ضرورت اقدام برای ازدواج
ضرورت اقدام برای ازدواج
1- مقدمه
باسمه تعالی
تشویق به ازدواج
1 - رسول خدا (صلی الله علیه و آله): «من أحبّ أن یُلقی الله طاهراً مطهراً فلیلقه بزوجة»(بحار الانوار، ج 103، ص 225)
2 - رسول خدا (صلی الله علیه و آله): «تناکحوا تکثروا فانّی اباهی بکم الامم یوم القیامة حتی بالسقط»(همان، ص 222)
3 - رسول خدا (صلی الله علیه و آله): « ما بنی فی الاسلام بناء أحبّ الی الله عز و جل و أعزّ من التزویج»(همان، محجة، ج 3، ص 53)
4 - رسول خدا (صلی الله علیه و آله): « النکاح سنتّی فمن لم یعمل بسنتی فلیس منّی و تزوّجوا فانی مکاثر بکم الامم ...»(کنز العمال)
5 - امام علی (علیه السلام): «تزوّجوا فانّ رسول الله صلی الله علیه و آله کثیراً ما کان یقول: من کان یحبّ أن یَتّبع سنتی فلیتزوج فانّ من سنتی التزویج...»(بحار، ج 10، ص 93)
6 - رسول خدا (صلی الله علیه و آله): « النکاح سنتی فمن أحبّ فطرتی فلیتسنَّ بسنتی»(ص 53، ج 3، محجة)
ازدواج در جوانی
7 - «ایّما شابّ تزوّج فی حداثة سنة عج شیطانه: یا ویله! عصم منی دینه»(کنزالعمال، ص 44441)
8 - پیامبر (صلی الله علیه و آله): « ما من شاب تزوج فی حداثة سنّه إلاّ عجّ شیطانه: یا ویله! عصم منی ثلثی دینه فلیتق الله العبد فی الثلث الباقی»(بحار، ج 103، ص 221)
آثار ازدواج
9 - حفظ دین: پیامبر (صلی الله علیه و آله): «إذا تزوّج العبد فقد استکمل نصف الدین فلیتق الله فی النصف الباقی»(کنزالعمال، ج 16، ص 271، ح 44403)
10 - پیامبر (صلی الله علیه و آله): «من تزوج فقد احرز شطر دینه فلیتق الله فی الشطر الثانی»(میزان، ج 2، ص 1179)
11 - پیامبر (صلی الله علیه و آله): «من تزوّج فقد اعطی نصف العبادة»(بحار ، ج 103، ص 220)
12 - پیامبر (صلی الله علیه و آله): «إتخذوا الاهل فانّه ارزق لکم»(بحار، ج 100، ص 217)(تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 597، ص 140)
13 - پیامبر (صلی الله علیه و آله): «حق علی الله عون من نکح التماس العفاف عمّا حرّم الله»(کنزالعمال)
14 - سأل النبی (صلی الله علیه و آله) رجلاً من اصحابه فقال: یا فلان هل تزوّجت؟ قال: لا و لیس عندی ما أتزوّج به، قال: ألیس معک «قل هو الله احد » قال : بلی ، قال : ربع القرآن، قال: ألیس معک «قل یا ایها الکافرون» قال: بلی. قال: ربع القرآن. قال: ألیس معک «إذا زلزلت». قال: بلی. قال: ربع القرآن. ثم قال: تزوّج تزوّج»(تفسیر نور الثقلین، ج 5، ص 699)
برتری شخص متأهل بر مجرد
15 - امام صادق (علیه السلام): «إنَّ رکعتین یصلیهما رجل متزوّج أفضل من رجل یقوم لیله و یصوم نهاره اعزب»(بحار، ج 103، ص 217)
16 - امام صادق (علیه السلام): «رکعتان یصلیها متزوّج أفضل من سبعین رکعة یصلیها غیر متزوّج»(بحار، ج 103، ص 219)
17 - پیامبر (صلی الله علیه و آله): «المتزوّج النائم أفضل عند الله من الصائم القائم العزب»(بحار، ج 103، ص 221)
ترک التزویج
18 - امام رضا (علیه السلام): «إنّ امرأة سألت اباجعفر علیه السلام فقالت: اصلحک الله إنّی متبتّلة.فقال: لها. و ما التبتل عندک به، فقال: لاأرید التزویج ابداً قال و لِمَ؟ قال: التمس فی ذلک الفضل . فقال: انصرفی فلو کان فی ذلک فضلٌ لکانت فاطمة علیها السلام أحقّ به منک إنّه لیس احد یسبقها الی الفضل»(بحار، ج 103، ص 219)
19 - عن النبی (صلی الله علیه و آله): « لرجل اسمه عکّاف: ألک زوجة؟ قال: لا یا رسول الله. قال: ألک جاریة؟ قال: لا یا رسول الله. قال: أفأنت موسرم؟ قال: نعم. قال:تزوّج و إلاّ فأنت من المذنبین و فی روایة : فأنت من رهبان النصاری و فی روایة: «تزوّج و إلا فأنت من اخوان الشیاطین»(بحار، ج 103، ص 21)
العزاب
20 - پیامبر (صلی الله علیه و آله): «شرارُ موتاکم العزّاب»(بحار ، ج 103، ص 220)
21 - پیامبر (صلی الله علیه و آله): «رذال موتاکم العزاب»(بحار، ج 103، ص 220)
22 - پیامبر (صلی الله علیه و آله): «شرارکم عزابکم و اراذل موتاکم عزابکم»(کنزالعمال)
23 - پیامبر (صلی الله علیه و آله): «شرارکم عزابکم ،رکعتان من متأهل خیر من سبعین رکعة من غیر متأهل»
مساعدت در امر ازدواج
24 - امام کاظم (علیه السلام): «ثلاثة یستظلّون بظلّ عرش الله یوم لاظلّ إلاّ ظلّه: رجل زوّج أخاه المسلم أو أخدمه أو کتم له سرّاً»(بحار، ج 75 ، ص 70)(نور الثقلین، ج 3، ص 599، ص 148)
25 - امام صادق (علیه السلام): «من زوّج عزباً کان ممّن ینظر الله یوم القیامة»(بحار، ج 7، ص 289)
دختران را زود شوهر دهید
26 - امام رضا (علیه السلام): «نزل جبرئیل علی النبی صلی الله علیه و آله فقال: یا محمد! إنّ ربّک یُقرؤک السلام و یقول : إنّ الأبکار من النساء بمنزلة الثمر علی الشجر فإذا اینع الثمر فلا دواء له إلاّ إجتنائه و إلاّ أفسدته الشمس و غیّرته الریح و إنّ الأبکار إذا أدرکن ما تدرک النساء فلا دواء لهنّ إلاّ البعول و إلاّ لم یؤمن علیهنّ الفتنة فصعد رسول الله صلی الله علیه و آله المنبر فجمع الناس ثم أعلمهم ما امر الله عزوجل به ....»(بحار ، ج 16 ، ص 223)
انتخاب همسر
27 - پیامبر (صلی الله علیه و آله): «تزوّجوا فی الحجز الصالح فان العرق دسّاس»(کنزالعمال)
28 - پیامبر (صلی الله علیه و آله): «تخیّروا لنطفکم فانکحوا الأکفاء و انکحوا الیهم»(کنزالعمال)
29 - پیامبر (صلی الله علیه و آله): «تخیّروا لنطفکم فانّ النساء یلدن اشباه اخوانهنّ و اخواتهنّ»(کنزالعمال)
30 - پیامبر (صلی الله علیه و آله): «تخیّروا لنطفکم و انتخبوا المناکح و علیکم بذوات الأوراک فانهنّ انجب»(کنزالعمال)
المؤمنة کفو المؤمن نه ثروت و جمال
31 - پیامبر (صلی الله علیه و آله): «انکحت زید بن حارثة زینب بنت جحش و انکحت المقداد ضباعة بنت الزبیر بن عبدالمطلب لیعلموا أنّ أشرف الشرف الاسلام»(بحار، ج 103، ص 266)
باسمه تعالی
«آیات و روایات مربوط به ازدواج »
(ازدواج آسان )
تشویق به ازدواج
1 - قال الله تعالی: (وَ انکحوا الایامی منکم و الصالحین مِن عبادکم و إمائکم إن یکونوا فُقراءَ یُغنهِم اللهُ من فضله و الله واسعٌ علیم)(نور، 32)
ترجمه: عزِبهای خود و غلامان و کنیزان شایستهتان را همسر دهید اگر تنگدست باشند خدا از فضل و کرم خود توانگرشان کند که خدا وسعت بخش و داناست.
2 - (و من آیاته أن خلق لکم من انفسکم أزواجاً لِتَسکنوا الیها و جَعَلَ بَینکم مَوَدَّةً و رحمة إنَّ فی ذلک لآیات لقوم یتفکَّرونَ)(روم، 21)
ترجمه: از نشانههای او این است که برای شما از خودتان جفتهایی آفرید، تا بدانها آرام گیرید و میانتان دوستی و مهربانی نهاد. همانا در اینها نشانههایی است برای مردمی که میاندیشند.
3 - قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): « مَن تَرکَ التزویجَ مَخافَةَ العَیلة فَلیسَ مِنّا» (کنزالعمّال، 44460)
ترجمه: هر که از ترس تنگدستی ازدواج نکند از ما نیست.
4 - قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): «مَن زَوَّجَ أخاه المؤمن إمرَأةً یَأنَسُ بها و تَشدُّ عَضُدَهُ و یستریح الیها زَوَّجُه الله من الحور العین و آنسَهُ بِمَن أحَبَّهُ مِن الصِّدیقین من أهل بیته و إخوانه و آنسَهم به»(میزان، 7826)(بحار، 75/275/192)
ترجمه: هر که برادر مؤمن خود را زن دهد تا آن زن همدم و مایه پشت گرمی و آسایش او باشد، خداوند او را از حورالعین بهشت زن دهد. و با هر یک از صدیقان خانواده و برادرانش که دوست داشته باشد همدمش کند و آنان را با وی انس و الفت دهد.
5 - الامام الرضا (علیه السلام): «إن خَطَبَ إلیک رَجُلٌ رضیتَ دینَه و خُلُقَه فَزَوِّجهُ و لایَمنَعکَ فَقرَهُ و فاقتَهُ قال الله تعالی (إن یکونوا فُقراء یُغنهم الله من فضله....)»(میزان، 7838)(بحار، 100/372/7)
ترجمه: اگر مردی نزد تو به خواستگاری آمد و دین و اخلاق او را پسندیدی به وی زن بده(دخترت را به او تزویج کن) و فقر و ناداریش مانع تو از این کار نشود. خدای متعال فرموده است: اگر تهیدست باشند خداوند از فضل و کرم خود آنان را توانگر کند.
