخافه.[61]
اگر به تحقیق، قائم ما قیام کند، به واسطه ولایت و عدالت او، آسمان آنچنان که باید ببارد میبارد و زمین نیز رستنیهایش را بیرون میدهد و کینه از دلهای بندگان زدوده میشود و میان دد و دام آشتی برقرار میشود؛ به گونهای که یک زن میان عراق و شام پیاده خواهد رفت و آسیبی نخواهد دید و هر جا قدم میگذارد، همه سبزه و رستنی است و بر روی سرش زینتهایش را گذارده و نه ددی او را آزار دهد و نه بترساند.
روایاتی از این دست بسیار فراوانند که در زیر به چند نمونه از آنها که از پیامبر(ص) نقل شده اشاره میکنیم:
مردی از اهلبیت من خروج خواهد نمود و به سنت من عمل میکند و خداوند برای او از آسمان برکاتش را فرو میفرستد و زمین برکتهایش را خارج میسازد. بهواسطه وی، زمین همانگونه که از ستم و جفاکاری پر شده، از برابری و داد سرشار میشود...[62]
اگر از عمر دنیا تنها یک شب باقی مانده باشد، خداوند آن شب را به اندازهای طول خواهد داد، تا مردی از اهلبیت من به حکومت برسد... او زمین را از قسط و عدل پر میکند همانگونه که پیش از آن از ستم و جفاکاری پر شده بود. وی خواسته و مال را برابر پخش میکند و خداوند در آن هنگام بینیازی را در دلهای این امت قرار میدهد... .[63]
از این دسته روایتها بهخوبی فهمیده میشود که در حکومت جهانشمول حضرت مهدی، عدالت و امنیتی فراگیر در همهجای دنیا برقرار میشود و تنها مسلمانان از این فیض و رحمت خداوندی بهرهمند نمیشوند، بلکه این بهرهمندی به همة ساکنان زمین میرسد؛ زیرا در سراسر گیتی، «گنجها بیرون آورده خواهد شد و شهرها و روستاهای شرک فتح میشود.»[64] در چنین حکومتی، عدالت و امنیت و همة بهرههای آسمان و زمین، بیتبعیض، نصیب همگان خواهد گردید. همچنانکه امام حسین(ع) در فراز مهمی میفرماید:
... اذا قام قائم، العدل وسع وسعه عدل البر و الفاجر.
هنگامی که قائم قیام میکند، عدل گسترده میشود و این گستردگی عدالت، نیکوکار و فاجر را در بر میگیرد.[65]
بدین ترتیب بهرة حکومت جهانشمول و عدالتگستر و امنیتمحور حضرت مهدی، نه تنها شامل مسلمانان و غیرمسلمانان و اقلیتهای گوناگون میشود، بلکه حتی بدکاران آنها را هم در بر میگیرد. البته از روایات چنین بر میآید که حسنات و جاذبة حضرت مهدی و نهضت عدالتگستر او باعث جهانشمولی دیانت اسلام و اصلاح بدکاران و رویآوری تمام مردم جهان به اسلام خواهد شد. یکی از شواهد اثبات این مدعا رویاتی است از امام صادق(ع). از ایشان درباره تفسیر آیة هشتاد و سوم سوره آل عمران که میفرماید: «با آنکه هر که در آسمانها و زمین است خواه و ناخواه سر به فرمان او نهاده است»[66] پرسش شده است. امام(ع) در پاسخ اظهار میدارند که این آیه درباره زمان قیام قائم(ع) است که در آن هنگام در کره خاکی، جایی باقی نمیماند مگر آنکه در آن ندای شهادتین (لاالهالاالله و محمد رسولالله) شنیده شود.[67]
از سویی, با توجه به اینکه در طول تاریخ، بسیاری از بیعدالتیها و خونریزیها و ناامنیها متوجه شیعیان بوده است، دوران امام قائم(ع)، عصر قدرت و ایمنی و رفع بلا و مصایب از شیعیان است. توان دفاعی آنها بسیار بالا میرود و حکومت زمین و سروری آن به ایشان خواهد رسید. امام زینالعابدین(ع) در این باره فرموده است:
اذا قام قائمنا اذهب الله عن شیعتنا العاهة، و جعل قلوبهم کزبر الحدید و جعل قوّة الرّجل منهم قوّة اربعین رجلاً و یکونون حکام الارض و سنامها.
