محبت و آفرینش صمیمیّت

اندیشه­ و احساس مشترک درباره موضوعات معین سبب سنخیّت و یگانگی افراد با هم می­شود و این همان صمیمیّت است. صمیمیّت یعنی قدرت ورود به دنیای انسانی دیگر چنان که حس کند او را درک می­کنید.

صمیمیّت زن با دیگران بخصوص شوهر باعث شادمانی او می­شود و صمیمیّت مرد با دیگران بخصوص همسر سبب اعتماد به نفس و انعطاف ­پذیری بیشتر می­شود.

 

محبت مطمئن­ترین راه برای ایجاد صمیمیّت

صمیمیّت و محبت مهمترین رکن تشکیل و بقای خانواده است. احساسات دوران جوانی و حتی شهوت در اوایل زندگی فرصت طلایی و ناب برای گسترش صمیمیّت و محبت است.

 

اوایل زناشویی، فرصتی طلایی برای پیوندی جاودانه است

در اوایل زندگی مشترک شور و عشق اولیه­ی ازدواج، تازگی آن و مسائل جنسی، نمی­تواند تا آخر عمر به همان کیفیت باقی بمانند. اگر از این فرصت طلایی برای ایجاد محبت و صمیمیّت استفاده نکنیم، هنگام رنگ باختن مسائل جنسی، با مشکلات عدیده­­ای روبه­رو خواهیم شد که تا آخر عمر دست به گریبان آن­ها خواهیم بود.

 

نیاز به محبت

انسان­ها از تنهایی گریزان هستند و به دوستی صمیمی نیاز دارند تا علاقه­های خود را برای او ابراز کنند.

انسان تشنه­ی ­محبت است و همواره دوست دارد محبوب و مورد علاقه­ی دیگران واقع شود و به کسی که از او محبت ببیند علاقه­مند می­گردد.

 

نیاز زن­ها به محبت

زن مظهر مهر، محبت و عاطفه است. محتاجِ دوست داشتن و محبت دیدن است به این نیاز زن پاسخ مناسب دهیم.

بزرگ­ترین رمز همسرداری و بهترین کلید مشکلات زناشویی، اظهار عشق و محبت به زن است، زیرا او کانون محبت و یک موجود صددرصد عاطفی است که از وجودش مهر و محبت می­بارد، و مرد نگاه مهرآمیز زن خود را «اتکایی» بس قوی و عظیم می­داند.

حیات و زندگی زن به عشق و علاقه­ی او بستگی دارد. دلش می­خواهد محبوب دیگران باشد، هرچه محبوب­تر باشد، شاداب­تر خواهد بود. برای به دست آوردن محبوبیت، تا سر حد فداکاری کوشش می­کند. اگر بداند محبوب کسی واقع نشده است، خودش را شکست خورده و بی­اثر می­پندارد و دائم افسرده خواهد بود.

زن اگر بداند محبوب نیست، از خانه و زندگیش بیزار خواهد شد و دیگر حاضر نیست زحمات و مشقات خانه­داری و بچه­داری را تحمل کند. یکی از وظایف مهم شوهر یا وظیفه اصلی او محبت به همسرش است.

بسیاری از انحرافات اخلاقی و ناسازگاری­های زنان اغلب از خلأ محبت و عدم درک صحیح آنان توسط مردان، صورت می­پذیرد.

وقتی زن بدون عکس­العمل از طرف شوهرش، محبت می­کند، تمایل دارد که باز هم بیشتر محبت کند تا شاید پاسخی دریافت کند، اما وقتی به محبت­های او پاسخ داده نمی­شود، احساس می­کند که تهی شده است و منزجر می­گردد.

 

نیاز مردها به محبت

مردی که از زنش محبت نبیند، به بیماری­های روحی و ضعف اعصاب مبتلا می­شود. مردی که دریابد مورد علاقه­ی همسرش نیست، به زندگی و کار و فعالیت بی­علاقه می­گردد و ممکن است به فحشاء روی آورد.