6 - الامام الحسن (علیه السلام) : «لِرجلٍ جاء الیه یَستشیرَهُ فی تزویج ابنته : زَوَّجها من رَجُلٍ تَقِیًّ فإنَّهُ ان أحَبَّها أکرَمَها و إن أبغَضَها لم یَظلِمها» (مکار الاخلاق، 1/204)
ترجمه: امام حسن (علیه السلام) به مردی که با ایشان درباره ازدواج دختر خود مشورت کرد، فرمود: او را به مردی باتقوا شوهر بده؛ زیرا اگر دختر تو را دوست داشته باشد گرامیش میدارد و اگر دوستش نداشته باشد به وی ستم نمیکند.
نکوهش سنگینی مهریه
7 - قال الصادق (علیه السلام): «أمّا شؤمُ المَرأةِ فَکَثرَةُ مَهرها و عُقُوقُ زَوجَها»(میزان، 7842)(معانی الاخبار، 152/1)
ترجمه: شومی و ناخجستگی زن زیاد بودن کابین (مهریه) او و نافرمانی از شوهرش میباشد.
8 - عن رسول الله (صلی الله علیه و آله): « خَیرُ الصَّداقِ أیسَرُهُ» (کنزالعمّال، 44707)
ترجمه: بهترین مهریه سبکترین آن است.
9 - قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): « إنّ مِن یُمنِ المرأة تیَسیرُ خِطبَتِها و تَیسیر صِداقِها و تَیسیر رَحِمِها»(میزان، 7845)(کنز العمّال، 44721)
ترجمه: از میمنت زن این است که راحت خواستگاری شود و کابین (مهریهاش) سبک باشد و ....
10 - قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): « تیاسَرُوا فی الصِّداقِ فإنَّ الرَجُلَ لَیُعطِی المَرأة حَتَّی یَبقی ذلک فی نفسه عَلیها حَسبکةُ» (کنز العمّال، 44731)
ترجمه: در مهریه آسان بگیرید؛ زیرا مرد کابین (سنگین) زن را میدهد اما در دلش نسبت به او کینه و دشمنی به وجود میآید.
با چه زنانی نباید ازدواج کرد
11 - قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): « مخاطباً الناسَ، إیاکم و خضراءُ الدِّمَنِ قیل یا رسول الله و ما خضراءُ الدِّمَن؟ قال: المرأةُ الحُسناءُ فی مَنبَتِ السُّوء» (تفسیر نورالثقلین، ج 3 ص 598، ح 145- کافی ، ج 5، ص 332، ح 4)
ترجمه: از خضراء الدمن (گیاه روئیده در خرابه بپرهیزید) گفته شد: ای رسول خدا! خضراء الدمن (گیاه روئیده در خرابه) چیست؟ فرمود: زن زیبا روئی که در خانوادهای فاسد رشد کرده است.
12 - قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): « مَن بَلَغَ ولده النکاح و عنده ما ینکحه ثم أحدث حدثاً فالاثم علیه»(کنزالعمال، ج 16، ص 442 ، ح 45337)
ترجمه: هر کس فرزندش به حد ازدواج برسد و او هم بتواند زمینه ازدواجش را فراهم کند ولی سستی نماید و فرزندش گرفتار گناه گردد، در گناه وی شریک است.
- 1. قال علي عليه السلام:
«افضل الشفاعة ان يشفع بين اثنين في نكاح حتي يجمع شملهما».
امام علي عليه السلام در بيان اهميت تسهيل ازدواج ميفرمايد: بهترين وساطتها، اين است كه ميان دو نفر در امر ازدواج، وساطت و پادرمياني شود تا سرو سامان بگيرند. (كنز العمال، ج3، ص268، ح6492)
- 1. قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم:
«زوجوا اياماكم، فان الله يحسن لهم في اخلاقهم، و يوسع لهم في ارزاقهم، و يزيدهم في مرواتهم».
رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم ميفرمايد: جوانهايتان را زن دهيد؛ زيرا با اين كار خداوند اخلاق آنها را نيكو ميگرداند و روزيهايشان را زياد ميكند و بر جوانمرديهاي آنان ميافزايد.
(بحار الانوار، ج100، ص222، ح38)
- 1. قال الصادق عليه السلام:
«من زوج اعزبا كان ممن ينظر الله عز و جل اليه يوم القيامة».
امام صادق عليه السلام ميفرمايد: هر كه جوان عزبي را زن دهد، از جمه كساني است كه خداوند در روز قيامت به او نظر ميافكند. (كافي، ج5، ص231، ح2)
- 1. قال الصادق عليه السلام:
«من ترك التزويج مخافة الفقر فقد اساء الظن بالله عز و جل ان الله عز و جل يقول: (ان يكونوا فقراء يغنهم الله من فضله».
امام صادق عليه السلام ميفرمايد: هر كه از ترس تهيدستي ازدواج نكند، به خداي عز و جل گمان بد برده است. خداوند عز و جل ميفرمايد: «اگر تهيدست باشند خداوند از فضل خود توانگرشان ميسازد».
(نورالثقلين، ج3، ص597، ح141)
- 1. قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم: «ما بني في الاسلام بناء احب الي الله عزوجل، و اعز من التزويج».
در اسلام هيچ بنايي ساخته نشده كه نزد خداي عزوجل محبوبتر و ارجمندتر از ازدواج باشد.
(بحار، ج100، ص222، ح40)
با ازدواج خود را پاك نگه داريم.
- 2. قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم: «حق علي الله عون من نكح التماس العفاف عما حرم الله».
هر كه به منظور پاك نگه داشتن خود از آنچه خداوند حرام كرده است ازدواج كند. بر خداست كه او را كمك كند. (كنز العمال، 44443)
- 3. قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم: «تنكح المرأة علي اربع خلال: علي مالها، و علي دينها و علي جمالها و علي حسبها و نسبها، فعليك بذات الدين».
با زن به خاطر چهارچيز ازدواج ميشود: مال و ثروتش، دينداريش، زيباييش و اصل و نسب و خانوادهاش و تو با زنان متدين ازدواج كن. (كنز العمال، 44602)
آيا از فساد و تبهكاري در جامعه بيزاريد؟
- 4. قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم: «اذا حاءكم من ترضون دينه و امانته يخطب (اليكم) فزوجوه، ان لا تفعلوه تكن فتنة في الارض و فساد كبير».
هرگاه كسي به خواستگاري نزد شما آمد و دينداري و امانتداري او را پسنديديد، به او زن دهيد؛ اگر چنين نكنيد، در روز زمين تبهكاري و فساد بسيار پديد خواهد آمد. (بحار، ج100، ص372، ح3)
2- استحباب ازدواج
4.ضرورت ازدواج.
- اول ازدواج بعد خود نگهداری
- یر خلاف آنچه الان تصور می شود که وقتی کسی بالغ شد باید اول خود را نگاه دارد تا در زمان مقتضی بعد از سالیانی ازدواج کند آموزه های دینی بر تقدم ازدواج بر خود نگهداری دلالت دارد
- پاسخ به نیاز طبیعی
وجود غریزة جنسی در انسانها امری آشکار است که برای پیبردن به آن، نیازی به دلیل نیست؛ چرا که هر فردی، با رجوع به درون خویش به آسانی بر وجود این غریزه پی میبرد.
مگر عده کمی از افراد، که نبود غریزه جنسی در آنان نوعی بیماری تلقی میشود.
غریزه جنسی از مهمترین مسائل مربوط به انسانها است، که در صورت عدم برخورد صحیح با آن، میتواند اخلاق بشری را به سوی انحراف و نابودی سوق دهد، درست همان واقعیتی که امروزه در دنیای غرب به وقوع پیوسته است.
آنچه مهم است چگونگی برخورد با این موضوع است؛ همان گونه که پیدا است این غریزه، همانند سایر غرایز و صفات انسانها توسط خداوند در وجود انسان نهاده شده است، پس سرکوب یا از بین بردن آن جایز نیست؛ چرا که تنها راه، برای حفظ و بقاء نسل بشری است. پس باید آن را طبق دستور خداوند و از راه حلال ارضاء و انسان خودش را اقناع کند و اگر راه برای ارضاء این مسأله بسته بود، باز هم بشر به سرکوب آن مأمور نیست بلکه باید آن را کنترل کند.
- · راه کار صحیح برای کنترل جنسی:
راه کار صحیح و مناسب برای ارضای انسان در غریزة جنسی طبق آیین اسلام، گونههای ازدواج برای افراد متعدد در سنین و موقعیت های مختلف است، که «خداوند» این سنّت حسنه و امر مبارک را با تأکید فراوان بر ثواب و ضرورت آن بیان فرموده است.
- من جمله آیه شریفه و انکحوا الایامی که بر ایه ولیستعفف تقدم دارد و این نشانه آن است که آنچه مورد نظر اول برای افراد مجرد است ازدواج است و اگه یافت نشد و مشکلات مالی بود خود را تا حل مشکلات از حرام باز دارند
3- هدف ازازدواج
آرامش، سلامتی و کاهش مرگ:
- · خداوند متعال در قرآن کریم به یکی از فایدههای مهم ازدواج اشاره کرده و میفرماید: «وَ مِن ءایتهِ أن خَلَقَ لَکُم مِن أنفُسِکُم أزواجاً لِتَسکُنوا إلَیها ... [1]؛ از جمله نشانههای او این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنار آنها آرامش یابید ...» .
- · نتیجه مطالعات و تحقیقات محققان دانشگاه وارویک در انگلستان نشان میدهد که از جمله آثار مثبت ازدواج و همسرگزینی این است که آرامش را برای انسان به ارمغان میآورد ، و همچنین بیانگر این مطلب است که آسیبپذیری افراد مجرد به علت استرس و فقدان نقطه اتکاء درست، نسبت به افراد متأهل بیشتر است؛ همچنین افراد مجرد از سلامت کمتری برخوردار هستند و مرگ زنان و مردان مجرد، نسبت به زنان و مردان متأهل به میزان قابل توجهی بیشتر است.[2]
. 2ر . ک ، جمهوری اسلامی ، 17/3/1383 ، ص 1
5.سن ازدواج
الف - بررسي سن ازدواج از نظر دین
از نظر دینی سه حکم برای ازدواج هست جواز، استحباب، وجوب.
1- جواز ازدواج : به معنی این است که ازدواج در هیچ زمانی حتی قبل از بلوغ حرام نیست.