هنگامی که قائم ما قیام کند، خداوند آفات و بیماری و بلایا را از شیعیان ما دور میسازد و قلبهای آنان را به مانند پارههای آهن میگرداند و قوت و توان مردان ایشان را به اندازه چهل مرد افزون میکند. در آن هنگام شیعیان حاکمان زمین و سروران آن خواهند گشت.[68]
با وجود این، در عصر حکومت مهدی، همه مردم از امنیت و عدالت فراگیری برخوردار خواهند بود و عدالت در بیشترین حد و به صورت کامل و تمام اجرا میشود. در آن هنگام استیفای حقوق به صورت قطعی صورت خواهد گرفت و در قضاوتها و محاکم، دیگر امکان هیچ خطا و اشتباهی پیش نخواهد آمد. زیرا امام(ع) خود میان مردم زندگی میکند و بر آنها حکومت و قضاوت خواهد کرد. قضاوتی که بدون نیاز به بیّنه و اِماره صورت میگیرد و این حکومت و قضاوت متکی به الهام الهی و بر همین مبنا متکی بر علم امام است. بدین ترتیب امام(ع) از مردم درخواست بینه و شاهد نمیکند و به مانند داوود و سلیمان حکم واحدی مینماید.[69] بر همین مبنا، عدالت و ادای حقوق به صاحبان آن به شکل قطعی صورت پذیرفته و کاملاً و بدون هیچ شبه و خطایی انجام میگردد.
از دیگر نشانهها و شاخصههای مهدوی که موجب پدید آمدن امنیت، آرامش و ثبات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی میگردد، تقسیم درست و برابر و مبتنی بر استحقاقِ بیتالمال و اموال مشترک عمومی است. همچنانکه امام باقر(ع) میفرماید:
وقتی قائم اهل بیت قیام کند، [بیتالمال] را با مساوات تقسیم میکند و نسبت به شهروندان عدل میورزد. پس هر کس او را اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده است و سرکشی نسبت به او همانند سرکشی و گناه نسبت به خدا است.[70]
نکته بسیار مهم در مبحث حکومت عدالتمحور و امنیتگستر مهدوی این است: اگرچه حضرت ولیعصر(ع) فاتح شهرهای شرک هستند و حتی چهره ترسیمی ایشان در روایات و هنگام قیام به گونهای است که همواره شمشیر بر دوش دارند، واقعیت این است که قیام امام(ع) قیامی نظامی و میلیتاریستی و متکی بر اجبار و سرکوب نیست. بنابراین، نباید امنیت و عدالتی کاذب و در سایه شمشیر برقرار شود. قیامِ مصلحانة یاد شده، نهضتی ایمانی، اسلامی و انسانی برای رهانیدن همة بشر از زنجیرهای نفسانی و موانع و بندهای بیشماری است که بر دست و پای انسان فعلی از سوی طاغوتها زده شده و تکامل و کمال بشری را راکد کرده یا به پسرفت و قهقرا کشانده است.
حرکت امیدبخش و زندهکنندة حضرت، که با پرچم ایمان و عدالت صورت میپذیرد، در نهایت مشروعیت و رضایت عمومی صورت میگیرد و با پذیرش همگانی همة ساکنان زمین و آسمان و حتی حیوانات و جنبندگان عالم هستی تحقق مییابد و همه با مباهات و خشنودی به آن تن میدهند. در این میان، فرقی میان دیانتها، نژادها، قومیتها و هویتهای گوناگون مردم گیتی نیست؛ چرا که نهضت مهدوی، حرکتی جهانگستر و عالمشمول برای نجات و رستگاری همة بشریت است.