در حضور فرزندان­مان عشق و علاقه­مان را نسبت به هم نشان بدهیم، تا دوست داشتن و ابراز محبت را به آن­ها بیاموزیم.»

 

مسؤولیت مشترک زوج­ها

یک سری از همسران نیز وجود دارند که در ابراز نکردن محبت و عشق خود از یکدیگر تأثیر می­پذیرند، چون یکی ابراز نمی­کند، آن دیگری هم از او تبعیت می­نماید. غافل از این که کار خوب را باید انجام داد و مقابله به مثل نکرد!

 

صمیمیّت و بیان افکار و احساسات

صمیمیّت به تدریج ایجاد می­شود و با بیان افکار و احساسات، حمایت و تأیید رفتارهای مثبت یکدیگر، افزایش می­یابد. هرچه وجوه مشترک بیشتر شوند، صمیمیّت عمیق­­تر می­شود.

برای نشان دادن صمیمیّت واقعی، باید صادقانه احساسات­مان را بیان کنیم و خود و همسرمان را آن­طور که هستیم بپذیریم.

 

پی بردن به کیفیت­­های حسی و صمیمیّت همسران

حالات روحی افراد دارای سه جنبه است که هر فرد از هر سه نوع آن استفاده می­کند. ولی اغلب افراد به یکی از حالت­­های «لمسی»، «بصری» یا «سمعی» گرایش بیشتری دارند.

درک این موضوع که کدام­یک از کیفیت­های «سمعی»، «لمسی» یا «بصری» در همسر شما غالب است، برای صمیمیّت و تأثیرگذاری بسیار مهم است.

با هر تیپی، باید مثل خودش و بر اساس کیفیت حسی خودش رفتار کرد.

یک مرد «بصری» را در نظر بگیرید که هر روز برای همسرش گل و هدیه می­خرد، او را به مکان­های زیبا می­برد و با خود می­پندارد که به همسرش ابراز علاقه می­کند، غافل از اینکه همسر او «سمعی» است و بیشتر مایل است همسرش با او صحبت کند و از طریق کلام به او بفهماند که دوستش دارد.

 

انواع شخصیت­ها از نظر کیفیت­های حسی

افراد لمسی

از آنچه لمس کرده­اند، بیشتر حرف می­زنندو هیجان­شان خیلی کم است. خیلی آرامند. حتی یک نوع رخوت و سستی را می­توان در آن­ها دید. احساس آن­ها از دیگران عمیق­تر است.

آرام و سنگین صحبت می­کنند. اغلب بین کلمات، زیاد مکث می­کنند. عضلات­شان شل و راحت است.

 

افراد بصری

بصری­ها، افرادی هستند که تصاویر، برایشان بیشتر جلب نظر می­کند. از آنچه که دیده­اند، بیشتر صحبت می­کنند. هیجانی­ترند. سریع صحبت می­کنند. از حرکات دست، بسیار استفاده می­­کنند و می­کوشند سخنان خود را با حرکات، به تصویر بکشند.

چون سرعت کلام­شان با سرعت تصاویر متحرک ذهنی­شان برابر نیست، اغلب برای بیان اندیشه­های خود شتاب دارند. برخی کلمات را حذف می­کنند و آنچه را هم می­گویند، به صورتی می­گویند که مخاطب تصویر آن را در ذهن خود ببیند.

 

افراد سمعی

هیجان آرام­تری دارند. آهسته و به صورت واضح صحبت می­کنند.

اگر همسرتان دارای حالت بصری باشد و شما به صورت لمسی، یعنی خیلی آرام در مورد احساسات خود با او صحبت کنید، ممکن است حوصله­اش سر رود و از شما می­خواهد که زودتر به اصل مطلب بپردازید.