2- استحباب ازدواج : ازدواج برای کسی که بالغ است و می تواند خود را از حرام نگاه دارد مستحب است
3- وجوب ازدواج:زمانی است که شخص احتمال می دهد که به گناه می افتد (به فتوای برخی از فقها)ویازمانی که شخص باتاخیر درامر ازدواج مرتکب گناه می شود(به فتوای بر خی دیگر از فقها)
با بررسی روایات رسیده از معصومین علیهم السلام معلوم می گردد که زمان توصیه به ازدواج دختران و پسران، دوران نوجوانی (بعد از بلوغ جنسی) است
روایات به شرح زیر است
1- قال ( عليه السلام ) من حق الولد على والده ثلاثة : يحسن اسمه ويعلمه الكتابة ويزوجه إذا بلغ
(وسائل الشيعة (آل البيت )ج 21 ص 482)
در این روایت یکی از حقوق فرزند بر گردن پدر انجام ازدواج فرزند بعد از بلوغ است و بلوغ به معنی رسیدن است که وقتی در مورد انسان به کار رود به معنی بلوغ جنسی است. دلیل بر این مطلب کلام علماء لغت عربی است:
الف- صحاح اللغه: بلغ الغلام : أدرك (الصحاح - الجوهري ج 4 ص 1316)
ب- لسان العرب : بلغ الغلام : احتلم كأنه بلغ وقت الكتاب عليه والتكليف ، وكذلك بلغت الجارية
لسان العرب ج 8 ص 420
ج- مجمع البحرین : بلغ الصبى بلوغا من باب قعد : احتلم ولزمه التكليف ، فهو بالغ والجارية بالغ
مجمع البحرين ج 1 ص 243
همانظور که معلوم است بر اساس بیان علمای لغت وقتی بلوغ به انسان نسبت داده می شود معنی آن، بلوغ جنسی است نه عاطفی عقلی روانی و اجتماعی و... که بعضی تصور کرده اند پس روایت شریف سفارش می کند که پدر بعد از رسیدن فرزند به بلوغ جنسی برای ازدواج وی اقدام کند.
2- قال رسول الله صلی الله علیه و آله: من بلغ ولده النکاح و عنده ماینکحه فلم ینکحه ثم احدث حدثا فالاثم علیه
هر کس فرزندش به بلوغ نکاح برسد و او هم از نظر مالی بتواند زمینه ازدواجش را فراهم نماید ولی اقدام نکند و فرزندش گرفتار گناه گردد، در گناه وی شریک است. (کنز العمال، ج 16، ص 442 ، ح 453372)
پس زمان مناسب از نظر این روایت بلوغ نکاح است یعنی رسیدن به زمان نکاح، و معنی نکاح در لغت عرب به معنی آمیزش جنسی است و بعضا در ازدواج به کار می رود
النكاح : الوطئ ، وقد يكون العقد . الصحاح ج 1 ص 413
النكاح بالكسر في كلام العرب ( الوطئ ) في الاصل ( و ) قيل هو ( العقد له ) وهو التزويج لانه سبب للوطئ المباح
(تاج العروس ج 2 ص 242 )
از جاهایی که نکاح به معنی آمیزش جنسی است وقتی است که در کنار بلوغ به کار رود چنانچه تعبیر بلوغ نکاح به معنی بلوغ جنسی در کلمات فقها بسیار به کار رفته است
پس طبق این روایت زمان مناسب ازدواج وقتی است که نوجوان به بلوغ جنسی برسد که اگر پدر بتواند برای ازدواج او اقدام کند و نکند و او به گناه بیفتد او نیز گناهکار خواهد بود.
بر این اساس پدرانی که فرزندان آنان در نوجوانی به استمنا و یا گناهان دیگر مبتلا هستند و می توانند برای ازدواج آنان اقدام کنند اما اقدام نمی کنند در تمام گناهان جنسی فرزند خود شریکند و فردای قیامت باید پاسخ گوی خیل عظیم گناهانی باید باشند که فرزندان آنان بخاطر سهل انگاری ایشان انجام داده اند.
3- ما من شاب تزوج فی حداثه سنه الاعج شیطانه یا ویله یا ویله عصم منی ثلثی دینه فلیتق الله العبد فی الثلث الباقی (میزان الحکمه، ج5،ص2250، ح7806)
هیچ جوانی نیست که در ابتدای جوانی ازدواج کند مگر آنکه شیطانش فریاد برآورد که وای وای دو سوم دینش را از من حفظ کرد. بنابراین بنده باید برای حفظ یک سوم باقیمانده تقوای خدا را در پیش گیرد
در این روایت به ازدواج اول جوانی سفارش شده است شروع جوانی در زمان صدر اسلام - بر خلاف الان که از 18 سالگی است - بعد از بلوغ جنسی است شاهد بر این مطلب صاحب مجمع البحرین است که معنی مفردات آیات و روایات را بیان می کند وی می گوید:
الشاب من تجاوز البلوغ إلى ثلاثين سنة مجمع البحرين ج 2 ص 569
به نظر ایشان که معنی لغات روایات را بیان می کند بلوغ جنسی مرز ورود به جوانی است بنا بر این در زمان صدور روایات بین کودکی و جوانی فاصله ای به نام نوجوانی نبوده است و هرکس که بالغ می شد جوان محسوب می گشت. پس بر این اساس منظور از ابتدای جوانی که نسبت به ازدواج در آن سفارش شده است، بعد از رسیدن به بلوغ جنسی است.
لازم به ذکر است که این معنی از ابتدای جوانی موافق نظر بسیاری از علماء من جمله صاحب جواهر در کتاب جواهر جلد 26 صفحه 5 است اما در این مورد دو نظر نیز هست که ابتدای جوانی را از سن 16 یا 17 سالگی دانسته اند که چندان فاصله ای با سن تقویمی بلوغ که 15 سالگی است ندارد پس اگر آنها را هم قبول کنیم سن مورد توصیه در این روایت شریف به فاصله کمی بعد از بلوغ جنسی است و باز هم با آنچه در حال حاضر گفته می شود فاصله زیادی دارد.
4- قال الصادق علیه السلام: من سعادة المرء أن لاتطمث ابنته فی بیته» از خوشبختی مرد این است که دخترش در خانه اش حیض نبیند وسائل الشيعة (آل البيت ) الحر العاملي ج 20 ص 61
از این روایت استفاده می شود که توصیه به ازدواج دختران حتی قبل از بیداری جنسی است
5- قال رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) : إن الابكار بمنزلة الثمر على الشجر ، إذا ادرك ثمارها فلم تجتن أفسدته الشمس، ونثرته الرياح، وكذلك الابكار إذا ادركن ما يدرك النساء ، فليس لهن دواء إلا البعولة وإلا لم يؤمن عليهن الفساد لانهن بشر وسائل الشيعة (آل البيت ) الحر العاملي ج 20 ص 61
رسول خدا (ص) در این روایت فرمود وقتی که دختران باکره به بلوغ جنسی برسند تنها درمان َآنها ازدواج است چون آنها بشر هستند و احتمال دارد که به فساد دچار شوند
در این روایت علاوه بر توصیه به ازدواج دختران بعد از بلوغ جنسی دلیل آن نیز ذکر شده است که چون بشرند ایمن از گناه و انحراف نیستند پس سزاوار است بعد بلوغ ازدواج کنند. با توجه به این علت می توان گفت توصیه روایت به ازدواج بعد از بلوغ، شامل پسران نیز هست؛ چون مطابق این روایت علت توصیه به ازدواج دختران احتمال فساد است که معمولا این احتمال در مورد پسران بیشتر است، پس اقدام برای ازدواج پسران نوجوان بعد بلوغ بیشتر سزاوار است.
نکته جالب توجه در این روایت اینکه فرمود: چون بشرند ایمن از فساد و گناه نیستند یعنی اگرچه در معرض اسباب تحریک هم نباشند چون غریزه جنسی در آنها وجود دارد ایمن از خطا نیستند و ممکن است که به حرام بیفتند، پس بهتر است ازدواج کنند
معنی این کلام آن است که اگر در جامعه اینترنت و ماهواره و فیلمهای تحریک آمیز و بد حجابی و پوششهای زننده و... هم وجود نداشته باشد بهتر است عموم نوجوانان دختر و پسر آن جامعه بعد از بلوغ جنسی ازدواج کنند تا هرگونه احتمال فساد در مورد آنها از بین برود؛ به خاطر اینکه اگر تحریک بیرونی نیز وجود نداشته باشد، تحریک درونی که ناشی از وجود غریزه جنسی است آنان را رها نمی کند و ممکن است آنان را به خطر بیندازد، تا چه رسد به اینکه انواع اسباب تحریک آنان را احاطه کرده باشد، و پدران و مادران با وجود این مطلب هیچ اقدامی نکنند.
از اینجا معلوم می شود که جامعه ما از جهت فکری چقدر از فرمایش رسول گرامی اسلام فاصله دارد که حتی در چنین شرایطی به جای اقدام برای ازدواج نوجوانان در معرض خطر حتی صلاحیت آنان را نیز برای ازدواج به رسمیت نمی شناسد.
تا اینجا پنج روایت مورد بررسی قرار گرفت که خلاصه آنها به قرار زیر است :
1- ازدواج بعد بلوغ جنسی حق فرزند بر گردن پدر است
2- گناه نوجوان بعد بلوغ به گردن پدری که با وجود توان مالی برای ازدواج او اقدام نکرده است نیز هست
3- وقتی نوجوانی ازدواج می کند شیطان فریاد می زند که ای وای دو سوم دینش را حفظ کرد
4- مردی که دخترش قبل حیض دیدن ازدواج کند سعادتمند است
5- ایمن شدن نوجوانان از فساد ثمره ازدواج آنها بعد بلوغ جنسی است
نتیجه مجموع روایات این است که زمان مناسب ازدواج رسیدن به بلوغ جنسی است
علاوه بر اینکه از روایات نتایج زیر به دست می آید:
- اگر پدری با وجود توان مالی برای ازدواج نوجوان خود اقدام نکند حق او را ادا نکرده است و در گناه او نیز شریک است
- ازدواج حافظ دو سوم دین نوجوان و ایمنی بخش از فساد است
پیامدهای مثبت ازدواج در سن نوجوانی
تایید دیگر بر مطلب فوق آثار مثبت ازدواج نوجوانی است که به شرح زیر است:
1) انطباق بیشتر و بهتر اخلاق و رفتار و تمایلات با همسر بدلیل انعطاف شخصیتی
تطابق خواستها و خلقیات، و نبود اختلاف در نحوه رفتار و عمل، سبب ایجاد پایداری در زندگی زناشویی است یعنی اگر که زن و شوهر بتوانند خواستها و اخلاق و رفتار خود را بر اساس میل یکدیگر تغییر دهند، ریشه بسیاری از اختلافات از بین می رود و شکی نیست که امکان تغییر در نوجوانی بسیار بیشتر است؛ چون شخصیت نوجوان همانند نهال نورس نرم و قابل تغییر است و هرچه سن بالاتر رود این انعطاف کمتر می شود.پس در نوجوانی راحت تر می تواند فکر و عمل خود را بر اساس آنچه همسر می خواهد تغییر دهد و زندگی پایدار تر است
2) امکان یاد گیری بهتر مهارتهای زندگی و تصحیح افکار و رفتارهای نادرست و زود حل شدن اختلاف بدلیل حرف شنوی بیشتر از والدین چون در این سن استقلال نظر کمتر است و به راحتی می توان او را تغییر داد اما اگر در سنین بالاتر ازدواج کند در عین حال که غلط عمل می کند حاضر به پذیرش انتقاد نیز نیست
3) حفظ حیاء: کم شدن حیا در اثر ارتباط با نامحرم می تواند زمینه ارتباطات نادرست را بعد از ازدواج را فراهم کند که با ازدواج در نوجوانی به حیاء آسیب نمی رسد و زمینه ارتباطات نادرست بعد ازدواج از بین می رود.