بدیهی است عدالت گستری حضرت مهدی(ع)، خود زمینههای تقویت و پایندگی مشروعیت حکومت ایشان و جذب دلهای بیشتر مردم را به دنبال خواهد داشت. پیامبر اکرم(ص) درباره اجماعی بودن پذیرش حکومت حضرت مهدی(ع) میفرماید:
... فیملأ الارض عدلاً و قسطاً کما ملئت ظلماً و جوراً یرضی عنه ساکن السماء و ساکن الارض...[71]
... یملا الارض عدلاً کما ملئت جوراً یرضی بخلافته اهل السموات و اهل الارض والطیر فی الجو...[72]
... پس زمین را از عدل و قسط پر میکند؛ همانگونه که از ستم و جفاکاری پر شده بود. هم ساکنان آسمان و هم ساکنان زمین از او خشنود هستند... .
زمین را همانگونه که از ستم پر شده بود، از عدل سرشار میکند. اهل آسمانها و اهل زمین و پرندگان آسمان به خلافت او رضایت میدهند.
از دیگر ویژگیهای عدالت مهدوی و جهانشمولی بدون تبعیض حرکت مصلحانة امام مهدی(ع) این است که ایشان اصحاب خود را با هدایت الهی و بر اساس لیاقت و شایستگی، نه از یک نقطه خاص که از کشورها و شهرهای گوناگون بر میگزینند. این امر نشانگر آن است که حرکت امام(ع) مختص ناحیه یا کشور خاصی نیست، بلکه متعلق به همه جهانیان است تا آنان با آغوش باز و خشنودی اسلام را پذیرا باشند و دستورهای آن را سرمشق زندگی رستگارانة خود قرار دهند.
پیامبر گرامی اسلام درباره عدالتگستری و همچنین اصحاب حضرت مهدی(ع) فرموده است:
مهدی یحکم بالعدل و یامر به یصدق الله عزوجل و یصدق الله فی قوله یخرج من تهامة حین تظهر الدلائل والعلامات و له کنوز لاذهب و لافضه الا خیول مطهمه و رجال مسوّمة یجمع الله له من اقاصی البلاد علی عدة اهل بدر ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلاً معه صحیفة مختومة فیها عدد اصحابه باسمائهم و بلدانهم و طبایعهم و حلاهم و کناهم کدادون مجدون فی طاعته.[73]
مهدی به عدالت حکم نموده و به آن امر میکند. خداوند عزوجل او را و کلامش را تصدیق مینماید و هنگامی که نشانه و علامتها آشکار میشوند، از مکه خروج مینماید. وی دارای گنجهایی از طلا و نقره نیست، بلکه گنجهای او اسبهای خوش اندم و نیکومنظر و مردان مشخص شدهای هستند که خداوند آنها را برای وی از دورترین بلادها جمعآوری کرده است که تعدادشان به عدد اهل جنگ بدر، سیصدوسیزده نفر مرد است؛ و صحیفهای همراه مهدی است که در آن اصحاب وی با ذکر اسامی، کنیهها، کشورها، محل سکونت و حتی نوع طبایعشان آمده است، اینان در راه اطاعت او کوشا بوده و رنج و سختی میکشند.
بدین ترتیب میتوان استنباط کرد که در حکومت جهانی مهدوی، حقی از کشورها یا به عبارتی بهتر، ایالتهای این حکومت در هر کجای گیتی ضایع نمیشود. عدالت مهدوی و اسلامی ایجاب مینماید که در محیطی با ثبات و سرشار از آرامش و فارغ از هر گونه نزاع، اقوام، کشورها و ملیتها، شایستگان و نخبگان متصف به صفات لازمه اسلامی را به کارگزاری و مدیریت ایالات خویش، در چارچوب حکومت جهانی حضرت مهدی بگمارند.از مواهب گوناگون این حکومت، همچون امنیت به گونهای مساوی با دیگران بهرهمند شوند.