 

پی بردن به کیفیت حسی همسر

وقتی او از خاطرات، تجربیات یا عملکردش صحبت می­کند، در حقیقت در گفتارش دیده­ها، شنیده­ها یا هر آنچه را که لمس کرده است، به شما ارائه می­دهد. شما فقط باید دقت کنید که در صحبت­هایش به کدام ویژگی کیفیت حسّی بیشتر می­پردازد، چشم یا گوش یا لمس.

هرچه سرعت و هیجان سخن گفتن بیشتر باشد، فرد بصری­تر است. اگر سرعت متوسطی داشته باشد، سمعی­تر است و اگر خیلی آرام و کند و بی­هیجان حرف بزند، لمسی­تر است.

ما در عمل از کسانی که در کیفیت حسّی مثل خود ما هستند، تأثیر بیشتری می­پذیریم.

 

همسران لمسی

لمسی­ها بسیار ملایمند. لمسی­ها با آنچه با دست و تن حس می­کنند، خیلی میانه­ی گرمی دارند. یک حمام آب گرم بیش از هر چیز دیگر آن­ها را شاد می­کند.

لمسی­ها را باید در آغوش کشید. دستان­شان را به گرمی فشرد و دست تحسین و صمیمیّت بر پشت­شان زد. آن­قدر که با نوازش و در آغوش کشیدن و بوسیدن می­توان محبت را به لمسی­ها ابراز کرد با هدیه و با گفتن «دوستت دارم» نمی­توان. هُل دادن و تنه زدن موجب آزار و ناراحتی در آن­ها می­شود.

 

همسران بصری

افراد بصری به رفتار ما، به ظاهر ما و هر آنچه از ما به چشم می­آید، بیشتر توجه می­کنند.

بصری­ها عاشق گل­اند. دوستدار هدیه­اند. به کاغذ کادو و هدیه علاقه­مندند. به اینکه از دید دیگران چگونه­اند، خیلی اهمیت می­دهند. با بصری­ها باید پرشورتر و پرهیجان­تر بود. باید به طور مختصر و خلاصه صحبت کرد. برای صحبت کردن با این افراد، حرکات مهم­تر از کلام یا تغییر لحن و طنین است. بهتر است از حرکات دست و چهره، بهره ببرید.

با یک فرد بصری، سریع­تر صحبت کنید. مقصود خود را زودتر اعلام کنید و وقت بصری­ها را نگیرید، مگر آن­که بخواهید تصویر جالب و مورد علاقه­ی آن­ها را به تصویر بکشید.

آن­ها از آدم­های شل و ول متنفرند. عاشق هیجان­اند. برای ابراز محبت نسبت به او برایش گل و هدیه و کادو بخرید. او را به مسافرت و دیدن مکان­های زیبا ببرید.

 

همسران سمعی

سمعی­ها به گفتار ما توجه دارند. به تحسین­ها، تقدیرها، تشکرها،

به آن­چه پشت سرشان گفته شده. با سمعی­ها کمی آرام­تر از بصری­ها صحبت کنید، اما مراقب باشید که خیلی هم آرام نشوید. خلاصه نکنید اما شرح و تفسیر فراوان هم ندهید.

شمرده و متین باشید. تشویق­تان بیشتر کلامی باشد. یک «تحسین و تمجید» برای همسر سمعی، هزار مرتبه بیشتر از «یک شاخه گل» می­ارزد. یک «دوستت دارم» صدها بار نسبت به «یک شاخه گل»، بیشتر می­ارزد. اگر همسرتان سمعی است، به گفتارش بیشتر گوش دهید.

برای سمعی­ها، احترام کلامی مهم­تر از احترام رفتاری است. تند صحبت کردن با آن­ها، بی­ادبی تلقی می­شود.

 

شناخت بیشتر مردان

عملکرد مغز مردان

اگر قسمتی از مغز خانم­ها صدمه ببیند سمت دیگر مغزشان وظایف قسمت صدمه دیده را بر عهده می­گیرند ولی در آقایان ممکن است توانایی صحبت کردن را از دست بدهد زیرا هر کدام محدودیتی در وظایف­شان دارند.

