مهارت زناشویی و همسرداری ؛ لذت از زندگی با صمیمیت عاطفی و جنسی 3
محبت و آفرینش صمیمیّت
اندیشه و احساس مشترک درباره موضوعات معین سبب سنخیّت و یگانگی افراد با هم میشود و این همان صمیمیّت است. صمیمیّت یعنی قدرت ورود به دنیای انسانی دیگر چنان که حس کند او را درک میکنید.
صمیمیّت زن با دیگران بخصوص شوهر باعث شادمانی او میشود و صمیمیّت مرد با دیگران بخصوص همسر سبب اعتماد به نفس و انعطاف پذیری بیشتر میشود.
محبت مطمئنترین راه برای ایجاد صمیمیّت
صمیمیّت و محبت مهمترین رکن تشکیل و بقای خانواده است. احساسات دوران جوانی و حتی شهوت در اوایل زندگی فرصت طلایی و ناب برای گسترش صمیمیّت و محبت است.
اوایل زناشویی، فرصتی طلایی برای پیوندی جاودانه است
در اوایل زندگی مشترک شور و عشق اولیهی ازدواج، تازگی آن و مسائل جنسی، نمیتواند تا آخر عمر به همان کیفیت باقی بمانند. اگر از این فرصت طلایی برای ایجاد محبت و صمیمیّت استفاده نکنیم، هنگام رنگ باختن مسائل جنسی، با مشکلات عدیدهای روبهرو خواهیم شد که تا آخر عمر دست به گریبان آنها خواهیم بود.
نیاز به محبت
انسانها از تنهایی گریزان هستند و به دوستی صمیمی نیاز دارند تا علاقههای خود را برای او ابراز کنند.
انسان تشنهی محبت است و همواره دوست دارد محبوب و مورد علاقهی دیگران واقع شود و به کسی که از او محبت ببیند علاقهمند میگردد.
نیاز زنها به محبت
زن مظهر مهر، محبت و عاطفه است. محتاجِ دوست داشتن و محبت دیدن است به این نیاز زن پاسخ مناسب دهیم.
بزرگترین رمز همسرداری و بهترین کلید مشکلات زناشویی، اظهار عشق و محبت به زن است، زیرا او کانون محبت و یک موجود صددرصد عاطفی است که از وجودش مهر و محبت میبارد، و مرد نگاه مهرآمیز زن خود را «اتکایی» بس قوی و عظیم میداند.
حیات و زندگی زن به عشق و علاقهی او بستگی دارد. دلش میخواهد محبوب دیگران باشد، هرچه محبوبتر باشد، شادابتر خواهد بود. برای به دست آوردن محبوبیت، تا سر حد فداکاری کوشش میکند. اگر بداند محبوب کسی واقع نشده است، خودش را شکست خورده و بیاثر میپندارد و دائم افسرده خواهد بود.
زن اگر بداند محبوب نیست، از خانه و زندگیش بیزار خواهد شد و دیگر حاضر نیست زحمات و مشقات خانهداری و بچهداری را تحمل کند. یکی از وظایف مهم شوهر یا وظیفه اصلی او محبت به همسرش است.
بسیاری از انحرافات اخلاقی و ناسازگاریهای زنان اغلب از خلأ محبت و عدم درک صحیح آنان توسط مردان، صورت میپذیرد.
وقتی زن بدون عکسالعمل از طرف شوهرش، محبت میکند، تمایل دارد که باز هم بیشتر محبت کند تا شاید پاسخی دریافت کند، اما وقتی به محبتهای او پاسخ داده نمیشود، احساس میکند که تهی شده است و منزجر میگردد.
نیاز مردها به محبت
مردی که از زنش محبت نبیند، به بیماریهای روحی و ضعف اعصاب مبتلا میشود. مردی که دریابد مورد علاقهی همسرش نیست، به زندگی و کار و فعالیت بیعلاقه میگردد و ممکن است به فحشاء روی آورد.
در حضور فرزندانمان عشق و علاقهمان را نسبت به هم نشان بدهیم، تا دوست داشتن و ابراز محبت را به آنها بیاموزیم.»
مسؤولیت مشترک زوجها
یک سری از همسران نیز وجود دارند که در ابراز نکردن محبت و عشق خود از یکدیگر تأثیر میپذیرند، چون یکی ابراز نمیکند، آن دیگری هم از او تبعیت مینماید. غافل از این که کار خوب را باید انجام داد و مقابله به مثل نکرد!