نتیجهگیری
همانگونه که گفته شد، عدالت و امنیت از برترین و مقدمترین نعمتها و دستاوردهایی است که توسط امام موعود به بشریت، آنهم در فراخنای گیتی هدیه خواهد شد. انقلاب مصلحانة حضرت برای تکمیل دیانت، رسالت نبوی و امامت اصلاحگرایانه امامان معصوم(ع) میباشد.
امامتی که با خودکامگی و اختناق و سرکوب خودکامگان ستمگر و چیره به فرجام نیکوی خویش نرسید. امام عصر(ع) این نهضت را به پایان خواهند برد و همه اقوام و ملل و فرد فرد انسانها بدون هیچگونه تبعیض و گزینشی طعم شیرین عدالت و امنیت مهدوی را خواهند چشید. اسلام دین فراگیر خواهد شد و در جایگاه عادلانه و بایستة خود خواهد نشست و تشیع و شیعیان از آفات و بلیات و آسیبها محفوظ و در کمال امنیت، توان روزافزون و استقرار و حاکمیت خواهند یافت.
بشر و تمام ساکنان و جنبندگان آسمانها و زمین با آغوشی باز و خشنودی بدین حکومت تن خواهند داد. قریه و شهر امن قرآنی و الهی در سایه عدالت گستری حضرت مهدی محقق خواهد گردید و جانشینی زمین به صالحان و پارسایان خواهد رسید و ایمان به عنوان سرچشمه اصلی امنیت، بر قلبها و جانها طمأنینه و آرامش را حکمفرما خواهد ساخت. حیات سیئه بشری، جای خود را به حیات طیبه و حسنه خواهد داد.
آسمانها و زمین نیز با پیشهکردن عدالت، همة بهرهها و نعمتهای خود را برای استفاده بشر، تقدیم مینمایند و ترس و هراس و ناامنی و بیعدالتی جای خود را به آرامش و قسط و عدل خواهد داست.
امنیت در زمان ظهور حضرت مهدی، امنیتی غالب بر عدالت و در سایة شمشیر، سرکوب و خودکامگی و اجبار نیست، بلکه بر رویکرد و مشی الهی و انسانی استوار است و از مشروعیت، مقبولیت و حقانیتی مبتنی بر رضایت و پذیرش کامل مردم سود میبرد. همین امر به جذب بیشتر قلبهای مردم به سوی امام عصر و نهضت جهانشمول ایشان خواهد انجامید و حتی بدکاران نیز راه خوبی و رستگاری در پیش خواهند گرفت.
عدالت مهدوی حکم میکند، ملاک گزینش کارگزاران، قومیّت پرستی و قبیلهگرایی نباشد. برعکس، در گزینش آنها اصلح بودن، شایستگی و کاردانی لحاظ شود. همچنانکه امام(عج) در انتخاب اصحاب سیصدوسیزدهگانة خود، این ملاحظات را در نظر گرفته و آنها را از کشورها و شهرهای مختلف و با هدایت الهی انتخاب مینماید. عدالت و امنیت چه در اندیشه اسلامی و چه در عصر مهدوی در تعامل مستقیمی با یکدیگر قرار داشته و عدالت، خاستگاه و بستر امنیت است.
حضرت(ع) با رعایت مساوات و استحقاقهای افراد بشر، خیرات مشترک را میان مردم توزیع نموده و با حکمیّت و قضاوت بر مبنای الهام و علم الهی خویش، زمینة هرگونه حکومت و داوری ناعادلانه و خطاآمیز را از بین میبرد. بدینوسیله، زمینههای نارضایتی و اعتراضهای مردمی را که بیثباتی و ناامنی را در پی دارد، از میان بر میدارد. در آن دوران، در دل مردم بهجای اشمئزاز از حکومت، مهر و محبت جایگزین میشود.