همیشه در زندگی­تان سعی کنید حدس بزنید در ذهن و فکر مرد زندگی­تان چه می­گذرد؟ تا در صورتی که او نخواست درباره­ی آنچه در مغزش می­گذرد، سخن به میان بیاورد، دچار فشار روحی نشوید.

 

چرا مردها بیشتر از زن­ها غرق در افکارشان می­شوند؟

مردها برای آن­که از سوی فعالیت مغزی به سوی فعالیت قلبی و عاطفی بروند، وقت زیادی لازم دارند. بنابراین وقتی در مورد مشکلات مالی یا مسأله­ای عقلانی صحبت می­کنید و ناگهان شما حس می­کنید که می­خواهید با او گرم و صمیمی رفتار کنید، ممکن است او حسن آن را نداشته باشد. او نمی­تواند به سرعت شما تغییر رویه دهد.

مردی که هشت ساعت در محل کارش فعالیت مغزی داشته قادر نخواهد بود که تا به خانه می­رسد از همان لحظه با احساس و گرم با زنش رابطه عاطفی و صمیمی برقرار کند، در حالی­که زنان می­توانند به سرعت از فعالیت مغزی به فعالیت قلبی و عاطفی منتقل شوند. زنان از تخلیه روحی و سخنان عاطفی در دقایق اولیه ورود شوهرشان به خانه خودداری کنند، مدتی به فکر و مغزش فرصت استراحت دهید تا بتواند عواطف و احساسات شما را بهتر درک کند. البته تماشای تلویزیون و مطالعه روزنامه بهترین طریقه استراحت نیست، چرا که این­ها هم مشغولیت فکری هستند.

 

صحبت­های مردانه

وقتی مردان، گروهی از زنان را در حال صحبت کردن می­بینند، متوجه می­شوند که:

1. چند نفر آن­ها به طور همزمان حرف می­زنند.

2. به طور مداوم حرف یکدیگر را قطع می­کنند.

3. صحبت­­های آن­ها اغلب بی­ربط و گسسته به نظر می­آید، به این معنا که می­توانند از یک موضوع به موضوع دیگری بروند تا بعد به سر موضوع اول برگردند، آن­گاه به سر موضوع سوم بروند و...

4. صحبت­های آن­ها جهت و هدف ندارد.

مردان به دشواری می­توانند بفهمند که زنان می­توانند از این نوع صحبت کردن، لذت ببرند و از این­که می­بینند تمام جزئیات گفتگو را حفظ کرده­اند، در تعجب فرو می­روند.

زنان به شیوه­ی خودجوش و مردان به شیوه منظم حرف می­زنند.

 

چرا مردان، وقتی صحبت می­کنند، دوست ندارند که حرف­شان قطع بشود؟!

1. به علت ساختار مغز (مرد به دشواری می­تواند دو کار را با هم انجام دهد، تمرکز بر هیجان­های خود یا آنچه می­خواهد بگوید و در همان زمان، گوش دادن به هیجان­ها یا اظهار نظرهای زن) مغز مرد مثل یک تلسکوپ در هر بار تنها می­تواند روی یک نقطه متمرکز شود.

2. قطع کردن حرف شوهرتان موجب می­شود که او تمرکز خود را از دست بدهد و خشمگین شود. پس از آن­که بر خشم خود غلبه کرد دوباره تمرکز به دست آورد.

3. چون هدف مردان یافتن راه­حل است، دوست دارند آن­چه را که می­گویند، تمام کنند. مردان، برعکس زنان، از موضوعی به موضوع دیگر رفتن را دوست ندارند. آن­ها دوست دارند که موضوع صحبت فعلی را تمام کنند، بعد به موضوع دیگر بپردازند.

4. وقتی شما صحبت یک مرد را قطع می­کنید، او فکر می­کند که می­خواهید به او بگویید اشتباه می­کند. یادتان نرود که مرد، پیش از حرف زدن، فکر کرده است و آن­چه می­گوید نتیجه­ی فکر کردن اوست.