صمیمیّت و بیان افکار و احساسات
صمیمیّت به تدریج ایجاد میشود و با بیان افکار و احساسات، حمایت و تأیید رفتارهای مثبت یکدیگر، افزایش مییابد. هرچه وجوه مشترک بیشتر شوند، صمیمیّت عمیقتر میشود.
برای نشان دادن صمیمیّت واقعی، باید صادقانه احساساتمان را بیان کنیم و خود و همسرمان را آنطور که هستیم بپذیریم.
پی بردن به کیفیتهای حسی و صمیمیّت همسران
حالات روحی افراد دارای سه جنبه است که هر فرد از هر سه نوع آن استفاده میکند. ولی اغلب افراد به یکی از حالتهای «لمسی»، «بصری» یا «سمعی» گرایش بیشتری دارند.
درک این موضوع که کدامیک از کیفیتهای «سمعی»، «لمسی» یا «بصری» در همسر شما غالب است، برای صمیمیّت و تأثیرگذاری بسیار مهم است.
با هر تیپی، باید مثل خودش و بر اساس کیفیت حسی خودش رفتار کرد.
یک مرد «بصری» را در نظر بگیرید که هر روز برای همسرش گل و هدیه میخرد، او را به مکانهای زیبا میبرد و با خود میپندارد که به همسرش ابراز علاقه میکند، غافل از اینکه همسر او «سمعی» است و بیشتر مایل است همسرش با او صحبت کند و از طریق کلام به او بفهماند که دوستش دارد.
انواع شخصیتها از نظر کیفیتهای حسی
افراد لمسی
از آنچه لمس کردهاند، بیشتر حرف میزنندو هیجانشان خیلی کم است. خیلی آرامند. حتی یک نوع رخوت و سستی را میتوان در آنها دید. احساس آنها از دیگران عمیقتر است.
آرام و سنگین صحبت میکنند. اغلب بین کلمات، زیاد مکث میکنند. عضلاتشان شل و راحت است.
افراد بصری
بصریها، افرادی هستند که تصاویر، برایشان بیشتر جلب نظر میکند. از آنچه که دیدهاند، بیشتر صحبت میکنند. هیجانیترند. سریع صحبت میکنند. از حرکات دست، بسیار استفاده میکنند و میکوشند سخنان خود را با حرکات، به تصویر بکشند.
چون سرعت کلامشان با سرعت تصاویر متحرک ذهنیشان برابر نیست، اغلب برای بیان اندیشههای خود شتاب دارند. برخی کلمات را حذف میکنند و آنچه را هم میگویند، به صورتی میگویند که مخاطب تصویر آن را در ذهن خود ببیند.
افراد سمعی
هیجان آرامتری دارند. آهسته و به صورت واضح صحبت میکنند.
اگر همسرتان دارای حالت بصری باشد و شما به صورت لمسی، یعنی خیلی آرام در مورد احساسات خود با او صحبت کنید، ممکن است حوصلهاش سر رود و از شما میخواهد که زودتر به اصل مطلب بپردازید.
پی بردن به کیفیت حسی همسر
وقتی او از خاطرات، تجربیات یا عملکردش صحبت میکند، در حقیقت در گفتارش دیدهها، شنیدهها یا هر آنچه را که لمس کرده است، به شما ارائه میدهد. شما فقط باید دقت کنید که در صحبتهایش به کدام ویژگی کیفیت حسّی بیشتر میپردازد، چشم یا گوش یا لمس.
هرچه سرعت و هیجان سخن گفتن بیشتر باشد، فرد بصریتر است. اگر سرعت متوسطی داشته باشد، سمعیتر است و اگر خیلی آرام و کند و بیهیجان حرف بزند، لمسیتر است.
ما در عمل از کسانی که در کیفیت حسّی مثل خود ما هستند، تأثیر بیشتری میپذیریم.
همسران لمسی
لمسیها بسیار ملایمند. لمسیها با آنچه با دست و تن حس میکنند، خیلی میانهی گرمی دارند. یک حمام آب گرم بیش از هر چیز دیگر آنها را شاد میکند.