با امید به طلوع هرچه زودتر چنین عصر شکوفا و بالندهای، با این دعا، نوشتار حاضر را به پایان میبریم: «اللهم انا نرغب الیک فی دولة کریمه، تعزبها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله...».
__________________________________
[1] . استادیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه شیراز
[2] . همچنانکه دربارة سرنوشت این شیعیان در دعای ندبه چنین آمده است: «فقتل من قتل و سُبی من سُبی و اُقصی من اٌقصی...».
[3] . نهجالبلاغه، خطبه 138.
[4] . نهجالبلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم، مؤسسه انتشارات حضور، زمستان 1381، خطبه 138، ص 190.
[5] . «سُئل عن النبی متی یقوم قائمکم، قال اذا صارت الدنیا هرجاً و مرجاً»؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 36، قم، دارالکتب اسلامیه، [بیتا]، روایت 176، باب 41، ص 322.
[6] . همان، ج 52، روایت 154، باب 25، ص 266.
[7] . عن محمدبن مسلم قال، سمعت ابا عبدالله(ع) یقول: «انّ لقیام القائم(ع) علامات تکون من الله عزوجل للمؤمنین قلت: و ما هی جعلنی الله فداک؟ قال، ذلک قوله عزوجل «ولنبلونکم ـ یعنی المؤمنین قبل خروج القائم ـ بشیءٍ من الخوف والجوع و نقص من الاموال والانفس والثمرات و بشر الصابرین»؛ محمدمحمدی ریشهری، میزان الحکمة، ج 1، قم، مکتبة الاعلام الاسلامی، 1362 ش، صص 290-291، روایت 1228(به نقل از تفسیر نورالثقلین، ج1، ص 314).
[8] . see, chaim pereLman, Justice et raison, eed, 1970, edition de universite de Bruxelles, p.12-14.
[9] . این تعریف از عدالت، در کلیه آثار اندیشمندان اسلامی آمده است؛ برای نمونه ر.ک: ابونصر محمد فارابی، اندیشههای اهل مدینه فاضله، شرح و ترجمه سید جعفر سجادی، تهران، طهوری، چ دوم، 1361، ص 258.
[10] . ر.ک: خواجه نظامالملک طوسی، سیاستنامه، تصحیح عباس اقبال، تهران، اساطیر، ج دوم، 1369، صص 57 و 98.
[11] . ر.ک: همان، ص 3.
[12] . ر.ک: عبدالرحمن ابن خلدون، مقدمه، محمد پروین گنابادی، ج اول، چ پنجم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1366، صص 71-72 و 543-537؛ ج دوم، صص 716-711.
[13] . ر.ک: ابونصر محمدفارابی، فصول المدنی، تحقق: م.دنلوپ، کمبریج، 1961 فصل 58، صص 141-142. همچنین، ر.ک: خواجه نصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، تصحیح مجتبی مینویی و علیرضا حیدری، تهران، خوارزمی، چ پنجم، 1373، صص 301-308.
[14] . ر.ک: طوسی، همان، ص 136.
[15] . ر.ک: نهجالبلاغه، ترجمه و شرح سید علینقی فیض الاسلام، تهران، بیتا، 1392 هـ.ق،1351 هـ.ش، کلمه 223، ص 1188.
[16] . ر.ک: ابن سینا، الاشارات والتنبیهات، ج چهارم، تهران، دفتر نشر کتاب، 1362، ص 61. همچنین ر.ک: ابن سینا، الشفاء والالهیات، به کوشش الاب قنواتی و سعید زاید، قاهره، 1964م, ص 441.
[17] . ر.ک: نهجالبلاغه، فیض الاسلام، حکمت 235، ص 171.
[18] . ر.ک: یاسین عیسی العاملی، الاصطلاحات الفقهیه فی الرسائل العلمیه، بیروت، دارالبلاغه، 1413 هـ.ق، ص 139.