متخصصان می­دانند که گوش دادن از حرف زدن سخت­تر است. مردم، وقتی موضوعی برایشان جالب است، به راحتی درباره­ی آن حرف می­زنند. برعکس، گوش دادن ایجاب می­کند که فرد تمرکز بیشتر داشته باشد و لازمه­ی آن این است که او حالت دریافت کنندگی به خود بگیرد.

 

مردها و هیجان

زنان، برخلاف مردان، برای تغییر هیجان­های خود، توانایی­های زیادی به دست آورده­اند. آن­ها می­توانند خیلی ساده­تر و سریع­تر، از یک هیجان به هیجان دیگر بروند. مثلاً از ترس به شادی یا تعجب یا خشم، لذت و... در حالی­که مردان به طور معمول بر اثر هیجان درمانده می­شوند.

 

آشنایی با فرهنگ مردانه

برخلاف زنان که همیشه احساسات خود را در میان می­گذارند و ناراحتی­ها و دلگیری­هایشان را مطرح می­سازند، مردها با همتایان خود اغلب درباره­ی احساساتشان حرف نمی­زنند، به جای آن برای اعمال و اقدامات خود ارزش قائل می­شوند.

هرچه با همسرتان از دلخوری، رنجش و انتقاد کمتر حرف بزنید، صمیمیّت میان شما بیشتر می­شود و زندگی زناشویی­تان محکم­تر می­گردد.

 

مردان و اشتباهات

وقتی انسان درستی تصمیم و اقدام خود و اشتباه بودن رفتار همسرش را در واقعه­ای اثبات می­کند دوست دارد بگوید: «من که به تو گفتم». شادی و خوشحالی بیان این جمله ارزش ناراحتی­های بعدی را ندارد چون فاصله بین همسران را زیاد می­کند. مردها از این­که اشتباه کنند متنفرند و از این­که به آن­ها گفته شود که «اشتباه کردی» متنفرند. به خصوص اگر این شخص همسر او باشد. مرد را برای اشتباهش سرزنش نکنید، روی توانایی­ها و شخصیتش قضاوت نکنید، طوری سخن نگویید که احساس کند به او اعتماد ندارید.

 

راه­حل­هایی برای ترس مردها از اشتباه

از همسرتان قدردانی کنید و او را تشویق و تمجید کنید. نمی­دانید که چقدر مردها به قدردانی و تعریف نیاز دارند. اگر مرد گفت که به تشویق و تمجید شما نیازی ندارد و طوری وانمود کرد که از آن لذّت نمی­برد، شما بدانید که او به قدردانی و تشویق شما بسیار نیاز دارد.

 

مردان ـ کار ـ روابط خانوادگی

در پژوهشی 75درصد از مردان اظهار کرده بودند که مهم­ترین مسأله زندگی­شان شغل­شان است و 75 درصد از زنان اظهار داشتند که خانواده­هایشان هستند.

به عنوان یکزن، ممکن است از این تفاوت فاحش، استنباط اشتباهی کنیم که: زن ممکن است برداشت کند که مردان به اندازه­ای که ما دوست­شان داریم، دوستمان ندارند اما این حقیقت ندارد! حقیقت به قرار زیر است:

اگر یک مرد احساس خوبی نسبت به کار و توانائی­هایش نداشته باشد، برایش خیلی مشکل خواهد بود که به روابط خانوادگی­اش اهمیت بدهد.

برای خانم­ها خیلی سخت است که این واقعیت را درک و قبول کنند. ارزش­های مردان با زنان فرق دارد، برای مردان مهم این است که چقدر در کار خود موفق هستند.

برای یک زن گذراندن اوقات صمیمی با همسرش، یک جایزه و یک آرامش محسوب می­شود نه زحمت و کسالت. بنابراین زنان می­خواهند که مرد تمام نگرانی­ها و گرفتاری­های مربوط به کار را قبل از ورود به منزل فراموش کند. او را در آغوش بگیرد و در آرامش استراحت کند. مردان تلاش کنند تا این کار سخت را انجام دهند.