4) رهایی از انحرافات اخلاقی و هرزگی: که گاهی باعث می شود حتی ازدواج نیز به کار نیاید.
5) رهایی از سالها استمنا: که باعث ایجاد سرعت انزال بعد ازدواج و در نتیجه ناتوانی جنسی و اختلال در زندگی زناشویی می شود.
6) به فعلیت رسیدن قوه مسئولیت پذیری و اتکاء به خود با تمرین آن در زندگی به کمک خانواده
7) آرامش روحی و جسمی برای انجام فعالیت های علمی و...
8) شادابی زنده دلی دوری از عقده های جنسی و روحی
- نقش رشد
- بررسی لزوم رشد در صلاحیت ازدواج
- آیا از نظر دینی غیر از بلوغ جنسی رشد نیز برای صلاحیت ازدواج لازم است به گونه ای که در صورت نبود آن نوجوان نتواند ازدواج کند.
- شهید مطهری در کتاب امدادهای غیبی در زندگی بشر به این مطلب پرداخته می فرماید :
- "در فقه و سنت اسلامي محرز و مسلم است كه براي ازدواج تنها عقل و بلوغ كافي نيست؛ يعني يك پسر به صرف آن كه عاقل و بالغ است نمي تواند با دختري ازدواج كند؛ هم چنان كه براي دختر نيز عاقله بودن و رسيدن به سن بلوغ دليل كافي براي ازدواج نيست، علاوه بر بلوغ و عقل، رشد لازم است.
- اگر بخواهيم كلمه ي رشد را به مفهوم عام آن تعريف كنيم، بايد بگوييم: رشد يعني اين كه انسان شايستگي و لياقت اراده و نگه داري و بهره برداري هر يك از سرمايه ها و امكانات مادي و يا معنوي را كه به او سپرده مي شود داشته باشد مردي كه ازدواج مي كند خود ازدواج و زن و فرزند و كانون خانوادگي، سرمايه هاي زندگي او هستند، شوهر براي زن و زن براي شوهر حكم سرمايه را دارد.
- منظور (از رشد در مورد ازدواج) تنها رشد جسماني نيست، منظور اين است كه رشد فكري و روحي داشته باشند، يعني بفهمند كه ازدواج يعني چه؟ تشكيل كانون خانوادگي يعني چه؟ عاقبت اين بله گفتن چيست؟ بايد بفهمد اين بله كه مي گويد، چه تعهدهايي و چه مسئوليت هايي به عهده ي او مي گذارد و بايد از انجام اين مسئوليتها بر آيد.
- رشد يك امر اكتسابی است يعنی يك امری است كه چون عاقل هستيم، بالغ هستيم، موظفيم آن را كسب كنيم"
- طبق فرمایش شهید علاوه بر بلوغ و عقل، رشد نیز برای ازدواج لازم است، و به معنی : داشتن شناخت نسبت به ازدواج و تعهدها و مسئولیتهای آن، و لیاقت اداره و نگهداری و بهره برداری درست از زندگی می باشد، و همچنین میان عقل و رشد فرق است و رشد بر خلاف عقل که ذاتی است، کاملا اکتسابی و قابل آموزش است.
- لازم به ذکر است اینکه شهید فرمود: "در فقه و سنت اسلامی مسلم است که پسر و دختر بدون رشد نمی توانند ازدواج کنند"، اگرچه ظاهرا به معنی عدم صلاحیت ازدواج در صورت عدم رشد است اما چون این مطلب را به عنوان نظر شخصی نگفته و جزء مسلمیات فقه دانسته است باید گفت منظور ایشان چیز دیگری است و نمی خواهد بگوید که راه ازدواج غیر رشید بسته است و تا بدست آوردن رشد حق ازدواج ندارد، چون در فقه مسلم است و همه فقها می گویند که غیر رشید در صورت نیاز حق ازدواج دارد، البته با اذن ولی خود؛ به علت اینکه اختیار غیر رشید با ولی اوست و او بدون اجازه ولی حق ازدواج ندارد، نه اینکه به کلی حق ازدواج نداشته باشد
- پس شاید مراد شهید از این جمله، آن است که غیر رشید به تنهایی حق اقدام برای ازدواج را ندارد و باید از ولی خود اجازه بگیرد.
- نتیجه موارد فوق این است که از نظر دینی برای اینکه فردی بتواند برای ازدواج مستقلا اقدام کند داشتن رشد لازم است اما در صورت عدم رشد و نیاز به ازدواج ولی او باید اقدام کند، و یا با توجه به اکتسابی بودن رشد برای کسب آن آموزش ببیند
- پس از نظر دینی راه بر نوجوانان نیازمند و در معرض خطر انحرافات اخلاقی بسته نیست و این وظیفه اولیاء خانه و مدرسه و ارباب رسانه است که آنها را برای پیدا کردن رشد لازم و تشکیل زندگی آموزش دهند و در صورت نداشتن رشد به مقدار لازم، پدران و مادران وظیفه دارند که با اقدام برای ازدواج فرزند او را از خطر انحرافات اخلاقی رهایی دهند و بعد از ازدواج با هدایت و حمایت خود او را یاری نمایند .
- پس دین راه ازدواج نوجوان را نبسته است و اگر والدین این راه را بر او ببندند و او به گناه افتد در درگاه الهی مسئول خواهند بود.
- رشد در گرو بروز بلوغها
- · یکی از کارشناسان : رشد زمانی حاصل می شود که تمامی بلوغها در یک فرد بروز کرده باشد و فرایند رشد کامل شده باشد و تا زمانی که این بلوغها ایجاد نشده، ازدواج به صلاح نیست
- · با توجه به کلام شهید مطهری در مورد رشد از نظر دین و تصریح ایشان به اکتسابی بودن آن، معلوم می شود که برای بدست آوردن رشد، آموزش لازم است نه گذشت زمان.
- · اما درباره این مطلب : "تا زمانی بلوغهای لازمه برای ایجاد رشد حاصل نشده، ازدواج به صلاح نیست" باید گفت: از نظر دین در صورت نیاز ، حتی اگر رشید نباشد، نه تنها ازدواج به صلاح است، بلکه واجب هم هست، منتها در مورد غیر رشید ولی او باید اقدام کند.
- · اما اگر بپذیریم که ازدواج غیر رشید به صلاح نیست - چنانچه در حال حاضر اکثر کارشناسان بر این اعتقادند- این مطلب با وجوب ازدواج از نظر دینی قابل جمع نیست، چون ممکن نیست کاری که صلاح نیست بر کسی واجب باشد.
- · حل این مشکل در گرو از بین رفتن عدم صلاح است، که به دو صورت ممکن است اول اینکه نوجوان آموزش ببیند تا در او رشد ایجاد شود و دوم اینکه: ولی برای ازدواج او اقدام کند و به او در زندگی کمک نماید و راهنمایی لازمه را تا زمان رشید شدنش انجام دهد. تا هم به واجب عمل شده باشد و هم کار خلاف مصلحت صورت نگرفته باشد.
- · این راه غیر از شرعی بودن عقلی هم هست چون عقل می گوید اگر خانواده بتواند با دخالت خود و کمک به نوجوان در اداره زندگی بعد ازدواج او را در تشکیل یک زندگی پایدار یاری کند بهتر است از اینکه برای ازدواجش اقدام نکند و او به انحراف کشیده شود..
- · پس برای ازدواج نوجوان غیر رشید دو راه وجود دارد اول آموزش دوم انجام ازدواج با حمایت خانواده و کمک به او در اداره زندگی تا بدست آوردن رشد.
- نحوه اجرای راهکارها
نظر یکی از کارشناسان در مورد نحوه اجرا شدن این دو راهکار
- · 1- آموزش : والدین در هفت سال دوم از زندگی فرزندان، نه مسوولیت در قبال آنها دارند که اگر آنها را به درستی اجراء کنند، هویت فرزند در دوران جوانی به گونه ای شکل می گیرد که خود به خود می تواند حین بلوغ، مسوولیت یک خانواده را به عهده بگیرد. برخی از آن نه مسوولیت مهم عبارتند از: علم آموزی، آموزش عقاید، آموزش احکام و آموزش قرآن؛ وقتی نوجوان حرفه ای یا علمی فرا می گیرد، خودش را به حرفه اش معرفی می کند و لازم نمی بیند خودش را به پدرش معرفی کند چون اثرات فراوانی را از خود می بیند که به آنها دل خوش می کند و دارای هویت مستقلی می گردد که اثر این هویت مستقل را می توان در رفتار او مشاهده کرد.
- · 2- ازدواج : ما ازدواج را به معنای تشکیل خانواده نمی گیریم بلکه به معنای پاسخ گویی به نیاز جنسی مد نظر داریم یعنی جوان موظف است با ارضاء نیاز جنسی، خود را از گناه حفظ کند و اگر این امر با دخالت خانواده میسر می شود، باید خانواده خود را در این امر دخیل کند گرچه نحوه اقدام در این راستا به دست خودشان می باشد. به عنوان مثال، هر کدام از دو جوان می توانند در خانه های پدری خویش یا خانواده های پدری یک طرف باشند ولی با هم آزادانه در ارتباط باشند و این وضعیت تا زمانی که بتوانند وارد زندگی مستقل شوند ادامه یابد
- · تا اینجا معلوم شد که زمان مناسب ازدواج از نظر دین، خصوصا در زمان وجود خطر انحراف، بلوغ جنسی است.اما اعتقاد عمومی بر آن است که دوران نوجوانی زمان مناسبی برای ازدواج نیست، در این قسمت به بررسی علل این باور که نظرات روان شناسی در مورد سن ازدواج است می پردازیم
- بلوغهای چند گانه
ب - سن ازدواج از نظر روانشناسی
از نظر روان شناسان برای ازدواج داشتن بلوغ جنسی کافی نیست و رسیدن به بلوغهای عاطفی روانی اجتماعی و... برای ازدواج لازم است یکی از کارشناسان در این زمینه می گوید :
بلوغ های دیگر متوقف است بر بلوغ جنسی و تا بلوغ جنسی به وجود نیاید ازدواج نیز صورت نمی گیرد. اما باید دانست که رسیدن به بلوغ جنسی به معنای آمادگی برای ازدواج نیست گرچه تعداد اندکی از افراد با پیدایش بلوغ، صلاحیت ازدواج نیز در آنها ایجاد می شود ولی این عده کم هستند و بحث ما یک بحث کلی است؛ طبق بررسی های کارشناسی در علم روانشناسی، بهترین سن برای ازدواج دختران 18 سالگی و برای پسران 22 سالگی می باشد. این زمان زمانی است که تقریبا تمام بلوغها ظهور کرده اند و البته این در حالی است که سن بلوغ دختران بین 11 تا 13 و سن بلوغ پسران بین 14 تا 16 سالگی می باشد. به هر حال کسانی که با شروع بلوغ ازدواج می کنند دچار مشکل می شوند
در ادامه توضیح مطلب و نقد آن ذکر می شود
بلوغهای لازم برای ازدواج و ویژگیهای آن
روان شناسان بعد از رسیدن به بلوغ جنسی بلوغهای مختلفی را برای ازدواج لازم می دانند که تعداد و نوع آن را مختلف ذکر می کنند. نظر یکی از کارشناسان چنین است:
1- بلوغ عاطفی : دارنده آن دارای صفات زیر است :
توانایی مواجهه با ناملایمات و عدم فرار و انداختن تقصیر به گردن دیگران و سعی در حل مشکلات
توانایی در ایجاد رابطه با دیگران و انجام خدمت متقابل برای آنان
توانایی درک احساسات دیگران
پذیرش مسئولیت بر آوردن نیازهای دیگران در بلند مدت
2- بلوغ ذهنی یا عقلی: متشکل از قدرت فهم روابط اشیاء و توانایی فرض و نتیجه گیری و قدرت استنباط و تمرکز و توجه، که برای حل مشکلات و موانع بر سر راه حیات خانوادگی لازم است
3- بلوغ اجتماعی : دارنده آن متکی به خود است و بدون استمداد از دیگران کارهای خود را انجام می دهد
طبق این اظهار نظر کارشناسی، دارنده بلوغهای چند گانه دارای ویژگیهای زیر است:
مقابله با مشکلات، مسئولیت پذیری، قدرت خدمت متقابل نسبت به دیگران، توانایی ذهنی حل مشکلات و اتکاء به خود در انجام کارها و مسئولیتها
پس کسی که بلوغهای چند گانه را دارد توانایی انجام مسئولیت خانوادگی و تعامل عملی با اطرافیان وحل مشکلات احتمالی را با اتکاء به خود خواهد داشت و در نتیجه زندگی خوب و با آرامشی را به همسر و فرزندان هدیه خواهد کرد.