[19] . کلنا الجنتین آتت اُکلها و لم تظلم منه شیئاً (کهف/ آیة 33).
[20] . ولقد ارسلنا رسلنا بالبینات وانزلنا معهم الکتاب والمیزان لیقوم الناس بالقسط. (حدید / 25).
[21] . ر.ک: سورههای: شوری/ 15، مائده/ 8 ، نساء/ 58، نحل/ 90.
[22] . اصلیترین مترادفهای قرآنی واژة عدل که در قرآن آمدهاند و با آن ارتباط معنایی دارند، عبارتند از: قسط، قصد، استقامت، وسط، نصیب، حصّه، میزان و غیره. همچنین جور ـ متضاد کلمه عدل ـ که خود نیز مترادف ظلم است، کمتر در قرآن آمده است. البته کلمه ظلم و مشتقات آن به صورتی بسیار گسترده در این کتاب آسمانی ذکر شده است.
[23] . 62 مورد از مشتقات کلمه «اَمِنَ» در قرآن به شرح زیر است: آمَن ـ آمِن ـ آمناً ـ آمنّا ـ آمنتْ ـ آمنْتُ ـ آمنة ـ آمنتم ـ آمنکم ـ آمنهم ـ آمَنو ـ آمِنو ـ آمنون ـ آمنین ـ اوْتمن ـ الامانات ـ اماناتکم ـ اماناتهم ـ الامانة ـ امانته ـ أمِن ـ الامن ـ أمناً ـ أمنة ـ أمنتکم ـ أمنتم ـ أمِنوُ ـ أمینِ ـ الایمان ـ ایماناً ـ ایمانٍ ـ ایمانکم ـ ایمانه ـ ایمانها ـ ایمانهم ـ بایمانهنّ ـ تؤمن ـ تأمنّا ـ لتؤمننّ ـ تأمنه ـ تؤمنوا ـ تؤمنون ـ مؤمِن ـ مؤمناً ـ مؤمنات ـ مؤمنة ـ مأمنهُ ـ مؤمنون ـ مؤمنَین ـ مؤمِنین ـ مأمون ـ نؤمن ـ لَنؤمننّ ـ یأمن ـ یؤمن ـ یؤمنّ ـ لَیؤمنَنّ ـ لیؤمنُنّ ـ یأمنوا ـ یؤمنوا ـ یأمنوکم ـ یؤمنون؛ همچنین کلمههایی با بار معنایی مشابه امنیت، مانند «سکینة» 3 بار، «سکینته» 3 بار و «سلام» 33 بار، و «سلاماً» 9 بار در قرآن به کار رفته است.
[24] . برای اطلاع ر.ک، محمود روحانی، المعجم الاحصایی لالفاظ القرآن الکریم، (فرهنگ آماری کلمات قرآن کریم)، المجلد الاول، مشهد، آستان قدس رضوی، 1368 ش، صص 372 ـ 373.
شایان ذکر است که کلمه «الاْمِنُ» در مجموع سه بار که دوبار آن در سوره مکی انعام آیات 81 و 82 و یکبار آن در سوره مدنی نساء آیه 83 به کار رفته است. کلمه امنا دوبار یکی در سوره مدنی بقره، آیه 125 و دیگری در سوره مدنی نور، آیه 55 استفاده شده است. همچنین واژه «اَمنَةً» دوبار در سورههای مدنی آل عمران، آیه 154 و انفال، آیه 11 کاربرد داشته است.
[25] . سید محمدحسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ج 15، ترجمه سید محمدباقر همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چ پنجم، 1374، ص 209.
[26] . فلیعبدوا رب هذا البیت الذی اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف (قریش: 3 و 4)
[27] .... و هذا البلد الامین لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم (تین: 3 و 4)
[28] . علامه طباطبایی، ترجمه المیزان، ج 20، ص 539.