 

مردها و ترس از صمیمیّت

بیشترین تغییری که زن­ها در مردها می­خواهند، این است که مردها از احساسات­شان حرف بزنند.

 

خواست زن­ها

هنگامی که زنی از شوهرش می­خواهد که با او حرف بزند، منظور فقط بیان اتفاقات روزمره­ی پیش پا افتاده نیست، او می­خواهد همسرش در گفتار و رفتار، عشق را خالصانه به او عرضه کند و صمیمیّتی می­خواهد فراتر از یک «دوستت دارم» ساده.

گزارش­های حاصل از تحقیقات به عمل آمده نشان می­دهد که مهم­ترین عامل یک زندگی موفق، در توانایی زن و شوهر در ابراز احساسات و عواطف است و زنان شکست­خورده، نبودِ عشق و محبتِ کلامی را مهم­ترین عامل شکست در زندگی اعلام کرده­اند.

 

حرف دل خود را زدن

حرف دل خود را زدن، فرایندی است که خودِ بیرونی مرد را به خودِ درونی او نزدیک می­کند.

ابراز احساسات و بیان علاقه و مهر برای بسیاری از مردها، کار مشکلی به حساب می­آید. این­که اراده کنید احساسات­تان را ابراز کنید، در ایجاد ارتباط بسیار مهم است.

زن­ها بدانند که «تشویق مردها برای نشان دادن احساسات­شان، موجب افزایش صمیمیّت می­شود در حالیکه گفتن مشکلات به همسر، تنها بخشی از صمیمیّت است و نمی­تواند کامل باشد.

 

مردها و ابراز احساسات

صحبت کردن مردانه

هدف زن­ها از گفتگو، مبادله­ی برخی اطلاعات خاص نیست، بلکه بازگذاشتن و فعال نگهداشتن خطوط ارتباطی می­باشد. وقتی مردی یکی از دوستانش را تلفنی به ناهار دعوت می­کند، دوستش به طور معمول می­گوید «چه خبر است؟»، «چی شده؟» یا «چه کمکی از دستم برمی­آید؟» اما هنگامی که زنی به یکی از دوستانش تلفن می­زند و او را به ناهار دعوت می­کند، دوستش می­گوید «به طور حتم می­آیم» یا فقط می­پرسد «چه موقع بیایم» زنان به این دیدارها که فقط به دلیل لذت بردن از مصاحبت یکدیگر است، عادت دارند و از آن لذت می­برند.

زنان روی هم رفته معتقدند اگر مردی آن­ها را دوست بدارد، به احساسات آن­ها گوش فرا می­دهد. اما مردها این­گونه احساس نمی­کنند، زیرا در میان گذاشتن احساس برای آن­ها موضوع مهمی نیست.

هنگامی که زن آرزو می­کند فقط در آغوش گرفته شود و نه بیشتر، بیشتر اوقات برای شوهرش سوء تفاهم به وجود می­آید. او می­خواهد در آغوش گرفتن و آمیزش را از هم جدا سازد. هنگامی که مرد آغوش را با آمیزش پاسخ می­دهد، زن احساس می­کند که این کار به او تحمیل شده است و زمانی که زن از آمیزش مرد جلوگیری می­کند، مرد حس می­کند زن او را گمراه کرده است.

ورزش، سیاست و جنگ، موضوعاتی است که در صحبت­های مردان در اولویت قرار می­گیرند و همه جا شنیده می­شود.

 

زبان حقایق

صفت «خویشتن داری مردان» در برابر «احساسی بودن زنان» سبب می­شود که زبان مردان زبان حقایق است. آن­ها به دور از احساسات، حقیقت را بیان می­کنند. مردان هرگز نمی­توانند صحبت­شان را با کمی احساس عاطفی، گیراتر نشان دهند. مجله­هایی که مخصوص آقایان است، فقط شامل اطلاعات می­شود. از تجزیه و تحیلی­ها و دلایل، مطلبی دیده نمی­شود.