لمسیها را باید در آغوش کشید. دستانشان را به گرمی فشرد و دست تحسین و صمیمیّت بر پشتشان زد. آنقدر که با نوازش و در آغوش کشیدن و بوسیدن میتوان محبت را به لمسیها ابراز کرد با هدیه و با گفتن «دوستت دارم» نمیتوان. هُل دادن و تنه زدن موجب آزار و ناراحتی در آنها میشود.
همسران بصری
افراد بصری به رفتار ما، به ظاهر ما و هر آنچه از ما به چشم میآید، بیشتر توجه میکنند.
بصریها عاشق گلاند. دوستدار هدیهاند. به کاغذ کادو و هدیه علاقهمندند. به اینکه از دید دیگران چگونهاند، خیلی اهمیت میدهند. با بصریها باید پرشورتر و پرهیجانتر بود. باید به طور مختصر و خلاصه صحبت کرد. برای صحبت کردن با این افراد، حرکات مهمتر از کلام یا تغییر لحن و طنین است. بهتر است از حرکات دست و چهره، بهره ببرید.
با یک فرد بصری، سریعتر صحبت کنید. مقصود خود را زودتر اعلام کنید و وقت بصریها را نگیرید، مگر آنکه بخواهید تصویر جالب و مورد علاقهی آنها را به تصویر بکشید.
آنها از آدمهای شل و ول متنفرند. عاشق هیجاناند. برای ابراز محبت نسبت به او برایش گل و هدیه و کادو بخرید. او را به مسافرت و دیدن مکانهای زیبا ببرید.
همسران سمعی
سمعیها به گفتار ما توجه دارند. به تحسینها، تقدیرها، تشکرها،
به آنچه پشت سرشان گفته شده. با سمعیها کمی آرامتر از بصریها صحبت کنید، اما مراقب باشید که خیلی هم آرام نشوید. خلاصه نکنید اما شرح و تفسیر فراوان هم ندهید.
شمرده و متین باشید. تشویقتان بیشتر کلامی باشد. یک «تحسین و تمجید» برای همسر سمعی، هزار مرتبه بیشتر از «یک شاخه گل» میارزد. یک «دوستت دارم» صدها بار نسبت به «یک شاخه گل»، بیشتر میارزد. اگر همسرتان سمعی است، به گفتارش بیشتر گوش دهید.
برای سمعیها، احترام کلامی مهمتر از احترام رفتاری است. تند صحبت کردن با آنها، بیادبی تلقی میشود.
شناخت بیشتر مردان
عملکرد مغز مردان
اگر قسمتی از مغز خانمها صدمه ببیند سمت دیگر مغزشان وظایف قسمت صدمه دیده را بر عهده میگیرند ولی در آقایان ممکن است توانایی صحبت کردن را از دست بدهد زیرا هر کدام محدودیتی در وظایفشان دارند.
همیشه در زندگیتان سعی کنید حدس بزنید در ذهن و فکر مرد زندگیتان چه میگذرد؟ تا در صورتی که او نخواست دربارهی آنچه در مغزش میگذرد، سخن به میان بیاورد، دچار فشار روحی نشوید.
چرا مردها بیشتر از زنها غرق در افکارشان میشوند؟
مردها برای آنکه از سوی فعالیت مغزی به سوی فعالیت قلبی و عاطفی بروند، وقت زیادی لازم دارند. بنابراین وقتی در مورد مشکلات مالی یا مسألهای عقلانی صحبت میکنید و ناگهان شما حس میکنید که میخواهید با او گرم و صمیمی رفتار کنید، ممکن است او حسن آن را نداشته باشد. او نمیتواند به سرعت شما تغییر رویه دهد.
مردی که هشت ساعت در محل کارش فعالیت مغزی داشته قادر نخواهد بود که تا به خانه میرسد از همان لحظه با احساس و گرم با زنش رابطه عاطفی و صمیمی برقرار کند، در حالیکه زنان میتوانند به سرعت از فعالیت مغزی به فعالیت قلبی و عاطفی منتقل شوند. زنان از تخلیه روحی و سخنان عاطفی در دقایق اولیه ورود شوهرشان به خانه خودداری کنند، مدتی به فکر و مغزش فرصت استراحت دهید تا بتواند عواطف و احساسات شما را بهتر درک کند. البته تماشای تلویزیون و مطالعه روزنامه بهترین طریقه استراحت نیست، چرا که اینها هم مشغولیت فکری هستند.