[29] . اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند، قطعاً برکاتی از آسمان و زمین برایشان میگشودیم.
[30] . همان، ج 8، ص 252.
[31] . و نعمت خدا را بر خود یاد کنید، آنگاه که دشمنان [یکدیگر] بودید. پس میان دلهای شما الفت انداخت، تا به لطف او برادران هم شدید و بر کنار پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهانید.
[32] . همان، ج 5، ص 376.
[33] . همان، ج 20، ص 607. امام باقر(ع) و امام صادق(ع) در تفسیر این آیه فرمودهاند: امنیت یکی از نعمتهای بزرگ خداوندی است و در برابر این موهبت بزرگ، انسانها در روز قیامت مورد سؤال قرار خواهند گرفت و باید پاسخ دهند: «ثم لتسئلن عن النعیم، قیل هو الامان»، ر.ک: ابوعلی فضل بن حسن طبرسی، مجمعالبیان، [بیجا]، دارالمعرفه، [بیتا]، ج 10، ص 538. همچنین ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 78، قم، دارالکتب الاسلامیة، [بیتا]، حکمت 8 ، ص 172.
[34] . بحارالانوار، ج 10، ص 210.
[35] . همان، ج 7، ص 465.
[36] . همان.
[37] . همان، ج 11، ص 475.
[38] . ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 10، ص 84 .
[39] . رسول اکرم(ص)، نهجالفصاحه، گردآورنده: مرتضی فرید تنکابنی، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، چ 4، 1374ش/1416ق، ص 59.
[40] . همان.
[41] . بحارالانوار، ج 78، حکمت 1، ص 171.
[42] . ابومحمدابن شعبه الحرانی، تحفالعقول، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، 1363ش، 1404ق، ص 334.
[43] . عبدالواحد تمیمی آمدی، شرح غررالحکم و دررالکلم، ج 4، تصحیح میرجلال الدین حسینی ارموی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1360 ش، ص 100.
[44] . همان، ج 6، ص 435.
[45] . «العدل فوز و کرامة، الانصاف افضل الفضائل»، عبدالکریم بن محمد قزوینی، بقا و زوال در کلمات سیاسی امیرمؤمنان(ع)، به کوشش رسول جعفریان، قم، کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی، 1371، ص 97. «العدل افضل سجیة»، همان، ص 100؛ «الانصاف افضل الشیّم»، همان، ص 97؛ «اسنی المواهب العدل». همان، ص 112.
[46] . «العدل فضیلة السلطان»، «العدل جُنّة الدول»، «العدل یصلح الرعیه»، «العدل مألوف»، «اعدل تحکم»، «العدل نظام الامر»، «بالعدل تتضاعف البرکات»، «العدل حیاة»، «العدل حیاة الاحکام»، «ملاک السیاسة العدل»، «العدل اقوی اساس» و «العدل اساس به قوام العالم»؛ میزان الحکمه، باب العدل، صص 78-90.
[47] . نهجالبلاغه، فیضالاسلام، نامه 53، ص 988.
[48] . «من عدل تمکّن»، شرح غررالحکم، ج 5، ص 275؛ «من عدل عظم قدره»، همان، ج 5، ص 193؛ «من عدل فی سلطانه استغنی من اَعوانه»، همان، ج 5، ص 343؛ «من کثر عدله حمدت ایامه»، همان، ج 5، ص 290؛ «من عدل فی سلطانه و بذل احسانه اعلی الله شأنه و اعزّ اعوانه»، همان، ج 5، ص 396.
[49] . «لن تحصّن الدول بمثل استعمال العدل فیها» شرح غررالحکم، ج 5، ص 70؛ «من عمل بالعدل حصّن الله ملکه و من عمل بالجور عجل الله هلکه»، همان، ج 5، ص 355؛ «العدل جنّةُ الدول»، همان، ج 2، ص 62؛ «اعدل تدم لک القدرة»، همان، ج 2، ص 178.