بلوغهای چند گانه راهکاری غیر واقع بینانه
آیا روانشناسان فکر نمی کنند که با ایجاد فاصله چندین ساله بین بلوغ و ازدواج - بوسیله لازم دانستن بلوغها- و پافشاری بر نظر خود، حتی در زمان ضرورت، و تنها اکتفا کردن به ارائه به راههای سلبی که عملا برای بسیاری قابل اجرا نیست، باعث می شوند که نوجوان مشکل دار نا امید از یافتن راه حل با سرعت بیشتری به راههای حرام سوق پیدا کند؟ آیا پای فشردن بر راهکاری که نه تنها بی اثر است بلکه حتی نا امید کننده هم هست واقع بینانه است؟
آیا روان شناسان غربی نیز این طور غیر واقع بینانه برخورد می کنند، و راه ارضاء جنسی عاطفی را در فاصله بین بلوغ و ازدواج می بندند و همانند کشور ما نوجوانان را از هرگونه رابطه قبل ازدواج منع می کنند؟
واقعیت این است که اگر در آن کشورها سن قانونی 18 یا 21 سال است و ازدواج پایین تر آن سن بخاطر نبود بلوغهای چندگانه ممنوع است، این به معنی تجویز ریاضت جنسی و محروم بودن از ارضا نیست، بلکه آنان واقع بینانه مطابق فرهنگ و باورهای خود برای این دوران رابطه آزاد را تعریف می کنند، و مشخص است که در این صورت منع چندین ساله از ازدواج نه تنها ممکن بلکه کاملا آسان است و مشکلی هم ایجاد نمی کند؛ چون غریزه با روابط قبل ازدواج ارضا می شود و برای ارضاء نیاز به ازدواج نیست، پس نوجوان غربی به راحتی تا زمان ایجاد بلوغها صبر می کند، اما برای نوجوان مسلمان ایرانی به دلیل اینکه باید طبق دستور دین از هرگونه ارضاء خارج از چارچوب ازدواج خود داری کند صبر کردن خصوصا در شرایط فعلی بسیار مشکل و درد آور است.
پس به دلیل وجود جایگزینی به نام رابطه آزاد در غرب، راهکار روان شناسی برای نوجوان غربی کاملا واقع بینانه و به راحتی قابل انجام است، اما به دلیل منع دین از هرگونه رابطه قبل ازدواج، این راهکار در ایران - خصوصا در مورد نوجوانان در معرض اسباب تحریک - کاملا غیر واقع بینانه است، چون به معنی صبر چندین ساله بین بلوغ و ازدواج، بدون هرگونه جایگزین است که در نتیجه نوجوانان یا با سختی فراوان خود را نگاه می دارند و یا در صورت آلودگی به حرام دچار ناراحتی و عذاب وجدان می شوند و یا بعضا دچار دین گریزی و یا تلخ کامی نسبت به دین می گردند؛ چون تصور می کنند که دین برای آنان راهکاری ندارد و تنها بلد است که آنها را منع کند.
ریشه مشکل در چیست؟
معلوم شد که راهکار لزوم بلوغهای چندگانه برای ازدواج برای فرهنگهایی همانند غرب که رابطه قبل ازدواج را نادرست نمی دانند قابل اجرا و واقع بینانه است،.اما برای کشور ما مناسب نیست و ایجاد مشکل می کند و علت آن وجود منع دینی از رابطه آزاد است، که اگر چنین منعی وجود نداشت تاخیر ازدواج تا زمان بدست آمدن بلوغها به راحتی ممکن بود
پس در حقیقت مشکل اصلی ناشی از ناسازگاری حرف روان شناسی در مورد لزوم بلوغها با منع دین از روابط آزاد است به این معنی که در یک جامعه نمی شود هر دو را قبول داشت و با هم اجرا کرد چون مشکل ایجاد می شود اما اگر از یکی صرف نظر شود به این صورت که یا طبق نظر دین، ازدواج بعد از بلوغ جنسی - خصوصا در زمان خطر و ضرورت- انجام شود، و یا مطابق نظر روان شناسی غربی رابطه دختر و پسر در فاصله بین بلوغ و ازدواج صحیح و در مواردی حتی لازم دانسته شود، مشکل رفع خواهد شد چون در نتیجه آن یا فاصله ببن بلوغ و ازدواج از بین خواهد رفت و یا بوسیله جایگزین آن پر خواهد شد..
نقد اصل بلوغها از نظر دینی
می توان برای عدم لزوم اصل بلوغها در ازدواج به ایه شریفه وانکحوا استناد کرد به این صورت که قران می فرماید برای ازدواج مجردان اقدام کنید اگر فقیر باشند خدا غنی خواهد کرد از این جمله برداشت می شود که از نظر قران بین ازدواج و تشکیل زندگی مستقل فاصله وجود ندارد یعنی وقتی ازدواج می کنند
یا دین یا روان شناسی
پس حل مشکل حل در گرو این است که از بین نظر دین و روان شناسی یکی بر افکار جامعه حاکم شود و به عبارت دیگر: یا باید دست از دین برداشت و یا دستورات روان شناسی را در این زمینه کنار گذاشت و جمع هردو ممکن نیست و سبب ایجاد بن بست در راه حل است.
پس لازم است روان شناسان واقع بینی[3] پیشه کنند و ابهام گویی را کنار گذارند و موضع خود را روشن کنند که از بین دین و روان شناسی بر اساس کدام سخن می گویند، تا قادر باشند که برای افراد مشکل دار بجای راهکار سلبی نسخه ایجابی تجویز کنند.
اینها که گفته شد صرف نظر از درستی و یا نادرستی بلوغهای چند گانه است وگرنه همانگونه که گفته شد بلوغها برای تشکیل زندگی مستقل لازم است ودر صورتی که ازدواج بدون تشکیل زندگی و یا بدون استقلال و با دخالت خانواده باشد نوجوان در سایه حمایت و هدایت خانواده به تدریج توانایی لازم را بدست خواهد آورد.
پس بهتر است روان شناسان لا اقل در حال حاضر سعی کنند آب رفته را به جوی باز گردانند و در شرایط نابسامان کنونی قبل از آنکه نسل آینده ساز این کشور به انحرافات اخلاقی مبتلا شوند، در سنین نوجوانی وقتی که خطر انحراف وجود دارد بجای راه حل های عملا غیر قابل اجرا، که ممکن است سبب ایجاد انحرافاتی شود که حتی ازدواج را بی اثر کند، به ازدواج با حمایت و هدایت خانواده توصیه کنند، تا هم از انحراف آنان پیشگیری شود و هم با حمایت و کمک خانواده بتوانند زندگی پایداری تشکیل دهند.
شواهدی بر نادرستی اصل بلوغهای چندگانه
شواهد دینی و تاریخی وجود دارد که با لزوم بلوغهای چند گانه و نیاز به گذشتن سالیانی برای ایجاد آنها و عدم امکان دستیابی به آنها با آموزش، سازگار نیست.
1- منافات با سن ازدواج از نظر دین : لازم دانستن بلوغهای چندگانه که سن ازدواج را در عموم دختران تا حد اقل 18 سالگی و در پسران تا 22 سالگی بالا می برد با توصیه عمومی دین به ازدواج بعد بلوغ سازگار نیست چون لازمه عمل به حرف روان شناسان ایجاد فاصله بین بلوغ جنسی و ازدواج در عموم جامعه است در حالی که لازمه عمل به حرف دین عدم فاصله بین بلوغ جنسی و ازدواج در عامه جامعه است
2- منافات با فتوای فقهاء: به فتوای فقها ازدواج برای هرکس که به حرام می افتد واجب و در غیر این صورت مستحب است و اگر بلوغها نیاز باشد نباید ازدواج واجب و یا حتی مستحب باشد؛ چون انداختن او در چاه است پس معنی وجوب یا استحباب ازدواج آن است که صلاحیت ذاتی در او موجود است وگرنه معنی ندارد که دین ازدواج را بر کسی که صلاحیت آن را ندارد مستحب و یا واجب کند، مثل اینکه به کسی که صلاحیت کاری را ندارد بگویند که تو باید این کار را بکنی .
3- عدم توجه به خطر تجرد در نوجوانی: روانشناسی که می گوید ازدواج بدون بلوغهای چندگانه خطرناک است این را در نظر نگرفته است که بدون ازدواج هم خطرناک است چون حتی در حال عادی هم احتمال انحراف وجود دارد، همانطور که در روایت از رسول خدا امده است که فرمود : وإلا لم يؤمن عليهن الفساد لانهن بشر وقتی به بلوغ جنسی رسیدند باید ازدواج کنند چون بشرند و احتمال دارد به فساد بیفتند
4- شاهد تاریخی : بر طبق یک پژوهش در سال 1309 میانگین سن ازدواج دختران و پسران در تهران به ترتیب بین 13 و 17 بوده است که به تدریج در حکومت پهلوی به 18 و 22 و بالاتر رسیده است[4]
پس بر طبق این پژوهش اکثر قریب به اتفاق ازدواجها در سابق در نوجوانی صورت می گرفته که دلیل خوبی بر عدم نیاز به بلوغهای چند گانه است.و اگر حرف روان شناسان درست بود می بایست اکثر ازدواجها از هزاران سال قبل تا حدود هفتاد سال قبل منجر به اختلاف شدید و طلاق می گشت در حالی که هرچه از زمان سابق می گویند پایداری خانواده است نه گسست آن
اگر گفته شود که در سابق شرایط غیر از الان بوده است پاسخ آن است پس نباید گفت که بلوغهای چندگانه به طور کلی و در همه شرایط لازم است.