صحبتهای مردانه
وقتی مردان، گروهی از زنان را در حال صحبت کردن میبینند، متوجه میشوند که:
1. چند نفر آنها به طور همزمان حرف میزنند.
2. به طور مداوم حرف یکدیگر را قطع میکنند.
3. صحبتهای آنها اغلب بیربط و گسسته به نظر میآید، به این معنا که میتوانند از یک موضوع به موضوع دیگری بروند تا بعد به سر موضوع اول برگردند، آنگاه به سر موضوع سوم بروند و...
4. صحبتهای آنها جهت و هدف ندارد.
مردان به دشواری میتوانند بفهمند که زنان میتوانند از این نوع صحبت کردن، لذت ببرند و از اینکه میبینند تمام جزئیات گفتگو را حفظ کردهاند، در تعجب فرو میروند.
زنان به شیوهی خودجوش و مردان به شیوه منظم حرف میزنند.
چرا مردان، وقتی صحبت میکنند، دوست ندارند که حرفشان قطع بشود؟!
1. به علت ساختار مغز (مرد به دشواری میتواند دو کار را با هم انجام دهد، تمرکز بر هیجانهای خود یا آنچه میخواهد بگوید و در همان زمان، گوش دادن به هیجانها یا اظهار نظرهای زن) مغز مرد مثل یک تلسکوپ در هر بار تنها میتواند روی یک نقطه متمرکز شود.
2. قطع کردن حرف شوهرتان موجب میشود که او تمرکز خود را از دست بدهد و خشمگین شود. پس از آنکه بر خشم خود غلبه کرد دوباره تمرکز به دست آورد.
3. چون هدف مردان یافتن راهحل است، دوست دارند آنچه را که میگویند، تمام کنند. مردان، برعکس زنان، از موضوعی به موضوع دیگر رفتن را دوست ندارند. آنها دوست دارند که موضوع صحبت فعلی را تمام کنند، بعد به موضوع دیگر بپردازند.
4. وقتی شما صحبت یک مرد را قطع میکنید، او فکر میکند که میخواهید به او بگویید اشتباه میکند. یادتان نرود که مرد، پیش از حرف زدن، فکر کرده است و آنچه میگوید نتیجهی فکر کردن اوست.
متخصصان میدانند که گوش دادن از حرف زدن سختتر است. مردم، وقتی موضوعی برایشان جالب است، به راحتی دربارهی آن حرف میزنند. برعکس، گوش دادن ایجاب میکند که فرد تمرکز بیشتر داشته باشد و لازمهی آن این است که او حالت دریافت کنندگی به خود بگیرد.
مردها و هیجان
زنان، برخلاف مردان، برای تغییر هیجانهای خود، تواناییهای زیادی به دست آوردهاند. آنها میتوانند خیلی سادهتر و سریعتر، از یک هیجان به هیجان دیگر بروند. مثلاً از ترس به شادی یا تعجب یا خشم، لذت و... در حالیکه مردان به طور معمول بر اثر هیجان درمانده میشوند.
آشنایی با فرهنگ مردانه
برخلاف زنان که همیشه احساسات خود را در میان میگذارند و ناراحتیها و دلگیریهایشان را مطرح میسازند، مردها با همتایان خود اغلب دربارهی احساساتشان حرف نمیزنند، به جای آن برای اعمال و اقدامات خود ارزش قائل میشوند.
هرچه با همسرتان از دلخوری، رنجش و انتقاد کمتر حرف بزنید، صمیمیّت میان شما بیشتر میشود و زندگی زناشوییتان محکمتر میگردد.
مردان و اشتباهات
وقتی انسان درستی تصمیم و اقدام خود و اشتباه بودن رفتار همسرش را در واقعهای اثبات میکند دوست دارد بگوید: «من که به تو گفتم». شادی و خوشحالی بیان این جمله ارزش ناراحتیهای بعدی را ندارد چون فاصله بین همسران را زیاد میکند. مردها از اینکه اشتباه کنند متنفرند و از اینکه به آنها گفته شود که «اشتباه کردی» متنفرند. به خصوص اگر این شخص همسر او باشد. مرد را برای اشتباهش سرزنش نکنید، روی تواناییها و شخصیتش قضاوت نکنید، طوری سخن نگویید که احساس کند به او اعتماد ندارید.