مردان در زندگی، به ندرت در مورد خود صحبت می­کنند. با شنیدن گفتگوها که از اطلاعات حقیقی تبدیل به ابزار صمیمیّت می­شود، می­توان درجه­ی صمیمیّت آنان را دریافت. به طور کلی، صحبت­های آشنایان جدید، اختصاص به حقایق دارد اما به تدریج که یکدیگر را بهتر شناختند، در مورد عقایدشان به یکدیگر اعتماد می­کنند و سرانجام اگر تبدیل به دوستان واقعی شده باشند، احساسات بروز می­کند.

 

گفتگوی غیرمستقیم

چرا مرد در برابر ابزار مستقیم احساسات خود مقاومت می­کند و احساسات خود را به صورت غیر مستقیم ابراز می­کند؟ او تصور می­کند که، ممکن است در مقابل ابراز احساسات و گفتن «دوستت دارم» با سکوت زن مواجه شوم و این را برای خود شکستی غیر قابل جبران می­داند. مردان بیان صریح احساسات را مانند قماری می­دانند که احتمال برد و باخت در آن قابل پیش بینی نیست. او احساساتش را غیر مستقیم بیان می­کند تا اگر پاسخی که انتظار دارد از همسرش دریافت نکند، چیزی را از دست نداده باشد.

اگر او موضوعی را به طور مستقیم به زن بگوید، در واقع از او دعوت کرده است تا پاسخی صریح ارائه دهد.

 

مسأله­­ی دوستت دارم

اکثر زنان، صمیمی بودن را فقط در توانایی گفتن «دوستت دارم» می­دانند و در مقابل اغلب مردان، این­گونه تصور می­کنند که در راه اثبات عشق خود به گفتن دوستت دارم نیازی ندارند. مرد احساس می­کند عشق خود را از صدها راه ابراز کرده است (از راه ایما و اشارات روزانه، دادن خرجی و...) و این می­تواند کافی باشد.

زنان بیان نکردن این جمله را، کم بودن علاقه­ی شوهرشان نسبت به خود فرض می­کنند.

 

بهای سنگین خویشتن­داری مردان

بنابر اطلاعات به دست آمده، به طور متوسط عمر مردان، هشت سال کمتر از زنان است. میزان حمله­ی قلبی در مردان، هفت برابر زنان می­باشد.

بر اساس نتیجه­ی یک پژوهش، ازدواج مناسب و داشتن روابط دوستانه با همسر و اعضای خانواده، طول عمر را افزایش می­دهد. پژوهشگران علت این موضوع را چنین بیان می­کنند که مردان به علت خویشتن­داری، در مقایسه با زنان، کمتر با دیگران معاشرت می­کنند و در مورد مشکلات زناشویی­شان با یکدیگر کمتر صحبت می­کنند.

نکته­ی جالب توجه دیگر این است که، اشک ریختن (که برای مرد خویشتن­دار مایه­ی شرم می­باشد) به منزله­ی عامل مهمی در حفظ سلامت روانی او شناخته شده است. گریستن می­تواند مشکلات مربوط به بیماری­های قلبی را از بین ببرد. اغلب مردان و زنان هر دو می­توانند با گریستن 20 تا 25 درصد از فشار خون خود را کاهش دهند.

اشک­هایی که در زمان غم و اندوه یا بحران ریخته می­شود، دارای «سمی» می­باشد که اشک­های معمولی مخصوص پاک کردن چشم، فاقد آن است، بدن این سموم را در شرایط فشار روحی تولید می­کند و از طریق اشک از بدن خارج می­شود.

 

الگوی خوب صمیمیت (برای مردان)

به آنچه می­خواهید بگویید فکر کنید و اولین چیزی را که به ذهن­تان می­آید به زبان نیاورید، زیرا امکان دارد بیش از مفید بودن، آزار دهنده باشند.