نقد اصل بلوغهای چندگانه
از ابتدای بحث، اصل بلوغها برای ازدواج لازم فرض شد و پاسخها بر اساس آن ارائه گشت لکن با توجه به شواهد دینی و تاریخی فوق می توان اصل لزوم بلوغها را - به صورتی که گفته می شود- برای ازدواج و تشکیل زندگی مستقل زیر سوال برد.
به این صورت که وقتی در متون دینی به ازدواج بعد بلوغ جنسی به طور عام توصیه می شود، و در کلمات فقها به صرف وجود نیاز جنسی و شدت آن توصیه استحبابی به ازدواج می شود، و در زمان به حرام افتادن، ازدواج بدون هیچ شرطی برای هر فرد بالغی واجب شمرده می شود، معلوم می شود که از نظر دین و فقهاء به عنوان عالم و اهل فهم دینی، برای ازدواج و تشکیل زندگی، شرط دیگری وجود ندارد، و اگر هم هست، عموم بالغین واجد آن شرط می باشند.
علاوه بر اینکه همانگونه که اشاره شد ازدواج و تشکیل زندگی در کمتر از صد سال پیش معمولا بعد از بلوغ جنسی بوده است، و یقینا قدمت ازدواج بعد بلوغ به هزاران سال پیش بر می گردد. پس روش مردم ایران از هزاران سال گذشته تا حدود صد سال پیش این بوده است که فرزندانشان بعد بلوغ جنسی ازدواج می کرده اند اما کمتر از صد سال است که با آمدن فرهنگ غرب، بین بلوغ و ازدواج فاصله افتاده و سن ازدواج بالا رفته است.
حال سوال این است که چطور ممکن است پایداری خانواده در گرو بلوغهای چند گانه باشد اما در عین حال هزاران سال ازدواجها بدون آنها انجام شود و اثر سوء از خود بجا نگذارد، بلکه حتی پایداری آن زندگی ها مورد غبطه آیندگان نیز باشد. این را نیز نمی توان گفت که در تمام ازدواجهای سابق تا سالیان سال تشکیل زندگی عقب می افتاد و یا زندگی َآنها مستقل نبود.
نتیجه اینکه: تجربه هزاران ساله ازدواج بعد بلوغ جنسی شاهد عملی خوبی بر عدم نیاز به بلوغهای چندگانه برای ازدواج است. یعنی هزاران سال ازدواج و تشکیل زندگی توسط نوجوانان انجام می شده است و زندگیها نیز پایدار بوده است که این نشان دهنده وجود صلاحیت ذاتی برای ازدواج در نوجوانان است بر خلاف آنچه روان شناسان می پندارند؛ چون اگر حرف آنها درست باشد می بایست ازدواجهای نوجوانی سابق در ابتدای شکل گیری متلاشی می شد و این تجربه تلخ باعث می شد که در نسلهای بعدی منسوخ گردد..
سوال مهم : اینکه هزاران سال چطور بوده ما نمی دانیم، اما این را می دانیم که نوجوانان ما کاملا بچه اند، بی مسئولیت و متکی به غیر می باشند، از مشکلات فرار می کنند، عقل معاش و زندگی ندارند، چطور می توان برای ازدواج آنها اقدام کرد؟
پاسخ آن است که از مقایسه توانایی نوجوانان سابق در طول هزاران سال و عدم توان نوجوانان کنونی، روشن می شود که عدم توان و بی صلاحیتی آنها در این زمان ذاتی نیست و در نتیجه قابل رفع است، پس نوجوانان ذاتا قابلیت ازدواج و تشکیل زندگی را دارند، اما عواملی باعث شده است که در این زمان چنین توانی را نداشته باشند و باید در پی کشف آن عوامل و رفع آنها بر آمد.
یکی از این عوامل می تواند نبود آموزش لازم در مورد ازدواج و مهارتها و مسئولیتهای زندگی باشد که الان انجام نمی شود اما در سابق انجام می شد چون درآن زمان خانواده ها با بالغ شدن فرزند او را در معرض ازدواج می دیدند و لذا مطالب لازم را به او می آموختند، اما در حال حاضر چون خانواده ازدواج فرزند را نزدیک نمی بیند، سعی در آماده کردن او برای زندگی آینده نیز نمی کند، و با او همانند بچه برخورد می نماید و او رفتار و خلقیات بچه گانه به خود می گیرد و برای مسوولیت پذیری و اتکا به خود و عدم فرار از مشکلات آماده نمی شود.
شاهد بر این امر آنکه که دانش آموزان دوران راهنمایی به خوبی از انجام مسئولیتهایی که به آنها واگذار می شود بر می َآیند.
پس عمده مشکل در نوجوانان امروز که بر خلاف نوجوانان دیروز صلاحیت ازدواج ندارند ندیدن آموزشهای لازمه در این مورد است.
پس خلاصه مطلب اینکه روش دین و هزاران ساله مردمی دلیل خوبی بر صلاحیت ذاتی نوجوانان برای ازدواج و نادرستی لزوم بالا رفتن سن جهت بدست آوردن بلوغهای چندگانه است.
ایرادات
ایرادات وارده به ازدواج نوجوانی
گفته می شود که ازدواج در سنین پایین مشکلاتی را به وجود می آورد که به قرار زیر است:
- 1. عدم ثبات شخصیت عدم شکل گیری شخصیت ثابت، عدم توانمندی در اداره زندگی، عدم مسوولیت پذیری و دچار مشکل شدن در برخورد با مشکلات زندگی، و عدم توان تصمیم گیری صحیح در مواقع حساس، کم تحمل بودن و نداشتن استقلال در رای، داشتن تصور غیر واقعی و رویا گونه از ازدواج، بیشتر بودن اختلاف نسبت به ازدواج در سنین بالاتر، عدم تجربه طرفین، عدم توانایی از برآورده کردن نیازهای اقتصادی خانواده اختلال در زندگی به دلیل عدم استقلال مالی و نداشتن شغل و مسکن
موارد فوق با حمایت فکری و عملی خانواده به همراه آموزش مهارتهای زندگی قابل حل است.
- 2. عدم پایداری خواسته ها (خصوصا در مورد انتخابی که کرده است ) و تصمیم احساسی برای ازدواج و پشیمانی بعد از مدتی شکست در زندگی به دلیل ناپایداری خواسته ها و روحیات نوجوان در معرض طلاق واقع شدن بخاطر سرد شدن آتش شهوت بعد از مدتی کوتاه
باید گفت که موارد فوق بیشتر در جایی است که ازدواج به خاطر اصرار نوجوان و به دلیل عشق آتشین وی و علی رغم میل والدین صورت می گیرد و در این صورت معمولا دو مشکل هست اول عدم تناسب دختر و پسر با هم؛ به دلیل نبود شناخت لازم، و دوم: ندیدن آموزشهای لازم را برای ازدواج و تشکیل زندگی؛ چون پدر و مادر، ازدواج آنها را در این زمان زود می دانستند، لذا بعد از مدتی که هیجانات فرو نشست بجای اینکه بین آن دو انس ایجاد شود عدم تناسب و بلد نبودن مهارتهای زندگی کار خود را می کند و در قالب اختلاف خود را نشان می دهد، در صورتی که اگر والدین از قبل به فکر بودند و فرزند را آماده می کردند و برای ازدواج هم سراغ موردی می رفتند که با آنها و فرزندشان تناسب و هم شانی داشته باشد.چنین مشکلی پیش نمی آمد.
پس اشکال در اینجا ناشی از سن نیست بلکه ناشی از عدم آموزش و هم شان نبودن طرفین است
- 3. افت تحصیلی
اولا:این ایراد در صورتی وارد است که با عدم ازدواج افت تحصیلی وجود نداشته باشد اما در شرایط کنونی که بخاطر وجود اسباب تحریک و روابط و ... افت تحصیلی وجود دارد پس چه بهتر که از راه حلال باشد
ثانیا: در صورت ازدواج افت تحصیلی بعد از مدت کوتاهی رفع می شود اما در صورت عدم ازدواج بخاطر وجود تحریک بی ارضاء مشکل تا زمان ازدواج وجود دارد.
ثالثا اگر ازدواج افت تحصیلی ایجاد می کند در صورتی که در دوران دانشجویی هم ازدواج کند باز این اتفاق می افتد پس حال که قرار است به هر حال افت تحصیلی داشته باشد پس چه بهتر که ازدواج در دوران دبیرستان باشد که این همه سال هم نا ازدواج در زمان دانشجویی محرومیت نکشد.
- 4. زود هنگام بودن بارداری و عوارض منفی ناشی از آن در دختران .
در کتاب سن ازدواج دختران در بخش نقش سن مادران در بارداری پس از بحث در مورد این مسئله وبررسی نتایج تحقیقات پزشکی انجام شده در داخل و خارج کشور این طور آمده است :
نتیجه کلی تحقیقات نشان می دهد که سن نوجوانی به تنهایی نمی تواند همه عوارش ناخوشایند حاملگی را در دختران نوجوان ایجاد نماید بلکه عوامل دیگری همچون فقر، سوء تغذیه، عدم برخورداری از مراقبتهای کافی دوران بارداری، افزایش ناکافی وزن مادر در حاملگی، مصرف سیگار، الکل وداروهای خاص، در این زمینه تاثیر گذار هستند
پس در شرایط همسان بین جوانان و بالغین از نظر زایمانی و نوزادی اختلاف چندانی نیست که با برنامه ریزی دقیق و مناسب پزشکی و عاطفی خطرات احتمالی قابل رفع خواهد بود[5]
- 5. منجر به طلاق شدن اکثر ازدواج ها در نوجوانی
گفته می شود که به دلیل نبود بلوغهای چند گانه بیشتر ازدواجهای نوجوانی ناپایدار و در معرض طلاق است، در ابن خصوص می توان گفت :
اولا: بر فرض که چنین آماری وجود داشته باشد باید بررسی شود که چند درصد آن بخاطر صرفا سن پایین و نه به دلیل عوامل دیگر همانند عدم آموزش و یا عشق قبل ازدواج بوده است.
ثانیا: علاوه بر اینکه طبق آمار سال 85 مرکز آمار ایران در قبال هفت صد هزار نفر زن 15 تا 19 ساله تقریبا حدود هفت هزار نفر زن مطلقه در همین رده سنی هست و همچنین در قبال حدود هشتاد هزار مرد 15 تا 19 ساله تقریبا حدود چهار هزار نفر مرد طلاق گرفته وجود دارد.
پس در رده سنی 15 تا 19 سال در قبال زنان ازدواج کرده یک درصد زن مطلقه و درقبال مردان ازدواج کرده پنج درصد مرد طلاق گرفته وجود دارد.
بررسی آمار زنان
این آمار در زنان مطلقه نشانگر آن است که تعداد افراد طلاق گرفته بسیار کمتر از حدی است که تصور می شود.و تفاوت چندانی با تعداد مطلقه های سنین بالاتر ندارد.