راهحلهایی برای ترس مردها از اشتباه
از همسرتان قدردانی کنید و او را تشویق و تمجید کنید. نمیدانید که چقدر مردها به قدردانی و تعریف نیاز دارند. اگر مرد گفت که به تشویق و تمجید شما نیازی ندارد و طوری وانمود کرد که از آن لذّت نمیبرد، شما بدانید که او به قدردانی و تشویق شما بسیار نیاز دارد.
مردان ـ کار ـ روابط خانوادگی
در پژوهشی 75درصد از مردان اظهار کرده بودند که مهمترین مسأله زندگیشان شغلشان است و 75 درصد از زنان اظهار داشتند که خانوادههایشان هستند.
به عنوان یکزن، ممکن است از این تفاوت فاحش، استنباط اشتباهی کنیم که: زن ممکن است برداشت کند که مردان به اندازهای که ما دوستشان داریم، دوستمان ندارند اما این حقیقت ندارد! حقیقت به قرار زیر است:
اگر یک مرد احساس خوبی نسبت به کار و توانائیهایش نداشته باشد، برایش خیلی مشکل خواهد بود که به روابط خانوادگیاش اهمیت بدهد.
برای خانمها خیلی سخت است که این واقعیت را درک و قبول کنند. ارزشهای مردان با زنان فرق دارد، برای مردان مهم این است که چقدر در کار خود موفق هستند.
برای یک زن گذراندن اوقات صمیمی با همسرش، یک جایزه و یک آرامش محسوب میشود نه زحمت و کسالت. بنابراین زنان میخواهند که مرد تمام نگرانیها و گرفتاریهای مربوط به کار را قبل از ورود به منزل فراموش کند. او را در آغوش بگیرد و در آرامش استراحت کند. مردان تلاش کنند تا این کار سخت را انجام دهند.
مردها و ترس از صمیمیّت
بیشترین تغییری که زنها در مردها میخواهند، این است که مردها از احساساتشان حرف بزنند.
خواست زنها
هنگامی که زنی از شوهرش میخواهد که با او حرف بزند، منظور فقط بیان اتفاقات روزمرهی پیش پا افتاده نیست، او میخواهد همسرش در گفتار و رفتار، عشق را خالصانه به او عرضه کند و صمیمیّتی میخواهد فراتر از یک «دوستت دارم» ساده.
گزارشهای حاصل از تحقیقات به عمل آمده نشان میدهد که مهمترین عامل یک زندگی موفق، در توانایی زن و شوهر در ابراز احساسات و عواطف است و زنان شکستخورده، نبودِ عشق و محبتِ کلامی را مهمترین عامل شکست در زندگی اعلام کردهاند.
حرف دل خود را زدن
حرف دل خود را زدن، فرایندی است که خودِ بیرونی مرد را به خودِ درونی او نزدیک میکند.
ابراز احساسات و بیان علاقه و مهر برای بسیاری از مردها، کار مشکلی به حساب میآید. اینکه اراده کنید احساساتتان را ابراز کنید، در ایجاد ارتباط بسیار مهم است.
زنها بدانند که «تشویق مردها برای نشان دادن احساساتشان، موجب افزایش صمیمیّت میشود در حالیکه گفتن مشکلات به همسر، تنها بخشی از صمیمیّت است و نمیتواند کامل باشد.
مردها و ابراز احساسات
صحبت کردن مردانه
هدف زنها از گفتگو، مبادلهی برخی اطلاعات خاص نیست، بلکه بازگذاشتن و فعال نگهداشتن خطوط ارتباطی میباشد. وقتی مردی یکی از دوستانش را تلفنی به ناهار دعوت میکند، دوستش به طور معمول میگوید «چه خبر است؟»، «چی شده؟» یا «چه کمکی از دستم برمیآید؟» اما هنگامی که زنی به یکی از دوستانش تلفن میزند و او را به ناهار دعوت میکند، دوستش میگوید «به طور حتم میآیم» یا فقط میپرسد «چه موقع بیایم» زنان به این دیدارها که فقط به دلیل لذت بردن از مصاحبت یکدیگر است، عادت دارند و از آن لذت میبرند.
زنان روی هم رفته معتقدند اگر مردی آنها را دوست بدارد، به احساسات آنها گوش فرا میدهد. اما مردها اینگونه احساس نمیکنند، زیرا در میان گذاشتن احساس برای آنها موضوع مهمی نیست.