 

ویژگی­های یک الگوی خوب

1. اعتماد

اعتماد کردن به راستی اعجاز می­کند، زیرا اشخاص اغلب در حد انتظار ما ظاهر می­شوند. اعتماد کردن به دیگران به این معناست که به او اختیار عمل می­دهید و در ضمن بهترین نتیجه را پیش­بینی می­کنید. وقتی اعتماد می­کنید، نیازی به کنترل دوباره ندارید، زیرا خطری را انتظار نمی­کشید.

در هر موقعیتی، اگر به ترس خود از نتیجه واکنش نشان ندهید، نیازی به مسلط شدن، سلطه جویی و کنترل کردن همسر ندارید. صمیمیت و کنترل ضد یکدیگرند. اگر یکی از آن­ها را بخواهید، دیگری را از دست می­دهید.

به چند مورد اشاره کنید که تازگی شوهرتان را کنترل کرده­اید. در هر مورد از خود بپرسید از چه چیزی می­ترسیدید؟ آیا ترس­تان واقع­بینانه بود؟ بدترین اتفاقی که ممکن بود بیفتد چه بود؟

بسیاری از زنان نگرانند که شوهران­شان اگر به حال خود رها شوند، نمی­دانند کارها و برنامه­هایشان را چگونه انجام دهند. آن­ها به قدری شوهران­شان را دست کم می­گیرند که آن­ها را تهدیدی علیه خانه و خانواده ارزیابی می­کنند.

مادام که از کنترل کردن او دست برندارید، نمی­توانید معنای واقعی ازدواج با شوهرتان را درک کنید. البته منظور این نیست که شما مسبب اشکالات و نواقص همسرتان هستید. شوهر شما همیشه مسؤول کارهای خود است. اگر شما هم در مقام انتقاد از او حرف بزنید و بخواهید در هر کاری به او راه نشان دهید، اطمینان و توانمندیش را از بین می­برید.

 

بی­اعتمادی

به اندیشه­ی او احترام بگذارید. ممکن است شوهرتان حرفی بزند که از نظر شما صحیح نباشد! باید توجه داشته باشید که شوهر شما یک انسان است و حق دارد اشتباه کند، همان­طور که شما هم اشتباه می­کنید. بگذارید حرفش را بزند، از او به خاطر حرفش انتقاد نکنید، به او نخندید، توهین هم نکنید.

به جای آن، با مهربانی تمام و صمیمیّت کامل، به او بگویید: «هر طور که تو فکر می­کنی

حتی اگر فکر می­کنید حرف شوهرتان بی­معنی است، به او بگویید که به نظرش احترام می­گذارید. واژه­ی «هر طور تو فکر می­کنی» را بارها و بارها تکرار کنید. نگویید: «به خودت مربوط است»، «تو چه فکر می­کنی؟» بگویید «هر طور تو فکر می­کنی»

ممکن است شوهرتان پولی را هدر دهد، ممکن است آن­قدر قبض آب را دیر بپردازد که آب منزل شما را قطع کنند. هیچ کدام از این موقعیت­ها ابدی و دائمی نخواهد بود، هیچ کدام تهدیدی برای زندگی شما محسوب نمی­شوند.

وقتی نظرات همسرتان را رد می­کنید، روحیه­ی او را از بین می­برید.

 

معجزه­ی اعتماد (عدم کنترل)

اغلب شوهرها از این که ببینند همسرشان به آن­ها اعتماد می­کند، خوشحال می­شوند.

 

نکته­ی مهم

تنها زمانی باید با نظر شوهرتان مخالفت کنید که او انجام دادن کاری را از شما بخواهد که به سلامتی و حال شما لطمه بزند. هرچه به نظرات همسرتان بیشتر احترام بگذارید و هر چه از میزان کنترل کردن او بکاهید، او احساس مردانگی بیشتری می­کند.