علاوه بر اینکه تعداد زنان شوهر دار این رده سنی (هفتصد هزار نفر) قابل توجه است و نشان دهنده رواج نسبی آن در کشور است و این خود دلیل دیگری بر پایدار بودن این نوع ازدواج است، در حالیکه متاسفانه توسط رسانه ملی بر علیه َآن تبلیغ می شود و ازدواج دختران دبیرستانی مورد نقد قرار گرفته و رد می شود و حتی بر خلاف مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش در سال 79 مبنی بر امکان ادامه تحصیل دختران ازدواج کرده در مدارس روزانه، این دختران از مدرسه اخراج می شوند.
پس حال که ازدواج دختران در این سن رواج داشته و از پایداری لازم نیز برخوردار است کارهای زیر در این زمینه لازم به نظر می رسد :
- توقف تبلیغ بر علیه این نوع ازدواج در صدا و سیما و پخش مطالب آموزشی و تربیتی برای آماده سازی دختران نوجوان برای ازدواج
- توقف اخراج غیر قانونی دختران ازدواج کرده از مدارس توسط آموزش و پرورش
- برقراری آموزش آمادگی ازدواج و تشکیل خانواده و مهارتهای زندگی برای دختران دبیرستانی.
اگر با انجام همانند راهکارهای فوق ازدواج دختران در نوجوانی گسترش یابد بسیاری نگرانیها از جمله ترس از لطمه خوردن دختران از روابط دختر و پسر از بین خواهد رفت و سن ازدواج نیز رو به کاهش می گذارد.
بررسی آمار مردان
تعداد اندک مردان همسر دار در این مقطع سنی15 تا 19 سال دلیل بر عدم رواج ازدواج پسران نوجوان وهمچنین آمار 5 درصدی طلاق آنان نشانگر پایداری کمتر در این نوع ازدواجها است.
عدم رواج ازدواج در این سن به دلیل این است که خانواده ازدواج را برای نوجوان زود می داند و شاید علت بالا بودن درصد طلاق هم همین باشد، چون وقتی خانواده موافق نیست اقدام نمی کند بلکه خود نوجوان عاشق می شود و خانواده را به پذیرش نظر خود مجبور می نماید و بدون آمادگی آموزشی و احیانا بدون کمک خانواده وارد زندگی می شود که نتیجه خوب نخواهد بود پس می توان گفت در این صورت علت خراب شدن زندگی در اینجا سن کم نیست بلکه عشق پیش از ازدواج به همراه عدم آموزش و حمایت فکری و عملی خانواده علت ناپایداری است.
نتیجه گیری پایانی
از مطالب بالا معلوم شد که سن ازدواج از نظر دین بلوغ جنسی است و نظر روان شناسی در مورد بلوغهای چندگانه به صورتی که مطرح می شود با نظرات دین قابل جمع نیست علاوه بر اینکه اصل نیاز به بلوغها برای ازدواج معلوم نیست بلکه آنچه لازم است تشکیل زندگی پایدار است که از راه آموزش و کمک فکری و عملی خانواده قابل دستیابی است.
در نتیجه سزاوار است در شرایطی که اسباب تحریک رو به گسترش است و احتمال مبتلا شدن نوجوانان به انحرافات اخلاقی رو به افزایش است روان شناسان برای نجات نسل نو از انحرافات، بجای ارائه راهکارهای عملا غیر قابل اجرا و توصیه به عدم ازدواج تا سنین بالا، به آموزش مهارتهای زندگی به نوجوانان و ازدواج آنان با حمایت فکری وعملی خانواده ها توصیه نمایند.
- نحوه انجام ازدواج و تشکیل زندگی از نظر دین
- مراسمات و
. نظر دین در مورد انجام ازدواج در شرایط عادی
در مورد مراسمات می توان به ایه شریفه و انکحوا استناد کرد که امر به ازدواج را مقید به استطاعت مالی نکرده است نه وجوبا و نه استحبابا بر خلاف ایه حج که وجوب را مشروط به استطاعت کرده است
این دلیل بر آن است که در نزد شارع مقدس امر به ازدواج برای غالب مردم قابل انجام است مثل اقیموا الصلاه اما در صورتی که امکانات مالی در وجوب اقدام برای ازدواج مجردان شرط بود برای غالب مردم ممکن نبود پس از نظر ایه که امر عمومی کرده است رسومات خاص مالی برای ازدواج که برای غالب مردم کار را مشکل کند وجود ندارد
در مورد بعد ازدواج که شغل و مسکن باشد آن هم از نظر دین شرط ازدواج نیست چون خدا فرموده اگر فقیر باشند خدا انها را غنی خواهد کرد یعنی ازدواج با فقر و بدون شغل و مسکن مانع ندارد که هیچ بلکه خدا هم انان را بی نیاز خواهد کرد
راهکارها : پس معلوم می شود که مشکل جامعه ما در مورد ازدواج حرکت در غیر جهت باورهای دینی ازدواج است و خلاصه اینکه در جامعه دوگانگی فرهنگی وجود دارد یعنی ازدواج از دین گرفته شده اما نحوه انجام ان که در نهایت سهولت است از دین گرفته نشده و از سنتها اخذ شده است و اگر جامعه بخواهد مشکل میلیونها جوان حل شود تا به مشکلات احتمالی مبتلا نشوند باید یکی از دو کار را انجام دهد یا با انجام تمهیداتی مشکل خرجهای ازدواج و شغل و مسکن را در کوتاه زمان برای میلیونها جوان حل کند و یا اگر این کار به طور کامل برای اکثر آنان ممکن نیست که چنین است و واقعیت این است که تا سالیان متمادی امکان فراهم شدن شغل و مسکن برای آنان وجود ندارد با توجه به آن راه دوم انجام شود یعنی به نفع انجام ازدواج از باورهای نادرست مانع از آن صرف نظر شود
چون تنها در این صورت است که وقتی مورد مناسب پیدا شد در کوتاه ترین زمان ممکن و با کمترین امکانات ازدواج انجام و زندگی تشکیل می گردد
. تسهيل در ازدواج
1. پاداش مساعدت در امر ازدواج
رسول اكرمصلى الله عليه وآله فرمود: »مَنْ زَوَّجَ اَخاهُ الْمُؤْمِنَ اِمْرَأَةً يَأْنَسُ بِها وَتَشُدُّ عَضُدَهُ وَيَسْتَريحُ اِلَيْها، زَوَّجَهُ اللَّهُ مِنَ الْحُورِ الْعِين وَآنَسَهُ بِمَنْ اَحَبَّهُ مِنَ الصِّدّيقينَ مِنْ اَهْلِ بَيْتِهِ وَاِخوانِهِ وَآنَسَهُمْ بِه؛(10) هر كه برادر مؤمن خود را زن دهد تا با او انس گيرد و به وسيله او بازويش محكم شود و به سوى او آسايش يابد، خداوند او را از حورالعين بهشت زن دهد و با هر يك از صديقان خانواده و برادرانش كه دوست داشته باشد، همدمش كند و آنان را با وى انس و الفت دهد.«
حضرت صادقعليه السلام نيز در اينباره مىفرمايد: »مَنْ زَوَّجَ اَعْزَباً كانَ مِمَّنْ يَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ اِلَيه يَومَ الْقِيامَةِ؛(11) هر كه عَزَبى را زن دهد، از جمله كسانى است كه خداوند عزّوجل در روز قيامت به او نظر مىافكند.«
هر كس تسهيلاتى را براى ازدواج برادر مؤمنش فراهم آورد؛ مثلاً دختر خود را به آسانى و بدون سختگيرى به ازدواج جوانى در بياورد و يا اگر وسعش مىرسد، در جهت فراهم شدن مقدمات ازدواج پسر و دخترى از بذل مال دريغ نكند و بالاخره هر كارى كه از دستش برمىآيد، انجام دهد تا يك ازدواج سالم صورت گيرد، چنين كسى اجر و پاداش اين احاديث شريفه شامل حالش مىشود و از رحمت الهى برخوردار خواهد بود.
2. گناه سختگيرى
رسول اكرمصلى الله عليه وآله مىفرمايد: »مَنْ بَلَغَ وَلَدُهُ النِّكاحَ وَعِنْدَهُ مايَنْكَحُهُ، فَلَمْ يَنْكَحْهُ ثُمَّ اَحْدَثَ حَدَثاً فَالاِثْمُ عَلَيه؛(12) هر كس فرزندش به حدّ ازدواج برسد و او هم بتواند زمينه ازدواجش را فراهم كند؛ ولى او را زن ندهد و فرزندش گرفتار گناه گردد، گناه فرزند بر عهده اوست.«
گاهى پدر با آنكه مىتواند براى پسرش همسر اختيار كند، بهانه مىآورد كه او هنوز خيلى جوان است و يا بايد ادامه تحصيلات بدهد و يا تا وقتى كه از نظر مالى به جايى نرسيده و نتوانسته روى پاى خود بايستد، خبرى از ازدواج نيست. و يا پدر دختر مىگويد كه دخترم كم سنّ و سال و كم تجربه است يا فعلاً بايد در خانه بماند و كمك مادرش باشد يا بايد تحصيلاتش را ادامه دهد و يا تا وقتى شوهرِ متمكن و متمول برايش نيامده و خواستگارش داراى شغل و تحصيلات عالى نباشد، نبايد شوهر كند. چنين والدينى كه با بهانههايى از اين قبيل، در تزويج پسر يا دخترشان كاهلى و تعلّل مىنمايند، مشمول اين حديث مىشوند و هر گناهى كه اين پسر يا دختر به دليل ازدواج نكردن مرتكب شوند، در آن شركت دارند.
3. وساطت در ازدواج
امام علىعليه السلام در فضيلت وساطت براى شكلگيرى ازدواج مىفرمايد: »اَفْضَلُ الشَّفاعَةِ اَنْ يَشْفَعَ بَيْنَ اثْنَيْنِ فِى نِكاحٍ حَتَّى تَجْمَعَ شَمْلَهُما؛(13) بهترين وساطت اين است كه ]انسان[ ميان دو نفر در امر ازدواج وساطت كند تا سر و سامان بگيرند.«
اگر شخصى متمول است به وسيله مالش، و اگر كسى زبانش نرم است، به كمك گفتار شيرين و بيانش، و اگر كسى صاحب نفوذ و وجهه در بين مردم است، با اعتبار و نفوذش لازم است كه در اين امر خير وساطت كند كه بهترين شفاعت و واسطهگرى است؛ چون نتيجه آن حفظ دين جوانان و صيانت يافتن آنها از گناه مىباشد.