هنگامی که زن آرزو میکند فقط در آغوش گرفته شود و نه بیشتر، بیشتر اوقات برای شوهرش سوء تفاهم به وجود میآید. او میخواهد در آغوش گرفتن و آمیزش را از هم جدا سازد. هنگامی که مرد آغوش را با آمیزش پاسخ میدهد، زن احساس میکند که این کار به او تحمیل شده است و زمانی که زن از آمیزش مرد جلوگیری میکند، مرد حس میکند زن او را گمراه کرده است.
ورزش، سیاست و جنگ، موضوعاتی است که در صحبتهای مردان در اولویت قرار میگیرند و همه جا شنیده میشود.
زبان حقایق
صفت «خویشتن داری مردان» در برابر «احساسی بودن زنان» سبب میشود که زبان مردان زبان حقایق است. آنها به دور از احساسات، حقیقت را بیان میکنند. مردان هرگز نمیتوانند صحبتشان را با کمی احساس عاطفی، گیراتر نشان دهند. مجلههایی که مخصوص آقایان است، فقط شامل اطلاعات میشود. از تجزیه و تحیلیها و دلایل، مطلبی دیده نمیشود.
مردان در زندگی، به ندرت در مورد خود صحبت میکنند. با شنیدن گفتگوها که از اطلاعات حقیقی تبدیل به ابزار صمیمیّت میشود، میتوان درجهی صمیمیّت آنان را دریافت. به طور کلی، صحبتهای آشنایان جدید، اختصاص به حقایق دارد اما به تدریج که یکدیگر را بهتر شناختند، در مورد عقایدشان به یکدیگر اعتماد میکنند و سرانجام اگر تبدیل به دوستان واقعی شده باشند، احساسات بروز میکند.
گفتگوی غیرمستقیم
چرا مرد در برابر ابزار مستقیم احساسات خود مقاومت میکند و احساسات خود را به صورت غیر مستقیم ابراز میکند؟ او تصور میکند که، ممکن است در مقابل ابراز احساسات و گفتن «دوستت دارم» با سکوت زن مواجه شوم و این را برای خود شکستی غیر قابل جبران میداند. مردان بیان صریح احساسات را مانند قماری میدانند که احتمال برد و باخت در آن قابل پیش بینی نیست. او احساساتش را غیر مستقیم بیان میکند تا اگر پاسخی که انتظار دارد از همسرش دریافت نکند، چیزی را از دست نداده باشد.
اگر او موضوعی را به طور مستقیم به زن بگوید، در واقع از او دعوت کرده است تا پاسخی صریح ارائه دهد.
مسألهی دوستت دارم
اکثر زنان، صمیمی بودن را فقط در توانایی گفتن «دوستت دارم» میدانند و در مقابل اغلب مردان، اینگونه تصور میکنند که در راه اثبات عشق خود به گفتن دوستت دارم نیازی ندارند. مرد احساس میکند عشق خود را از صدها راه ابراز کرده است (از راه ایما و اشارات روزانه، دادن خرجی و...) و این میتواند کافی باشد.
زنان بیان نکردن این جمله را، کم بودن علاقهی شوهرشان نسبت به خود فرض میکنند.
بهای سنگین خویشتنداری مردان
بنابر اطلاعات به دست آمده، به طور متوسط عمر مردان، هشت سال کمتر از زنان است. میزان حملهی قلبی در مردان، هفت برابر زنان میباشد.
بر اساس نتیجهی یک پژوهش، ازدواج مناسب و داشتن روابط دوستانه با همسر و اعضای خانواده، طول عمر را افزایش میدهد. پژوهشگران علت این موضوع را چنین بیان میکنند که مردان به علت خویشتنداری، در مقایسه با زنان، کمتر با دیگران معاشرت میکنند و در مورد مشکلات زناشوییشان با یکدیگر کمتر صحبت میکنند.
نکتهی جالب توجه دیگر این است که، اشک ریختن (که برای مرد خویشتندار مایهی شرم میباشد) به منزلهی عامل مهمی در حفظ سلامت روانی او شناخته شده است. گریستن میتواند مشکلات مربوط به بیماریهای قلبی را از بین ببرد. اغلب مردان و زنان هر دو میتوانند با گریستن 20 تا 25 درصد از فشار خون خود را کاهش دهند.