[50] . «العدل قوام البریّة»، عبدالکریم بن محمدیحیی قزوینی، زوال و بقا در کلمات سیاسی امیرالمؤمنان(ع)، ص 99؛ «حسن العدل نظام البریّه»، همان، ص 138؛ «عدل الساعة حیوة الرعیة و صلاح البریة»، همان، ص 175؛ «بالعدل تصلح الرعیه»، شرح غررالحکم، ج 1، ص 354؛ «العدل یستدیم المحبة»، بقا و زوال... در کلمات سیاسی امیرمؤمنان، ص 100؛ «الانصاف یرفع الخلاف و یوجب الائتلاف»، همان، ص 101.
[51] . «ما عمّرت البلدان به مثل العدل»، همان، ص 193.
[52] . نهجالبلاغه، فیض الاسلام، حکمت 468، ص 1304.
[53] . ر.ک: عبدالله جوادی آملی، «اجرای عدالت، مهمترین عامل بقای نظام»، روزنامه جمهوری اسلامی، شمارههای 3082، 23 دی1368.
[54] . همان.
[55] . نهجالبلاغه، فیضالاسلام، حکمت 342، ص 1251.
[56] . همان، خطبه 207، ص 681.
[57] . «و اما وجه الانتفاع بی فی غیبتی فکالانتفاع بالشمس اذ غیبها عن الابصار السّحاب»، بحارالانوار، ج 52، ص 92.
[58] . «وانی امان لاهل الارض کما ان النجوم امان لاهل السماء»، همان، ج 78، روایت 1، باب 30، ص 380.
[59] . قال رسول الله(ص): «واهل بیتی امان لاهل الارض»، همان، ج 23، روایت 64، ص 37، باب 1.
[60] . همان، ج 23، روایت 10، باب 1، ص 5.
[61] . همان، ج 10، ص 104؛ تحفالعقول، ص 110. در نسخه تحف العقول حدیث اینگونه روایت شده که این زن بر روی سرش زنبیل را قرار داده است.
[62] . بحارالانوار، ج 51، روایت 25، ص 82.
[63] . همان، روایت 35، ص 84.
[64] . قال رسولالله(ص): المهدی من ولدی... یستخرج الکنوز و یفتح المدائن الشرک»، همان، باب 18، ص 96.
[65] . همان، ج 27، روایت 24، باب 4، ص 90.
[66] . «وله اسلم من فی السموات والارض طوعاً و کرهاً»، آل عمران/ 83.
[67] . «اذا قام القائم(ع) لایبقی أرض الاّ نودی فیها بشهادة ان لاالهالاالله و أنّ محمداً رسولالله»؛ میزانالحکمه، ج 1، روایت 1247، ص 294، (بهنقل از تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 362).
[68] . میزانالحکمه، ج 1، روایت 1240، ص 293. (بهفعل از مشکوة الانوار، ص 80).
[69] . قال اباعبدالله(ع): «اذا قام قائم آل محمد علیه و علیهم السلام، حکم بین الناس بحکم داود لایحتاج الی بینة یلهمه الله تعالی فیحکم بعلمه»؛ بحارالانوار، ج 14، روایت 23، باب 1، ص 14.
قال ابی جعفر(ع): «انه اذا قام قائم آل محمد حکم بحکم داود و سلیمان لایسال الناس بینة»؛ همان، ج 23، روایت 28، باب 4، ص 85.
[70] . «اذ قام قائم اهل البیت قسم بالسویه و عدل فی الرعیه فمن اطاعه فقد اطاع الله و من عصاه فقد عصی الله»، همان، ج 52، روایت 103، باب 27، ص 350؛ همچنین ر.ک: همان، ج 51، روایت 15، ص 81.
[71] . همان، ج 51، روایت 15، ص 81.
[72] . همان، باب 8، ص 91؛ همان، باب 17، ص 95.
[73] . همان، ج 52، ص 310، روایت 4، باب 27.