4. خواستگارى آسان
رسول خداصلى الله عليه وآله در اين باره مىفرمايد: »اِنَّ مِنْ يُمْنِ الْمَرْأَةِ تَيْسِيرَ خِطْبَتِها وَتَيْسِيرَ صِداقِها و...؛(14) از ميمنت ]و خجستگى[ زن اين است كه راحت خواستگارى شود و كابينش )مهريهاش( سبك باشد... .«
خواستگارى آسان و راحت يعنى اينكه مسائلى مانند: پرداخت شيربها، مهريههاى سنگين، خريد سنگين، هزينههاى چشم و هم چشمى، برگزارى مراسم پرخرج، قرار دادن شرايط دشوار و امورى از اين دست مطرح نشود تا يك زن با ميمنت و مباركى وارد منزل همسرش شود و زندگى توأم با محبت و آسايش فكرى و روحى را آغاز نمايند.
..
- تشکیل زندگی (شغل و مسکن و ...)
- 3. از نگاه دین، اموری وجود دارند که سببِ ازدیادِ اموال و برکت میشوند. اموری از قبیلِ: اخلاق حسنه، مساعدت به برادر ایمانی، امانتداری، صدقه، زکات، دعا کردنِ برادران در غیاب آنان، حسن نیّت ، ازدواج و ... . [6]
- 4. ما در این مجال در رابطه با ازدواج و رفع فقر سخن میگوییم. از نظر دین، با ازدواج، یا فقر از بین میرود یا گام بزرگی در جهت ریشه کن کردنِ آن میتوان برداشت. در این زمینه آیهها و روایتهایی وجود دارند که دلالت بر این مدّعا مینمایند.
- 5. حال، آیا باور جامعه نیز بر همین مبنا است یا این که نظر عکس دارد؟
- 6. نکتة حائز اهمیت آن است که ؛ حقایق اصلی را «دین» بیان کرده است و اگر «جامعه» با «دین» همگام نباشد، پرواضح است که جامعه به خطا رفته است.
- 7. برای اصلاح خطاهای موجود و احتمالی، شایسته است که نظر دین را تبیین کنیم و در کنار آن به مشکل های موجود در جامعه بپردازیم و فاصلهای که بین دین و جامعه به وجود آمده، متذکر شویم تا در راه اثباتِ حقایق دین، گامی برداشته باشیم.
- راهکار لزوم تغییر باورها نسبت به سنتهای نادرست (تبیین دوگانگی فرهنگی)
- اثار وبرکات ازدواج
1. حفظ دين
پيامبر ختمى مرتبتصلى الله عليه وآله يكى از آثار ازدواج را چنين برمىشمارد: »مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ اَحْرَزَ شَطْرَ دينِهِ فَلْيَتَّقِ اللَّهَ فى شَطْرِ الثَّانى؛(6) كسى كه ازدواج مىكند، نيمى از دينش را حفظ كرده است. پس براى احراز نيم ديگر بايد تقواى الهى را پيشه كند.«
كسى كه ازدواج مىكند، راحتتر مىتواند غرايز جنسى خود را كنترل كند و اين عاملى را كه قادر است مانع انجام فرايض و موجب اشتغال فكرى و روانى او گردد، از سر راه بردارد. در عين حال، بايد به اين نكته توجه داشت كه ازدواج يك علت تامّه براى ديندارى نيست؛ بلكه زمينه مناسبى براى حفظ و استمرار ديندارى است و يك جوان مىتواند با استفاده از شرايط مساعدى كه در اثر ازدواج برايش فراهم آمده، تلاش كند تا دين خود را حفظ و كامل كند.
2. يارى خداوند
رسول خداصلى الله عليه وآله مىفرمايد: »حَقٌّ عَلَى اللَّهِ عَوْنُ مَنْ نَكَحَ اِلْتِماسَ الْعِفافِ عَمَّا حَرَّمَ اللَّهُ؛(7) هر كه به منظور پاك نگه داشتن خود از آنچه خداوند حرام كرده است ازدواج كند، بر خداست كه او را كمك كند.«
كسى كه نيازهاى جنسى خود را از طريق حلال كه همانا ازدواج است برآورده كند و اين سبب شود تا در اين خصوص، مرتكب حرام نشود، خداى تعالى بر خود لازم دانسته كه او را يارى كند؛ ولى اين تضمين الهى شامل كسى كه پس از ازدواج هم درصدد انجام اعمال نامشروع است و يا به انگيزههاى غيرالهى مانند: رسيدن به مال و منالِ طرف مقابل و يا فخرفروشى و مباهات ازدواج مىكند، نمىشود.
3. ايجاد مودّت و محبّت
خداوند متعال در بيان آثار سازنده پيوند زناشويى مىفرمايد: »وَمِنْ آياتِهِ اَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ اَنْفُسِكُمْ اَزْواجاً لِتَسْكُنُوا اِلَيْها وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً اِنَّ فى ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّروُنَ«؛(8)
»از نشانههاى او اين است كه براى شما از خودتان جفتهايى آفريده، تا به سوى آنها آرام گيريد و ميانتان دوستى و مهربانى نهاد. همانا در اينها نشانههايى است براى مردمى كه مىانديشند.«
پس از گذشت مدت كوتاهى از ازدواج، چنان علقه و وابستگى بين زن و شوهر به وجود مىآيد كه در بيشتر موارد، هر يك از آنان، همسرش را بر خود مقدم مىدارد و حاضر است خود متحمل رنج و آسيب شود؛ ولى همسرش از رنج و زحمت در امان باشد. از اينرو، استعدادهاى درونى زوجين در خصوص دوستى و محبت نمودن به يكديگر كاملاً شكوفا شده و روز به روز رشد مىكند؛ مرد با بيان مطالبى كه در طول روزمايه نگرانى او شده و يا درد دل با همسرش، آرامش پيدا مىكند و با شنيدن درد دلهاى طرف مقابل، سعه صدر مىيابد و اين چنين، اگر هر دو سعى در حذف امور اختلافانگيز و جزئى نمايند و گذشت را پيشه كنند، به مرور بر اين حس دوستى و محبّت افزوده مىشود و اساس و پايه بناى خانواده محكم مىگردد.
4. فزونى روزى و نيكويى اخلاق
رسول اكرمصلى الله عليه وآله در بيان يكى ديگر از فوايد ازدواج مىفرمايد: »زَوِّجُوا اَياماكُم، فاِنَّ اللَّهَ يُحْسِنُ لَهُمْ فى اَخْلاقِهِم وَيُوَسِّعُ لَهُمْ فِى اَرْزاقِهِم وَيَزيدُهُم فِى مُرُوَّاتِهم؛(9)
جوانهايتان را زن دهيد؛ زيرا با اين كار خداوند اخلاق آنها را نيكو مىگرداند و روزيهايشان را زياد مىكند و بر جوانمرديهاى آنان مىافزايد.«
شخص متأهل احساس مسئوليت بيشترى كرده و بر فعاليتش مىافزايد. به همين جهت، رزق و روزى بيشترى عايدش مىشود. همچنين با ارضاى مشروع غرايز جنسى به نوعى خود را تخليه مىكند و در اثر آن، آرامش و خلق و خوى نيك مىيابد. همه اين مواهب و آثار را خداوند متعال در امر ازدواج قرار داده است و خوددارى از ازدواج و يا غفلت از آن به دلايل واهى، انسان را از دستيابى به اين نعمات و بركات محروم مىكند. بسيارى از جوانان، به بهانه اينكه شرايط ازدواج بسيار سخت شده است، در سنين جوانى مبادرت به اين كار نمىكنند. به همين دليل، سنّ ازدواج بالا رفته و اگر اين روند پيش برود، به جايى مىرسد كه عدهاى، به طور كلى از ازدواج صرفنظر مىكنند و سير تخلفات و ارتكاب محرمات روز به روز فزونى مىيابد. بنابراين، بر مبلغان گرامى است كه در جهت بيان آثار ازدواج، تشويق جوانان، خوشبين كردن آنها به ازدواج و داشتن توكل و اعتماد به حق تعالى در اين زمينه، همت گمارند.
5.ازدواج و تقویت هویت دینی :
طبق پژوهشی که توسط سازمان ملی جوانان صورت گرفته است، ازدواج نقش مؤثری در تقویت هویت دینی افراد متأهل، نسبت به افراد مجرد دارد[7].
زمانی به صحت تحقیق ذکر شده پی میبریم که از حضرت رسول اکرم $ میشنویم: «هر کس ازدواج کند، همانا صف دین خود را حفظ کرده پس باید با تقوای الاهی و پرهیزکاری، نصف دیگرش را حفظ کند[8].
وقتی انسان مسلمان و مقید به دستورات شرع، خود را از موقعیت حساس و بحرانی تجرّد نجات میدهد، به یقین در دینداری برای او بیشتر از قبل توفیق حاصل میشود.
همچنین حضرت رسول $ در حدیثی دیگر بیان می دارد: «هر کس در اوایل جوانی ازدواج کند شیطان فریاد زند: فریاد از او، فریاد از او، دو سوم دینش را از دستبرد من نگاه داشت، پس باید عبد خدا در نگهداری یک سوم دیگرش جانب خدا را رعایت کند[9].
6.ازدواج و کاهش جرم
امروزه بودجه فراوانی از سرمایه کشور صرف مبارزه با جرایم موجود در جامعه می شود که اکثریت قابل توجهی از مجرمین موجود افراد مجرد هستند و در مقابل، مرتکب شدن جرم و شرارت، توسط افراد متأهل بسیار کمتر از آنان است. آیا این مقایسه نمیتواند ما را به این نتیجه برساند که ازدواج سهم بسزایی در کاهش جرم میتواند داشته باشد؟
باز هم طبق تحقیقی که از یک محقق انگلیسی به نام پروفسور «جان لاب» متخصص جرم شناسی صورت گرفت ثابت کرده که عشق به همسر و زندگی خانوادگی، از جمله عواملی هستند که موجب کاهش جدی ارتکاب جرم، توسط افراد میشود.[10]
آنچه بیان شد تنها گوشهای از فواید مثبت ازدواج ، برای فرد و جامعه است امیدواریم با تحقق ازدواجهای آسان در جامعه ، شاهد اثرات مثبت آن باشیم .
[3] متاسفانه راهکارهای غیر واقع بینانه از بعض روان شناسان دیده می شود که بعضا حتی تیشه یه ریشه ازدواج می زند همانند اینکه در مورد افراد گرفتار به انحرافات اخلاقی می گویند: چنین افرادی مریضند و نیاز به درمان دارند نه ازدواج؛ چون در این صورت ازدواج نیز به دردشان نمی خورد.
شکی نیست که در بعض مراتب انحرافات اخلاقی همانند هرزگی، از ازدواج کار چندانی ساخته نیست، اما نکته مهم این است که علت وجود چنین افراد مریضی در جامعه نظرات همین کارشناسان است؛ چون آنها بودند که قبل از انحراف وقتی نوجوانان در معرض خطر بودند بجای ازدواج برای آنان راهکارهایی را تجویز کردند که می دانستند عملا انجام نمی شود و یا بخاطر شدت اسباب تحریک بی اثر می گردد، و حال که آنها دچار انحراف شدند، می گویند: ازدواج به دردشان نمی خورد. این نوع راهکار اگر غیر واقع بینانه نیست پس چه نام دارد؟
ه
[4] نشریه زنان شماره 11 مقاله آقای محمود شهابی
[5]سن ازدواج دختران : 241- 242 .