اشکهایی که در زمان غم و اندوه یا بحران ریخته میشود، دارای «سمی» میباشد که اشکهای معمولی مخصوص پاک کردن چشم، فاقد آن است، بدن این سموم را در شرایط فشار روحی تولید میکند و از طریق اشک از بدن خارج میشود.
الگوی خوب صمیمیت (برای مردان)
به آنچه میخواهید بگویید فکر کنید و اولین چیزی را که به ذهنتان میآید به زبان نیاورید، زیرا امکان دارد بیش از مفید بودن، آزار دهنده باشند.
ویژگیهای یک الگوی خوب
1. اعتماد
اعتماد کردن به راستی اعجاز میکند، زیرا اشخاص اغلب در حد انتظار ما ظاهر میشوند. اعتماد کردن به دیگران به این معناست که به او اختیار عمل میدهید و در ضمن بهترین نتیجه را پیشبینی میکنید. وقتی اعتماد میکنید، نیازی به کنترل دوباره ندارید، زیرا خطری را انتظار نمیکشید.
در هر موقعیتی، اگر به ترس خود از نتیجه واکنش نشان ندهید، نیازی به مسلط شدن، سلطه جویی و کنترل کردن همسر ندارید. صمیمیت و کنترل ضد یکدیگرند. اگر یکی از آنها را بخواهید، دیگری را از دست میدهید.
به چند مورد اشاره کنید که تازگی شوهرتان را کنترل کردهاید. در هر مورد از خود بپرسید از چه چیزی میترسیدید؟ آیا ترستان واقعبینانه بود؟ بدترین اتفاقی که ممکن بود بیفتد چه بود؟
بسیاری از زنان نگرانند که شوهرانشان اگر به حال خود رها شوند، نمیدانند کارها و برنامههایشان را چگونه انجام دهند. آنها به قدری شوهرانشان را دست کم میگیرند که آنها را تهدیدی علیه خانه و خانواده ارزیابی میکنند.
مادام که از کنترل کردن او دست برندارید، نمیتوانید معنای واقعی ازدواج با شوهرتان را درک کنید. البته منظور این نیست که شما مسبب اشکالات و نواقص همسرتان هستید. شوهر شما همیشه مسؤول کارهای خود است. اگر شما هم در مقام انتقاد از او حرف بزنید و بخواهید در هر کاری به او راه نشان دهید، اطمینان و توانمندیش را از بین میبرید.
بیاعتمادی
به اندیشهی او احترام بگذارید. ممکن است شوهرتان حرفی بزند که از نظر شما صحیح نباشد! باید توجه داشته باشید که شوهر شما یک انسان است و حق دارد اشتباه کند، همانطور که شما هم اشتباه میکنید. بگذارید حرفش را بزند، از او به خاطر حرفش انتقاد نکنید، به او نخندید، توهین هم نکنید.
به جای آن، با مهربانی تمام و صمیمیّت کامل، به او بگویید: «هر طور که تو فکر میکنی.»
حتی اگر فکر میکنید حرف شوهرتان بیمعنی است، به او بگویید که به نظرش احترام میگذارید. واژهی «هر طور تو فکر میکنی» را بارها و بارها تکرار کنید. نگویید: «به خودت مربوط است»، «تو چه فکر میکنی؟» بگویید «هر طور تو فکر میکنی»
ممکن است شوهرتان پولی را هدر دهد، ممکن است آنقدر قبض آب را دیر بپردازد که آب منزل شما را قطع کنند. هیچ کدام از این موقعیتها ابدی و دائمی نخواهد بود، هیچ کدام تهدیدی برای زندگی شما محسوب نمیشوند.
وقتی نظرات همسرتان را رد میکنید، روحیهی او را از بین میبرید.
معجزهی اعتماد (عدم کنترل)
اغلب شوهرها از این که ببینند همسرشان به آنها اعتماد میکند، خوشحال میشوند.
نکتهی مهم
تنها زمانی باید با نظر شوهرتان مخالفت کنید که او انجام دادن کاری را از شما بخواهد که به سلامتی و حال شما لطمه بزند. هرچه به نظرات همسرتان بیشتر احترام بگذارید و هر چه از میزان کنترل کردن او بکاهید، او احساس مردانگی بیشتری میکند.